۳۱ مرداد ۱۳۸۳
باز هم نماز در قدس

امروز در خيابانهای مسيرم ديدم که به طور منظم در بعضی بزرگراهها و خيابانها با گرافيک نسبتاً خوبی عکس قدس را گذاشته بودند. زير آن نوشته بودند، کربلا ما می آئيم و بعد اضافه کرده بودند که در کربلا وضو می گيريم و در قدس نماز می خوانيم.
من که معنای رفتن به کربلايي که صدام سقوط کرده را نفهميدم. فقط می دانم يکسال و نيم قبل که يک مقاله عليه صدام نوشته بودم و گفته بودم هر حکومتی در عراق باشد از صدام بهتر است، جناح محافظه کار کلی به من حمله کردند.
جنايات وحشتناک اين روزها در عراق و بخصوص نجف خيلی تلخ است. اما اين موج جديد رفتن به کربلا و وضو گرفتن در آنجا و اعزام به قدس فايده ای جز اينکه بهانه به دست آنهايي بدهد که می خواهند کشور مان را نابود کنند، ندارد.
واقعاً جامعه سياسی ما آرامش لازم دارد. منافع ملی کشور ما از همه چيز مهم تر است. جريان استشهادی، دخالت در امور داخله عراق و رفتن به قدس، شعار هايي است که زمان آن گذشته و کسانی که آنرا احياء می کنند آسيب مستقيم و وحشتناکی به ملت بزرگ ايران روا می دارند.

۳۰ مرداد ۱۳۸۳
خدا

 

در يک نظر سنجي از جوانان تهراني راجع به خدا پرسيده بودند. چند تا تعبيرش خيلي به دل مي نشست:

§          وقتي گناه مي کنم، خودم ازش عذرخواهي مي کنم، قبول مي کنه.

§          روزاي سخت که بي خدا نمي شه دوام آورد.

§          خوبي خدا اين است که به تيپ من کار نداره. مردم گمون مي کنن که خدا به تيپ من نيگا مي کنه و جواب نمي ده ولي خودم مي دونم که جوابم رو مي ده.

§          خدا مرا خوشبخت مي خواهد، اما خيلي ها از خدا جوري تعريف مي کنند که گويا جز به بدبختي من نمي انديشد.

§          مگه ميشه خدا عاشقا رو دعوا کنه؟

§          اصلاً خدا رو قبول ندارم، ولي نه، خداوکيلي خدا آقاست.

 

اين جملات را که مي خواندم، ديدم نوعي احساس لطيف خالق و مخلوق در آن نهفته است که از همه استدلالهاي فلسفي و عقلي و نقلي جدي تر است.

خدا همين است. و به عقيده من همين ها که چنين با احساس از خدا ياد کرده اند به مراتب به خدا از کساني که تبليغ خداي قهر و غضب را مي کنند، نزديکترند.

ولي انصافا خدا مال همه است. متولي و صاحب ندارد.

۲۹ مرداد ۱۳۸۳
جلسه مشترک دولت و مجلس

 

بحث روابط مجلس و دولت همچنان داغ و جدي است. ديروز اولين جلسه مشترک برگزار و خيلي حرفها زده شد. از انتقادهاي تند تا شعارهاي همکاري و همراهي که خبرگزاري ها خبر آن را آورده اند. چند نکته وبلاگي در حاشيه ماجرا، توجهم را جلب کرد.

حمله رمضان زاده، سخنگوي دولت، که روز قبلش بعضي رفتار ها را در مورد طرح جدا کردن زن و مرد را رفتار طالباني دانسته بود، بيش از هر چيز مجلسي ها را ناراحت کرده بود. اما اين اتفاق يک خوبي داشت که سبب شد همه شان از اين حرف تبري کنند. و ضمن بد و بيراه گفتن به رضان زاده، نسبت به اينکه اهل خشونت نيستند و مي خواهند در جامعه طرفدار آزادي باشند حرف زدند. چه بهتر از اين. خدا کند که اين نظرات مجلس تاثيري هم بر نيروي انتظامي که با اين هجوم گسترده در خيابانها به گمان خود تقوي را دارند جايگزين فحشا مي کنند، داشته باشد.

