۱۶ دی ۱۳۸۷
تاسوعا


فردا روز تاسوعا است. به خاطر نهم ماه محرم به این روز تاسوعا می‌گویند. آرایش جنگی برای کشتن ابی عبدالله از تاسوعا آغاز و محاصره‌ی خیمه‌های امام‌حسین علیه‌السلام در این روز تکمیل شد. عصر روز تاسوعا شمر نامه‌ی امیر را آورد که حسین یا باید تسلیم شود و یا کشته! امام حسین از تسلیم‌شدن امتناع کرد. از عبرت آموزترین جملات تاریخی این است که ابن‌سعد پس از اطلاع از عدم تسلیم حسین، برای جنگ با حسین علیه‌السلام، خطاب به لشکریانش بانگ بر آورد که: یا خیل الله! ارکبی و بالجنه ابشری. یعنی ای لشگریان خدا بر اسبان خود سوار شوید و به بهشت بشارت دهید. حسین را هم به این راحتی به‌نام خدا و بشارت بهشت، کشته‌اند. اولین تیر را هم به نشانه‌ی آغاز جنگ، در تاسوعا رها کردند. امام حسین یک روز مهلت خواست. شب عاشورا یاران را جمع کرد. به آنان گفت: اکنون که معلوم شده فردا ما را خواهند کشت، هر کس که می‌خواهد برود، از تاریکی شب استفاده کند و برود. خیلی‌ها رفتند و عده‌ای هم باقی ماندند که همان‌ها حماسه‌سازان تاریخی کربلا شدند. روز تاسوعا روز تجلیل از رشادت‌های ابوالفضل‌العباس هم هست. عباس در میان شیعه به عنوان سمبل شجاعت و رشادت و جوانمردی شناخته می‌شود. همان صفاتی که امروز خیلی به آن نیازمندیم. تاسوعا و عاشورا و عزاداری‌هاتان قبول حضرت حق.

 

۱۵ دی ۱۳۸۷
خدا مادرتان را نگهدارد

 

از دست دادن مادر برای هرکس و در هر سن و در هر شرایطی سخت است؛ واقعاً سخت! باور نمی­کردم به این زودی ولی آخر هفته­ی گذشته مادرم پر کشید و رفت و رفت و رفت. نام مادرم سیده زهرا هاشمی­نژاد بود. متولد ۱۳۱۹. مثل همه­ی مادرهای دنیا مهم­ترین پشت­گرمی فرزندانش بود. در طول دهه­های گذشته، هر روز برای فرزندانش زیارت عاشورا و دعای توسل می­خواند و این دعاهایش، چه اطمینان خاطری می­داد به ما. بیشتر عمرم را متأسفانه دور از مادر گذراندم اما هر وقت می­دیدمش انگاری همیشه با او بودم. دلشوره­ی مادر برای فرزند هم معجزه­ی بزرگ خداست. در زندگی رنج و جفای زیادی کشید؛ دل پر درد و عقده­ای داشت؛ اما صبور بود و مقاوم. اصلاً اهل ریا و تظاهر نبود. به همین دلیل در سال­های اخیر، مشکلات پدر و برادرم روحش را درگیر و متأثر کرده بود. یک ماه اخیر مریض بدی شده بود. کلیه­هایش در اثر قند از کار افتاده بود. تقریباً تمام این یک ماه در بیمارستان بود و من هم تقریباً هر روز می­دیدمش. تقی تقریباً همیشه همراه مادر بود و حسین هم مرتب رفت و آمد می­کرد. روزهای آخر حالش بهتر شده بود. خیلی خوشحال بودیم. دکترها و کادر بیمارستان لاله خیلی تلاش کرده بودند. رضا خاتمی دکتر مادرم بود؛ واقعاً زحمت کشید. صدایش که هر روز از وضع مادر خبردارمان می­کرد، امید ما در ماه گذشته بود. دکتر لطفی هم  همین­طور. از همه­شون تشکر می­کنم. اما در همان اوج، صبح پنجشنبه ۱۲ دی خبر دادند که مادرم دم دمای صبح به سوی پروردگار پرواز کرد. چه روز سنگینی بود. مشهد و امام رضا را خیلی دوست داشت. تا ظهر پدرم، و همه­ی خواهران و برادرانم: حوری، نرگس، تقی و حسین و دیگر نزدیکان به بیمارستان رسیدند. موسوی لاری و تاج زاده هم آمده بودند. رضا خاتمی هم که همه­ی زحمت­ها بر دوشش بود. مادر را به مشهد فرستادیم. سید علی، دایی بزرگم همراه جنازه­ی مادر با آمبولانس به مشهد آمد. ما هم آخر شب پرواز پیدا کردیم. تا شب دوستان می­آمدند، آقای خاتمی و خانمش هم همان شب به ما در منزل، سر زدند. ممنونیم. روز جمعه تشییع کردیم. سر مزار برادر شهیدش در حرم امام رضا پدرم خیلی منقلب شده بود. در صحن دفنش کردیم؛ و برگشتیم. واقعاً به همین راحتی تنهایش گذاشتیم. اولین مناسبتی بود که سه روز سایتم را ننوشتم. ببخشید. اصلاً گمان نمی­کردم  از دست دادن مادر در این  سن و شرایطی که من دارم این­قدر سخت باشد. الهی که خدا مادرتون را نگه دارد. از همه­ی کسانی که در این سه روز در مراسم یادبودش در مشهد شرکت کردند، تشکر می­کنم.

