۳۱ شهريور ۱۳۸۳
جنگ و مدرسه

 

31 شهريور ماه سالروز شروع جنگ تحميلي عراق است. صدام جنايتکار گمان مي برد با حمله همه جانبه و گسترده عليه ايران، مي تواند مثل جنگهاي گذشته تاريخ ايران بخشي از اين خاک پر عظمت را از ايران جدا کند.

فرزندان غيور اين کشور با مقاومتي جانانه حتي يک وجب از خاک ايران را به دشمن نسپردند.

هرکسي با هر عقيده و تحليلي به جنگ نگاه کند، اگر ايراني باشد نمي تواند به روح شهيدان که جان خود را در اين راه داده اند اداي دين نکند.

همچنانکه جانبازاني که رنج غريبانه درد و ناراحتي و نقص  عضو را يک عمر با خود همراه دارند و تاريخ زنده مقاومت ملت ايران هستند همواره مورد احترام اين ملت قدر شناس هستند.

***

روز اول مهر، روز آغاز درس و مشق و مدرسه است. صبحي در مسير راه جلو دبستانها مناظر قشنگي ديده مي شد. کلاس اولي ها يک روز زودتر به مدرسه مي روند. امروز اولين روزي است که کودکان احساس استقلال مي کنند و از مادر جدا مي شود. مادران زيادي پر دلهره و اضطراب تا ظهر پشت در مدرسه مي مانند که اگر فرزندشان تاب نياورد در محل حاضر باشند.

امسال 5/2 درصد تعداد دانش آموزان کم شده است. تاثير گذاري سياست فرزند کمتر، زندگي بهتر است. شايد هم تاثير تابلوهايي باشد که چندين سال پيش وزارت بهداشت در کوه و کمر تابلو زده بود: اول فکر کنيد، بعد بچه دار شويد. بالاخره فکر کردن اثرش را داده است.

***

براي همه دانش آموزان ايراني در همه جاي دنيا آرزوي موفقيت و سلامتي دارم.

۳۰ شهريور ۱۳۸۳
امروز

 

در گذری در اینترنت دیدم وبلاگهای فراوانی نام خود را امروز گذاشته اند. این اشاره به همبستگی با سایت امروز است. و شاید به دلیل آنکه تعدادی از عوامل فنی آن دستگیر شده اند.

دستگیری عوامل فنی و سازندگان سایت بی آنکه آنان مسئول محتوای آن باشند. که بسیاری از آنان غیر سیاسی هستند و تنها جرمشان این است که کامپیوتر می شناسند و می توانند از اینترنت بهره ببرند.

صبح امروز مصطفی تاجزاده را دیدم. آنقدر از این حرکت تحت تاثیر قرار گرفته بود که تقریبا داشت از شوق گریه می کرد. می گفت به عنوان مسئول سایت امروز از اینکه افراد زیادی نام وبلاگ خود را امروز گذاشته اند و در عین حال با روش و منش ما مخالف هستند، تحت تاثیر قرار گرفته است.

مصطفی تاجزاده فکر و ذکرش اصلاحات است. فوری گفت همین که آدمهای گوناگون با طرز تفکرهای متفاوت برای آزادی حاضر به وحدت و اتحاد می شوند یعنی پیروزی اصلاحات. همان که همه مان می خواستیم.

مسجد جامعی هم در جلسه بود. وزیر ارشادی در مطبوعات! اینقدر مورد فحاشی و توهین قرار گرفته است. جالبترین حرفش این بود که متاسفانه ما رسانه ای برای انتقال حرفهایمان نداریم. با مزه است. این حرف وزیر ارشاد است. شاید تنها رسانه اینترنت باشد که چنین مورد غضب قرار گرفته است. در هر حال، امروز دیروز نیست و همین نکته مهم تاریخ زندگی ماست.

فرزندان امروز این ملت آزادی را پاس می دارند. با شهامت هم پاس می دارند. مصطفی تاجزاده چند بار از من خواست که تشکر او را به آنها که امروز شده اند برسانم.

