۳۱ فروردين ۱۳۸۸
بررسی مدنی مشکلات غرب آسیا و شمال آفریقا در اردن

 

۲ سال پیش مجمع غرب آسیا و شمال آفریقا به همت شاه­زاده حسن بن طلال، ولی­عهد سابق اردن و مارتی آتیساری رییس‌جمهور سابق فنلاند و برنده جایزه صلح نوبل با حمایت بنیاد ژاپنی نیپون برای بررسی مسایل مختلف غرب آسیا و شمال آفریقا تشکیل شد تا به صورت غیردولتی مسائل عمومی و مشترک این منطقه را بررسی کند و در اختیار عموم قرار دهد. دیروز و امروز اولین جلسه‌ی آن در عمان پایتخت اردن برگزار شد. من هم عضو این مجموعه هستم و در آن شرکت کرده‌ام. خیلی‌ها در آن شرکت کرده‌اند. بحث‌های اصلی روی سه حوزه مسایل اقتصادی، زیست محیطی، و اجتماعی بود. جمع‌بندی حوزه اقتصاد این توصیه‌ها بود: آموزش اقتصادی از مقطع دبیرستان؛ همکاری اقتصادی کشورهای منطقه؛ استفاده از فرصت بحران مالی دنیا. در حوزه مسایل زیست محیطی در مورد منابع آبی، انرژی، تغییرات آب و هوا و پسماندها بحث شد و در کمیسیون مسایل اجتماعی، توجه به جوانان، وسایل ارتباط جمعی، آموزش­های مجازی مشترک، دوری از تعصب و همکاری مشترک دولت و مردم این مناطق محور بحث‌ها بود. من بحث مسایل فرهنگی مشترک این منطقه را در این بخش مطرح کردم. به خصوص مباحث دینی و رشد افراطی‌گری دینی که درد مشترک این کشورها، به خصوص کشورهای عربی است. نقش دین در مهار افراطی‌گری و نیز استفاده از نقش دین در حل مسایل زندگی و محیط زیستی را هم گوشزد کردم. گزارش تفصیلی آن را در سایت موسسه گفت‌وگوی ادیان منتشر خواهیم کرد. عمان پایتخت اردن شهر قشنگی، پر از پستی و بلندی است. شهر روی کوه ساخته شده با دامنه‌های آن. شاه­زاده حسن ۳۴ سال ولی­عهد اردن بود و در آخرین روزهای زندگی ملک حسین از این سمت خلع شد و ملک عبدالله فرزند ملک حسین به جای امیرحسن بعد از فوت ملک حسین پادشاه کشور شد و از آن تاریخ اگر چه امیر حسن در داخل اردن دچار محدودیت فراوان شد، اما به فعالیت‌های فرهنگی و علمی بین‌المللی روی آورد و مؤسسات بین‌المللی زیادی را پایه‌گذاری کرد. این مؤسسه هم یکی از آنان است. این نوع کارهای مدنی در دنیا با استقبال زیادی مواجه است. هر ۵ سال یک بار این مؤسسه نتایج تحقیقات خود را در اختیار کشورهای این منطقه قرار می‌دهد تا آنان بخواهند از این توصیه‌ها پند گیرند یا ملال. دنیا به این نتیجه رسیده است که از توان نیروهای آزاد جامعه در قالب تشکیلات مدنی استفاده کند. تجربه موفقی است که در سایه رشد تشکیلات غیردولتی، می‌تواند زمینه­هایی فراهم کند تا دولت‌ها از دانش و تجربه‌ی افراد و مؤسسات غیردولتی استفاده کنند. امروز این جلسه دو روزه پایان می‌یابد. اسماعیل جمال‌الدین رییس کتابخانه اسکندریه مصر تحلیل جامعی از اوضاع فرهنگی کشورهای عربی در مراسم رسمی شام ارائه کرد که خیلی مورد استقبال قرار گرفت. آقای مجید روئین­تن که از زمان وزارت ارشاد با هم همکار بودیم، در این سفر همراه من بود.

