۱۱ مرداد ۱۳۹۱
انتخابات ریاست جمهوری در مصاحبه با سایت دانشجو(۲)
معاون سابق خاتمی معتقد است احتمال اجماع اصولگرایان و اصلاح طلبان روی گزینه ای مشترک در انتخابات ریاست جمهوری آینده بسیار ضعیف است. گروه سیاسی «خبرگزاری دانشجو»؛ سید محمد علي ابطحی، مسئول دفتر و معاون پارلمانی رئیس جمهور سابق و فعال اصلاح طلب، درباره چگونگی حضور اصلاح طلبان در انتخابات با خبرنگار خبرگزاری دانشجو گفت و گو کرد. البته در بخش هایی از این گفت و گو مباحثی درباره انتخابات 88 نیز مطرح شد. در ادامه متن این گفت و گو را بخوانید: «خبرگزاری دانشجو»- آقای ابطحی اصلاح طلبها چرا در انتخابات ریاست جمهوری شفاف عمل نمی کنند، همان طور كه در انتخابات مجلس هم شفاف عمل نكردهاند، مثلاً مثل بقيه گروهها بگويند این فرد را در نظر داريم آیا اين مسئله نشانه اختلاف بين اصلاح طلبها است كه به تازگی هم اختلاف بين نوري و خاتمي مطرح شده، یا اینکه يك بازي جرياني است؟ ابطحي: اين كمي طبيعي است كه نتوانند دور هم جمع شوند، اصلاح طلبان روزنامه ندارند و اينطور نيست كه مثل جريان اصولگرايي كه تمام نظام در اختيارش است، عمل کنند. در انتخابات 1384 گرینه اصلی اصلاح طلبان و اصولگرایان موفق نشدند «خبرگزاري دانشجو»- اصلاح طلبان که همه جا آزادانه می روند، هم شما و هم آقاي موسوي خوئينيها و هم آقاي نوري در جلسات شرکت می کنید؛ مثلا در جلسات بنیاد باران شرکت می کنید. ابطحی: من البته در این جلسات شرکت نمی کنم، ولی خوب چه کار باید بکنند. اینکه بتوانند کمیته تشکیل دهند به نيرو احتياج دارند، بسیاری از این نيروها در شهرستانها دستگیر شدند، طبيعي است؛ زیرا ابزارش را ندارند به اضافه اينكه تحت يك فشار جدي رواني هم هستند و آن فشار رواني به منظور عدم شركت در انتخابات است. شما نگاه کنید وقتی آقاي خاتمي رفت و راي داد به اندازه تمام آراء مردم ايران بازتاب پيدا كرده، حصر آقاي موسوي و آقاي كروبي از نظر عاطفي و رواني موثر مي باشد و اينها دلايلي است كه آنها نميتوانند راحت فعال شوند. اما من خودم يك پيشنهاد دادم كه در همين شماره مجله آسمان هم چاپ شده؛ من معتقدم كه جريان اصولگرا و اصلاح طلب در سال 1384 يك خطای استراتژيك انجام دادند كه مملكت به اين روز افتاده و هر دو از يكديگر انتقاد ميكنند. خطاي استراتژيك اين بود كه روي كانديداهايشان وحدت نكردند، بخواهيم يا نخواهيم دو جريان اصلاح طلبي و جريان اصولگرايي در درون انقلاب و نظام در اين جامعه وجود دارد. در انتخابات 84 اصولگرايان نتوانستند كانديداي اصليشان را به انتخابات رياست جمهوري بياورند، اصلاح طلبها هم نتوانستند بياورند. در انتخابات 84 حتي اگر آقاي هاشمي رفسنجاني را هم اصلاح طلب ندانيم، باید بگوییم که اصلاحطلبها آرايشان بيشتر از اصولگراها بود، اين خطاي استراتژيك را دو طرف مرتکب شدند، بايد هر دو طرف به ملت پاسخگو باشيم. آقایان قالیباف، لاریجانی، احمدی نژاد، هاشمی، معین، مهرعلیزاده، کروبی و محسن رضایی آمدند؛ بنابراین آرا، بیشتر در اصولگرايان تقسيم شد. اينها باعث شد كه مملكت از دست نيروهاي اصيل اصولگرا و اصلاح طلب بيرون بيايد و به