۲۶ مرداد ۱۳۹۹
خاطرات گاهانه کرونایی (7)
اوایل بهار که خیلی می‌خواستند اهمیت کرونا را بگویند، می‌گفتند فقط تابستان کرونا مرخصی خواهد داشت بعد از اول پاییز دوباره ‌به سراغمان می آید. تابستان هم آمد و کرونا نرفت. یک وقتی یکی از منبری‌های‌ یک شهر دیگری کوچ کر‌د به مشهد. پرسیدم چرا؟ گفت تو شهر‌ شما ‌می‌شود یک جوری منبر رفت که مردم بفهمند ضد انقلابم و پای سخنانم بیایند و حکومت نفهمد ضد انقلابیم و اذیت نکند. حالا همین شده ‌ر‌ابطه ما با ‌کرونا. یک جوری می‌آییم تو کوچه وخیابان. با ‌ماسک، بی ‌ماسک. خلاصه هم می‌خواهیم کار و اقتصاد و زندگی را ‌بچرخانیم و هم کرونا ‌نفهمد توی دست وپا هستیم. روزگاری شده ‌است. مراقب ‌باشید، خیلی ‌نمی‌شود سر به سر کرونا گذاشت. گفته باشم. می‌گویم ‌وحشتناک است، خیلی وقته عدد فوتی‌های ‌روزانه سه ر‌قمی ‌است. فوری می‌گوید، این ‌عدد اصلی ‌نیست. خیلی بیشتر است. می‌گویم اوکی. ولی این عدد هم کم نیست. نزدیک به دویست نفر‌ هر روز. یک جوری حرف می‌زند انگاری برای ‌این دویست نفر نباید ‌احتر‌ام قائل بود. در دهه اول انقلاب آقای ‌ولایتی ‌خیلی می‌رفت کشور بور‌کینافاسو. کسی اسمش ‌را ‌نشنیده ‌بود. حالا ‌اسم دومینکن برای آمریکایی‌ها مثل بورکینا‌فاسو است. تنها کشوری که از قطعنامه آمریکا حمایت کرد. ترامپ ابرقدرت آمریکا را به وضعیت امروز ر‌سانده است. این سرمایه ‌ابرقدرتی و مهد دموکراسی و آرزوی همه ‌جوانان، در دوران تر‌امپ آسیب دید. اولین تاتر کر‌ونایی ‌را هم دیدم. اجرای قصه‌های ‌شاهنامه بود. اما در فضای باز فرهنگسرای نیاوران، با ‌فاصله و ماسک و ضدعفونی. یکی از اساتید عکاسی زیر عکس رعایت فاصله فیزیکی ‌تاتر نوشته بود اگر پارسال این عکس ر‌ا می‌گر‌فتیم سورئال ‌بود. امسال جزئی از زندگی‌مان شده. عالیجناب پاپ بیانیه‌ای داده که در آن می‌گوید بیماری کوید ۱۹ نشان داد که بشر چقدر به ‌یکدیگر وابسته است. یک نگاه مثبت به منفی‌ترین پدیده تاریخ بشر معاصر. تنها ‌اگر ‌همه ‌به ‌هم کمک کنیم ‌می‌توانیم زنجیره کرونا ر‌ا قطع کنیم. دوران همدلی و نیاز همه بشر به ‌همدیگر. مثل آدمی ‌هستیم که ر‌وزهاست در کویر داغ مانده و در آر‌زوی آب. نباید تسلیم تشنگی شد. امید داشته باشید. زندگی کرونایی ‌یا از بین می‌رود و یا ما راه سازگاری با ‌آن را ‌پیدا ‌می‌کنیم. ولی چیزی که دوباره به دست نمی‌آید جوانی ‌است. زندگی کردن و لذت بردن‌هاست. با حفظ پروتکل‌ها جوانی ‌را فدای کر‌ونا ‌نکنید. واکسن روسی هم ظاهرا تقلبی از آب در آمد. می‌گویند به دختر پوتین هم تزریق نشده ‌بلکه مشابهش بوده. از وقتی سری ‌توی سر‌های سیاست دارم هر چیزی ر‌ا می‌توانم ‌احتمال بدهم. اصلا خود ویروس اینقدر شر و شیطان است ‌که نتوانسته‌اند آن را بشناسند. چه رسد به ‌واکسن. یک آقایی بود ‌که به فرزندش تعلیمات دینی درس می‌داد. هی سوالات ‌عجیب و غریبی از فرزندش می‌پرسید و می‌گفت جهت احتیاط. چون هیچکس نمی‌داند سوال‌های شب ‌اول قبر چه ‌شکلی ‌است. این ویروس منحوس صد جور علایم از خودش نشان داده. والا به مولا. کسی نتوانسته ‌کشفش کند. تاکید مجدد: مراقب باشید. این هفته ‌سه ‌چهار نفر از ‌منبر‌ی‌های تلویزیونی و حکومتی در ‌مورد ‌اختلاس و دزدی‌های دوران امیرالمومنین ‌حر‌ف زدند. منم توییت کردم وقتی خودمان ‌این قدر دور شدیم از علی، علی‌ای می‌سازیم ‌که ‌نزدیک ‌به ‌ما ‌باشد نه نزدیک ‌به حضرت علی. چه ‌می‌کند قدرت .