 

۳۰ فروردين ۱۳۸۸
در را که باز کنند می‌فهمند که مویوم و انتخابات ریاست‌جمهوری ایران


یک بار دیگر هم این را گفته بودم که معروف است یکی از همشهری‌های مشهدی ما را می‌خواستند در تهران داماد کنند. برای رعایت آداب تهرانی‌گری به او سفارش کردند وقتی رفتی خانه‌ی عروس و در زدی و از داخل منزل پرسیدند شما؟ به لهجه‌ی مشهدی نگو مویوم. بگو منم. همشهری ما گفته بود خوب وقتی در را باز کردند که می‌فهمند مویوم. حالا قضیه‌ی انتخابات ریاست‌جمهوری و اظهارنظرهای بی‌پروا و جانبدارانه‌ی خیلی از مسئولان برگزاری، اجرا و نظارت، شبیه ماجرای این همشهری ما است. معتقدند وقتی همه‌ی مردم می‌دانند که آنها طرفدار رئیس‌جمهور شدن آقای احمدی‌نژاد هستند و می‌فهمند که "مویوم"، دلیلی ندارد که لاپوشانی کنند. به همین دلیل حمایت علنی رئیس ستاد انتخابات کشور و دبیر شورای نگهبان که مسئولان اجرا و نظارت بر انتخابات هستند از آقای احمدی‌نژاد و سفرهای تبلیغاتی استانی آقای رئیس‌جمهور با پول ملت، همه بر اساس فلسفه‌ای است که این همشهری ما به آن اعتقاد داشته است. هرچه به اینها می‌گویند که حمایت رسمی مسئولان از یک کاندیدا خوب نیست و در ظاهر هم که شده بی‌طرفی را رعایت کنید، حداقل با کمیته‌ی صیانت از آرا توسط ستادهای انتخاباتی مخالفت علنی نکنید و اگر معتقدید انتخابات سالمی هست، در را به روی نماینده‌ی کاندیداها باز کنید، به نوعی می‌گویند خوب وقتی در را باز کنند، می‌فهمند که "مویوم".

۲۹ فروردين ۱۳۸۸
هک مؤدبانه و عجیب چند ساعته‌ی وبلاگم

 

نمی‌دونم دیشب آفتاب از کدام طرف برآمده بود که هکرهای کاملاً مدنی و نازنازی و محترم به سراغ سایت من آمده بودند. حدود ساعت ۲ و ۳ بامداد دیدیم چند تا اس‌ام‌اس آمد. ایمیل‌هایم هم روی تلفنم می‌آید. یک رفیق مایه‌دار و بامعرفتی دارم که اخیراً برایم آیفون سوغاتی آورده است. یک سال و نیم پیش در آمریکا که بودم در شاپینگ‌های بزرگ یک قسمتی به پرزنت کردن آیفون اختصاص داده بودند. به ما بعد از یک سال و نیم رسید. با همه‌ی موبایل بازی‌های تاریخی که دارم، خیلی طول کشید تا یاد گرفتم آیفون بازی را؛ در حقیقت دستمالی کردن آیفون را. ایمیل‌هایم را هم رویش ست کردم. وقتی ایمیل می‌آید هم تلفنم زینگی می‌کند. توی خانه wifi دارم؛ وصله یک سره. زینگ ایمیل هم بود. به قول مرحوم گل آقا آئووووووووو چه قدر از ماجرای هک دور شدیم. نصف شبی دیدیم چند نفر ایمیل کرده‌اند و اس‌ام‌اس فرستادند که چه خوابیده‌ای که سایتت هک شد. خیلی ممنونم از همه‌شون؛ ولی این­ها مثل این­که خواب ندارند. واقعاً هم اینترنت است و شب‌ زنده‌داری‌هایش. یک راست رفتم سراغ لپ‌تاپم. واقعاً آدم عجب دل بسته میشه به وبلاگش. من که خیلی وابسته‌ام. امروز درست، ۵ ساله و ۵ ماهه و روزهایش را هم از بنیامین بپرسید که دارم مینویسمش. من این قدر از خود متشکرم که وقتی دکمه­ی explorer را میزنم یک راست صفحه‌ی وب‌نوشت را باز می‌کند. تا باز کردم دیدم به جای متن روزنوشتم، یک متن دیگری است. یک آقای هکر مؤدب و باکلاسی در این روزهای سیاسی و وسط بزن بزن موجود، سایتم را هک کرده و این مطلب را روی صفحه اصلی سایتم گذاشته: "آقای ابطحی با احترام و علاقه به شما، متأسفانه لازم دونستم به عرض برسونم سیستم مدیریت محتوای وبلاگ شما از مشکلات شدید امنیتی رنج میبره. قبلاً هم از طریق ایمیل به شما اطلاع داده بودم ولی متأسفانه اقدامی صورت نگرفت. پیشنهاد می‌کنم در اسرع وقت نسبت به تغییر سیستم مدیریت محتوایی که بیشتر از ۷ سال از عمر اون می­گذره (و در همان زمان هم بسیار مشکل داشت) اقدام نمائید. از شما بابت تغییر صفحه اول وبلاگتون عذرخواهی می‌کنم؛ ولی این کار انجام شد تا جلوی خرابکاری کسانی که ممکن هست مثل من به شما علاقه نداشته باشند گرفته شود. اطلاعات تکمیلی برای شما ایمیل خواهد شد. موفق باشید. از دوستداران شما." خیلی جا خوردم. هیچ کاری هم نکرده بود. این متن را حذف کردم، مطلب قبلی‌ام آمد سر جاش. این هک چند ساعته به صورت خبر هم منتشر شد. اینجا و اینجا هم می­توانید خبرش را بخوانید. تازه آقای هکر نازنازی محترم یک ایمیل هم زده بود و اشکالات فنی را هم گفته بود. این مدنیت چیست و آن هک یعنی چه؟ من هم دادم به مسئول فنی سایتم که کار کند. کار هک البته کاری است بسیار زشت و بد؛ ولی باز هم تا باشه هک هم هک بدون خشونت باشه. آخی یا به قول مشهدی‌ها آخیش. چه خوبه امروز بهانه پیدا کردم سیاسی ننویسم.

