۱۰ اسفند ۱۳۹۷
گپ روز تولد با ه. الف سایه ی نازنین
هرساله به ابتهاج نازنین روز تولدش زنگ می زنم. ۶ اسفند ۱۳۰۶ .  وقتی ایران بود دیدنش می رفتم. از وقتی رفته آلمان  امکان   دیدارش پیش نیامده. نه من پاسپورت دارم که بتوانم سفر کنم ونه او به ایران آمده است. گفتم دعا کن شاید دعای شما بگیرد که پاسپورتم را بدهند. به جای دعا گفت خدا ازتان قبول کند! با نشاط وشاداب بود. می گفت از خانه بیرون نمی رود.آخرین بار هم در ایران که دیدمش با واکر بود. ولی صدا و هوش سرشارش  پیدا بود. حرف توی حرف آمد.گفتم خوشحالم که در عصری زندگی میکنم که شما هم در همان عصر زندگی می کنید.  خندید و گفت من به بچه هایم میگویم خوشحال باشید هنوز یتیمتان نکرده ام. گفتم ومردم ایران این خوشحالی را دارند. شما از ستونهایی هستید که فرهنگ ایران به آن تکیه داده است با فروتنی بسیار وبا همان لهجه قدرتمندش گفت: نه بابا. شلوغش می کنند. بعد از مردم ایران تعریف کرد که مردم هروقت بحرانهای بزرگ داشته اند ومی شده نابود شوند، سرشان را خم کرده اند تا بحران گذشته و دوباره سر بلند کرده اند. مردم سواد نداشته اند اما ازمیان شان بوعلی وسعدی وحافظ و فردوسی سر بر اورده است. گفتم مرده پرست نیستیم. شما هم در ردیف بزرگان جدی شعر وادبیات ایران هستید. سایه به شکل غریبی در همه وجودش خاطر خواه مردم ایران است. هرکس دیده باشدش میداند. صحبت از داخل ایران شد. واحوالم را پرسید. گفتم به زندگی جاری مشغولم. حرفهایی زد که معلوم می شد با این سن و سال از جزییات مسایل اجتماعی واقتصادی مردم ایران خبر دارد. توضیح دادم که شفیعی کدکنی را در مراسم تشییع همسر دکتر شریعتی دیدم.احوالش را پرسید. گفتم محمدرضای حکیمی هم بود. خیلی نشناختش. به همین مناسبت صحبت شریعتی شد. گفت شفیعی و شریعتی مشهدی بودند همدیگر را می شناختند. اما  من با شریعتی هم صحبت وهم جلسه نبوده ام وهمدیگر را ندیده ایم. من گیلک بودم و او مشهدی. فاصله زیادی داشتم. گفتم فکرکردم در محافل شعری همدیگر را دیده باشید. اضافه کردم گرچه شریعتی خیلی هم اهل شعر نبود.  خوانده بودم منزل پدری اش در رشت در حال تخریب است. کمی از حال وهوای آن منزل صحبت کرد.از این منازل بزرگی که چندین خانواده در آن زندگی میکنند. توضیح دداد که پدرش سال ۲۷ آنجا را فروخته و آمده اند تهران. ما حقی نداریم روی آن زمین و مال مردم است. گفتم حقش هست که میراث فرهنگی آنجا را بازسازی کند. و به یاد سایه نگهش دارد. گفت من کجا و مفاخر کجا؟ تعارف و فروتنی نشان داد.کاش مسئولان گیلانی بدانند سایه چقدر برای ایران و فرهنگ ایران بزرگ است و خانه پدری اش را بخرند وموزه کنند. سایه شاید برای اینکه بحث را عوض کند، ادامه داد حالا اصل زمین وزمان در حال از بین رفتن است.طبیعت را نابود کرده اند.در خودایران و در دنیا. آینده کره زمین مبهم است. به تعبیر خودش از این انسان دوپا هر کاری بر می اید. با لحن تاسف بار زد به صحرای ترامپ. گفت این بابا می گوید چون سفارش اسلحه داده ایم از این که ( عربستان) یک روزنامه نگار را برده داخل سفارتشان و قطعه قطعه کرده می گذریم وبرایمان مهم نیست.  کمی صبر کرد و دوباره گفت انسان دو پا این قدر وقیح؟ دوباره تولد سایه جان را تبریک گفتم.خیلی لحظات شادی بود گفتگوی گرم وشیرین با هوشنگ ابتهاج ( سایه ) که الهی خدا نگهش دارد.   زمزمه کردم: ارغوان شاخه همخون جدا مانده من آسمان تو چه رنگ است امروز؟ آفتابی ست هوا؟ یا گرفته است هنوز؟

۱۰ اسفند ۱۳۹۷
گپ روز تولد با ه. الف سایه ی نازنین