۲۰ مرداد ۱۳۹۹
خاطرات گاهانه کرونایی (۶)
اولین عید غدیر کرونایی هم رسید. نمی‌دانم از کی و کجا ولی به غدیر عید سیدها هم میگن. از بچگی چون پدر و مادر و پدرخانم و مادرخانم و دایی و عمو سید هستیم، مراسمی داشتیم. عید غدیر یا دیگران دیدن ما می‌آمدند و یا ما دیدن سیدها می‌رفتیم. همه اینها امسال تلفنی شد. به یکی از سادات ذوی‌الاحترام که هرساله به دیدنش می‌رفتم به جای رفتن، تلفن زدم. خیلی از ماندن در خانه و مشکلات کرونا دلخور بود. به شوخی رو کرد به خدا که ما می‌دانستیم قدرت داری ولی نه اینقدر دیگه. یکی از روحانیون مبادی آداب هم زنگ زد. با لحن مودبانه‌ای گفت یکی از اهل معنا که پیش ‌بینی هم می‌کند، گفته است که این کرونا باقی می‌ماند تا همه بشر از خدابترسند. گفتم پیغام بده به آن آقا به خدا بگوید والا همه ترسیدیم. دوزش را کم کن تو رو خدا. خلاصه اولین غدیر کرونایی که الهی آخرینش باشد این‌طور گذشت. میگم این جور قرص بچه‌‌ها ماسک می‌زنند کار خوبیه. ولی فکر کنم در آینده نشود این‌ها را ازشان جدا کرد.بینی جزو مناطق خصوصی حساب شود که باید حتما بپوشانند. یک منطقه ممنوعه جدید. چه که نکرد این کرونا. کبوتر با کبوتر باز با باز. روز عید غیر از عمه و خاله و دایی و عمو و خانواده تلفن مفصلی با آقای خاتمی داشتم. خیلی خانوادگی حرف زدیم. یک خواب با مزه دیده بود برام تعریف کرد. با آقای خویینی‌ها هم صحبت کردم. هرساله می‌رفتیم دیدنش. به خانم طباطبایی، عروس امام هم زنگ زدم که کرونا را پشت سر گذاشته است. خدا را شکر، صدایش خیلی بهتر بود. با دو سه تا سید سیاسی دیگر هم مثل بهزاد نبوی حرف زدم. سیدمالی تلفنی هم بد نبود. آقای عارف و خانیکی هم ناسیدهایی بودندکه لطف کردند زنگ زدند تا به سید تبریک بگویند. به اقای پزشکیان هم خودم زنگ زدم. این مرد فوق العاده دوست داشتنی است. کرونایی شده و در خانه قرنطینه بود روز عید یکی هم زنگ خانه‌مان را زد. دو بسته گز آورد. گفت حاج آقای کروبی از طریقی پیغام داده‌اند این را بخرم و روز عید غدیر برای شما بیاورم. خیلی چسبید. کلی دعا کردم برای استخلاصش.گفتم پیغام بدهد به حاج آقا که بیرون خبری نیست. همه در حصر شدیم. غصه نخورد. به سید دیگری که زنگ زدم، رباب خانم صدر بود. خواهر امام موسی در لبنان، انفجار را تعریف می‌کرد. می‌گفت توی خانه فقط فکر می‌کردیم اسراییل حمله کرده است. خیلی معصومانه می‌گفت ما لبنانی‌ها گناه داریم، این همه جنگ‌ و حالا قویترین انفجار غیر اتمی به خاطر دولت سهمیه‌بندی شده و مدیریت احزاب سیاسی. ماشالا ماشالا بچه‌مون رشد کرده. خانم محرز عضو کمیته علمی ستاد مبارزه با کرونا گفته قدرت سرایت ویروس ده برابر شده. اینم بگم که کرونا فقط تو مراسم محرم نمیاد‌ها. همه‌مون کلی زور می‌زنیم محرم، مردم سلامت بمانند. اما کرونای شنگول ‌تر هم داریم، که تفریحات هم لازم دارد. توی شمال و پارک و خیابان هم هست. کلا اسم امسال را فعلا بگذاریم سال دوری و دوستی! شایدم سال دوری و دوستی