 

۱۲ دی ۱۳۸۷
برای مادرم

مادرم همه چیزم بود. مظلوم بود و آرام. امروز پرواز کرد. چه روز سختی است امروز و چه  ایام سختی خواهد بودُ بی مادر بودن.

فردا  جمعه ساعت ۸.۳۰ بامداد ار مسجد کرامت مشهد تشییع اش می کنیم.

***

فردا یکشنبه از ساعت ۹ تا ۱۱ صبح و ۲ تا ۴ بعد از ظهر در مسجد الرضای مشهد به آدرس احمدآباد، انتهای خیابان رضا (سی متری اول) مجلس ترحیمی برگزار می شود.

***

روز شنبه آینده ۲۱ دیماه هم مجلسی در تهران برگزار خواهد شد که ساعت و مکان آنرا بعداْ اعلام خواهم کرد.

۱۱ دی ۱۳۸۷
پایان سال ۲۰۰۸

 

امروز آخرین روز سال ۲۰۰۸ میلادی است. ساعت ۲۴ امشب در هر کشوری سال نو آغاز می­شود. سال قمری نیز دو روز قبل شروع شد. در سال گذشته در مسائل بین المللی در هم ریختگی اقتصادی جهان، انتخابات آقای اوباما به عنوان رییس جمهور آمریکا، برگزاری المپیک و انفجارهای بمبئی توجه بیشتری را به خود جلب کردند؛ هم­چنان­که کشتار مردم غزه هم در آخرین روزهای سال ۲۰۰۸ پایان دردناکی را برای مردم انسان دوست دنیا ترسیم می­کند. امید به تغییر سیاست­های تجاوزکارانه و جنگ­طلبانه آقای بوش نقطه­ی امید سال گذشته برای بسیاری از نقاط دنیا بود؛ و کشتار مردم غزه چشم­انداز تلخ و سیاه همیشگی قلدرمآبی اسرائیل را یادآوری کرد. با همه­ی این احوال، سال گذشته از سال­های پرهیاهو نبود. در ایران نیز اتفاق مهم و فوق­العاده­ای نیفتاد. ملالی نبود جز دوری شما! بر اساس سنت سنواتی اداره شد. شعارها همان شعارها و افراد هم همان افراد! تنها اتفاق مهم و همگانی بحث انتخابات آینده­ی ریاست جمهوری است که امید به تغییر، نشاط تازه­ای در بین مردم ایجاد کرده است. سال نو میلادی را سازمان ملل سال آشتی و مصالحه­ی جهانی نام­گذاری کرده است. چنین آرزویی البته که عیب نیست ولی حیف که دیگر جوان نیستیم تا بتوانیم این آرزوها را در سایه­ی قدرت­های مسلط زر و زور و تزویر جهانی محقق ببینیم. به اکثر مردم دنیا که امروز سالشان نو می­شود و به مسیحیان ایرانی آغاز سال ۲۰۰۹ میلادی را تبریک می­گویم و برای مردم غزه که آغاز سال جدید را در زیر موشک و محاصره­ی اقتصادی به صبح خواهند آورد، آرزوی مقاومت و صبر و پیروزی دارم.

