برای ارسال نظرات از فرم پایین صفحه استفاده کنید.

 من فقط مسئول پاسخ‌های خودم هستم، مسئولیت سایر نوشته‌ها بر عهده نویسندگان آنهاست و گذاشتن آنها به معنی تائید نظرات آنها نیست.

جستجو

آرشيو 1386، 1385، 1384، 1383
8   4      ۵۸۸   ۵۸۹   ۵۹۰   ۵۹۱   ۵۹۲   ۵۹۳   ۵۹۴   ۵۹۵   ۵۹۶   ۵۹۷   ۵۹۸      3 7

پویا (ایرانی): درود.
در مورد پست «سیزده بدر»:
آقای ابطحی شما هم؟ از کجا می دانید که «از ایران باستان این روز را نحس می دانستند»؟ آیا تحقیق کرده اید؟

آیا می دانید که در فرهنگ اصیل ایران باستان نه تنها هیچ روزی نحس نیست، بلکه همه روز های سال نیکو و فرخنده هستند و به خاطر همین فرخندگی، آیین های شاد و سرورانگیزی نیز در این روزها برپا می شود؟

آیا می دانید که اعتقاد به نحسی در باور ایرانیان باستان هیچ جایی نداشته (برخلاف برخی نقاط دیگر جهان که در آن زمان این موضوع وجود داشته است)؟ آیا می دانید که این باور خرافی همچون بسیاری باورهای خرافی دیگر از چه زمان و با ورود چه قومی به ایران رواج پیدا کرده که حالا شما آن را باور «ایرانیان باستان» می دانید؟ همچون بسیاری موارد خرافی دیگر که در این مملکت رواج یافته و به خواست خدا و نادانی بعضی ها، روز به روز بر آن افزوده می شود.

-----------------
برای آگاهی شما:
یکی از روزهای فرخنده سال در ایران باستان روز سیزدهم از فروردین ماه است. در فرهنگ ایرانی، سیزدهمین روز از فروردین ماه (همانند سیزدهمین روز از همه ماه های سال) به نام ستاره «تیر» یا «تِشتَر» که در باورهای کهن نماد باران و ترسالی بود، نامگذاری شده است.

بر این اساس، مردم پس از برگزاری جشن های نوروزی، در سیزدهم فروردین ماه به پاس همه داده های خداوندی به نیایش پروردگار یکتا پرداخته و در حالی که در کوه و در و دشت گرد می آمدند، در کنار مناظر زیبای طبیعی به شادی و پایکوبی می پرداختند و با یاد باران یا همان تیر از خداوند خواهش باران یا طلب برکت و خرمی می کردند.

در حقیقت، «سیزده به در» یکی از جشن های طلب باران بود که همه ساله در آستانه تابستان و در دل بهار طبیعت برگزار می شد.

اهمیت بیرون رفتن از خانه و پناه بردن به دامان طبیعت و سپاسگزاری به در گاه پروردگار در روز تیر از ماه فروردین به حدی بود که خانه نشینی و بی اعتنایی به جلوه های زیبای طبیعت در این روز کاری ناپسند شمرده می شد و به زبان دیگر، ناسپاسی به درگاه پروردگار به شمار می رفت. به همین خاطر همگان، یکدیگر را به نیایش پروردگار، یادمان تیر و خواهش برکت و گشت و گذار و بیرون رفتن از خانه در این روز فرا می خوانند؛ چنان که امروز نیز چنین است.
-----------------

متاسفم که شما هم مانند گروه های مختلفی که در دوره های مختلف تاریخی، برخی دانسته و برخی نادانسته تیشه به ریشه باورها و رسوم زیبا، شاد و آموزنده این سرزمین زده اند، بدون آگاهی کافی همین عمل را انجام داده اید. من دلیل «عقلی و شرعی»! این مناسبت را به طور خلاصه برایتان بازگو کردم. حال بهتر است برای دوری از نوشته تان (هیچکس دنبال دلیلی برای آن نمی گردد) در صورتی که باور ندارید، خود «دنبال دلیلی برای آن» بگردید.

و در صورتی که به هدف جامه خود (گسترش اعتقاد به پروردگار) ایمان دارید و پایبند هستید، به جای کمک نادانسته به رواج خرافه و نابودی باورهای زیبا، زیبایی های خداپرستی ایرانیان را که بعد از چند هزار سال هنوز هم در بعضی رسوم نمایان است، ریشه یابی کرده و به عموم بشناسانید و در غیر این صورت خود را پاسدار ارزشها و گسترش دهنده پرستش خدا در روی زمین ندانید.

متاسفم که این مطلب را در سایت شما خواندم. حداقل از شما انتظار نمی رفت.
سالی شاد، همراه با سلامتی و آگاهی برایتان آرزومندم.