۱۲ مرداد ۱۳۹۹
خاطرات گاهانه کرونایی (۴)
آقا یا خانم کرونا حالا حالاها تشریف دارند. هنوز هم دقیقا نفهمیدم مرد است یا زن. یادتونه در یک سریالی همیشه دغدغه ذهنی مهران مدیری این بود که پشه‌ها روزها کجا می‌روند. یک چیزی تو این مایه‌ها، مکانیزم دفاعی است در مقابل این موجود تک‌رشته‌ای؛ خلاصه هر وقت می‌خواهم به کرونا خطاب کنم نمی‌دانم بنویسم آقا یا خانم کرونا. مدیر کل سازمان جهانی بهداشت دیروز فرمودند که آثار کوید ۱۹تا چند دهه احساس میشود. گاو بشریت زاییده است آن هم چند قلو. مساله مراسم محرم داشت به کری خواندن تبدیل می شد. یکی می‌خواست از میدان آزادی تا انقلاب هیئت راه بیندازد، حتی اگر بمیرد. بعضی‌ها می خواستند اصلا اسم عزاداری و امام حسین حذف شود. عقلای قوم و حتی قم هم می‌گفتند عزاداری بکنیم ولی اجتماع نکنیم. موضع‌گیری رهبری انقلاب و آیه‌الله سیستانی فصل ‌الخطابی شد که سلامت مردم را تامین می‌کند. البته برای آنها که امام حسین را به خاطر دین می‌خواهند. دکان‌داران مراسم عاشورا فکر کنم مقاومت کنند. مثل قمه‌زنی‌های یواشکی. توی ایام کرونا که بیشتر وقتمان در مجازستان می‌گذرد، یکی از مشکلات آی ‌دی‌هاست. یک گروه آخوندی هست من عضوش هستم. همه جور آخوندی آنجا به هم می‌رسد. نه که خیلی خوشتون میاد از آخوندها، جاتون خالی. القصه بعضی آی‌دی‌ها خیلی بامزه است. مثلا یک آی دی‌اش الله جل‌جلاله است. هروقت می‌خواهیم حرفش را نقد کنیم، از خدا خجالت می‌کشیم. نمی‌شه بگیم نظر الله جل‌جلاله اشتباه است یا بیخود فرموده‌اند. نمی‌دانم نوشتن اسم واقعی چه عیبی دارد. توی یک گروه پاستوریزه دیگه‌ای هم عضوم. آی دی یکی ماسک بزنیم است. یکی دیگه هم آی دی‌اش از این تعبیرات شعر جدید تتلو بود که اصلا نمی‌شد باهاش وارد مذاکرره شد. می‌گویند دود از کنده بلند می‌شود. فیلم‌های سینمایی قدیمی واقعا خیلی با این جدیدی‌ها فرق دارد. فیلم سینمایی english patient بیمار انگلیسی محصول۱۹۹۶ آمریکا و با کارگردانی آنتونی مینگلا از همان دود و کنده‌ای‌هاست. جنگ و عشق و جراحت و خیانت را به هم در آمیخته. ایام کروناست و فیلم دیدن‌هایش. ای کسانی که یک بار کرونا گرفتین بدانید و آگاه باشید کرونای بار دوم زیاد شده است. به یکی از دوستانم زنگ زدم. با صدای‌ گرفته و حال نزار فحش به همه علم و دانش می‌داد که گفته بودند دوبار نمیگیرند. بار دومش بود و کلی پز داده بود و همه جا می‌رفت. لاریجانی و ربیعی هم نمونه‌های دیگرش. روز عرفه دعای مشترک همه‌مان نجات از کرونا بود. تا کرونا تمام بشه، لاله گوشهامان‌ برمی‌گرده روی گوش. متخصصان به فکر باشند. والا باید یه دور ماسک‌ها را برعکس بزنیم. این هم جوک بی‌مزه.