هرساله به ابتهاج نازنین روز تولدش زنگ می زنم. ۶ اسفند ۱۳۰۶ .  وقتی ایران بود دیدنش می رفتم. از وقتی رفته آلمان  امکان   دیدارش پیش نیامده. نه من پاسپورت دارم که بتوانم سفر کنم ونه او به ایران آمده است. گفتم دعا کن شاید دعای شما بگیرد که پاسپورتم را بدهند. به جای دعا گفت خدا ازتان قبول کند! با نشاط وشاداب بود. می گفت از خانه بیرون نمی رود.آخرین بار هم در ایران که دیدمش با واکر بود. ولی صدا و هوش سرشارش  پیدا بود. حرف توی حرف آمد.گفتم خوشحالم که در عصری زندگی میکنم که شما هم در همان عصر زندگی می کنید.  خندید و گفت من به بچه هایم میگویم خوشحال باشید هنوز یتیمتان نکرده ام. گفتم ومردم ایران این خوشحالی را دارند. شما از ستونهایی هستید که فرهنگ ایران به آن تکیه داده است با فروتنی بسیار وبا همان لهجه قدرتمندش گفت: نه بابا. شلوغش می کنند. بعد از مردم ایران تعریف کرد که مردم هروقت بحرانهای بزرگ داشته اند ومی شده نابود شوند، سرشان را خم کرده اند تا بحران گذشته و دوباره سر بلند کرده اند. مردم سواد نداشته اند اما ازمیان شان بوعلی وسعدی وحافظ و فردوسی سر بر اورده است. گفتم مرده پرست نیستیم. شما هم در ردیف بزرگان جدی شعر وادبیات ایران هستید. سایه به شکل غریبی در همه وجودش خاطر خواه مردم ایران است. هرکس دیده باشدش میداند. صحبت از داخل ایران شد. واحوالم را پرسید. گفتم به زندگی جاری مشغولم. حرفهایی زد که معلوم می شد با این سن و سال از جزییات مسایل اجتماعی واقتصادی مردم ایران خبر دارد. توضیح دادم که شفیعی کدکنی را در مراسم تشییع همسر دکتر شریعتی دیدم.احوالش را پرسید. گفتم محمدرضای حکیمی هم بود. خیلی نشناختش. به همین مناسبت صحبت شریعتی شد. گفت شفیعی و شریعتی مشهدی بودند همدیگر را می شناختند. اما  من با شریعتی هم صحبت وهم جلسه نبوده ام وهمدیگر را ندیده ایم. من گیلک بودم و او مشهدی. فاصله زیادی داشتم. گفتم فکرکردم در محافل شعری همدیگر را دیده باشید. اضافه کردم گرچه شریعتی خیلی هم اهل شعر نبود.  خوانده بودم منزل پدری اش در رشت در حال تخریب است. کمی از حال وهوای آن منزل صحبت کرد.از این منازل بزرگی که چندین خانواده در آن زندگی میکنند. توضیح دداد که پدرش سال ۲۷ آنجا را فروخته و آمده اند تهران. ما حقی نداریم روی آن زمین و مال مردم است. گفتم حقش هست که میراث فرهنگی آنجا را بازسازی کند. و به یاد سایه نگهش دارد. گفت من کجا و مفاخر کجا؟ تعارف و فروتنی نشان داد.کاش مسئولان گیلانی بدانند سایه چقدر برای ایران و فرهنگ ایران بزرگ است و خانه پدری اش را بخرند وموزه کنند. سایه شاید برای اینکه بحث را عوض کند، ادامه داد حالا اصل زمین وزمان در حال از بین رفتن است.طبیعت را نابود کرده اند.در خودایران و در دنیا. آینده کره زمین مبهم است. به تعبیر خودش از این انسان دوپا هر کاری بر می اید. با لحن تاسف بار زد به صحرای ترامپ. گفت این بابا می گوید چون سفارش اسلحه داده ایم از این که ( عربستان) یک روزنامه نگار را برده داخل سفارتشان و قطعه قطعه کرده می گذریم وبرایمان مهم نیست.  کمی صبر کرد و دوباره گفت انسان دو پا این قدر وقیح؟ دوباره تولد سایه جان را تبریک گفتم.خیلی لحظات شادی بود گفتگوی گرم وشیرین با هوشنگ ابتهاج ( سایه ) که الهی خدا نگهش دارد.   زمزمه کردم: ارغوان شاخه همخون جدا مانده من آسمان تو چه رنگ است امروز؟ آفتابی ست هوا؟ یا گرفته است هنوز؟

۳۰ بهمن ۱۳۹۷
تشییع پر شکوه پشت در بسته حسینیه ارشادِ شریعتی
