۳۱ مرداد ۱۳۸۴
اولين صورت جلسه مجمع روحانيون مبارز

 

اولين جلسه مجمع روحانيون مبارز در تاريخ 26/12/1366 تشکيل شده است. در نوشته هاي قديمي ام دفتري پيدا کردم که در آن صورت جلسات يک ساله اول مجمع به خط من ثبت شده است. جالب است که در اين جلسه به خاطر اهميت ارائه ليست جداگانه از روحانيت مبازر براي انتخابات مجلس سوم، ليست کانديداهاي مجمع مشخص شده است. اين صورت جلسه توسط اعضاء امضاء شده است. نام آيت الله حسن صانعي درميان اعضاي جلسه نيست ولي جزء امضاء کنندگان هست:

 

بسمه الله رحمن رحيم

اولين جلسه روحانيون مبازر تهران روز 26/12/66 هم زمان با بعثت حضرت ختمي مرتبت در منزل حجت الاسلام صدوقي با حضور حجت الاسلام آقايان: کروبي، موسوي خوئيني، جلالي خميني، خاتمي، رحيميان، خلخالي، منتجب نيا، توسلي، بيات، سراج، موسوي لاري، صدوقي، رحماني، هادي، ابطحي، محتشمي، انصاري، سيد محمد هاشمي، آشتياني، نظام زاده، با هدف تشکيل روحانيون مبارز تهران با کسب اجازه از محضر امام امت تشکيل جلسه داد و تصويب کرد از اين پس بر محور نظرات حضرت امام و به خاطر تعقيقب اهداف معظم له درمسائل حساس کشور اعلام نظر نمايد. در مورد انتخابات دوره سوم مجلس شوراي اسلامي نيز اسامي کانديداهاي تهران قرائت و از ميان آنان افراد زير به ترتيب رأي آوردند آقايان هاشمي رفسنجاني، کروبي، دعائي، صدوقي، موسوي لاري، دکتر معين، ولائي (19 رأي)، اصغري، الويري، دستغيب، خانم دباغ، دکتر روحاني، (16 رأي)، انواري، فخرالدين حجازي، دکتر فروتن (15 رأي)، خانم رجائي (14 رأي)، عميد زنجاني، دوزدوزاني (13 رأي) شيباني، اصغرزاده (12 رأي)، نوربخش، نجفي علمي(11 رأي)، مير محمد صادقي، تسليمي (10 رأي).

۳۰ مرداد ۱۳۸۴
وزارت ارشاد و توديع مسجد جامعي

 

ديروز رفته بوديم مراسم توديع آقاي مسجد جامعي براي پايان دوران وزارت ارشادش. انصافا بزرگان حوزه فرهنگ و هنر همگي جمع بودند. آقاي مسجد جامعي آدم صبور و مقاومي بود. يک استدلال هميشگي داشت و آن اينکه اهالي فرهنگ و هنر بايد احساس امنيت داشته باشند. در اين سالهايي وزير ارشاد بود خيلي از روزها به حوزه کتاب، سينما و روزنامه ها هجوم مي آوردند و فيلمساز و هنرپيشه و ناشر و سردبير و مؤلف را به خاطر کاري که مجوز ارشاد داشت احضار مي کردند، مي توانست با يک بيانيه تند رفع تکليف کند. بارها با هم درددل مي کرديم  نظرش اين بود که اين بيانيه تند رفع تکليف از ما مي کند ولي احساس امنيت را از نويسندگان مي گيرد. وزارتخانه بايد خودش و مديرانش مشکلات را تحمل کنند ولي احساس امنيت از هنرمندان گرفته نشود. تقريبا همه مديران عالي وزارت ارشاد در دوران مسجدجامعي و دوران وزير فرهيخته و دانشمند قبلي، دکتر مهاجراني به خاطر دفاع از نويسندگان و هنرمندان پرونده پيدا کردند. اين را ديروز با لحن پر دردي مسجد جامعي در سخنانش گفت. وزارت ارشاد در دو دهه گذشته خيلي دوران متفاوت و عجيبي را ديده است. از زماني که قرار بود رد پاي همه توطئه ها را در حوزه هاي فرهنگ و هنر پيدا کنند و نگاه امنيت غليظ بر حوزه فرهنگ در دوران قبل از 76 سايه انداخت، تا امروز، فشار فراواني بر اين حوزه بوده است که بايد کاري کند که مردم جامعه بر اساس معيارهاي رسمي ارائه شده رفتارکنند.خاتمي که در دوران وزارتش مورد انتقاد تند قرار گرفت، استعفا داد. لاريجاني آمد با مشي نسبتا قابل قبول. همان گروه موفقيتي برايش ثبت نکردند. ميرسليم آمد با همه تندي هاي ممکن، باز فرهنگ تغيير نکرد. خاتمي رئيس جمهور شد و وزير دانشمندي مثل مهاجراني آمد، هر چه "توانستند" عليه او کردند تا استعفا داد. مسجد جامعي آمد با اهالي فرهنگ مثل سلف خود رابطه خوبي برقرار کرد، اما به قول خودش حتي سخنران مجلس ختم عمويش هم به او ناسزا گفت و انتقاد کرد. حالا که اصحاب کيهان هم مي خواهند آنجا را فتح کنند باز هم تغييري در جامعه بوجود نخواهد آمد. زيرا که فرهنگ را فقط آنها که با وزارت ارشاد در ارتباطند درست نمي کنند، دهها پارامتر سياسي و اقتصادي، نحوه عملکرد مسئولان نبود عدالت اجتماعي و مسائل سياسي وتبعيض ها در فرهنگ سازي مؤثرند.

