۲۱ تير ۱۳۸۴
روزنامه دولتي ايران

 

امروز مراسم ديدار آقاي خاتمي از روزنامۀ ايران بود که به نوعي توديع با روزنامه ها هم تلقي مي شد. من هم رفته بودم. قبل از شروع مراسم سخنراني آقاي خاتمي از ساختمان و بخش هاي آن بازديد داشت. ما رفتيم در سالن سخنراني با مزروعي وحسين سليمي نشستيم گپ زدن. محمود شهرياري هم که از زمان راديو همکار من بود مجري بود. يکي از صندلي هاي رديف اول شکسته بود، خدا وکيلي به من و وزنم ربطي نداشت. رفتند چند مجلد از روزنامه هاي بلند صحافي شده آوردند و زير مبل گذاشتند. البته وقتي ديدند از اين عمل غير فرهنگي!! عکس گرفتم، قول گرفتند که جايي نگويم آن ها از چه روزنامه اي استفادۀ ابزاري کرده اند!

روزنامۀ ايران روزنامۀ رسمي دولت است و طبق معمول همۀ کشور ها بايد اولين طرفدار سرکوب و مخالف آزادي هاي مردم باشد ولي دوست خوب و قديمی­ام وصال، مدير مسئول و کسري نوري، سردبير روزنامه هر دو به اين نکته اشاره کردند که کادر روزنامۀ دولتي همواره افتخار داشتند که جزء نزديکترين اقشار به مردم باشند و از سر سخت ترين طرفداران آزادي، و اين را به توصيۀ آقاي خاتمي که رئيس دولت بوده است عملي کرده اند. آقاي خاتمي هم مثل اين که در اين روزهاي آخر عقده هاي چندين سالۀ در خود فرو ريخته را مي خواست بيرون بريزد به همين نکته اشاره داشت و گفت امروز وقتي مي بينم آقاي مهندس موسوي براي کانديدا شدن فقط مي خواست يک رسانه در اختيار داشته باشد به او حق ميدهم. در دوران من روزنامه هاي مخالف دولت از يک مصونيت آهنين براي مخالفت برخوردار بودند و تنها روزنامه اي که وظيفه داشت از دولت حمايت کند هر روز با فشار و مخالفت و برخوردهاي قضائي روبرو بود. آقاي خاتمي حتي در اين جلسه اشاره نکرد که يک بار هم روزنامۀ ايران توقيف شد. به هين مناسبت رئيس جمهور به ده ها روزنامه تعطيل شده اشاره کرد که علاوه بر بسته شدن کانال ارتباطي مردم و دولت، صدها نفر کارمند عادي هم از کار و حقوق انساني محروم شدند. آقاي خاتمي گفت من از جائي که جاي من نبود تا چند وقت ديگر به ميان شما خواهم آمد ولي توصيه مي کرد در اين دوران گذرا روي اصول دموکراسي خواهي اصرار کنيد تا راه رفته شده به عقب بر نگردد. برو بچه هاي روزنامه هم آخرين عکس يادگاري را با رئيس جمهوري که به راحتي فقط مي توانستند اورا نقدش کنند گرفتند.

۲۰ تير ۱۳۸۴
يکي از روز هاي سفر به روسيه

 

بخشي از خاطراتم از سه شنبه ۲۳ اسفند ۱۳۷۹:

پس از آن به ميدان سرخ رفتيم و آقاي خاتمي در مراسمي ويژه گل نثار مقبره­ي سرباز گمنام کرد و بعد يکسره به طرف دانشکده­ي روابط بين الملل دانشگاه مسکو رفتيم. سالن پر از اساتيد و دانشجويان بود و مراسم اعطاي دکتراي افتخاري به آقاي خاتمي برگزار شد. ابتدا رئيس دانشگاه صحبت کرد و گفت آقاي خاتمي با ارائه تز گفت و گوي تمدن­ها نقش برجسته­اي در صلح جهاني و ثبات منطقه­اي ايفا کرده و به همين خاطر دکتراي افتخاري به ايشان اعطا مي­شود. سپس دو سؤال که معمولاً در اين مراسم پرسيده مي­شود، از آقاي خاتمي هم پرسيده شد: آيا حاضريد هميشه از برقراري صلح حمايت کنيد؟ آيا حاضريد زندگي خود را وقف علم و دانش کنيد؟ و آقاي خاتمي به هر دو سؤال جواب داد: با کمال ميل. بعد سرود مخصوص اعطاي دکتراي افتخاري نواخته شد و آقاي خاتمي دکتراي خود را دريافت کرد.ايوانف، رئيس گروه دوستي ايران و روسيه، هم فرا رسيدن عيد نوروز را تبريک گفت. يرژينفسکي، نماينده­ي جنجالي دوماي روسيه، سخنران بعد بود. او گفت «سخنراني کردن در مراسم اعطاي دکتراي افتخاري به شما باعث افتخار من است ... اميدوارم ملت روسيه کتاب آئين و انديشه در دام خودکامگي شما را بخوانند.» سپس دختر خانم زيبايي به زبان فارسي سخناني گفت. او دانشجوي رشته­ي زبان فارسي است. در انتهاي مراسم دانشجويان هم سؤالاتي کردند. يکي از آن ها پرسيد: «عدالت و آزادي در کجا با هم جمع شده اند؟ به نظر من عدالت و آزادي قابل جمع نيستند.» آقاي خاتمي گفت: «احتمال مي­دهم شما دانشجوي فيزيک يا شيمي باشيد که همه چيز را سياه و سفيد مي­بينيد.» اتفاقاً دانشجوي شيمي بود. جمعيت زد زير خنده. سپس دانشجوي ديگري گفت: «شما چرا اين قدر مورد استقبال قرار گرفته ايد؟ آيا رهبراني که در سفرهايتان با آن­ها مواجه شده ايد، حرف هايتان را قبول داشته اند؟» آقاي خاتمي در بخشي از جوابش گفت: «من کتاب خواندن و دانشجو بودن را بر يک عمر حکومت کردن ترجيح مي­دهم.»  حضار کف مفصلي زدند.

بعد از آن که به محل اقامتمان آمديم و ناهار خورديم. من به نمايندگي از رئيس جمهور به کتابخانه­ي بزرگ روسيه که هفده ميليون جلد کتاب خارجي دارد، رفتم تا از مجسمه­ي فردوسي پرده برداري کنم. رئيس کتابخانه و معاون وزير فرهنگ روسيه ميزبان بودند. خانم ايکاترينا، رئيس کتابخانه، گفت: «يک بار به ايران آمدم و گفتم که مايلم با رئيس کتابخانه­ي ملي ملاقات کنم. به من گفتند ايشان در حال تبليغات انتخاباتي است. حالا خوشحالم که فردي از کتابخانه به رياست جمهوري رسيده است.» من هم در صحبت هايم گفتم مهم­ترين تفاوت خاتمي با ساير رؤساي جمهور اين است که عمري را در کتابخانه گذرانده است. پرده برداري از مجسمه­ي فردوسي، همزمان شد با تخريب مجسمه بودا در افغانستان. و به همين خاطر خيلي مورد توجه رسانه­ها قرار گرفت.

پس از آن به مسجد جامع مسکو رفتيم. طلبه­هاي علوم ديني ۴ سال در مسکو درس مي­خوانند و پس از آن مي­توانند امام شوند. دروس آن­ها مشتمل بر قرآن، حديث، فقه و سيره است. دو نفر از سی نفر عضو مسلمان دوماي روسيه، عضو رسمي هيأت مديره مسجد جامع هستند.

۱۹ تير ۱۳۸۴
زندانيان سياسي و حقوق بشر

 

بی شک حقوق بشر و توجه به آن یکی از دستاورد های انکار ناپذیر دنیای کنونی است.اینکه بشریت اعتقاد پیدا کند که قبل از توجه به هر جایگاهی که انسانها از نظر سیاسی یا اجتماعی دارند، انسان بودن آنان ارزشمند است اطمینان بخش و آرامش دهنده ی جامعه انسانی است . سازمانها وافرادی که برای مسائل حقوق بشری تلاش میکنند و حمایت از عنصر انسانی را وظیفه ی خود میدانند ، در حقیقت بر همه ی آنها که انسانند حق دارند.

