۳۱ خرداد ۱۳۸۷
مدوّنه

یکی از تلویزیونهای عربی گزارش مستندی از وبلاگهای عربی می داد. جوانهای عرب در وبلاگ نویسی خیلی فعال شده اند. اسم آن را هم «مدوّنه» گذاشته اند. ظاهراً وبلاگ ها جای حرف دل است و حرف دل وبلاگی مربوط به جاهایی است که ممنوع تلقی می شود. در این گزارش آمده است که بیشترین حجم وبلاگ نویسی جوانان عرب مربوط به مساله فلسطین و علیه آمریکاست. این بستر اصلی تفکر جوانان عرب است. همکاری و همراهی دولتهای عرب با آمریکا و سخت گیری در مورد مساله فلسطین، این دو حوزه را ممنوعه کرده و به همین دلیل وبلاگنویسی عربی با مساله فلسطین پیونده خورده است. ضمن آنکه اساساً مساله فلسطین برای دو سه نسل فعلی مساله اول دنیای عربی است. در وبلاگ نویسی ایرانی اما، مساله فلسطین، جای فراوانی ندارد. حتی نقدهایی هم در حمایت از فلسطین وجود دارد. دلایل و ریشه های آن را باید در خیلی چیزها جستجو کرد. یکی هم به این دلیل که مساله فلسطین تنها یک مساله حکومتی است.

۳۰ خرداد ۱۳۸۷
دنیای در حال فروپاشی

 

 

کلید تحولات جهانی زده شده است و مدیریت امروز جهان در اختیار هیچکدام از سازمان های بین المللی نیست و مانند بازی دومینو فروپاشی نظام های جهانی آغاز شده است و بعید نیست که شاهد شورش های سنگین اجتماعی در جهان باشیم. این همه در حالی است که ادبیاتی که از سوی جمهوری اسلامی ایران در مجامع جهانی مطرح می شود به شدت مورد استقبال قرار گرفته است.این بخشی ازسخنان آقای احمدی نژاد در دیدار نیمه شب با دانشجویان دانشگاه امام صادق است. همین جوری گفتم شاید این مطالب را ندیده باشید.

 

 

۲۹ خرداد ۱۳۸۷
لپ تاپ امین‌زاده و رمضان‌زاده

 

دیروز رفته بودیم یکی از جلسات سیاسی که محسن امین‌زاده، معاون باهوش و موثر وزیر خارجه دوران اصلاحات هم در آن حضور داشت. او لپ‌تاپی دارد که معمولاً درون جلسات به وسیله آن نت‌برداری می‌کند. دیروز قبل از جلسه گفت بعد از لپ‌تاپ رمضان‌زاده، سخنگوی دولت اصلاحات که چند سال پیش دزدیده و کلی معروف شد، نزدیک بود لپ‌تاپ من هم معروف شود. توضیح می‌داد که دیشب پشت در خانه‌اش در انتهای یک کوچه وقتی خودش پشت فرمان منتظر بوده تا در پارکینگ باز شود، یک موتور با سه مسافر، در عقب ماشینش را باز می‌کنند و با سرعت لپ‌تاپش را می‌دزدند. او هم پیاده می‌شود و دنبالشان می‌دود. هر دو به زمین می‌خورند ولی لپ‌تاپ از دست دزدها رها می‌شود و فرار می‌کنند. محسن امین‌زاده، به خاطر اینکه توانسته بود این کار را بکند، کلی قیافه گرفته بود و برای اینکه قهرمانی‌اش را نشان دهد به 50 ساله شدنش هم رسماً اعتراف می‌کرد. توصیه می‌کرد که دوستان حواسشان به این دزدی‌ها باشد. ما هم توصیه می‌کردیم، تو رو خدا هر چیزی را روی لپ‌تاپ ننویس. امین زاده، انصافاً آدم هوشمند و خوش‌فکری در سیاست خارجی است، حیف بود لپ‌تاپش گم می‌شد.

 

۲۸ خرداد ۱۳۸۷
شریعتی دین‌مدار و مخالفان دیندار

 

