برای ارسال نظرات از فرم پایین صفحه استفاده کنید.

 من فقط مسئول پاسخ‌های خودم هستم، مسئولیت سایر نوشته‌ها بر عهده نویسندگان آنهاست و گذاشتن آنها به معنی تائید نظرات آنها نیست.

جستجو

آرشيو 1386، 1385، 1384، 1383
8   4      ۱   ۲   ۳   ۴   ۵   ۶   ۷   ۸   ۹   ۱۰      3  7

عاطفه: آقای ابطحی لطفا حالا که از زندان آزاد شده اید کمی ساکت باشید تا دردهای ما به دلیل اعترافات مسخره شما التیام یابد. حرف زدن بیجا انسان را احمق می کند.
یک اصلاح طلب پر درد

(۵ آذر ۱۳۸۸ - ۱۱:۲۸)


bahrman: سلام . تولد شش سالگی وب نوشت مبارک ... این روزهای سخت و تلخ هم می گذره و رو سیاهی به شب می مونه !!!

(۵ آذر ۱۳۸۸ - ۹:۱۱)


دوست: داداشی خیلی‌ خوشحالم که آزادی. نمیدونم که این پیغام را میگیری یا نه. ولی‌ بدون که خیلی‌ برای ما ایرانی‌ها عزیزتر شدی. فکر نکنم بدونی چقدر بیشتر از پیش توی قلب ما ایرانی‌ها جای داری.

(۵ آذر ۱۳۸۸ - ۴:۳۴)


ساده دل: سلام آقای ابطحی خيلی خوشحالم که باز
آمديدی با شور قبلی به يادی آن روزی که در دانشگاه تهران مراسم پرشين بلاگ چند دقيقه ای هم صحبت شديم در خرداد سال قبل يادش بخير يا علی اميدوارم هيچ موقع ديگر ار اتفاقات تلخ ۱۶۰ روز برای شما و هيچ کس ديگر اتفاق نيفتد

(۵ آذر ۱۳۸۸ - ۱:۴۸)


ف همراه ح: پنجمین سالگرد مبارک باشد.انشااله پنجاه ساله شوید.چشم خانواده وهمه ما دوستارانتان روشن باشد.وعده ما هر روز همین جا باشما.

(۵ آذر ۱۳۸۸ - ۱:۲۲)


ف همراه ح: خوش امدید ما هم ۱۶۰ روز چشم در راهت داشتیم.

(۵ آذر ۱۳۸۸ - ۱:۱۸)


ramin: i missed you seyyed

(۵ آذر ۱۳۸۸ - ۰:۴۱)


ع.ک: سلام آقای ابطحی.
ع.ک هستم.دانشجو از اصفهان و سبز!
خیلی خوشحالم از آزادیتون.
دوستت داریم
دوستت داریم
دوستت داریم..
حتی اگر هزار بار دیگر هم اعتراف کنی!
همیشه عزیزی..
همیشه عزیز!
برای همه ی ما!
نام تو، به عنوان یک قهرمان، در ذهن ها خواهد ماند...
آزادیت ، بر همه مبارک سید...

(۴ آذر ۱۳۸۸ - ۲۳:۳۴)


صحرا: حيف يادش بخير ۲۲ خرداد ۸۸!!!
خوشحالم آزاد شديد

(۴ آذر ۱۳۸۸ - ۲۳:۰۴)


فرزین: سلام
خیلی گلی سید
وقتی اون مسخره بازی از تلویزیون پخش شد، این تیر رو زدیم زیر عکست: دوست داشتنی ترین دروغگوی دنیا

مطمئن باش وبنوشتی ها هم دوبرابر بیشتر شدن. حالا منتها عجله نکن آپدیت ها تو بکن بعدش خدا کریمه.
راستی یه خواهش جدی ازت دارم. تو رو خدا فعلا تحلیل و متن سیاسی ننویس. به اندازه کافی فداکاری کردی و درد سرش رو هم کشیدی که البته ما هم با غم شما بیگانه نبودیم. همین که یکی دو روز یه بار بیای حاضری بزنی! هم برای ما انگیزه است هم این که کسی که باید چشمش کور بشه میشه.