 

۱۰ دی ۱۳۸۷
چرا همه اصولگرایان پشت سر احمدی‌نژاد قرار می‌گیرند؟


چند ماه قبل یکی از سران اصولگرایی کشور را در یک جلسه عمومی دیدم. در مورد انتخابات صحبت کردیم و مشفقانه گفت به آقای خاتمی بگویید کاندیدا نشود چون اگر کاندیدا شود همه ما مجبوریم از آقای احمدی‌نژاد حمایت کنیم و با وضعیتی که احمدی‌نژاد برای کشور به وجود آورده به مصلحت نیست که چهار سال دیگر هم رئیس‌جمهور شود. بعدها هم این مطلب به صورت علنی و خبری از سوی جمعی از اصولگرایان درون مجلس و احزاب تکرار شد. هفته گذشته هم یکی از سیاست‌پیشگان عالی‌رتبه نقل می‌کرد که در جلسه‌ی مهمی که بخشی از اصولگرایان منتقد آقای احمدی‌نژاد داشته‌اند گفته‌اند که اگر آقای خاتمی کاندیدا شود با چشمان گریان باید به احمدی‌نژاد رای دهیم. این جنگ روانی در حالی است که اولاً معلوم می‌شود همه فهمیده‌اند که پایگاه رئیس‌جمهور برای انتخاب شدن در دور آینده چقدر لرزان است و مهمتر از آن اینکه خود اصولگرایان می‌دانند که در هر صورت در انتخابات چاره‌ای جز حمایت از احمدی‌نژاد ندارند. زیرا اگر اصولگرایان ده نفر کاندیدا هم داشته باشند و همه‌ی آنها هم از آقای احمدی‌نژاد بخواهند که کاندیدا نشود، باز هم ایشان کاندیدا خواهد شد و اگر کاندیدا شود به دلیل امکانات تبلیغاتی و مالی که در اختیار دارد در درون جبهه اصولگرایی کسی که بتواند در رقابت با آقای احمدی‌نژاد او را شکست دهد وجود ندارد. گذشته از آنکه احمدی‌نژاد حمایت‌های ویژه‌ای هم دارد که اصولگرایان را از رقابت با احمدی‌نژاد باز می‌دارد. تنها در این میدان رقابت، آقای خاتمی است که خودشان هم می‌دانند که امکان شکست انتخاباتی احمدی‌نژاد را دارد و چون حتی اصولگرایان منتقد از دولت احمدی‌نژاد را که از درون جبهه‌ی خودشان هست بر خاتمی ترجیح می‌دهند این جنگ روانی را راه انداخته‌اند که خاتمی کاندیدا نشود و در نتیجه احمدی‌نژاد رئیس‌جمهور آینده شود. قبلاً نوشته بودم که اصلاح‌طلبان باید از یکپارچگی اصولگرایان پشت سر احمدی‌نژاد، استقبال کنند اما اکنون بر این باورم که اصولگرایان چاره‌ای جز حمایت از احمدی‌نژاد ندارند و این کار می‌تواند تکلیف کل اصولگرایان را یک‌جا و با هم روشن کند. آقای خاتمی هم حتماً آن قدر هوشمند و مردم محور هست که این مسئولیت تاریخی خود را بشناسد و به این امید جامعه که به تنها راه برون رفت از این وضعیت تبدیل شده پاسخ مثبت دهد و زودتر اعلام کاندیداتوری کند.