مراسم تشییع جنازه خانم پوران شریعت رضوی، همسر دکتر علی شریعتی با شکوه بود. یک نگاه گذرا به افرادی که در آنجا گرد آمده بودند، نشان از تعداد فراوان فرهیختگانی داشت که رسم شده در کشور دیده نشوند. من هم رفته بودم. جمعیت فراوانی کنار پیاده روی جلو حسینیه ارشاد ایستاده بودند. پرس وجو کردم. گفتند اجازه باز شدن درهای حسینیه را نمی دهند. تعجب فراوانی کردم. چه دلیلی می توانست مانع این کار شود؟ به دلایل امنیتی که نگه داشتن مردم کنار خیابان بد تر از تجمع شان در یک محل سربسته است. به دلایل سیاسی و اجتماعی و مذهبی هم هیچ توجیهی برای باز نکردن در حسینیه ارشاد نبود. نسل جدید حتما نمی داند رابطه حسینیه ارشاد و نسل مذهبی و انقلابی دست پرورده شریعتی چه بوده است. یک ایران بود و یک جامعه مذهبی که با حدود یک دهه قبل انقلاب با محوریت دکتر شریعتی می گذشت. چه حامیانش که جوانان انقلابی و دلسوخته ومذهبی و ضد ستم بودند وچه مخالفینش که عمدتا مرتجع بودند و یا لا اقل نگرانی این را  داشتند که شریعتی دینی که آنها می شناسند را عرضه نمی کند. اما بالاخره دیانت در آن دهه در همه ابعادش به نوعی به شریعتی می رسید. مرکزیت شریعتی هم حسینیه ارشاد بود. موجودیت تاریخی حسینیه به شریعتی بود. اوایل انقلاب بی آن که متولیان رسمی انقلاب برای شریعتی آستین بالا بزنند،‌مردم خود جوش شریعتی را معلم انقلاب خود می دانستند. به یقین بیشترین مدیران کشور از آغاز تا کنون در مکتب شریعتی چیز آموخته اند. خانم شریعت رضوی هم خود استوانه ای بود. خانواده پر شهید. یکی از خالقان ۱۶ آذر. دانش آموخته سوربن. همراه علمی و عاطفی شریعتی، مادر اساتیدی مثل سوسن و سارا و منا و احسان شریعتی و بازمانده تاریخ معاصرمذهبی و انقلابی ایران. همه اینها باید زمینه ای را فراهم می کرد که تجلیل در خوری از مراسم این بانوی بزرگ انجام شود. بعضی ها می گفتند که متولی جدید حسینیه فردی از موتلفه شده. نمی دانم واقعیت دارد یا خیر. آنها اجازه نداده اند. می شود حسینیه ی خود شریعتی توسط کسی تولیت شود که مانع ورود تشییع کنندگان همسر شریعتی باشد؟ دولت و دستگاه های اجرایی غایب بودند. حتی در حداستاندار و فرماندار تهران هم می توانست به این موضوع اهمیت دهد و در اولین ساعات بسته بودن در، مدیریت کند و در حسینیه را باز کنند. تشریفاتی در محل بگذارند. پلیس راهنمایی را توجیه کنند که مراقبت از تراقیک کند. هیچ خبری از این حرفها نبود. از شهرداری هم توقع این بی خیالی نمی رفت. دستگاه های اطلاعاتی وامنیتی بنا به وظیفه شان حتما در محل حاضر بودند. آنها می توانستند به حرمت شریعتی و حتی برای مصالح عمومی کشور مثل بقیه موارد سریع اقدام نمایند. وقتی احسان شریعتی گفت در همین پیاده روی جلوی حسینیه ارشادِ شریعتی و در حاشیه خیابانِ *شریعتی* نماز بر پیکر همسر شریعتی می خوانیم، همه شرمگین شدیم. اینها همه در صورتی است که تصمیمی پشت این بسته شدن در های حسینیه نباشد. اگر تصمیمی بوده وپوسته اش این بوده که ما دیدیم که واویلا…

۱۲ بهمن ۱۳۹۷
هَمَه باهم چه شد؟
کسانی که سخنرانی های امام خمینی را در قبل و بعد انقلاب شنیده باشند به خوبی به یاد دارند تکیه کلام امام همَه باهم بود. با همان لهجه منحصر به فردس هم هَمَه می فرمود. یکی از جدی ترین چالشها پس از چهار دهه، شکسته شدن مرزهای همدلی و وحدت ملی است. به روز دایره این همه محدود تر شد. در نوقل لوشاتو در پاریس که چند ماهه قبل انقلاب، امام در آن جا بودند هر گروه ودسته ای که می توانست خودش را به زیر چادر امام در کنار درخت سیب مشهورش می رساند و بی گزینش خود را مخاطب امام می دید. نه دین، نه پوشش، نه نوع گرایش فکری هیچکدام مهم نبود. از ورود امام به ایران و پیروزی انقلاب و چشیدن طعم قدرت اندک اندک فاصله ها ایجاد شد. خیلی ها به فکر حذف رقیب بودند.