۳۱ شهريور ۱۳۸۴
رسانه ها مخاطب می خواهند

 

فرهنگ سازی رسانه ای بدون داشتن مخاطب مفهوم ندارد. حوزه کاری رسانه ای مثل روزنامه، تلویزیون، رادیو، سینما، تئاتر و حتی موسیقی باید به گونه ای باشد که مخاطبان آن را بشنوند و ببینند. نمی توان در خلأ، برنامه ریزی مناسب با خواست خودمان داشته باشیم و محتوای رسانه ها را تولید کنیم، بی آنکه توجه به ذائقه مخاطب داشته باشیم. این یک واقعیت مهم است که سمت گیری جدید وزارت ارشاد و تا حدودی صدا و سیما آن را نادیده می گیرد. تولید دهها فیلم، برنامه، تئاتر و حتی روزنامه یا مجله که کسی آن را نخواند، هیچ تاثیری در فرهنگ سازی ندارد.

مسئولان فرهنگی کشور که خیلی بی اعتنا به خواست جامعه طراحی و سیاستگزاری می کنند در حقیقت پیوند جامعه را با رسانه ها از بین می برند، نه آنکه تاثیر گزار باشند!

همچنان که تجربه ها ی این چنینی گذشته تاثیری در فرهنگ سازی مورد علاقه فرهنگ سازان نگذاشت و جامعه جوانان ایران شلوغترین بازار تبادل آثار سالم و ناسالم هنری دنیا کرد که احیانا دستیابی به آنان در غرب دشوارتر از خیابانها و خانه های تهران است.

۳۰ شهريور ۱۳۸۴
دیپلماسی نا موفق سفر نیویورک

 

 سفر پر ماجرای آقای احمدی نژاد به نیویورک پایان پذیرفت .طبیعی بود که وقتی مسئله ی اتمی ایران مهمترین مسئله ی جهانی است و ایران اعلام کرده است که در نیویورک اعلام نظر خواهدشد ، این سفر اهمیت فراوانی برای شنیدن نظر اتمی ایران داشته باشد.

در روابط بین الملل و دیپلماسی ،امکان  همکاری و قانع کردن دیگران، تعیین کننده منافع هر کشوری است .  شاخصه قدرتمندی در دیپلماسی هم دستاوردهای ملموسی است که رهبران هر کشوری بتوانند برای سربلندی ورفع خطر از کشورشان بدست آورند . ضمن آنکه دیپلماسی تنها جائی است که به جبیب آدم نگاه میکنند وبه اندازه قدرت خرید با او حرف میزنند . همه هم میدانند در جیب طرف مقابلشان چند اشرفی وجوددارد . با این حساب وقتی میتوان یک کار بزرگ دیپلماتیک – مثل حضور در اجلاس رهبران جهان در سازمان ملل - را موفق دانست که بعد از پایان گفتگوها  مردم احساس آرامش کنند و اطمینان پیدا نمایند که دنیا حرف ایران را فهمیده وادبیات دیپلماتیک تاثیر خود را در اعتمادسازی متقابل گذاشته است .  میشود وارد زمین بازی دیپلماسی و رابطه با جهان  نشد و یا زمین بازی با قاعده جدید تعریف کرد وصرفا با همان ها که در این زمین حاضر به بازی هستند ، بازی کرد ،اما نمیشود در میدان بازی جهانی وارد شد و قاعده ی متفاوتی  برای بازی در همان زمین تعریف کرد . اگر دو نفر با دو زبان متفاوت مثلا چینی وعربی باهم مذا کره کنند هیچوقت موفق نمیشوند .در سفر آقای احمدی نژاد ،طرح جدید اتمی ایران که دعوت دیگران به همکاری بود ، اصلا مورد توجه جهان قرار نگرفت و فشار های جهانی بعد از سفر ایشان بیشتر شد . این  به معنای عدم توفیق در این سفر است . در همه جای دنیا میتوانینم حرفهائی که خودمان میپسندیم رابزنیم ولی قانع کردن کسانیکه که اگر قانع نشوند کشورمان را با مشکلات فراوانی که ساده ترین آنها تحریم است درگیر میکنند، هنر مدیریت عالی کشور است که در سفر نیویورک چنین نتیجه ای حاصل نشد . تا کنون که سیاست اعتماد سازی جهانی در مسئله اتمی وجود داشت بسیاری از خطرات از سر ملت ایران رفع شده بود . وقتی تنها  مجازات تحریم میتواند سرمایه ی ناشی از گران شدن نفت را به جیب قاچاقچیان بین المللی بریزد، به این راحتی برای  چند شعار با مصرف داخلی نباید به  چنین دشمنانی بهانه داد.  تنهادیپلماسی  که "نتیجه ی آن " به سود مردم کشور باشد  موفق است وغرور ملی ایجاد میکند نه حرفهای پر غروری که نتیجه ی آن آسیب دیدن مردم وکشور باشد .

