۱۲ تير ۱۳۹۸
برنامه های مذهبی صدا وسیما نو آوری می خواهد
رادیو و تلویزیون ملی متهم است که در برنامه‌های زیادی به مسائل دینی به‌طور مستقیم و غیرمستقیم می‌پردازد. این به‌صورت کلی حرف درستی است. «حجم» اختصاصی عناوین دینی به‌صورت مستقیم بسیار فراوان است. این حجم به‌مناسبت ایام ویژه و به‌خصوص ایام عزاداری‌ها فراوان‌تر می‌شود. اضافه شدن مداوم ایام عزاداری‌های مذهبی هم این حجم را بیشتر کرده است. با همه این حرف‌ها بخش معارف تلویزیون در شبکه‌های مختلف به دلایلی که ذکر می‌کنم، بسیار ضعیف و بی‌برنامه و بی‌متولی به نظر می‌رسد. ۱- برنامه‌های معارفی صداوسیما عمق ندارد. سایه سنگین سیاست بیشتر از عمق مفاهیم دینی بر این برنامه‌ها حاکم است. حتی اگر قبول کنیم که صداوسیما به‌خاطر گرایش رسمی باید در مسائل عقیدتی هم از کسانی استفاده کند که از هیچ نقطه‌نظر، با تعریفی که مدیران صداوسیما از مبانی حکومت دارند، زاویه‌ای نداشته باشند،بازهم دلیلی نمی‌شود که سال‌ها سخنرانان تلویزیون تنها مجموعه افراد معدودی باشند که مشابه‌ یا بهتر از آنان هم وجود دارند. این بزرگواران اگر انیشتین هم بودند، دیگر حرف تازه‌ای برای بسط معارف دینی نداشتند. ۲- جامعه جوان ما به‌شدت در معرض پذیرش شبهات ضددینی است که در فضای مجازی پخش می‌شود. این‌ها پاسخ لازم دارد و بحث‌ها و گفت‌وگوهای پرجاذبه می‌خواهد. اگر در حوزه معارف نیروهای فکر وجود داشت، می‌توانست از این‌همه نیروهای موجود در حوزه اندیشه دینی استفاده کند تا شبهات را پاسخ بگویند بی‌آنکه به خط قرمزهای تنگ و محدود صداوسیما هم لطمه‌ای وارد کند. چند باری در گروه‌های اندیشه این تجربه اتفاق افتاد و از آن استقبال شد؛ اما در مباحث مستقیم دینی چنین نشده است. در دهه‌های اول انقلاب مشهورترین چهره‌های مذهبی و سیاسی، در صداوسیما سخنرانی‌های اعتقادی داشتند و جاذبه ویژه‌ای داشت . این روزها تکرار همان‌ها هم می‌تواند کلی مخاطب دینی برای صداوسیما ایجاد کند؛ مانندتفسیر و درس‌های قرآنی امام خمینی، مرحوم طالقانی، آیت‌ا... خامنه‌ای و استاد محمدتقی شریعتی که از مجموعه‌های مجاز صداوسیما هستند و یا سخنرانی‌های پرهیجان انقلابی و مذهبی دکتر شریعتی، فخرالدین حجازی، فلسفی، هاشمی‌نژاد. خزعلی و ده‌ها سخنرانی خاطره‌انگیز و جاذبه‌دار و پرمحتوا. البته اگر مسئولان گروه معارف کمی جدی‌تر وقت بگذارند، هم‌اکنون با همان معیارهای صداوسیما هم افراد زیادی هستند که می‌توانند پاسخ‌های علمی و موردقبول بدهند. ۳- این نداشتن نوآوری حتی در حوزه‌های نوا و آوازهای دینی هم دیده می‌شود. بیش از 20 سال است که تعداد معدودی اذان‌گو مجوز گرفته‌اند که اذانشان در صداوسیما پخش شود. مداحان هم به همین شکل. به‌ندرت مداح جدید که حتی از منظر صوتی تفاوتی ایجاد کند، صدایش پخش می‌شود. اگر حوزه برنامه‌های دینی سیما متولی فعالی داشت و تنوع و عمق‌بخشی در مفاهیم را جدی می‌گرفت، بسیاری از این برنامه‌های مذهبی و مناسبت‌های دینی می‌توانست پرمخاطب باشد. مظلومیت حوزه معارف در این است که فقط برای پخش و تهیه آن رفع تکلیف می‌شود و از نظر مسئولان هم ارزیابی کیفی نمی‌شود .امیدوارم ریاست سازمان به نو کردن و جاذبه‌بخشی به حوزه معارف توجه کند.

۰۶ تير ۱۳۹۸
سید مهدی طباطبایی می تواند اسوه روحانیت باشد.
