۱۱ شهريور ۱۳۹۷
هدیه ای از جنس نقد به مناسبت هفته دولت (۵) ابتکار
جهت اطلاع خانمهای ایرانی، سرکار خانم ابتکار مسئول امور زنان ریاست جمهوری هستند.! کمتر کسی این را می داند! این خانم مکرمه مجلله و دوست قدیمی ما  فقط ۱۳ سال عضو کابینه بوده و هستند. و یک دوره هم در شورای شهر نماینده ما بوده اند. یک عمر عاشق خدمت!  خانواده محیط زیستی داشت. پدرش نامدار این رشته بود. اصرار بر استفاده از زنان در کابینه آقای خاتمی باعث شد که ایشان رییس محیط زیست شوند و در کابینه اول آقای روحانی هم دوباره به محیط زیست رفت. اما الان در این کابینه معاون امور زنان ریاست جمهوری است. خانم تحصیلکرده،زبان دان، سیاسی والبته با روحیه لاکچری هستند. اشکال اساسی خانم ابتکار برای من که از دور و از رسانه تعقیب می کنم این است که ندیده ام گزارش دهند که چه مشکلاتی از جامعه زنان کم کرده اند. زنان از از مشکلات حقوقی، سیاسی، اجتماعی، خانوادگی، تبعیض، خشونت رنج می برند و همه اینها راه حل های نسبی دارد که معظم لها در دولت هستند که آنها را حل کنند. سفر های زیادی برای دیدار از زنان با تشریفات کامل به نقاط مختلف داشته اند اما کسی میداند در این موردها خانم ابتکار عزیز چه اقدامات حکومتی کرده است؟ خانم ابتکار از این شانس برخوردار است که دهها تشکیلات غیر دولتی توسط زنان و یا با موضوع زنان در کشور فعالیت می کنند. رفع مشکلات سیاسی و حقوقی آنان بهترین راه حل مشکلات جامعه زنان است. زنان ایرانی در این سالها بسیار فعال شده اند. کاش چند تا وزیر زن در کابینه بود. اما حالا که نیست، خانم ابتکار باید جای خالی آنها را پر کند و مشکلات زنان را جدی تر بگیرد وبه جامعه اعلام کند که چه کرده است. عضو هیئت دولت برای مسائل زنان فقط یک امر تشریفاتی نیست که رییس جمهور پز بدهد چند نفر زن در دولت داریم. زنان ایرانی مشکلات زیادی دارند که باید حل شود. خانم ابتکار اصلاح طلب است.به همین دلیل سوزن به خودی را در این نوشته زدم تا فرصت جوالدوز زنی به دیگران باشد. هفته دولت بر خانم ابتکار وهمراهانشان مبارک باشد.

۱۱ شهريور ۱۳۹۷
هدیه هایی از جنس نقد بمناسبت هفته دولت (۴) علوی
معمولا آدمها فکر می کنند از وزیر و وزارت اطلاعات باید بترسند. ریشه های تاریخی دارد. واقعا  بعضی وقت ها ترسناک بوده است. دروغ چرا؟ نه که متخلف، تروریست، جاسوس، مخل امنیت ملی، مشوش اذهان عمومی. آنها که هیچ. اما همین که گاهی معلوم نیست برای چه دستگیر می کنندو اینکه آیا اول می شمارند و می گیرند یا اول می گیرند و بعد می شمارند، و دستگیری ها و مراقبت ها بر چه اساسی است و آیا در مسایل شخصی هم دخالت می کنند یا نه و کلی این جور چیزها باعث می شود که افراد عادی هم  گاهی از اطلاعات بترسند. محمود علوی از وقتی وزیر شد،خیلی از این ترسها را ریخت. خیلی راحت با مردم حرف زد که وظیفه و رسالت وزارت اطلاعات چیست. همان که مردم هم برای امنیت به آن نیاز داشتند. اما وزارت اطلاعات  در زمان علوی هم وقتی در دستگیری های سیاسی و جناحی وارد می شد، خیلی خلاف توقع مردم کار می کند. کلا وزارت اطلاعات می توانست بازوی قوی تری برای تحقق شعارهای دولت فعلی باشد. اما علیرغم همه خوبی های شخصی وزیر که گاهی نظراتش را به زبان می آورد، نمی تواند در محدوده هایی وارد شود. کارشناسان وزارت اطلاعات همیشه در کارشان قوی و پر اطلاعات بوده اند. اما  آدمهای قوی باید رییس شان را قبول داشته باشند تا وزارتخانه قدرتمند عمل کند. البته یک سری از دلایل دیگر هم هست که وزارت اطلاعات نمی تواند محور اطلاعات و امنیت باشد که من هم بی تقصیرم و هیچ ربطی به من ندارد!. آقای علوی وزیری است که دلهای مردم را بی دلیل نمی لرزاند تا از این راه اقتدارش را نشان دهد. تواضع و افتادگی، به علوی آقایی ویژه ای بخشیده. هفته دولت مبارک بر وزیر و اهالی وزارت اطلاعات مبارک باشد.