این مسابقه به دست گرفتن قدرت و حذف رقیب از همان ابتدای انقلاب خسارت بار بود. آن قدر این شیوه تلخ بود که مرحوم امام خمینی در یک سخنرانی تند و تلخ در همان سالهای اول قریب به این مضامین فرمودند همه این حذفها به خاطر قدرت است ونه به خاطر خدا. در هر حادثه ای و در مناسبتی که اختلاف نظری بروز می کرد به جای تحمل یکدیگر و حتی بهره وری از نظرات گوناگون، بخشی از کسانی که می توانستند به این مردم خدمت کنند از گردونه قدرت و نظام بیرون گذاشته می شدند. وقتی همه مخالفانی که قرار بود آزاد باشند، محدود شدند، نوبت فرزندان انقلاب شد. هر دو گروهی به سرعت تقسیم به دو می شدند ویکیدر صدد حذف دیگری بود. نسل فعلی از همدلی های بر آمده از همَه باهم دیگر چیزی به یاد ندارد. تا شنیده ودیده سیل اتهام های مسئولان به یکدیگر بوده است. تا دیده حذف و لعن و نفرین گروهی علیه دیگری در درون مسئولن بوده است. ادبیات تند و بی ادبانه و فحاشی در حوزه مدیران ویا هواداران انها نسبت به یکدیگر آن قدر زیاد بوده که بسیاری از نسل فعلی گمان می برند اصلا وظیفه ورسالت شرعی در این ادبیات نهفته است. وقتی همدلی و همکاری نباشد و رقابت برای حذف از قدرت سرعت گیرد، به صورت طبیعی فساد و اختلاس و دزدی و گناهانی مثل دروغ و تهمت و اتهام رشد می کند. دلسوزان زیادی هستند که نه به براندازی فکر می کنند ونه حتی به تضعیف نظامی که از ایتدای انقلاب قرار بود حاکم شود. اگر هم اعتراضی می کنند به خاطر تقویت ارکان انقلابی است که در آن قرار بود همه با هم باشند. کاش همه دلسوزان باهم شوند.

۱۹ آذر ۱۳۹۷
وازدگی سیاسی و دینی دانشگاه
بمناسبت روز دانشجو ⭕️در سالروز درگذشت علامه جعفری شنیدم آقای سید محمد صادق قاضی طباطبایی ( از مبارزین پیش از انقلاب واز یاران نزدیک آیت الله طالقانی) برای استاد منوچهر درصدوقی سها نقل کرده است که در سال های قبل از انقلاب در دانشگاه پهلوی شیراز قرار بوده تا کنگره ای برگزار شود. رییس دانشگاه به وسیله اشخاصی از مرحوم استاد مطهری درخواست می کند که برای سخنرانی دراین مراسم حاضر شوند. ⭕️دانشگاه و دانشجو از چنان اهمیتی برخوردار بود که مرحوم مطهری در پذیرش دعوت تردید می کند. به آن واسطه پیغام می دهد اجازه دهید به علامه جعفری پیشنهاد دهیم که در این سخنرانی دانشگاهی شرکت می کند یا نه. ایشان بر علوم جدید از من مسلط تر هستند. مرحوم مطهری شخصا با محمدتقی جعفری تماس می گیرد و به دلیل جایگاه مهم دانشگاه و سخنرانی برای دانشجویان در یک کنگره، علامه جعفری به درخواست مطهری می پذیرد که سخنران دانشگاه باشد. ⭕️در همان سالها که این چهره های مورد علاقه دانشجویان را به دانشگاه راه نمی دادند، دانشجویان در حسینه ارشاد و مسجد کرامت مشهد و حسینه قبا و مسجد الجواد و چندین پاتوق مذهبی دیگر می گشتند که از علی شریعتی و سید علی خامنه ای و مفتح و مطهری و بازرگان بشنوند . ⭕️این سالها دانشگاه ها در حوزه سیاسی بی رمق شده اند.اخیرا رییس نهاد برای همین دانشگاه بی رمق سیاسی هم خط ونشان کشیده بود. سیاست جیز است و نباید در آن وارد شوند. این از حوزه سیاسی. ⭕️در حوزه های دینی. من محرمی از توی خیابان ۱۶ آذر می گذشتم. بنر زده بودند. سعید حدادیان و سعید قاسمی و استاد پناهیان در دانشگاه سخنرانی می کردند طبیعی است که می توان حدس زد که چقدر اقبال دانشجویی در حوزه مذهبی به این سخنرانان هست. تازه بپذیریم که این سخنرانان چهره های محبوب دینی. تلویزیون که مرتب از اینها پخش می کند. ⭕️شاید به همین دلیل رییس دانشگاه علامه هفته پیش گفته بود استقبال و انگیزه دانشجویان برای مراسم سیاسی کم شده است ⭕️حرمت به دانشجو، به آنها اعتماد به نفس میدهد. درس خوان تر می شوندو درسهای بهتر گفته می شود. ⭕️این مراقبت های بیرونی آفت بزرگ نسل آینده است. هم از نظر علمی وهم از نظر دینی در هرحال ۱۶ آذر روز دانشجو مبارک باشد

