۳۱ خرداد ۱۳۸۵
چمران، چه گوارای عارف

 

چمران آدم بزرگی بود، در آمريكا تحصيل كرد و بعد برای مبارزات ضد اسرائيلی به لبنان رفت. چمران از اين جهت عجيب بود كه از يک‌سو روحيه‌ای مثل چه گوارا داشت و به استمرار جنگ‌های چريكی اعتقاد داشت و از سوی ديگر با جريانات غير تندرو هم‌سو می‌شد. در لبنان به‌جای آن‌كه به اردوگاه افراطی عرفات ملحق شود، با امام موسی صدر همراه شد. بعد از غيبت امام موسی صدر و پيروزی انقلاب اسلامی، با آن‌كه می‌توانست از تابعيت‌های مختلفی كه داشت استفاده كند، به ايران برگشت و نپسنديد در جنگ ظالمانه‌ای كه صدام عليه ايران راه انداخته بود بی‌تفاوت بماند. از تجربيات خود در لبنان استفاده كرد و گروه‌هايی چريكی را در جنگ سازمان داد. وی هم‌چنان تا وقت شهادت عضو نهضت آزادی ماند. اين هم از همان روحيه چمران ناشی می‌شد كه چريک آرامی بود. روح عرفانی او هم در اين شيوه‌های سياسی او مؤثر بود. خيلی زود در جنگ به شهادت رسيد. اين‌كه فردی مثل چمران كه می‌توانست در جاهای مختلف دنيا زندگی راحتی داشته باشد ولی برای دفاع از سرزمين ايران، خود را به جبهه جنگ رساند و از سربلندی ايران دفاع كرد، برای ملت و تاريخ ايران قابل تقدير است.

 

۳۰ خرداد ۱۳۸۵
صدمین سالگرد مشروطیت و اصلاح طلبان

 

امسال صدمین سالگرد مشروطیت است. با توجه به اهمیت این واقعه ی تاریخی که آغاز ورود به جامعه ی مدنی در ایران بود، ۲ سال گذشته از ترس این که امسال به این واقعه ی مهم تاریخی اهمیتی ندهند دو مراسم بزرگ با کمک دولت قبل برگزار شد. امسال مجلس البته مراسمی اعلام کرده و با نگاه ویژه ی خود قصد دارد این مراسم را برگزار نماید. از سوی دیگر در آکسفورد و شیکاگو هم خارج از کشوری ها با طیف گسترده ی خود قصد دارند مراسم مشروطیت را برگزار نمایند. اصلاح طلبان داخل کشور هم با طیف گسترده ی آن مدتی است تصمیم گرفته اند که مراسم صدمین سالگرد مشروطیت را با نگاه واقع بینانه ی تاریخی برگزار نمایند. با امکانات کمی که از نظر مادی و امکانات فراوانی که از نظر فکری و فرهنگی در اختیار اصلاح طلبان است، کار برگزاری این مراسم مدتی است که پیگیری می شود و تاکنون در بخش علمی ۳۰ مقاله ی جدی آمده است. دست اندر کاران این مراسم دنبال پاسخ به این سؤال بودند که چرا ۱۰۰ سال پیش که بسیاری از کشورهای جهان از مسائل دموکراسی خواهی عقب بودند و کشورهای عربی منطقه اصلاً نبودند، در ایران پروژه ی دموکراسی خواهی و جامعه ی مدنی کلید خورد ولی در ادامه ی مسیر خیلی از کشورها به نقاط مرتفعی در این حوزه رسیدند و هنوز در کشور ما دموکراسی و جامعه ی مدنی نهادینه نشده است. برای جلب همکاری بزرگان سیاسی اصلاح طلب و در جریان قرار دادن آنان، تا کنون دست اندرکاران این مراسم سه ملاقات با آقایان خاتمی، رفسنجانی و کروبی داشته اند. آقای خاتمی ضمن استقبال از این کار، تلنگری زد که دقت کنید مراسم شما سیاسی تلقی نشود و تحلیل واقعی تاریخی باشد. فکر می کنم خبر آن را رسانه ها منتشر کردند. در دیدار هاشمی رفسنجانی من نبودم ولی خبر آن را در روزنامه ها خواندم. امروز جمعی از دست اندر کاران این مراسم (آقایان مسجد جامعی، جلائی پور، دکتر نجفی، عطریانفر، غنی، دهباشی، قوچانی، صادق خرازی، امین زاده، تاجزاده و نوروزی) با آقای کروبی دیدار کردیم. همین حرف ها را در مورد مشروطه زدیم. آقای کروبی هم از حافظه ی تاریخی اش استفاده کرد و به نکاتی از کتاب ها ی تاریخ مشروطه که در زندان قبل از انقلاب خوانده بود اشاره داشت. در داخل پرانتز هم گفت وقتی در زندان بودیم و اختلافات دوران مشروطیت را می خواندیم، با امید اندکی که به پیروزی داشتیم، مرتب فکر می کردم که اگر ما پیروز شدیم این اختلافات چه ها که نخواهد کرد و اتفاقاً چه ها هم کرد! نکته ی دیگر این که می گفت آن روزها ما کتاب های تاریخ را که می خواندیم باور می کردیم ولی الان با تجربه ی این سال ها که بسیاری از تاریخ نویسی ها خلاف واقعیت نوشته می شود، به تاریخ آن روزها هم تردید کرده ام.