۱۱ شهريور ۱۳۹۷
هدیه هایی از جنس نقد بمناسبت هفته دولت (۳) عباس صالحی
مدتی است وزیر و وزارت ارشاد مفقود الاثر است.  با عباس صالحی وزیر فرهنگ وارشاد اسلامی از دیر زمان آشنایی دارم از سالم ترین و فاضل ترین اعضای کابینه است. اما مدتهاست مفقود الاثر است. هم خودش هم وزارتخانه اش. البته که در حوزه فرهنگ و هنر ، هر چه وزارت خانه  کمتر دخالت کند چرخ فرهنگ و هنر بهتر می چرخد.  فرهنگ و هنر به دستورات ما فوق خیلی احتیاج ندارد. از دل به دل منتقل می شود. اما هنرمندان واهالی فرهنگ به کمک وحمایت  وزارت خانه برای حل مشکلاتشان نیاز دارند. صالحی از قدیم خیلی به کتاب و کتاب خوانی در رشته دینی معروف بود. الان هم در جایگاه وزیر بازهم اولویتش کتاب است.ارشاد وزیر چند بعدی لازم دارد. صالحی و دوستانی که آورده، وقت برای بررسی ومطالعه زیاد می گذارند که تصمیماتشان صد در صد درست باشد. امابعضا چهارسال وزارتشان تمام می شود و آنها هنوز نتوانسته اند برای حل مشکلات  فرهنگی وهنری تصمیم بگیرند. به این دلیل وزارتخانه شان مفقود الاثر می شود ومشکل فرهنگیان و هنرمندان بی پاسخ می ماند. دفاع از هنرمندان و نویسندگان ومطبوعاتی ها و خبرگزاری ها و حوزه موسیقی در مقابل اربابان قدرت مذهبی و سیاسی وظیفه وزارت خانه است. غریب وانهادن آنها در مقابل این موجها دردناک است. در بحرانهای دولت معمولا وزیر ارشاد باید سخنگوی عملی و بسیج کننده مطبوعات و رسانه ها برای دولت باشد. در بحرانهای اخیر ودر حمایت از رییس جمهور و دولت، یکی دوبار از کیهان هم صدای خفیف حمایت در آمد، اما از وزارت ارشاد نه. البته به نظر می رسد  اهالی هنر الان  آزادانه تر فعالیت می کنند. تهران از پر تاتر ترین وپر فعالیت ترین پایتخت های کشورهای مشابه از نظر فرهنگی وهنری است.سینمای قابل افتخاری دارد و کتابهای زیادی مجوز می گیرد و کنسرتهای خوبی اجرا می شود. اما افرادی هم باید مامور شوند درد دل هنرمندان را هم بشنوند برای این کارنامه باید از ارشاد تشکر کرد. آرزوی توفیق برای همه ارشادی ها دارم و تبریک ویژه هفته دولت 

۱۱ شهريور ۱۳۹۷
هدیه هایی از جنس نقد به مناسبت هفته دولت:(۲) آ‌ذری جهرمی
وزیر ارتباطات، سمبل مدیریت جوانان شده است. مهمتر اینکه کارش را بلد است. دنیای پسا ارتباطی را می شناسد. ومواضع شفاف می گیرد و از بس جوان است فساد هم یاد نگرفته است. اما نمیدانم چرا سعی نکرده وزارتخانه را وزارت جوانان کار آشنای دنیای آی تی کند. شیطان وسوسه می کند که فکر کنیم می خواهد تنهایی بدرخشد. توقع می رفت به عنوان نمونه در میان این اقیانوس پیرمردان دولتی،وزارت ارتباطات را به جزیره جوانان تبدیل میکرد. حتی در میان انتصابات خودش هم جوان کمتر دیده می شود. آی تی حوزه ای است که مازاد نیروی کارآمد وکارشناس دارد. آقای آذری جهرمی خودش تنها نیست. نماینده نسل بعد انقلاب در سیستم دولتی است. از جوانان انتظار این همه محافظه کاری در تغییر مدیریت های وزارتخانه نمی رود. هفته دولت به همه اعضای وزارت ارتباطات مبارک باشد.