۱۶ آبان ۱۳۹۷
تبعیض حمایتی در مورد مسلمانان چین
مسلمانان چین هم مثل بقیه مسلمانان به خدا ورسول ایمان دارند اما مظلوم مانده اند.. حتی اگر در سیاست خارجی مبانی حقوق بشر اولویت نداشته باشد، اما بر اساس قواعد  دفاع از مسلمانان باید یکی از اصول خدشه ناپذیر سیاست خارجی باشد. رنج آور است اگر بین ستم بر مسلمانان بر اساس نوع رابطه ایران با کشور ستم کننده تبعیض صورت گیرد. در طول هفته های گذشته خبرهای دردناکی از مسلمانان چین به گوش می رسد. اویغورها نژادی ترک تبار در شرق دور چین هستند که مسلمانند. ترکستان یا استان سین کیانگ در زبان چینی جایگاه اصلی آنان است که شهر باستانی کاشغر در کرانه جاده مشهور ابریشم در آن قرار دارد. قرن ها است این منطقه مسلمان نشین در اختیار چین است و دهه ها است که حزب کمونیست چین بر آن حاکمیت دارد. سالها است که اویغورها تحت شدیدترین سیاست های تبعیض آمیز نژادی و مذهبی از جانب پکن قرار گرفته اند نام ایغورها از اسم 24 قبیله اغوز از تاریخ قبایل غازانی آمده است.  ایغورها به عنوان بخشی از ملت بزرگ چین دچار ستم مستقیم شده اند. اخیرا دولت چین بیش از یک میلیون از مسلمانان چین را به صورت رندوم از خانواده ها جدا کرده و آنان را  دستگیر کرده و به اسم مبارزه با افراط گری در اردوگاه بزرگ سین کیانگ زندانی کرده است دولت چین ابتدا وجود این اردوگاه و این ستم سیستماتیک بر مسلمانان چینی را انکار میکرد بعد از فشار تعدادی از کشورها چین اعتراف کرد که این کار انجام شده است و مسلمانان چین در این اردوگاهها برده می شوند که به آنان اصول مدارا و تسامح و همزیستی مسالمت آمیز و دوری از خشونت و در نهایت ترک دین آموزش داده شود. شنیدن این خبر در قرن فعلی غیر قابل باور است. آنها از دهها نسل قبل چینی بوده اند و مسلمان. سابقه خشونتی هم نداشته اند.فقط این اتفاق وحشتناک برای پیشگیری صورت گرفته است. وقتی این خبر به برکت مخالفت غربی ها با چین از سوی سرویس جهانی تلویزیون بی بی سی پیگیری شد، ودر آن گزارش تصاویر هوایی دهها کمپ نگهداری و حصر چینی های مسلمان به نمایش در آمد، دولت چین پذیرفت که با بعضی از مسلمانان داخل کمپ گفتگو شود . طبق معمول همه کشورهایی مثل چین، وقتی چند نفر از افراد برای مصاحبه معرفی  شدند، خیلی شیک ومجلسی به خبرنگار گفتند وضع ما خیلی خوب است. در اینجا به ما صنایع دستی و حرفه هایی مثل نجاری و خیاطی آموزش داده میشود، ما در اینجا سواد میآموزیم و خوشحالیم.   حتی اگر جمهوری اسلامی و یا دولت های دیگر اسلامی به خاطر ملاحظات سیاسی نمی توانند با چین سر شاخ شوند، علمای دینی وظیفه حمایت از مسلمانان چین را چرا فراموش کرده اند؟ در دوران اصلاحات، که من رییس دفتر رییس جمهور بودم، یک بار آیه الله صافی گلپایگانی از من خواستند به خدمتشان بروم. رفتم قم.خیلی حساس و دلسوز در مورد مسلمانان چچن که آن روزها توسط دولت روسیه مورد آزار وقتل قرار گرفته بودند تذکر دادند و خواستند رییس جمهور از وزارت خارجه بخواهد در این مورد فعال باشند و بدانند فقط مردم فلسطین، مسلمان نیستند. دغدغه علمای دینی برای جلوگیری از ظلم به مسلمانان نباید با نگاه تبعیض آلود سیاسی باشد.