این که ملت ایران چرا بعد از ۱۰۰ سال همچنان مثل شروع مشروطیت همان خواست ها را دارد، بیشتر مورد بحث قرار گرفت. تاکنون قرار شد آقای کروبی و خاتمی و رفسنجانی سه جلسه سخنرانی داشته باشند و مقالات علمی ارائه شده نیز در این جلسه مطرح شود. ضمن آنکه این جلسات می تواند شروعی برای ساماندهی و امیدبخشی به حرکت اصلاحی کشور باشد آغازی برای هماهنگی در مسائل آینده ی کشور شود.  

 

۲۹ خرداد ۱۳۸۵
جلسه مجمع و مسئولان نظام

 

در آخرین روزهای بهار، هوای تهران خیلی گرم شده است. دیشب تا دیر وقت جلسه مجمع روحانیون مبارز بودیم. در مورد آخرین تحولات مسئله ی هسته ای و اخبار حاشیه ای کنار گذاشته شدن آقای نظام زاده، عضو مجمع که سالها رئیس اوقاف بود صحبت شد. ظاهرا گفته شده بودجه ی اوقاف باید بطور جدی صرف شبیخون فرهنگی دشمن شود. آخر جلسه هم بحث خبرگان بود و گزارش کمیسیونی که مسئول تعیین اسامی بود. من تا آخر ننشستم و رفتم دیدن مادرم. در جلسه کارت دعوت دیدار با مقام رهبری را دادند. دعوت با اسم بود. با آنکه در نظام مسئول نبودیم ولی دعوت شده بودیم. امروز صبح به دلیل مشکلات رفتن به داخل طرح دیرتر به جلسه مسئولان نظام رسیدم. آقای احمدی نژاد سخنرانی کرده بود و تمام شده بود که رسیدم. دو سالی بود که در این نوع مراسم شرکت نکرده بودم. اعضای کابینه ی سابق، همه دعوت شده بودند. سخنرانی مقام رهبری که تمام شد، دید و بازدید ها و احوالپرسی ها به صورت طبیعی در بلوکهای سیاسی نزدیک به هم شکل میگیرد. خصوصیت اصلی این مراسم این است که همه ی سلایق مختلف حکومتی زیر یک سقف جمع میشوند و اگرچه نگاهها خیلی سنگین است ولی میتواند به لطیف شدن فضای خشن سیاسی کمک کند. این لطافت فضا اما خیلی کوتاه مدت است و ناپایدار؛ زیرا مبانی دیدگاههای آنان متفاوت است. خیلی دوست داشتم امکان عکس گرفتن داشتم ولی بدلیل مسائل بالای امنیتی به هیچکس اجازه ورود موبایل نمیدهندواز قدیم عادت داشتیم که وقتی به بیت رهبری میرویم موبایل را باخود نبریم.

