۲۰ خرداد ۱۳۹۷
ورزش پاک توهم است
جایزه اسکار بهترین فیلم مستند ۲۰۱۸ به فیلم ایکا روس - ICARUS - رسید. فیلمی مستند در یکی از بازیهای کثیف سیاسی در حوزه ورزش است. موضوع فیلم دوپینگ سازمان یافته دولتی است که در روسیه اتفاق افتاده است. چند بار مجبور میشوی وسط فیلم پاوز را بزنی و بگی لعنت به سیاست و بعد بقیه اش را ببینی. یک دوچرخه سواربا یک چت معمولی برای داروی انرژی زا از مسئول فنی دوپینگ روسیه کمک می خواهد. به همین بهانه پنجره ای باز می شود به سیستم دوپینگ سازمان یافته روسیه و راههای پیچیده تقلب در آزمایش ها - در مورد تیم ها و نه افراد- که به یک رسوایی جهانی کشیده می شود. این فیلم خیلی از امیدها، تشویق ها و هیجانات مردمی راکه برای قهرمانان و یا تیمشان نثار کرده اند تباه می کند. ورزش بدون سیاست شعار قشنگی است. اما مهمترین بخش سیاست وبد تر از آن بخشهای امنیتی مثل کل سیسستم امنیتی روسیه که در این فیلم درگیر شده است ورزش را رها نمی کنند. ورزش پاک نادر الوجود شده است. می خواهند پیچیده ترین راههای دوپینگ جمعی - نه دوپینگ شخصیِ یک یا دونفر ـ را انجام دهند.مردم مطالبه گر ازسیاستمداران بیشتر مخاطب این فیلمند تا ورزش دوستان . این فیلم مستند سرو صدا کرد اما اثر نکرد. فیلم انگلیسی است و برایان فوگل کارگردان آن است ومحصول سال ۲۰۱۷ است.

۲۰ خرداد ۱۳۹۷
ورزش پاک توهم است
جایزه اسکار بهترین فیلم مستند ۲۰۱۸ به فیلم ایکا روس - ICARUS - رسید. فیلمی مستند در یکی از بازیهای کثیف سیاسی در حوزه ورزش است. موضوع فیلم دوپینگ سازمان یافته دولتی است که در روسیه اتفاق افتاده است. چند بار مجبور میشوی وسط فیلم پاوز را بزنی و بگی لعنت به سیاست و بعد بقیه اش را ببینی. یک دوچرخه سواربا یک چت معمولی برای داروی انرژی زا از مسئول فنی دوپینگ روسیه کمک می خواهد. به همین بهانه پنجره ای باز می شود به سیستم دوپینگ سازمان یافته روسیه و راههای پیچیده تقلب در آزمایش ها - در مورد تیم ها و نه افراد- که به یک رسوایی جهانی کشیده می شود. این فیلم خیلی از امیدها، تشویق ها و هیجانات مردمی راکه برای قهرمانان و یا تیمشان نثار کرده اند تباه می کند. ورزش بدون سیاست شعار قشنگی است. اما مهمترین بخش سیاست وبد تر از آن بخشهای امنیتی مثل کل سیسستم امنیتی روسیه که در این فیلم درگیر شده است ورزش را رها نمی کنند. ورزش پاک نادر الوجود شده است. می خواهند پیچیده ترین راههای دوپینگ جمعی - نه دوپینگ شخصیِ یک یا دونفر ـ را انجام دهند.مردم مطالبه گر ازسیاستمداران بیشتر مخاطب این فیلمند تا ورزش دوستان . این فیلم مستند سرو صدا کرد اما اثر نکرد. فیلم انگلیسی است و برایان فوگل کارگردان آن است ومحصول سال ۲۰۱۷ است.