(۱۳ فروردين ۱۳۸۷ - ۹:۱۲)


همسايه: اينك كه دولت آقاي احمدي‌نژاد هم سرانجام از خر شيطان آمد پايين و قبول كرد كه تغيير ساعت در شش‌ماهه‌ي نخست سال، حركتي بخردانه و در جهت كمك به اقتصاد ملّي و البته نامتعارض با اهداف حكومت اسلامي خواهد بود! بخش‌هاي خبري كاملاً مستقل!! ما هم تصميم گرفتند كه اين خبر را پوشش كامل و گسترده دهند. فقط اي كاش يك نفر پيدا مي‌شد و مي‌گفت: خسارت - دست‌كم - يك‌هزار ميليون دلاري وارد شده به اقتصاد كشور را در دو سال گذشته ناشي از عدم تغيير ساعت رسمي در ايران را چه كسي يا ارگاني پرداخت خواهد كرد؟ يا حداقل از مردم ايران بابت چنين رفتار .. عذرخواهي خواهد كرد؟

(۱۲ فروردين ۱۳۸۷ - ۲۰:۲۰)


babak: روزي مسلماني با صداي گوشخراش قرآن مي خواند و ظريفي به او گفت: نخوان تا به اسلام خدمتي كرده باشي

(۱۲ فروردين ۱۳۸۷ - ۱۴:۱۳)


حميد : درباره مطلب سروش سبحانی مجيدی می خواستم بگوييم چه طور شد شما يهو يادتان افتاده هرکس بايد در رشته ای که صلاحيت دارد حرف بزند؟ در بهار اصلاحات تقريباْ هر روزنامه نگار و نويسنده ای که با روزنامه های ان دوره رابطه داشت به راحتی درباره دين و فلسفه دين و احکام و تاريخ و شريعت و... اظهار فشل عالمانه و کارگشا می کرد!و اگر کسی می گفت شما چه تخصصی داری؟ می شنيد: دين يک مسئله عمومی است و بذای همه آمده و... راستی اگر مجيدی همين حرفها را عليه مصباح و... می گفت به به و چه چه نمی کرديد؟ شما نسبی گرايان از همه جزم انديش تريد

(۱۲ فروردين ۱۳۸۷ - ۲:۵۰)


مانی: سلام سيد . عيدت مبارک
کی بشما گفته که شما سياستمدار هستيد . واقعا جای بسی تاسف است که اصلاح طلبان با اين همه ژست فقط بازيچه دست هستند شما با حضور ضعیف تان موجب شديد که مدعيان اصول گرای بگويند که رقيب را شکست دادند و پيروز انتخابات بودند . و صدا و سيما ضرغامی نيز تيتر بزند انتخاب ملت .
جان من لااقل شرکت نمی کرديد مگر چی از دست ميداديد .
شهامت داری بگی که عدم حضور شما و عدم معرفی ليست باعث ميشد بعضی از تجارت خانه های خود را از دست بدهيد .
ديديد شما همه دايه عشق به مردم و ايران داريد و پای عمل که برسد ......

(۱۲ فروردين ۱۳۸۷ - ۲:۴۷)


علی: سلام
جواب دوم ایت الله سبحانی رو کجا می شه پيدا کرد؟
البته وقتی خيليها در مورد اظهارات سروش از ترس خدشه وارد شدن بهشون يا پز رشنفکری سکوت می کنن برای افرادی مثل مجيدی چاره ايی نمی مونه که وارد صحنه بشن .

(۱۲ فروردين ۱۳۸۷ - ۱:۴۹)


۰۹۳۵: سلام سال نو مبارک
تو هم توپل دوست داری همه چيزو خوب کنی ولی راهش رو بلد نيستی !!!
چون ناظر بيرونی نيستی يک درونی هستی که فعلا ق و حسابت کم ميرسه درسته ؟؟
به به - به به !!!!

(۱۱ فروردين ۱۳۸۷ - ۲۰:۳۰)


وحيد : آقای ابطحی
با سلام و احترام موارد ذيل به استحضار می‌رسد
۱- به نظرم آقای دکتر سروش هم وزن استاد سبحانی نيست
۲-در یکی از کانال های ايرانی ماهواره گفتگوی يک ساعته ای از دکتر سروش را سال قبل ديدم .ايشان در اين گفتگو پس از کلی انتقاد از استاد سبحانی(که مثلا تندرو و بد سليقه است و غيره)جمله ای را گفت که هرگز انتظار آنرا نداشتم و مضمون آن اينستکه او گفت ؛ روحانيت بالاخص روحانيت سر کار باید برچیده شود:
به نظر من دکتر سروش مثل خيلی از افراد دانشمندی که در خارج از تخصصشان دريايی از علم با عمق يک وجب هستند شبيه می باشد

(۱۱ فروردين ۱۳۸۷ - ۱۸:۱۱)


پاسخ: دکتر سروش آدم با فضلی است


علی.فلافل: سلاممممممممممم
از مطلبتان در خصوص مباحثه دکتر سروش و آقای سبحانی ممنون!!!!!!!!

