۰۲ تير ۱۳۸۳
چند کلمه جدي درباره فيلترينگ هاي اخير

 

مسأله فيلترينگ اين روزها، از اساسي ترين مسائل جامعه ارتباطي کشور است و به حق نگراني به جايي است. ما قبلاً به صورت رسمي و حقوقي اظهار نظر کرده بوديم که محدود کردن هرنوع آزادي مردم –که اينترنت هم جزيي از آن است- براساس نصّ قانون اساسي به قانون احتياج دارد. حتي با مصوبه شوراي انقلاب فرهنگي هم نمي تواند قانون اساسي را محدود کرد، ولي افاقه نکرد. هيأت سه نفره منتخب شورا دستور فيلترينگ يک عده از سايتها را دادند. حالا از نظر حقوقي هم بشود قبول کرد که تا وقتي قانون وجود ندارد مصوبات شوراي عالي انقلاب فرهنگي در حکم قانون است، بايد دستور هيأت سه نفره که نمايندگان وزارت اطلاعات و ارشاد و صدا و سيما هستند، سايتهايي را که بايد فيلتر شوند، مشخص نمايد. با اين حساب دخالت مستقيم قوه قضاييه و حکم بستن سايتها در ليستي جداگانه از سوي دادستان و ارائه آن باز به صورت مستقيم به ICP ها بدون آنکه از طريق مخابرات باشد –البته به نقل از آقاي وزير ارتباطات مي گويم- کاري است که طبعاً دستور العمل شوراي انقلاب فرهنگي را بي اثر مي کند. اگرچه دادستان به يکي از عناوين معروف مثل تشويش اذهان عمومي و يا عناوين مشابه مثل آنکه در ماجراي بستن مطبوعات از قانون مجازات که براي دزدان در سال 1336 تصويب شده بود استفاده کرد، در بستن سايتها هم مي تواند از آن استفاده نمايد که لابد به همين دليل اين کار را انجام داده ولي بايد طبعاً اولين مدعي آن شوراي انقلاب فرهنگي باشد. در عرض دو، سه روز گذشته من اين مسأله را خيلي دنبال کردم. وزير ارتباطات مي گفت که ليست ارائه شده توسط دادستاني مستقيماً به ICP ها رفته است و ما خبر نداشتيم! ما فقط موظف به تعطيلي سايتهايي هستيم که هيأت سه نفره ليست بدهند. به آقاي رئيس جمهور گزارش مفصلي از اين مسأله دادم. در قوه قضاييه هم ظاهراً قرار بوده که وارد محتواي سايتها نشوند و همان هيأت سه نفره تصميم بگيرد ولي ارائه ليستي از 460 سايت اخير دادستاني، دخالت در محتوا است. با رئيس صدا و سيما و وزراي ارشاد و اطلاعات هم صحبت کردم و تقاضا: که براي اين مسأله خودشان وقت بيشتري بگذارند.

و در چهارچوب مشخص و قابل دفاعي به اين کار دست يازند. همه شان قبول داشتند و قرار دارند چنين نمايند. وزير دادگستري هم قرار است که بين دولت و قوه قضاييه، هرچه سريعتر جلسه اي برقرار کند تا اگر بشود به اين مسأله سامان داده شود. که البته همچنان دنبال اين ماجرا هستم. خدا کند دنبال کردن من باعث پيچيده تر شدن اوضاع فيلترينگ سايتها نشود که قول مي دهم اگر ديدم چنين است، رها کنم!

به دو نکته پاياني هم بايد اشاره کنم: اول اينکه دفاع و پي گيري من به معناي قبول داشتن محتواي سايتهاي فيلتر شده نيست. بسياري از آنان که سايتهاي غير اخلاقي هستند که در اکثر دنيا فيلتر مي شوند. مهم شيوه آن است و مهمتر دفاع از کساني است که سايت يا وبلاگ دارند و دور از مسائل غير اخلاقي قلم مي زنند و تنها دليل بستن سايت آنها اين بوده که کسي از آن خوشش نيامده و در نتيجه تعطيلش کرده است.

نکته دوم آنکه همواره تکرار کرده ام: دنيا بي مرز شده است. هرچه به محدود کردن بيشتر انديشه منجر شود باعث بازتر شدن فضاي ارتباطي خواهد شد. کاش مي شد اين مسأله منهدم شود.

باز هم مي گويم گزارشهايي در اين رابطه –اگر اثر منفي نداشته باشد- خواهم داد.

4تلويزيونهاي لس آنجلسي
رابطه فکر کردن و بودن3
© Copyright 2003-2017, Webneveshteha.com. All rights reserved.