۳۰ مهر ۱۳۸۵
ناز هلال ماه شوال

 

یک بار در بحبوحه ی آخرین روزهای انتخاب وزراء در کابینه ی دوم، یکی از مقامات واقعاً عالی رتبه ی کشور را دیدم. پرسید لیست وزراء چه شد؟ قرار بود تا روز معرفی لو داده نشود. منّ و منّی کردم و جوابی ندادم. آن مسئول ارشد گفت شب اول ماه شوال عده ای رفته بودند پشت بام تا ماه را ببینند، دیده نمی شد. یکی از آن ها به ماه گفت: همین امشب نازت خریدار داره والا از فردا هیچ کس نگاه هم به تو نخواهد کرد.

حالا چند سالی است که ماه شوال ما هم پر ناز شده است و دو سه شب نازش خریدار دارد، اما باز هم دو سه شب است و بعد از آن کسی به آن نگاه نمی کند. هر چه باشد آخرین ساعات یا روزهای ماه رمضان است. ماه پربرکت و عظیم خدا بود و لحظات معنویت. چه آنها که روزه گرفتند و چه آنها که به هر دلیل نگرفتند، رائحه ی معنویت را در این ماه استشمام کردند. آورده اند که یکی از اهالی کُپُلِستان شب های آخر ماه رمضان نگاهی به ماه انداخت و دید نحیف و نازک شده است. خطاب به ماه گفت: به ما رحم نکردی، به خودت هم رحم نکردی؟! آنها هم به دلیل این که خوردن حق مسلم آنهاست، لابد اجر مضاعف دارند. فردا در خیلی از کشورهای عربی عید است اما به دلیل آن که اول ماه در ایران رؤیت نشد، حتماً فردا عید نیست. تا ببینیم ناز ماه در شب سه شنبه پایان می یابد و یا شب چهارشنبه هم ناز ماه شوال خریدار دارد.

 

۲۹ مهر ۱۳۸۵
میثاق نامه ی مکه

 

دیشب در کنار خانه ی خدا، رهبران دینی عراق گرد هم آمدند و سندی را امضا کردند که از خونریزی وحشتناک داخل عراق جلوگیری کنند. انصافاً تلاشهایی که برای صلح و جلوگیری از خونریزی و جنایت باشد، چه زیباست. شاید اعلام جنگ داخلی در 2 سال گذشته داخل عراق، مورد پسند نباشد اما واقعیت این بود که خیلی از شیعیان و خیلی از سنیان، به دلیل این که معتقد به یکی از این دو مذهب هستند، کشته شدند. اگر چه متولیان و مدیران این فاجعه ی انسانی در چرخه ی سیاست با خون شیعیان و سنی های عراقی بازی قدرت می کردند اما قربانیان آن مثل همیشه مردم بی گناهی بودند که یا شیعه متولد شده بودند و یا سنی و هیچ نقشی هم در این بازی قدرت نداشتند.

اهمیت مضاعف این سند آن است که همه ی رهبران دینی سنی و شیعه، بدون حضور سیاستمداران آن را امضا کردند و مراجع بزرگ اسلامی در جهان، مثل آیت الله سیستانی و شیخ طنطاوی رئیس الازهر و علامه فضل الله و دکتر قرضاوی آن را تأیید کردند. این گام بزرگی است برای آن که ساحت دین خدا را از این خونریزی ها پاک کنند. متأسفانه در اکثر نقاط دنیا، سیاست مشکلات خود را به نام دین مطرح می کند و بهره های خود را می برد و بدنامی را به میدان دین و اعتقادات مردم پرتاب می کند. آیت الله سیستانی نیز در پیام خود به این نکته اشاره کرده است. از این پس اگر رهبران مذهبی به میثاق خود پایبند باشند، در عراق دین عامل کشتار مردم نخواهد بود. نقش عربستان سعودی و تشکیل این جلسه و امضای میثاق نامه در مکه، که تا چند سال قبل به دلیل قدرت روحانیون تندرو سلفی مرکز صدور تکفیر شیعه بود، نیز نشانه ی جدی شدن روح تسامح و میانه روی در جهان اسلام است.

