۲۸ مرداد ۱۳۸۹
صدای تلنگ، بیرون شنیده میشود

 

 

یکی از دوستان یزدی نقل میکرد که سال ها پیش، شهید صدوقی، مرحوم آقای فلسفی، واعظ معروف ایران را به یزد دعوت کرده بود. وی موقع منبر رفتن خیلی در مورد صدای بلندگو وسواس داشت. قبل از شروع به سخنرانی چند بار تقه ای روی میکروفون میزد تا صدا را چک کند و بعد سخنرانی را شروع نماید. بلند گو در داخل مسجد نبود و فقط برای خارج مسجد صدا پخش میکرد. یزدی ها به این تقه زدن میگویند تلنگ. وقتی آقای فلسفی به میکروفون، تقه میزند و می بیند که صدا نمی آید، یکی از پا منبری های یزدی به آقای فلسفی با همان لهجه ی پیچ و خم دار یزدی میگوید که صدای تلنگ شما بیرون مسجد می آد. واقعیت شرائط جامعه ما این است که آن قدر در گیر تقه میکروفون هستیم که به صورت کلی از صدای تلنگمان در بیرون از جامعه بی خبر شده ایم. این هم در حوزه های شخصی وهم در حوزه حکومتی است. ما در درون جامعه با مشکلات گوناگونی در گیر هستیم. بد اخلاقی اجتماعی و نهادینه شدن آن در ادبیات شخصی و رسانه ای یکی از آنان است. پیامبر یزرگ ما وقتی دلیل بعثتش را اعلام میکند، تکمیل مکارم اخلاق را دلیل رسالتش معرفی می نماید .در جامعه ای که افتخار همه پایبندی به دستورات اسلامی است، این بی اخلاقی و بد اخلاقی که نمونه های آن در اتهام زدن، دروغ گفتن، توهین کردن و نادیده گرفتن سرمایه های اجتماعی و تاریخی است جزئی از اتقاق تلخی است که نسل آینده را داغان تر از نسل داغان شده فعلی میکند. بی بند و باری ها و آسیب هائی مثل فراگیری مواد مخدر و شیوع مخدر های نوین  وبی توجهی و عدم جایگزینی آن با درک جوانی نسل جوان وسخت گیری های بی دلیل در انکار جوانی نسل موجود همه آسیب های اجتماعی است. در حوزه فرهنگی هم در دنیائی که ارتباطات، نسل جوان را جزئی از نسل جامعه جهانی کرده است، چه در دفاع ناشیانه از دین وچه در درک نکردن ادبیات آنان باعث شده که فرهنگ متزلزل و پر نفاقی در جامعه رواج پیدا کند. در صحنه حاکمیت هم این صدای تلنگ بیشتر در بیرون شنیده میشود. سیاست همراه با حفظ غرور ایرانی و ارزشهای اسلامی حق طبیعی مردم ما است. اما ادبیاتی که هم مشکلات فراوان اقتصادی و سیاسی برای مردم ایجاد میکند و هم حرمت تاریخی مردم پر فرهنگ ایرانی را در دنیا و حتی در میان دلبستگان به انقلاب و ایران آسیب می زند متاسفانه رواج یافته است. قربانی این ادبیات غیر محترمانه که مورد انتقاد محترمین جناح های مختلف هم قرار گرفته است، مردم وتاریخ ایران هستند و آسیب های آن را هم مردم ایران می بینند. انتظار و توقع مردم هر کشوری از مسئولانش این است که نام و تاریخ وافتخارات آنان را در دنیا پر آوازه کند و مشکلات مردم کشورش را کم نماید. اینها به اتفاق نظر اکثر اهل نخبگان فرهنگی و سیاسی همان صدای تلنگی است که در بیرون شنیده میشود و ما همچنان در حال تقه زدنی هستیم که صدای آن تلنگ را دیگران می شنوند.

 

 

۲۰ مرداد ۱۳۸۹
ماه رمضان و آغوش باز پر محبت خدا

 

