برای ارسال نظرات از فرم پایین صفحه استفاده کنید.

 من فقط مسئول پاسخ‌های خودم هستم، مسئولیت سایر نوشته‌ها بر عهده نویسندگان آنهاست و گذاشتن آنها به معنی تائید نظرات آنها نیست.

جستجو

آرشيو 1386، 1385، 1384، 1383
8 4      ۱   ۲   ۳   ۴   ۵   ۶   ۷   ۸   ۹   ۱۰      3  7

اکبر خرسی: سيد عزيز سلام.
در خبرها خواندم که به هر نماینده مجلس ۱۰۰ میلیون تومان نا قابل در این به بوهه انتخابات ریاست جمهوری دادند . لابد سبیل ها را چرب کردندتا کمی اهل فعالیت شوند. از قدیم گقته اند بی مایه فتیر است.
سيد مجبور شدم ان شعر مرحوم نسيم شمال را که چند روز قبل برايت ارسال کردم مجددا بنويسم. اگرچه همه انرا بخاطر ندارم همين چند بيت کافی است.
اسکناس ای اسکناس ای اسکناس
ايکه بردی از مرد وزن( وکیل وموکل با محاسن وبی محاسن) هوش وحواس
خلق را يکباره کرده ای
اهل تهران را معطل کردهای
تو همان بودی که با صد عز وناز
گاه منصب دادی وگاه امتیاز.
گاهی دکترا گاهی وکالت گاهی سفارت گاهی شرافت گاهی این دنیا گاهی ان دنیا.
حالا سئوال من این است چرا ۱۰۰ میلیون ونه ۵۰ میلیون ویا دویست میلیون . این ۱۰۰ میلیون چگونه محاسبه شده است و هینطوری ذز اصطلاح چکی محاسبه شده است یا حساب وکتابی داشته است.اگر حساب وکتابی دارد ان چیست. اگر حساب وکتاب ندارد نمایندهای که در دیزی را باز میکند وفقط ۱۰۰ میلیون بر میدارد بسیار متعقل نیست.ممکن است کمی با حیا باشد.

(۲۰ مهر ۱۳۸۷ - ۲۲:۳۰)


mohamad nosrati: moze giriye khobi bod!

(۲۰ مهر ۱۳۸۷ - ۲۲:۱۵)


نکته بين : دررابطه به متنی که درباره اکبرگنجی وامام زمان نوشته اید:
ایرانیان « زاده رنج » هستند.ازاینکه کسی زندانی شودرنج می برندوبرای آزادیش دعامی کنند؛ ازاینکه برکسی آنچنان عرصه راتنگ کنندکه به اعتصاب غذاروبیاوردوازجانش مایه بگذاردرنج می برند؛ ازاینکه دولت به جای خدمت به مردم پولهایشان راخرج کمونیستهای آمریکای لاتین می کندیاصرف صدهاکارغیرضروری وبعضا تبلیغاتی تامردم بیکاروفقیربزهکارشوندوسپس آنهارااعدام وسنگسارمی کندرنج می برند؛ازاینکه گروهی ازخدابیخبرگروه دیگری را تحریک وتشویق وآموزش میدهندتاموادمنفجره به خودبسته وخودومردم بیگناه را بکشندرنج می برندچه این کشته عراقی وپاکستانی باشدچه فلسطینی ولبنانی باشدچه اسرائیلی وآمریکائی درهرحال رنج می برند.ایرانیان خون آشام نیستندکه اگرآمریکادچاربحران اقتصادی شودشادی کنندوذوق زده شوند.
ایرانیان « اسیرمحبت » هستندخشونت ورزی را گناه می دانندوازاینکه گروهی از« شیفتگان قدرت» خشونت ورزی را « ارزش» نام نهاده اندوآنراترویج می کنندرنج می برند.
ایرانیان عقیده دارندکه امام زمان (عج) محصوردرچاه جمکران نیست بلکه امام است وهرجاصدایش کننداگرخداصلاح بداندحاجت روامی شودبنابراین ازاینکه دولت میلیاردهابودجه دراختیارمتولیان این چاه قرارمی دهدتاخرافه پرستی راترویج کنندرنج می برند.ایرانیان ازاینکه ریاکاری اساس هر« گزینش » است رنج می برندوعلت اینکه کشوری نفت خیزبادرآمدسرشارومردمی بااستعدادهای درخشان این چنین فقیروعقب مانده است وروزبروزبر« واردات » آن افزوده می شود همین گزینش میدانندوازاینکه جامعه به خودی وغیرخودی تقسیم شده است رنج می برند.ازاینکه شایسته سالاری منسوخ شده ومجیزگویان بیسواداماریاکارصاحب مقام ومنصب شده اند رنج می برند. احمدی نژادرمصاحبه تلویزیونی باافتخارازبالارفتن درصدواردات گفت .وای بروزی که بگنددنمک!!!
ایرانیان ازاینکه کسانی که بوئی ازانسانیت نبرده اندخودرا ایرانی می نامندرنج می برندوچون رنج می برنددست به دعابرمی دارند!
درضمن , اعتقادبه ظهوریک منجی خاص مسلمانان نیست بلکه ادیان دیگرهم به آن اعتقاددارند.شماکه درموسسه ادیان همه کاره ایدبهترازمن که بایدبدانید!