طبیعی است که بیشترین تهدید حقوق انسانها توسط کسانی صورت میپذیرد که دارای قدرت بیشتری هستند و عملا مدافعان حقوق بشر رادر دو جبهه دفاع از حقوق انسان و مقابله وکارشکنی حاکمان قرارمیدهد .اگرچه با برداشته شدن مرزها و آسان شدن ارتباطات آسیب دیدگان حقوق بشری نیز امکان بهتری پیدا کرده اند تا با صدای بلند تری از حقوقشان دفاع کنند. اما مقاومت قدرتمندان کار آنان را همچنان سخت کرده است .نمونه ی آن اکبر گنجی،حسین قاضیان،ناصر زر افشان هستند که با اینکه توانستند صدای بلند جهانی را با صدای رنج خود همراه کنند اما همچنان دربندند و زندانی.

اسلام و اعتقادات دینی که ما میشناختیم، حکم میکرد که ما خود مدافع حقوق انسانها باشیم و به دیگران نیز بیاموزیم. اما میبینیم که چنین نیست و دیگران بر ما برای دفاع از حقوق بشر فشار می آورند.

در مسئله ی حقوق بشر توجه به این نکته مهم است که اگرچه دفاع از حقوق انسانها حتی  طرفداران ، ضروری است اما مبنای قضاوت داخلی وخارجی دفاع از حقوق مخالفان است .

در ایام 18 تیر و روزهای  اعتصاب غذای گنجی هستیم ، خانواده های زندانیان سیاسی  با توجه به شرائطی که کشور در دوران جدید خواهد داشت بسیار نگرانند.

آقای حداد عادل در بلژیک گفتند به اندازه ی انگشتان دست زندانی سیاسی نداریم . چه میشود اگر این تعداد اندک رها شوند و این بار فشار سنگین داخلی و خارجی و عاطفی از دوش ملت برداشته شود؟

تلاش برای حقوق بشر تلاش برای انسانیت است .  

۱۸ تير ۱۳۸۴
حضرت زهرا

 

فردا شهادت حضرت زهرا (س) است وایران تعطیل. این ایام غمبار به مسلمانان و شیعیان تسلیت باد.

                                                               

                              *     *     *

 

رابطه پیامبر با حضرت زهرا، دخترش که هر دو الگوی جامعه متدین ما هستند، بسیار شیرین و پر معناست.

در روایت آمده است: هر وقت که زهرا (س) وارد میشد، پیامبر تمام قد از جا بلند و به استقبالش میرفت و او را میبوسید.

در روایت دیگری هست که پدرش، همان که آخرین پیامبر خداست، میفرمود من هر وقت علاقه مند به استشمام بوی بهشت میشوم فاطمه را میبوسم.

 

 

 

۱۷ تير ۱۳۸۴
انفجارهای جنایتکارانه لندن

 

لندن دیروز با صدا های انفجار های پی در پی همه توجهات جهانی را به خود جلب کرد.بلافاصله پس ار آنکه  یکی از گروههای اسلامی مرتبط با القاعده به عنوان مسئول این عملیات مطرح شد، نگاههای دنیا به سمت جهان اسلام برگشت و اکثریت مردم مسلمان که طرفداران صلح و زندگی مسالمت آمیز بشری هستند بی آن که به این جریانات خشونت طلب نمایندگی بدهند و یا حتی از کار جنایتکارانه ی آنان رضایت داشته باشند در افکار عمومی جهانی قربانیان بی دلیل رفتار صاحبان این افکار منحط شدند.
اصلي ترين سوال يك ملت،جامعه و فرهنگ كه ميليون ها انسان چه بخواهند،چه نخواهند عضو آن هستند اين است كه چرا آنها بايد قربانيان رفتارهاي غلط آنان باشند؟
درشرائطي كه قدرتهاي بزرگ براي ادامه خشونتهاي خود در جهان به حمايت افكار عمومي نياز دارند،آیا خدمت بهتري از انفجارهاي كور ديروز لندن براي حمايت از استمرار رفتار قدرتمندان جهاني وجود داشت؟
واقعيت اين است كه خشونت طلبان اسلامي كه حوادث يازده سپتامبر و مادريد و لندن را آفريدند بهترين همكاران و مددياران قدرتهاي جهاني هستند كه راه را براي خشونت آنان در فلسطين و افغانستان و عراق هموار ميكنند و البته ملتهايي كه از عمق جانشان با اين رفتارهاي خشن مخالفند قربانيان اصلي اين اتحاد استراتژيك هستند.
مسئله ناراحت کننده وتلخ هم اين است كه متاسفانه همواره صداي اين خشونت طلبان به خاطر كارهاي بي منطق و ضد انساني كه انجام ميدهند،صداي بلند دنياي اسلام شناخته ميشود و صداي صلح خواهان شنيده نميشود.در اين حوادث مسلماناني كه در غرب زندگي ميكنند و بي دليل بايد نگاه هاي سنگين ميزبانان خود را تحمل نمايند از همه  دردناكتر است.
اين قاعده در مورد رفتارهاي داخلي خشن و بي منطق نيز جاري است.در دنياي كنوني اصلي ترين قدرتها در رسانه ها شكل ميگيرد.وقتي رفتاري كه در چشم انداز جهاني محكوم است صورت ميپذيرد بهترين سند محكوميت ملتي میشود كه آنها نيز با اين روشها مخالفند.