۰۹ دی ۱۳۸۷
جمی قهرمان ملی بود

 

آیت الله جمی درگذشت. پارسال مراسمی برای بزرگداشت وی از سوی دوستانش در تهران برگزار شد. من هم رفتم. کتاب خاطرات ایشان در روزهای غربت اقامت در آبادان در دوران سخت محاصره­شان را همان شب خواندم. مطلبی نوشتم که امیدوارم اینجا آن را دوباره بخوانید. آیت الله جمی امام جمعه آبادان بود. امکان این را داشت که پس از آغاز جنگ از آبادان که در محاصره­ی جدی دشمن بعثی قرار داشت و هر لحظه بمباران می­شد، خارج شود و مقامات عالیه­ی خود را حفظ کند؛ اما آیت الله جمی در آن غربت مقاومت کرد. به رزمندگان روحیه می­داد. به مشکلات مردم بی­پناهی که در شهر مانده بودند رسیدگی می­کرد. روزهای گرم آبادان را با بی­آبی تحمل می­کرد و هر روز در تماس با مسئولان عالی­رتبه و دفتر امام بود تا امور جنگ را سامان دهد. خبر اقامه­ی نماز جمعه­اش در روزهای جمعه در آبادان مثل یک عملیات موفق برای مردم ایران و رزمندگان امیدبخش بود. بارها محل اقامت­های مختلفش بمباران شد و نجات پیدا کرد. عافیت طلبی نکرد. به نمایندگی از مردم ایران که با همه­ی وجودشان در حال دفاع از آب و خاک کشورشان بودند، سخنرانی می­کرد و روحیه می­داد و آنان را تنها نگذاشت. هر وقت در آن غربت فرصت می­کرد، یادداشت­هایش را از آن روزها یادداشت می­کرد که اخیراً با عنوان "نوشتم که بماند" انتشار یافته است. برای همه­ی کسانی که می­خواهند تاریخ مقاومت ایران در برابر دشمن متجاوز را بدانند خواندن آن ضروری است. او واقعاً یک روحانی قابل احترامی بود که بر تاریخ مقاومت ایران حق بزرگی داشت. کمتر در تاریخ چنین شخصیت­هایی بوده­اند. بعد از جنگ هم غرق در جمع آوری غنایم معنوی و مادی جنگ نشد؛ و آرمان­های آزادی­خواهانه و مستقل و مردم­محورش را فراموش نکرد. با این که یک بار نماینده­ی مردم استان خوزستان در مجلس خبرگان بود، برای بار دوم از او خواستند که باید امتحان بدهد. استنکاف کرد و نتوانست کاندیدای خبرگان شود. همیشه با آرمان­های اسلام­محور و ایران­محورش که در طول تاریخ جنگ تحمیلی آن را به دست آورده بود زندگی کرد. شاید به همین دلایل علی­رغم همه­ی تبلیغاتی که در مورد یادگاران دوران دفاع مقدس رواج داشت، نسل فعلی کمتر نامی از غلام­حسین جمی قهرمان شنیده است. نه خیابانی به نام او نام­گذاری شده و نه سریال و برنامه­ای درمورد فضایل او ساخته شده است؛ اما یاد آیت الله غلام­حسین جمی در تاریخ زرین مقاومت مردم ایران به عنوان یک قهرمان ملی برای همیشه جاوید و ماندگار باقی خواهد ماند. این مصیبت را به رزمندگان و مردم آبادان و خانواده­اش تسلیت می­گویم.

 