در هر حال مسجد جامعي با يک سخنراني علمي ايران دوستانه و در ميان حمايت "همه" اهالي فرهنگ و هنر از وزارت خداحافظي کرد. اما کار بزرگي که شد اين بود که در اين دوران نگاه امنيتي به فرهنگ با مقاومت دولت خاتمي و وزارت ارشاد مسجد جامعي روبرو مي شد. اين همان امنيت خاطر هنرمندان و نويسندگان بود که خلاقيت مي آفريد. اين را دکتر فاتح رئيس دوست داشتني و شجاع خبر گزاري ايسنا هم ديروز گفت.

يک گروه موزيک سنتي هم برنامه اجرا کرد. انصافا زيبا بود. بيت پاياني شعري که مي خواند اين بود : دريغ است که ايران ويران شود

۲۹ مرداد ۱۳۸۴
روزنامه هاي اينترنتي و خبرگزاري هاي جديد

 

اخيراً علاوه بر خبرگزاري هاي متعددي که در اينترنت فعاليت خود را آغاز کرده اند. يکي دو سه تائي هم روزنامه اينترنتي فارسي زبان در حال تلاش فرهنگي و سياسي هستند. اگر چه کاربرد روزنامه اينترنتي و خبرگزاري خيلي متفاوت نيست، اما صفحه بندي، تيتر زدن و شکل دادن به يک مجموعه اطلاعات به صورت روزنامه، خود کار قابل تقديري است. در حقيقت روزنامه نگاري اينترنتي نوعي استقبال از دنياي جديد است که کاغذ و قلم جاي خود را با مونيتور و دکمه هاي حروف کامپيوتري عوض کرده است.

به دست اندرکاران روزنامه و خبرگزاري هاي جديد تبريک مي گويم. روزنامه هاي روز آنلاين و ايران ما و خبرگزاري هاي تازه تأسيس آريا (آقاي امير محبيان) انتخاب (آقاي مهدي فقيهي) فردا (فکر کنم دوستان آقاي احمد توکلي) خدمت (نزديکان آقاي احمدي نژاد) ميزان (طرفداران نهضت آزادي) نو انديش (؟) ازروزنامه و خبرگزاري هايي هستند که يا اخيراً راه اندازي شده و يا من اخيراً آن ها را ديده ام. اگر چه متأسفانه خيل سايت ها و وبلاگ هاي دوران انتخابات تمام شد ولي باز هم راه اندازي اين سايت هاي خبري خود جاي خوشحالي است. هر نوع رو آوري به دنياي مجازي براي مردم ما کار خير و مثبت تلقي مي شود.

اي کاش اين روزنامه ها و خبرگزاري ها که فعاليت فرهنگي میکنند نیز مثل روزنامه ها اسامي مديران مسؤول و يا لااقل گرايش واقعي خود را مي نوشتند که امکان تضارب آراء بيشتر مهيا گردد.

 

۲۸ مرداد ۱۳۸۴
خروج از غزه

 

در روزهای پایانی هفته، بعد از سالها حکومت اسرائیل مجبور شد که از غزه عقب نشینی کند و شهرک نشینان یهودی را از آنجا به داخل اسرائیل ببرد.