 

۲۸ فروردين ۱۳۸۸
تغییری که همه آن را می‌خواهند و معنای آن


یکی از واژه‌هایی که در این انتخابات تقریبا همه روی آن اجماع دارند، ضرورت تغییر است. آقای خاتمی از اولین کسانی بود که این واقعیت را در شعارهایش ارائه کرد و در وقت انصراف نیز برروی تحقق این هدف تاکید کرد. حرف کاملا درستی هم هست. اما تفسیرهای گوناگونی از این تغییر ارائه شد. تغییری که آقای خاتمی روی آن تاکید می‌کرد و تصورم بر این است که آقایان مهندس موسوی و کروبی هم همین باور را دارند،اصلا تغییر ساختاری نیست. تغییر مورد نظر آنان، تغییر در مدیریت اجرائی کشور است که اکثر ارزشهای اصیل انقلاب و مردم را در این 4 ساله تغییر دادند. بازگشت به اصول اصلی و مترقی انقلاب مثل آزادی، استقلال، پیشرفت، حفظ حرمت و کرامت انسان، دموکراسی، اسلام مترقی، مخالف با تحجر و ریاکاری، توجه به تاریخ پر اقتخار ایران، به‌کارگیری منابع اقتصادی ایران برای زندگی مردم کشور و ده‌ها مورد دیگری که در این سال‌ها فراموش شده معنای تغییری است که در این انتخابات اکثر دلسوزان کشور بر آن اجماع دارند. معنای اصلاحاتی هم که آقای خاتمی دنبال آن بود، اصلاح روش‌هائی بود که کشور و اسلام و ارزشهای انسانی را در معرض تهدید قرار می‌داد. بالا بردن توقعات مساله‌ایست که جبهه‌ی اصلاحات آسیب فراوانی از آن دید. اکنون  و در این مرحله، اصلی‌ترین وظیفه‌ی تاریخی و دینی و ملی، تلاش برای تغییر سازنده در مدیریت اجرائی کشور است که همه باید برای تحقق آن تلاش کنیم. گرچه رقابت با کسی که رئیس‌جمهور است و همه‌ی امکانات را در اختیار دارد و بی‌مهابا از آن در جهت کارهای تبلیغاتی استفاده می‌کند، خیلی رقابت نا برابری است.

