۱۱ آبان ۱۳۹۵
حرف تو حرف (10) انقلاب گردی
از اصطلاحات قشنگ ومنحصر به فرد احمد محمود این است که به جای رفتن از لغت کشیدن استفاده می کند. من هم این هفته کشیدم به سمت انقلاب. چنان چه افتد و دانی،‌منظور خیابان انقلاب تهران است ونه خود انقلاب. خیابان عجیبی است. دور میدان انقلاب یک قهوه خانه آذری است که ناشناس و بقول خیلی ها بی لباس. گاهی به آنجا سر زده ام. به آنها که به ماها وقتی لباس آخوندی نداریم،‌میگویند بی لباس، خیلی توضیح داده ام که بی لباسی ما مثل با لباسی شماست، باز هم به آخوند بی لباس آخوندی میگویند بی لباس! در آن قهوه خانه که مخصوص آقایان است و سیگار کشیدن هم ممنوع می باشد، فقط املت و قلیان می دهند. خیلی تمیز و مجلسی. وارد خیابان انقلاب که شدم بیشترین تبلیغ برای نوشتن پایان نامه بود. یکی روپوش زردی تنش بود که روی آن نوشته بود: پایان نامه. مقالات isc و isi ارشد، دکترا. کلی آدم هم بنرهای کوچک به دست گرفته بودند و همین موضوع را تبلیغ می کردند. وضعیت خیلی از بزرگان و پولدارانی که دکتر می شوند با این تبلیغات روشن است. ما بخیل نیستیم هر کی پولدار است دکتر بشود با پایان نامه. اما وضعیت دانشمندان و فرهیختگان نداری که برای این پولداران پایان نامه می نویسند دردناک است. در بساطی های کنار خیابان انقلاب هم بقول معروف از شیر مرغ فرهنگی تا جان آمیزاد پیدا می شود. اکثرا هم با چاپ های نو. از یکی از آنها عکس گرفتم. یک آقای محترم کتابشناسی که مسئول بساط بود، خیلی محترم آمد جلو. قیافه من هم با این ریش و سایر مواد لازم، به امنیتی ها و نظامی ها و اینها می خورد. گفت مامور هستید؟ گفتم نه. گفت خوب از بساط ما عکس نگیرید از نان خوردن میفتیم. نمیشه از بساط ما عکس نگیرید. گفتم چرا. جلو چشمش پاک کردم. اما معنای حرفش را نفهمیدم. بساطی ها که جای مخفی نیستند. کتابهای هدایت و یا کتابهای قدیمی و دوران پهلوی واحیانا کتابهای چاپ خارج در بساطی ها بود. بعضی کتابهای بساطی ها، کتابهایی بود که در کتابفروشی ها هم بود. کتابفروشی ها پشت سر هم قرار داشتند. عناوین نشر ها خیلی زیاد و جالب بود. اما خواننده اندک. موبایل به دستانی که سرشان در تلفن هاشان هست واز جلو کتابفروشی ها رد می شوند، حضور قاتل در کنار جسد مقتول را تداعی می کند. کتاب و روزنامه و مجله و رسانه های کاغذی، قربانی هایی هستند که قاتلشان اسمارت فون ها هستند و دنیای مجازی. این تقابل بی رحمانه عاشقان خواندن و اندیشه را کم ولی متحد کرده است. لذتِ گرفتن کتاب در دست، و خواندن آن هنوز هم جایگزینی ندارد. شاید به همین دلیل در میان رسانه های کاغذی کتاب وضعیت بهتری نسبت به روزنامه و مجله دارد و هنوز صنعت نسبتا سر پایی است. خواندن کتاب از روی تلفن و یا صفحات لپ تاپ مثل خوردن هندوانه ابوجهل به جای هندوانه باغ تره های سبزوار است. از باب حرف تو حرف این را هم بگویم که اتفاقا یک میوه فروشی در همان میدان انقلاب هندوانه ابوجهل هم می فروخت. یکی از ویژگی های سالهای اخیر خیابان انقلاب، ویژگی مشترکی است که در بیشتر خیابانهای اصلی دیده می شود. تعداد فراوان کافی شاپ. با کادر تحصیل کرده و هنرمند. در خیابان انقلاب این کافی شاپ ها خیلی بیشتر است. خدا کند این کثرت کافه ها آسیبی به آنها نزند و زندگی همه شان بگردد. این کافی شاپ ها را خیلی دوست دارم. تقریبا بیشتر کافی شاپ های خیابان انقلاب پاتوق های فرهنگی هستند. حرف می زنند. نوشیدنی های گرم و سرد می خورند. کتاب می خوانند. برنامه های هنری برگزار می کنند. در چندین کتاب فروشی بزرگ کتاب ها را ورق زدم و اندکی هم خریدم. کتابی با نام پارسی بگوییم تازی نخوانیم توجهم را جلب کرد. لغت های فراوانی در زبان فارسی متداول را با معادل فارسی آن بر اساس شاهنامه و کتابهای قدیمی آورده بود. در همان نگاه اول لغت های جایگزین، آن قدر نا مانوس و پر فاصله از زبان فارسی امروز بود که قطعا اگر از آنها استفاده شود نیاز به مترجم خواهیم داشت. تاسف آور است که فارسی در طول تاریخ روی شیب جایگزینی عربی و انگلیسی و فرانسه قرار گرفته است. خود ناشر وقتی می خواست در مورد این کتاب حرف بزند، می گفت در میان نامداران کشور تنها حرف زدن دکتر کزازی به لغات این کتاب نزدیک است. با آقای عزیزی ناشر و شاعر ونویسنده و مدیر نشر روزگار قرار داشتم. نبود. تا بیاید، به کافه ای در روبروی نشر روزگار رفتم. قهوه ترک خوردم. همان جا بودم که آقای حسن صفدری،‌مترجم وشاعر از آن جا می گذشت و به داخل کافه آمد. داغ و تازه کتاب شعرهای شبیه هایکویی اش را که به زبان انگلیسی ترجمه و چاپ کرده بود را داد. اولین هدیه کتابش نصیب من شد. از خوبی های خیابان انقلاب این است که در آن فرهیختگان ادبی را می توانی در این کتاب فروشی ها ببینی. ادونیس شاعر معروف فرانسوی،‌عرب پشت کتاب آقای صفدری نوشته بود که شعرهای وی قطعه ای از نور است. برای همه آدم های فرهنگی قدم زدن در خیابان انقلاب توصیه می شود. صدای تبلیغ کنندگان پایان نامه. چاپ. کتابهای قدیمی. دانشگاهی، حرف های رمز آلود و غیر رمز آلود کافی شاپ ها، ‌موسیقی قشنگی است که فقط در خیابان انقلاب می شود آن را شنید.

4حرف تو حرف (9) بلا نسبت حاج حسن آقای خمینی
حرف تو حرف (11) وزرای ارشاد و شمشیر های بی سپر3
© Copyright 2003-2017, Webneveshteha.com. All rights reserved.