۱۱ شهريور ۱۳۹۷
هدیه هایی از جنس نقد به مناسبت هفته دولت (۱) زنگنه
فکر میکنم کسی که بیشترین عمر وزارت را در جمهوری اسلامی داشته، زنگنه وزیر نفت است. تنها در این‌مورد هرچه فکر میکنم، میبینم زنگنه ونفت می تواند تنها استثنای جوانگرایی باشد. جنگ ایران و عراق و منازعه هسته ای و بحران های خاورمیانه و همه اتفاقات بزرگ که ملت ایران را به روز سیاه نشانده ومی نشاند، دلیل اصلی اش نفت است. زنگنه نفت را و کلک های نفتی را و مافیای داخلی و خارجی اش را و معادلات قدرت در سایه پول نفت را وکَل کَل کردنهای اثر بخش بین المللی حوزه نفت را می شناسد. جایی که این همه پول و امکانات هست و این همه چشم وجیب به آنجا دوخته شده، حتی یک مورد هم نتوانسته اند فساد شخصی برایش پیدا کنند، دلیل اصلی موفقیت اوست. این پاکدستی شخصی برای وزیر نفت معجزه است. بیست سال است که رقبایش از پرونده کرسنت نام می برند.همه ارکان قدرت و قضا در اختیارشان بوده و هنوز نتوانسته اند فسادی را حتی در مورد این پرونده برای او اعلام کنند.  البته از خصوصیاتش بداخلاقی، توصیه ناپذیری، غرور، تحویل نگرفتن، از خود راضی و متشکر بودن است. که بیشتر این خصلت ها شاید برای جایگاهش مفید باشد. اما زنگنه می توانست بدنه وزارتخانه اش را جوان کند. نمیدانم کرده یا نه. هفته دولت مبارک کارمندان نفت و گازی باشد.

۱۱ شهريور ۱۳۹۷
رسالت متفاوت ولی فقیه و فقیه
ماجرای زیر زمین فیضیه و سکولار خواندن حوزه و تولید انبوه رساله ها و مسایل فقهیِ مشابه از سوی اقای رحیم پور    به سرعت تبدیل به یک مساله مهم سیاسی شد واز دو نگاه مورد توجه قرار گرفت که هردو فرعی بود. یکی تابلویی که به استخر فرح معروف شد و اشاره به ازبین بردن مرحوم هاشمی و تهدید دکتر روحانی به همان سرنوشت بود و دیگری به بحث دفاع از حوزه که متهم به سکولار بودن شده بود و خشم دوتن از مراجع حامی نظام و حاکمیت را در پی داشت. این دو موضوع باعث شد که متهمان به برگزاری این مراسم که از نظر محتوا کم سابقه در حوزه نبود واین جنس افراطی گری ها دو دهه سابقه داشت، این بارحتی از سوی متهمان به برگزاری مورد تبری قرار گیرد. اما نقد من به این مراسم به این دو دلیل نیست. نقد من به محتوای سخنرانی آقای رحیم پور است که بعضا از ایشان به عنوان تئوریسین نظام و انقلاب یاد می شود. این نقد نه از آن جهت است که چرا حوزه را سکولار نامیده است.گرچه سکولار به معنای فلسفی اش احتمالا مورد نظر نبوده است. چونحوزه به ذاته نمی تواند طرفدار حاکمیت دین نباشد که خود بحث مفصلی می طلبد. گمان میکنم مقصود این بوده است که بسیاری از مراجع، فضلا، و درسها و تحقیقات فقهی ناظر به مسایل اجتماعی نیست وتکرار همان ابواب فقهی است که هزار سال است در حوزه ها تدریس می شود و از حوزه ها مطالبه می شود که بحث های اجتماعی و سیاسی را از زاویه فقهی مورد توجه قرار دهند. همچنان که بزرگانی مثل امام خمینی و مرحوم مطهری و رهبری معظم انقلاب و نحله فقهای انقلابی چنین کرده اند.. مطالبه این مطلب به دو دلیل از حوزه علمیه نادرست است. اول اینکه بدنه حوزه قبل و بعد انقلاب چنین نبوده اند. قبل از انقلاب امام خمینی استثنا بود وشاگردان و همراهانش غریبان حوزه بودند.