من وآدم برفی و دریا

<هَمَه باهم چه شد؟
<وازدگی سیاسی و دینی دانشگاه
<تبعیض حمایتی در مورد مسلمانان چین
<ادبیات تکراری، افت اطلاع رسانی
<نمایشگاه جغد رسالت شومی زدایی هنرمندان
<هدیه ای از جنس نقد به مناسبت هفته دولت (۵) ابتکار
<هدیه هایی از جنس نقد بمناسبت هفته دولت (۴) علوی
<هدیه هایی از جنس نقد بمناسبت هفته دولت (۳) عباس صالحی
<هدیه هایی از جنس نقد به مناسبت هفته دولت:(۲) آ‌ذری جهرمی
<هدیه هایی از جنس نقد به مناسبت هفته دولت (۱) زنگنه
<رسالت متفاوت ولی فقیه و فقیه
<ورزش پاک توهم است
< معنویت دل
<خطر فیلتر شکن بیشتر از تلگرام است
<سید مهدی طباطبایی طراز روحانیت اصیل
<نقش ارتباطات در دیدار رهبران دو کره
<چند پیشنهاد برای پیدا کردن مرتضوی
<موانع واقعی استفاده از کالاهای داخلی
<تلگرام غیر از اینترنت است
<کسی جز خودتان منتظر شاد بودنتان نیست

جستجوی
در

۳۰ بهمن ۱۳۹۷

تشییع پر شکوه پشت در بسته حسینیه ارشادِ شریعتی
مراسم تشییع جنازه خانم پوران شریعت رضوی، همسر دکتر علی شریعتی با شکوه بود. یک نگاه گذرا به افرادی که در آنجا گرد آمده بودند، نشان از تعداد فراوان فرهیختگانی داشت که رسم شده در کشور دیده نشوند. من هم رفته بودم. جمعیت فراوانی کنار پیاده روی جلو حسینیه ارشاد ایستاده بودند. پرس وجو کردم. گفتند اجازه باز شدن درهای حسینیه را نمی دهند. تعجب فراوانی کردم. چه دلیلی می توانست مانع این کار شود؟ به دلایل امنیتی که نگه داشتن مردم کنار خیابان بد تر از تجمع شان در یک محل سربسته است. به دلایل سیاسی و اجتماعی و مذهبی هم هیچ توجیهی برای باز نکردن در حسینیه ارشاد نبود. نسل جدید حتما نمی داند رابطه حسینیه ارشاد و نسل مذهبی و انقلابی دست پرورده شریعتی چه بوده است. یک ایران بود و یک جامعه مذهبی که با حدود یک دهه قبل انقلاب با محوریت دکتر شریعتی می گذشت. چه حامیانش که جوانان انقلابی و دلسوخته ومذهبی و ضد ستم بودند وچه مخالفینش که عمدتا مرتجع بودند و یا لا اقل نگرانی این را  داشتند که شریعتی دینی که آنها می شناسند را عرضه نمی کند. اما بالاخره دیانت در آن دهه در همه ابعادش به نوعی به شریعتی می رسید. مرکزیت شریعتی هم حسینیه ارشاد بود. موجودیت تاریخی حسینیه به شریعتی بود. اوایل انقلاب بی آن که متولیان رسمی انقلاب برای شریعتی آستین بالا بزنند،‌مردم خود جوش شریعتی را معلم انقلاب خود می دانستند. به یقین بیشترین مدیران کشور از آغاز تا کنون در مکتب شریعتی چیز آموخته اند. خانم شریعت رضوی هم خود استوانه ای بود. خانواده پر شهید. یکی از خالقان ۱۶ آذر. دانش آموخته سوربن. همراه علمی و عاطفی شریعتی، مادر اساتیدی مثل سوسن و سارا و منا و احسان شریعتی و بازمانده تاریخ معاصرمذهبی و انقلابی ایران. همه اینها باید زمینه ای را فراهم می کرد که تجلیل در خوری از مراسم این بانوی بزرگ انجام شود. بعضی ها می گفتند که متولی جدید حسینیه فردی از موتلفه شده. نمی دانم واقعیت دارد یا خیر. آنها اجازه نداده اند. می شود حسینیه ی خود شریعتی توسط کسی تولیت شود که مانع ورود تشییع کنندگان همسر شریعتی باشد؟ دولت و دستگاه های اجرایی غایب بودند. حتی در حداستاندار و فرماندار تهران هم می توانست به این موضوع اهمیت دهد و در اولین ساعات بسته بودن در، مدیریت کند و در حسینیه را باز کنند. تشریفاتی در محل بگذارند. پلیس راهنمایی را توجیه کنند که مراقبت از تراقیک کند. هیچ خبری از این حرفها نبود. از شهرداری هم توقع این بی خیالی نمی رفت. دستگاه های اطلاعاتی وامنیتی بنا به وظیفه شان حتما در محل حاضر بودند. آنها می توانستند به حرمت شریعتی و حتی برای مصالح عمومی کشور مثل بقیه موارد سریع اقدام نمایند. وقتی احسان شریعتی گفت در همین پیاده روی جلوی حسینیه ارشادِ شریعتی و در حاشیه خیابانِ *شریعتی* نماز بر پیکر همسر شریعتی می خوانیم، همه شرمگین شدیم. اینها همه در صورتی است که تصمیمی پشت این بسته شدن در های حسینیه نباشد. اگر تصمیمی بوده وپوسته اش این بوده که ما دیدیم که واویلا…

© Copyright 2003-2019, Webneveshteha.com. All rights reserved.