۰۸ مرداد ۱۳۹۹
خاطرات گاهانه کرونایی (۳)
فردا می‌بینمت. امروز وقتت کی آزاده؟ بریم عصری کافی شاپ؟ هیئت منتظرتم. بریم دور دور؟ روز جمعه همه فامیل خونه مامان بودیم. بچه‌ها، بریم شمال؟ عرفه بریم کربلا؟ قرارمان جلو مسجد دانشگاه. فردا شب بریم تاتر؟ اوممممم. چه مهمونی پر هیجانی بود. و..و...و... باور می‌کنیم اینها به خاطر کرونا دارد تبدیل به خاطره می‌شود؟ یک زندگی جدیدی آغاز شده است. اینها که تازه زندگی را می‌خواهند شروع کنند، یک‌جور. آنها که زندگی جدیدی را می‌خواهند شروع کنند جور دیگر. سبک زندگی و تاریخ و آینده و فانتزی‌ها همه در حال تغییر است. بشریت درون تند باد است و نمی‌فهمد دارد چه اتفاق بزرگی می‌افتد. یکی بالای منبر داشت از علما تعریف می‌کرد. روایت معروف را خواند که پیغمبر فرموده علمای امت من از انبیای بنی اسراییل افضل هستند. یکی از پای منبر داد زد: اُه.اُه. اونا دیگه چه موجوداتی بودند.موعظه بر عکس جواب داد. حالا هر روزی که می‌گذرد حس می‌کنیم یکی در گوش نسل فعلی می‌گوید اُه.اُه. چه روزهای سختی است. هر روز هم اُه. اُهمان بلندتر می‌شود. پایانی هم در افق نزدیک نمی‌بینیم. دروغ چرا؟ با این گرانی و بلبشو و تحریم و دلار و سکه. باز هم اُه. اُه. بدترین هفته کرونایی را دنیا پشت سر گذاشتیم. در ایران هم رکورد زدیم. این مردم خسته از قرنطینه و نیازمند به کار یادشان می‌رود که کرونا آدم می‌کشد. به خیلی‌ها این هفته زنگ زدم. خیلی‌ها بد حالن. کی باور می‌کرد سازمان ملل برای اجلاس سالانه‌اش به روسای دنیا نامه دهد که می هواهد نوبت پخش اینترنتی به آنها بدهد .رهبران و وزرای خارجه سالی یه بار دور همی داشتند. خوش میگذشت. آن هم در نیویورک.کرونا به آنها هم رحم نکرد. هفته گذشته اولین عقد اسکایپی را خواندم. به حق چیزهای ندیده. عروس و داماد خونه خودشون. آقای خاتمی خانه خودش. من هم منزل خودم. خوشبخت بشن الهی. آقای اکرمی منبری محترم و قدیمی است و قابل احترام. دلش برای همکارانش سوخته است و درد دل کرده است که بعضی ها ۵ ماه است منبر نرفته‌اند. بنده خدا را دست انداخته‌اند. آنها هم مثل بقیه شغلشان را از دست داده‌اند. همه منبری ها که حقوق اداری ندارند. این را هم بگم که حروم نشود. توی محافل خودمانی‌مان وقتی نزدیک اذان می‌شد، به پیشانی آنها که پیش‌نماز بودند اشاره می‌کردند و می‌گفتند پیشانی آقا می‌خارد. یعنی وقت رفتن و سر به مهر گذاشتن است. در مقابل به آنها که اهل منبر بودند می‌گفتند فلان دهه پشت آنها می‌خارد. یعنی پشتشان برای تکیه زدن به منبر تنگ شده است. یک چیزی توی این مایه‌ها. یکی از بحث‌های جدی هفته بحث شیرین دین و جنسیت کرونا بود. اوایل که کرونا آمده بود، در خاطراتم نوشتم ذهنم خیلی درگیر شده که کرونا زن است یا مرد. آقای کرونا بگیم یا خانم کرونا. پدر طب سنتی و اسلامی که دکان با برکتی است، این هفته فرمودند که مردها کرونا نمی‌گیرند مگر خیلی به زنها نزدیک شوند. خلاصه یکی از دغدغه‌هام رفع شد. این یعنی کرونا زن است که همراه زنان است. لابد از نظر پدر طب اسلامی درست نیست نامحرم تو بدن خانم‌ها اتراق کند. واقعا من نگران این هستم دشمن این مغزها را بدزدند اما دین کرونا. یکی در نماز جمعه قم ادعا کرده بود کرونا سکولار است. حالا کار ندارم که سکولار بی دین نیست. اما ایشان برداشت بی دینی کرده بود. من خیلی موافق این حرفم. نه تنها بی‌دین است که بی‌شرف اصلا بیرمست هم هست. حرم خالی. مسجد تعطیل.