از کوزه فرزند امام آب نمی خوردند چون فرزند خمینی بودو شاگردان و همراهانش مثل آیات الله منتظری و مشکینی وخامنه ای و بقیه در حوزه خون دلها خوردند. نکته دوم هم اینکه فقه حکومتی مصالح زیاد و عناوین ثانویه و اطلاعات همه جانبه ای را می طلبد. به همین دلیل برای شرعی بودن واسلامی بودن حکومت، نظریه ولایت فقیه مطرح شد و در راس حاکمیت،ولی فقیه قرار گرفت که بتواند به تواند به جای شورای فقها تمشیت امور را بر اساس مبانی شرعی انجام دهد. دعوت از مراجع تقلید و یا مدرسان فقهی برای تغییر ریل مباحثات خود به تدریس مسایل اجتماعی مشکلات زیادی برای حاکمیت اسلامی درست می کند. نمی توان به فقیه گفت که نتیجه بحث چه باشد. آنان مبانی فقهی و اصولی خود را دارند.وقتی از رسالت تدریس متد فقهی با ابواب متعارف حوزوی عدول کنند، الزام به نتایجی نمی رسند که در آن حل مشکلات اجتماعی مورد نیاز جامعه امروزی باشد. چه بسا اگر این اتفاق بیفتد و خیل فتاوایی صادر شود که هر کدام صرفا به دلیل نگاه فقهی و نه عناوین ثانویه و یا مصالح اجتماع و یا عدم اطلاع از واقعیت ها و تغییراتی که در دنیا باشد، بحران مشروعیت برای حاکمیت درست شود و نظرات ولی فقیه که علاوه بر فقاهت رسالت اداره کشور را هم بر عهده دارد در برابرآنان قرار گیرد و ضرورت پیدا کند که همه از مدرسان فقه وبزرگان مرجعیت بخواهند که روال گذشته خود را ادامه دهند. کار اساسی حوزه علمیه آشنا کردن طلاب اهل فضل به متد فقه و اصول است. این پایبندی به روش دیرین که در تعابیر امام به فقه جواهری اشتهار دارد، نباید تغییر کند.  در عمل هم بعضی از فقها در بعد انقلاب که از این روش جدا شده اند و بعضا در مسایل اجتماعی نظر فقهی داده اند، مشکلات فوق الاشاره به وجود آمده است و هزینه زیادی برای منزوی کردن آنان صرف شده است. والقاب مختلفی مثل شیعه انگلیسی و آمریکایی مطرح شده است عظمت حوزه در استقلال آن است که روش ومتد مجتهد پروری را بدون دخالت دیگران ادامه دهد و عظمت ولی فقیه هم در این است که با داشتن پشتوان حمایت کلی حوزه های علمیه که تقریبا چنین است، امور کشور و مسایل سیاسی و اجتماعی را با تکیه به فقاهت خود رتق وفتق کند. توصیه های رحیم پور می تواند این نظم مقبول را در هم بریزد        

۱۱ شهريور ۱۳۹۷
رسالت متفاوت ولی فقیه و فقیه
ماجرای زیر زمین فیضیه و سکولار خواندن حوزه و تولید انبوه رساله ها و مسایل فقهیِ مشابه از سوی اقای رحیم پور    به سرعت تبدیل به یک مساله مهم سیاسی شد واز دو نگاه مورد توجه قرار گرفت که هردو فرعی بود. یکی تابلویی که به استخر فرح معروف شد و اشاره به ازبین بردن مرحوم هاشمی و تهدید دکتر روحانی به همان سرنوشت بود و دیگری به بحث دفاع از حوزه که متهم به سکولار بودن شده بود و خشم دوتن از مراجع حامی نظام و حاکمیت را در پی داشت. این دو موضوع باعث شد که متهمان به برگزاری این مراسم که از نظر محتوا کم سابقه در حوزه نبود واین جنس افراطی گری ها دو دهه سابقه داشت، این بارحتی از سوی متهمان به برگزاری مورد تبری قرار گیرد. اما نقد من به این مراسم به این دو دلیل نیست. نقد من به محتوای سخنرانی آقای رحیم پور است که بعضا از ایشان به عنوان تئوریسین نظام و انقلاب یاد می شود. این نقد نه از آن جهت است که چرا حوزه را سکولار نامیده است.