۲۹ مرداد ۱۳۸۶
۲۸ مرداد و مسأله دین مردم
آقای باستانی پاریزی تاریخدان معروف و قدیمی کشور که قلم روانش الگوی همهی نویسندگان روان نویس فعلی است، در کتاب کاسه کوزه تاریخ در مورد تاریخ مینویسد: علم تاریخ، علمی است مثل تلویزیون؛ که عمر آدمی را مثل یونجه میخورد. در ماجرای ۲۸ مرداد مثل حوادث تاریخی دیگری که نفی و اثبات مطلقش ارزشی شده نظرات گوناگونی مطرح است. اما از نگاه استفاده از دین در این ماجرا کمتر مورد توجه قرار گرفته است. یک بار آقای امام جمارانی که پدرشان نیز امام جماعت و روحانی آن منطقه محسوب میشد، نقل میکرد که وقتی شاه فرار کرد، بلندگوهای بزرگی در منطقهی ما نصب کرده بودند که در جشن های فرار شاه علاوه بر موسیقی و رقص و آواز، مرتب به پیامبر اسلام و قرآن پشت بلندگو اهانت میکردند و به همین دلیل مردم زیادی از افراد عادی که از رفتن شاه هم ناراضی نبودند، به صورت خودجوش جلو خانه پدر آقای جمارانی که روحانی محل بود، جمع شدند و به این وضع غیر اسلامی اعتراض میکردند و بعد دسته جمعی رفتند تلگرافخانه که به این اعمال غیراسلامی اعتراض کنند. میگفتند تودهایها هستند. اما جمعی اعتقاد دارند که حامیان شاه تودهایها را سامان دادهاند. ولی هر چه باشد حسابی با این نقشه اکثریت مردم را به دلیل مبارزه با دین ترسانده بودند. بیشک بیاعتنایی و نادیده گرفتن اعتفادات دینی اثر مهمی در حادثه ۲۸ مرداد داشته است. شاید به همین دلیل هم باشد که خیلی از مردم ابزار خوبی شدند تا سرلشکر زاهدی درحوادث ۲۸ مرداد از آن استفاده کند و نخست وزیر شود و دولت مردمی دکتر مصدق را سرنگون نماید و دیکتاتوری را به نام مردم مستقر نمایند.