 

۲۸ خرداد ۱۳۸۵
قاعده ی دکتر شریعتی

 

فردا سالگرد درگذشت دكتر شريعتی است؛ از دكتر تا كنون تجليل و تحليل فراوان شده است، اما طبيعی است كه به خاطر گذر زمان نسل جوان امروز ايران با انديشه ی او آشنا نباشند و يا تحليلی از شخصيت وی نداشته باشند؛ ولی واقعيت اين است كه جامعه به قانون عمومی نگاه دكتر شريعتی به دين، به سختی نيازمند است:

امروز جامعه ما به شدت در جدال بين نگاه سنتی و قرائت معاصر از دين و سكولاريسم مانده است. بعضی خود را نماينده ی خداوند می‌شناسند و انديشه‌های متحجر خود را به نام دين ارائه می‌كنند و بعضی به انديشه اصلاح‌طلبانه دينی و گروهی به نفی دين فرا می‌خوانند.درست اين قاعده در دوران شريعتی در اوج بود. شريعتی مقاومت سرسختانه‌ای بين دو لبه قيچی قاريان واپس‌گرای دينی و نفی كنندگان دين می‌كرد. مكتب مخالفت سنتی با شريعتی كه تا امروز در نام و تفكر مصباحيسم قدرت فراوان‌تری گرفته و قوه مجريه به نوعی شاگردان آن مكتب معرفی شده‌اند، شريعتی را بی‌دين می‌خواندند. صدها كتاب در آن سال‌ها از حوزه انديشه سنتی دينی عليه او نوشته شد. از سوی ديگر هم روشنفكران سكولار و احياناً ضد دين، حمله بی امانی را عليه شريعتی سامان می‌دادند كه او از عنصر پوسيده دين بهره می‌گيرد.قاعده توجه به دين و ارائه متناسب با شرايط زمان و مكان، هنر شريعتی بود كه مخاطب جوان را در آن روزگار به خود جلب كرد. قطعاً شريعتی اگر امروز بود سخنان ديگری هم می‌گفت. شايد برای جوانان امروز ايرانی محتوای حرف‌های دكتر، جاذبه و اهميت ويژه‌ای نداشته باشد ولی ‌قاعده و قانون نفی دين سنتی و مقابله با سكولاريزم نافی دين، قاعده ماندگاری است كه امروز جامعه ما بيش از هميشه به آن قانون نياز دارد.

 

۲۷ خرداد ۱۳۸۵
باخت از پرتغال

 

با این که بر و بچه های تیم ملی خوب بازی کردند اما باخت ما دور از تصور نبود. توقع بالا و بی منطقی بود، برد از پرتغال.

درست در همین حالتی که به سختی ملت دلخور است، از همه ی کسانی که در تیم فوتبال، تا این جا هم ملت ما را سربلند کردند و تا جام جهانی رفتند و با قدرهای فوتبال دنیا بازی کردند باید تشکر کرد. فحاشی، اهانت و توهین به بازیکنان که از فاصله باخت از مکزیک تا امروز به نحو آزار دهنده ای همه ی محافل را پر کرده بود، لایق شأن ملت بزرگ ما نیست.

 

۲۶ خرداد ۱۳۸۵
تظاهرات زنان وضرب وشتم آنان

 

 

در مورد تظاهرات جمعی از زنان در هفته ی گذشته نکات مهمی وجود داشت : 1-مهترینش تصاویر وحشتناک ضرب وشتم آنها توسط  پلیس بود. زن به عنوان نماد شخصیت ومهربانی در همه دنیا ودر همه ی ادیان احترام ویژه ای دارد. حتی در جنگها و خشونتهای بزرگ ویا در جرائم ، برای زنان حرمت خاصی قائلند و برای آنان حاشیه امنیتی تعریف میکنند. تصاویر فرود آمدن باتوم بر سر وروی آنان در هیچ حکومتی وهیچ دینی وهیچ منطقی توجیه پذیر نیست. واقعا وحشتناک بود. 2- دولت بر اساس همین قانون اساسی وظیفه دارد به حقوق بشر و به خصوص حق زنان حساسیت داشته باشد. چیزی که نه تنها دارد فراموش میشود، بلکه در بعضی سخنان ضد ارزش هم معرفی میگردد 3- قوانین موجود در مورد حقوق زنا ن  پاسخگوی شان و نیاز آنان نیست. اگر نمایندگان قانون نویس مجلس ، بخصوص زنانشان به جای پرداختن به مسائل غیر مرتبط، به دفاع قانونی از حقوق زنان میپرداختند، بسیاری از این تنش ها کم میشد. در کنار این همه حساسیت به مسئله ی پوشش زنان باید به حقوق آنان نیز توجه ویژه کرد وبه آنان جنبه ی قانونی داد. 4- زنان و یا مردانی که قصد احیاء حقوق خود را دارند اگر به خارج از مرزها چشم بدوزند، اشتباه فاحشی میکنند.  سرشناسان ضدانقلاب خود میدانند که دفاعشان از این تظاهرات هم ماهی گرفتن از آب گل آلود تعبیر میشود وهم خواستهای منطقی زنان را در داخل دچار مشکل مینماید.