از قضا جايي که من نشسته بودم، آقاي خوش چهره، شميراني رئيس دفتر آقاي حداد عادل و آقاي کوچک زاده که مواضع ايشان به حزب الله نزديک است و در جلسات اوليه شعار مرگ بر آمريکا مي داد هم بودند. آخراي سالن نشسته بوديم. گاهي شوخي مي کرديم. حرف مي زديم. يکبار هم با آقاي کوچک زاده حرف زدم. خيلي جدي فرمودند من با کساني که از آنها متنفرم نمي توانم صحبت کنم. انصافا قاطعيت داشت. من هم البته تصميم نداشتم بخاطر اين حرف آقاي کوچک زاده خودم را از پنجره پرتاب کنم! به بحث با نماينگان مجلس ادامه دادم.

القصه: قرار است تعامل خوبي بين مجلس و دولت برقرار شود.

۲۸ مرداد ۱۳۸۳
حرف تو حرف

 

چند روز پيش در دولت بحث آئينامه اي در مورد بيمه هاي اجتماعي بود. همه بسيار فني صحبت کردند. آقاي خرم وزير راه و ترابري که همچنان شمشير استيضاح بالاي سرش قرار دارد و نه مي برد و نه کنار مي رود، با آقاي شريف زادگان خيلي شوخي دارد. او هم مثل بقيه وقت گرفت که راجع به اين آئينامه صحبت کند. حرفهايش را که زد خيلي قرص و محکم گفت البته ماده 14 بايد حذف شود. اين ماده همه اين آئينامه را دچار مشکل مي کند. همه گيج شدند. موقع رأي گيري بود. آقاي شريف زادگان هم قرص و محکم مي گفت، نه، همه قسمتهاي اين آئينامه ضروري است. خرم هم اصرار که اين ماده بايد حذف شود. آقاي عارف به متن مراجعه کرد. معلوم شد آئينامه 13 ماده بيشتر ندارد. خرم همه را سر کار گذاشته. ديگه اين شوخي هم آخر شوخي هاست!

******

روزنامه جمهوري اسلامي در مذمت فروش علني لباس زير زنانه مطلب نوشته است. البته از مجلات پرنوگرافي بهتر و مودب تر نوشته است. قطعات مختلف را با اسم عاميانه ذکر کرده است و آنهم در صحبت مبارزه با فحشاء. گزارشي مي خواندم از پاکسازي هم زمان نيروي انتظامي در مورد لباس زير فروشي زنانه در خيابانهاي تهران.

حالا ديگر اگر اين طرح تکميل شود حتماً جامعه از فساد و فحشا خلاصي مي يابد! واقعاً جامعه ما از افراط و تفريط به شدت رنج مي برد. چرا زن، لباس او و حتي نام او در ذهن جمعي مساوي با خلاف است؟ هنوز براي آن نتوانسته ام پاسخ پيدا کنم.

۲۷ مرداد ۱۳۸۳
سرود زهر

 

مي مکم پستان شب را

وز پي رنگي به افسون تن نيالوده

چشم پر خاکسترش را با نگاه خويش مي کاوم

 

از پي نا بودي ام، ديري است

زهر مي ريزد به رگ هاي خود اين جادوي بي آزرم

تا کند آلوده با آن شير

پس براي آن که رد فکر او را گم کند، فکرم

مي کند رفتار با من نرم.

ليک چه غافل!

نقشه هاي  او چه بي حاصل!

