۲۱ خرداد ۱۳۸۶
خرافه و مبارزه با آن

 

مبارزه با خرافات یکی از عناوینی است که می توان آن را در اندیشه ی همه ی مصلحان دینی سده ی اخیر دید؛ اما نه خرافه از بین رفت و نه مبارزه با آن. در حوزه ی سیاست و فرهنگ ایران سال هاست که مدار بسته ای وجود دارد. در یک سندی که از حاج سراج انصاری، از فعالان سال های ۳۰ منتشر شده چنین آمده:

موضوعی که بسیار اهمیت دارد و باید در پیرامون آن گفت و گو شود، موضوع خرافات است که هر جمعیتی مبارزه با خرافات را در مرام نامه ی خود گنجانیده و هر نویسنده ای مخالفت با خرافات را هدف خود ساخته است، ما نیز هم یکی از آنانیم که آن مبارزه و این مخالفت را بر خود لازم می دانیم، چیزی که هست ما نخست می خواهیم از افکار عامه استفاده نموده و ببینیم خرافات در نظر افکار عامه چیست و چه اموری را خرافات می نامند؟

ناگفته پیداست که تا موضوع خرافات روشن نشود مبارزه و مخالفت با آنها جز اتلاف وقت فایده دیگری ندارد. ما می خواهیم بدانیم که جمعیت ها و نویسندگان و علما و فضلا چه چیز را خرافه می گویند و آنهائی که مبارزه با خرافات را عنوان نموده اند مقصودشان چیست؟ این واژه (واژه ی خرافات) در زبان ها و نوشته ها بسیار به کار برده می شود، ما می خواهیم بفهمیم که مبارزین خرافات و مخالفین آنها راستی می دانند با چه چیزها باید مبارزه نمایند... اینک می پرسیم خرافات چیست؟ هر کس که راجع به خرافات و تشخیص آن معلوماتی دارد، می تواند بنویسد و به اداره ی آیین اسلام بفرستد تا در این ستون درج شود و خواهشمندیم که زیاده از یک صفحه نباشد تا در یک شماره درج گردد. م. سراج انصاری.

(مجله آئین اسلام سال ۳ شماره ۲ صفحه ۱۱)

این که امروز هم می توان همین پیشنهاد را داد و حتماً همان جواب ها خواهد رسید، همه نشانه ی آن است که متأسفانه پرونده ی چیزی در ایران به راحتی بسته نمی شود.

 

۲۰ خرداد ۱۳۸۶
شورای نظارت بر انتشار نظرات رئیس جمهور کار خوبی است

 

خیلی ها به دفتر رئیس جمهور انتقاد کرده اند که چرا شورای سیاست گذاری و نظارت بر انتشار آثار و اندیشه های دکتر احمدی نژاد را از بیت المال راه اندازی کرده است. گمان من بر این است که بی انصافی می کنند. احتمال زیادی دارد که این شورا بخواهد خیلی از حرفهای ایشان در تاریخ  ثبت نشود. این که کار بدی نیست. چرا اینقدر بعضی رسانه ها نسبت به عملکرد رئیس جمهور سیاه نمایی می کنند؟

 

۱۹ خرداد ۱۳۸۶
به بهانه مصاحبه متفاوت تلویزیونی نوه امام خمینی

 

در روزهای سالگرد امام و در دو حلقه شبکه ی سوم سیما مصاحبه ی مفصلی با حاج حسن آقای خمینی نوه ی حضرت امام پخش کرد. پخش یک مصاحبه با یکی از نزدیکان امام خمینی یک امر جاری و عادی شبکه ی رسمی تلویزیون کشور است و از این لحاظ اهمیت ویژه ای ندارد. اما میزان تأثیرگذاری آن از حد یک مصا حبه ی رسمی خیلی فراتر رفت. مخاطبان زیادی پیدا کرد و بیشتر آن را با نوعی ناباوری گوش دادند.