(۲۰ مهر ۱۳۸۷ - ۲۱:۵۵)


تامی(ت-ف): با عرض سلام و درود!

جناب آقای ابطحی البته من به شخصه نسبت به انسان های همجنس گرا ديد خوبی ندارم ولی اگر اشتباه نکنم سال ۸۴ يک همايش بزرگ در اين زمينه در دانشگاه اراک برگزار شد که من خودم آنجا بودم، بسياري از پزشكان درجه يك در اين همايش حضور داشتند! تعدادي از اين همجنس گرايان به دليل نقص هورموني مادر زادي به اين نوع روابط روي مي آورند در واقع ميتوان موضوع را اين طور بيان كرد: اين نوع بيماري در واقع قرار گرفتن روح يك مرد در بدن يك زن و يا برعكس است!
بدرود!

(۲۰ مهر ۱۳۸۷ - ۲۱:۳۹)


مهدی-کرج: حتمن شما هم اعتقاد دارید که هیچ آدمی بد مطلق نیست- من جمله احمدینژاد

آیا در بین اصلاحطلبان به این نتیجه رسیده اید که بعضی چیزای احمدینژاد مثل سهم خواهی ونترس بودن در سطح بین المللی را یاد بگیرید و در دوره ی خود بکار بگیرید؟

(۲۰ مهر ۱۳۸۷ - ۲۱:۳۴)


سعيد فيروزکوهی: جناب آقای ابطحی
هميشه فکر ميکردم روحانيونی مثل شما ميتوانند پلی بين مذهب و روشنفکران و در نهايت مدرنيسم باشد ولی نوشته امروز شما در وب نوشت،مهدویت و آقای گنجی، معلومم کرد آن فکر پنداری بيش نبود. گمان نمي برم مقاله شما ،ايذآ تمام کسانی در مقام جواب به نوشته های ايشان برآمدند، پاسخی در خور نوشته های ايشان عرضه کرده باشند. آخر چطور مي توان از دنيای پر تلاتم فعلی با شیوه گذر کرد و به انبوه سوالات جوانان ما به اين شيوه پاسخ داد. در پايان بايد بگويم که آوردن گزاره تبليغی همچون، دفاع گنجی از همجنس طلب ها، بدور از شخصیت شما بود. بهتر آنکه این شیوه تخریب را به رقیبان سیاسی خود وا گذارید. آنان در مورد خانم شیرین عبادی و وکالت چند هموطن بهایی به خوبی از عهده این کار برآمدند که انتظاری بیش از قوم نمیتوان داشت.....اما شما چرا؟؟