۱۰ خرداد ۱۳۹۷
معنویت دل
می گویند عالمی اهل دقت و وسواس بر سر حوض مسجدی نشسته بود تا وضو بسازد. با دقت تمام لای انگشت ها را آب می رساند.پنج دقیقه ای گذشته بود و هنوز به شستن دست راست مشغول بود. دعاهای مستحب را هم در لابلای وضو می خواند. دراثنای وضوی عالم بزرگ، جوانی از راه رسید . همانجا با سرعت آستین را بالا زد و کمتر از زمانی که عالم وقت برای شستشوی دست چپ گذاشته بود، وضو گرفت و به داخل مسجد رفت و هنوز شیخ کاملا از کنار حوض بلند نشده بودبرگشت و به طرف در مسجد رفت. شیخ او را صدا زد. گفت با این عجله و سرعت چطور وضو گرفتی و نماز به جا آوردی. به احتمال قوی نه وضویت کامل بود ونه نمازت مقبول. جوانک بی اعتنا به سمت در مسجد رفت. گفت من وضو ساختم و نمازی با سرعت خواندم که فقط به خدایم بگویم قبولت دارم و در برابر تو عصیانگر نیستم. و جزو بندگان تو ام. همین من را کافی است. خدایی هم که من میشناسم همین عدم عصیانگری را از بنده اش خواسته است. جواب و عکس العمل آن عالم متقی را نمی دانم. شاید افسوس خورده باشد به این همه معنویت ساده . شاید هم جوانک را از دایره نمازگزاران و دینداران بیرون دانسته باشد.تفسیری که شاهدیم خیلی ها از دین و خدا دارند.  نظر آنان مهم نیست. این  اتفاق داستان هم باشد عارفانه ترین گفتگو است. کسانی می  توانند و خوشا به حالشان که وضو ونماز و عبادات را با همه مستحبات بخوانند. اما جامعه امروز ما مثل همان جوانک است. عاصی شماردن جامعه در برابر خدا بزرگتیرن گناه است. اگر با نگاه آن جوانک مردم را ببینیم، جامعه ما و بسیاری از مردم دنیا در برابر ذات قدرتمندی که به او پناه می برند، عصیانگر نیستند. دوستش دارند. آنهایی که در متر و اندازه شان بر این باورند که خدا آن قدر سخت گیر است که همه گناهکاران را خارج از حیطه دینداران ببیند، بدترین عامل رواج عصیانگری علیه دین و خدا هستند.  در متر خدای مهربان، مهم این است که عصیانگر علیه خدا نباشیم و دل هامان خدا را ببیند.   

۱۰ خرداد ۱۳۹۷
خطر فیلتر شکن بیشتر از تلگرام است
امنیت در سایه فرهنگ شکل می گیرد.فرهنگ هم در ذیل کشوری امن می تواند رشد کند.هرکدام فدای دیگری شوند، هر دو  آسیب می بینند.  اما به دلیل  اینکه مسئولان امنیتی توانایی وقدرت قهریه در اختیار دارند ، و در بسیاری  ازموارد اعتقاد به این توازن ندارند، معمولا فرهنگ قربانی می شود و در نتیجه آن امنیت هم آسیب می بیند. در قربانی شدن فرهنگ و بی توجهی به آن نا خواسته مشکلات امنیتی شدیدی بر جامعه بار می شود. نمونه اش را در همین ماجرای فیلترینگ ها ببینید. گزارش های رسمی میگوید که بعد از فیلتر شدن تلگرام ریزش اساسی در افراد و اعضایش صورت نگرفته است. تنها اتفاقی که در این میان افتاده است، دسترسی پیدا کردن میلیونها ایرانی به فیلتر شکن بوده است. این فیلتر شکن ها برای دسترسی به تلگرامی است که تا به حال کار عادی خودش را می کرد و مخاطبانش کارهای فرهنگی، تجاری، صنفی، وحتی ارتباطات محدود شخصی انجام می دادند. طبعا در صدی از این ارتباطات می تواند مشکلات سیاسی و فرهنگی و اخلاقی داشته باشد. اما وقتی برای کنترل همین ارتباطات نگاه امنیتی وارد می شود، و به دلایل عمدتا سیاسی و مراقبت های امنیتی فیلتر می شود، مردم به فیلترینگ رو می آورند. نگرانی اصلی فرهنگی و اخلاقی من بسته شدن تلگرام نیست. نگرانی ای که همه دلسوزان فرهنگ و اخلاق و دین را آزار می دهد فیلترینگی است که به دلیل دیده نشدن تلگرام صورت گرفته اما به در یک کار مقبول اجتماعی و غیر قابل جلوگیری میلیونها نسل جوان دارای فیلترینگی شده اند که فقط به تلگرام سر نمی زنند. به راحتی اگر بر صفحه کیبورد تلفن و یا لپ تاپ خود هر سایت ضد اخلاقی، ضد دینی، مروجان خشونت، را کلیک کنند، به راحتی می توانندبه آن دسترسی یابند. اینجاست که فرهنگ قربانی سیاست می شود. این جامعه پر فیلتر شکن که جزيی از امکانات همه تلفن ها و لپ تاپ ها شده است، حتما از لحاظ امنیتی و اخلاقی و دینی آسیب بیشتری می خورند و آسیب بیشتری هم می توانند بزنند. فراگیری فیلتر شکن- بنا به حجم گسترده ای  که آمار رسمی ومسئولان رسمی میگویند - از نظر اخلاقی وسیاسی و امنیتی خطر های جبران ناپذیر تر و جدی تری از دسترسی عادی به شبکه های اجتماعی دارد.  