واقعیت این است: نسل کنونی که نسل سوم نام گرفته است، تنها در رسانه های رسمی تعریف و تمجید از آن بزرگوار شنیده بودند. تنها میدانند ایشان رهبر انقلاب اسلامی ایران بوده و پایه گذار جمهوری اسلامی. اما در طول سالهایی که این نسل پا به عرصه ی اجتماعی گذاشته بودند اتفاقات مهمی صورت گرفته بود که همه ی آنان می توانست فاصله ی نسل فعلی با امام را زیاد کند و یا لااقل ابهامات فراوانی در ذهن آنان ایجاد نماید. از یک سو به دلایل گوناگون مشکلات زندگی اجتماعی و فرهنگی بر زندگی آنان سایه افکنده بود. در بسیاری از موارد آنچه به نام اسلام و دستورات حکومتی مطرح بود با زندگی و رشد عادی جامعه جوان در تضاد بود. نسل امروز نمی توانست بین این مشکلات و تفکر امام فرق قائل شود. خیلی ها هم تعمد داشتند مبنای این مشکلات را دیدگاه و نظر امام بدانند. در دوران رشد نسل سوم انقلاب ما انقلاب ارتباطات فراگیر شد. کسان زیادی دیدگاه های مخالف خود با امام را از آن منفذ در ذهن نسل جدید وارد کردند. آنان برای اینکه با انقلاب مردم مخالف بودند، همه ی مشکلات را به امام منتسب کردند تا اساس ریشه ی انقلاب اسلامی را مورد تردید قرار دهند. در این میان تبلیغات رسمی هم به جای حل این مشکلات و ایجاد ارتباط با این نسل گویا تنها برای رفع تکلیف، فقط از امام تعریف میکرد و توصیه مینمود که به اجبار امام را باید دوست داشت. در چنین فضایی سخن گفتن بی تعصب و با استفاده از ادبیات مورد پذیرش نسل فعلی از امام خمینی یک ضرورت بود. نوه ی امام به عنوان یک هم نسل با نسل سومی ها این گونه از شخصیت امامی حرف زد که مهربان بود. اهل تحمیل دیدگاه هایش نبود. در محیط خانواده مثل بقیه ی مردم بود و به عبارتی امام زمینی بود و نه آسمانی. در این صورت است که نسل امروز خود را غریبه از او تصور نمی کند. اینکه تصور شود مردم مسئولان بزرگ را فقط باید در قاب شیشه ای بینند ضربه ی بزرگی به آنان است. به اعتقاد من حاج سید حسن آقا در این مصاحبه بی آنکه ریاکاری کند چنین هدفی را سامان می داد. حضور چهره ی جدید عالی رتبه ای در تلویزیون که معمولاً مردم عادت کرده بودند که از آن پنجره تنها افراد خاص و دیدگاههای کلیشه ای را ببینند، و این بار کسی را می دیدند که هم عالمانه دیدگاه هایش را مطرح می کند و هم واقعیت های هم نسلانش را درک می کند و به آنها احترام میگذارد و هم به ارزشهای دینی و انقلابی پایبند است و هم بی تکبر و صمیمانه حرف میزند، پدیده ای نو بود که یک مصاحبه را به یک پدیده در جامعه مبدل کرد. شاید وجهه ی اصلی حاج حسن آقا در نگاه افکار عمومی این بود که ایشان نوه ی امام و متولی امور دفتر ایشان است. اما به اعتقاد من این گفت و گو نشان داد که علاوه بر آن پشتوانه ی معنوی، ظرفیت فردی وی که به دلیل هوش و درایت و تلاش علمی اش به وجود آمده، باید مورد توجه قرار گیرد. این که فردی با چنین خصوصیات خانوادگی، بی تکلف در سالهای بعد از امام و پدرش به حوزه علمیه رفته است و به صورت جدی درس خوانده است و او را بزرگان حوزه مجتهد می شناسند امر مهمی است ولی مهمتر از آن این است که سخن هم نسلانش را می فهمد؛ با اینترنت و ارتباطات و کتابهای جدید بی رابطه نیست و زبان انگلیسی را خوب میداند و از آن بهره میگیرد. به همین دلیل حرفهایش برای نسل امروز حتی اگر قانع کننده نبود، اما قابل فهم بود. اگر گفت و گوی این چنینی با حاج حسن آقا ادامه یابد البته امکان آن هست که ابهاماتی که از زندگی امام هست برای هم نسلانش توضیح دهد. فرار کردن از ابهامات فضا را برای مخالفان بازتر می کند. امیدوارم صدا و سیما گفت و گوی بعدی را تا سال دیگر به تأخیر نیندازد. این کار صدا و سیما میتواند برای آن دستگاه عظیم و تأثیرگذار یک آغاز تلقی شود؛ که دفاع غیر متعصبانه و با ادبیات مهربانانه و متناسب با نیاز نسل امروز از ارزشهای دینی و انقلابی انجام دهند.