*********************              

اون موسسه خیریه که خانم آقای خاتمی و خانم من و خانم تعدادی از وزرای سابق برای کمک به ادامه ی تحصیل بچه های با استعدادو کم درآمد داشتند، ازامروز تا یکشنبه از ساعت ۱۰ تا ۱۹درشهرک غرب خیابان هرمزان مسجد فاطمه زهرا(س)، بازارچه خیریه زده اند. حتما بروید و خرید کنید و به دیگران هم بگوئید. اینم آدرس سایتشونه www.behafarin.org.ir 

 

۲۵ خرداد ۱۳۸۵
جوانگرایی در اساتید دانشگاه!

 

بازنشسته کردن اساتید مقبول دانشگاهها با خبر بازنشسته شدن آقای مجتهد شبستری ابعاد جدیدی پیدا کرده است. آقای شبستری از جدی ترین نظریه پردازان حوزه اندیشه دینی است. این کارها جفا به حق اساتید نیست بلکه جفا به علم واندیشه ودانشگاه ودانشجویان است. طرفه اینکه آقای عمید زنجانی، ریاست دانشگاه تهران استدلال کرده اند که بعضی از اساتید دانشگاه ها را به دلیل جوانگرایی بازنشسته کرده اند. این در حالی است که خود ایشان در آستانه ی ۷۰ سالگی به جای یک رئیس دانشگاه ۴۵ ساله حکم گرفته اند.

از لا به لای بعضی بدجور دم خروس خود نمایی می کند.

 

 *********************              

اون موسسه خیریه که خانم آقای خاتمی و خانم من و خانم تعدادی از وزرای سابق برای کمک به ادامه ی تحصیل بچه های با استعدادو کم درآمد داشتند، ازامروز تا یکشنبه از ساعت ۱۰ تا ۱۹درشهرک غرب خیابان هرمزان مسجد فاطمه زهرا(س)، بازارچه خیریه زده اند. حتما بروید و خرید کنید و به دیگران هم بگوئید. اینم آدرس سایتشونه www.behafarin.org.ir 

 

۲۴ خرداد ۱۳۸۵
جشن پرشين‌بلاگ

 

ديشب جشن تولد پرشين‌بلاگ بود. تعداد زيادي دختر و پسر وبلاگ‌نويس كه اكثراً از پرشين‌بلاگ سرويس وبلاگي گرفته‌ بودند شركت داشتند. مجريان جلسه بلد نبودند تريبون را اداره كنند ولي گرماي وجود بچه‌ها جبران مي‌كرد.

اين بار معلوم بود وبلاگ‌نويسي خودش را بر اهل حكومت تحميل كرده است. آقاي شهرياري كه هم‌ دكتر است و هم آخوند و هم كارآشنايIT  و دبير شوراي عالي اطلاع‌رساني شده است در جلسه حاضر بود و سخنراني هم كرد. البته در سخنراني‌اش بيشتر از اين‌كه فني حرف بزند از عنوان آخونديش استفاده كرد و به فكر موعظه و هدايت اهالي وبلاگ بود. در فضايل عالم مجازي و ID  مخفي هم حرف زد.

وقت سخنراني ايشان نيم‌ساعت بود و ايشان بعد از پايان وقتش گفت هر كس با 10 دقيقيه اضافه حرف زدنم موافق است صلوات بفرستد، كه در اين موارد سه چهار نفر هم صلوات بفرستند نظر همه تلقي مي‌گردد. درست مثل خيلي موارد ديگر كه مي‌گويند نظر مردم اين است.