۰۸ دی ۱۳۸۷
قربانیان مظلوم غزه


کشتار بی‌رحمانه مردم غزه این‌بار موج خشم سراسری جهان اسلام را برانگیخته است. بعضی از سیاستمداران می‌گویند این کار ریشه در مسائل داخلی اسرائیل دارد و جنگی است که احزاب گوناگون برای به‌دست‌ آوردن کرسی ریاست دولت به راه انداخته‌اند. بعضی‌ها ریشه‌ی روداری اسرائیل برای این جنایات را در اختلافات درونی فلسطینیان و وامداری کشورهای عربی از آمریکا می‌دانند و شاید هم بر این باور باشند که چون اسرائیل در جنایاتش مورد مواخذه‌ی جهان و به‌خصوص آمریکا قرار نمی‌گیرد. به راحتی چنین می‌کند. اما دلیل آن هرچه باشد، قربانی آن مردم مظلوم فلسطین هستند. کشتار دیروز مردم غزه خشم مردم جهان اسلام را برانگیخت و تظاهرات خودجوش فراوانی در اردن، مصر، لیبی، سودان، عراق، سوریه و لبنان دیشب از تلویزیون‌های دنیا پخش شد. رهبران جهان اسلام و عرب هم به دلیل وجود این موج مردمی، پیشنهادهای مختلفی را برای جلوگیری از این اتفاقات دردآور مطرح کرده‌اند. اما  علیرغم همه این التهابات جهانی، اسرائیل، بی‌دغدغه همچنان به کشتار ادامه می‌دهد. باور به دموکراسی و حقوق بشر و ارزشها را خدشه‌دار می‌کند. اسرائیل نه‌تنها عامل کشتار مردم غزه است بلکه بزرگترین دلیل رشد دیکتاتوری در جهان و نفی ارزشهای انسانی است. یاد شهیدان سرفراز فلسطین در طول تاریخ و شهدای مظلوم دیروز غزه گرامی باد.
 

۰۷ دی ۱۳۸۷
خواستگاری از آقای یونسی و دیدوبازدیدهای مکه

 

دیشب قرار گذاشته بودیم به دیدن آقای یونسی وزیر سابق اطلاعات برویم که ازمکه بر گشته بود. راه دوری نبود. با عبا و عمامه پیاده راه افتادم که بروم. به رسم ادب دسته گل کوچکی خریده بودم که برایش ببرم. در سر چهار راهی بر اساس تیکه‌های جاری که به آخوندها می‌اندازند و بعضی از متلک‌هاشان هم البته با مزه است، دو نفر از داخل یک ماشینی گفتند که حاج آقا خواستگاری می‌روید، مبارکه! من هم کوتاه نیامدم جوابی پراندم. وقتی منزل آقای یونسی رسیدم گفتم ما امشب خواستگاری شما آمدیم. داستان را نقل کردم و کلی خندیدیم. آقای موسوی لاری گفت پس سوژه‌ی فردای سایتت را پیدا کردی. دیدم بد هم نمی‌گوید. یونسی با آقای مصباح‌یزدی که او هم به مکه رفته بود، در مراسم حج همسفر بوده. پرسیدم از سیاست حرفی نزدید، گفت نه. در مکه اصلا آقای مصباح از سیاست حرف نمی‌زد. اتفاقا شب قبلش هم در یک مراسم عروسی بودم که طبق معمول اینکه روحانیون در داخل خود زن می‌گیرند و دختر می‌دهند، پسر یکی از روحانیون معروف با دختر یکی دیگر از روحانیون معروف کشور وصلت می‌کرد. در آنجا یکی از دوستان را دیدم که در مراسم حج، روحانی کاروانی بود که پسر آقای احمدی‌نژاد و یاسر، پسر آقای هاشمی رفسنجانی، هر دو در همان کاروان به حج رفته بودند. یاسرهاشمی هم در آن عروسی بود و سرش را هم تراشیده بود. می‌گفت دفعه‌ی اول است که به حج رفته و مجبور بوده سرش را بتراشد. نمی‌دانم چرا باورش برای دوروبری‌ها سخت بود. آقای خاتمی هم با یکی از علمای بزرگ قم چنان گرم حرف زدن بود که همه‌ی ما ترجیح دادیم که صحبت‌هایش را برای خداحافظی هم قطع نکنیم. لابد حرف ریاست‌جمهوری و آمدن و نیامدنش بود. ما که نفهمیدیم. از یاسر پرسیدیم در مکه با پسر آقای احمدی‌نژاد به عنوان دو آقازاده‌ی به حج رفته، بحث سیاسی در نگرفت. او هم می‌گفت نه. به هم کاری نداشتیم. مثل اینکه فضای مکه و مدینه آدم‌ها را معنوی می‌کند و دعواها فقط در داخل رونق دارد. با آقای یونسی به صورت جدی و شوخی در مورد حلال بودن حج این همه نیرو که از سوی نمایندگی حج ایران به مکه برده می‌شود، حرف زدیم.  