نبض من هر لحظه مي خندد به پندارش

او نمي داند که روييده است

هستي پر بار من در منجلاب زهر

و نمي داند که من در زهر مي شويم

پيکر هر گريه، هر خنده

درونم زهر است کرم فکر من زنده

در زمين زهر مي رويد گياه تلخ شعر من

 

سهراب سپهري

۲۶ مرداد ۱۳۸۳
حمايت از روزنامه نگاران

 

 

ديروز انجمن صنفي روزنامه نگاران ايران از من دعوت کرده بودند. اعضاي اين انجمن، از ميان خبرنگاراني که سه سال متوالي، هر سال 10 کار در مطبوعات داشته باشند، انتخاب مي شوند.

با آقاي هوشمند، دبير انجمن صحبت کردم، که اجازه بدهيد بررسي کنيم ببينيم آيا در سه سال گذشته هر سال 10 کار در مطبوعات داشته ام يا نه، تا به صورت رسمي عضو انجمنشان بشوم. کاري که هميشه دوست داشته ام. وقتي به سالن رفتم و پاسخ دوستان خبرنگار را مي دادم، طبق معمول بحثهاي سياسي شد. مي توانيد در اينجا (1) و (2) آن را بخوانيد. برايم خيلي شيرين بود که روزنامه نگاران به عنوان يکي از همکارانشان با من حرف مي زدند. اما يکي از دوستان خبرنگار گزارشي از وضعيت همکاران روزنامه نگار داد. از روزنامه نگاراني که نه بيمه دارند، نه حمايت مادي دارند و نه امنيت شغلي. مي گفت از کنار بيمارستان مي گذشته، يکي از خبرنگاران را ديده که پول مي خواسته تا بتواند معالجات خود را انجام دهد.

اين مشکلات يک بخش بار آن بر دوش دولت است. که فکر مي کنم بخشي از بدنه دولت هم نيز در خيلي جاها شايد ترجيح مي دهد که بجاي روزنامه نگاران، به ديگران کمک کند.

موضوع را به تفصيل در هيات دولت مطرح کردم. در مورد اعضاي روزنامه اي که يک شبه، بدون آنکه آنها بتوانند حدس بزنند تعطيل مي شود و خانواده هايي که منتظر در آمد ماهيانه و شهريه مدارس فرزندان خود هستند. و چون فرهنگي هستند به رو هم نمي آورند.

انصافاً آقاي خاتمي خيلي نسبت به اين قضيه حساسيت نشان داد. چندين بار تا به حال مساله مطرح شده بود ولي نتيجه نداده بود. آقاي رئيس جمهور دستور داد در همين هفته وزير ارشاد و بنده و وزير رفاه و تعاون و وزير کار  با همکاري دست اندرکاران مطبوعات جلسه اي داشته باشيم و براي اين معضلات راه حلي بياوريم. در همان جلسه هم راه حل هايي مطرح شد. از اينکه توانسته بودم اين رسالت را انجام دهم خوشحال بودم و اگر اين کارها به نتيجه برسد بيشتر خوشحال خواهم شد. اميدوارم بزودي در همين وب نوشت بتوانم نتايج کار را هم به اطلاع برسانم.

در پايان جلسه خبرنگار خبرگزاري فارس گله مند بود که چرا به عنوان يک خبرگزاري جناح راست در جلسات اختصاصي رئيس جمهور دعوت نمي شود. من شخصاً مخالفتم را با اين کار اعلام کردم. ديدم خبرنگاران ايسنا و ايرنا از خبرنگار خبرگزاري فارس مي پرسند  چرا بيانيه هاي شوراي نگهبان و قوه قضاييه هم اختصاصاً براي فارس مي آيد؟ شايد مي خواستند بگويند اين به آن در.

ارادتمند همه دست اندرکاران رسانه ها و مطبوعات هستيم.