۲۸ ارديبهشت ۱۳۹۷
سید مهدی طباطبایی طراز روحانیت اصیل
شخصیت سید مهدی روحانی طراز روحانیت اصیل بود. در طول تاریخ شیعه همیشه روحانیونی بوده اند که مردم آنها را جزيی از خانواده خود می دانسته اند. آنها در هر سنی که بوده اند، نقش پدر بزرگ دوست داشتنی ومهربان و بی آزاری را داشته اند که اعضای خانواده هروقت مشکلی پیدا می کردند و یا آرامشی می طلبیده اند به سراغ انها می رفتند.پدر مقدس و محترم جامعه. بعد از انقلاب اسلامی اگر چه روحانیون، هم فراوان شدند و هم در معرض دید قرار گرفتند اما چون بخش عمده آنها با قدرت حاکمیتی شان مورد شناخت جامعه بودند، کمتر در جایگاه پدرانه و عضویت خانواده مورد توجه قرار گرفتند. مرحوم حجه الاسلام والمسلمین سید مهدی طباطبایی یکی از نوادری بود که هر کس می شناختش روحانیت  با معنای اصلیش رادر او می دید. همین که مهمترین عنوانش معلمی اخلاق دینی بود، بزرگترین دلیل بود که روحانی مانده بود. حتی اگر این همه آفت سیاسی و اجتماعی و دینی و ریا و دروغ و تهمت هم در جامعه رواج نداشت، باز هم اخلاق باید محور دین داران می بود. چه رسد به جامعه امروزی که بی اخلاقی، هم در سطح مردم و هم در سطح حاکمیت غوغا می کند. کسی که در این دنیا اخلاق را مدرسه خود قرار می دهد،‌یعنی نیاز معنوی و روحی جامعه اش را درک کرده است. باید ، نباید هایش به پاسخ مهربانانه به نیازهای معنوی جامعه اش تبدیل می شود. طباطبایی به عنوان یک روحانی سنتی، در عین حال یک عنصر سیاسی بودو مثل خیلی از روحانیون سنتی انزوا و دوری از جامعه مرامش  نبود.سیاسی بود. سیاسی دوران سختی ها.و انقلابی دوران تنهایی و غربت انقلابیگری. اما سیاست را با معیارهای اخلاقی و دینی می خواست.حرص ها و سوز دل هایی که برای آفت های جامعه سیاست زده می خورد، به خاطر این بود که سیاستش دین نبود، بلکه به دینی اعتقاد داشت که سیاستش باید تابعی از اخلاق ودین می بود. سید مهدی روحانی توانست شان روحانی خودش را بالاتر از جناح بندی ها قرار دهد. به همه نصیحت می کرد. وقتی حق مبنای نظزاتش باشد، افراد و جناح ها مسیر حق را به او نشان نمی دادند. این او بود که همه را با مبانی حق و اخلاقش نوازش می داد.  افراطی گری را با اخلاقی بودن قابل جمع نمی دید.نصیحت هایش را تا می توانست خصوصی با افراد و جناح ها درمیان می گذاشت.گاهی هم دادش در می آمد. اما مخاطب نصیحت و دلسوزی اش یک جناح نبودند. نهیبش به ذات افراطی گری بود. از اصلاح طلبان تا پایداری چی ها و حکومت و مردم.  خودش را طلبکار کسی نمی دانست.ادبیات طلبکاران هم به کار نمی برد.این ادبیات پدرانه را مردم دوست دارند.  به زی طلبگی پایبند ماند. درهمان جا که قبل انقلاب زندگی می کرد و درهمان مسجد که ن سالها اقامه نماز می کرد تا لحظه مرگش باقی ماند. دکتر شریعتی میگففت قبیله ای را در آفریقا یافته بوده اند که بسیار پایبند به دین بودند. علت را جستجو کردند. فهمیدند مُبلغ دینی و روحانی به آن قبیله راه نیافته است. واقعیت این است که در خیلی جاها بنام دین و با عملکردهای غلط بخش عمده ای از روحانیون، جامعه گریزان از دین شده است. سید مهدی طباطبایی از آنهایی بود که اگر مکتبش الگوی روحانیت باشد،  مردم از دین گریزان نمی شوند همه اینها دلیل بر آن است که بیش از همیشه جامعه به روحانیونی این چنینی نیاز دارد و به همین دلیل مرگش چنین تاثر عمیق را برانگیخت و جمعیت کم نظیرمردمی را به تشییع جناز ه اش کشاند. هنوزلذت نشستن پای منبرش را از نوجوانی در مشهد در مسجد پدرم در ذائقه معنوی ام حس میکنم. به خانواده بزرگ و‌اصیل طباطبایی تسلیت میگویم روحش شاد.