 

۱۸ خرداد ۱۳۸۶
عبدالفتاح سلطانی و مفسدان اقتصادی

 

آقای ناطق نوری که همواره پس از انقلاب مورد قبول جناح راست کشور بوده است اخیراً در یکی از سخنرانی‌هایش از این که کسی را مفسد اقتصادی معرفی کرده‌اند و بعداً معلوم شده صفرهای اضافی در جلو عدد تخلفش قرار گرفته گلایه کرده و پرسیده این ها در قیامت چه جوابی می‌دهند؟ توجه آقای ناطق به یک اشتباه حکومت و یا تیتر دروغ خانمان‌برانداز که باعث از بین رفتن آبرو و عمر و زندگی افراد جامعه می شود حتی اگر خیلی دیر هنگام باشد، باز هم قابل تقدیر است. کاش ایشان به خیلی از تیترهای دروغ خانمان‌براندازی که بعضی از رسانه‌های راست و به خصوص رسانه‌ای که رسالتش را در افشای نیمه پنهانی می‌داند که در خیلی موارد به راحتی دروغ بودنش معلوم می‌شود نیز حساسیت نشان می‌دادند. اصلاً چرا راه دور؟! کاش سیستم قضائی یا اطلاعاتی وقتی که عبدالفتاح سلطانی بعد از تحمل حدود هشت ماه زندان، هفته قبل تبرئه کامل شد، اقلاً یک جمله عذرخواهی می‌کرد. آدم‌های سیاسی هم مثل آدم‌های اقتصادی انسانند و از اذیت رنج می برند و فکر کنم روز قیامت در مورد ظلم به آنان نیز سؤال شود. حالا البته دست آقای ناطق درد نکند.

 

۱۷ خرداد ۱۳۸۶
توهم دیکتاتورها

 

می گویند دیکتاتورها وقتی همه ی جنایت ها را انجام می دهند، دچار توهم می شوند. چندی پیش یکی از دیپلمات های ایرانی که سال ها در ترکمنستان بود خاطراتی از آن کشور در دوران نیازاف را می گفت. آقای رئیس جمهور در این اواخر کتابی نوشته به نام روح امه. در مقطع دبیرستان و دانشگاه، بیشترین درسی که خوانده می شود، تحلیل روح نامه ی آقای پرزیدنت است. یک بار که موشکی از قزاقستان برای غذارسانی به سفینه ها به آسمان می رفته، روح نامه را در قاب نفیسی گذاشته اند و همراه آن به آسمان فرستاده اند و پس از آن نام لوح زرین آسمانی بر آن کتاب گذاشته اند. اخیراً در عشق آباد مسجد بزرگی ساخته اند که می گویند در خاورمیانه کم نظیر است. در این مسجد بزرگ فقط یک کلمه الله روی درب ورودی مسجد وجود دارد و در همه مناره ها و داخل مسجد و شبستان ها آیات روح نامه کاشی کاری شده است. در هر مسجدی اتاق روح نامه درست کرده اند که امامان جماعت و مردمی که می خواهند نماز بخوانند باید ابتدا به آن اتاق بروند و آیات نورنامه را بخوانند و بعد نماز بخوانند.

باور کردنش سخت است ولی وقتی در تمام کشور دیکتاتوری سامان می یابد، گزینه خدائی کردن ذهن آقای نیازاف را گرفته بود. توهم، مرحله بعد از دیکتاتوری است.

 

۱۶ خرداد ۱۳۸۶
صمد بهرنگی

 

در دوران دبستان که بودم، مرتب از کتاب خانه ی مدرسه کتاب قصه می گرفتم و می خواندم. یکی از آن کتاب قصه ها که خیلی به آن علاقه مند بودم، کتاب های کوچکی بود از صمد بهرنگی. یادم هست که مسئول کتاب خانه توجیه می کرد این کتاب ها را به دیگران نشان نده. از همان موقع این توجیه مسئول کتاب خانه برایم جالب بود. چند هفته پیش رفته بودم کتاب فروشی. دیدم مجموعه قصه های صمد بهرنگی را در کتابی به نام قصه های بهرنگ تجدید چاپ کرده اند. آن را خریدم و سه چهار شبی همه ی قصه هایش را به یاد ایام کودکی دوباره خواندم. قصه ها را ۴۰ سال پیش نوشته؛ صمد ترک بوده و با توجه به فرهنگ و ادبیات ۴۰ سال پیش هم چنان شیوا و خواندنی است. بیشتر مثل کلیله و دمنه قهرمان داستان هایش حیوان ها هستند. به دلیل گرایش های کمونیستی اش که در دوران خودش پایگاه اکثر روشنفکرها بود و راه مبارزه با سلطه ی حاکم، در همه جا تحریک فراوانی علیه سرمایه دارها می کند و البته به تناسب به همان دلیل گاهی تبلیغاتی علیه مظاهر دین. خوبی نوشته های صمد از نوع بهرنگی اش و نه آن صمد دیگر این است که هم آدم ها را به عمق داستان می برد و هم حرف های سیاسی اش را به تناسب شرایط آن روز می زند. امروز بیشتر از آن روز می فهمم چرا در آن شرایط کتاب دار مدرسه ی ما می گفت کتاب را کسی نبیند. هنوز هم کلیات داستان های صمد شیرین است و خواندنی. این ها بخشی از تاریخ ادبیات کشورمان هستند. خوشحال شدم که تجدید چاپ شده است. انتشارات سرایش آن را منتشر کرده، شما هم بخوانید.