(۲۰ مهر ۱۳۸۷ - ۲۱:۱۸)


درود بر شرف عبدالله نوری: درود آقای ابطحی
آقای نوری آبروی اصلاحات هستند.درست است که امثال شما و عطريانفر و...حاضر به هيچ هزينه ای نيستيد اما دليل نميشود اين قدر بی انصاف باشيد.آقايان که معترضند مقالات منصفانه ی امثال عبدی باعث خالی شدن دل خاتمی ميشود آيا شما و عطریانفر بی انصاف که هنوز نوری لب نگشوده ميگوييد نمی خواهد کانديدا شود دل ملت را خالی نميکنيد؟
در مورد آقای گنجی هم که مورد اعتماد ملت ايران است بايد بگويم که در دولت ۸ ساله ی شما شش سال ونيم در اوين بود و هيچ کاری نکرديد....هيچ حمايتی از اکبر گنجی مظلوم نکرديد.به علی ابن ابی طالب قسم که اگر يک صدم گنجی شکنجه ميشديد و خانواده ی شما اين قدر در استرس به سر ميبردند خدا را کفر ميگفتيد.متاسفم برای خودم که به حرف امثال شما گوش دادم و در مجلس هشتم شرکت کردم.اقليت مجلس مثلا چه غلطی ميکند؟هيچ.

(۲۰ مهر ۱۳۸۷ - ۲۱:۰۲)


شهرام: به عنوان يک کسی که ظاهرا طرفدار رييس جمهور شدن مجدد آقای خاتمی هستي، لطفا توضيح بدهید که چرا ايندفعه با دو دوره قبل وی فرق خواهد کرد؟ چرا ما بايد باور کنيم که او کار موثری می تواند بکند؟ خاتمی که طی دو دوره ثابت کرد حتی به نزديکيهای انتظارات مردم هم نمی تواند برسد. تازه اگر بخواهد. من روی همين هم شک دارم. فکر می کنم خاتمی با همين سيستم موافق است. آيا پسوند دينی در مردمسالاری دينی باج بود به بعضی ها، يا اينکه واقعا عقيده او بود؟ چند بار به خودمان بگوييم می خواست ولی نگذاشتند؟ پس چرا احمدی نژاد توانست؟ چرا او به جز وزير اطلاعات يک روحانی هم در کابينه هاش باقی نگذاشت و به مراجع گفت محترميد ولی تصميم دولت قاعده خودش را دارد. چرا کسی جلوی او را نگرفت؟ پس خاتمی احتمالا همين سيستم را قبول دارد و برای همين هم به سمت انتظارات مردم گام برنداشت.

(۲۰ مهر ۱۳۸۷ - ۲۰:۵۴)


چیز: سلام، این کاری اصولگرایان میکنند و همه چیز را به هم ربط میدهند صددرصد کاری غیر اخلاقیست ولی در مورد آقای گنجی و اظهاراتشان باید گفت، که هر کس حق بیان عقاید خود را دارد و تا زمانی که به کسی یا به عقیده ای بی حرمتی نکرده، به هیچ وجه کار اشتباهی انجام نداده، کسانی که با نظر آقای گنجی مخالف هستند به جای ناراحت شدن باید با ایشان بسیار منطقی بحث کنند و بالاخره معلوم میشود که چه کسی درست میگوید.