مرحله بعدي اهداي جايزه به 15 وبلاگ برتر پرشين‌بلاگ بود. فكر كنم انتخاب‌ها بر اساس اصول مشخصي نبود. بيشتر بالانس جريانات سياسي بود. مباركشان باشد. به يك وبلاگ از استفاده‌كنندگان بلاگفا وبلاگ SKY، ميهن بلاگ  و پارسي بلاگ هم جايزه دادند. مجري بعد از اين مرحله اعلام كرد كه به يك وب سايت هم قرار است جايزه بدهند و آن هم وب‌نوشته‌ها بود. اين‌جا را حتماً پارتي بازي كرده بودند چون اين همه سايت خوب وب در عالم اينترنت فارسي هست كه از سايت من بهتراست. در حال به پاس لطفي كه ابراز داشتند رفتم بالاي سن و قبل از جايزه گرفتن پشت تريبون رفتم و گفتم امروز درست 2 ساله و 7 ماهه و 17 روزه كه بدون تعطيلي وبلاگ مي‌نويسم. يادي از عطاء اله خليقي و بهرنگ فولادي و رضا هاشمي كردم كه در دوران معاونت رييس جمهوري پيش من آمدند و راجع به پرشين‌بلاگ حرف زدند. آن روز پرشين‌بلاگي‌‌ها چيزي مثل مسئولان خانه تيمي بودند كه با همت كم‌نظير و پر خطري اين راه را آغاز كرده بودند. از آقاي شهرياري هم از طرف بروبچه‌ها يك تقاضا كردم كه خيلي از سايت‌ها و وبلاگ‌ها بدون دليل موجهي فيلتر هستند، كمك كند كه فيلتر‌ها برداشته شود. آقاي شهرياري هم با اين‌كه در دولت جديد منصوب شده و در عالم وبلاگ‌نويسان نگراني وجود داشت اما شخصيت فردي و كارآشنايي‌اش اميدواركننده است و انتظار مي‌رود كه مسئله رفع فيلترينگ خيلي از وبلاگ‌ها و سايت‌ها را دنبال كند.

جلسه ديروز نشان مي‌داد كه وبلاگ به عنوان يك رسانه تاثير‌گذار در جامعه جاي خودش را باز كرده است. حضور مسئولان گسترش وبلاگ ديني و قرآني و حديث كه حتماً درباره اين پديده به تفصيل خواهم نوشت نشان از اين داشت كه وبلاگ خانه عنكبوتي نيست كه كيهان مي‌گفت.

از دوست خوبم دكتر بوترابي كه با همت والاي خودش نه تنها پرشين‌بلاگ را احيا كرد، بلكه 25 سايت جانبي را هم به خانواده پرشين‌بلاگ اضافه كرد و از همكاران خوبش و نيز ساير سرويس‌هايي كه ميزبان وبلاگ‌نويسان هستند به حكم وظيفه بايد قدرداني كرد.

 

۲۳ خرداد ۱۳۸۵
احزاب غیر رسمی و تأثیر آنان در انتخابات

 

واقعیت این است که اصلی ترین پشتوانه ی هر انتخابی احزاب هستند که می توانند با پشتوانه ی نیروی انسانی و مالی – بر اساس قاعده ی انتخابات در همه ی دنیا – رقابت سالمی را شکل دهند و آن را هدایت کنند.

مشکلی که در ایران، به خصوص بعد از حادثه ی غافلگیر کننده ی دوم خرداد به وجود آمد این که بسیاری از نهادها و تشکیلات هستند که برای پرداخت پول های کلان از بیت المال به آنها توجیه نسبتاً قانونی وجود دارد و عملاً از این پشتوانه ی مالی، نیروی انسانی تأثیر گذاری به وجود می آید که در ایام انتخابات به عنوان رقیب انتخاباتی ظهور پیدا می کنند. تشکیلاتی مثل هیأت های مذهبی، بسیج، ائمه ی جمعه و مهمتر ائمه ی جماعات، مراکز اعزام مبلغ، اردوهای دانش آموزی و نمونه های دیگری از این دست، از بودجه ی دولت استفاده می کنند؛ در مواردی هم به صورت تشویقی و حمایتی، بودجه های غیر رسمی فراوانی در اختیار آنان قرار می گیرد. تخصیص این بودجه ها که خلاف قانون هم نمی نماید، باعث می شود نیروهای فراوانی سازماندهی شوند و این ها در ایام انتخابات وارد صحنه می گردند و به عنوان وظیفه ی شرعی و یا به خاطر سرمایه گذاری مالی که برای آن ها شده است، به صورت یک حزب جدی رقیب وارد می شوند. به دست آوردن آمار پرداخت های مختلف به این مجموعه ها به خصوص در دوران پس از سوم تیر 84 کار دشواری نیست. بسیاری از آنان رسماً اعلام می شود. تا این احزاب غیر رسمی، ولی قدرتمندتر از احزاب رسمی هستند، انتخابات در کشور دچار مشکل جدی است.