 

۲۷ فروردين ۱۳۸۸
مسائل حقوق بشری شاخص توسعه‌ی سیاسی


توجه آقای کروبی به مسائل حقوق بشری یکی از نقاط قوت و دلایلی است که توجه من و خیلی از دوستان را جلب کرده است. ادبیات رسمی همیشه این بوده که حقوق بشر ایزاری است که استکبار در سطح جهانی از آن استفاده‌ی ابزاری می‌کند. واقعا هم در خیلی از موارد چنین است. اما معمولا زیر سایه‌ی این بهانه مسائل حقوق بشری در داخل فراموش و یا نادیده گرفته می‌شود. نمونه‌های آن فراوان است. نتیجه‌ی این بی‌توجهی معمولا به اظهارنظرهای متفاوت افراد و یا سازمان‌های خارجی منجر می‌شود. برای ما، هم به عنوان ملت بزرگ تاریخی و هم به خاطر انقلاب بزرگی که با شعار آزادی در کشورمان اتفاق افتاد، اگر حساسیت‌های حقوق بشری به داخل و در کلام و رفتار حکومتی منتقل شود، هم می‌تواند موارد نقض حقوق بشری را کم کند و هم باعث افتخار و سربلندی ملت ایران و هم بهترین راه بازگشت به ارزشهای انقلاب اسلامی باشد و هم می‌تواند راه نفوذ خارجی‌ها را کم کند. دوران پر افتخار اصلاحات و ریاست جمهوری آقای خاتمی این امتیاز بزرگ را داشت که دولت که همیشه و در همه جای دنیا معمولا در مقام مدعی‌العموم می‌نشیند و در برابر مخالفان خود از ابزارهای قضائی و امنیتی و سرکوب استفاده می‌کند، در جایگاه دفاع و حمایت از حقوق شهروندان و حتی مخالفان قانونی قرار گرفت. مجلس ششم نیز این افتخار را در پرونده‌ی خود دارد که هم اکثریت آن و هم رئیس آن پناهگاه آسیب‌دیدگان نقض حقوق بشر بودند. در آن ایام هر کس و یا هر جریانی مورد ستم قرار می‌گرفت اولین نگاه و اولین بیانیه‌ها و شکوائیه‌های خود را به دولت و مجلس می‌رساند و در دنیا هم معلوم بود توجه بخش اصلی حاکمیت به مسائل انسانی و حقوق شهروندی منعطف است. متاسفانه در این چهارساله اساسا ادبیات حقوق بشری محو شده است و از دستور کار ادبیات و رفتار دولتمردان حذف شده است. این بزرگترین آفت سیاسی دوران فعلی است. در دنیای به هم پیوسته‌ی فعلی، درهر جامعه‌ای مسائل حقوق بشری نادیده گرفته شود و حاکمیت تنها به حفظ حقوق طرفدارانش فکر کند و مخالفان و منتقدان را سرکوب کند، هرگز نمی‌تواند خود را از دخالت خارجی مصون دارد و استقلالش را حفظ کند. در ایام انتخابات ریاست جمهوری که چارچوب‌های حکومتداری در 4 سال تبیین می‌شود، به عقیده‌ی من تابلوی مسائل حقوق بشری یک شاخص تعیین‌کننده و مهم است که در سایه‌ی آرامش و اطمینان جامعه به اینکه کسانی در حاکمیت به حقوق او توجه خواهند داشت، راه‌گشای حل بسیاری از مشکلات اجتماعی و سیاسی و حتی اقتصادی خواهد بود.

۲۶ فروردين ۱۳۸۸
کاندیداهای ریاست جمهوری، توسعه سیاسی و کامنت ها

 