(۱۱ فروردين ۱۳۸۷ - ۱۱:۳۲)


منتجب نيا: سلام سید

منتجب نیا سایت شخصی داره چرا لینک تابناک را میدی؟

سال نو مبارک

(۱۱ فروردين ۱۳۸۷ - ۱۱:۰۸)


پاسخ: نمی دانستم


اکبر خرسی: مثلی است که ميگويد فلانی اگر پدر خود را نمی ديد ادعای پادشاهی داشت. خوب است اروپائيان تاريخ نوشتاری خود را حداقل در صده اخير وچند صد سال نزديک دارند وخود انر نوشته اند.200 ميليون کشته فقط در قرن بيستم محصول تمدن صنعتی اروپائي. از تعداد کشته شدگان کل تاريخ بشری بيشتر. باتوجه به مطلب فوق بنظر من هنوز زود است که بحثی در مورد تمدن ها صورت گيرد. تمدن دوران طفوليت صنعتی با تمدن سالخورده مذهبی فا صله های عميقی باهم پيدا کرده اند. ميگويند
راه است وچاه است وديده بينا بگزار تا بيافتد وبيند سزای خويش

(۱۰ فروردين ۱۳۸۷ - ۲۰:۴۲)


محمد: سلام سید جان، سال نو مبارک
درباره مطلبت در خصوص نامه منتجب:

اگر چه نامه ایشان را بیشتر دارای انگیزه سیاسی می دانم
که لزوما سرشار از صداقت هم نیست اما می خواهم به
منطق شما در پاسخ به آن انتقاد کنم.
به قول خودت ترجمه فارسی آن چه که نوشتی این می شود که
خوب شما هم فلانی را در لیستتان نگذاشتید ؛ ما کار بدی کردیم اما
شما هم کار بد کردید پس...
اما در این صورت اصل مهم انتقاد پذیری کجا می رود؟ شاید
با خود بگویی طرف قصه را جدی گرفته و باور کرده!

اما عزیز دل برادر اگر شما و امثال شما هم ولو به شکل
صوری خود را ملتزم به این اخلاق و منش و گفتمان که منادی آنید
نشان ندهید که ... آخر شما چگونه متولیان برای این امازاده اید؟
به هر حال گفتمان امثال شما ممکن است در
ذهنیت حداقل سمپات هایتان که اثر بگذارد.
نکند معتقد باشی که برای اصلاح جامعه باید حتما اول قدرت
را به دست گرفت بعد کار را شروع کرد؟ چرا از این حداقل
فرصت ها بهره نمی گیرید و ای بسا غیر مسئولانه و منفی عمل می کنید؟
به گمان این دانشجوی حقیر دور از وطن ؛ از مشکلات اساسی
ایرانیان ان است که انتقاد پذیری را دوست دارند اما به شرطی
که برای دیگران باشد؛ اصلاح را دوست دارند اما به شرطی
که برای دیگران باشد؛ توقف رفتار خلاف قانون و اخلاق را
می پرستند اما به شرط آن که برای دیگران باشد. خلاصه آن
که احدی حاضر نیست برای این اهداف والا قدمی بردارد و
آن چه را که منطقا می تواند ( یعنی اصلاح و مراقبت از رفتار خودش)
را اغاز کند.
جوابت به نامه منتجب این حس را تقویت کرد که دوستان
اصلاح طلب ما هم مراقبت از گفتار و رفتار را و مسئولیت
پذیری را واجب می دانند اما برای دیگران.
روده درازی حقیر را ببخش تنها درد دل بود، حتی اگر برایم
بنویسی که با نظرم موافقی، یلی باور نمی کنم که قلبا هم انتقاد
مرا پذیرفته باشی.
عزت زیاد

(۱۰ فروردين ۱۳۸۷ - ۱۲:۴۷)


پاسخ: ممنونم از انتقادتان


سيد آقا: سلام من يک پيشنهاد دارم یک سوال:
۱- اگر آقای خاتمی کانديدا اصلاحات رياست جمهوری نشود شما گزينه خوبی برای پيروزی در اين انتخابات هستيد. باور کنيد.
۲- شورای نگهبان شما را تاييد می کند يا نه ؟؟؟

(۹ فروردين ۱۳۸۷ - ۲۰:۴۰)


8   4      ۵۸۸   ۵۸۹   ۵۹۰   ۵۹۱   ۵۹۲   ۵۹۳   ۵۹۴   ۵۹۵   ۵۹۶   ۵۹۷   ۵۹۸      3 7
نام: *
ایمیل:
وب سایت: تغییر زبان
نظر: *
   
© Copyright 2003-2017, Webneveshteha.com. All rights reserved.