۱۰ ارديبهشت ۱۳۹۷
نقش ارتباطات در دیدار رهبران دو کره
خیلی تصادفی بود. کتاب رهبر عظیم را می خواندم. کتاب عجیبی در مورد کره شمالی. صفحه های آخر آن بودم که در یک تحول عظیم تاریخی رهبران کره جنوبی و کره شمالی با یکدیگر ملاقات کردند. در کتاب رهبر عظیم یکی از ماموران عالیرتبه که عضو مزکز تبلیغاتی کره شمالی بوده است، تجربیات عجیبی را بیان می کند وتاثیراتی که این تبلیغات بر مردم داشته است. همه آنهاالبته در سایه تک صدایی حاکم بر کره شمالی بود. در اتاق های در بسته و هزار تو مجلات کره جنوبی وجود داشته که این مامور امنیتی و البته آشنا با فرهنگ آنها را می دیده است. مردم جزبا تلویزیون رسمی اطلاعی از دنیا نداشتند. تصویر رهبر عظیم در همه جا و در اتاق های خواب به خاطر قداست آن جا باید نصب می شده. همه روی کت و لباس رسمی عکسهای رهبر را نصب می کرده اند. در همان اتاق مخصوصی که نویسنده کتاب رهبر عظیم در وسط مرکز امنیتی کره شمالی در ان بوده است، به اسم ناشران ونویسندگان کره جنوبی در فضایل کره شمالی و رهبر آن مطلب جعل می کرده اند و در اختیار کادرهای حزبی قرار می دادند. بزرگترین کنسرت ها و مراسم فرهنگی برپا می کرده اند که هزاران نفر از مردم کره شمالی تصویر های تبلیغاتی و رهبر عظیم را با تغییر شکل در جای ایستادنشان به نمایش می گذاشتند. هنر واقعا پادگانی با استفاده از نیروی انسانی. شاعر بزرگی که نویسنده کتاب است تنها به جرم اینکه چند برگ از مجلات کره جنوبی را از ساختمان امنیتی بیرون آورده است، محکوم به مرگ می شود که با بدبختی دردناکی فرار می کند. در چین زندگی فراریان و پناهندگان کره شمالی را گزارش می کند. این همه دروغ و بزرگنمایی رهبر عظیم در سایه انحصار رسانه ای در کره بوده است.اما به گمان من وقتی سیل اینترنت بالاخره راه خودش را باز کرد، کره شمالی هم زیر فشار قرار گرفت و بالاخره رهبران دو کره هم دیدار کردند اما متاسفانه باز هم مردم قربانی ماندند. قرار شده است که در مورد سلاح اتمی فقط گفتگو کنند و از حقوق بشر حرف نزنند. سابقه لیبی وبرجام ایرانی هم نشان داد که آمریکایی ها فقط تسلیم کردن مخالفان برایشان مهم است ونه همکاری وهمراهی با آنان. مردم بازیچه قدرتها بوده اند وخواهند بود. حرفی که هزار بار از نقاط مختلف دنیا شنیده ایم. نویسنده کتاب رهبر عظیم جنگ جین سون است ومترجم آن مسعودیوسف حصیرچین و ناشرش نشر ققنوس.