گرچه سکولار به معنای فلسفی اش احتمالا مورد نظر نبوده است. چونحوزه به ذاته نمی تواند طرفدار حاکمیت دین نباشد که خود بحث مفصلی می طلبد. گمان میکنم مقصود این بوده است که بسیاری از مراجع، فضلا، و درسها و تحقیقات فقهی ناظر به مسایل اجتماعی نیست وتکرار همان ابواب فقهی است که هزار سال است در حوزه ها تدریس می شود و از حوزه ها مطالبه می شود که بحث های اجتماعی و سیاسی را از زاویه فقهی مورد توجه قرار دهند. همچنان که بزرگانی مثل امام خمینی و مرحوم مطهری و رهبری معظم انقلاب و نحله فقهای انقلابی چنین کرده اند.. مطالبه این مطلب به دو دلیل از حوزه علمیه نادرست است. اول اینکه بدنه حوزه قبل و بعد انقلاب چنین نبوده اند. قبل از انقلاب امام خمینی استثنا بود وشاگردان و همراهانش غریبان حوزه بودند.از کوزه فرزند امام آب نمی خوردند چون فرزند خمینی بودو شاگردان و همراهانش مثل آیات الله منتظری و مشکینی وخامنه ای و بقیه در حوزه خون دلها خوردند. نکته دوم هم اینکه فقه حکومتی مصالح زیاد و عناوین ثانویه و اطلاعات همه جانبه ای را می طلبد. به همین دلیل برای شرعی بودن واسلامی بودن حکومت، نظریه ولایت فقیه مطرح شد و در راس حاکمیت،ولی فقیه قرار گرفت که بتواند به تواند به جای شورای فقها تمشیت امور را بر اساس مبانی شرعی انجام دهد. دعوت از مراجع تقلید و یا مدرسان فقهی برای تغییر ریل مباحثات خود به تدریس مسایل اجتماعی مشکلات زیادی برای حاکمیت اسلامی درست می کند. نمی توان به فقیه گفت که نتیجه بحث چه باشد. آنان مبانی فقهی و اصولی خود را دارند.وقتی از رسالت تدریس متد فقهی با ابواب متعارف حوزوی عدول کنند، الزام به نتایجی نمی رسند که در آن حل مشکلات اجتماعی مورد نیاز جامعه امروزی باشد. چه بسا اگر این اتفاق بیفتد و خیل فتاوایی صادر شود که هر کدام صرفا به دلیل نگاه فقهی و نه عناوین ثانویه و یا مصالح اجتماع و یا عدم اطلاع از واقعیت ها و تغییراتی که در دنیا باشد، بحران مشروعیت برای حاکمیت درست شود و نظرات ولی فقیه که علاوه بر فقاهت رسالت اداره کشور را هم بر عهده دارد در برابرآنان قرار گیرد و ضرورت پیدا کند که همه از مدرسان فقه وبزرگان مرجعیت بخواهند که روال گذشته خود را ادامه دهند. کار اساسی حوزه علمیه آشنا کردن طلاب اهل فضل به متد فقه و اصول است. این پایبندی به روش دیرین که در تعابیر امام به فقه جواهری اشتهار دارد، نباید تغییر کند.  در عمل هم بعضی از فقها در بعد انقلاب که از این روش جدا شده اند و بعضا در مسایل اجتماعی نظر فقهی داده اند، مشکلات فوق الاشاره به وجود آمده است و هزینه زیادی برای منزوی کردن آنان صرف شده است. والقاب مختلفی مثل شیعه انگلیسی و آمریکایی مطرح شده است عظمت حوزه در استقلال آن است که روش ومتد مجتهد پروری را بدون دخالت دیگران ادامه دهد و عظمت ولی فقیه هم در این است که با داشتن پشتوان حمایت کلی حوزه های علمیه که تقریبا چنین است، امور کشور و مسایل سیاسی و اجتماعی را با تکیه به فقاهت خود رتق وفتق کند. توصیه های رحیم پور می تواند این نظم مقبول را در هم بریزد        

۱۱ شهريور ۱۳۹۷
رسالت متفاوت ولی فقیه و فقیه