۲۹ شهريور ۱۳۸۴
بازسازی حرم امام رضا

 

 

نیمه ی شعبان را به مشهد آمده ام . زیارت امام رضا ودیدار فامیل . طی این همه مسیر پیاده روی برای رسیدن به حرم برای من که هنوز سر پا هستم ،  سخت است ، چه رسد به بزرگترها و از پا افتاده ترها .خیلی از مردم مشهد معتقدند که اگر آقای طبسی که تولیت مادام العمری آستان قدس رضوی را دارد ناراحتی پا نداشتند و یکی دوباری پیاده به دفترشان در حرم یا زیارت حضرت رضا مشرف میشدند ، زائران کمی راههای دسترسی ساده به حرم پیدا میکردند .نکته ی دیگری که مشهدی سخت درگیر با آن هستند اینکه ساخت وساز اطراف حرم تمام شدنی نیست .از زمانی که من مشهد بودم .بیش از بیست سال میگذرد .آن موقع مشهد در گرد وخاک بازسازی حرم امام رضا بود .بعد از بیست سال هم هنوز چنین است . مشهدی های زیادی هستند که در ساخت وساز دنیا آمده اند و در همین خاک وخل  ودر زیر گذر پر دود حرم مراسم عروس کشانی بر گزار کرده اند .ظاهرا جاهای زیادی ساخته اند اما اگر مرحله به مرحله پایان کار اعلام میشد میشد فهمید چه اقداماتی انجام شده است . تا انجا هم که به یاد مشهدی ها هست خیلی از ساخت وسازها بعدا از انکه پایان مییابد دچار تغییر میشود . مخارج اینکه نقشه مهندسی هم برای این باز سازیها وجود ندارد را باید مردم بپزدازند .  مهمتر آنکه گویا مردم این بیست سی سال که باید منتظر پایان کار باشند اصلا ارزشی ندارند که هر فصلی لا اقل مسیر مشخص و تمیزی برای عبور وم رور مردم این بیست ساله هم کاری بکنند .در هر حال مردم مشهد مردم صبوری هستند ودارای دل پر عقده ای از این ساخت وساز های بی پایان وبی نقشه.از این درد دل مشهدی گری که بگذریم  مراسم دیدن چراغانی ها از تفریحات دوران بچگی ماها بود . خیلی نیمه شعبان چراغانی های مفصلی میکنند .

۲۸ شهريور ۱۳۸۴
برای حضرت مهدی (عج)

 

به تیغم گر کشد دستش نگیرم

و گر تیرم زند منت پذیزم

 

گمان ابروی ما را گو مزن تیر

که پبش چشم بیمارت بمیرم

 

برآ ای آفتاب صبح امید

که در دست شب هجران اسیرم

 

غم گیتی گر از پایم در آرد

به جز ساغر که باشد دستگیرم؟

 

به فریادم رس ای پیر خرابات

به یک جرعه جوانم کن که پیرم

 

بسوز این خرقه تقوی تو حافظ

که گر آتش شوم در وی نگیرم

۲۷ شهريور ۱۳۸۴
تروریستهای زرقاوی و کشتار شیعیان

 

گروههای افراطی و خشونت طلب اسلامی حرفه ای ترین بازیکنانی شده اند که به عنوان هم تیمی های دشمنان اسلام و حکومت آمریکا به بهترین شکل توپ را به دو قدمی تور حریف می رسانند تا با شوت نهایی آمریکا، گلها به نام آنان ثبت شود.