 

۱۵ خرداد ۱۳۸۶
هاشمی و دولت فعلی

 

دیشب در حرم امام، آقای هاشمی رفسنجانی سخنرانی میکرد. داشت تاریخچه زندگی امام را می گفت. رسید به سخنرانی امام و گفت امام در همین بهشت زهرا فرمودند: من دولت تعییین میکنم. من تو دهن این دولت میزنم. مردم تکبیر بلندی گفتند. با توجه به اختلافات موجود هاشمی و دولت فعلی حاضرین به یکدیگر لبخند زدند. فکر کنم روی عادت بود. قصدی نداشتند. اینم شوخی همین جوری!

 

۱۴ خرداد ۱۳۸۶
رحلت امام و نیمه خرداد و مانیفست حکومت

 

امروز در سراسر ایران مثل ۱۸ سال گذشته مراسم بزرگداشت یاد و نام امام خمینی برگزار شد. امام خمینی رهبر انقلابی بود که از ۱۵ خرداد سال ۱۳۴۲ در ایران شکل گرفته بود. از همان سال امام سمبل مبارزه با شاه بود. آن قیام شکست خورد و در پی آن امام به ترکیه و سپس به نجف تبعید شد. در طول آن سالها همچنان امام بر مبارزه با شاه تأکید داشت و هیچ گاه به کمتر از آن رضایت نمی داد. در طول این مدت اساسی ترین کاری که امام در نجف کرد، سلسله درسهایی بود که مبانی حکومت اسلامی را تبیین نمود. این کتاب به عنوان مانیفست حکومتی بود که کسی گمان نمی کرد تحقق یابد. با رشد حرکت مردم در سالهای ۱۳۵۶ و ۱۳۵۷ و نیز ظهور جریانهای مبارز مسلحانه ی قبل از انقلاب، امام با تکیه به همان مبانی در جایگاه طبیعی رهبری جامعه اسلامی قرار گرفت. هیچ منصفی که حتی اگر با امام وروش سیاسی او مخالف باشد، نتوانسته است در رهبری طبیعی جامعه آن روز توسط امام خمینی تردید کند. اگر نسل امروز که از نظر سنی آن ایام را به یاد ندارند، هر تحلیل تاریخی را بخوانند، به این نکته پی خواهند برد. بعد از انقلاب شاید آنچه که عمل شد با مبانی کتاب حکومت اسلامی به دلیل ضرورتهای حکومت متفاوت بود ولی وجود یک چارچوب که در کتاب حکومت اسلامی آمده بود خیلی مفید و تعیین کننده می نمود. آغاز انقلاب اسلامی در ۱۵ خرداد ۱۳۴۲ و پایان عمر امام در ۱۴ خرداد ۱۳۶۸ این دو روز را پشت سر هم قرار داد و باعث شد این دو روز در تاریخ ایران بماند. به همین دلیل نیز این آغاز و پایان دو روز تعطیلی است که جزء تقویم تعطیلات سالانه ی ایران قرار دارد. راه و روشی که امام برای پیروزی انقلاب برگزید، باعث شد که مردمی ترین و کم هزینه ترین انقلاب جهان را پیروز کند. یاد امام و شهدای این کشور از ۱۵ خرداد و انقلاب و جنگ تحمیلی را گرامی میداریم که این یک وظیفه ی ملی و دینی است.

 

۱۳ خرداد ۱۳۸۶
می گویند انسان کرامت دارد

 