به سهم خود با قربانين اين انفجارهاي ضد انساني احساس همدردي ميكنيم و از جنايتكاران خشونت خواه تبري ميجوئيم.

 

 

 

۱۶ تير ۱۳۸۴
زنده ی خوب

 

جلال آل احمد جمله ی معروفی در وصف ایرانیان دارد که گویا در ایران زنده ی خوب ومرده ی بد وجود ندارد.اما در روزهای پایانی ریاست جمهوری آقای خاتمی خیلی ها علاقمند ند که این سخن جلال را به چالش بکشند.و اثبات کنند در قدر شناسی از کسی که حد اقل مردم را با حقوقشان آشنا کرد و نقد را به حوزه قدرت کشاند از یک زنده ی خوب تجلیل کنند.

حتما در میان همین ها که از هم اکنون دلشوره ی روزهای نبود خاتمی در مسند قدرت را دارند ، کسانی هستند که به عملکرد خاتمی هم انتقاد دارند.اما بی وفایی می دانند که دستاورد های این دوران تاریخی را نادیده بینگارند و به نقش خاتمی و اصلاح طلبان و روزهای تلخ وسختی که بر آنان رفت با دیده ی احترام ننگرند.

من در این روزها به بسیاری از فرهیختگان جوان وپیر برخورد کرده ام که دارای چنین دید گاهی هستند. آینده هم حتماْ این واقعیت را بیشتر اثبات خواهد کرد.

جلال هم اگر زنده بود و وفاداری وشعور نسل امروز را می دید شاید می پذیرفت ایرانیان برای زنده ی خوب هم احترام قائلند.

۱۵ تير ۱۳۸۴
امام زمان (عج) و رئيس جمهور جديد

 

چندي پيش آقاي مشکيني پس از شروع به کار مجلس هفتم چيزي به اين مضمون گفته بودند که در شب قدري ليست اين نمايندگان به امضاي امام زمان (عج) رسيده است. آقاي مصباح هم در مورد انتخاب آقاي احمدي نژاد گفته اند که شخصي شب بيست و سوم ماه رمضان «در حال احيا» پيش از نيمه شب به خواب مي رود و به او ندا مي شود که بلند شو براي احمدي نژاد دعا کن، وجود مقدس ولي عصر دارند براي احمدي نژاد دعا مي کنند.

******

احساسات و اعتقادات عميق مذهبي ملت ايران به اصولي مثل مهدويت، در طول تاريخ با تلاش و رنج فراوان عالمان ديني و مردمان معتقد، در ذات مردم کشور نهادينه شده است. اين نوع استفاده هاي کاملاً ابزاري از اين اصول مقدس بدترين ضربه به اعتقادات است. اگر در طول تاريخ هر کسي مي خواست ازاين مقدسات براي اثبات و حمايت از آن چه که مي پسندد استفاده کند، هرگز اين اعتقاد راسخ به وجود نمي آمد. پاسخگوی نسل هاي امروز و فردا که اين سخنان را باور کنند و هر نوع رفتار مجلسيان هفتم و يا آقاي احمدي نژاد را خداي ناکرده خواست امام زمان بدانند و نهايتاً نسبت به اين اصول مقدس ترديد کنند چه کسي خواهد داد؟ اساساً با چه حقي سي ميليون نفري که به آقاي احمدي نژاد رأي ندادند را به صورت التزامي جزو کساني مي توان فرض کرد که به خواست امام زمان توجه نکرده اند؟