سید مهدی طباطبایی از معدود روحانیونی بود که می شد به خاطر او به روحانیت علاقمند شد. روحانیت شیعه در طول تاریخ ظرفیت های زیادی داشته است.در بسیاری از مقاطع تاریخی این ظرفیت های مثبت به کمک روحی و اجتماعی مردم آمده است. در کنار این ظرفیت مثبت آفت های فراوانی هم همیشه بر گِرد وجود روحانیت شیعه تاب خورده است و به همان میزان به محبوبیت و حمایت مردمی اش آسیب وارد آمده است. در تعریف عام، روحانیون هر دینی واسطه های زمینی هستند که کارشان این است تا پیوند بشریت را با خالق استوار سازند.وبه همین دلیل همیشه با الهام از قدرت خدایی، نمایندگان و واسطه ها هم قدرتمند بوده اند و هم مورد احترام متدینان. البته این قدرت تابعی از قدرت دین بوده است. همیشه دین در جهان قدرت داشته است. حتی بدلیجات فراوانی که بنام دین عرضه شده است، نشانه آن است که دین عنصر گرانبهایی برای بشریت بوده است که سودجویان سعی در خلق ادیان و عناصر بدلی به جای دین اصیل کردده اند. بعد از انقلاب اسلامی که روحانیت در مسند قدرت نشست و حکومت را در اختیار گرفت، این دو ممیزه بسیار پر رنگ تر شد. هم خدمات بزرگ و تاریخسازی به تشیع انجام گرفت و هم آسیب های زیادی توسط بخشی از روحانیت به ایران وتشیع و دینداری مردم روا داشته شد. روحانیت پس از انقلاب که علاوه بر نمایندگی از معنویت الهی، خداقل در اذهان عمومی نمایندگی از قدررت هم داشت، وضع دشواری پیدا کرد. از یک سو کاستی های طبیعی و غیر طبیعی کشور داری بار سنگینی بود که بر دوش روحانیت قرار گرفته بود. در این مساله میزان بودن در قدرت ومناصب مهم نبود. لباس ویژگی قدرت شده بود. از سوی دیگر با توجه به در اختیار بودن وسایل ارتباطات فراوان و گسترده از روحانیت انتظار می رفت که پایگاه اصلی ترویج از دیانت را تقویت کنند و روز به روز به تعداد دین باوران اضافه نمایند اولین گام برای بهره وری از این دو عنصر، شیوه رفتار، زندگی، و عملکرد روحانیون می توانست ملاک قضاوت جامعه باشد. در روحانیت در این موارد نحله های متفاوتی پدید آمد. جمعی آن قدر در حوزه قدرت وحکومت وسیاست غرق شدند که فقط می شد به آنان نام سیاستمدار داد. در حوزه های دینی و رسالت واسطه گری بین خلق و خالق کمترین تاثیری نداشتند. می شد آنان را در زمره سیاستمداران خوب یا بد دنیا به حساب آورد اما نمی شد طعمی از روحانیت در وجودشان پیدا کرد. گروه دیگری فقط به رسالت مذهبی روحانیت مشغول شدند و ازحاکمیت وقدرت تبری جستند و رسالت خود را در اقامه نماز و دوری از سیاست دانستند و بعضی حتی از ابتدای انقلاب تا کنون در مقام معارضه هم برخواستند و یا حداقل همواره مراقب عبای خود بودند که در وادی سیاست نم زده نشود. عده ای هم نتوانستند از ازمون زی رروحانیت سرافراز بر آیند و گرفتار تجملات قدرت سیاسی و معنوی شدند و ان قدر پیش رفتند و ان قدر صف زندگی خود را از جامعه جدا کردند که زندگی شان جز نفرت از دین وقدرت نیفزود. در میان این اتفاقات حوزه روحانیت سید مهدی طباطبایی استثنای کم نظیری بود. تا آخرین روزهای زندگی اش نقش اصلی روحانیِ واسطه خلق وخالق را رها نکرد. منبر می رفت. مسجدش را پر رونق نگه می داشت. وقتی نگاهش می کردی، بو و طعم خدا را ترویج می کرد.همیشه یک آخوندی بود از جنس آنهاکه یذکرکم الله رویته. در هیاهوی قدرت وسیاست به اخلاق اسلامی فرا می خواند و بذر محبت دینی پخش می کرد. همزمان با حفظ جایگاه معنوی، خودش را از وظایف سیاسی و اجتماعی بعد انقلاب دور نکرد.آن قدر بزرگ بود که بتواند سیاست را با دیانتش همراه کند. نماینده مجلس شد. درر مقاطع مختلف از قبل انقلاب تا وفاتش دست وزبانش در خدمت و تعالی و حتی اصلاح حاکمیت دینی و انقلابی بود. و مهمتر از همه اینها چرب وشیرین قدرت او را از مردم جدا نکرد. در همان جا که از قبل انقلاب بود و درهمان مسجدی که همیشه مردم را به خدا می خواند و با همان شیوه مردم محوری که الناس عیال الله بودند باقی ماند. جمع کردن بین این پارادوکس سه گانه ی آخوندی، سیاستمداری و در کنار مردم بودن واقعا کاری دشوار بود که او به بهترین شکل موفق به انجام آن شد. برای این است که سید مهدی طباطبایی یک نمونه کم نظیر در روحانیت شیعه شد. در این کلام نه اغراق است و نه گزافه. همه کارهایش برای خدا بود و احساس وظیفه. اما وظیفه اش را بر اساس اعتدال و نه افراطی گری انتخاب می کرد. بی شک اگردر روحانیت بعد انقلاب چند اسوه وجود داشته باشد، حتما یکی از انان مرحوم حاج سید مهدی طباطبایی است. وسلام علیه یوم ولد و یوم یموت ویوم یبعث حیا

8 4        ۱      3 7
© Copyright 2003-2019, Webneveshteha.com. All rights reserved.