۱۹ دی ۱۳۹۶
رابطه غبطه انگیز امام خمینی و هاشمی رفسنجانی
همزمان با اولین سالگرد رحلت یار دیرین امام آیت الله هاشمی رفسنجانی، حجت الاسلام و المسلمین سید محمدعلی ابطحی در یادداشتی که در اختیار جماران قرار داد، نوشت: سالگرد آیت لله هاشمی رفسنجانی است.  آیت الله بی شک دارای ابعاد گوناگونی بود و هر فصل و بُعدی از زندگانیش را می توان و باید جدای از سایر فصول بررسی کرد.  تفاوت ماهوی فصل های زندگی هاشمی رفسنجانی نیز خود از دلایل دیگری است که هر مقطع آن را باید مستقلا بررسی کرد. زندگی سیاستمداری که هم قابل نقد است و هم قابل تقدیر و فصل های کاملا متفاوتی با هم دارد در یک نوشته قابل ارائه نیست.  متفاوت بودن رفتار آیت الله در شرایط گوناگون ، یکی از دلایلی است که در دوران مختلف خیل هواداران و یا مخالفانش سیّال بودند؛ گروهی که سینه چاک او بودند در دوران دیگری می توانستند مخالفان جدی او باشند. به عنوان نمونه دهه آخر عمر پر تلاش آیت الله که کاملا با دو دهه قبل او در سیاست و حاکمیت  متفاوت بود، به اعتقاد بسیاری از فرهیختگان طلایی ترین دوران زندگی او و نزدیکترین دورانش به بدنه جامعه بود.  اما بودند سینه چاکان آیت الله که در زمانی مخالفت با او را هم وزن مخالفت با ولی فقیه  و در نهایت  مخالفت با پیغمبر می دانستند، و همان ها  دهه آخر عمر او را نمی پسندند و به دنبال نپسندیدن این دهه، بدترین هجمات و اهانت ها را بر او روا داشتند و چون در بدنه قدرت حاکمیت هم بودند به حذف کلی او پرداختند تا جایی که نسل جوان کمتر او را در رسانه های رسمی دیده بودند. در میان این روحیات و سیاست های متفاوت، اصل ثابت زندگی سیاسی آیت الله از نوجوانی تا مرگ، حمایت و دلبستگی مداوم او به امام خمینی بود. این را دشمنان او هم پذیرفته بود؛ دلیل ثبات این اندیشه آیت الله این بود که برای ارادتش بهانه و توجیه نمی آورد؛ حتی خاندان امام خمینی هم بعد از رحلت امام مستظهر به آیه الله بودند. من یکبار در زندگی خدمت خانم امام رسیده ام و از نزدیک دیمشان؛ با همراهی دوست بزرگوارم، مرحوم محمدعلی صدوقی. نزدیک انتخابات سال ۸۴ بود. فضای خوبی برای آقای هاشمی در میان جمع زیادی نبود. آقای صدوقی پرسید شما در انتخابات به چه کسی رای می دهید؟ خانم امام با اشاره به خانه آیت الله هاشمی که در همسایگی شان بود کرد و گفت به آقای هاشمی؛ و اضافه کرد مگر می شود به نزدیکترین دوست آقا(امام) رأی نداد؟ نکته جالب ماجرا دو طرفه بودن این علاقه و ارتباط است. هر جا خاطره ای از ابتکارات سیاسی امام خمینی هست، هاشمی رفسنجانی یا بدون واسطه یا با واسطه رد پایی دارد. هاشمی تفاوتی که با اقران خودش داشت این بود که خودش هم باور داشت که مشاور امام خمینی است. ادبیاتی که در خاطراتش و در تاریخ بعد انقلاب و مکاتباتش با امام هست، همه نشان می دهد که حس مسئولیتی همراه با اعتماد به نفس در کنار امام خمینی داشته است.  از ابتدای انقلاب در کنار امام منزل گرفت. شب و نیمه شب هم نزدیک بود و می توانست نظراتش را با امام تبادل کند. حس کسانی که در دهه ۶۰ در بدنه سیاست بودند این بود که هاشمی رفسنجانی تنها کسی است که حتی وقتی فرزند امام، حاج احمد آقا نمی تواند به تفصیل در مورد یک موضوع با امام وارد گفتگو شود،  می تواند نظراتش را بی رودربایستی با امام در میان بگذارد و مورد عنایت ویژه امام قرار گیرد. به همین دلیل هم در مواردی که به هر دلیل از این قدرتش استفاده نمی کرد و یا دیدگاه هایش در امام موثر نمی افتاد، مورد غضب جمعی از داخلی ها قرار می گرفت.  درست کردن نظر امام و یا تخریب نظر امام به هر جمع و فردی اگرچه در نهایت با تصمیم خود امام بود اما در هر دوی آنها هاشمی رفسنجانی تاثیر غیر قابل انکاری داشت. از آن سو علاقه متفاوت امام به هاشمی رفسنجانی را از قبل پیروزی انقلاب تا آخرین روزهای حیات امام می توان رد یابی کرد. در اعتصاب شرکت نفتی ها در سال قبل پیروزی انقلاب هاشمی رفسنجانی به دستور امام جزو هیئت حل مشکل در کنار مرحوم مهندس بازرگان بود؛ روزی که حکم نخست وزیری بازرگان از سوی امام خمینی صادر شد، با زهم هاشمی آن را قرائت کرد؛ در جنگ  وقتی اختلافات بالا گرفته بود، امام هاشمی رفسنجانی را جانشین فرماندهی کل قوا کرد؛ وقتی هاشمی توسط گروه فرقان ترورناموفق شد، امام مضطربانه برای شفایش گوسفند نذر کرد. این علاقه دوسویه امام و هاشمی متمایز ترین وجهه شخصیت آیت الله در میان رهبران جمهوری اسلامی در بعد انقلاب بود. روح آن امام و مراد و این شاگرد ومشاور شاد باد!  

4ما از رای به روحانی پشیمان نیستیم ولی…
واقعیت تاریخی در مورد رفراندوم قانون اساسی3
© Copyright 2003-2018, Webneveshteha.com. All rights reserved.