در شرایطی که حضور آمریکا در عراق به توجیه جهانی نیاز دارد، گروه زرقاوی که هنوز بعضی ها به آنان احترام می گذارند و آنان را سمبل مقاومت علیه آمریکا می شناسند، جبهه جدید جنگهای فرقه ای را در عراق باز کرده است و فتوا به قتل شیعیان داده و به دنبال آن در این چند روزه دهها نفر از مردم عادی شیعه در عراق توسط مجموعه های تروریستی و انتحاری در آستانه میلاد امام زمان کشته شده اند.

در کشوری که در آن فرقه های مختلف مذهبی زندگی می کنند، آغاز جنگهای فرقه ای و کشتار داخلی بهترین هدیه برای اشغالگران است که آرام می توانند به تماشای این رفتارها بنشینند.

افراطیون داخلی هم در این دورانی که دوران دولت اسلامی نام گرفته، سکوت غریبی علیه آدمکشان تروریست طرفدار زرقاوی و اندیشه طالبانیسم کرده اند. شاید هنوز گمان می کنند که آنها علیه آمریکا مقاومت مردم عراق را سازماندهی می کنند.

.

۲۶ شهريور ۱۳۸۴
عکس دسته جمعی رهبران در سازمان ملل

 

از کارهای خوبی که در سفر آقای احمدی نژاد به نیویورک صورت پذیرفت، حضور ایشان در مراسم عکس دسته جمعی بود. این عکس یادگاری رهبران دنیاست که هر کدام به نمایندگی از کشوری می ایستند. بدلیل اینکه بوش و یا شارون نیز برای گرفتن عکس در محل حاضر بودند، درست نبود که نماینده ایران در آن نباشد. به خصوص رئیس جمهوری که یقین دارد بعد از بازگشت برای گرفتن عکس یادگاری با حضور بوش و شارون مورد اعتراض قرار نمی گیرد و راهپیمایان کفن پوش علیه او اعتراض نمی کنند. آنها هم به سراغ وی برای احوالپرسی و دست دادن نمی آیند. سال 2000 در کنفرانس سران جهان هم اصرار ما به آقای خاتمی  این بود که در این مراسم شرکت کند ولی نکرد. وقتی من و آقای خرازی خیلی اصرار کردیم، گفت دیگر حوصله این که برای گرفتن یک عکس چند ماه شاهد تظاهرات و حرف و مقاله و اینها باشم ندارم. ضمن آنکه یقین داشت در آن مراسم حتما رئیس جمهور آمریکا که اولین بار بود پای سخنرانی رئیس جمهور ایران می نشست، حتما به سراغ وی خواهد آمد و دست خواهد داد و اگر این اتفاق می افتاد که نگو و نپرس. ما قانع نشدیم و اصرار داشتیم که آقای خاتمی به نمایندگی از ایران در این مراسم شرکت  و به نمایندگی مردم ایران در این عکس حضور داشته باشد، اما تصورم بر این بود که خیلی از چیزهایی که خاتمی از عواقب آن عکس گرفتن می دانست را ما نمی دانستیم و یا نمی شود گفت!

۲۵ شهريور ۱۳۸۴
شیخ بهلول

 

 

سید محمدعلی شوشتری  خفیه نویس رضاشاه در مشهد در ایام حوادث مسجد گوهرشاد خاطرات مهمی نوشته که انتشارات کویر آن را منتشر کرده است .ماجرای گوهرشاد وشیخ بهلول را از درون حکومت روایت میکند که خلاصه آن را در چهلمین روز درگذشت شیخ بهلول می آورم:

بعداز ابلاغ حکم تغییر لباس وکلاه ،ایه الله حاج اقا حسین قمی تصمیم میگیرد به تهران برود وبا رضاشاه صحبت کند. عده زیادی از علما و موجهین مشهد در حمایت از اقای قمی تلگرامی به تهران مخابره میکنند. پاکروان استاندار خشن خراسان دستور میدهد همه انان را دستگیر کنند.بهلول نام واعظ که واقعا قیافه او دیدنی است باسن بیست وشش الی بیست وهفت در سال 1314 شمسی دراثر اظهاراتش دربیرجند وقائنات راجع به این مسائل مورد تعقیب قرار گرفته بود و  روز پنجشنبه هفتم ربیع الثانی متنکرا به مشهد وارددر صحن کهنه عبای خود را روپوش و عمامه را متکا قرار میدهد و میخوابد. ماموران او را شناسایی میکنند وبا عنوان استخاره قصد دستگیری او مینمایند که با سرو صدای بهلول مواجه وتصمیم میگیرند که اخر شب او را دستگیر کنند . دراین میان خبر به مردم میرسد و جمعیت کثیری به صحن ریخته وبهلول را از دربخانه بیرون اورده روی دست اورا به مسجد گوهرشاد میبرند . اوهم منبر رفته و خطابه و اظهارات تندی راجع به تغییر لباس و کلاه میکند ولی همُ اصلی او آزادی اقای قمی ومردمی که تلگراف زدند بود . به کلانتری رفتم اقایان پاکروان والی خراسان و سرتیپ مطبوعی فرمانده لشکر هم امدند . از مسجد خبر اوردند که جمعیت اطراف منبر به قدری است که توی ایوان تقریبا پر است .بهلول روی پله اول منبر بجای شام سیب میخورد واحتشام روی پله دوم سخنرانی میکند . تصمیم گرفتیم شبانه غائله را خاتمه دهیم .تا قشون برسند اذان صبح شد وحرم شلوغتر شد  . به محض انکه ماموران اخطار کردند چند نفر صدارا به یاحسین ویاعلی بلند نموده . سنگ پرانی شروع شد  .ماموران تیراندازی کردند  ولی در اثر جزر ومد عاقبت قشون سمت خیابان تهران  عقب نشینی کرد . آنها مسجد گوهرشاد را مرکز قراردادند . به تهران تلگراف زدند . شاه هم عصبانی شده بو وحاضر نشد به بهلول واحتشام وچند نفر تامین داده شود .دوایر مسئول از ترس مرکز وشاه قوای خود را از دست داده  ودر گزارشها مبالغه میکردند .عصر روز جمعه تلگراف رسید که باید فوری اقدام کنید وقضیه به شب و فردا نکشد . اما نشد . شنبه به همه جا خبر رسید  . در تلگرافخانه بودم که صدای تیر امد . کار از دست همه خارج شده بود . حمله سنگین شروع شده بود..... قادری فرمانده عملیات وارد شد وبه ذات پروردگار وحقیقت ثامن الحجج این جملات را گفت:انهاراخرکردم ومثل گوسفند در مسجدوشبستانها و دارالسیاده از کشته پشته ساختم . مطبوعی به روی خود نیاورد .....

۲۴ شهريور ۱۳۸۴
روضه خوانی!

 

آقای فلسفی، واعظ معروفی بود که سخنرانی های علمی مذهبی او زبانزد بود. چندین سال پیش در گذشت. یکی از توصیه هایش به طلبه های جوان این بود که موقعیت و ظرفیت مخاطب را در نظر بگیرید. خاطره ای را نقل می کرد. می گفت واعظ معروفی در قم بود که سبک ویژه ای در روضه خواندن داشت. ظهر عاشورا در میان جمعیت فراوان منبر می رفت. بعد از کمی مقدمه چینی می گفت : بوی سوختگی می آید. چند لحظه صبر می کرد و بعد می گفت در این لحظات خیمه های زن و بچه امام حسین علیه السلام را به آتش کشیدند و حسابی مردم سوگواری می کردند و گریه. طلبه جوانی این سبک را پسندیده بود و ظهر عاشورا مردم روستای خود را جمع کرده بود. به سبک همان واعظ معروف گفته بود بوی سوختگی می آید. تا چند لحظه صبر کرده بود، همه اهالی ده، به گمان این که منزل آنها آتش گرفته از پای منبر، هراسان و سراسیمه به منزل خودشان رفته بودند تا علت آتش سوزی را پیدا کنند و بیچاره طلبه جوان مانده بود روی منبر و خودش!

