۰۳ خرداد ۱۳۸۷
دوم خرداد، حماسه تکرار پذیر
دیروز یازدهمین سالگرد حماسه دوم خرداد بود. قول داده بودم باز هم بنویسم: روزی که آقای خاتمی، در برابر خواست اکثریت حاکمیت با رای بیسابقهای رئیسجمهور شد. یادم هست در تابستان سال 74 از بیروت به تهران آمده بودم و رفته بودم دیدن رئیسمان، آقای علی لاریجانی که رئیس صدا و سیما بود. بحث مسائل فکری در کشور مطرح بود. مساله نظریات سروش و دیدگاههای آقای مجتهد شبستری که تازه بحث هرمنوتیکاش مطرح شده بود. بحث آقای خاتمی شد. آقای لاریجانی واقعاً از سر دلسوزی به من میگفت در یک بولتنی، جایی دیدم که آقای خاتمی هم اظهارنظری کرده که به نظرات اینها نزدیک است. آقای لاریجانی گفت این مطلب در بولتنها میآید و طبعاً هر کس که آن را ببیند، در مورد آقای خاتمی هم نظرش منفی میشود و ایشان نمیتواند همین کار علمیاش را هم در کتابخانه ملی انجام دهد. بعد باز هم از سر دلسوزی پرسید، آقای خاتمی چند سال عمر دارد؟ بیشتر از 10، 20 سال دیگر نشاطی برای کار ندارد و اگر از این حرفها بزند در این چند ساله هم نمیتواند مفید باشد. در چنین شرایطی و در چنین فضایی همان رئیس کتابخانه ملی، که به وی اجازه داده بودند کاندیدا شود تا تنور انتخابات گرم شود، نان و تنور را سوزاند و با حمایت مردم دوران جدیدی را در تاریخ ایران به وجود آورد که مردم احساس کردند بجای هر نوع خشونتی میتوانند از درون به اصلاح روشهای موجود بپردازند و دنیا به دیده ی احترام به مردم و این انتخابات نگریست. آرامش و سربلندی شعار ملت شد. علیرغم نفت 9 تا 20 دلار، اقتصادی نسبتاً کم تورم در کشور وجود داشت. امنیت در سایه آزادی و نشاط تعریف میشد و مردم با حقوقشان آشنا شدند. از همان فردای دوم خرداد، همهی کسانی که با این انتخاب مخالف بودند و بخشهای جدی قدرت را در اختیار داشتند با همهی ابزار مهم و تاثیر گذار به فکر انتقام گرفتن از این خواست مردم و نیز منتخب مردم افتادند. با همهی قدرتی که داشتند آنقدر فشار آوردند که دوباره قدرت به صورت کامل در اختیار همانها قرار بگیرد که بود. در این میان البته افراطگریها و فرصتسوزیهای فراوانی وجود داشت ولی جریان کلی دوم خرداد فلشی بود که نشان میداد میتوان از درون به اصلاح کاستیها اقدام کرد. مخالفت تبلیغاتی، اطلاعاتی، قضائی که در بسیاری از موارد با تهمت و دروغ و خرابکاری همراه بود، چنان فشار آورده بود که در یک اظهار نظر دردمندانه آقای خاتمی در جملهی معروفی اعلام کرد هر 9 روز یک بحران برای دولت آفریدند. اکنون دیگر دومخردادیها سر کار نیستند. اما خواست مردم تغییر نکرده است. کسانی هم که مصادر حکومت را در اختیار دارند این را میدانند. اهمیت دوم خرداد برای محافظهکاران آنقدر زیاد است که میدانند اگر کوچکترین امکانی به مردم داده شود تکرار آن حماسه بسیار امکانپذیر است. اینکه آقای خاتمی علیرغم فضای آماده همچنان به خاطر آن که دوباره آن فشارها بر مردم وارد نیاید، هنوز آماده پذیرش دعوت گروههای مختلف نیست، حق دارد. وقتی جناح حاکم آن قدر در برخورد با این حماسهی تاریخی تند میروند که از سوی یسیج دانشجوئی که از بودجه بیتالمال تغذیه میکند سالگرد دوم خرداد را با عنوان پشتپرده دومخرداد با سخنرانی آقای حسینیان برگزار میکنند، میتوان حدس زد که برای جلوگیری از تکرار آن چهها خواهند کرد.