۲۹ شهريور ۱۳۸۳
باز هم افاضاتی علیه بنده

 

نماینده محترم بوشهر در مجلس شورای اسلامی در سخنرانی قبل از دستور روز یکشنبه 29/6/83 در مورد من صحبت کردند. به خاطر اطلاع رسانی متن آن را در قسمت اول روز نوشت می آورم:

متاسفانه معاون حقوقی و امور مجلس رئیس جمهور (یعنی بنده) که همه وقت خود را به بازی با تلفن همراه و برداشتن عکس از صحنه ها و حوادث سیاسی می گذراند و با شنیدن خبر گردهمایی شکوهمند استشهادی جهان اسلام در بوشهر رنگ بر صورتش نمانده است و چنان از بمب اتمی دشمن ترس بر جانش افتاده که حیران مانده با این افکار بسیجیان و فدائیان اسلام چه برخوردی کند. و همین حرکت حزب الله را به باد انتقاد گرفته است. من به عنوان یک جانباز و مرید سید الشهداء می گویم شما نگران جان ما نباشید. ما چگونه زندگی کردن را از مولایمان امام حسین علیه السلام آموخته ایم و چگونه مردن را خودمان انتخاب می کنیم و شاید هم با بمب اتم ما را نابود کنند که شما زحمت تشییع ما را هم نکشید. اما عزت و شرف و دین را به دنیایی که در دل طراحی کرده اید نمی فروشیم. همین!

*******

یکی از هفته نامه های افراطی جناح راست بر علیه جشن سازمان ملی جوانان و خانه سینما طبق معمول گذشته نوشته است. غیر از اعتراض به فرمانده ناجا برای آقای مسجد جامعی نوشته راه را برای تبدیل اسلامی به ترکیه لائیک هموار نمود و با حمایت های خود امکان شکوفایی استعداد دختران و زنان شاد و در رشته های تن آرایی، مجلس گرم کنی، لذت آفرینی، عیش و عشرت سازی و خصوصاً هنر ارجمند خود برهنه سازی و تن فروشی رایگان و عمومی ....

یک بند را هم به من اختصاص داده. از معاون حقوقی و پارلمانی که حمایت های وقت و بی وقت و همه جانبه ایشان از دختران و زنان شادی بخش از سواحل بیروت گرفته تا همایش سازمان ملی جوانان بر هیچ کس پوشیده نیست و اگر نبود حامی برجسته ای چون ایشان، بسیاری از دختران و زنان شاد  نه تنها امکان لذت آفرینی پیدا نمی کردند بلکه حتی امکان نمایش زیبایی های خود را از دست داده و بی پناه می ماندند.

*******

من از همه خوانندگان وب نوشت، به خصوص خانمها عذر خواهی می کنم که این مطالب را آوردم. فقط می خواستم بگویم ما ها در چه فضایی هستیم.

******

امروز مصاحبه ای هم داشتم که می توانيد آن را در اينجا بخوانيد.

۲۸ شهريور ۱۳۸۳
تولد امام حسين

 

تولد امام حسين است. شيعه علاقه ويژه اي به امام حسين دارد. ظهور و بروز آن در ايام عاشورا است. نمي دانم تاريخ اينکه فقط در عزاداري ها خودش را نشان مي دهد، از کجاست؟ اديان ديگر نيز به مراسم شادماني اهميت فراواني مي دهند. در مصر علاقه فراواني به امام حسين وجود دارد. ولي بجاي سه شبانه روز عزاداري در ايام عاشورا، سه شبانه روز جشن و پايکوبي تولد امام حسين عليه السلام برگزار مي کنند.

اين به معناي نفي عزاداري در عاشورا نيست. عاشورا جز تاريخ و هويت شيعه و ايراني است، بلکه در ايام شادماني ولادت معصومان، جامعه بايد احساس کند که شادست. اگرچه متاسفانه آنقدر قيد و بند به شادي زده اند که نتيجه اش چيزي جز غم نيست.

آنچه مهم است اينکه: تولد امام حسين (ع) است، کسي که سمبل آزادگي و عظمت بود. اين روز بزرگ را به همه ملت ايران و مسلمانان و آزادگان جهان تبريک مي گويم.