فردا سی‌ویکمین سالگرد درگذشت دکتر شریعتی است. مرد بزرگی که نسل امروز کمتر از او شنیده‌ و خوانده‌اند. شریعتی صدای بلند دعوت به آزادیخواهی و عدالت از طریق مذهب بود. در دوران شریعتی، خیلی از روشنفکران بودند که بی‌توجه به عنصر دین و مذهب شعار می‌دادند و بیشترین اهانت را به دین و مقدسات می‌کردند. اما آنان هرگز مورد طرد و نفی روحانیون سنتی آن روز قرار نگرفتند. تنها شریعتی که از محمد و علی و فاطمه و حسین و ابوذر حرف می‌زد، مورد بی‌سابقه‌ترین هجوم جریان دینی آن روز قرار گرفت. این روش که از عنصر دین فقط برای حفاظت از متولیان دینی استفاده شود تا امروز با عناوین دیگری همچنان ادامه دارد. جامعه ایرانی جامعه‌ای دین‌دار است و روشنفکران دین‌دار معتبر می‌توانند با نسل‌های جوان و رو به آینده هر کشوری ارتباط برقرار کنند. راز موفقیت شریعتی هم در این بود. شاید این نکته هم برای نسل امروز جالب باشد که آیه‌الله مصباح از سخت‌ترین مخالفان و آیه‌الله خامنه‌ای در میان روحانیون از نزدیکترین دوستان دکتر شریعتی بودند. خدا رحمتش کند و نام پرآوازه‌ی دین‌مدارانه‌اش را مسیر نسل فعلی دلزده شده از آنچه به نام دین انجام می‌شود قرار دهد.

 

۲۷ خرداد ۱۳۸۷
اقلیت مجلس و شورای‌شهر و هویت مستقل


داشتن هویت مستقل برای جریان اقلیت در مجلس و شورای‌شهر، یک ضرورت است که سایر کارهای سیاسی کشور در حوزه اصلاح‌طلبی بر محور آن شکل می‌گیرد. متاسفانه در شورای‌شهر و مجلس شورای اسلامی، اقلیت اصلاح‌طلب که به آن سختی و علیرغم دوپینگ محافظه‌کاران توانستند وارد شوند و هواداران اندیشه اصلاح‌طلب هم آن همه برای ورود آنان به مجلس تلاش کردند، نتوانستند خیلی هویت مستقلی از خود نشان دهند. به عنوان نمونه، اصلاح‌طلبان در شورای‌شهر باعث تثبیت قالیباف شدند و در مجلس هم با عدم رای مخالف به ریاست لاریجانی باعث تقویت ایشان شدند. این رفتارهاست که نشانه‌ی عدم استقلال تلقی و باعث عدم مشارکت مردم در انتخابات می‌شود و قطع امید مردم هوادار اصلاحات از اصلاح‌طلبی را به دنبال می‌آورد. همین جوری!

۲۶ خرداد ۱۳۸۷
جشن وبلاگ‌نویسان بی بلاگر

 

روز پنجشنبه، جشن سالگرد پرشین‌بلاگ بود. من هم رفتم. از محبت بی‌دریغ وبلاگ‌نویسان و برگزارکنندگان ممنونم و شرمنده. کمی بی‌نظم بود و کمی تا قسمت بیشتری اهالی وبلاگ در جلسه خودشان در انزوا قرار داشتند. لااقل در چنین جلساتی باید من و رضا کیانیان و عمو پورنگ و سروش صحت و معاون شهردار و خانم ابتکار می‌نشستیم و از حرف‌ها و سختی‌ها و لذت‌های وبلاگ‌نویسی می‌شنیدیم. تنها توصیه من آن بود که وبلاگ را مرتب بنویسید. به زبان رسمی‌تر گفتم این گونه نباشد که با کسی آشنا می‌شوید، وبلاگ آغاز کنید و وقتی بیشتر آشنا می‌شوید دست از وبلاگ‌نویسی بردارید. کلی خندیدند. همه گویا مخاطب این حرف بودند. از زنده‌یاد کیومرث صابری که دخترش در جلسه بود یاد کردم. گفتم در آن روزها که طنز سیاسی نوشتن سخت بود، صابری طنز می‌نوشت. قدر بدانید، همین‌جوری هم ادامه دادم که حالا که در هر حوزه اجرایی طنز فراوان وجود دارد، طنزنویسی هنر نیست. یک وبلاگ هم خیلی مرا تحت تاثیر قرار داد. جوان سوخته بوشهری که در دیّر، شهر دورافتاده در استان بوشهر برای چهار نفر در آن گرما کلاس داشت و وبلاگ زده بود و آن کلاس را همگانی کرده بود. دستش درد نکند. به همه به قول خودشان بروبچز پرشین‌بلاگ هم تبریک می‌گویم. از الان برنامه‌ریزی کنند که سال دیگر با محور وبلاگ‌نویسان جشن بهتری برگزار کنند.