(۲۰ مهر ۱۳۸۷ - ۱۹:۵۷)


حامد: آقای ابطحی عزيز سلام؛ من مدت هاست به خانه مجازی شما؛ نه پيوسته؛ که گاه گاه؛ سر می زنم... مطالب را ورق می زنم؛ بخش های گزارشی نوشته هات دل نشين هستند... درمورد بخش های تحليلی هم؛ گرچه کاملا معتقد به آزادی کامل گفتن و بيان هر فکر درونی توسط هر کس هستم؛ اما ديدن واژه های خامی که گه گاه در نوشته های تان به سخن و انديشه ديگران نسبت می دهيد؛ اندکی [خام] و [دور از آداب حکيمانه] می نمايد. با همه ارادتی که به شما دارم؛ من از گفتن واژه هايی شبيه [نادرست] به کلام ديگران؛ درک خاصی ندارم. حس خاصی در من نمی انگيزد. من فکر می کنم کسی در موضعی نيست که بخواهد موضع کس ديگری را نادرست خطاب کند. حاصل هر انديشه ای بايد گرامی داشته شود. شک کردن؛ خاصه در بنيان هايی که به خاطر شرايط سانسور شديد؛ دچار رکود شده اند؛ به نظر من؛ در کمترين حدش؛ باعث می شود کسانی که سال هاست در رکود آن انديشه آسوده زيسته اند به چالش کشيده شوند. انديشه هيچ انسانی آن قدر کامل نيست که از گزند حوادث و گذارهای اجتماعی و سياسی حيات آدمی جان سالم به در ببرد. بايد به اصل ديگرگونه نگاه کردن جدی تر انديشيد. بحث های روشنفکری نقدهای بنيادی به ريشه ها و جايگزينی با انديشه هايی صيقل خورده تر می طلبد. نمی شود گفت که چون ما به خاطر اعتقادمان جور ديگر می انديشيم پس الزاما بهترين هم هستيم. شک کردن نقطه آغاز ايمان است. ايمان بدون شک؛ پايداری آدمی را می ماند که با يک پا بر فراز بلندکوهی؛ بر روی تخته سنگی تيز ايستاده است. به طوفانی کاخ انديشه اش برهم زده می شود. انديشه بايد دريا گونه باشد. که با سيلاب های سهمگين درونش هم؛ چيزی باشکوه و باوقار باشد. حس کردم در مورد نوشته آخرتان در باب مهديوت بيش از منطق دچار عامی گری شده بوديد... و برازنده خانه تان نديدمش... اوقاتتان به کام

(۲۰ مهر ۱۳۸۷ - ۱۹:۳۴)


نجمه امیدپرور: سلام. بیایید همه با هم برای آمدن آقای خاتمی کاندیدای جوانان تلاش کنیم. منتظر حضور سبزتان هستم.

(۲۰ مهر ۱۳۸۷ - ۱۹:۰۲)


محمد: چرا شما که از مقاله اقای گنجی ناراحت شديد بجای تبری جستن اصلاح طلبان ازايشان يکبار برای هميشه بادليل ومنطق اين موضوع رو برای ما جوانان ثابت نمي کنين که خيال همه راحت شه به قول خدتون ثواب هم بکنبن البته اگه خدتون هم اينقدر که به مردم ميگن باورداشته باشين مهدويت رو.

(۲۰ مهر ۱۳۸۷ - ۱۸:۵۰)


احمد: بهترين گزينه برای رياست جمهوری آقای نوری است. زيرا آقای خاتمی در مقابل اين احمدی نژاد مطمئنا قاطعيت لازم را ندارد و با لطف اسلامی برخورد ميکند ولی آقای نوری با کسی تارف ندارد. انسانی پاک که بارها امتحان خود را پس داده ولی حيف که قبول نميکند بيايد صد حيف

(۲۰ مهر ۱۳۸۷ - ۱۷:۴۸)


ال: سو استفاده از مقدسات و خرافات برای گول زدن مردم نادان که سیاست اصلی دولت احمدی نزاده.
تو میگویی خطر بزرگی برای اعتقادات مردم دارد. اخر مگر انها غیر از وقت انتخابات مردم را میشناسند؟ اگر میشناسند بگو میشناسند.

