۱۹ خرداد ۱۳۹۸
تمومه ماجرایی ها هم پاسخ بدهند.
در کنار گروههای سیاسی، عملا بخشی از جامعه ایرنی در اختیار تمومه ماجرا ای ها هست. گاهی با خطاب قرار دادن اصولگرایان و اصلاح طلبان میگویند تمومه ماجرا. وگاهی به صورت عمومی تر این شعار را می دهند. این شعار از دی ماه ۹۶ و در جریان اعتراضات آن رروزها فراگیر شد. گرچه شروع این شعار چنان چه مشهور است، از مشهد و ازسوی نیروهای افراطی داخلی مطرح شد ولی بعد ها و در جریان اغتشاشات ۹۶ شعار اصلی براندازان و گروههای ضد کلیت نظام شد. بفهمی نفهمی جریانات اصولگرای داخلی هم از این شعار استقبال کردند و هم زبان با جریان برانداز شدند. شاید اصلی ترین دلیل هم این بود که وقتی اصولگرایان در جامعه پشتوانه اجتماعی زیادی ندارند و با تخریب، آنان چیزی از دست نمی دهند،‌ بدشان نمی آید اصلاح طلبان هم در جامعه تخریب شوند تا دوباره یک تکرار میکنم طراحی و برنامه ریزی های انها را به هم نزند. شاید این را هم برای اصولگرایان قابل توجه بود که در همه انتخابات ها آفت اصلی برای شکست آنان حضور فراوان مردم در انتخابات بوده که نتیجه را از خواست اصولگرایان بیرون می کند. اگر مرجعیت اصلاح طلبان، حتی با کمک براندازان تخریب شود و آنان قدرت تاثیر گزاری کمتری در انتخابات داشته باشند و شرکت کننده کمتری پای صندوق های رای بیاید، موفقیت اصولگرایان بیشتر است. جریانات تندرو و افراطی اپوزوسیون هم که در حال چمدان بستن خود را می دیدند و مشغول تقسیم پست های حکومت آینده بودند، برای نفی کلیت نظام بر شعار اصلاح طلب اصولگرا دیگه تمومه ماجرا فشار آوردند و در برابر هر درخواستی از حاکمیت و یا هر نقدی از حکومت، تمومه ماجرا سر دادند و نیاز فراوانی داشتند که بنا به خیالات خود وقتی حکومت را در دست می گیرند، اصلاح طلبی هم نباشد که در بین مردم محبوبیت داشته باشد. اکنون در برابر ادعای فراگیر دیگه تموم ماجرا، باید متولیان این شعار را پاسخگو کرد. این مجموعه نیز باید به سوالتی جواب بدهند: ماجرا چه بوده است که دیگر تمام است؟ به نظر می رسد اکثرا ماجرا را جمهوری اسلامی می دانند. و معتقدند تمام شده است.  ماههای اول بعد دی ۹۶ که نه تنها توییت گردها و اینستا چرخانان، بلکه رسانه هایی که قصد داشتند معتبر بمانند نیز در همین تور گرفتار امدند که ماه های آخر جمهوری اسلامی است. حساب اپوزوسیون خارجی که به همان خارجی ها هم وصل هستند روشن است. آنها طبعا وظیفه سازمانی دارند ما که معتقد به تمام بودن ماجرای جمهوری اسلامی نبودیم و نیستیم. اما آنها باید از جریان تمامه ماجرایی که در داخل و خارج، این اعتقاد را داشتند پرسید:  =با چه منطقی و مستند به چه داده هایی ماجرای را تمام می دانستید وحس پایان نظام را القا کردید؟ = با زدن مرجعیت اصلاح طلبان در داخل چه دستاوردی به دست آوردید؟ اصلاح طلبی می توانست به طور نسبی و بی خطر تفکر مترقی و انسان محور را در کشور جایگزین خشونت و خرابی ونابودی نماید. = آیا در برابر آینده کشور که با این شعار و تضعیف اصلاح طلبی، زمینه رای آوری بیشتر جریان افراطی را فراهم آورده اندد، پاسخگوی این نتیجه و تبعات آن خواهند بود؟ و ده ها سوال دیگر مشابه و خطرناکتر. پاسخگو کردن همه جریانات سیاسی یک ضرورت است. اصلاح طلبان و اصولگرایان و تمومه ماجرایی ها همه خود را پاسخگوی رفتار سیاسی شان باید بدانند. همه مان باید بدانیم شعار دادن و ملتزم به رفتارمان نبودن، جامعه بی مسئولیت می آفریند.

4گپ روز تولد با ه. الف سایه ی نازنین
آقای ربیعی و راه دشوار سخنگویی دولت فعلی3
© Copyright 2003-2019, Webneveshteha.com. All rights reserved.