۰۳ آبان ۱۳۹۷
ادبیات تکراری، افت اطلاع رسانی
یکی از اتفاقات پنهان که تاثیرات منفی زیادی بر روح وروان نسل جوان و حتی میانسال دارد، تکرار سخنان و اهداف استرتژیک کشور است که در طول ده ها  سال با ادبیات یک سانی از سوی مسئولان مختلف اجرایی و قضایی و پارلمانی ادا می شود. از این ادبیات یک سان چند دهه ای ذهن و تفکر مخاطبان متفاوت نسل امروز خسته شده است.  به همین میزان یکی از اصلی ترین دلایل بی توجهی و بی مخاطبی رسانه های رسمی هم در این حقیقت نهفته است که ادبیات تکراری دهه های متوالی، حس نیاز به مخاطبان نو شده نمی دهد. به برکت دنیای مجازی به راحتی می توان به آرشو ها دسترسی پیدا کرد.  به صورت رندوم به تیترهای روزنامه ها، یا خلاصه خبرهای سالهای متمادی نگاه کنید به این واقعیت مورد ادعا به راحتی می رسید. بعضی کانال ها و سایت هایی هستند که تاریخ سیاسی و روزنامه ای را نقل می کنند. یعنی تصویر وتیتر های سالهای قبل در همان روز را منتشر می کنند. وقتی به آنها نگاه میکنی، حتما باید سال انتشار آن را با دقت ملاحظه کنید. واقعا نمی شود فهمید این تیتر در امسال بوده؟ دهسال قبل؟ بیست سال قبل؟ سی سال و بیشتر؟ این آن اتفاق دردناک است. واقعا این جملات من اغراق نیست. به خصوص اگر به جای اسم افراد، عنوان و تایتل آنها ذکر شده باشد. مثلا اگر نوشته باشد یکی از نمایندگان مجلس گفت. رییس جمهور گفت. رییس قوه قضا گفت. در نماز جمعه امروز عنوان شد. دقت بسیاری لازم است که حتما سال آن دیده شود. وگرنه فکر میکنی همین امسال بوده است. اما ناگهان یکه می خوری که مثلا مال ۳۰ سال پیش است. حتی در مورد جناح های سیاسی هم تا حدودی این اتفاق جاری است.  اصلاح طلب ها، اصولگرایان و گروه های کوچک سیاسی هم البته در چارچوب نظراتشان نو آوری نداشته اند. طرفه اینکه تکراری ترین و عقب مانده ترین حرف ها در اپوزوسیون های برانداز، مجاهد، و سلطنت طلب گذشته بوده است. شاید در تاریخ این سالها اخبار دوران جنگ تحمیلی و تا حدودی عناوین خبری بعد از دوران اصلاحات و ایام مجلس ششم کمی  تفاوت وجود داشته باشد. آن چه مورد نقد من است، منافات با پایبندی به اصول و ارزشها ندارد. می توان وباید به اصول ملی و انقلاب پایبند بود امانوع بیان آنها باید در طول زمان متفاوت باشد.  شرایط سواد، فهم، و از همه مهمتر با پدید آمدن فضای مجازی و تغییر ذائقه جمعی، باید از نوع ادبیات فهمید که این حرف ها حداقل در طول ده سال اخیر بوده است

۰۳ آبان ۱۳۹۷
نمایشگاه جغد رسالت شومی زدایی هنرمندان