در انتقال این یهودیان و مقاومت آنان  دو حادثه در تصاویر توجه من را خیلی جلب کرد: یکی آن که عده ای از جوانان افراطی متدین یهودی در برابر سربازان اسرائیلی ایستاده بودند و به شکل ویژه ای که یهودیان دعا می خواندند و سر را تکان می دهند، دعا می کردند و مردم را به دنبال خود بسیج می کردند که حتی دز مقابل شارون و تصمیم او بایستند.

دیگر این که صاحبان بعضی از خانه های زیبا و با معماری های قشنگ، بولدوزر کرایه کرده بودند که وقتی می خواهند شهرک را ترک کنند، فلسطینیان نتوانند از خانه های آنها استفاده کنند!

دین یهود و مکتب حضرت موسی و یهودیان حتما با این روشها مخالف بوده اند، اما  وقتی دولت اسرائیل با  پشتوانه صهیونیستی از دین یهود استفاده ابزاری می کند، چنین افراطی گری ها را هم در پی دارد.

در هر حال پیروزی بزرگی برای مردم فلسطین بود که مبارک باشد.

 

۲۷ مرداد ۱۳۸۴
علی (ع)، پدر و دعا

 

میلاد امیرالمؤمنین علی علیه السلام و روز پدر بر همه شما مبارکباد.

علی(ع) برای مردم ایران بزرگ و پراهمیت است. زندگی اش همواره به عنوان یک مکتب، الگوی مردم ما بوده است و هرگاه که قصد مطالبه حقی را از حکومت هم دارند  زندگی و روش امام علی را مثال می زنند.

نهج البلاغه آن امام همواره کتاب راهنمای آزادگان جهان اسلام بوده است. عدالت خواهی و حساسیت علی علیه السلام به حقوق انسانها – حتی آنها که به دین او باور نداشتند – آرمانخواهان دنیا را به سوی آن بزرگوار کشانده است. ما هم در کشورمان و در انقلابمان با نام علی  و تکیه بر راه علی آغاز کردیم اما همه قبول دارند که با روش آن حضرت فاصله فراوان داریم!

فردا روز پدر هم هست. پاسداشت حرمت پدر وظیفه هر فرزندی است. به همه پدران سلام می کنم و برایشان آرزوی طول عمر دارم. به پدر خودم نیز ادای احترام می کنم.

هدیه به پدر، پدر زن یا پدر شوهر را نیز اگر توان دارید فراموش نکنید.

خوشحال کردن پدر یک وظیفه انسانی و اسلامی است. دعای خیر پدر و مادر هم باعث موفقیتهای بزرگ زندگی است.

ایام 13 رجب تا 15 رجب نیز ایام با برکتی است. دعا در این ایام سفارش شده است.

هر کدام از ما – در هر شرایطی که باشد  و با هر میزان پای بندی و اعتقاد – گاهی باید حتما رابطه ای با خدا داشته باشد تا آرام شود و سبک. این سه روز از آن روزهاست. سنت اعتکاف نیز در همین راستا استحباب پیدا کرده است. اگر فرصت دعا در این سه روز پیدا کردید برای خیلی چیزها دعا کنید.

 

۲۶ مرداد ۱۳۸۴
دولت اسلامي يا جمهوري اسلامي

 

وقتي امام مي گفت جمهوري اسلامي، نه يک کلمه کم، نه يک کلمه زياد، تصور بود که عده اي مي خواهند اسلاميت نظام را مورد تهديد قرار دهند و بايد براي پاسداشت آن دقت کرد. در قانون اساسي هم نهادهايي مثل شوراي نگهبان و يا نهاد ولايت فقيه بيشترين مسئوليت را در حفظ اسلاميت دارند و بيشترين حفاظت از جمهوريت به عهده رئيس جمهور است.

اما بعد از گذشت 27 سال از پيروزي انقلاب, در بالاترين رده حکومت در ميثاقي که بين رئيس جمهور و وزرا بسته شده و همه آن را امضا کرده اند، بارها از تعبير دولت اسلامي استفاده شده و يکبار از جمله جمهوري اسلامي استفاده نشده است. خدا کند که از روي عمد و به خاطر ديدگاه کساني که رأي ونظر مردم و جمهوريت را قبول ندارند نباشد.

۲۵ مرداد ۱۳۸۴
ترک عادت

 

مي گويند ترک عادت موجب مرض است.