ماجرای زیر زمین فیضیه و سکولار خواندن حوزه و تولید انبوه رساله ها و مسایل فقهیِ مشابه از سوی اقای رحیم پور    به سرعت تبدیل به یک مساله مهم سیاسی شد واز دو نگاه مورد توجه قرار گرفت که هردو فرعی بود. یکی تابلویی که به استخر فرح معروف شد و اشاره به ازبین بردن مرحوم هاشمی و تهدید دکتر روحانی به همان سرنوشت بود و دیگری به بحث دفاع از حوزه که متهم به سکولار بودن شده بود و خشم دوتن از مراجع حامی نظام و حاکمیت را در پی داشت. این دو موضوع باعث شد که متهمان به برگزاری این مراسم که از نظر محتوا کم سابقه در حوزه نبود واین جنس افراطی گری ها دو دهه سابقه داشت، این بارحتی از سوی متهمان به برگزاری مورد تبری قرار گیرد. اما نقد من به این مراسم به این دو دلیل نیست. نقد من به محتوای سخنرانی آقای رحیم پور است که بعضا از ایشان به عنوان تئوریسین نظام و انقلاب یاد می شود. این نقد نه از آن جهت است که چرا حوزه را سکولار نامیده است.گرچه سکولار به معنای فلسفی اش احتمالا مورد نظر نبوده است. چونحوزه به ذاته نمی تواند طرفدار حاکمیت دین نباشد که خود بحث مفصلی می طلبد. گمان میکنم مقصود این بوده است که بسیاری از مراجع، فضلا، و درسها و تحقیقات فقهی ناظر به مسایل اجتماعی نیست وتکرار همان ابواب فقهی است که هزار سال است در حوزه ها تدریس می شود و از حوزه ها مطالبه می شود که بحث های اجتماعی و سیاسی را از زاویه فقهی مورد توجه قرار دهند. همچنان که بزرگانی مثل امام خمینی و مرحوم مطهری و رهبری معظم انقلاب و نحله فقهای انقلابی چنین کرده اند.. مطالبه این مطلب به دو دلیل از حوزه علمیه نادرست است. اول اینکه بدنه حوزه قبل و بعد انقلاب چنین نبوده اند. قبل از انقلاب امام خمینی استثنا بود وشاگردان و همراهانش غریبان حوزه بودند.از کوزه فرزند امام آب نمی خوردند چون فرزند خمینی بودو شاگردان و همراهانش مثل آیات الله منتظری و مشکینی وخامنه ای و بقیه در حوزه خون دلها خوردند. نکته دوم هم اینکه فقه حکومتی مصالح زیاد و عناوین ثانویه و اطلاعات همه جانبه ای را می طلبد. به همین دلیل برای شرعی بودن واسلامی بودن حکومت، نظریه ولایت فقیه مطرح شد و در راس حاکمیت،ولی فقیه قرار گرفت که بتواند به تواند به جای شورای فقها تمشیت امور را بر اساس مبانی شرعی انجام دهد. دعوت از مراجع تقلید و یا مدرسان فقهی برای تغییر ریل مباحثات خود به تدریس مسایل اجتماعی مشکلات زیادی برای حاکمیت اسلامی درست می کند. نمی توان به فقیه گفت که نتیجه بحث چه باشد. آنان مبانی فقهی و اصولی خود را دارند.وقتی از رسالت تدریس متد فقهی با ابواب متعارف حوزوی عدول کنند، الزام به نتایجی نمی رسند که در آن حل مشکلات اجتماعی مورد نیاز جامعه امروزی باشد. چه بسا اگر این اتفاق بیفتد و خیل فتاوایی صادر شود که هر کدام صرفا به دلیل نگاه فقهی و نه عناوین ثانویه و یا مصالح اجتماع و یا عدم اطلاع از واقعیت ها و تغییراتی که در دنیا باشد، بحران مشروعیت برای حاکمیت درست شود و نظرات ولی فقیه که علاوه بر فقاهت رسالت اداره کشور را هم بر عهده دارد در برابرآنان قرار گیرد و ضرورت پیدا کند که همه از مدرسان فقه وبزرگان مرجعیت بخواهند که روال گذشته خود را ادامه دهند. کار اساسی حوزه علمیه آشنا کردن طلاب اهل فضل به متد فقه و اصول است. این پایبندی به روش دیرین که در تعابیر امام به فقه جواهری اشتهار دارد، نباید تغییر کند.  