*در شرایط تلخ جامعه هنرمندانی هستند که می خواهند شومی در جامعه نباشد.جغد را هم عاشقانه تحویل جامعه غمگین می  دهند. وقتی مثل شرایط این روزها همه چیز آماده است که آدم ها غمگین باشند، دمیدن بر رنج ها و غم ها و ایجاد افسردگی فراوان تر  هنر فرهیختگان نیست. *خبرها پر است از مشکلات. زندگی اکثریت جامعه نگران کننده . امید به اینده به خصوص آینده فرزندان وکوچکترها کم رنگ شده است. تکرار اینها مشکلی را از جامعه حل نمی کند. *هنر آوردن لبخند به لب ها و یا توجه به شیرینی زندگی برای مردمی که قرار است یکبار زندگی کنند و از بد حادثه طبیعتی که دست آنها نبوده در مقطعی زندگی می کنند،‌هنر است. *امید بخشی، شیرین دیدن شرایط تلخ، آفریدن لذت برای جامعه بر عکس آنچه جمعی القا می کنند به معنای حمایت و یا کمک به حکومت نیست. این کار به معنای حمایت و کمک به مردم است. اگر کسی بتواند در این شرایط  از زندگی،عشق، خنده، محبت، امید حرف بزند نشانه آن است که مشکل وکمبود جامعه اش را درک کرده است. *راحت ترین راه در شرایط فعلی رواج بد اخلاقی و تلخی و غم است. این بد اخلاقی هم می تواند در چارچوب انقلابیگری رواج پیدا کند و هم می تواند در کادر ضد انقلابی و گروههای برانداز باشد که هر کس غیر خودشان را سوپاپ اطمینان می دانند . فرهیختگان و صاحبان تجربه و دلسوزان مردم، جدای از سیاست در وقت غم و نگرانی می توانند با خلق آثار شیرین و رواج مهربانی و لبخند نگذارند جوانی آدمها به انتظار خوشی های موهوم به میانسالی و پیری برسد. *هر هنرمندی که یک گام به این سمت وسو بردارد، خدمت به مردم کرده است. استقبال از فیلم های طنز شاید یکی از نشانه های این نیاز باشد. *هفته گذشته در تهران در گالری آ یک اتفاق هنری افتاد. نمایشگاهی در مورد جغد بود. یک طبقه از نمایشگاه جغد های آستاد مسلم کاریکاتور، کامبیز درمبخش بود. طبقه دومش جغدیات نقاش جوان و واقعا هنرمند، سهیل حسینی بود. *حواسم به فلسفه جغد نبود. بعد از چاق سلامتی با استاد درمبخش، اولین جمله اش این بود که دیدم در فرهنگ عامه جغد را حیوان شومی می دانند، کمی کاریکاتور از جغد کشیدم و شیرین هم کشیدم تا به همین قدر بتوانم شومی را ازجامعه دور کنم. *مهربانی یک هنرمند پیر وکار کشته و مردم دوست را می شد در تک تک جملاتش دید. او نمیتواند بار مشکلات اقتصادی را کم کند. قیمت دلار را پایین بیاورد. جلو خشونتهای اجتماعی را بگیرد. بد اخلاقی های سیاسی را کم کند. هنر مند است. اما این قدر دلش برای مردمش می طپد که با جغدی بدون شوم بودن می خواهد کمی از شومی ودلشوره جامعه اش کم کند. *سهیل حسینی که شفاف تر و صریح تر این واقعیت را نقاشی کرده بود. چندین جغدی بر تابلو نشسته بودند که به شکل قلب بود. پر از عشق. به وجود هنرمندانی که می خواهند غم را وشومی را و تلخی را از جامعه دور کنند باید افتخار کرد.     