امروز اغاز ماه رمضان است. در همه جهان اسلام ماه رمضان را عید بزرگی میشناسند که در کنار عبادت ، بساط شادی و خوشحالی رواج می یابد. از هفته ها قبل در شبکه های تلویزیونی جهان اسلام تبلیغات ویژه برنامه های شاد تلویزیونی آغاز میشود. کاری که به نوعی چند سالی است در کشور خودمان نیز رواج یافته است. در کشورهای عربی خیمه های رمضانیه  وشبهای رمضان زیباترین و شاد ترین شبهای سال به شمار می آید. این بزرگداشت های رمضانی الزاما برنامه های مذهبی نیستند و به عرف کشورها، شادی های غیر مذهبی فراوان دیده می شود. همین امر بارها مورد انتقاد روحانیون کشورهای عربی هم هر سال قرار میگیرد. معروف است که خوانندگان نامدار زن ومرد عرب، هر ساله در ماه رمضان بیشترین کنسرتهای خود را در معروفترین هتل ها و کاباره ها ارائه میکنند و لیالی رمضانیه شاد می آفرینند. معمولا هر خواننده ای نیز سعی میکند در ماه رمضان کلیپ خود را برای اولین بار عرضه کند. بازار تئاتر و سینما و شب بیداری در جوانان خیلی از کشورهای اسلامی و به خصوص عربی گرم است. شاید در یک نگاه کلان تر بشود گفت، حتی در بین نسل مدرن و سکولار و بی ارتباط با دین و رفتارهای مذهبی، رمضان با شیوه خودش جایگاه دارد و رمضان برای همه مسلمانان بالاخره یک اتفاق و یک عید است. اما واقعیت این است که رمضان ماه معنویت است. هر انسانی با هر میزان اعتقادات دینی، به لحظاتی احتیاج دارد که با قدرت بزرگتری که جایگزین ندارد، ارتباط بگیرد تا آرامش پیدا کند. آن قدرت که بنا به تعریف ادیان، خدا نام دارد و باز بنا به گفته همه پیامبران بزرگ الهی، خداوند مهربان ترین است و بندگانش را دوست دارد، اگر مورد توجه هر بشری قرار گیرد، لذت بخش و آرام کننده است. خیلی ها یا اعتفاد ندارند و یا وقت و توجه ندارند که همیشه خود را در ارتباط  با آن قدرت بزرگ و مهربان ببینند، اما همان ها به دلیل انسان بودن، لحظاتی را جستجو میکنند که تنها باشند و در تنهائی خود به هر زبانی یک یا خدا بگویند و کلی سبک و آرام شوند. مهمترین ویژگی ماه رمضان این است که دقیقا فصل همین ارتباط با خدا است. خدائی که آنقدر مهربان است که دوست دارد مخلوقش را همیشه کمک کند و آغوشش همواره برای اجابت و پاسخ دادن به یک یا خدای ما باز است. در این فضای نفرت افکنی که بنام خدا، علیه خدا در دنیا صورت میگیرد ودر واضح ترین شکلش، طالبانیسم ،خشن ترین اتفاقات تلخ را به نام خدا تبلیغ میکند، همه مردم نیاز به خدای رحمان و رحیمی دارند که آغوشش باز باشد و لبخند مهربانانه اش ما را به سوی خودش بخواند. ماه رمضان آغوش خدا به صورت ویژه ای باز است و همه انسانها را فرا میخواند. فرصت را غنیمت بدانبم. به همین دلیل ماه رمضان شاد ترین ایام روزگار است.

۱۰ مرداد ۱۳۸۹
محمد نوری ایران بود

 

 

چند روزی که خبر مریضی و پس از آن خبر رفتن محمد نوری در ابران سابه تلخش را انداخته بود، یک دلواپسی دردناکی در دل هر کس ایران را دوست داشت موج می زد. دلائل گوناگونی داشت. مهمترینش ایران خواهی او بود. ایران را فراتر از همه اتفاقات سیاسی و اجتماعی می دانست. او میدانست که ما برای آنکه ایران گوهری تابان شود ، خون دل ها خورده ایم. یادآوری این خون دل  خوردن ها در طول تاریخ برای مردم پر افتخار ایران بازگشت به هویت ایرانی مان بود. ایرانی نمی تواند تاریخ چند هزار ساله اش را فراموش کند. مهمترین عامل وحدت همه کسانی که ایرانی هستند، عشق به وطن است. ایران با همه فراز و نشیب هایش دارای تاریخ است و فرهنگ پرغنای ایرانی نمی تواند اولویت هیچ ایرانی ای نباشد. به حق مردم ایران ستم ها شده است، لشگریان غداری به این مرز و بوم حمله کرده اند که آخرینش تجاوز حکومت دیکتاتور صدام حسین بود. 8 سال مردم ایران از ذره ذره خاک ایران دفاع کردند. ما برای بوسیدن خاک سر قله ها چه خطرها کرده ایم... بعد و قبل آن هم ایرانی ها برای پر افتخار ماندن نام ایران خیلی خون دل خوردند و خطر کردند. محمد نوری همه این خون دل خوردنها و خطر کردن ها را با صدای پر طنینش برای همیشه تاریخ زنده نگه داشت. این یکی از دلائلی است که محمد نوری را در دل هر کس ایران را دوست دارد، جا داده است. آن هم که به ایران و ایرانی عشق نمی ورزد، حتما محمد نوری را هم نمیشناسد و یا دوستش ندارد و چه افتخاری بزرگتر از این برای محمد نوری. رنج دورانی که زنده یاد نادرایراهیمی در شعرش و محمد نوری در صدای گرمش از آن یاد میکنندهمه برای این بوده است که ایران خانه ی خوبان شود. دلیل دیگر عمق فاجعه از دست دادن محمد نوری این است که او رنج دوران ایرانی را با صدای گرمش و با موسیقی لطیفش به درون دلها برد. موسیقی معجزه ای است که میواند پیوند عمیق بیرون و درون انسان را تحکیم بخشد. بیشتر مردم ایران در طول چند دهه با شعر وموسیقی و صدای نوری جوانی کرده اند، لذت برده اند، احساسات شان را دیده اند. ایرانشان را دوست داشته اند، خطرها کرده اند و رنج ها برده اند، چشمان مریم را باز کرده اندو در یک کلمه با صدایش زندگی کرده اند. به همین دلبل واقعا روز مرگ محمد نوری یک روز عزای عمومی برای ایران دوستان است. گرچه برای ماندگارانی مثل نوری، تاصدایش هست و تا ایران هست، مرگ معنا ندارد. روحش شاد و دل مردم همیشه ایران بدرقه راهش. ما برای خواندن این قصه ی عشق به خاک ما، برای جاودانه ماندن این عشق پاک ، رنج دوران برده ایم ، خون دل ها خورده ایم   

 

8 4        ۱      3 7
© Copyright 2003-2017, Webneveshteha.com. All rights reserved.