۲۷ شهريور ۱۳۸۳
هفته گفتگوي اديان

 

موسسه  خانواده جهاني براي صلح و دوستي که بنيانگزاران موزه اديان هم هستند يک هفته در ماه سپتامبر را هفته گفتگوي اديان ناميده است. اين اتفاق در جشن بين المللي صلح در سازمان ملل مورد تصويب قرار گرفت. فلسفه بحث گفتگوي اديان تکيه بر مشترکات معنوي اديان است که در آن صورت همه دنيا -به هر ديني که اعتقاد داشته باشند- مي توانند در جامعه خود با تاکيد بر اخلاق، زندگي شرافتمندانه، نفي ستم پيشگي و پاسخ ديدن ستم حتي در جهان پس از مرگ، زندگي همراه با صلح و آرامش داشته باشند. بر عکس خشونت هايي که در سالهاي اخير بنام دين اتفاق افتاده و بدترين خشونت هاي تاريخي بوده نيز جز با گفتگو حل نخواهند شد.

موسسه گفتگوي اديان که در ايران تاسيس کرده ايم امسال به عنوان عضو اين حرکت جهاني مراسم هفته گفتگوي اديان را ديروز گرامي داشت.

در اين جلسه سبوح سرکيسان اسقف اعظم ارامنه تهران با توجه به سخنان زيباي جبران خليل جبران گفت وقتي عشق با شما صحبت مي کند آن را باور کنيد. دکتر وحيدي موبد و تاريخ دان زرتشتي نيز سرود زيبايي از اوستا را خواند که ترجيع بند آن اين بود که بايد نبرد افزار را نابود کرد. هاردن ياشايائي رئيس انجمن کليميان ايران هم گفت حتي جنگ ها هم با گفتگو پايان مي پذيرند. من هم در مورد ظلمي که خشونت گرايان بر اديان تحمل مي کنند صحبت کردم. دکتر پيرويان استاد آشوري تاريخ دانشگاه هم گفت آشوري ها به همه اديان خدمت کرده اند. دکتر محمد رضا بهشتي هم مي گفت در همه اديان عناصر با ارزشي هست که بايد با عنوان شخصي ديدگاه همه اديان را مورد توجه قرار داد. جلسه خوب و پرچالشي بود. اين جلسات خيلي مي تواند به رشد فکري جامعه کمک مي کند.

موسسه گفتگوي اديان را همسر فاضلم سرکار خانم موسوي نژاد اداره مي کند و در اين سالها آرام و پرتلاش کار کرده است. هر دو ماه يکبار مجله اي به نام اخبار اديان منتشر مي کنند که اخبار ساير اديان و متفکران آنان را به همراه عناوين ديگري مثل تقويم مذهبي اديان و معرفي کتب جديد و نيايش هاي ديني را در اختيار مخاطبان ايراني قرار مي دهد. کتابخانه تخصصي اديان هم در اين موسسه کتابخانه غني و قابل استفاده اي است.

اين موسسه به مناسبت هفته گفتگوي اديان بيانيه اي منتشر کرده است که خواندن آن براي اهل فرهنگ و دانش مفيد است.

اگرچه صداي گفتگوي ديني در دنياي معاصر کمرنگ و آرام است و گاهي اصلاً به گوش نمي رسد ولي دنيا و در راس آن اديان چاره اي جز گفتگو ندارند.

۲۶ شهريور ۱۳۸۳
این بار دستگیری سینماگران

 

هر دم از این باغ بری می رسد....

دیروز به دنبال کار مسائل دستگیری خانوادگی و دست اندرکاران فنی سایتها بودم. دیدم دوست قدیمی ام رضا کیانیان، هنر پیشه صاحب نام کشور یک sms کوتاه فرستاد، ما در منکرات هستیم، می خواهند ما را زندانی کنند. دلیلش این است که در مراسم جشن خانه سینما عده ای از شرکت کنندگان حجاب کامل نداشته اند! بعد فهمیدم هیأت مدیره خانه سینما همه درگیر این احضار هستند. یادداشتی در مورد آقای مطلبی، رضا کیانیان و اعضای فنی سایتها برای رئیس جمهور فاکس کردم. شنیدم آقای خاتمی خیلی از این رفتارها از کوره در رفته است و یادداشت شدید اللحنی فرستاده، همه را بازخواست کرده و دو نفر را هم مامور کرده است که پیگیر باشند و مساله را حل کنند. امروز ظهر هم در جلسه ای که آقای خاتمی را دیدم، شنیدم در جمع دانشگاهیان سخنرانی داشته اند و اسم سینما گران و کادر فنی سایتها را آورده و به این کار به شدت حمله کرده است. عکس العمل رسمی رئیس جمهور فکر می کنم در اخبار بیاید. در مورد دانشجویان و دستگیری دانشگاهیان هم حرف زده است.