۰۱ ارديبهشت ۱۳۹۷
چند پیشنهاد برای پیدا کردن مرتضوی
خبر مفقودی سعید مرتضوی را هنوز نمی توانم جدی بگیرم. دادستانی که دو دهه اسمش مو بر تن اهالی رسانه و فرهنگ و سیاست سیخ می کرد، ودر مجموع به اشاره او ده ها سال زندان برای اهالی اندیشه ایران بریده شده است و حالا فقط به دوسال زندان محکوم شده است و برای اینکه این دو سال زندان نرود فراری شده است. وقتی خبر را شنیدم اولین نکته ای که به ذهنم رسید و می توانست توجیه فراری شدنش باشد، اطلاع منحصر به فردی بود که وی از سوراخ سمبه های زندان داشت. احتمالا گمان برده که نکند او را به یکی از آن نقاطی ببرند که فقط او از آنها اطلاع داشت. کهریزک یکی از آنان بود. برای پیدا شدنش باید اول تضمین بدهند که او را به آنجاها که او دیگران را می برد نمی برند. توجیه دوم فراری شدنش می تواند این باشد که بترسد در اختیار قضاتی قرار بگیرد که او دور وبرش داشت و به طور ویژه بعضی پرونده ها را به آنها می داد. اطرافیانش معروف بودند. یکی از آنها قاضی ای بود که نماینده وی در کهریزک بود و اخیرا به جرم فسادهای گوناگونی دستگیر شد و احتمالا در زندان است. به مرتضوی بگویند که مراحل اجرای حکم گذشته و دوستان مرتضوی حکم جدیدی نمی خواهند به او بدهند شاید پیدا شود.  توجیه سوم فراری شدنش احتمالا همان چیزی است که می تواند حکمت عدم دستگیری رئیسش ، احمدی نژاد باشد. فکر می کند که همان جور که توانست برادر روسای دو قوه را به اتاقش کشاند و از رشوه خواهی فیلم بگیرد، از افراد زیادی از این فیلم ها دارد و می تواند با فرار کردن و خروج از کشور و انتشار آنان حاکمیت را به چالش بکشاند.  در این مورد هم اگر به او گفته شود چیزی نیست که به صورت واقعیت یا شایعه اش بین مردم پخش نشده باشد. دیر رسیده. ضمن اینکه با او در نظام حقوق بین المللی مثل خاوری برخورد نمی کنند.  من وقتی بحث فراری بودن او را شنیدم، فکر کردم از زندان فرار کرده است. به همان دلیل که گفتم. همه جای زندان های تهران را بلد بود. در ماجراهای 88 که خیلی وقت گرانبهایش را شخصا در داخل زندان می گذراند. لذتی که او در صحبت با زندانیان معروف می برد بیشتر از خوردن بستنی در گرمای ظهر کویر بود.  گذشته از این شوخی وجدی ها، قربانیان مرتضوی اکثرا از اهالی فرهیحته کشور بودند.  و از انتقام لذت نمی برند. اما همه شان منتظر دیدن او پشت میله های زندانند. ار بس برایشان این خبر شگفت انگیز است. در تاریخ این موجود کم نظیر است من یک احتمال دیگر را هم بعید نمی دانم. دیده اوضاع کشور خیلی به هم ریخته است. او هم هوس کرده یک مدت فراری باشد و بعد در صحنه دفاع از حقوق مردم ظاهر شود و علیه ظلم سخنرانی کند و فکر کند که منجی عدالت خواهانه مردم ایران خواهد بود. توهم از مرض های مسری است. به خصوص از رییس به مرئوس. و‌توقع داشته باشد قربانیانش تشویقش کنند

۱۶ فروردين ۱۳۹۷
موانع واقعی استفاده از کالاهای داخلی
موانع واقعی استفاده از کالاهای داخلی استفاده از کالاهای ایرانی آرزوی دیرینی است که همیشه در تاریخ ایران خواست دلسوزان ومصلحان و ایران  دوستان بوده است.