در عمل هم بعضی از فقها در بعد انقلاب که از این روش جدا شده اند و بعضا در مسایل اجتماعی نظر فقهی داده اند، مشکلات فوق الاشاره به وجود آمده است و هزینه زیادی برای منزوی کردن آنان صرف شده است. والقاب مختلفی مثل شیعه انگلیسی و آمریکایی مطرح شده است عظمت حوزه در استقلال آن است که روش ومتد مجتهد پروری را بدون دخالت دیگران ادامه دهد و عظمت ولی فقیه هم در این است که با داشتن پشتوان حمایت کلی حوزه های علمیه که تقریبا چنین است، امور کشور و مسایل سیاسی و اجتماعی را با تکیه به فقاهت خود رتق وفتق کند. توصیه های رحیم پور می تواند این نظم مقبول را در هم بریزد        

۱۱ شهريور ۱۳۹۷
رسالت متفاوت ولی فقیه و فقیه
ماجرای زیر زمین فیضیه و سکولار خواندن حوزه و تولید انبوه رساله ها و مسایل فقهیِ مشابه از سوی اقای رحیم پور    به سرعت تبدیل به یک مساله مهم سیاسی شد واز دو نگاه مورد توجه قرار گرفت که هردو فرعی بود. یکی تابلویی که به استخر فرح معروف شد و اشاره به ازبین بردن مرحوم هاشمی و تهدید دکتر روحانی به همان سرنوشت بود و دیگری به بحث دفاع از حوزه که متهم به سکولار بودن شده بود و خشم دوتن از مراجع حامی نظام و حاکمیت را در پی داشت. این دو موضوع باعث شد که متهمان به برگزاری این مراسم که از نظر محتوا کم سابقه در حوزه نبود واین جنس افراطی گری ها دو دهه سابقه داشت، این بارحتی از سوی متهمان به برگزاری مورد تبری قرار گیرد. اما نقد من به این مراسم به این دو دلیل نیست. نقد من به محتوای سخنرانی آقای رحیم پور است که بعضا از ایشان به عنوان تئوریسین نظام و انقلاب یاد می شود. این نقد نه از آن جهت است که چرا حوزه را سکولار نامیده است.گرچه سکولار به معنای فلسفی اش احتمالا مورد نظر نبوده است. چونحوزه به ذاته نمی تواند طرفدار حاکمیت دین نباشد که خود بحث مفصلی می طلبد. گمان میکنم مقصود این بوده است که بسیاری از مراجع، فضلا، و درسها و تحقیقات فقهی ناظر به مسایل اجتماعی نیست وتکرار همان ابواب فقهی است که هزار سال است در حوزه ها تدریس می شود و از حوزه ها مطالبه می شود که بحث های اجتماعی و سیاسی را از زاویه فقهی مورد توجه قرار دهند. همچنان که بزرگانی مثل امام خمینی و مرحوم مطهری و رهبری معظم انقلاب و نحله فقهای انقلابی چنین کرده اند.. مطالبه این مطلب به دو دلیل از حوزه علمیه نادرست است. اول اینکه بدنه حوزه قبل و بعد انقلاب چنین نبوده اند. قبل از انقلاب امام خمینی استثنا بود وشاگردان و همراهانش غریبان حوزه بودند.از کوزه فرزند امام آب نمی خوردند چون فرزند خمینی بودو شاگردان و همراهانش مثل آیات الله منتظری و مشکینی وخامنه ای و بقیه در حوزه خون دلها خوردند. نکته دوم هم اینکه فقه حکومتی مصالح زیاد و عناوین ثانویه و اطلاعات همه جانبه ای را می طلبد. به همین دلیل برای شرعی بودن واسلامی بودن حکومت، نظریه ولایت فقیه مطرح شد و در راس حاکمیت،ولی فقیه قرار گرفت که بتواند به تواند به جای شورای فقها تمشیت امور را بر اساس مبانی شرعی انجام دهد. دعوت از مراجع تقلید و یا مدرسان فقهی برای تغییر ریل مباحثات خود به تدریس مسایل اجتماعی مشکلات زیادی برای حاکمیت اسلامی درست می کند. نمی توان به فقیه گفت که نتیجه بحث چه باشد. آنان مبانی فقهی و اصولی خود را دارند.