۱۵ آذر ۱۳۸۲
سوسک و تشريفات

در ايامي که در دفتر رئيس جمهور بودم، درست بعد از يکي دو روز که طبق معمول سنواتي اطاقهاي تشريفات رئيس جمهور را سم پاشي کرده بودند، در يک ديدار خارجي رئيس جمهور با سفير جديد کنيا ملاقات داشت. پس از ورود رئيس جمهور و مهمان ايشان و بعد از آنکه عکاس ها و فيلم بردارها کار خبري خود را انجام دادند و نوعاً در اين فاصله دو طرف سعي مي کنند از آب و هواي کشور هم بپرسند تا بعد از رفتن خبرنگاران مطالب جدي خود را آغاز کنند. در اين حين از کنار پاي رئيس جمهور و مهمانش يک سوسک بزرگ مانور ديدني اي داد. خوشبختانه نه رئيس جمهور و نه مهمان ايشان اين سوسک را که از شر فشار سم پاشي جان سالم به در برده بود و هم از مخفيگاه بيرون زده بودند نديدند.

من و رئيس تشريفات که در نقطه مقابل هم نشسته بوديم انرا ديديم. تمام وجودمان دلهره بود و البته خوشحال از اينکه سوسک نا پديد شده است. در اين اثنا از بد حادثه احساس کردم که سوسک از روي پايم عبور کرده و داخل پاچه شلوار اين بنده حقير شده است. ضمن آنکه به شدت چندشم شده بود، با دست سوسک را داخل همان شلوار متوقف کردم. تا آخر ملاقات دستم را بر نداشتم. در اين شرايط  ثانيه ها به سختي مي گذشتند. بالاخره تحمل کردم تا ملاقات پايان گرفت. شايد آقاي خاتمي و مهمانش گمان مي بردند که دچار پا درد شده ام و نمي توانم دستم را از روي محل درد بر دارم. ولي حفظ ابرو کردم. اين هم يک نوع ايثار است! و در کنارهمه حوادث سياسي نقل آن براي خواننده خالي از لطف نباشد. و وقتي سوژه اي براي نوشتن نباشد با اين خاطرات لااقل مي توان صفحات سايت را پر کند.

4سياست و عشق
دیپلمات ها و سفارتخانه ها3
© Copyright 2003-2017, Webneveshteha.com. All rights reserved.