از قدیم هم گفته اند که هر سخن جایی و هر نکته مکانی دارد!

خدا رحمت کند آقای فلسفی را!

۲۳ شهريور ۱۳۸۴
همین

یکی از  دوستانم برای غیر انسانها هم عاطفه توصیف میکند و با آنان وارد گفتگو میشود. مثلا اگر زیر سایه درختی ایستاده باشیم و یک مرتبه از آن جدا شویم از درخت عذر خواهی میکند. یا اگر بخواهد  استکان جدیدی را جایگزین فنجان قبلی اش کند، دلش نمی آید و وقتی به زور از او بخواهند چنین کند کلی به او تفهیم میکند که به دلخواه خودش نبوده و او همچنان آن استکان را دوست دارد!  بحث با او هم فایده ندارد. گویا نمی تواند باور کند آنها احساس ندارند. اما کاش می شد به همه تفهیم کرد که  آدمها احساس دارند. همه هم دارند. پول و ثروت و قدرت و مقام هم در این حوزه جایگاهی ندارد. هرکسی با دنیای خودش عالمی دارد. آیا می شود برای همه انسانها و همه عواطف آنان احترام قائل باشیم؟  بقول شماها: همین

۲۲ شهريور ۱۳۸۴
رادیو تلویویزیون خصوصی

 

در قانون اساسی جمهوری اسلامی رادیو و تلویویزیون در انحصار دولت پیش بینی شده است. این اصل در نزدیک به سه دهه پیش، در دوران جنگ سرد و قبل از انقلاب ارتباطات تصویب شده است. در آن دوران رسانه های خیلی از کشورها در اختیار دولت بود و مهمتر آنکه امکان کنترل اطلاع رسانی وجود داشت. شاید نسل جدید به یاد نداشته باشد ولی در آن سالها رادیو که هنوز خیلی نفوذ داشت و رسانه فراگیر بود تنها عرصه نبردهای تبلیغاتی بین المللی در دوران جنگ سرد بود. شبها اگر موج MW را می چرخاندیم بیشتر از صدای رادیوها، صدای امواج پارازیت بود که شنیده می شد. کشورهای مختلف یا با پشتیبانی آمریکا و بیش از اینکه به فکر خرید فرستنده باشند، سیستم های پارازیت را می خریدند تا مراقبت کنند صداهای رادیویی مخالف آنان به گوش مردم کشورشان نرسد. اما اکنون جنگ سرد پایان یافته. سیستم های پارازیت رادیویی تولید نمی شود. صدها فرستنده تلویزیون از همه نقاط دنیا قابل رویت هستند، اینترنت در همه خانه ها اخبار همه دنیا را به درون خانه ها آورده است. انحصار رادیو و تلویزیون در اختیار دولت باشد یا نباشد، همه اخبار در اختیار همه است. تنها ضرر انحصاری بودن رادیو تلویوزیون، افت کیفیت به دلیل عدم رقابت و پرداخت مخارج هنگفت آن از جیب مردم و بیت المال است و در اهداف سیاسی به حکومت کمکی نخواهد کرد. یقینا اگر نویسندگان قانون اساسی در شرایط فعلی دنیا بودند رضایت به انحصاری بودن رادیو و تلویزیون نمی دادند.

اما با همین قانون اساسی هم امکان راه اندازی شبکه های خصوصی وجود دارد. اما باور اینکه دوران جنگ سرد تمام شده و انقلاب ارتباطات مرزها را از میان برداشته، برای خیلی ها سخت است.

 

8 4        ۱   ۲    ۳    ۴       3  7
© Copyright 2003-2017, Webneveshteha.com. All rights reserved.