۲۵ مرداد ۱۳۸۳
گزارش مهم سياسي، اجتماعي، اخلاقي جامعه ايران (2)

 

ديروز قسمت اول گزارش وزارت ارشاد از طرح ملي پيمايش ارزش ها و نگرش هاي ايرانيان را خوانديد. امروز قسمت دوم اين گزارش مهم را بخوانيد:

 

در سال 1379، 29% افراد اخبار را پيگيري مي کردند، در حاليکه در سال 1382، 32% افراد اخبار سياسي را پيگيري مي کردند.

- توجه مسئولان به نظرات مردم

درصد کساني که فکر مي کنند توجه مسئولان به نظرات مردم زياد است، از 50% در سال 1379، به 15% در سال 1382 کاهش يافته است.

- امکان پيشرفت زنان

از نظر جنسيتي مردان بيشتر از زنان جامعه را ناعادلانه مي دانند. در عين حال، در مورد عوامل غير فردي براي کسب شغل، متفاوت معنادار مهمي بين مردان و زنان مشاهده مي شود. مردان پارتي را در کسب شغل مهم مي دانند، در حالي که زنان شانس را در کسب فرصت هاي شغلي مهمتر مي دانند.

- پنداشت تحصيل کرده ها در مورد عدالت

با افزايش تحصيلات بر تصور غير عادلانه بودن توزيع فرصت هاي شغلي افزوده مي شود، به نحوي که در بين افراد داراي تحصيلات دانشگاهي 71% معتقدند براي به دست آوردن شغل توانايي و شايستگي هاي فردي اهميتي ندارد، بلکه پارتي و شانس اهميت اصلي را دارد.

-نگرش و امنيت شغلي

29% افراد احساس امنيت شغلي نمي کنند، 52% افراد احساس امنيت شغلي مي کنند که از اين بين، 54% احتمال به دست آوردن مجدد شغل را کم مي دانند.

- اميد به آينده (وضعيت آينده از ديدگاه مردم)

71% معتقدند در آينده صفات اخلاقي کمتر خواهد شد و 87% معتقدند در آينده صفات اخلاقي منفي رواج خواهد داشت.

69% معتقدند مردم در گذشته بيشتر نماز مي خواندند و 79% معتقدند مردم نسبت به گذشته غير مذهبي تر شده اند.

74% معتقدند که مردم در آينده غير مذهبي تر خواهند شد.

88% معتقدند فاصله طبقاتي بيشتر شده است. در سال 1379، 80% پاسخگويان چنين اعتقادي داشتند.

87% معتقدند که در آينده فاصله طبقاتي بيشتر مي شود. در سال 1397، 77% پاسخگويان چنين اعتقادي داشتند.

-اعتماد به مشاغل

پايين ترين سطح اعتماد اجتماعي با مشاغل با ماهيت تجاري و بالاترين سطح اعتماد اجتماعي به مشاغل فرهنگي و هنري ابراز شده است. اعتماد به نيروي انتظامي 5%، راهنمايي رانندگي 4% و ارتش 5% افزايش داشته است. اعتماد به قضات 7% و اعتماد به پزشکان 5% کاهش يافته است.

- ارزيابي وضعيت طبقاتي فرد و جامعه

پاسخگويان در ارزيابي وضعيت طبقاتي جامعه و خود نظرات متفاوتي ابراز کرده اند. از نظر آنها 51% مردم جزو طبقه متوسط و 47%  جزو طبقه پايين قرار دارند.

نظر به اين که گزارش ياد شده، نشان دهنده نحوه قضاوت مردم مناطق مختلف کشور در مورد مسائل اجتماعي مي باشد (به رغم اينکه ممکن است برخي پنداشتهاي اظهار شده توسط پرسش شوندگان واقعيت خارجي نداشته باشد) لکن به هر حال نشان دهنده نحوه انعکاس واقعيات اجتماعي در آينه ذهنيت و قضاوت مردم کشورمان است. بنابراين، لذا بذل توجه هرچه بيشتر مسئولان و برنامه ريزان اقتصادي، اجتماعي و مديريتي به آثار اجتماعي سياست ها و برنامه ها و نقش رفتار سازي موارد مذکور، ضروري مي باشد. بدين لحاظ، پيشنهاد شده است:

1- هدفگذاري هاي کمي در برنامه چهارم توسعه، ابعاد اجتماعي و فرهنگي ياد شده را هم شامل مي شود، به نحوي که ارتقا در اميد به آينده، نگرش هاي اجتماعي و بهبود اعتماد مردم به دولت و نهادهاي اجرايي نيز در برنامه چهارم توسعه محقق گردد.

2- بازسازي اعتماد اجتماعي (Social Truth) در جامعه ايراني، به صورت جدي در دستور کار سازمان، دولت و دستگاه هاي اجرايي قرار گيرد و از هرگونه اقدامي که به امر مذکور صدمه مي زند، در تصميم ها و روش هاي اجرايي احتراز شود.

۲۴ مرداد ۱۳۸۳
گزارش مهم سياسي، اجتماعي، اخلاقي جامعه ايران (1)

 

بر اساس ماده 162 قانون برنامه سوم توسعه اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي، دولت مکلف است هر ساله وضعيت فرهنگي و اجتماعي کشور را ارزيابي و آثار اجتماعي سياست هاي اقتصادي را بررسي و تحليل نمايد و راهکارهاي موثر براي بهبود شاخص هاي نشان دهنده تحولات فکري، بينشي و رفتاري اقشار مختلف را تهيه و براي اصلاح سياست ها و فعاليت هاي اجرايي، مورد استفاده قرار دهد.

براي عملياتي شدن ماده قانوني ياد شده، طرح ملي با نام «پيمايش ارزش ها و نگرش ها و نگرش هاي ايرانيان» طراحي و با سامان اجرايي وسيع و گسترده اي با نمونه گيري علمي در 28 استان در سال هاي 1379 و 1382 (در دو نوبت) توسط وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي به مورد اجرا گذاشته شده است.

اين گزارش مشتمل بر ابعاد سياسي، اجتماعي، اخلاقي و ارزيابي گرايش هاي ديني شهروندان 28 استان کشور مي باشد که حاور نکات مهمي، به شرح زير مي باشد:

- پنداشت درباره عدالت

نتايج بررسي ياد شده نشان مي دهد که برداشت 51% از پاسخگويان از عدالت، همان توزيع امکانات به طور مساوي در بين افراد جامعه است و 28% عدالت را به معناي توزيع امکانات بيشتر براي افراد نيازمند و 21% توزيع امکانات بيشتر به افراد شايسته تر را عدالت مي دانند.

فرصت هاي شغلي

43% از پاسخگويان معتقدند در توزيع فرصت هاي شغلي تجربه و تخصص نقشي ندارد، ليکن 23% نقش آن را مهم مي دانند و 46% معتقدند افراد عادي با داشتن تجربه و تخصص نمي توانند به مقامات بالا برسند.

81% معتقدند نداشتن پول و پارتي باعث ضايع شده حقوق فردي مي شود و 44% معتقدند که از طريق قانون نمي توانند حقوق ضايع شده خود را استيفا نمايند.

60% رعايت قانون را در مورد مردم و مسئولين يکسان نمي دانند و در مقابل 8% اعتقاد دارند رعايت قانون در مورد مردم و مسئولين يکسان است. 63% نگاه مسئولين به همه مردم را يکسان نمي دانند.

نسبت کمي از پاسخگويان معتقد به محدوديت امکان پيشرفت زنان هستند. 41% امکان پيشرفت را براي زنان زياد مي دانند. 31% تا حدي و 27% امکان کمي براي پيشرفت زنان قائل هستند.

-اخلاق کار

اکثريت پاسخگويان معتقدند که اخلاق کار در جامعه در سطح نازلي قرار دارد. در چنين شرايطي، فرد انگيزه کمي براي خوب کار کردن دارد.