همين دليل خيلي از قواعد به هم ريخت. در دوران هشت ساله رياست جمهوري خاتمي با تمام اختلاف نظرهايي كه وي با رهبري داشتند، يك مورد هم پیدا نمی کنید که اختلاف نظر علني و به سطح جامعه كشيده شده باشد؛ يعني ملاحظه وجود داشت و این به خاطر جريان اصلاح طلبي اصيل بود. کمترین اختلافات در دوران مجلس پنجم و دولت خاتمی بود! در آن دوره اگر قرار بود بين مجلس و دولت اختلافي باشد، بيشترين اختلاف بايد بين مجلس پنجم و دولت آقاي خاتمي می بود؛ چون دو رقيب رئيس جمهوري در راس آن قرار داشتند، يعني آقاي ناطق نوري آمده بود كه رياست جمهوري را ببرد و تشريفاتي نيامده بود. آقاي خاتمي هم برای همين مسئله آمده بود و در نهایت يكي از این دو رئيس مجلس شد و يكي هم رئيس جمهور شد، سه سال هم با هم كار كردند و كمترين اختلافات هم در آن دوران بود و این به خاطر اصالت در شخصيت افراد بود. الان هم معتقدم كه اگر در انتخابات آينده اين دو جريان بتوانند به يك كانديداي واحد براي هر جريان برسند، خيلي به نفع كشور است؛ هر كدام چه اصلاح طلب و چه اصولگرای اصیل اگر راي بياورد، در این وضعیت موجود باز به نفع كشور است. در انتخابات رياست جمهوري ۸۸ من طرفدار آمدن آقاي خاتمي بودم و امروز بعد از 4 سال با همه اتفاقات كه بعد از 88 افتاد، معتقدم اگر آقاي خاتمي كانديد شده بود و اگر رئيس جمهور شده بود، از وضعيت فعلي آقاي احمدي نژاد براي كشور و رهبري و نظام بهتر بود و اگر نشده بود از وضعيتي كه آقاي موسوي و بقيه ايجاد كردند بهتر بود. بالاخره اينها را بايد كسي در تاريخ جواب بگويد و درباره فشارهايي كه آن موقع براي كنار كشيدن آقاي خاتمي ايجاد كردند، توضیح دهند. دلیل موسوی برای ورود به عرصه انتخابات ریاست جمهوری «خبرگزاري دانشجو»- مطرح ميشود، فشارهايي كه آن موقع براي كنار كشيدن آقاي خاتمي ايجاد شد از طرف طيف آقاي موسوي؛ يعني طيف تندرو اصلاحات بوده است؟ ابطحي: نه آقاي موسوي به اين دليل این استدلال را مطرح ميكرد كه چون نميگذاشتند آقاي خاتمي وارد این انتخابات شود، حتما يك نفر باید از اين طیف کاندید می شد. بعید می دانم اصلاح طلبان و اصولگرایان بر روی یک گزینه اجماع کنند «خبرگزاري دانشجو»- به عنوان شاخص جریان اصیل اصولگرايي و در مقابلش اصلاحطلبي، دو گزينه را حدس بزنيد كه هر کدام از دو طیف بتوانند روي اين افراد تجميع كنند. ابطحي: به عنوان يك آدم سياسي با در نظر گرفتن واقعيتهايي كه در جامعه اتفاق ميافتد، بعيد ميدانم چنين اتفاقي رخ دهد که هر کدام از این طیف ها بر سر کاندیدایی به اجماع برسند. كانديداي اصلاح طلبی كه شوراي نگهبان تاييد كند، طبعا كانديداي معتدلي خواهد بود و كانديداي اصولگرا هم اگر كانديدايي باشد كه اصولگرايي پشت آن باشد، كانديداي مقبولي براي جامعه خواهد بود و هر كدام راي بياورند، ميتواند كار مملكت را راه بيندازند؛ کار مملكت فقط اين دعواهاي سياسي نيست، مملكت نياز به كار و برنامهريزي دارد. بنده بعيد می دانم كه دو طرف بتوانند به يك نتيجه برسند به همين دليل هم پيشبيني نميكنم.

8 4        ۱      3 7
© Copyright 2003-2017, Webneveshteha.com. All rights reserved.