۱۱ شهريور ۱۳۹۷
هدیه ای از جنس نقد به مناسبت هفته دولت (۵) ابتکار
جهت اطلاع خانمهای ایرانی، سرکار خانم ابتکار مسئول امور زنان ریاست جمهوری هستند.! کمتر کسی این را می داند! این خانم مکرمه مجلله و دوست قدیمی ما  فقط ۱۳ سال عضو کابینه بوده و هستند. و یک دوره هم در شورای شهر نماینده ما بوده اند. یک عمر عاشق خدمت!  خانواده محیط زیستی داشت. پدرش نامدار این رشته بود. اصرار بر استفاده از زنان در کابینه آقای خاتمی باعث شد که ایشان رییس محیط زیست شوند و در کابینه اول آقای روحانی هم دوباره به محیط زیست رفت. اما الان در این کابینه معاون امور زنان ریاست جمهوری است. خانم تحصیلکرده،زبان دان، سیاسی والبته با روحیه لاکچری هستند. اشکال اساسی خانم ابتکار برای من که از دور و از رسانه تعقیب می کنم این است که ندیده ام گزارش دهند که چه مشکلاتی از جامعه زنان کم کرده اند. زنان از از مشکلات حقوقی، سیاسی، اجتماعی، خانوادگی، تبعیض، خشونت رنج می برند و همه اینها راه حل های نسبی دارد که معظم لها در دولت هستند که آنها را حل کنند. سفر های زیادی برای دیدار از زنان با تشریفات کامل به نقاط مختلف داشته اند اما کسی میداند در این موردها خانم ابتکار عزیز چه اقدامات حکومتی کرده است؟ خانم ابتکار از این شانس برخوردار است که دهها تشکیلات غیر دولتی توسط زنان و یا با موضوع زنان در کشور فعالیت می کنند. رفع مشکلات سیاسی و حقوقی آنان بهترین راه حل مشکلات جامعه زنان است. زنان ایرانی در این سالها بسیار فعال شده اند. کاش چند تا وزیر زن در کابینه بود. اما حالا که نیست، خانم ابتکار باید جای خالی آنها را پر کند و مشکلات زنان را جدی تر بگیرد وبه جامعه اعلام کند که چه کرده است. عضو هیئت دولت برای مسائل زنان فقط یک امر تشریفاتی نیست که رییس جمهور پز بدهد چند نفر زن در دولت داریم. زنان ایرانی مشکلات زیادی دارند که باید حل شود. خانم ابتکار اصلاح طلب است.به همین دلیل سوزن به خودی را در این نوشته زدم تا فرصت جوالدوز زنی به دیگران باشد. هفته دولت بر خانم ابتکار وهمراهانشان مبارک باشد.

۱۱ شهريور ۱۳۹۷
هدیه هایی از جنس نقد بمناسبت هفته دولت (۴) علوی
معمولا آدمها فکر می کنند از وزیر و وزارت اطلاعات باید بترسند. ریشه های تاریخی دارد. واقعا  بعضی وقت ها ترسناک بوده است. دروغ چرا؟ نه که متخلف، تروریست، جاسوس، مخل امنیت ملی، مشوش اذهان عمومی. آنها که هیچ. اما همین که گاهی معلوم نیست برای چه دستگیر می کنندو اینکه آیا اول می شمارند و می گیرند یا اول می گیرند و بعد می شمارند، و دستگیری ها و مراقبت ها بر چه اساسی است و آیا در مسایل شخصی هم دخالت می کنند یا نه و کلی این جور چیزها باعث می شود که افراد عادی هم  گاهی از اطلاعات بترسند. محمود علوی از وقتی وزیر شد،خیلی از این ترسها را ریخت. خیلی راحت با مردم حرف زد که وظیفه و رسالت وزارت اطلاعات چیست. همان که مردم هم برای امنیت به آن نیاز داشتند. اما وزارت اطلاعات  در زمان علوی هم وقتی در دستگیری های سیاسی و جناحی وارد می شد، خیلی خلاف توقع مردم کار می کند. کلا وزارت اطلاعات می توانست بازوی قوی تری برای تحقق شعارهای دولت فعلی باشد. اما علیرغم همه خوبی های شخصی وزیر که گاهی نظراتش را به زبان می آورد، نمی تواند در محدوده هایی وارد شود. کارشناسان وزارت اطلاعات همیشه در کارشان قوی و پر اطلاعات بوده اند. اما  آدمهای قوی باید رییس شان را قبول داشته باشند تا وزارتخانه قدرتمند عمل کند. البته یک سری از دلایل دیگر هم هست که وزارت اطلاعات نمی تواند محور اطلاعات و امنیت باشد که من هم بی تقصیرم و هیچ ربطی به من ندارد!. آقای علوی وزیری است که دلهای مردم را بی دلیل نمی لرزاند تا از این راه اقتدارش را نشان دهد. تواضع و افتادگی، به علوی آقایی ویژه ای بخشیده. هفته دولت مبارک بر وزیر و اهالی وزارت اطلاعات مبارک باشد.

8 4        ۱   ۲    ۳    ۴    ۵    ۶    ۷    ۸    ۹    ۱۰       3  7
© Copyright 2003-2019, Webneveshteha.com. All rights reserved.