وقتی از رسالت تدریس متد فقهی با ابواب متعارف حوزوی عدول کنند، الزام به نتایجی نمی رسند که در آن حل مشکلات اجتماعی مورد نیاز جامعه امروزی باشد. چه بسا اگر این اتفاق بیفتد و خیل فتاوایی صادر شود که هر کدام صرفا به دلیل نگاه فقهی و نه عناوین ثانویه و یا مصالح اجتماع و یا عدم اطلاع از واقعیت ها و تغییراتی که در دنیا باشد، بحران مشروعیت برای حاکمیت درست شود و نظرات ولی فقیه که علاوه بر فقاهت رسالت اداره کشور را هم بر عهده دارد در برابرآنان قرار گیرد و ضرورت پیدا کند که همه از مدرسان فقه وبزرگان مرجعیت بخواهند که روال گذشته خود را ادامه دهند. کار اساسی حوزه علمیه آشنا کردن طلاب اهل فضل به متد فقه و اصول است. این پایبندی به روش دیرین که در تعابیر امام به فقه جواهری اشتهار دارد، نباید تغییر کند.  در عمل هم بعضی از فقها در بعد انقلاب که از این روش جدا شده اند و بعضا در مسایل اجتماعی نظر فقهی داده اند، مشکلات فوق الاشاره به وجود آمده است و هزینه زیادی برای منزوی کردن آنان صرف شده است. والقاب مختلفی مثل شیعه انگلیسی و آمریکایی مطرح شده است عظمت حوزه در استقلال آن است که روش ومتد مجتهد پروری را بدون دخالت دیگران ادامه دهد و عظمت ولی فقیه هم در این است که با داشتن پشتوان حمایت کلی حوزه های علمیه که تقریبا چنین است، امور کشور و مسایل سیاسی و اجتماعی را با تکیه به فقاهت خود رتق وفتق کند. توصیه های رحیم پور می تواند این نظم مقبول را در هم بریزد        

۲۰ خرداد ۱۳۹۷
ورزش پاک توهم است
جایزه اسکار بهترین فیلم مستند ۲۰۱۸ به فیلم ایکا روس - ICARUS - رسید. فیلمی مستند در یکی از بازیهای کثیف سیاسی در حوزه ورزش است. موضوع فیلم دوپینگ سازمان یافته دولتی است که در روسیه اتفاق افتاده است. چند بار مجبور میشوی وسط فیلم پاوز را بزنی و بگی لعنت به سیاست و بعد بقیه اش را ببینی. یک دوچرخه سواربا یک چت معمولی برای داروی انرژی زا از مسئول فنی دوپینگ روسیه کمک می خواهد. به همین بهانه پنجره ای باز می شود به سیستم دوپینگ سازمان یافته روسیه و راههای پیچیده تقلب در آزمایش ها - در مورد تیم ها و نه افراد- که به یک رسوایی جهانی کشیده می شود. این فیلم خیلی از امیدها، تشویق ها و هیجانات مردمی راکه برای قهرمانان و یا تیمشان نثار کرده اند تباه می کند. ورزش بدون سیاست شعار قشنگی است. اما مهمترین بخش سیاست وبد تر از آن بخشهای امنیتی مثل کل سیسستم امنیتی روسیه که در این فیلم درگیر شده است ورزش را رها نمی کنند. ورزش پاک نادر الوجود شده است. می خواهند پیچیده ترین راههای دوپینگ جمعی - نه دوپینگ شخصیِ یک یا دونفر ـ را انجام دهند.مردم مطالبه گر ازسیاستمداران بیشتر مخاطب این فیلمند تا ورزش دوستان . این فیلم مستند سرو صدا کرد اما اثر نکرد. فیلم انگلیسی است و برایان فوگل کارگردان آن است ومحصول سال ۲۰۱۷ است.

8 4        ۱   ۲    ۳    ۴    ۵    ۶    ۷    ۸    ۹    ۱۰       3  7
© Copyright 2003-2018, Webneveshteha.com. All rights reserved.