من بعد از یادداشتی که در حمایت از آقای کروبی نوشتم به دلیل اینکه بسیاری از احزاب سیاسی اصلاح‌طلب و به‌خصوص مجمع روحانیون مبارز از مهندس موسوی حمایت کردند تصمیم داشتم و دارم چیزی که حتی نقد مهندس موسوی هم باشد ننویسم. قطعاً پیروزی مهندس موسوی هم پیروزی جریان اصلاح‌طلبی است و من که همیشه پیشتاز رویارویی با جریان محافظه‌کار بوده‌ام قطعاً از هر کاری که باعث تضعیف جریان اصلاحات باشد پرهیز می‌کنم. در این چند روزه‌ اما صدها کامنت با محتوای مشابهی و با لحن‌های گوناگونی برای من ارسال شد و ده­ها یادداشت و مقاله در سایت‌های مختلف علیه این اظهارنظر من منتشر شد. من گزینه اینکه این همه کامنت شاید با سازماندهی واحدی ارسال شده باشد را قبول ندارم. احتمالاً نگرانی واحدی برای جلوگیری از شکست انتخابات بوده است که در این نوشته‌ها جلوه کرده است اما من در عین اینکه به همان دلیل و به خاطر اهمیت تغییر و موفقیت اصلاح‌طلبان پاسخی به این همه مطلب نخواهم داد ولی کل حوادث اخیر انتخاباتی حکایت از این دارد که تا توسعه­یافتگی سیاسی راه زیادی داریم. جوگیری و عدم تحمل حتی یک نظر مخالف آفت حوزه سیاست است. چند هفته پیش وقتی آقای خاتمی از کاندیداتوری انصراف داد، در آن روز‌ها آنقدر کامنت تند و بی‌پروا بر علیه آقای مهندس موسوی که از افتخارات تاریخ ایران است در وبلاگم نوشتند و آنقدر پاسخ دادم که جایگاه پرافتخار تاریخ زندگی مهندس موسوی را در این وضعیتی که پیش آمده فراموش نکنید که خسته شدم. بعد از انصراف هم، وقتی آقای خاتمی جلسه‌ای تشکیل داد، تعدادی از دوستان آنقدر در حضور آقای خاتمی تند و بی‌پروا حرف زدند که من وقت گرفتم و رفتم پشت تریبون در دفاع از آقای خاتمی گفتم این سرمایه بزرگ تاریخ ایران را در این شلوغی سیاسی به دست خودمان از ارج و اهمیتش نکاهیم. اینجا هم نوشتم. اکنون نیز وقتی من به عنوان یک فرد از حقوق شهروندی خود استفاده کردم و نظرم را با دلایل سیاسی و واقعیتی که به آن رسیده بودم مطرح کردم باز همان فضا شکل گرفت؛ ولی این بار در طرفداری از آقای مهندس موسوی. باور کنیم همه اینها نشانه توسعه نیافتگی است. مهم­ترین هدف اصلاحات هم البته توسعه سیاسی است که باید با تمام توان برای تحقق آن تلاش کنیم و به نظر یکدیگر حتی اگر مخالف باشیم، احترام بگذاریم. در شرایط فعلی تغییر وضعیت مدیریت اجرایی کشور به خاطر نجات کشور اولویت همه‌ی ما است. من البته به خاطر اعتقادی که به اصلاحات دارم ـ ضمن تشکر از  همه  کامنت گذاران ـ جز به تقویت جبهه اصلاحات فکر نمی‌کنم و تا وقتی این دو کاندیدای اصلاح‌طلب که هر دو از شخصیت‌ها و سرمایه­های ایران و انقلاب و مردم هستند، در صحنه هستند حتماً چیزی را که باعث تخریب هر یک از کاندیدا‌های اصلاح‌طلب شود نخواهم نوشت. یقین دارم با هم­دلی می‌توانیم آینده کشور را از آن اصلاح‌طلبان کنیم. دوران فعلی دوران تضعیف این جبهه نخواهد بود. گلایه­ها را هم من و هم دیگران باید بگذاریم برای بعد از پیروزی در انتخابات.

 

۲۵ فروردين ۱۳۸۸
شعر انتخابات و sms

 

دیروز دو تا SMS انتخاباتی دریافت کردم؛ یکی شعری بود که برای تبلیغ آقای احمدی‌نژاد فرستاده بودند. باور کنید این بار طنز نبود. تلفن من را خیلی از خبرنگاران طرف‌دار آقای احمدی‌نژاد دارند. آنها فرستاده بودند. چند روزی است که ظاهراً ستاد آقای احمدی‌نژاد علاوه بر تلویزیون و رسانه‌های دولتی به رسانه SMS هم رو آورده‌اند.

نوشته بود: ما طالب پاکی و صفاییم هنوز/ ایرانی و حامی ولائیم هنوز/ در حمله قدرت‌طلبان نااهل/ ما حامی احمدی‌نژادیم هنوز. من هم پاسخ دادم خدا قبول کند!

یکی دو ساعت بعد یک sms دیگر دریافت کردم. هواداران آقای مهندس موسوی فرستاده بودند: بیا چون کوه دالاهو قوی باش/ سرود مثنوی معنوی باش/ بیا حالا که دیگر خاتمی نیست/ رفیق میرحسین موسوی باش. هر دو تا بامزه بود. از طرف آقای کروبی تا به حال شعری برایم نیامده است. در بین مشاوران ایشان، ماها که اهل شعر و شاعری نیستیم مگر آقای مهاجرانی که تازگی مشاور آقای کروبی شده فکری بکند! همه نوع رقابت دیده بودیم، رقابت شعری ندیده بودیم که این را هم دیدیم!

