۲۹ فروردين ۱۳۸۳
فرق حکيم و مقتدا صدر

 

وقتي آيت الله سيد محمد باقر حکيم در عراق به شهادت رسيد، ميزگردي در تلويزيون الجزيره برگزار شد که من هم در آن شرکت کرده بودم. در آن مصاحبه گفتم مهمترين ويژگي آقاي حکيم اين بود که از سالهاي اول انقلاب در ايران بود. مراحل مختلف رشد انقلاب را ديده بود. مي توانست نکات مثبت سير انقلاب را براي عراق عملي سازد و نقاط منفي راکه به دليل بي تجربگي در طول اين ربع قرن در انقلاب اسلامي رخ داد، از صحنه سياسي عراق دور کند. واقع گرا باشد و با کنار آمدن با واقعيات مردم عراق را از شر درگيري هاي داخلي نجات دهد و زمينه را براي خروج سريعتر نيروهاي آمريکايي فراهم آورد. اما شايد به همين دليل کساني که نفع مردم عراق را نمي خواستند او را به شهادت رساندند.

پس از حکيم، رهبري احساسي بخش جوانان پر احساس شيعه بدست مقتدا صدر افتاد، که بجاي آنکه به واقعيت عراق توجه کند و يا لااقل از تاريخ انقلاب اسلامي بهره ببرد، رفتاري را انجام مي دهد که بهترين بهانه ها را به دست اشغالگران بدهد. اين باعث نگراني هاي جدي براي مردم عراق است. مردم خسته اي که دهها سال زير حکم ديکتاتورترين انسان تاريخ معاصر زندگي سختي کرده بودند و بعد از آن نيز اشغالگران کشورشان را به اشغال در آورده بودند. آنها عقلانيت و آرامش مي خواهند. شيعه اين نقطه مثبت را داشت که اعتدال را نمايندگي مي کرد. وجود مقتدا صدر جوان و کم تجربه ، عراق و به خصوص شيعه عراق را به پرتگاه درگيري هاي مي کشاند که قطعاً مردم عراق تحمل آن را ندارند و بدتر آنکه زمينه ماندن دراز مدت تر آمريکا را فراهم مي آورد. مثل خيلي از کارها که گمان مي شد مبارزه با آمريکاست، در حالي که خواست واقعي آمريکا با آن تحقق مي يافت.

مرجعيت شيعه و رهبران شيعي بايد در برابر اين افراط گري ها که مي تواند منجر به هتک حرمت به همه مقدسات شود و قدرت آينده شيعه را کم کند، مقاومت نمايند تا امکان آن را هم داشته باشند که بر آمريکا فشار آورند تا اشغال را سريعتر پايان بخشد.

اگر حکيم بود چنين مي کرد.

4سايت رهبري
صلح امام حسن زمينه ساز ارتباطات شام و کوفه3
© Copyright 2003-2010, Webneveshteha.com. All rights reserved.