۲۵ شهريور ۱۳۹۲
جوانان اصلاح طلب کی بزرگ می شوند؟
گردهمایی جوانان اصلاح طلب در شهر کرد، بعد از سالهای سخت گذشته که در ان هرنوع اجتماعی عملا ممنوع و به مثابه یک حرکت ضد امنیتی تلقی می شد، خود به خود یک گام شیرین به سمت جلو است. البته گامی پیشروانه در جهت بازگشت به قبل از انتخابات ‪!‬۸۸ . این ‪واقعیت‬ تلخ یعنی قبل از ۸۸ که آقای احمدی نژاد هم رئیس جمهور بود، وضعیت جریانات و احزاب فکری دگر اندیش و به خصوص اصلاح طلب در شرایط نسبتا مقبولی بود که هرگز گردهمایی عادی جناح های اصلاح طلب، یک پدیده سیاسی ویک اتفاق تلقی نمی شد. اما بعد از ۸۸ با محور قرار گرفتن افراطیون دو جناح، و قدرتمند بودن جناح مخالف اصلاحات و به دست آوردن بهانه های لازم که در بسیاری از موارد پوست خربزه لغزنده از سوی مخالفان اصلاح طلب زیر پای اصلاح طلبان انداخته شده بود، سمت گیری های سیاسی و فشارهای امنیتی آن قدر گسترده شد که علاوه بر انحلال رسانه ای احزاب اصلی اصلاح طلب، هزینه هر گردهمایی کوچک چند نفره، آن قدر سنگین شد که عملا وقتی بعد پیروزی غیر منتظره دکتر روحانی لا اقل از نظر روانی فضا باز تر شد، اصل این گردهمایی خود به خود یک اتفاق بزرگ سیاسی تلقی شد. که واقعا هم یک اتفاق بود. به همین دلیل، حتما باید از مبتکران این جلسه که کارشان جسارت اندکی را به نیروهای جوانتر اصلاح طلب بر میگرداند، باید تشکر کرد. در کنار این نکته مثبت، چند مطلب مهم باید مورد توجه قرار گیرد: ۱- جوانانی که به عنوان اصلاح طلب در این گردهمایی حضور پیدا کرده بودند تا سخنان بزرگان اصلاح طلب را بشنوند، عمدتا همان کسانی بودند که در ۱۵ سال پیش هم با عنوان جوانان اصلاح طلب شناخته می شدند و آن موقع وظیفه حس میکردند تا راه را برای متولیان و بزرگان احزاب اصلاح طلبی فراهم کنند. رهبرانی که در آن سالها عمدتا در سن و سال امروزی جوانان اصلاح طلب بودند. در حقیقت عمده این جوانان در طول ۱۵ سال گذشته تحصیلات خود را تکمیل کردند. در کوران سختی های ۸۸ رنج و درد کشیدند و آسیب دیدند و پخته شدند. به دلیل ارتباط گستره اینترنتی و کار بلدی در این حوزه ها، با تمام دنیا آشنا شدند و بی شک یک سر و گردن علمی و تجربی و سیاسی از متولیان اصحاب اصلاح طلب آن روزها قد بلند تری پیدا نمودند. از سوی دیگر، در این ۱۵ ساله رهبران احزاب اصلاح طلب که آزاد بودند، یا باز نشست اداری شدند و یا در بخشهای غیر مفید دولتی گذران عمر کردند و یا در بخش خصوصی کار میکردند و رشد خارق العاده ای نداشتند. از نظر سنی نیزعمده آنان از مرز ۵۰ سالگی عبور کردند و اکثرشان از دنیای پر غوغا و ویژه دهه شصت وهفتادی ها و نیازهاشان دور بودند و حتی آنها را نمی شناسند.آن هم دهه هفتادی هایی که مسایلشان، چنانکه افتد و دانی خیلی متفاوت با نیازها و باورهای دهه ۳۰ و ۴۰ بود. فاصله ای به اندازه فاصله زمین و آسمان. طبیعی است که شناخت رهبران احزاب دیروز از این نسل هم همین میزان فرق داشته باشد. متاسفانه گردهمایی «جوانان» اصلاح طلب در شهر کرد، همین مشکل را داشت. این نسل بین ۳۰و ۴۰ ساله، دگر باید خودشان فرصت یابند تا رهبران احزاب اصلاح طلب باشند و نسل باز نشسته ما، حداکثر مشوق و یا راهنمایی کننده آنان باشیم. ۱۵ سال پیش اینان در سنینی بودند که برای پوستر چسبانی و یا تبلیغ کاندیداها می بایست در صحنه حاضر باشند. الان نسل های کوچکتر از اینان باید مشاغل یدی سیاسی را عملی کنند و جوانان دیروز رهبران