(۲۰ مهر ۱۳۸۷ - ۱۷:۴۸)


سيد: گويند شيخي از سر شب تا صبح دو من طعام بخوردي و عبادت كردي .كسي به او گفت سرشب بخوابي ثوابش بيشتر است ... آقاي ابطحي حكايت جنابعالي وآقاي نوري مثل همان شيخ است . خدايي عدم حضور شما در صحنه ثوابش بيشتر است . در ضمن از شما خواهش مي كنم عكس بالاي سايت تان را عوض كنيد و بدون لباس روحاني باشيد بهتر است .حيف اين لباس .

(۲۰ مهر ۱۳۸۷ - ۱۶:۳۷)


نادر رضوی: اگر شما انتقادی از اکبر گنجی دارييد چرا علنا آن را مطرح می کنييد؟ ضمنا منبع سخنان سخنان اکبر گنجی خبر گزاری معلوم الحال فارس است؟ آيا شما به اين خبر گزاری اعتماد می کنييد؟
و چرا آقای کروبی که به قم رفتند از حضرت آيت الله العظمی منتظری ديدار نداشتند.
مگر می شود اصلاح طلب بود ونامی از اين آزاد مرجع شيعه نکرد.
خدا آخر عاقبت همه ما را به خير کند

(۲۰ مهر ۱۳۸۷ - ۱۵:۰۱)


سارا: آقا سيد سلام!
در مورد اظهار نظر آقای سبحانی در مورد جدا سازی دختر و پسر در دانشگاهها اظهار نظر نمی کنيد؟!

(۲۰ مهر ۱۳۸۷ - ۱۳:۵۳)


پاسخ: lموافق هستم


عبدلله حسيني: سلام حاج آقا
در خصوص مدرک آقای رحيمی (رييس ..) که تعدادی از نمايندگان مجلس اعلام کردند تقلبی است ظاهرا کسی پيگير آن نيست؟!
در خصوص آقای جهرمی نيز که آقای تاج زاده در مورد علت تغيير نام ايشان و اينکه قبلا سيد نبوده ولی حالا به دلايلی سيد شده ؟ نيز سکوت کامل برقرار است؟؟؟ اگر اينها افترا زده اند بايد مورد پيگيری واقع شوند که اگر اينطور بود حتما مدعی العموم آنرا پیگیری کرده بود لذا بنظر میرسد گفته های این آقایان در مورد آقای رحیمی و جهرمی درست میباشد ٬ خوب چه کسی باید جواب بدهد؟ من خواهشم این است که مسولین نظام نگذارند ملت نسبت به همه مدیران بدبین شوند ٬ خواهشا هر چه سریع تر نسبت به روشن شدن این موضوع اقدام نمایند.

(۲۰ مهر ۱۳۸۷ - ۱۳:۲۴)


نکته بين : مدرس اگريک نفربودونامش جاودانه شدبه اين دليل بودکه شمشير« ردصلاحيت » بالای سرش نبود!
اين شمشيررابرای اين گذاشته اندکه همه سربزیرباشندو« وکیل الدوله » نه مدافع حقوق ملت!
درطول تاريخ هيچ حکومتی اين چنين مجيزگوئی را ارج ننهاده است!

(۲۰ مهر ۱۳۸۷ - ۹:۴۸)


محمود: جناب ابطحی ؛ با سلام .
به نظر من کاربر با نام علی راست گفته ، شاید آقای نوری حتی بهتر از آقای خاتمی باشه . چون حرفای خود را بدون ملاحضه بی مورد زده و میزند و به سود جویان باج الکی نمیدهد. بهتر است تا آقای خاتمی که بسیار موجه هستند نیز اینچنین باشند.

(۲۰ مهر ۱۳۸۷ - ۹:۴۴)


8 4      ۱   ۲   ۳   ۴   ۵   ۶   ۷   ۸   ۹   ۱۰      3  7
نام: *
ایمیل:
وب سایت: تغییر زبان
نظر: *
   
© Copyright 2003-2008, Webneveshteha.com. All rights reserved.