 

۲۴ فروردين ۱۳۸۸
۲ خرداد خلاف شرع!

 

انتخابات ریاست جمهوری امسال در روز ۲۲ خرداد است. آقای موسوی لاری به عنوان وزیر کشور و مصطفی تاج‌زاده به عنوان معاون سیاسی وزیر کشور، در سال 79 رفته بودند شورای نگهبان تا با هماهنگی آن شورا، روز انتخابات دور دوم ریاست جمهوری آقای خاتمی را تعیین کنند. طبق قانون باید شورای نگهبان نظر بدهد. انتخابات بر اساس قانون باید روز تعطیل باشد. اولین تعطیلی آن سال روز ۴ خرداد، پیشنهاد وزارت کشور بود. شورای نگهبان اصرار داشته که باید این روز تغییر کند؛ با این استدلال که روز پایان تبلیغات ریاست جمهوری ۲ خرداد است و این تبلیغ به نفع یک جریان سیاسی است! بعد که اصرار کرده بودند آیت الله جنتی فرموده بودند اصلاً این کار خلاف شرع است! ناچار زمان را از نزدیکی‌های ۲ خرداد عقب انداختند. حالا امسال هم روز آغاز تبلیغات انتخاباتی ۲ خرداد است؛ کمی خلاف شرع است. روز انتخابات هم که ۲۲ خرداد است، باز هم نصف خلاف شرع؛ هم ۲ در آن هست و هم خرداد!

این هم همین جوری!

 

۲۳ فروردين ۱۳۸۸
فضای سرد انتخاباتی در کشور


وقتی پیش‌بینی می‌شد انتخابات با حضور خاتمی و احمدی‌نژاد دو قطبی شود، باز هم نگرانی اصلی میزان شرکت‌کنندگان در انتخابات بود. اکنون با وضع موجود در عرصه‌ی انتخابات مشکل اصلی عدم امادگی خیلی از مردم برای اصل شرکت در انتخابات است. واقعیت این است که خارج از فضای ما سیاسیون، جامعه حساسیتی نسبت به انتخابات ندارد. مهمتر از اینکه آقای کروبی کاندیدای ماست یا آقای موسوی، این است که تلاش کنیم تا مخاطبان جریان اصلاح‌طلبی تصمیم به شرکت در انتخابات بگیرند. اگر مردم شرکت کنند و فضای کشور انتخاباتی شود، هم راه ائتلاف و هم انتخاب هموار خواهد شد. شرایط فعلی عمومی کشور خیلی غیرانتخاباتی است. سود محافظه‌کاران هم در همین است که جامعه نشاط انتخاباتی نداشته باشد. رفتار رسانه‌های دولتی نشانه‌ی همین خواست محافظه‌کاران است.

۲۲ فروردين ۱۳۸۸
صریح و کوتاه درباره‌ی اینکه چرا آقای کروبی

 

امروز اعلام رسمی شد که من مشاور آقای کروبی شده ام. مثل همیشه دوست دارم صریح باشم ودلائلم را به صورت شفاف بگویم:

۱-من برای آقای مهندس موسوی احترام فراوانی قائلم. به‌خصوص برای خدماتش به این کشور در دوران جنگ. اما هنوز نتوانسته‌ام خودم را قانع کنم که چرا وقتی کشور به وجودش احتیاج داشت نیامد و وقتی که با کاندیدا شدن آقای خاتمی و استقبال بی‌نظیر از او پیروزی قاطع اصلاح‌طلبان قطعی می‌نمود، آمد. این نمی‌تواند از ذهن جامعه پاک شود. همچنان که مواضع حقیقی آقای موسوی در مورد سیاست خارجی، مساله اتمی، مسایل اقتصادی و مهمتر از همه مساله اصلاحات و آزادی مبهم و برای عده‌ی فراوانی غیرقابل قبول است. باید اصلاح طلبان در صورت حمایت از هر فردی بتوانند پاسخگوی مواضع کاندیدای خود باشند.