63%  معتقدند که وقت شناسي به ميزان کمي رعايت مي شود.

64% معتقدند که قانون و مقررات به ميزان کمي رعايت مي شود.

59% معتقدند که وجدان کاري به ميزان کمي رعايت مي شود.

60% معتقدند که راه انداختن کار مردم به ميزان کمي رعايت مي شود.

تفاوت کمي بين نگرش مردان و زنان به اخلاق کار در جامعه وجود دارد. همچنين، بين نگرش جوانان و افراد مسن، ليکن تفاوت مهمي بين سطوح تحصيلي مشاهده مي شود. منفي ترين ارزيابي در بين دارندگان تحصيلات دانشگاهي مشاهده مي شود، به نحوي که در مقابل 45% افراد بي سواد که معتقدند و وجدان کار به ميزان کمي رعايت مي شود 69% افراد داراي تحصيلات دانشگاهي و 67% داراي تحصيلات ديني اين اعتقاد را دارند.

-مقايسه صفات اخلاقي 1379- 82

پاسخگويان کميابي صفات مثبت منفي را به شرح زير ارزيابي کرده اند. نتايج اين ارزيابي در سال هاي 1379 با 1382 مقايسه شده است:

کميابي صفات مثبت

1379

1382

گذشت

51

56

امانت داري

42

41

انصاف

58

56

کمک به ديگران

35

36

صداقت و راستگويي

55

59

پايبندي به قول و قرار

45

49

رواج صفات منفي

 

 

دورويي و تظاهر

68

68

تقلب و کلاهبرداري

74

75

تملق و چاپلوسي

68

73

 

در مورد وضعيت خود، اکثريت پاسخگويان خود را جزو طبقه متوسط دانسته اند. 72% خود را طبقه متوسط و 27% طبقه پايين دانسته اند.

-آينده وضعيت طبقاتي

88% پاسخگويان ارزيابي شان از وضعيت فعلي ساخت طبقاتي، شکاف بيشتر فقرا و ثروتمندان طي سالهاي اخير است صرفاً 5% اين ساخت را مشابه سال هاي گذشته و 7% کاهش ميان ثروتمندان و فقرا ارزيابي کرده اند. 87% به افزايش فاصله طبقاتي ميان ثروتمندان در آينده معتقد هستند و 8% به کاهش آن اعتقاد دارند.

-رضايت از زندگي

82% از وضعيت زندگي خانوادگي اظهار رضايت نکرده اند. 80% از وضعيت سلامتي، 42% از وضعيت مالي خودشان و 54% از وضعيت مسکن خود ابراز رضايت کرده اند.

ميزان رضايت از وضع محل سکونت 60% و از شهر زندگي 72%، از اوضاع سياسي 38% و اوضاع اقتصادي 4% بوده است.

-ساخت قدرت در خانواده

مقايسه نظام تصميم گيري در خانواده در فاصله سالهاي 1353 تا 1382 کاهش نقش مردان در تصميم گيري از 72% به 49% و کاهش نقش زنان از 14% به 8% را نشان مي دهد، که حکايت از نقش بيشتر فرزندان در تصميم گيري در خانواده و به اصطلاح دموکراتيزه تر شدن خانواده مي باشد. همچنين، در سال هاي بعد از انقلاب نگرش نسبت به اشتغال زنان با شتاب بسيار زيادي تغيير کرده است و يک جابجايي کامل نگرشي صورت گرفته است، به نحوي که 70% مخالفت و 70% موافقت تغيير جهت داده شده است.

