۰۷ ارديبهشت ۱۳۸۴
با چند جمله از چند کاندیدا!
آقای هاشمی رفسنجانی اعلام کردهاند که کمکم دارند مجبور میشوند داروی تلخ کاندیداتوری ریاست جمهوری را میل کنند و علیرغم میل باطنی شان کاندیدا شوند. من نمیدانم چرا آقای هاشمی از این تعبیر استفاده کرده است. این همه مشاور تبلیغاتی و مطبوعاتی که معروف است با ستادهای ایشان همکاری صلواتی دارند چرا مشاوره ندادهاند که این تعبیر توهین بزرگی به ملت ایران است و کسی بخواهد رئیس جمهور مردم بزرگوار ایران شود که از این پست به عنوان داروی تلخ یاد نمیکند! میکند؟.
*****
آقای کروبی هم با اعلام این ماهیانه پنجاه هزار توامان کلی سرو صدا درست کرده است. من که البته از اقتصاد سر در نمیآورم. ولی کاش آقای کروبی بیخیال این پنجاه هزار تومان میشد. اصلاً چرا در ایران همه میخواهند سیستم اقتصادی جدید بنویسند؟ نمیشود یکی از الگوهای مورد قبول دنیا که عملی شده و جواب داده را با استفاده از مشاورانی که آن سیستم را میدانند در ایران عملی کنند تا هی تجربه و خطا نشود؟.
*****
یک مثل آخوندی میگوید: من از بهر حسین در اضطرابم، تو از عباس میگویی جوابم. حالا شده قصهی مردم و آقای قالیباف. هی از عملکرد ایشان در مورد برخورد اماکن، اطلاعات، مسألهی وبلاگ نویسها، روزنامهنگاران، دستگیری دختران و پسران سؤال میکنند، ایشان از ۱۱۰ و پلیسراه جواب میدهد.
اگر این همشهری ما به این سؤالات جواب دهد بیشتر شفافتر میان مردم جلوه خواهد کرد. بالاخره
سؤال و جواب است و پاسخ شفاف لازم دارد.
*****
آقای د کتر معین هم توی وبلاگش یک جوری نوشته که انگاری میخواهد پس از انتخابات ریاست جمهوری درب استادیوم های ورزشی را بر روی خانمها باز کند تا آنها هم به دیدن فوتبال بروند. اگر بتوانید جلوی نیروی انتظامی را بگیرید که اول تابستان فقط خانم ها را «گناه» نشناسد کلی کار شده. شعارهای آقای معین بعد از ا نتخاب، برای خودش که نمیتواند آن را انجام دهد مشکل ایجاد میکند.