اين ها احترام و پاسداشت مجلس هفتم و رئيس جمهور جديد نيست. اين ها ضربه به اصول مقدسي است که در باور مردم وجود دارد و زمينه ساز سست اعتقادي مردم به مباني ديني است.

طبيعتاً وقتي اين حق براي آقايان مشکيني و مصباح پذيرفته شود که جريانات سياسي مورد علاقه خود را منسوب به حضرت مهدي کنند، همواره هر کس ديگري در هرجایی از دنیا هم حق پيدا مي­کند که از اين قاعده بهره ببرد و در اين ميان چه بر سر اعتقادات مردم خواهد آمد؟

۱۴ تير ۱۳۸۴
سنّت بازنشستگی

 

سنّت بازنشستگی درکارهای اداری، عرفی است که از سوی همۀ جهان پذیرفته شده است.

در ایران، از وقتی عنوان کار برای خدا و خدمت به خلق خدا مطرح شد، کم کم به دلیل علاقۀ وافر خدمت به خلق خدا و کسب ثواب از این کار!! هر کس که از مدیران اداری به سن بازنشستگی رسیدند، از آن به نوعی سر باز زدند. خصوصاً که این کسب ثواب عملاً به کسب قدرت و ثروت نیز می انجامید که دیگر اصلاً امکان رها کردن پست و مقام وجود نداشت و چاره ای جز کمک عزرائیل برای کناره گیری از مدیریت ها نبود!

من به جِدّ و از قدیم بر این باور بودم که مسأله بازنشستگی در وقت قانونی کار باید همۀ کارمندان که مدیران را هم شامل می شود، بدون تبعیض انجام شود. در این صورت در پایان کار هر فردی، نه برای او بی حرمتی تلقی می شود که از کار جدا شده و نه این کار برای مدیران سخت دشوار است.

خود من چون کارمند صدا و سیما بودم، و در قانون صدا و سیما با ۲۵ سال کار بازنشسته می شوند، با اصرار از مدیریت صدا و سیما که تازه عوض شده بود خواستم که این کار را انجام دهد و خوشبختانه با طی مراحل سخت و سنگین اداری از چند ماه پیش رسماً به من ابلاغ کردند. شاید به همین دلیل که نمی توانستم کار جدیدی بگیرم در ایام انتخابات آزادانه هر تحلیلی که به آن باور داشتم نوشتم.

من معتقدم باید فرهنگ بازنشسته شدن در وقت قانونی نهادینه شود. به خصوص افرادی که مثل من بسیاری مدیریت های اداری بعد از انقلاب را تجربه کرده ایم باید قبول کنیم که سن مدیران اول انقلاب به وقت بازنشستگی نزدیک می شود.

خدا هم خیلی راضی تر است که کسان دیگری از این فرصت خدمت به خلق بهره ببرند. همان گونه خیلی از ما ها در دهۀ ۲۰ یا ۳۰ عمرمان مدیر شدیم، بیست ساله ها و سی سال های امروز خیلی از بیست سالگی و سی سالگی آن روزهای ما بهتر و عمیق تر مسائل کشور را می توانند درک کنند.

۱۳ تير ۱۳۸۴
جشن تولد در عربستان

 

برای فهم عمق فکر متحجرانه ی دینی خواندن این بخش از خاطرات زن برادر بن لادن ضروری است: دخترانم وفا و ناجیه تقریباً در یک ماه به دنیا آمده بودند و من تصمیم گرفتم تولد هر دوی آن ها را در ماه مه جشن بگیرم. نمی دانستم قرار است با این کار ساده آراء و افکار مذهبی را خدشه دار کنم و چند نفر را دچار حیرت نمایم. تقریباً تمام زنان خانواده را به اتفاق فرزندانشان دعوت کردم. رافعه اولین کسی بود که هول و تشویش خود را بروز داد: «ما در این سرزمین حتی روز تولد فرزندانمان را ثبت نمی کینم. مسیحی ها این کار را انجام می دهند. روز تولد یعنی کریسمس. مگر این طور نیست؟» با تعجب گفتم: «چه حرف های عجیبی می زنی. این که مراسم عبادت و نیایش نیست. من فقط می خواهم به دختران کوچکم نشان دهم از تولدشان خوشحالم و بگویم تو در آن روز به دنیا آمدی و شادی را برایم به ارمغان آوردی. این که دیگر ربطی به مسیحیت ندارد».

