۱۲ ارديبهشت ۱۳۹۶
تحریمی ها مردم ایران را قربانی می کنند
باز نزدیک انتخابات شد و دیالوگ های همیشه. دنبال اثبات اینکه چرا باید رای داد. حرفها و پاسخ ها تکراری است. این بار به جای تشریح اینکه چرا باید رای داد، می پرسم آنها که رای نمی دهند و یا دیگران را تشویق به عدم رای دادن می نمایند، چه خدمتی به مردم در داخل ایران می کنند؟. آنهایی که در خارج کشور زندگی می کنند و یا قصد رفتن دارند،وزندگی مردم ایران برای آنان بی اهمیت است را می شود درک کرد. اما تشویق به عدم مشارکت در انتخابات برای مردمی که در ایران هستند و قصد زندگی در همین کشور را دارند، چه کمکی به مردم می کند؟ جمعی از آنها میگویند که اصلا رای گیری در انتخاباتی که کاندیداها برگزیده شده اند و اختیاری از خود ندارند، فایده ای ندارد. رییس جمهور آبدارچی است. باشد. بقول خارجی ها، اوکی. جوابم را تکرار میکنم: وقتی رای ندهند، در همین صورت هم مردم چه سودی از رای ندادن می برند؟ میگویند رای دادن کمک به مشروعیت نظام است.ما این نظام را از بیخ و بن قیول نداریم. باز هم اوکی.این همه در همه انتخابات ها عده ای تحریم کردند. تحریم کنندگان از طیف های مختلف هم بودند. غیر از تحریم کنندگان همیشگی مثل سلطنت خواهان و یا سازمانهای محاربی مثل مجاهدین خلق، در بعضی موارد برنده جایزه صلح نوبل و یا در یک مورد بخشی از اصلاح طلبان هم تحریم کردند. اما هر دفعه انتخابات برگزار شد. و برگزیدگان انتخابات بر سرنوشت کشور مسلط شدند و مردم داخل کشورآسیب های رای ندادن تحریمی ها را چشیدند.اصلا مشروعیت نظام را قبول ندارید. باز هم اوکی.برای از بین بردن نظام، راه های شناخته شده ای وجود دارد. جنگ مسلحانه. شورش های وسیع خیابانی، کودتا. کمک گرفتن از نیروهای مسلح خارجی.هر کدام از این راهها را می توانید انجام دهید تا نظام را ساقط کنید. همه به نظام هم حق می دهند در آن صورت برای حفظ نظام از ازههای مختلف با این براندازیها مقابله کند. حتی در این صورت هم سوالم را تکرار میکنم رای ندادن وسپردن سرنوشت مردم در داخل به دست کسانی که بدترند، چه سودی برای مردم خواهد داشت. میگویند نظامی که در انتخابات رای دهنده اندک داشته باشد، نشانه ضعف و عدم مشروعیت آن است. این در سالهای اولیه شاید برای عده ای قابل قبول بود. ۳۸ سال است که در این کشور رای گیری می شود. همیشه به اندازه ای که مشکل عدم مشروعیت برای نظام نیاورد، رای دهنده وجود داشته است. تشویق به تحریم عدم مشروعیت موثر درست نکرده است. مردم مگر چقدر می خواهند زندگی کنند که دهه ها سرنوشتشان منتظر عدم مشروعیتی باشد که تازه پشت سر آن عدم مشروعیت و حتی بعد سقوط نظام هم آینده بهتری تضمین نشده است و هر جا در این دهه های اخیرتغییر رژیمی اتفاق افتاده، مردم آن کشورها آسیب بیشتر دیده اند. اصلا حتی اگر سازماندهی شود که تعداد قابل توجهی در انتخابات شرکت نکنند. همه دنیا دست به دهان شود که چقدر کم در این انتخابات شرکت کردند. واقع بین باشیم. چه اتفاقی می افتد؟ حکومت طبعا برای نگهداری از نظامش سخت گیری بیشتری می کند. هیچ کس هم در دنیا به خاطر نداشتن پشتوانه رای ککش نمی گزد. حکومت های اطرافمان گواه هستند. همزمان بابیانیه سازمان ملل در مورد محکومیت عربستان سعودی در مورد گرسنگی فراگیر یمن وزیر دفاع امریکا برای تشویق عربستان به عنوان متحد خود به آنجا سفر می کند و کلی دولتمردانش را تشویق می کند. در حالی که هیچگونه رای گیری در عربستان برای مدیرانش وجود ندارد. اصلا گرفتیم با نامه نگاری به آقای ترامپ و رای کم در داخل، مستر پرزیدنت آمریکا به ایران حمله بکند و مثل سوریه چند نقطه را بمباران کند. باز چه سودی حتی به مردمی که در ایران مخالف نظام هستند می رسد؟ جنگ جدیدی در خاورمیانه شکل می گیرد وسالها نا امنی جدیدی در این منطقه که ایران هم جزو آنها خواهد شد در میگیرد. این بهتر است یا رای فراوان دادن به یک کاندیدا و دور کردن خطر این درگیری ها. باز هم تکرار میکنم رای ندادن چه سودی برای مردمی که در ایران هستند خواهند داشت. من حتی به کسانی که باحکومت ایران مخالفت صد در صدی دارند و در خارج ایران هستند و تشویق به تحریم می کنند و این تبعات تحریم را می دانند توصیه میکنم زندگی بهتر خودشان را داشته باشند و مردم ایران را قربانی این آرزوهای خود نکنند. همچنان که اکثریت نیروهای نخبه و مسئولیت پذیر و ایران دوست خارج از کشور هم شجاعانه این خطرات را درک می کنند و حتی در صورت مخالفت با حکومت ایران ، مردم را دعوت به رای دادن در هر صورت و در هر شکلی می کنند. این حرف ها در آستانه هر انتخاباتی تکرار می شود. باید همه از این دور باطل بیرون بیاییم. واقع بین باشیم و مردم ایران و منافع آنان را اولویت بدهیم. بلوغ سیاسی در این است که نخبگان اجازه ندهند مردم کشورشان از یک سوراخ چند بار گزیده شوند. رای ندادن بازی با سرنوشت مردم است. همیشه وقتی رای بیشتر بوده انتخاب بهتری صورت گرفته است. این بار هم چنین خواهد بود.

۱۰ ارديبهشت ۱۳۹۶
استفاده قالیباف از حرف‌های مهندس موسوی به نفع‌اش نبود
محمد علی ابطحی: استفاده قالیباف از حرف‌های مهندس موسوی به نفع‌اش نبود شیما شهرابی در طول مناظره هم در شبکه‌های اجتماعی حضور داشت، توئیت می‌کرد و هشتگ می‌گذاشت. سابقه حضور محمدعلی ابطحی در شبکه‌های مجازی به روزهای داغ وبلاگ نویسی فارسی و وبلاگ «وب نوشت» او برمی‌گرددکه گاهی تبدیل به منبع خبر روزنامه‌ها و خبرگزاری‌ها می‌شد. او رئیس دفتر سید محمد خاتمی، معاون پارلمانی و قضایی رئیس دولت اصلاحات و مشاور او بود اما خاطره خوبی از انتخابات ندارد، در جریان حوادث انتخابات 88 مانند بسیاری از اصلاح‌طلبان به جرم براندازی نرم بازداشت شد. ابطحی با این حال هنوز هم از جریان اصلاحات و اصلاح‌طلبی حمایت می‌کند، فرقی نمی‌کند مصاحبه کند یا در فضای مجازی بنویسد! با او درباره اولین مناظره زنده انتخابات 96 گفت ‌و گو کرده‌ایم. فکر می‌کنید برگزاری مناظره‌ها به گرم شدن تنور انتخابات کمک می‌کند؟ در انتخابات مساله مهم شرکت اکثریت مردم در انتخابات است که می‌تواند سرنوشت انتخابات را عوض کند و همیشه هم نقطه قوت جریان اصلاح‌طلب در داخل کشور، حضور حداکثری و زیاد مردم در انتخابات بوده. انتخابات فعلی تا قبل از این مناظره خیلی به اصطلاح پدیده نویی نبود که بتواند آدم‌ها را برای شرکت در انتخابات جذب کند. الان اما مناظره‌ها مردم را حساس و به حضور در انتخابات تشویق می‌کند، به خصوص پس از انتخابات 88. ارزیابی تان از کاندیداها در طول مناظره چه بود؟ به صورت طبیعی یک جناح‌بندی‌ای پنهانی از قبل در بین این شش کاندیدا وجود داشت. چهار نفر به طور خیلی صریح از دو جریان اصلاح‌طلب و اصولگرا حاضر هستند. آقای جهانگیری و آقای روحانی از جریان اصلاح‌طلبی و آقای رئیسی و آقای قالیباف از جریان اصولگرایی از سوی دیگر تمایل آقای هاشمی‌طبا به اصلاح‌طلبی و تمایل آقای میرسلیم به اصولگرایی یک نوع توازن در مجموعه نیروها وجود داشت. ستاره و پدیده ای که کاملا فضای مناظره را متفاوت کرد، آقای جهانگیری می‌دانم. آقای جهانگیری با این‌که معاون رئیس جمهور است اما به دلیل این که یک اصلاح‌طلب ریشه‌دار است و به صورت تاریخی همواره جزئی از این جریان بوده و حتی بیشتر از آقای روحانی می‌تواند ادعا داشته باشد، با اعتماد به نفس بسیار بالایی وارد مناظره شد. خیلی خوشحالم که به دعوت همه دوستان لبیک گفت و ثبت‌نام کرد و می‌تواند هم به عنوان یک کاندیدا، دیدگاه‌های خودش را بیان کند و هم از دولت فعلی دفاع کند. اگر بخواهید زرشک زرین به بدترین کاندیدای مناظره بدهید چه کسی را انتخاب می‌کنید؟ من قضیه را بد و خوب نمی‌کنم اما در مقابل آقای جهانگیری هم کسی‌که در این مناظره دیده شد، آقای قالیباف بود. آقای رئیسی، میرسلیم، هاشمی طبا و حتی آقای روحانی خیلی دیده نشدند. اگر آقای جهانگیری را ستاره مثبت این مصاحبه ببینیم من طبیعتا طرف مقابل این مناظره را آقای قالیباف می‌بینم و معتقدم آقای قالیباف به خصوص با آن بخشی که از صحبت‌های مهندس موسوی استفاده کرد، یک نوع داغ دلی تازه کرد که خیلی به نفع‌اش نبود. اگر جای آقای روحانی یا جهانگیری در سالن مناظره نشسته بودید، روی چه دستاوردی از دولت مانور می‌دادید و دفاع می‌کردید که گفته نشد؟ فعالیت‌های اصلی دولت در این مناظره مطرح نشد اما تصور من این است که برای این مناظره تقسیم‌بندی کاری شده بود. مناظره‌های نزدیک‌تر به انتخابات طبیعتا تاثیر‌گذاری بیشتری دارد و حرف‌های اساسی مثل بحث سیاست خارجی، آزادی‌های سیاسی و یا تلاش‌هایی که برای حقوق شهروندی شده و یا توسعه اقتصادی، این‌ها عناوین مهمی بود که فکر می‌کنم قطعا برای فصل‌های بعدی مناظره گذاشته شده. مثلا شرایط چهار سال گذشته و آن نگرانی و سایه تحریم بزرگی که روی سرمان بود و در سیاست خارجی دولت حل شد، اتفاقی است که در تاریخ سیاسی کشور هم کم‌نظیر بود. فکر می‌کنم در جلسات بعدی قرار است به این نکته‌ها اشاره می‌شود که البته کار هوشمندانه‌ای هم هست چون مناظرات بعدی به انتخابات نزدیک‌تر است و در تصمیم‌گیری مردم تاثیر بیشتری می‌گذارد. صادقانه بگویید اگر روی صندلی رقیب نشسته بودید، دست روی کدام نقطه ضعف‌های دولت می‌گذاشتید؟ من به مساله رکود اشاره می‌کردم. چون مشکل رکود اقتصادی را جدی می‌بینم. به و عده‌هایی که آقای روحانی در انتخابات گذشته در مورد مسائل اجتماعی دادند و عملی نشده، اشاره می‌کردم. البته خود این سوالات هم زمینه‌ای فراهم می‌کرد برای آقای روحانی که بتواند دلایلش را توضیح دهد. توصیه می‌کنم در دفعات بعد یکسری سوالاتی که به صورت بدیهی نمی‌توان پاسخ گفت، آقای جهانگیری از آقای روحانی بپرسد یا برعکس آقای روحانی از جهانگیری بپرسد که دلایل این اتفاقات سیاسی داخلی و ضعف سیاست داخلی روشن شود و فرصتی برای پاسخ دادن فراهم شود. یکی دیگر از انتقادهایی هم که به عنوان رقیب می‌کردم، بررسی کارنامه و رزومه وزرا بود که اکثر آن‌ها خیلی قابل دفاع نیستند. به آقای روحانی توصیه می‌کنم به صورت جدی‌تر در صحبت‌هایش، وزرایی را که قابل تغییر هستند، به مردم بگوید و رودربایستی نکند چون این موضوع خیلی به امیدوار شدن جامعه و جمع شدن رای بیشتر کمک می‌کند. آقای رئیسی کاندیدای اصلی جریان اصولگرا معرفی شدند، حضور ایشان را در مناظره به عنوان رقیب آقای روحانی چطور ارزیابی می‌کنید؟ آقای رئیسی امروز در قالب رقیب آقای روحانی ظاهر نشد و کم‌تر هم دیده شد. یعنی حس من این بود که بعد از حملات آقای جهانگیری به آقای قالیباف ایشان محتاطانه خودش را از معرکه کنار کشید. شاید هم کار عاقلانه‌ای کرد که ترجیح داد در درگیری‌ها حاضر نشود، شاید هم این یک تاکتیک تبلیغاتی باشد و حرف‌ها را بعدا بزند و فکر کنند این طوری مفیدتر است. فعلا نمی‌شود گفت رقابت بین روحانی و رئیسی است. انتظار این است که آقای رئیسی در گفت‌و گوهای بعدی بهتر و مسلط‌تر وارد مناظره شود و اگر اینطور باشد شاید بتواند سطح‌اش را به عنوان رقیب اصلی بالا بکشد. ولی اگر بخواهیم فقط مناظره امروز را ببینیم، مناظره دوقطبی جهانگیری و قالیباف بود. طرفداران کاندیداها از ظرفیت فضای مجازی به شدت استفاده می‌کنند. شما هم به عنوان حامی دولت در طول مناظره توئیت می‌کردید و حضور فعال داشتید. آیا فعالیت حامیان کاندیداهای رقیب را هم در فضای مجازی رصد می‌کنید؟ من هواداران جناح رقیب اصلاحات را کم فعالیت‌تر از حامیان اصلاحات در فضای مجازی ندیدم. شاید خیلی زمینه حرف زدن نداشتند اما فضای مجازی به صورت سازمانی و ارگانیک در اختیار جمعی از جریان مقابل قرار گرفته و با امکانات فراوان یک نوع وظیفه و ماموریت اداری و کاری دارند که در مورد مسائل مربوط به جریان‌های سیاسی بنویسند. این فضای مجازی یک ظرفیت و وسیله‌ای است که همه ازش استفاده می‌کنند، مخالفان دولت هم از آن استفاده کرده‌اند. یک بار هم آقای روحانی در صحبت‌هایش اشاره کرد اگر این فضای مجازی به این شکل نشده بود، رقبا هم نمی‌توانستند استفاده کنند. این حرف را که شنیدم یاد این افتادم که در یکی از سالهای دوران آقای احمدی‌نژاد وقتی از کارهای مهم سال دولت پرسیده بودند، وزیر مخابرات وقت اشاره کرده بود که یکی از کارهای مهمی که در جریان فرهنگ سازی کشور شده، این است که ما با این‌که امکان دادن سرعت بیشتر اینترنت را داشتیم، ولی آن را در اختیار مردم قرار ندادیم تا آن‌ها از لحاظ فرهنگی دچار مشکل نشوند. این حرف‌ها را با وضعیت فعلی مقایسه می‌کنم که بیست و چهار، پنج میلیون تلفن هوشمند دست مردم است و همه آن‌ها امکان دسترسی به اینترنت دارند، واقعا فاصله زیادی است. این‌ها حرکت‌های آرام فرهنگی است که واقعا در فضای اجتماعی خیلی تاثیرگذار است.

8 4        ۱      3 7
© Copyright 2003-2017, Webneveshteha.com. All rights reserved.