۲۳ مرداد ۱۳۸۳
اصلاحات در جامعه امروز ايران

 

در مورد اصلاحات و متوليان آن خيلي حرف زده اند. من اعتقاد دارم اصلاح طلبان در نقش ديده بان بوده اند که جامعه خود بتواند مسير خود را انتخاب کند و در آن سير نمايد. نقش ديده باني غير از نقش رهبري است. اصلاح طلباني که در نقش رهبري خود را مي ديده اند موفق نبوده اند، جامعه خود، راه خود را انتخاب مي کند، اصلاح طلبان موفق کساني بوده اند که فقط در برابر موانع راه اصلاحات جامعه مشکلات را به جان مي خريده اند. اگر هم آنها با قدرت رقباي خود حذف شوند، راه ملت تغيير نمي کند، فقط يا فشارها مستقيم تر به جامعه مي رسد که در آن صورت جامعه مقاوت تر در برابر حرکت ضد اصلاحات مي ايستد و يا آنکه وقتي جريان ضد اصلاحات به قدرت برسند، به دليل آنکه خواست و اراده مردم را مي بينند فشارهاي خود را کم مي کنند و سر به سر جامعه نمي گذارند. در هر صورت راه اصلاحات طي خواهد شد. ما اگر اصلاحات را حرکت مورد خواست مردم بدانيم، کنار رفتن خودمان را مساوي با سقوط اصلاحات جامعه نمي دانيم. من چنين باور دارم و لذا معتقدم اصلاحات در جامعه امروز ايراني شکست نخواهد خورد.

۲۲ مرداد ۱۳۸۳
جواني ابزار نيست

 

جامعه ما از جوانترين جوامع دنياست ولي هنوز هر کسي بنا به ذوق و سليقه خود جواني را معنا مي کند. هيچکس از خود جوان نمي پرسد مشکل تو چيست؟ نگراني ات کجاست تا با يک تعريف واحد به نيازهاي اين نسل پرداخته شود.

جمعي جواني را ابزاري مي دانند که مي توانند از آن در جهت هدفهاي غير جوان خود بهره ببرند.

بعضي اصل جواني را تهديدي براي کشور و ارزشهاي انقلابي مي دانند و براي مبارزه با آن برنامه ريزي مي کنند.

به اعتقاد من جواني يک واقعيت است، با خواستها و نيازهاي کاملا متفاوت. جوان ابزار نيست، آنها هم که از جوانان به عنوان ابزار استفاده مي کنند، خود اولين قربانيان اين نگاه ابزاري مي شوند.

جوان تهديد نيست، فرصتي است که اگر به آنان و نيازهايشان بنا به واقعيت خواستهاشان پاسخ داده شو،د بهترين سرمايه براي هر کشور و جامعه خواهند بود.

جوان امروز، به عکس ديروز مقلد نيست. پرسش گر و سوال کننده است، با چشم غره جواب نمي گيرد.

نداشتن چشم انداز روشن، انباشته شدن خواسته ها و ناديده گرفتن بحران هاي جنسي در فرهنگ اجتماعي و شغل از اساسي ترين مسائل و مشکلات آنان است.

اگر به جوانان مي انديشيم، بايد واقعيت خواست آنها را -و نه خواست خودمان به اسم آنان را-  بشناسيم و برايش برنامه ريزي نماييم.

******

از وقتي به لطف دوستان در اورکات با هزارمين دوست دچار محدوديت شده ام  و ديگر امکان add کردن نبود، بيش از 200 نفر از عزيزان براي add  شدن آمده اند. شرمنده تک تک آنها شده ام. بعضي از دوستان پيشنهاد کردند که ابطحي 2 را راه اندازي کنم . به حرفشان گوش کردم. به عزيزاني که مي خواستند add شوند و نيز کسان ديگري که لطف دارند خواشتم اطلاع دهم.

از لطف همه شما ممنونم. فقط خداوکيلي اگر از کار رسمي دولتي هم بيرون آمدم دست از رفاقت نکشيد. خيلي ضايع مي شود.

8 4        ۱   ۲    ۳    ۴       3  7
© Copyright 2003-2017, Webneveshteha.com. All rights reserved.