وهادیان اندیشه و تفکر باشند. این آفتی است که به صورت وحشتناکی در بدنه دولت هم در حال اتفاق است. به بهانه اینکه فرصت تجربه و خطا وجود ندارد، پدر بزرگان نسل جوان فعلی را به وزارت و ریاست گماشتند. برای جبران این مساله، وعده دادند که در بدنه وزارتخانه ها را در سطوح مختلف مدیریت، جوانان حضور پیدا می کنند که در عمل این اتفاق نیفتاد. گویامتولدان دهه های ۶۰ و ۷۰ - با برجستگی های بی نظیر علمی و دانشگاهی و شعور بالای سیاسی و ارتباطی - هیچگاه نباید فرصت حضور در مدیریت ها را داشته باشند. چون نسل های قبلی شان قصد باز نشستگی ندارند. این مساله را باید بزرگان قدرت علاج کنند. در ابتدای انقلاب نسل ما و بزرگتر از ما با عمر میانگین سی ساله همه مسولیت های مهم را بر دوش کشیدیم. استدلال میکردیم که انقلاب شده و هر انقلابی به کادر خودش احتیاج دارد. اما شیرینی قدرت به بهانه داشتن تجربه زیر دندان مان ماند و حتی در مقام مشاوره های جدی، ار فهیم ترین نسل های ایرانی جوان که همسن بزرگان ما در ابتدای انقلاب بودند، از وجود آنان استفاده نمی شود. ۲- با گذشت عمر نسبتا طولانی از اغاز اصلاحات و داشتن مدعیان گوناگون و نوشته شدن منشورهای متعدد که بعضا با وقت گزاری های فراوان آقای خاتمی صورت گرفته است، و علیرغم باز شدن نسبی فضا در دوران اقای روحانی، در این اجلاس باز هم با ارایه مجموعه ای از شعار ها و خواسته ها که عمدتا تکراری بود پایان یافت. توقع می رفت که دستورالعمل اجرایی حزبی برای کمک به دولت آقای روحانی و یا کمک به تشکیلات غیر دولتی در کشورها تهیه شود و جریانات اصلاح طلب بتوانند نموداری از مطالبات اولیه، با توجه به واقعیات از دولت ارایه کنند تا در گردهمایی سالانه دیگری بتوانند شاغولی برای اندازه گیری عملکرد دولت داشته باشند. ۳- و نکته آخر این که اصلاحات باید ‪برای نسل های جدیدی که با مفاهیم جدیدی وارد عرصه سیاسی شده اند جا باز کند. ادبیات آنان متفاوت است. باور کنیم که امروز اصلاحات بیش از همیشه به سعه صدر احتیاج دارد و هزاران جوانی که ما نمیشناسیمشان در این عرصه آماده حضور سیاسی و فکری هستند ‬

۰۳ شهريور ۱۳۹۲
هفته دولت
جناب آقای دکتر روحانی سلام.هفته دولت مبارک باشد. خسته نباشید امسال خیلی ها بارغبت ومیل و از صمیم دل دوست دارند به شما هفته دولت را تبریک بگویند. رئیس جمهوری داریم در طراز مردم ایران و تاریخ پر سابقه آنان و حرفهایی از شما میشنویم از جنس صحبت های سرشار از ادب آقای خاتمی. خیلی راحت و از صمیم دل، هفته دولت بر شما مبارک باشد. قای رئیس جمور دولت شما دولت تدبیر و امید است. تدبیر را عقل وخرد جمعی می آفریند. اینکه شما هوشمندانه خودر اهل زمین معرفی کردید و پیوند های نا مرئی با آسمان را تکذیب کردید، حس جدی بودن تدبیر، برای اهالی زمین در کشوری که شما رئیس آن شده اید نشاط آفرید. ملت و رهبر آنان و صالحان کشور البته برای پیدا کردن تدبیرهای بهتر شما را دعا می کنند ولی همکارانتان باید در دولت اتاق فکر و اندیشه برای ایرانیانی که میخواهند زندگی خوب داشته باشند، به عقل زمینی و تجربه بشری تکیه کنند و بهترین تدبیر را برای این همه کار بزرگ برزمین مانده به شما ارائه نمایندو انتخاب وزیران و جنس آنها هم نشان می دهد که می دانند باید به فکر بهتر زندگی کردن مردم باشند و حس نمی کنند در عالم بالا و آسمانها کسی مامور مستقیم هدایت آنان است . لطفا به آنها بگویید وزیر شده اند تا تدبیر کنند