انتظار می رود علمای دینی و مراجع بزرگ شیعی در ایران، که دامنه ی نفوذ معنوی در عراق نیز هستند و گروه های روحانی ایرانی در این امر مهم که نتیجه ی آن حفظ خون مسلمانان است، مثل سایر مواردی که بیانیه می دهند، سریع تر خود را شریک پایان خونریزی مذهبی در عراق نمایند.

 

۲۸ مهر ۱۳۸۵
روز قدس ۱۳۷۶

 

امروز صبح رفتم منزل آقای خاتمی تا به اتفاق هم در اولین مراسم روز قدس در دوران ریاست جمهوری شرکت کنیم. کمی دیر رسیدیم و نزدیکیهای نماز جمعه خطبه ها شروع شد. آقای‌ خاتمی‌ از اينكه‌ خطبه های نماز جمعه‌ شروع شده و ما ننشسته ایم،‌ بسيار مضطرب‌ بود. وسط‌ خيابان‌ با مردم‌ نماز خوانديم‌. بروبچه های حفاظت خیلی به زحمت افتادند. پس‌ از نماز بچه‌ای‌ كم‌ سن‌ و سال‌ عكس‌ آقای خاتمی را نزد ايشان‌ آورد. وقتی‌ رئيس‌جمهور می‌خواست‌ آن‌ را امضا كند بچه‌ مخالفت‌ كرد و گفت‌ پدرم‌ با شما خوب نیست و دعوايم‌ می‌كند! تا اواخر نماز‌ عده‌ای‌ با ظاهر مذهبی خودشان را به آن اطراف رساندند گاهی دور هم‌ جمع‌ می‌شدند و گاه‌ متفرق‌ می‌شدند. يكی از آنها فرياد زد: «خاتمی‌ اين‌ جا پاترول‌ سوار می‌شود اما جلوتر سوار بنز خواهد شد.» يكی ديگر هم‌ گفت‌ «برای‌ نماز نيامده‌ است‌.» كاملاً معلوم‌ بود كه‌ مأموريتی پنهان‌ برای‌ تخريب‌ آقای‌ خاتمی‌ دارند. ظاهراً اینکه آقای خاتمی در خیابان نشسته بود، کار مناسبی بود که اینها را به چنین عکس العملی وادار کرده است. بروبچه های حفاظت هم یکسره قر میزدند و نگران این توهینها بودند. اما مردم عادی استقبال پر شوری میکردند. در مجموع‌ حضور آقای خاتمی‌ در ميان‌ مردم‌ جذاب‌ بود هر چند كه‌ از سر و كول‌ هم‌ بالا رفتن‌ مردم‌ منظره ی‌ جالبی‌ نبود. تجربه ی اول ما بود. سخنران قبل از خطبه ها آقای ناطق نوری بود و امام جمعه هم آقای هاشمی رفسنجانی. در مسیر برگشت آقای خاتمی سر حال بود. میگفت به این اهانتها و شلوغ بازی ها توجه نکنید. اینها ........ گفتم ظاهراً مصاحبه با سی ان ان و تأثیر آن چنین عکس العمل هایی ایجاد کرده است.

 

جمعه ۳ بهمن ۱۳۷۶

 

۲۷ مهر ۱۳۸۵
تعطیلی دستپاچه روزنامه روزگار و انتخابات و قدس

 

دیشب، تنها بعد از انتشار دو شماره، روزنامه روزگار توسط هیئت نظارت بر مطبوعات تعطیل شد. در اولین نگاه، هر سیاستمداری میتواند حدس بزند که هدف این کار سریع و پرهزینه، این است که جناح اصلاح طلب در انتخابات رسانه مؤثر نداشته باشند و نتوانند با مردم حرف بزنند. آنقدر این کار برای اصحاب قدرت مهم بود که حتی یکنفرشان نگفت میشود یک روز بعد این کار انجام شود تا لااقل در آستانه روز قدس با این همه تبلیغات برای نمایش وحدت، تعطیلی روزنامه صورت نگیرد. این در حالی است که وزارت کشور در هماهنگی کامل با شورای نگهبان و سکانداری مشاور عالی رئیس جمهور قرار است انتخابات کاملاً سالم را برگزار نمایند و رسانه های مهمی مثل صدا و سیما و روزنامه های اصلی با پشتوانه پول مردم را هم در اختیار دارند. روی دیگر این کار عجولانه این است که اگر رسانه در اختیار کسانی باشد که میتوانند با مردم رابطه برقرار کنند، برای اقتدارگرایان، خیلی سخت است و شکننده.

