۳۱ فروردين ۱۳۸۷
آقای پورمحمدی و دانش جعفری صدقه رفع بلا می کند

 

دیشب داشتم وبگردی می کردم. مطالب مربوط به خودم را سرچ کرده بودم. دیدم که یکی پارسال به عنوان دروغ سیزده نوشته بود که من در یک تصادف شدید مجروح شده ام. در کنار همین خبر دیدم که آقای پورمحمدی وزیر کشور، غزل خداحافظی خوانده و برای آقای دانش جعفری جانشین معرفی شده. هر دوی اینها را آقای الهام دروغ سیزده نامیده بود. تغییر وزرا و حرفهای سخنگوی دولت به ما چه. ولی از اینکه دروغ های سیزده امکان عملی شدن دارد، خیلی نگران شدم. می گویند، صدقه رفع بلا می کند. من برای اینکه دروغ سیزده وبلاگی 2 سال پیش عملی نشود و تصادف نکنم، صدقه دادم. حالا آقای پورمحمدی و دانش جعفری هم صدقه بدهند، شاید زودتر رفع بلا شود.

 

۳۰ فروردين ۱۳۸۷
معجزه ی پول عرب ها و گوگل

 

 در خیلی از دوران ها در گذشته و حال دولت امارات تلاش فراوانی برای مطرح کردن سیاسی مسئله ی جزایر ایرانی خلیج فارس می کرد. در یک برهه ای رسم شده بود هر رئیس دولتی که نیاز مالی داشت، سری به امارات می زد و اظهار نظری در مورد اماراتی بودن جزایر می کرد و سبیلش چرب می شد و بر می گشت. یکبار یکی از مسئولان اماراتی برایم از قول حسنی مبارک، رئیس جمهور مصرکه مرتب برای اظهار نظر دوباره در مورد جزایر به منطقه سفر میکرد نقل می نمود که مبارک گفته بود با پولی که شما به طور مستقیم و غیر مستقیم خرج جزایر کردید، میتوانستید چندین جزیره ی بزرگتر از این جزایر بسازید. واقعا هم همین طور بود. بیشتر هم به دلیل روابط سیاسی ایران و منطقه است. پولی که کشورهای عربی به طور غیر رسمی و مخفیانه در مواقعی که می خواهند از ایران حال گیری کنند خرج می کنند خیلی سرسام آور است. چنانچه قطعا در جنگ ایران و عراق پول کشورهای خلیج فارس از خود عراق بیشتر مورد استفاده ی صدام قرار گرفت. اخیرا وقتی سایت های ایرانی در یک حرکت خودجوش و سراسری در مورد تغییر نام خلیج همیشه فارس به خلیج عربی در گوگل اعتراض کردند، دوباره یاد همان پول ها و مخارجی افتادم که در مورد جزایر و یا در جنگ عراق وایران توسط کشورهای عربی خلیج فارس می شد. وقتی آن پول ها روسای کشورهای بزرگ را قلقلک می داد حتما برای مدیران گوگل هم معجزه می کند که نام رسمی و غیر قابل انکار مستند و تاریخی خلیج فارس را تغییر داده اند. اکنون بر و بچه های دنیای مجازی تصمیم گرفته اند که به گوگل اعتراض کنند و امضا جمع نمایند. برای نشان دادن حساسیت ایرانی همه باید به این حرکت بپیوندیم. اینجا فرم امضا هست. در خیلی وقت ها مردم کاری میتوانند بکنند که پول نمی تواند آن قدر موثر باشد.  

۲۹ فروردين ۱۳۸۷
پس چرا وزیر اطلاعات تغییر نمی کند؟

 

 

آقای احمدی نژاد این خصوصیت را دارد که به راحتی وزیر و معاون و مشاور عوض می کند. پارسال ایشان اعلام کرد که افرادی در کشور با بازی کردن با بانک ها و وام بانکی عامل گران شدن زمین و مسکن شدند. دستوراتی هم از پشت تلویزیون برای شناسائی آنان به وزارت اطلاعات  داد. از نتایج این دستور خبری نشد و قیمت زمین و مسکن سرسام آورتر از آن چه متصور بود بالا رفت. دیروز نیز در قم باز هم همین مطلب را تکرار کرد. وزارت اطلاعات که در دستگیری دانشجویان، بعضی از اقلیت های قومی، جنبش زنان، مرتبطین با خارج، و موارد بسیار دیگری نشان داده است که اگر در موردی برخورد را تشخیص دهد بی رودربایستی اقدام می کند و بر قضایا مسلط است ، اگر واقعا حرف رئیس جمهور را درست می داند که عده ای مسئول گران شدن مسکن که تمام جامعه با آن درگیر هستند، می باشد چرا از این قدرت خود در طول این یک سال برای نابود کردن این باند که سرنوشت اقتصاد کشور را زیر و رو کرده اند استفاده نکرده است؟ اگر واقعا چنین است اولین وزیری که حتما می بایست تغییر کند، وزیر اطلاعات بوده است. احتمالا کارشناسان وزارت اطلاعات و اقتصاد دانان کشور به  رئیس جمهور گفته اند که ریشه ی گرانی مسکن در لرزان بودن سایر بخشهای اقتصادی است که حتی تا کنون شایعه ی تغییر وزیر اطلاعات هم مطرح نشده است . در یکسال اول که همه ی مشکلات از قبلی ها بود. حالا هم که به اعتراف خود آقای رئیس جمهور منصوبان خود ایشان عامل گرانی ها بوده اند، کاش آدرس عوضی نمی دادند تا لا اقل کمی از بار سنگین گرانی ها به خصوص در زمینه ی مسکن در آینده تخفیف یابد.