 

۲۲ خرداد ۱۳۸۵
روز فوتبالی ایران

 

دیروز برای ایرانیان روز فوتبال بود. چه آنها که به روی خودشان می آوردند، چه آنها که می خواهند بگویند شأن ما اجل از آن است که به فوتبال فکر کنیم.

ظهر متوجه شدم که از ساعت ۵ تا ۹ شب جلسه ی کمیسیون فرهنگی و بعد از آن جلسه ی شورای مرکزی مجمع روحانیون مبارز است. به خانمم گفتم که من ساعت ۵ تا ۷ را شرکت می کنم و بعد برای دیدن فوتبال جیم فنگ می شوم و به منزل می آیم. خیلی تعجب کرده بودم که جلسه در این ساعت یعنی چه؟ حالا من که خیلی فوتبالی نیستم، بیشتر از آقای خاتمی تعجب کرده بودم که این قدر فوتبالی است و قبول کرده که در آن ساعت در جلسه ی روحانیون مبارز شرکت کند. خوشبختانه بعد از ظهر از دفتر مجمع زنگ زدند که ظاهراً این اعتراض فراگیر بوده و جلسه ی مجمع تعطیل شده است. خوشحال شدم. امروز با آقای منتجب نیا، قائم مقام حزب اعتماد ملی هم که حرف می زدم، می گفت اتفاقاً ما هم دیشب ساعت همیشگی شورای مرکزی حزب اعتماد ملی را عوض کردیم تا بتوانند مسابقه ی فوتبال را ببینند.

از روزنامه ی نگاه ورزشی تماس گرفتند و دعوت کردند که به دفتر روزنامه بروم و با بر و بچه های آنها فوتبال نگاه کنم. انصافاً مزه ی فوتبال به تماشای جمعی آن است ولی نشد که بروم. خبرنگار رادیو سوئیس هم دیروز برای مصاحبه آمده بود ولی می گفت که امروز مهمترین حادثه ی مردم ایران، فوتبال است و قصد داشت با تعداد زیادی از خبرنگاران به پارک ملت بروند که در آن جا در فضای باز مردم به تماشای فوتبال می نشستند. وقتی بازی شروع شد و ایران گل زد، شادی همگانی یک ملت بود در سراسر دنیا. شیرین ترین اوقات دیروز نیمه ی اول بازی بود. بین دو نیمه یکی از دوستانم از داخل استادیوم زنگ زده بود، نفهمیدم ولی بعد sms زد که می خواستم تو را هم در سر و صدای شادی این جا شریک کنم که جواب نداده بودم. اما شادی فوتبال دیروز در یک نیمه بود. نیمه ی دوم همه وارفتند. بعد از فوتبال خیابان ها خلوت بود. واقعاً نمی شد انتظار داشت که در برابر مکزیک برنده شویم ولی همه با دیدن نیمه ی اول به نوعی امیدوار شده بودند. حیف شد. از این که بعد از یکی دو ساعت تازه sms بازی ها شروع شد، معلوم بود که حسابی حال گیری شده بود و نایی نمانده بود. یکی خیلی بامزه نوشته بود حالا که ما باختیم، الهی همه ببازند. بعضی ها هم که حسابی حال و حوصله ی شوخی دارند. دیدم در آن حالت عصبی ملی یکی sms زده: این که الان در فوتبال باختیم و روحیه مون خرابه، دلیل نمی شه یادمون بره که انرژی هسته ای حق مسلم ماست! در هر حال چون اولین بازی بود، دیروز بیشتر از همه ی بازی ها روز فوتبال بود. با همه ی این حرف ها ملی پوشان خسته نباشند. باید به آنها برای بازی های بعدی روحیه داد. انتقادها امروز خیلی تند بود.    

 

8 4        ۱   ۲    ۳    ۴       3  7
© Copyright 2003-2017, Webneveshteha.com. All rights reserved.