ک عبه کم حاجی. واتیکان بی مشتری. دیوار ندبه بی‌زائر. دین‌دار و بی‌دین نمی‌شناسد. اصلا شوخی بردار نیست. بی‌دین لامروت. این هم مشکل دین کرونا. ای کاش برای محرم و صفر یک سامانه‌ای درست می‌کردند که هر مسجدی بتواند منبری مورد علاقه خودش را دعوت کند. دعوت به اجتماعات که جان یک عزادار حسینی را به خطر بیندازد، مورد رضایت امام حسین نیست. شعارهای افراطیونی که مردم را به اجتماع و بی‌توجهی به مراقبت‌های کرونایی دعوت می‌کنند، خلاف نظر مراجع بزرگ و رهبری انقلاب است. جایگاه امام حسین در دل‌های عاشقان است نه در هیئت‌ها و محافل عزاداری جمعی. به خاطر دلتنگی برای منبر، جان عاشقان امام حسین را به خطر نیندازید. حتی شما آقای رییس جمهور که یک زمانی منبری بسیار خوبی بودید. یکبار اوایل کرونا به یکی از علمای متعصب شیعه که مبتلا شده بود زنگ زدم برای احوالپرسی. اول گفت خدا شیعیان را. بعد تخفیف داد گفت خدا ایرانیان را. بعد گفت اصلا خدا مردم دنیا را. اخرش دلش طاقت نیاورد و گفت البته غیر از وهابی ها را. ولی شما توی این ایام عرفه و دعا همۀ مردم جهان را دعا کنید تا از شر این ویروس نجات پیدا کنیم.

۰۱ مرداد ۱۳۹۹
خاطرات گاهانه کرونایی (1)
هفته کرونایی بدی را پشت سر گذاشتیم. تعداد زیادی پر کشیدند. بدتر از همه اینکه نسل جدیدکرونا هم یاد گرفته جوان‌گرا شده و خیلی از گل‌های جوان را پر پر می کند. بعد از همه رنج‌هایی که روزنامه نگاران داشتند، کرونا هم آمده سراغشان. اول سهیل گوهری بعد روح الله رجایی سردبیر جام جم.پریروز زنگ زدم به مدیر مسئول جام جم احوال سردبیر را بپرسم. گفت خدا رحمتش کند. گفتم کی؟ گفت نیم ساعت پیش. دختر پسرهای جوان شماها خیلی حیف هستید. تو را خدا مراقب باشید. لعنت به کرونا و لعنت بیشتر به موج دوم جوان‌گرای کرونا. =دیشب به خاطر کرونا دوباره اسکایپی جلسه مجمع روحانیون را برگزار کردیم.دیدارهای مجازی تازه شد. حتی آقای محتشمی از نجف هم شرکت کرد. آقای موسوی خویینی کلی توضیح داد که اخبار صداوسیما و بعضی از سایت های خبری را می خوانده، نگران مردم و کشور شده نامه اخیر را بدون مشورت با کسی و فقط بر سر دلسوزی نوشته خیلی به این همه نوشته هایی که علیه وله اش می نویسند توجهی نداشت و هنوز هم می گفت امیدوارم اثر کند و اوضاع بهتر شود. منطق بعضی از احزاب اصلاح طلب که فکر می کنند این نامه رابطه آنها را با حاکمیت به هم می ریزد قبول نداشت. آقای خاتمی هم اینترنت خانه اش قطع شده بود.تلفن زد به من و کمی با تلفن با همه حرف زد. مجاز اندر مجاز شد. به فدای کسانی که در کرونا هم به فکر زیبا بودن و لذت بردن مردم از زیبایی هستند. رفته بودم کتابفروشی. بسته‌های ماسک پارچه‌ای با رنگ‌های مختلف برای ست کردن می‌فروختند. دمشان گرم. این هفته باز شرایط ویژه کرونایی برای تهران اعلام کرده بودند. دیروز با یکی از دوستان حرف می زدم. پیش‌نماز است. توی محلات بالا. گفتم کجا می‌روی؟ گفت مسجد. گفتم ممنوع شده. گفت کاری دارم. برای نماز نمی‌روم. گفتم شرط احتیاط اینه که نروی. یکی از همسایه‌ها جبران می‌کند به ۱۱۰ زنگ می زند. گزارش می‌دهد که یک پیش‌نماز حوالی مسجد دیده شده. شما هم که نمی‌توانی مثل اونها سر خیابان کسی بذاری، مامورها را رد کند. نرو. چه کاریه. ایام بی‌بوس و بغل و دست دادن و لمس کردن و دیدن، زندگی را بی‌معنا می کند . فکر کنم در آینده آدم‌ها ماسکشان را بردارند شناخته نشوند. برای کارهای مخفی ماسک را بر می‌دارند. مثل ریش که یا می‌تراشند یا می‌گذارند. .فعلا که هرچی را که فکر نمی‎کردیم شده. این هم شاید شد. کلیپ عربی دیدم که انواع ماسک ست شده با لباس عروس بود. ازهمان جواهر لباس عروس داشت. عروس‌ها باید حواسشان باشد که عاقد از پشت ماسک مهر را درست می‌گوید یا نه. اگر درست بود بله را بلند بگویند که عاقد بشنود. اجازه بزرگترها و اینها را هم نمی‌خواهد. زود تمامش کنند. یکبار با آقای خاتمی عقد می‌خواندیم. تا ایشان گفت آیا وکیلم. عروس گفت بله. بدون اینکه وقت شود که بگوید برای چه وکیله و چقدر مهر. تازه اون بی‌ماسک بود. عجله در این بله گفتن از زیر ماسک کار شیطان نیست. خفه می‌شوند آن زیر. در این بحران کرونایی انتخابات آمریکا وارد مرحله جدیدی شده. دیگر مساله داخلی آمریکا نیست. نامزد کیم کارداشیان هم کاندیدا شده. استغفرالله بانوی اول بشه؟ هر روز مردم دنیا مجانی ببینندش و به فساد بیفتند؟ اصلا مرگ بر آمریکا. من که میگم اگر پیروز شد انتخاباتش را باید باطل کنند. یازده سال پیش، شب سختی داشتم. فوق قدرت تحملم بود. همان جا نذر کردم که هرسال شب شهادت امام جواد روضه بخوانم. هر ساله خوانده ام.امسال کرونا آمد. باز هم تعطیل نکردم. اما با لایو اینستاگرام از آقای نقویان دعوت کردم منبر رفت. منبر خوبی هم رفت. نزدیک ۴۰۰ نفر شرکت کرده بودند. خدا پدر تکنولوژی را بیامرزد که به روضه خوانی ما هم کمک کرد. نه امام جواد و نه امام حسین راضی نیستنند یک نفر در مراسمی که به نامشان هست کرونایی شوند. توی این شلوغ پلوغی کرونا، بحث اعدام‌ها هم مطرح شد. یک سیاستی هست که فکر می‌کند باید مرتب قدرت حکومت به مردم یاد آوری شود تا فیل‌شان هوس خیابان نکند. چه خوب که با موج درخواست مردمی لج نکردند. اما بالاخره یک جوری جبران می‌کنند که یادمان نرود کوتاه نمی‌آیند. صداقت امام جمعه پردیسان قم خیلی کشته داده. ظاهر و باطن آمده گفته لاریجانی و جهانگیری و جلیلی و اینها را نباید شورای نگهبان برای ریاست جمهوری تایید کند. کلی گلایه کرده که اصلا شورا چرا قبلا خاتمی و هاشمی و روحانی را تایید کرده‌اند. این مرد آینده دارد. ببینید کی گفتم. روضه خوان‌های خیلی مقید، برای اینکه احیانا دروغ نگفته باشد، و کسی سند روضه طلب نکند وقتی می‌خواهند حسابی گریه در بیاورند می‌گویند جا داشت حضرت در اینجا بگوید. بعد هرچی می‌خواهند می‌گویند. دروغ هم نیست. وقتی آقای روحانی گفت ۲۵ میلیون ایرانی کرونا گرفتند، ۳۵میلیون دیگه هم می‌گیرند، جا داشت که بگوید ملت باید زودتر کرونایی شوند. ما کار و کاسبی داریم. اول و آخر جون مردم. ما که معنای این آمار را نفهمیدیم. فقط جا داشته که بگوید. امروز داشتم کتاب می‌خواندم. مامانم آمد گفت اون کتاب لعنتی را بگذار کنار. گوشیتو بردار ببین معلمت چی داره میگه. از درسات عقب ماندی. این هم جوک

8 4        ۱      3 7
© Copyright 2003-2020, Webneveshteha.com. All rights reserved.