۲۸ فروردين ۱۳۸۷
خانم شیرین عبادی و تهدیدها

 

خانم شیرین عبادی نامه ای به نیروی انتظامی نوشته که امنیت جانی ندارد و مورد تهدید قرار می گیرد. خوشبختانه رئیس جمهور هم در نامه ای بر امنیت وی تاکید کرده است. چند سال گذشته در دوران ریاست جمهوری آقای خاتمی هم یک دادگاهی خانم عبادی را به خاطر سخنانش احضار کرده بود. در هر دو مورد در جهان موج خبری وسیعی به وجود آمد. خانم عبادی یک چهره بین المللی است که تاکنون بنا به نوع شخصیتی که دارد، آرام و محترم دوران بعد از برنده شدن جایزه نوبل را سر کرده است. آن بار پس از احضار به دادگاه و سر و صداهای جهانی، خود قوه قضائیه موضوع را منتفی کرد. آقای خاتمی نامه ای به رئیس قوه قضائیه نوشت و آیه الله شاهرودی هم در نامه ای خواستار توبیخ آن فرد احضار کننده شد. پیدا کردن منشا این نوع رفتارها، که هم رئیس قوه قضائیه و هم رئیس جمهور ابراز ناراحتی از اعمال آنان کرده اند کار بسیار سهلی است. مماشات با آنها به دلیل اینکه احتمالاً از طرفداران نظام تلقی می شوند ضررهای بسیار بزرگتری برای آبروی کشور دارد. تا این نوع افراد هستند، نظام کمتر به دشمن احتیاج دارد.

۲۷ فروردين ۱۳۸۷
انفجار شیراز و چرائی آن

 

 

انفجار تلخ شیراز که در آن عده ای کشته و جمع زیادی مجروح شدند در داخل و خارج به عنوان یک حادثه ی مهم تلقی شد. در بین مسئولان داخلی و کسانی که در محل بودند اختلاف نظری در مورد دلیل این حادثه اتفاق افتاد. جمعی معتقدند انفجاری از سوی مخالفان صورت گرفته و به دلایل مختلف این مسئله اعلام نمی شود و عده ی دیگری اعلام می نمایند که این اتفاق در اثر بقایای یک نمایشگاه جنگی بوده است. در هر صورت برای خانواده ی کسانی که فرزندانشان کشته و مجروح شده اند مهم این است که این اتفاق تلخ افتاده است. اگر انفجار در اثر خرابکاری نباشد مسئولیت مسئولان چند برابر است.به مردم کشور و به خصوص به خانواده هایی  که فرزندانشان برای شرکت در جلسه ی دینی که تصور می کنند مسئولان حداقل امنیت آنان را تامین کرده است، برای آن که خبر مدیریت شود، نمیتوان به راحتی فقط  پاسخ داد که این یک حادثه بوده است. باید گفت چرا این حادثه اتفاق افتاد. امنیت وحفاظت ازجان هر ایرانی با هر گرایشی که باشند از همه چیز مهمتر است.

۲۶ فروردين ۱۳۸۷
امام جمعه ی شهر ما و رئیس کمیته ی یک جای دیگر

 

 