تا آمدیم به برو بچه های روزگار تبریک بگوییم، تعطیل شد. بنده خدا کارمندان و افرادی که یک شبه از کار بیکار میشوند و اصحاب قدرت اصلاً به فکر آنان نیستند. رهبری میگویند که کشور به دو جناح نیاز دارد ولی اصحاب دولت و قدرت گویا اعتقاد دارند پرواز با یک بال بهتر است. این دستپاچگی در تعطیلی روزگار تابلوی نشانگری از وضع و روند انتخابات پیش رو است.

 

۲۶ مهر ۱۳۸۵
صدا و سیما و دولت

 

 

از جالب ترین اتفاقات ایام اخیر سیاست، دعوای صدا و سیما با دولت در آستانه ی انتخابات است. در تاریخ بعد از انقلاب، قطعاً هیچ دوره ای مثل دوران یک ساله ی دولت نهم، رسانه ی صدا و سیما در خدمت دولت نبوده است. دولتی های امروزی که بسیاری از آنان و یا دوستانشان خود سامان دهندگان برنامه های صدا و سیما علیه دولت خاتمی بودند، و می دانستند که معروف بود ستاد فرماندهی ضد اصلاحات در صدا و سیما مستقر است بهتر از همه می فهمند که صدا و سیما چگونه در خدمت دولت نهم است. این گلایه های دولتی که در سخنان رئیس جمهور و نوشته های همسر معروف سخنگوی رئیس جمهور جلوه ی بیشتری کرده، در شرایط قبل از انتخابات زنگ خطر مهمی برای جریانات و گروه های سیاسی کشور است. نتیجه ای که از این جنگ که در اصطلاح عموم به آن جنگ زرگری گفته می شود، اینکه: گویا صدا و سیما در خدمت تمام عیار دولت نبوده و لذا از این پس صدا و سیما حق پیدا کند که بیش از گذشته در اختیار دولت و سیاست های سیاسی و اقتصادی اعضای آن که بی پرواترین حملات را علیه جریانات سیاسی اصلاح طلب را مدیریت می کند قرار دهند و اگر کسی به این روش صدا و سیما اعتراض کند، صدا و سیمائی ها بتوانند بگویند دولت هم از ما دل خوشی ندارد. این توهم توطئه نیست، اهمیت بردن در انتخابات به هر شکل برای دولت تمهید هر توطئه ای را مباح می شمارد.

 

 

۲۵ مهر ۱۳۸۵
جلسه خیریه و زنان مقامات

 