توضیحات من، رافعه و زنان دیگر را قانع نکرد. برای آن ها پای مذهب در میان بود. تولد گرفتن در عربستان سعودی و به ویژه برای بن لادن ها حرام بود و آن ها در عزم خود راسخ بودند. هرچند این اتقاف اهمیت چندانی نداشت، اما مرا غصه دار کرده بود. رافعه و دیگران تصور می کردند که حقیقتی بزرگ تر را در قلب خود پنهان کرده اند. برای آن ها جامعه غربی از هر جنس و هر نوعش فاسد و منحرف بود و در آستانه سقوط قرار داشت. برگزاری جشن تولد به این ترتیب، ناخواسته برایم پراهمیت و مهم شد.

 

۱۲ تير ۱۳۸۴
صنعت ملّي فناوري اطلاعات و ارتباطات

 

امروز در سالن اجلاس، اولّين نشست ملّي فناوري اطلاعات و ارتباطات بود. البته سال هاست که کامپيوتر وارد ايران شده است و سال ها بود در کنار چسب، منگنه، کارتابل وکاغذ روي ميز مديران کامپيوتر هم قرار داشت و ميزها با PC تزئين شد. اما اهميّت جلسۀ امروز اين بود که گزارش دادند در بسياري از ادارات دولتي، کارها با ابزار IT صورت مي گيرد اتوماسيون اداري توفيق فراوان يافته و مديران کار با کامپيوتر ياد گرفته اند، حوزه هاي قضائي، انتظامي و اجرائي از فعالان استفاده از IT هستند و نظام اداري با يک جهش فوق العاده در دوران آقاي خاتمي به سيستم ماشيني مجهز شده اند. بخش خصوصي نيز محور اصلي اين حرکت هستند. سازمان صنفي هم آنقدر جدي شده که امروز رئيس آن از رئيس جمهور حکم گرفت. در گزارشي که ارائه مي کردند، اعلام کردند که کاربران اينترنت زير يک ميليون در عرض سال­هاي رياست جمهوري آقاي خاتمي به بالاي شش ميليون رسيده است. وقتي اين بخش گزارش را اعلام مي کردند، من که کنار آقاي خاتمي نشسته بودم، به ايشان گفتم توسعۀ سياسي، يعني اين. نبايد دنبال توسعه سياسي در حوزۀ عملکرد وزارتخانه هاي اطلاعات و کشور و دفاع بگرديد. توسعۀ سياسي در اين است که زمينه اي ايجاد کرده ايد که شش ميليون از جامعه متوسط به بالاي کشور جزئي از جامعۀ جهاني شده اند و هر چند که صنعت فيلترينگ هم بالا بگيرد باز هم نمي­شود رابطۀ آن را با جهان قطع کرد. يکي از وزراء هم در گوشي مي گفت که در دوران آينده، هم در مجلس هم در دولت نگاه نامهربانه اي به اين حوزه هست. تا خدا چه خواهد! دولت آقاي خاتمي که آغاز کننده توسعه IT بود به اين مسأله به عنوان يک تهديد نگاه نکرد و آن را فرصت دانست. گمان نکنم آن ها هم که IT را تهديد مي دانند بتوانند کارِ کارستاني بر عليه اين جريان پر خروش اطلاعاتي و ارتباطي کشور داشته باشند.

من هم به سهم خود از اين گسترش IT و تقويت و زير ساخت هاي ارتباطي در ايران دوران خاتمي خوشحالم.

8   4       ۱    ۲   ۳    ۴       3  7
© Copyright 2003-2019, Webneveshteha.com. All rights reserved.