امام جمعه ی شهر ما، مشهد نسبت به موسیقی حساسیت دارند. پیشنهاد کرده اند که شهر مشهد از هرگونه برنامه های فرهنگی، هنری، انواع فیلم های اکران شده و کنسرت های موسیقی مستثنی شود. یکی دوسالی اوائل انقلاب این شکلی بود. در شهرهای مختلف  سلیقه ی استاندار، امام جمعه، رئیس دادگاه، روسای کمیته ها  خیلی تعیین کننده بود. در یکی از شهر های جنوبی رئیس کمیته ای بود که خیلی به مسئله ی زن حساسیت داشت. در آن سالها که در تهران هنوز اتوبوسها جدا نبودند، میلش کشیده بود که اصلا اتوبوس زن و مرد را جدا کند و دوتا اتوبوس را پشت سر هم، یکی برای مردان و یکی برای زنان به حرکت در آورد تا مبادا مردی از هم اتوبوسی با زنی تحریک جنسی شود. کلی طول کشید تا خبر به تهران رسید و مشکلات ناشی از این کار به گوش مسئولان رسید و مردم را از این گرفتاری نجات دادند. تلاش های اصلی امام و دولت موقت و ریاست جمهوری به خصوص بعد از بنی صدر بر این متمرکز بود که مملکت در سایه ی قانون اداره شود. مجلس به همین دلیل شکل گرفت. آن موقع اول انقلاب بود. مجلس و شورای نگهبان نبودند. آقای علم الهدی بعد از 30 سال از استقرار نظام جمهوری اسلامی و در دوران دولتی که وزیر ارشادش سردبیر کیهان است و رئیس جمهورش احمدی نژاد است،  هوس کرده اند که شهری که در آن امام جمعه هستند را بر اساس سلیقه ی شخصی اداره کنند. البته این کار بیش از همه توهین به مسئولان نظام است که احتمالا خیلی برای آقای علم الهدی سخت نمی گیرند. اما به مردم مشهد که تاریخشان با هنر و فرهنگ عجین است، اهانت بزرگتری است. البته خیلی بعید است که کسی از مسئولان اصلی کشور اجازه دهد حرف ایشان عملی شود ولی اصل این حرف که هر شهری بر اساس سلیقه ی امام جمعه و یا استاندار و یا هر مقامی اداره شود خیلی امنیت ملی و سیطره دولت مرکزی را کمرنگ می کند . کاش امام جمعه ای هم می بود که به جوانان کمک کند که بتوانند آثار بزرگی در فرهنگ وهنر و فیلم و موسیقی خلق کنند تا آشتی بین جوانان و نماز جمعه هم به وجود می آمد.    

۲۵ فروردين ۱۳۸۷
فرق وزرای ما و فرنگستان

 

ناظم الملک وزیر مختار ایران در لندن و از سیاستمداران دوران ناصرالدین شاه در تاريخ چهاردهم ذي‌الحجه الحرام 1294در لندن توصیه های با مزه ای برای ناصرالدین شاه نوشته. یاد خودم و خیلی ها افتادم. در بخشی از آن آمده: وزراي فرنگستان هوش و ذهن خود را با وسعت علوم دنيا مشتبه نمي‌كنند. هر علمي را كه در مدرسه تحصيل نكرده‌اند بدون خجالت مي‌گويند ما اين علوم را نخوانده ايم و به حكم اين اعتراف حكيمانه هميشه تحقيق مسائل عمده را رجوع به اصحاب علم مخصوص مي‌نمايند. برخلاف اين رسم فرنگستان، ما در ايران تحقيق جميع مسائل را منحصراً رجوع به هوش و ذهن شخصي خود مي‌كنيم. در هر كار هوش و سليقه شخصي خود را حكم مطلق قرار مي‌‌دهيم. علم و تحصيل از براي ما هيچ است. مسائل علمي كه از آن عميق‌تر و مشكل‌تر نباشد حكم آن را در آن واحد جاري مي‌كنيم. هيچ لازم نيست از وزراي ما بپرسند كه اين علوم و كمالات را در چه زمان و در چه كتاب تحصيل كرده‌ايد. چون هوش و ذهني كه دارند كافي است. جميع علوم را نخوانده مي‌دانند. نمي‌دانم و نخوانده‌ام در زبان ايشان كفر است. دانستن جزو منصب است. خيال مي‌كنند كه اگر احياناً در يك مسئله بگويند نمي‌دانم شأن و منصب شخص آنها به كلي خواهد رفت. همین جوری.

 

۲۴ فروردين ۱۳۸۷
رشید پور و قمیشی و مصاحبه

 