حال و هوای ایران از نظر تبلیغاتی به مناسبت سالگرد امام خمینی شکل متفاوتی پیدا کرده است. سه روزی است که سمینار کرامت انسان از نظر امام خمینی در حال انجام است. من هم افتتاحیه و اختتامیه آن را رفتم. از عنوان کنفرانس می شد فهمید که آقای خاتمی دبیر آن است. کرامت انسان و جامعه مدنی و آزادی و این ها راه دست آقای خاتمی است. یک سالی است که ایشان در جلسات برگزاری این سمینار شرکت می کند. در سخنرانی کوتاهی که کرد گفت در قانون اساسی ایران در ردیف توحید و نبوت و عدل و معاد و امامت، از کرامت انسان یاد شده است. برایم جالب بود این که چنین قانون اساسی ای داریم. اصلاً توجه نداشتم. حالا در عمل انسان کرامتش چگونه است البته حرف دیگری است. حاج سید حسن آقای خمینی هم که این روزها به عنوان نماینده بیت امام خمینی خیلی فعال است و مرتب دیدار و ملاقات دارد، رئیس جلسه بود. فضای تبلیغاتی و رسانه ای ایران با نزدیک شدن سالگرد امام خمینی، تحت تأثیر این ماجرا قرار دارد. آقای دکتر دینانی از اساتید بزرگ دانشگاه است. ایشان در مورد معنای کرامت حرف می زد و می گفت دین یعنی عقل و انسان تمایزش با عقل است که به همین دلیل کرامت دارد. کلی هم آیه قرآن می خواند. یک آقای احساساتی پیش من نشسته بود از صحبت های دکتر دینانی خیلی خوشش آمده بود؛ از طرف دکتر دینانی در این پایین دستش را به نشانه تأیید تکان می داد. سالن ساکت بود و همه درحال گوش دادن بودند. به شوخی گفتم این حرف تکبیر داشت. او هم معطل نکرد و بی دلیل وسط سخنرانی آقای دینانی بلند گفت الله اکبر. وقتی دید همه جا خوردند به من اشاره کرد. کلی آبروی ما را برد. دیدم آقای خاتمی و آیت الله بجنوردی هم از آن بالا به من خندیدند و فکر می کردند که از بدجنسی من بوده!

عده زیادی در این سمینار مقاله داده اند. آقای قاضی زاده، سخنگوی جلسه، خبر از نوشته شدن مقالات جدی در این حوزه می داد. می گفت سایت کرامت انسانی هم راه اندازی شده است. امروز صبح هم حاج حسن آقا خمینی صحبت کرد. می گفت احترام به دیگران احترام به خود است و برای حرمت گذاری به خود هم که شده باید به کرامت انسان باور داشت. هر سخنرانی و مقاله ای که ارائه می شد در فضیلت کرامت انسان بود و خیلی ها هم از امام مثال می زدند. اما خیلی از آن حرف ها فقط در همان سخنرانی ها بود و در جامعه از آن خبری نیست. جدای از بحث های علمی شاید به برکت امام خمینی که همه ی دست اندر کاران خود را پیرو ایشان می دانند در جامعه ما "انسان" کرامت بیشتری پیدا کند.

 

۱۲ خرداد ۱۳۸۶
دفاع فراکسیون اقلیت مجلس

 

یادداشت کوتاهی که به مناسبت سالگرد مجلس در نقد عملکرد اقلیت مجلس نوشته بودم، بازتابهای مختلفی داشت. فردایش فاتحه ی مادر آقای معین بود. خیلی ها را دیدم. هر کس که خوانده بود، تشویق میکرد و به نوعی از این نوشته ابراز رضایت میکرد. گویا حرف دل خیلی ها بوده که به دلایل گوناگون نمی توانسته اند ابراز کنند. بعضی ها کد می آوردند که بعضی اقلیتی ها حتی حاضر به امضای استیضاح و یا دعوت مسئولان نشده اند. اما امروز دیدم برادر خوبم آقای شجاع پوریان که در مجلس ششم و هفتم به شجاعت معروف بوده و هست، بزرگواری کرده و در پاسخ به یادداشت من مشکلات فراکسیون را گفته است. نوشته ی من را هم به نوعی خودزنی توصیف کرده است. من البته چنین قصدی نداشتم و فقط دیدگاه خود را گفته بودم که در مقایسه با فراکسیون اقلیت های مجالس قبلی کم کار است و خودش اگر دلایل آن را بررسی کند، شاید بتواند جبران نماید. الان هم بر همین عقیده ام. اگر پاسخ را مستقیم برای من میفرستادند باعث افتخارم بود که دوست فهیم و شجاعم روزنوشت را بنویسد ولی حالا که مصلحت دیدند به ایسنا جوابیه بدهند، از همه دعوت میکنم که پاسخ مستند و البته سوزمندانه ی آقای شجاع پوریان را که در مصاحبه با ایسنا گفته اینجا بخوانید. من به سهم خودم از آقای شجاع پوریان و نمایندگان فراکسیونی که مثل ایشان پر تلاش و دلسوزند تقدیر می کنم. میدانم تعریفی که ازمن کرده اند، نشانه ی بزرگواری ایشان است. از این جهت هم تشکر می کنم.

 

8   4       ۱    ۲   ۳    ۴       3  7
© Copyright 2003-2020, Webneveshteha.com. All rights reserved.