امروز صبح هم خبردار شدم که آقای داوری رئیس خانه سینما مریض شده و در ccu بستری شده است و قاضی گمان می برد تمارض می کند. بالاخره تا وثیقه نگرفتند، اجازه آزادی ندادند.

باور کنید وقتی دارم این ها را می نویسم چقدر رنج می برم از اینکه باید باور کنم تمام اینها در کشور خودم اتفاق افتاده است.

چند نکته مهم به نظرم رسید:

1-        کشور دیگر به هنرمند احتیاج ندارد؟ سینما که برترین و برجسته ترین هنر پس از انقلاب بود آیا دیگر مورد نیاز کشور نیست؟ آخر کار هنر که به زور تفنگ درست نمی شود. مقوله هنر برخاسته از دل و جان هنرمند است. دیگر کدام هنرمند حاضر می شود هنرش را –نه کارش را- در این کشور عرضه کند؟

2-        انتقام عدم حضور نسل امروزی کشورمان در حوزه هایی که به نظام مربوط است را نباید از سینماگران گرفت. اینها همان کسانی هستند که در مدارس و دانشگاههای جمهوری اسلامی درس خوانده اند و پای بوق رسانه صدا و سیما بودند و این همه حجم تبلیغات رسمی دین را شنیده اند. چرا مشکل را در خودمان جستجو نمی کنیم؟

3-        دیده اید گاهی در راهپیمایی 22 بهمن یک خانم شل حجاب و یا آقا پسر با قیافه امروزی چقدر عزیز می شود و چه گزارشهای قشنگی از آنان پخش می کنند؟ در ایام انتخابات هم همین طور بود.

4-        به خدا، به پیر، به پیغمبر بعد از دستگیری این افراد جامعه با حجاب نشده است. خیابانها فرق نکرده است. همین افراد از جلو کلانتری ها و وزارتخانه ها می گذرند، لابد آنها هم باید دستگیر شوند که چون از جلوی محل کار آنها گذشته اند! خود هیات مدیره خانه سینما که بد حجاب نبوده اند.

5-        حرف همیشگی ام را تکرار می کنم. چقدر در مورد گناهانی مثل رشوه، چپاول بیت المال، دروغ و ریا... حساسیت نشان داده می شود. مگر آنان گناهانی به مراتب پرعقوبت تر از بدحجابی نیست؟ ای کاش اینها به ایران و اسلام می اندیشیدند.

۲۵ شهريور ۱۳۸۳
سمفوني اشک

 

بزرگ علوي، در کتاب  چشمهايش مطلب زيبايي دارد که آن را روزنوشت امروز مي کنم:

«در سمفوني ها گاهي آهنگي آرام و کم ميان هياهوي ارکستر رخنه مي کند. اين آهنگ خفيف و لذت بخش است اما به دل شما نمي نشيند. شما دائماً انتظارش را داريد. باز اين صداي خفيف تکرار مي شود. منتها اين دفعه بيش از بار اول شما را مي گيرد. کم کم تمام ارکستر يک صدا همان آهنگ دلخواه شما را با چنان قدرتي بيان مي کند که ديگر اختيار از دستتان در مي رود. مصيبت هاي جگر خراش هم همينطور بروز مي کند. انسان اول تمام عمق آنها را درک نمي کند. گاهي خودي نشان مي دهند و در نيستي فرو مي روند. ناگهان تمام ارکستر به صدا در مي آيد. آن وقت اشک از چشم هاي شما جاري مي شود و خودتان نمي دانيد براي چه گريه مي کنيد.»