 

۲۵ خرداد ۱۳۸۷
پالیزدار و اهداف پشت‌پرده افشاگری‌اش

 

مسئله افشاگری‌های اقتصادی در همدان توسط فردی به نام آقای پالیزدار که خود از حامیان دولت و جزو جناح محافظه‌کار هست، علیه روحانیون سرشناس جناح محافظه‌کار که حامی دولت نیستند، یکی از جنجالی‌ترین مسائل سال‌های اخیر شده است. دلیل اصلی آن اهمیت و جایگاه مهم افرادی است که این نسبت‌ها به آنان داده شده، که روحانی بودن آنها هم البته دلیل دیگر این فضای تبلیغاتی است. اینکه آیا این اتهامات حقیقت دارد یا خیر، لابد مقامات قضایی توضیح می دهند. چراکه افکار عمومی به شدت نیاز به این توضیحات دارد. دستگیری سخنران آن جلسه به جای رفع اتهام، بیشتر به فضای اتهامات دامن می‌زند. به جای این‌کار کاش به صورت مستند،‌ طوری‌که مورد پذیرش مردم قرار گیرد، دلائل بطلان حرف‌های وی اعلام می‌شد تا ذهن جامعه روشن شود. اینکه سخنران طرفدار دولت از وضعیت بهم ریخته اقتصادی نزدیکان رئیس‌جمهور و دولتی‌ها که هر روز شایعاتی از آن حوزه‌ها به گوش می‌رسد، حرفی نزده و فقط لیستی از مخالفان دولت در جناح محافظه‌کار را ارائه کرده است، فرار به جلویی است که هم می‌تواند به مردم نشان دهد که دولت ضد فساد است و هم حواس‌ها از فسادهای دولتی پرت می‌شود و هم آدم‌های قدرتمندی را که به دلیل پشتوانه‌ی محافظه‌کاری و اصولگرایی‌تر می‌توانند در برابر دولت خطر محسوب شوند، از سر راه برمی‌دارد.

 

۲۴ خرداد ۱۳۸۷
عروسی علی آقای خمینی

 

دیشب در یکی از استثنایی‌ترین عروسی‌ها، در چند تا اطاق و یک حیاط کنار آن اطاق‌ها در مرقد امام‌خمینی، نوه‌ی دو آیه‌الله بزرگ تاثیرگذار در تاریخ این قرن در ایران و عراق مراسم ازدواج زنانه و مردانه گرفتند.علی آقای خمینی نوه‌ی امام‌خمینی و خانم شهرستانی نوه‌ی آیه‌الله العظمی سیستانی در همان حیاط کنار حرم در ساده‌ترین شکل مراسم گرفته بودند. جمعی از علمای بزرگ و دوستان شخصی و خانوادگی عروس و داماد بودند و موزیک جلسه‌ی عروسی صدای مساکم الله بالخیر و ایدکم الله و یا الله علما بود که با تشریفات خاص علمایی که در آن به طور اتوماتیک جای افراد مهمتر به کم اهمیت‌تر منتقل می‌شود، شکل می‌گرفت. آقای حاج حسن آقا نقش پدری ایفا می‌کرد. آقا یاسر برادر دیگر داماد هم کمی بیشتر از داماد خوشحال به نظر می‌رسید. ما اول مغرب رفتیم. حسن آقا رفت که در حرم امامت کند و ما در همان منزل نزدیک مرقد نماز جماعت خواندیم. آقای خاتمی هم قبل از اذان آمده بود. نیم ساعت بعد از مغرب آقای شهرستانی پدر عروس که معمولاً با تعدادی از علمای بزرگ تهران مثل آقایان سید رضی شیرازی، طباطبایی و آسید علی آقا گلپایگانی همراهی می‌شود، با همان جمع آمد. در یک بخش کوچک حیاط برای پیرمردها صندلی گذاشته بودند و بقیه روی زمین نشسته بودند. هر کس مجبور بود با افراد کنارش گعده کند. این نوع عروسی‌های ساده هم بالاخره نوع مثفاوتی است. مسئله‌ی ازدواج در میان روحانیون از قدیم و قبل از انقلاب معمولاً درونی بوده و ربطی به حوزه‌ی سیاست ندارد. روحانیون سنتی بیشتر به این اصل مقید بوده‌اند. جالب این بود که دو تن از خواهران عروسِ دیشب که نوه‌ی آقای سیستانی هستند، یکی همسر نوه‌ی آیه‌الله خوئی هست و یکی همسر پسر آیه‌الله موسوی اردبیلی. به علی آقا و مادر و برادرانش تبریک می‌گویم.