در این ایام شبهای قدر، که فرصت نیکوکاری و خیرات است، شبی بعد از افطار مؤسسه به آفرین فردا که خانم زهره صادقی، همسر آقای خاتمی و جمعی از همسران مسئولان دولت آقای خاتمی، من جمله همسر من آن را اداره میکنند، مراسم کوچکی برگزار کرده بود تا برای خیرین امکان کمک فراهم کند. قبل از افطار آقای موسوی لاری زنگ زد که در آن جلسه شرکت نمیکند؛ ولی وقتی رفتم دیدم قبل از من آمده است. میگفت وقتی به اتفاق همسرم سوار ماشین شدیم، یک مرتبه خود را جلو برنامه مؤسسه به آفرین دیدیم. مگر میشود از مجلسی که متولی آن همسر انسان است جیم شد؟ ظاهراً به همین استدلال همه ی مسئولان سابق، شخصاً شرکت کرده بودند. مؤسسه به آفرین دختران مستعد و بامعدل بالا که به خاطر نداشتن پول، امکان ادامه تحصیل را ندارند شناسایی، و با کمک هایی که از مردم خیّر میگیرند زمینه ادامه تحصیل آنان را در مقاطع مختلف فراهم می آورند. خدا وکیلی کار بسیار خوبی است که این خانمها، آرام و بی ادعا، آن را دنبال میکنند. شما هم به خصوص در این چند روزی که از ماه رمضان مانده است به این کار خیر فرهنگی کمک کنید. میدانم که کمک هاتان به این مؤسسه خرج اتینا نمیشود و "همه ی" آن مستقیماً به این کار خیر میرسد. اینجا آدرس سایت آنهاست که از این طریق میشود کمک کرد. در مراسم قشنگشون برای اولین بار سخنرانی کوتاهی از خانم خاتمی و سخنرانی بلندی از آقای عبدالعلی زاده، وزیر سابق مسکن که به این مؤسسه خیلی کمک میکند، شنیدیم و بعد هم آقای سراج، خواننده ای باصدای نمکین در مناقب علی (ع) شعر خواند. آقای خاتمی هم برای حرف زدن ناز مختصری کرد ولی آمد و بحث فلسفی مختصری ارایه کرد. به مسجد جامعی که جلوی من نشسته بود، گفتم آقای خاتمی که بلد نیست جوری حرف بزند که از مردم کمک بگیرد، خدا کند نتیجه ی بحث فلسفی اش این نشود که نباید کمک کرد! ولی به خیر گذشت. خانم مجری که خوب اداره میکرد کمک های جمع اندک حاضر را اعلام میکرد. بعضی ها نوشته بودند که اسمشان اعلام نشود. یکی از آنها دکتر معین بود که پذیرفته بود افراد این مؤسسه را رایگان معالجه کند. مجری آن را خواند و آخرش دید که دکتر معین نوشته این را اعلام نکنید. عذرخواهی کرد. شوخی من هم گل کرد و از ردیف آن طرفی به دکتر معین گفتم: آنجا که باید اسمت را در انتخابات میخواندند، نخواندند. اینجا که نباید، میخوانند. خرم وزیر سابق راه هم موبایلش را بیرون آورد که از من عکس بگیرد، تا میخواست دوربین موبایلش را آماده کند، من دو تا عکس از او گرفتم. دوئل نوین دنیای معاصر شد! دکتر فرهادی وزیر اسبق بهداشت را هم خیلی وقت بود که ندیده بودمش. چیزی تو مایه ی امروز درست یکساله و چند ماهه و چند روزه که ندیدمت! با هم چاق سلامتی کردیم. متخصص گوش و حلق و بینی است. برای اینکه خیلی تند تند نفس میزنم، قرار شد به مطبش بروم تا معلوم شود مشکل بینی است یا چاقی! از وزرای سابق شمخانی، کمالی، صوفی، حاجی، خالقی و توفقیقیان را هم دیدم که آمده بودند. شاید به همان استدلالی که آقای موسوی لاری آمده بود. ولی شجاع مردانی مثل کمال خرازی هم یافت میشدند که همسرشان آمده بود و خودش نیامده بود. خانم خاتمی و خانم خودم و خانمهای دیگر همکار مؤسسه به آفرین فردا خسته نباشند و کمک های شما هم برای رفع خستگی شان حتماً مؤثر است. این هم آدرس فرم کمک:http://www.behafarin.org.ir/ 

 

۲۴ مهر ۱۳۸۵
ناطق و خاتمی و شبهای قدر

 