اين روزها خواندن روزنامه هاي محافظه کار کلي ذهن و عادت آدم را به هم مي زند. از يک طرف وقتي هنوز مي گويند رئيس جمهور, فکر مي کنم آقاي خاتمي را مي گويند ولي وقتي مي بينم چقدر با احترام، با تعابير مؤدب و با لحن مثبت دارند از برنامه ها، رفتار و عملکرد منطقي رئيس جمهور تعريف مي کنند و مخالفان رئيس جمهور را به همه چيزهايي که تا حالا دوستان رئيس جمهور متهم بودند، متهم مي کنند، فوري مي فهمم خاتمي دورانش پايان يافته است.

خواندن اين نوع مطالب در مورد رئيس جمهور در روزنامه ها ترک عادتي است که به آن اشاره کردم. 8 سال بود که گوشمان به انتقاد و اهانت و تهمت و فحاشي عادت کرده بود.

 

۲۴ مرداد ۱۳۸۴
نقد کابينه

 

کابينه آقاي احمدي نژاد معرفي شد.

در اين کابينه عليرغم شعارهاي اقتصادي ارائه شده، بارزترين چهره هاي آن، تيم فرهنگي و سياسي هستند. وجود يک چهره سرشناس امنيتي و اطلاعاتي در وزارت کشور که اصلي ترين حوزه توسعه سياسي و جامعه مدني است، انتخاب معناداري است. اگربه مسئله احزاب، NGO ها، اجتماعات و تظاهرات قانوني، مسائل قوميت ها و اقليت ها، جوانان و مسائل اجتماعي آنان، تقسيمات کشوري و دهها مسئله ديگري که در حوزه وزارت کشور هست، با نگاه امنيتي و اطلاعاتي برخورد شود، نه تنها توسعه ي سياسي امکان پذير نيست، بلکه براي بخش هاي ديگر کشور هم مشکلات تاره ايجاد مي کند و تهديد بزرگي براي آزادي هاي مصرح در قانون اساسي است. همچنان که تعميم سياست و روش کيهان به کل حوزه فرهنگ و هنر، با انتخاب سردبیر روزنامه کيهان به عنوان وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي مي تواند اهالي اين حوزه پر نشاط کشور را بطور جدي وحشت زده کند. در سياست خارجي با توجه به همه مسائلي که کشورمان درگير آن هست، مي بايست فردي سکاندار شود که سمبل گفتگو و بهبود روابط با خارج باشد، تعيين فردي که به گفتگو و تنظيم روابط اشتهار ندارد و جزء تيم مخالفان مذاکره شناخته مي شود، به اضافه آقاي علي لاريجاني دز مقام دبير شوراي امنيت ملي و جمع قابل توجهي از وزرايي که با نهاد نظامي سپاه همکاري داشته اند، ترکيب تهديد آميزي است که متناسب با شرايط سخت امروز ايران نيست.

سپردن وزارت نفت هم که حياتي ترين و پر اهميت ترين حوزه اجرايي و اقتصادي کشور است و به برترين تخصص ها و تجربه ها نياز دارد، به سرپرست فعلي شهرداري تهران نگراني هاي فوق را دوچندان مي کند.

به عقيده من نقد کابينه در اين يک هفته تا رأي اعتماد و توجه دادن نمايندگان واقع بين در مجلس يک وظيفه ملي و اسلامي است.

خدا به خير کند.

۲۳ مرداد ۱۳۸۴
کتاب مهم تاریخی

 

در هیاهوی تغییر دولت، یک اتفاق مهم تاریخی افتاد و آن انتشار کتاب وظیفۀ دشوار نظارت بر اجرای قانون اساسی بود. این کتاب مجموعۀ مکاتبات و نظریات حقوقی هیأت پیگیری و نظارت بر اجرای قانون اساسی در سال های ۱۳۸۴-۱۳۷۶ است.

بخش اول این کتاب: ساختار هیأت. بخش دوم: مسائل مربوط به اصلاح قانون اختیارات رئیس جمهور و لایحه معروف آن. بخش سوم: پی گیری اجرای اصول قانون اساسی. بخش چهارم: جایگاه و صلاحیت قانونی نهادها. بخش پنجم: حقوق مدنی، سیاسی و شهروندی. بخش ششم: مطبوعات. بخش هفتم: اقلیت ها. بخش هشتم: انتخابات، مصونیت پارلمانی، رد اصلاحات ها. بخش نهم: اصل ۵۳ قانون اساسی. بخش دهم: گزارش واله و عدم اجرای قانون اساسی. بخش یازدهم: حقوق بشر.