غرور ایرانی ها هم حد اقل در حد سخن، پشتوانه ای برای استقبال از این اندیشه بوده است. امسال که رهبر معظم انقلاب نام حمایت از کالای ایرانی را برگزیده اند، تبلیغات و گفت وشنود های رسمی در این مورد بیشتر شده است. اگر واقعا قرار باشد این شعار ملی گرایانه تا حدودی تحقق پیدا کند، باید جدای از شعارها، زمینه ها و زیر ساخت های تحقق آن فراهم شود. وظیفه مسئولان این نیست که در رقابت با یکدیگر بیشتر شعار دهند و نظرات رهبری را تکرار کنند. برای تحقق این هدف توجه به این سه نکته سخت ضروری است: ۱- معروفترین آنها کیفیت نداشتن بعضی از کالاهای ایرانی است که همه به آن پرداخته اند و نوشتن بیشتر تکرار مکررات است. وقتی یک مقام مسئول مثلا پراید را ارابه مرگ می نامد، نمی توان توقع داشت که افرادی که می توانند ماشین دیگری داشته باشند به سراغ پراید بروند. غیر متمکنین هم که چاره ای ندارند، اهانت استفاده از ارابه مرگ را برای داشتن اتومبیل به اجبار تحمل می کنند. ۲- ناباوری به توان ملی هم یک امر فرهنگی است . وقتی تولید کنندگان بسیاری از کالای خوب ایرانی هم، برای فروش مارک خارجی بر آن نصب می کنند ، نشانه فرو ریختگی فرهنگی است. ریشه این رفتار را باید در ناباوری به خود و یا دلخوری ها از حاکمیت که مرز نمی شناسد پیگیری کرد. در یک فرهنگ خود باور، فروش جنس داخلی با  مارک خارجی فاجعه است. در این مورد نقش فرهنگ آفرینان مستقل و ملی خیلی موثر است که معمولا به دلایل جانبی آنان هم وارد این نوع فرهنگ سازی ها نمی شوند. ۳- مهمترین مانع استفاده از کالای داخلی فساد گسترده در مدیریت کشور است. از وقتی که رقم های میلیاردی اختلاس ها انجام شد و قبح دست اندازی ها به بیت المال ریخت و فسادهای مالی سکه رایج و امری نهادینه شد، نه تنها در بیشتر موارد مشوقی برای حمایت از کالاهای داخلی باقی نماند ، بلکه ایجاد مانع برای تولیدات داخلی طبیعی شد. پورسانت های رسمی و غیر رسمی که داخل چرخه مدیریت در سطوح مختلف از سوی فروشندگان خارجی عرضه می شود، انگیزه حمایت از کالاها و تولیدات داخلی را ازبین برده است. برای تحقق شعار ملی باید بستر ان فراهم شود.

۱۶ فروردين ۱۳۹۷
تلگرام غیر از اینترنت است
بحث “تلگرام’ و فیلتر شدن یا نشدن ان به یک بحث ملی تبدیل شده است. مسئولان عالیرتبه کشور در این چند روزه اظهار نظرهای مختلفی کرده اند. صرف اینکه یک اپلیکیشن ساخت کشوری در کشور دیگری این قدر مورد گفتگوی مسئولان عالیرتبه قرار گیرد نشانه ای از عقب ماندگی فرهنگی است. یک اَپ باید کلی پول خرج کند که در کنار رقبایش اسمش در یک رسانه دست چندمی مطرح شود. عملا در رسانه ها و در کلام مسئولان تلگرام به جای اصل اینرنت نشسته است که این حساسیت نسبت به یک اپلیکیشن مایه تاسف و انحطاط فرهنگی است. انحصاری نبودن کانال ارتباطی با جهان و وجود راههای متعدد ارتباطی نشانه توسعه است و باید از آن استقبال کرد. شکی نیست که در این دنیا بدون وصل بودن به شبکه جهانی نمی توان زندگی کرد.حساسیت اصلی باید روی پویا بودن و فعال بودن و پر سرعت بودن شبکه مجازی باشد. البته فیلتر کردن مثل سایر اموری که ممنوع شده است، تا به حال نتوانسته موفق باشد. پس از این هم موفق نمی شود. باید در این دنیا با جامعه جدید جهانی تعامل کرد. تعاملی که البته در صدی از خسران های فرهنگی و دینی و سیاسی را با خود داشته و این معضل همه دنیا هم بوده است. نکته دیگری که این روزها روی آن تاکید فراوان است، فراخوان به اپلیکیشن های داخلی است. در این مورد هم دستورات مسئولان تاثیر چندانی ندارد. برای شکستن انحصار باید سرویس دهنده داخلی کیفیت و امنیت داشته باشند تا به صورت طبیعی و به دلیل سرعت بیشتربرای دانلود کردن خود به خود مردم به سرویس های داخلی مراجعه کنند. در مورد پیام رسانان داخلی کیفیت بخشیدن به آنها کار دشواری نیست. جوانان اهالی فضای نت و تحصیل کردگان این حوزه آن