آقای رضا رشید پور مجری معروف تلویزیون مجله ای منتشر می کند بنام رویش. ظاهرا وضعش هم خوب است که در خیابان ها تابلوهای تبلیغاتی برای مجله اش زده است. در آخرین شماره مجله اش مصاحبه ای با من کرده است که می توانید اینجا آن را بخوانید. در بخشی از مصاحبه که در بعضی روزنامه ها و سایت ها جنحال راه انداخته مربوط به جائی است که از خوانندگی سیاوش قمیشی دفاع کرده ام. دلیلش کارهایی است که وزارت ارشاد می کند. چند نفر خواننده ی محترم در داخل هستند که سعی می کنند کاملا مثل قمیشی بخوانند و همان شعرها و یا مشابهش را تکرار کنند  و اجازه ی وزارت ارشاد را هم داشته باشد. پس وقتی تقلید از کسی بلا مانع است، صدای اصلی به چه دلیل نباید بتواند مجوز بگیرد. ضمن اینکه قطعا کسانی که اصل موسیقی را حرام نمی دانند و قائل به موسیقی حلال هستند به دلیل آن که در خوانندگی های قمیشی، موسیقی کاملا تحت الشعاع صدای قمیشی است فتوای به حرمت نباید بدهند. دلیل این همه جنجال را نفهمیدم. البته در ابتدای ریاست جمهوری آقای احمدی نژاد مشاور فرهنگی ایشان از همه ی خوانندگان لس آنجلسی دعوت به بازگشت به ایران کردند ولی من در این نوشته در مورد شعر و صداهایی گفته ام که در ایران تقلید از صداهایش مورد علاقه است و ارشاد هم مجوز می دهد. بی آن که شخصا وی را بشناسم. اینکه نسل جوان فعلی حتی موسیقی و صدای بی اشکال شرعی را هم نتواند قانونی بشنود، قطعا زمینه ای خواهد شد که موارد اشکال دار را هم بشنود. گرچه هیچکدامشان با امکانات ارتباطی سهلی که وجود دارد منتظر اجازه نیستند. حالا البته من در مصاحبه با آقای رشید پور که چند بار اشتباهی تپق زدم و گفتم آقای فرزاد حسنی،  از خیلی مسائل حرف زدم. از اینکه من را برای مصاحبه انتخاب کرده است هم ممنونم.

 

۲۳ فروردين ۱۳۸۷
وقتی سقوط دیکتاتورها خبر خوش تلقی نمی شود

 

 

پنجسال پیش در چنین ایامی حکومت دیکتاتوری صدام توسط قوای چند ملیتی و به رهبری آمریکا سقوط کرد. آن روزها سقوط جلادی مثل صدام خبر خوشی بود برای مردم آزاد و مردم منطقه و به خصوص ایرانیان که طعم تلخ جنایت های صدام را در جنگ ظالمانه چشیده بودند. متاسفانه بعد از پنج سال به دلیل عدم شناخت آمریکا از این منطقه و تهدید کشورهای منطقه نوسط آمریکا و تلاشهای پیشگیرانه کشورهای همسایه ی عراق با ارسال و تقویت جریانات تروریستی، همه یک واقعیت تلخ را در برابر جامعه جهانی قرار داد که دیگر سقوط هر دیکتاتوری در دنیا خبر خوش تلقی نشود. وقتی در عراق مردم نمیدانند که سقوط دیکتاتور جلادی مثل صدام به نفع مردم عراق شده است یا خیر، طبعا در همه جای دنیا کسی برای سقوط دیکتاتورها تلاش نمی کند و اگر دیکتاتوری سقوط کرد، مطمئن نیستند که باید از این خبر خوشحال شوند. این اتفاق عمیقتری است که همه ی ارزشهای موجود بشری را مورد تردید قرار می دهد و آمریکا که همواره متولی این ارزشها خود را معرفی میکرده است، عامل اصلی دوری بشریت از این ارزشها تلقی می شود.  

۲۲ فروردين ۱۳۸۷
آیه الله سیستانی و دو سئوال تکان دهنده


آقای مسجد جامعی وزیر سابق فرهنگ و ارشاد اسلامی گزارشی از دیدارش با آیه الله سیستانی داده است که ایشان در بخشی از سخنانشان گفته اند: من با افکار و آثار برخی از شخصیت‌ها مثل آقای مطهری آشنا هستم. ایشان شخصیتی تاثیرگذار بودند؛ ولی بیش از سه دهه از زمان تالیف آن آثار می‌گذرد. هر چند هنوز هم قابل استفاده هستند، آیا شما شخصیت‌هایی تربیت کرده‌اید که مثل ایشان باشند؟ این سئوال آیه الله را اگر کسی با میزان پرداخت نجومی که از بیت المال در سی سال گذشته برای موسسات دینی پرداخت شده تا افرادی مثل مطهری تربیت نمایند و نکرده اند مقایسه کند، عمق دردناک سخن آیه الله را درک می کند. نکته ی مهم تر اینکه خود ایشان ادامه داده اند که با افکار بعضی از شخصیت‌های ایرانی آشنا هستم و به آنها علا‌قه‌مندم؛ اما نمی‌دانم تاثیر این افکار و آرا در بین گروه‌های تحصیلکرده و جوانان دانشگاه‌دیده چقدر است؟ این هم سئوال عمیقی است، جدی تر از سئوال اول که متاسفانه پاسخ هر دو منفی است.

 

8 4        ۱   ۲    ۳    ۴       3  7
© Copyright 2003-2017, Webneveshteha.com. All rights reserved.