۲۴ شهريور ۱۳۸۳
دستگيري خانوادگي

 

اواخر هفته گذشته، خبر دستگيري چند روزنامه نگار حوزه اينترنت و نيز يکي از سينما گران قديمي کشور که مي گفتند به جرم وبلاگ نويسي فرزندش که در خارج است دستگير شده است، را دريافت کردم. به هر کجا که مي توانستم مطلب را منتقل کردم.
روز پنجشنبه گذشته به منزل آقاي موسوي لاري رفته بودم که مخصوصا در مورد دستگيري خانوادگي حرف بزنم. او هم قول داد که پي گيري کند. در آن جلسه بحث مفصلي شد. دوستان به نکته اي اشاره کردند که خيلي جالب بود. مي گفتند که موسوي اردبيلي  ۳، ۴ سال قبل در روزنامه خاطره اي نقل کرده که منتشر شده است. وي گفته بود زماني که آقاي دکتر بهشتي رئيس ديوان عالي کشور بود و آقاي اردبيلي دادستان کل، بعد از عزل بني صدر توسط مجلس در آن فضاي تيره و تار تروريزم، خانم بني صدر دستگير شد. آقاي بهشتي زنگ زد که چرا ايشان دستگير شده است، گفتيم که مي گويند از اين راه مي توانيم به بني صدر برسيم. آقاي بهشتي هم گفته بود که ما با بني صدر کار داريم، خانم ايشان بي گناه است. مقامات دادستاني اصرار کرده بودند که نمي شود. مرحوم شهيد بهشتي هم گفته بود اگر آزادش نکنيد، خودم به زندان مي روم و مي گويم مرا به جاي خانم بني صدر دستگير کنيد تا او را که در ماجراي بنی صدر بي گناه است دستگير نباشد که عنوان دستگيري خانوادگي بر جمهوري اسلامي نماند. اين در حالي بود که 3 يا 4 روز بعد از اين تلفن ماجراي هفت تير پيش آمد و خود بهشتي هم شهيد شد.
آرمان بنيانگذاران جمهوري اسلامي چنين بود و امروز نيز چنين است. به من و آقاي موسوي لاري هم قول داده اند که  آزادي آنان را تسريع کنند. البته قول هايي که مثل هميشه مي دهند و  عملي نمي شود. اميد که اين بار بشود.
حمله گازانبري به سايتها و سايت نويسان و طراحان فني باعث شده که روزهاي سختي بر اين جامعه نو پا بگذرد، ولي  آنقدر اين درخت تنومند شده است که از ريشه بيرون نيايد.
سفر آقاي خاتمي هم که هميشه در اين مورد به صورت غير علني تلاش زيادي مي کرد هم مزيد بر علت شد. بر من که پنجره بازي براي درد دلهاي جماعت وبلاگ نويس ها شده ام و درد و بي تابي آنان را مي شنوم و مي فهمم و بايد پاسخگوي آنان باشم و نيز براي من که همسخن جماعتي هستم که به جماعت وبلاگ نويس به عنوان دشمنان جامعه اسلامي نگاه مي کنند، شرايط سخت تري مي گذرد.
با آنکه يقين دارم اين کارها و نوشته هايم هزينه هاي فراوان و تهمتهاي زياد و مشکلات پنهان و آشکار فراواني برايم درست کرده و خواهد کرد، اين خوشحالي وجود دارد که لااقل سخن درد آلوده نوجوانان و جوانان وبلاگي را بخوانم و بفهمم.
هرچه باشد دستگيري خانوادگي، از بدترين عناويني است که در  دنيا و اسلام و اديان و اخلاق وجود دارد.

۲۲ شهريور ۱۳۸۳
پيامبر اخلاق

مبعث پيامبر بزرگ اسلام مبارک باد.
خود پيامبر مي گويد: اني بعثت لاتمم مکارم الاخلاق يعني فلسفه بعثت اين است که پيامبر مي خواسته فضايل اخلاقي را تکميل کند.
به عبارت ديگر جوهر دين پيامبر خدا، اخلاق بوده است. جامعه اي که اخلاق در آن حاکم باشد، آرام ترين و لذت بخش ترين جامعه هاست.
دروغ، تهمت، سلب آرامش از مردم، دخالت در زندگي خصوصي انسانها، غيبت، ريا، خود بزرگ بيني، تحقير مردم، تکبر، پايمال کردن حقوق ديگران، اسراف، بد اخلاقي، عصبانيت و دهها نمونه ديگر که جامعه بشري امروز آنرا ضد اخلاق مي داند، در تعارض با فلسفه بعثت پيامبر اسلام است.
آنها که اصول اخلاقي را رعايت نمي کنند از انديشه اسلامي بدورند.
همچنان که معناي بعثت، برانگيختن است و روز عيد بزرگ ما هم مبعث نام گرفته، يعني زمان برانگيخته شدن، اي کاش انگيزشي در جامعه اسلامي ما به وجود مي آمد تا اين مظاهر ضد اخلاقي مثل آنچه که در بالا شمردم از جامعه رخت بر مي بست و آحاد جامعه ما بخصوص نسل آينده ساز جوان احساس آرامش و لذت مي کرد.