در بخش پنجم نامه های تکان دهنده ای از شخصیت های مهم سیاسی و یا گزارش رسمی جلسات مهم هیأت مثل تظلم خواهی آقای قاضیان، ممنوع الخروج ها، خانم شیرین عبادی و وبلاگ نویسان، عزت الله سحابی، عباس عبدی، شکنجه منجر به فوت، هاشم آغاجری، زرافشان، گنجی، ملی مذهبی ها، خانوادۀ مرحوم بازرگان، خانوادۀ زندانیان، خانم صابر، طبرزدی، کدیور، امیر انتظام، مدیران شهرداری تهران آمده است. در همین بخش شکایت از دادگاه ویژه، حکم قضایی در مورد رابطه نامشروع، نحوه بازداشت یکی از نمایندگان مجلس، محکومیت فردی به پرداخت خمس اموال، ممنوع الورود کردن یک شهروند در یکی از شهرستان ها، ماجرای کوی دانشگاه، جرم سیاسی، اهل سنت، نیز آمده است که همه در پی ارجاع نامه های مختلف افراد به آقای خاتمی و ارجاع ایشان بوده است.

این کتاب می تواند به صورت مستند ماجرای هر ۹روز یک بحران را نشان دهد. ضمن آن که بخشی از آن چه که می گفتند خاتمی بگوید و چرا با مردم در میان نمی گذارد در این کتاب آمده است.

برای خود من که تقریباً شاهد همۀ این مطالب و بسیاری دیگر از مکاتبات که متأسفانه با طبقه بندی محرمانه و بالاتر از آن رد و بدل شده، بوده ام. نیز  این مجموعه تکان دهنده بود.

این نکته غیر قابل توجه است که متن نامه ها توسط دکتر مهر پور نوشته شده که هم حقوق دان سرشناس و برجسته ای است و هم یزدی است وطبعاً نمی تواند به شجاعت مشهور باشد!

این کتاب توسط انتشارات ثالث منتشر شده است.

۲۲ مرداد ۱۳۸۴
شيفتگان خدمت!

 

در وعده هاي دوران تبليغات انتخابات، تکيۀ اصلي بر سرعت و کار فراوان بود. جوري حرف مي زدند که گويا عده اي جداي از بافت حکومت­کنندگان اين سال ها، فقط به خاطر خدا و در کمال گذشت و ايثار قرار است سريع براي کار گسترده و متفاوت و نجات کشور از فقر و تبعيض وارد عمل شوند. حتي يک بار آقاي احمدي نژاد در دوران رياست جمهوري منتخب خطاب به هنرمندان گفتند که کار حل مشکل فقر و تبعيض را سريع انجام مي دهيم، و از آنان خواستند که به فکر بازسازي فرهنگ دنيا باشند!

اما با توجه به اين که تقريباً سه، چهار ماهي است که کارهاي کشور نيمه تعطيل است و بيش از يک ماه فرصت انتخاب وزراء بود و بيش از ده روز است که مراسم تنفيذ تمام شده و غريبه ها هم آماده کنار رفتن هستند، جناح يک دست حکومت مي توانستند به راحتي و به سرعت کار کابينه را شروع کنند، هي در رسانه هاي «خودشاني» ليست وزراء اعلام مي شود و هی تکذيب مي گردد.

ظاهرا سهم خواهي ها _ اين بار از داخل يک جناح _ هر روز افزايش مي يابد.

اين درگيري هاي داخل يک جناح البته که نمي تواند به دليل ديني و اعتقادي و ارزشي باشد که همه يک جورند.

شائبه قدرت خواهي هم که از ساحت اين مجموعه لابد به دور است! تنها يک چيز احتمال دارد: شيفتگان خدمت - و نه تشنگان قدرت - آنقدر زيادند که انتخاب از ميان اين همه شيفته سخت است!

آن چه براي ما مهم است اين که اميدواريم بعد از اين مدت کار کشور به خاطر وعده هائی که داده بودند سريع تر به سامان رسد. اگر بشود چه شود!

8 4        ۱   ۲    ۳    ۴       3  7
© Copyright 2003-2017, Webneveshteha.com. All rights reserved.