 

۲۳ خرداد ۱۳۸۷
هوشمندی محتشمی در طرح فرقه‌ی مصباحیه

 

آقای محتشمی همیشه برای جناح محافظه‌کار یک خطر محسوب می‌شده چون از یکسو از شخصیت‌های سیاسی و هوشمندی است که بسیار شجاع و بی رودربایستی حرف می‌زند و از سوی دیگر یکی از ارزشی‌ترین آدم‌های نظام است. او حزب‌الله لبنان را پایه‌گذاری کرده. آرمان فلسطین با نام محتشمی در ایران پیوند خورده. سال‌ها در نجف و ایران همراه و نزدیک امام بوده و متولی حسینیه بزرگ الزهرا است و مرتب در آن روضه می‌خوانند. سابقه‌ی اجرایی و پارلمانی وسیعی در بعد انقلاب دارد و همیشه انقلابی مانده است. اخیراً بعد از آن‌که محتشمی مثل همیشه در دفاع از اندیشه‌ی امام، از فرقه‌ی مصباحیه حرف زد و گفت خطر فرقه‌ی مصباحیه از خوارج و طالبان بدتر است، در حقیقت مغز تئوریک بخشی از نظام را به چالش کشاند که حتی اگر به خاطر دفاع از خود هم شده، تفاوت‌های مبنایی خود را با طالبان و خوارج اعلام نمایند. این همان هوشمندی محتشمی است که از آنان مطالبه می‌کند که اگر این حرف‌ها را نمی‌پذیرند، دلایل تفاوت خود با اندیشه‌ی خشونت‌گرای طالبان و خوارج را تبیین کند. فحاشی‌هایی که به این عنصر برجسته‌ی ارزشی کشور از سوی هواداران همان فرقه‌ی مصباحیه‌ی مورد ادعای آقای محتشمی در این چند روزه انجام شده نشان می‌دهد که محتشمی هنوز هم خیلی باهوش است و به هدف زده که آنها را وادار به این همه فحاشی بی‌منطق کرده است. دو سه شب پیش وقتی صحبت از این سخنرانی شد آقای محتشمی می‌گفت من در سخنرانی عصبانی نشده بودم. وافعا اعتقاد دارم که این جماعت برای انقلاب و راه امام خمینی از همه خطرناک ترند. اینکه جناح محافظه‌کار خواستار خلع لباس پدر معنوی حزب‌الله لبنان شود دلیل بهتری بر این است که محتشمی خیلی بیشتر از آن‌چه فکر می‌کردیم هوشمند است.   

 

۲۲ خرداد ۱۳۸۷
امید و دلواپسی آقای هاشمی‌رفسنجانی

 

اخیراً کتاب امید و دلواپسی، خاطرات سال 1364 آقای هاشمی‌رفسنجانی را خواندم. کتاب‌های خاطرات سال‌های قبل وی را قبلاً خوانده بودم. اما نوشته‌های این سال به دلایل مختلف خواندنی‌تر از گذشته‌ها بود. اصل اینکه آدمی در اندازه‌ی هاشمی‌رفسنجانی در آن روزهای پرمشغله که عملاً همه‌کاره کشور بعد از امام بوده است، چند خطی هم که شده حوادث مهم را یادداشت می‌کرده، کاری است کارستان. سه محور اصلی در این برهه تاریخی وجود دارد. یکی مساله جنگ که هاشمی‌رفسنجانی فرماندهی آن را داشته است. مساله اختلاف سپاه و ارتش و تلاش‌های نسبتا ناکام هاشمی‌رفسنجانی برای هماهنگی آنان که در بسیاری از موارد به عدم موفقیت در جنگ منجر می‌شده، از موارد آزاردهنده‌ی تاریخی خواهد ماند. محور مهم دیگر خاطرات هاشمی‌رفسنجانی مربوط به انتخابات دور دوم ریاست‌جمهوری آیه الله خامنه‌ای است. از یکسو عدم علاقه‌مندی رئیس‌جمهور به انتخاب مهندس موسوی به عنوان نخست‌وزیر و از سوی دیگر اصرار امام بر این کار و تلاش‌هایی که هاشمی‌رفسنجانی انجام می‌دهد که نهایتاً به عدم رضایت امام و اعلام نخست‌وزیری مهندس موسوی منجر می‌گردد. مساله انتخاب آیه الله منتظری به قائم‌مقام رهبری توسط خبرگان رهبری و نگرانی از مخالفت روحانیون سنتی و نهایتاً انتخاب ایشان به این پست و اعلام آن هم یکی از ماجراهای سال 64 است. البته پیدا کردن امکانات نظامی در غربت آن روزهای جنگ و سفرهای مهم هاشمی رفسنجانی به ژاپن و کره و چین و سوریه و لیبی هم قابل توجه است. بی‌شک خاطرات هاشمی‌رفسنجانی که در سه دهه گذشته در مرکز تصمیم‌گیری و قدرت بوده است، مهمترین مرجع تاریخ 30 سال گذشته خواهد بود. آقای هاشمی به دلیل اهمیت مسائل آن سال‌ها، قبل از چاپ یک نسخه از آن را به دفتر امام و یک نسخه را به دفتر رهبری داده است. لابد آنها هم نظراتی داده‌اند. شنیده‌ام قسمتهایی از آن را هم حذف کرده است.

 

8 4        ۱   ۲    ۳       3  7
© Copyright 2003-2017, Webneveshteha.com. All rights reserved.