۲۱ شهريور ۱۳۸۳
افاضات جديد
چند روز پيش جمعی از نيروهاي استشهادي که اخيراً در ايران اعلام وجود کرده اند، براي حفاظت از تأسيسات اتمي بوشهر دعوت به ثبت نام نموده بودند که با سپر انسانی از آن تأسيسات دفاع کنند و مقام رسمي نماينده مجتمع بوشهر هم در روزنامه ها اعلام فرموده بودند که اولين ثبت نام کننده هستند. به عقيده من با پشتوانه عظيم ملت ايران، اسرائيل جرأت حمله به تأسيسات اتمي ايران را ندارد ولي خداي ناکرده اگر چنين شود، زميني و تن به تن که نمي جنگد. اين خيل عظيم مردم، اگر بيايند! چه مي توانند بکنند؟
در سيري که در خطبه هاي نماز جمعه ها از تلکس خبرگزاري جمهوري اسلامي ميکردم ديدم امام جمعه محترم اروميه در نماز جمعه ديروز ضمن اينکه از مجلس ششم به عنوان مجلسي که بايد منحل مي شد ياد کرده بودند گفته بودند که يکي از جريانات مجلس ششم! نيز جامعه مدني است که اي مرگ بر جامعه مدني جامعه مدني یعنی دختر و پسر و زن و مرد با هم فرق ندارند و زنا براي آنان مثل حيوانات است. و ضمن انتقاد شديد از بد حجابي و بي حجابي گفته بودند براي رئيس جمهور، براي آزادي ننگ نيست؟
من نمي دانم چه کساني اين تحليل ها را براي امام جمعه محترم اروميه فرستاده که معناي جامعه مدني اين است! ولي از اين حرفها خيلي به عنوان يک روحاني و يک ايراني شرمنده مي شوم!
امام جمعه موقت اصفهان که نماينده مجلس نيز هستند فرموده بودند من به شهامت مي گويم که طرفدار جدايي، طرفدار جدايي دانشجويان دختر و پسر در دانشگاه هستم و فکر من طالباني نيست و هر کس می گويد طالباني است، غلط مي کند. کلاسها بايد جدا شود و پارکها و صندلي هاي دانشگاه محل امن گفتگوي خصوصي آنان نباشد.
افرادي که از دانشگاهيان دنبال جريان استشهادي هستند و يا افرادي که از مجالس روحانيت کشور اين حرفا را مي زنند، جداً مخاطب اين نوشته من نيستند و اساساً علاقه به شخصي کردن مسائل ندارم.
ولي به عنوان يک ايراني و يک روحاني خيلي از طرح اين ديدگاه ها رنج مي برم و از اينکه کشور را مي بينم که هر روز اين ديدگاه هاي متحجرانه بعد از 7 و 8 سال مبارزه روشنفکرانه دوباره دارند جان مي گيرند، افسرده مي شوم.
راه حلي به نظرم نمي رسد ولي اين که اين نگاه به جامعه، در بخشي از مديريت کشور باشد نشان بدي است که تصميم گيران از واقعيت آنچه که در جامعه می گذرد بسيار دورتر از آنند که حتی آدم خوش بينی مثل من گمان می گردم.
و مهمتر از آن بازتاب جهاني آن است که همراه با اين افراد آبروي تاريخي ملت ايران از يکسو و دين و اسلام جامعه از سوي ديگر در جهان چگونه مورد تهاجم قرار مي گيرد.

8 4        ۱   ۲    ۳       3  7
© Copyright 2003-2017, Webneveshteha.com. All rights reserved.