 

۰۶ دی ۱۳۸۷
محرم تبلیغاتی و انتخاباتی

 

در حوزه­های علمیه­ی شیعه در دو مناسبت ماه رمضان و ماه محرم، روحانیون به صورت جمعی به شهرها و روستاهای کشور اعزام می­شوند تا به این دو مناسبت دینی، منبر بروند و تبلیغ اسلام نمایند. امسال قبل از اعزام روحانیون در یک کار بی­سابقه در آستانه­ی انتخابات ریاست جمهوری و عدم رضایت نسبی مراجع تقلید از رفتار دولت، از رییس جمهور دعوت کرده بودند که روحانیون را در این مناسبت دینی رسم تبلیغ بیاموزد. حوزه­های علمیه همیشه افتخار می­کرده­اند که مستقل از دولت هستند؛ به همین دلیل از آقایان رفسنجانی و خاتمی که خود روحانی بودند هم در فیضیه و در آستانه­ی ماه­های تبلیغی دعوت نمی­کردند تا خدشه­ای به این استقلال وارد نیاید. گمان می­کنم که سیاست­گزاران دولتی در حوزه خیلی برای انتخابات آینده احساس خطر کرده­اند که این بار رعایت این استقلال حوزوی را نکرده­اند و از رییس جمهور غیر روحانی در فیضیه دعوت کرده­اند تا شاید منبرهای محرم و صفر را ستاد قدرت­مند ریاست جمهوری آینده کنند. گرچه به خوبی می­توان حدس زد که روحانیت سنتی و عمده­ی مراجع تقلید از این آسیب­پذیری استقلال حوزه­ها چه میزان نگران باشند و بدانند که این گونه استفاده­ی ابزاری از مراسم عاشورا چه ضررهای جبران ناپذیری برای آینده­ی دین باوری جامعه خواهد داشت.

 

۰۵ دی ۱۳۸۷
کریسمس و تولد عیسی مسیح واعیاد شاد دینی

 

 

امسال در کمتر از یک ماه سه مناسبت شاد اسلامی، یهودی،  مسیحی درکنار هم قرار گرفته اند.روز عید قربان مسلمانان که روز تسلیم در برابر خداست و جشن حنوکای یهودیان که یادآور نجات معجزه آسای یهودیان است و روز نور نام دارد وروز تولد حضرت مسیح، پیامبر بزرگ خدا که درخت کریسمسش سایه ی سبز خودش را بر جهان گسترانده است. در کمتر از یک ماه طعم شیرینی بنام دین دارد.  اینکه در آستانه ی سال جدید میلادی که سال بیشتر مردم دنیا نو می شود از اردوگاه سه دین بزرگ الهی رائحه ی خوش شادمانی پرامنده می شود، برای دنیا باید به فال نیک گرفت. به خصوص در دنیایی که عده ای بنام دین دنیا را به خشونت تلخ و دردناکی کشانده اند و قربانی آن هم انسان هایی هستند که همه مخلوق خدای ادیان هستند و صیانت از حقوق آنان در راس برنامه های انبیا و بشریت هست. در ایران که هموطنان مسیحی نسبتا فراوانی در آن زندگی می کنند تولد حضرت مسیح که قرآن برای او ارزش زیادی قائل است اهمیت ویژه ای دارد و روز شادی برای همه ایرانیان تلقی میشود.کریسمس و تولد حضرت عیسی مسیح را به همه و به خصوص به هموطنان مهربان و دوست داشتنی مسیحی تبریک میگویم. منش حضرت مسیح که سمبل صلح و دوستی و مهربانی است، نیاز امروز همه ی جامعه ی بشری است. الهی که شاد باشند و شاد باشیم.

8 4        ۱   ۲    ۳    ۴    ۵    ۶    ۷    ۸    ۹    ۱۰       3  7
© Copyright 2003-2009, Webneveshteha.com. All rights reserved.