خدا سایه تو کم نکنه

(۴ آذر ۱۳۸۸ - ۲۱:۳۸)


حسن: تو اگر مار ا دوست داشتي، مثل بل بل عليه عقايد ما و خودت اعتراف نمي كردي.
اعتراف شخصي كه در رده بالاي سياسي قرار دارد، ضربه بسيار مهلكي بر روحيه افراد حاضر در آن جريان است.
البته تنها در صورتي كه اعتراف كردنت بر اثر مصرف قرصهاي روانگردان باشد، حرجي بر تو نيست. اما اگر به اراده خود اقرار كرده باشي و با دو نهيب و تهديد و كمي شكنجه؛ هرآنچه كه خواسته باشند، گفته باشي؛ بدان كه بسيار آدم حقيري هستي. آخر تو كه طاقت نداشتي، چرا وارد اين عرصه شدي؟
درحال حاضر هم، بهترين كار براي تو و امثال تو كناره گيري از امور سياسي براي هميشه و سكوت است.
بدان كسي كه ميخواهد كار سياسي -آنهم در سطوح بالا- انجام دهد؛ بايد پيه زندان و شكنجه و تهديد خود و خانواده اش را به تن بمالد و با يك نهيب از ميدان بدر نرود. درود بر نبوي، تاج زاده، رمضان زاده، صفايي، امين زاده، قوچاني، تاجرنيا و بسياري ديگر كه در برابر سختترين فشارها ايستادگي كردند و از آرمان خود باز نگشتند.
وبلاگت را تعطيل كن و بر زخم دوستان ديروزت نمك نپاش اي انسان كوچك!

(۴ آذر ۱۳۸۸ - ۲۰:۴۷)


ئهدش: ازین که برگشتین واقعا خوشحالم میخواستم بدونین ما همیشه و همه جا با شما و آقای کروبی هستیم و میدونیم تحت چه شرایطی اون حرفا رو تو دادگاه زدین

(۴ آذر ۱۳۸۸ - ۱۹:۳۶)


سيا: تبريک برای راه اندازی سايتت.

(۴ آذر ۱۳۸۸ - ۱۹:۲۳)


ر.م: سلام، خوش اومدين، كامنت ها رو منتشر نكنيد تا متهم نشيم
خوب شد اومديد، سايت دات كامتون باز شد، دارم كامنت ها قبل از انتخابات رو مي خونم نمي دونم الآن هر كدومشون چه جوري فكر مي كنند
____________
پ.ن : اگر قراره با وبلاگ نوشتن دوباره از دستتون بديم؛ خواهش ننويسيد !

(۴ آذر ۱۳۸۸ - ۱۹:۲۱)


mojdeh: چرا نوشتی که لینک وبسایتتون رو برداشتیم؟ اقا ابطحی تو تحمل کردی ما برنجیم؟ وقتی بردنت به جرم خوبی ما هم به خدا شکستیم. اقا ابطحی عزیز. وقتی اومدی دادگاه ما به چشات نگاه کردیم و دوست داشتیم. ما رو بد نبین. صدامونو نذاشتن بشنوی ولی به خدا فریاد زدیم. ما رو بد نبین. ما رو بی وفا نبین. نذاشتن بشنوی ولی ما اسمت رو گفتیم ، عاشقانه گفتیم. تو صدای ما رو نشنیدی و ما صدای تو رو. نذاشتن صداتو بشنویم. اما چشمات رو نگاه کردیم. و گریستیم از خوشی داشتن تو و از درد آزار تو. ما رو بد نبین اقا ابطحی. به خدا بد نبودیم . به خدا فریاد زدیم. نذاشتن صدامونو بشنوی. اقا ابطحی عزیز ما رو بی وفا نبین. ما تورو یک روزه و یک ماهه نشناخته بودیم که صدای تو رو تشخیص ندیم. فقط نذاشتند بشنویم. اقاابطحی ما رو بد نبینم. ما بی وفا نیستیم به خدا

(۴ آذر ۱۳۸۸ - ۱۸:۱۶)


سبز: ابطحی عزيز..آزاديت رو تبريک می‌گم..اميدورم طعم تلخ زندان به زودی با شيرينی آزادی رفع بشه..

(۴ آذر ۱۳۸۸ - ۱۷:۰۳)


سودابه آزاد: ما هم در همه اين ۱۶۰ روز به ياد شما بوديم

(۴ آذر ۱۳۸۸ - ۱۶:۴۰)


ياس: آقای ابطحی شما هميشه در قلب ما هستين چه در زندان چه بيرون آن...

(۴ آذر ۱۳۸۸ - ۱۶:۱۷)


باران: خوشحالم که برگشتید. امیدوارم همیشه سلامت باشید و در کنار کسانی که دوستشون دارید. همۀ غمها از شما دور باد.

(۴ آذر ۱۳۸۸ - ۱۵:۵۳)


اهو: سلامت باشی
ارزوی سلامتی شما رادارم.

(۴ آذر ۱۳۸۸ - ۱۵:۵۱)


8   4      ۱   ۲   ۳   ۴   ۵   ۶   ۷   ۸   ۹   ۱۰      3  7
نام: *
ایمیل:
وب سایت: تغییر زبان
نظر: *
   
© Copyright 2003-2017, Webneveshteha.com. All rights reserved.