2. همچنان اعتقاد دارم که آقای خاتمی و مبانی عمیق اصلاحاتی که آقای خاتمی رهبری می‌کرد راه بی‌دغدغه و اطمینان‌آور نجات کشور است. اما از وقتی آقای خاتمی به نفع اصلاحات و نه به نفع کسی انصراف داد، جایگاه اجتماعی آقای خاتمی در همین است که در سخنان ایشان بروز کرده‌است. توازن در حمایت از دو کاندیدای اصلاح‌طلب که موضع آقای خاتمی است می‌تواند هواداران و علاقه‌مندان آقای خاتمی را وا دارد که بر اساس دیدگاههای ارائه شده از سوی دو کاندیدا فرد اصلح را تبلیغ کنند.

3. من عضو مجمع روحانیون مبارز هستم این تشکیلات تاکنون تصمیمی نگرفته‌ است. بعضی از افراد آن طرفدار آقای کروبی و بعضی طرفدار بی‌طرفی و بعضی حامی آقای مهندس موسوی هستند که یکی از آن عزیزان مسافر همراه سفرهای انتخاباتی آقای موسوی هم بوده است. تا کنون نه نظر من و نه هیچ‌یک از آن اعضا موضع مجمع روحانیون مبارز نیست.

4. هدف اصلی همه‌ی ما نجات کشور با تغییر سازنده در مدیریت اجرایی آن است به همین دلیل اتفاق نظر و اجماع کم‌نظیری از بدنه‌ی اجتماعی و سیاسی در مورد آقای خاتمی شکل گرفت. اکنون که آقای کروبی و موسوی هر دو شرایط نسبتا مساوی در به دست آوردن رای مردم دارند در این شرایط اگر کسانی بر این باور هستند که آقای احمدی‌نژاد بیش از ۵۰ درصد آرا را دارد که بر اساس اصول دموکراسی حق دارد رئیس‌جمهور شود ولی اگر چنین نیست که باور قطعی من بر این است که چنین نیست یکی از این دو چهره اصلاح‌طلب به مرحله‌ی دوم خواهد رفت و همه با حمایت از فرد برگزیده شده تلاش برای ریاست‌جمهوری آن خواهیم کرد. حضور در کنار هیچیک از این دو کاندیدا مانع تعبیر نمی‌شود.

5. اما آقای کروبی را در شرایط فعلی کاندیدای بهتر و مفیدتر و با ظرفیت رای بیشتری برای کشور می‌دانم. شجاعت و صراحت در دفاع از حقوق مردم و آزادی‌های اجتماعی – عدم شرمندگی در دفاع از اصلاحات به عنوان تنها راه کم‌هزینه‌ی رشد و تعالی کشور – داشتن پایگاه‌های اجتماعی دارای رای ثابت – امکان تعامل همزیستی و پذیرش وی از سوی قدرت حاکم در عین دفاع و اصرار برحقوق مردم و آسیب ندیدن مردم از کارشکنی‌ها و بحران آفرینی‌های سایر قوا – امکان بکارگیری نیروهای تکنوکرات و کاردان که شرایط فعلی جهان و کشور را بشناسد و بتوانند شعارهای اصلی انقلاب را متناسب با نیاز نسل فعلی طراحی کنند – قدرت حفاظت و صیانت از آرا که اولین شرط پیروزی است و نمونه‌ی آنرا در مکاتبات شجاعانه با سردار فیروز آبادی و احمد جنتی را شاهد بودیم و در هر دو مورد موجب عقب‌نشینی شد. اصالت دادن به تفکر حزبی و تلاش برای تحقق جامعه‌ی مدنی حزبی و تن‌دادن عملی به قواعد حزبی و مدنی، دلایل اصلی من و بسیاری از کسانی است که آقای کروبی را بهترین انتخاب شرایط فعلی می‌دانند. هر یک از این دلایل می‌تواند با توضیح فراوان و مستندات زیادی همراه شود که من به عنوان یک فعال سیاسی به آن فکر کرده‌ام.

6. جدای از فضاهای تبلیغاتی و احساساتی اخیر، با کمال میل از نقد و بررسی دیدگاه‌هایم استقبال می‌کنم. من با دقت و تامل سیاسی به نکات فوق رسیده‌ام و حاضرم همه‌ی نظرات را بشنوم.

 

8 4        ۱   ۲    ۳       3  7
© Copyright 2003-2017, Webneveshteha.com. All rights reserved.