قدر توانایی دارند که بتوانند مشکلات فنی و باگ های احتمالی را سامان دهند. اما اصلی ترین مساله برای استفاده از پیام رسانان داخلی امنیت آنها است. امنیت مورد خواست عمومی امنیت های حریم شخصی است. این اعتماد از بین رفته است. وگرنه جامعه جوان کشور که با اینترنت زندگی می کند چه ربطی به آنهایی دارند که از اینترنت استفاده هایی مثل جاسوسی و اغتشاش و خشونت می کنند، دارند. آنها راه های زیادی بلدند و نیروهای امنیتی هم نشان داده اند راههای بیشتری برای برخورد با آنها می دانند. اگر بدنه جامعه می خواهد بااینترنت زندگی کند. باید دانست در هر زندگی ای حریمی خصوصی وجود دارد. با توجه به سوابق فرهنگی وسیاسی و دخالت های فراوانی که در گذشته در حوزه حریم شخصی شده است و با رجز خوانی ها که در مورداینترنت و مفاسد آن تا به حال مطرح شده است، بازگرداندن این اعتماد کار دشواری است. اگر اعتماد به عدم دخالت و یا احساس امنیت در حوزه مسایل شخصی و حریم خصوصی به گونه ای که بتواند مقبول واقعی جامعه بیفتد وجود داشته باشد می توان انتظار داشت انحصار ارتباطات شکسته شود و صد البته هم برای مردم و هم برای حاکمیت انحصاری نبودن کانال های ارتباطی مفید تر است.

۲۷ اسفند ۱۳۹۶
کسی جز خودتان منتظر شاد بودنتان نیست
منتظر چی هستید تا از عمرتان بهره خوب ببرید.؟ انتظار چه واقعه ای را می کشید که لذت ببرید و شادی بر لب هاتان باشد؟ منتظر هر چیزی هستید، اما یک چیز هرگز منتظر نمی ماند و ان گذران عمر است. نمیتوانید عمر را و جوانی را روی پاوز گذاشت. تا اوضاع متفاوت شود. ماه های گذر جوانی در سال اینده هم مثل سالهای قبل انگاری اصلا مشکلات را نمی بیند. سرش را مثل خر انداخته پایین وانگشتش را را روی روز شمار وپایان هر روز فشار می دهد و روزهای عمر را یکی پس از دیگری رد می کند. چه توی سر بزنیم که اوضاع خراب است و این چه شانس فلانی است که ما داریم و چه بشگن بزنید چه روزهای خوبی داریم، هیچ تفاوتی روی روز شمار نخواهد داشت. آغاز سال جدید معمولا وقتی است که می شود یاد آوری کرد که روز شمار شوخی بردار نیست. شاید در کنار این تلنگر بشود هم گفت حالا که روز شمار زبان آدم سرش نمی شود. هرچه داد بزنیم وایسا، باید جواب وضعیتی که به وجو آمده را بدی، محل سگ هم نمی گذارد و آخر شب دستش را روی دکمه فشار می دهد و یک روز ما را به پایان و مرگ نزدیک می کند، بیایید لج کنید. هر چی او بی محلی می کند، شما از عمر لذت بیشتر ببرید. اول و اخر اتفاقات بیرونی که به لذت و رشد شما آسیب می زند. فرصت اینکه منتظر باشید تا همه چیز خوب باشد و یا خوب شود تا شما آرامش پیدا کنید و بعد زمان را استارت جدید کنید ندارید. اولا کی گفته چیزی فرق می کند؟ تازه فرق کند، کی گفته که به شکلی می شود که شما می خواهیدو لذت بیشتری می توانید داشته باشید؟ برای امیدوار بودن لازم نیست منتظر شرایط اجتماعی ماند. خودتان به تنهایی در این دنیا یک دنیایید.مراقب خودتان باید باشید. شاید عصیانی که دهه هفتادی ها دارند به خاطر ‌خستگی ازتغییراتی بود که انتظارش را می کشیدند و نمی شد. توصیه می کنم در سال نو، فکر کنید همه دنیا شما هستید. خودتان مراقب شادی و امید خودتان باشید. نبودید هم کسی غصه تان را نمی خورد. خودتان باز باید اخر سال غصه خودتان را بخورید. سال ۹۷ را واقعا برای خودتان مبارک کنید.

8 4        ۱   ۲    ۳    ۴    ۵    ۶    ۷    ۸    ۹    ۱۰       3  7
© Copyright 2003-2018, Webneveshteha.com. All rights reserved.