و عقل را محور کار خود قرار دهند. ملت پس از هشت سال گذشته ار ریسمان سیاه وسفید می ترسد. از چند کیلومتری کاخ ریاست جمهوریتان هم رمال و جن گیر و خرافه گو و خرافه پرست رد شود، ویا وزیران شما اگر از حرفهای غریبی که در این سالهای مسابقه اتصال به آسمان بزنند، و مثلا پهنای باندی در فضا کشف کنند که برای دوران امام عصر است که حضرتش بتوانند از آن پهنای باند بی مزاحم استفاده نمایند و دهها نمونه دیگر، نشانه آن خواهد بود که تدبیرتان کم رنگ شده که از خدا و پیغمبر مایه می گذارید. آقای رئیس جمور امید که بخش دوم شعار دولت شما است، بستر اجرای تدابیرتان خواهد بود. امید مهمترین دستاورد شما در انتخابات بود. امید به عوض شدن شرایط گذشته. این امید تحقق پیدا کرد. اصل بازگرداندن این امید که طبعا نشاط و لبخند را در جامعه به دنبال دارد بزرگترین کاری است که کرده اید. اگر جامعه ای به حکومتش نگاه مهربان داشته باشد، خودش متولی حل همه مشکلاتش میشوند. واگر جامعه ای حس کند حاکمانش در طراز آنها نیستند و ارتباط تلخی بین آنان و مردم وجود داشته باشد، کارها و تلاشهای خوبشان هم دیده نمی شود و پایانشان جشن ملی می شود. شما از این شانس برحوردارید که امید را آفریدید. صرف همین آفرینش امید، بنزینی به بدنه اجتماعی واریز می کند که موتور محرکه جامعه بی احتیاج به دولت و با سرعت وصف ناپذیری به سمت حل مشکلاتش پیش میرود. کافی است که دولت مانعی برای آنان ایجاد نکند. البته حفظ این امیدواری و مقابله با کارهایی که جامعه را نا امید می کند مهم است. ولی همین امیدی که تا اینجا آفریده شده است هم کم اهمیت تر از ادامه مسیر نیست. همین امید اعجاز آفرین است که واژه روحانی مچکریم را در ادبیات روزمره نسل باهوش ونکته سنج جوان وارد کرد. و البته تجربه نشان داده که همین هوشمندی در همه شرایط ودر برابر هر دولتی در بین مردم وجود دارد. امید وارم در این آغاز کار دولت که تا پایان همین شعار باقی بماند. آقای روحانی کاش روبروی میزتان یک شعار اساسی تان را که در انتخابات بر آن بار ها تاکید می کردید می نوشتند وهرصبح آن را می دیدید و بر اساس آن برنامه روزتان را تنظیم میکردید. کار هر مجموعه ای از جامعه را به خود آنان می سپاریم و تنها نقش دولت، هدایت ونظارت است.این شعارتان در ایام انتخابات بارها تکرار شد. متاسفانه قدرت، حد ایستایی ندارد. هر وزیری با بروکراسی پیچیده ای که در کشور هست، به سمت این لیز می خورد که دایره قدرت وزارت تحت امرش را گسترش دهد. این خاصیت سیستم وزارت خانه ای است. تک تک وزرا و شخص شما جهاد مستمری باید بکنید تا بتوانید جامعه بزرگ و دولت کوچک درست کنید. این شعار همه بود. اما موفقیت در آن سخت است. آقای رئيس جمهور در سیاست خارجی که از دهه ها پیش دغدغه شیخ دیپلماتمات بوده است، جامعه نگرانی کمتری دارد. وزیر خارجه دوست داشتنی تان هم یک حرف کلیدی زد که باید ادبیاتمان را بادنیا تصحیح کنیم. آقای روحانی برای این گام بزرگ مچکریم! اما باور کنید این نسخه برای مردم خودمان هم خوب جواب می دهد. احترام و ادب و ادبیات در خور آنان. به وزیران بگویید که لا اقل دولتی ها با احترام و با ادبیات فاخر با مردم کشور سخن بگویند. همه اینها بهانه ای بود برای ادای تبریک به مناسبت هفته دولت و یاد آوری از رئیس جمهور و نخست وزیر شهیدمان: رجایی و باهنر.

8 4        ۱      3 7
© Copyright 2003-2017, Webneveshteha.com. All rights reserved.