مدتهاست که شبهای ۱۹ ماه رمضان، آقای ناطق نوری و شبهای ۲۱ رمضان، آقای خاتمی در حرم امام سخنرانی میکنند؛ البته آقای ناطق به خاطر داشتن صدای گرم و دلنشینی که دارد، خودش هم مراسم شب احیا را بر گزار میکند. این که این دو رقیب انتخاباتی در یک مراسم شرکت میکنند، از وقتی شروع شد که یکی رئیس جمهور بود و دیگری رئیس مجلس. اما با گذر روزگار، هر دو به دلیل آنکه شغل آنان به خاطر رأی مردم بود و رأی آنان هم زمان داشت، پستهای ریاست جمهور و ریاست مجلسی را واگذار کردند ولی بعد از آن، شاید به خاطر شأن روحانی شان مراسم احیای حرم امام با آقای ناطق و خاتمی ادامه یافت. البته جانشین آقای ناطق، نشنیده ام ادعای خاصی داشته بشد ولی جانشین آقای خاتمی که با ماجرای هاله ی نور و سخنرانی اخیرشان در مورد داشتن رابطه ی خاص و این حرفها، شاید بهتر از آقای خاتمی میتوانست شأن روحانی را به خود اختصاص دهد و احیاناً مراسم قرآن سر گرفتن را هم که خاتمی بلد نیست، انجام دهد. اما در هر حال شبهای قدر حرم امام با ناطق و خاتمی بود. هر دو شب شرکت کردم. دعا خواندن در جمع نیز لذت خاصی دارد. آقای ناطق سخنرانی مفصلی در مورد حرمت نگاه به نامحرم کرد و تذکرهای لازم در مورد گناه نگاه کردن. یکی دو بار در مورد بعضی مضامین صحبت های آقای ناطق، با آقای ضرغامی رئیس صدا و سیما که تصادفاً کنار هم نشسته بودیم شوخی کردیم که خیلی قابل انتشار نیست. البته از روضه و دعای آقای ناطق خیلی بهره بردیم و حالی کردیم. شب بیست و یکم هم آقای خاتمی که به ندرت روی منبر نشسته بود، رفت بالای منبر بلند حرم نشست. آخوندی آخوندی. اتفاقاً مطالبش هم عمدتاً غیر سیاسی بود. بعد از سخنرانی، آقای جهانگیری وزیر سابق صنایع را دیدم، پرسید رئیس چی گفت که اگر دیدمش، به روی خودم نیاورم که نبودم. یکی دو نفر سیاسی دیگر هم از راه رسیدند و فکر میکردند آقای خاتمی حالا که در فقدان تریبون عمومی، امشب تریبون مهمی پیدا کرده، در مورد خیلی از مسائل حرف زده و همان سؤال را تکرار کردند. ولی سخنرانی آقای خاتمی هم در مورد فضایل علی علیه السلام بود و جز اشاراتی مختصر، در حوزه سیاست حرف نزد. بزرگان سابق کشور و احیاناً تک و توک بزرگان فعلی هم بودند. آقای کروبی هم به دلیل کمر درد مختصری که دارد، و به همین دلیل هم برایش صندلی گذاشته بودند، یک سر و گردن بالاتر از دیگران بود. امشب آخرین شب قدر امسال است. هر کجا هستیم برای همدیگر دعا کنیم.

 

۲۳ مهر ۱۳۸۵
دعای ابو حمزه

 

دهه ی پایانی ماه رمضان است؛ فرصت دعا و مناجات و نیایش با خدا. دعای ابو حمزه در ماه رمضان، از زیباترین ادبیاتی برخوردار است که رابطه ی انسان و خدا را ترسیم می کند. گویا آدمی در محضر پدری مهربان و یا دوستی بزرگ نشسته که با صمیمانه ترین و در عین حال محترمانه ترین جملات با او حرف می زند. این همان رابطه ای است که بشر امروز برای ارتباط با خدا به آن نیاز دارد؛ خدای مهربان، خدای باگذشت و خدای صمیمی؛ خدائی که هیچکس نمی تواند با او قهر کند.

شخصاً یکی از بزرگ ترین لذت های معنوی ماه رمضان را خواندن دعای ابو حمزه می دانم. خدا رحمت کند شهید آوینی را، در سایتش بخشی هست که دعاهای مختلف را با صدا در آن گذاشته است. میتوانید دانلود کنید وگوش دهید. در هر حالی که هستید، حتی اگر تظاهر به دور بودن از خدا می کنید، وقتی تنها هستید در ماه رمضان نیاز دارید به شیوه ی ادبیات دعای ابو حمزه با خدا حرف بزنید؛ در دعای ابو حمزه آمده : خدایا اگروقتی مرتکب خلاف وگناهی میشدم میدانستم جز تو کسی از آن مطلع میشود انجام نمیدادم. این اوج دوستی و رفاقت با خداست. بعد اضافه میکند  البته نه بخاطر آنکه تو در نظر من کم اهمیت وکم ارزشی. بلکه به این دلیل که تو از همه مهربانتر و کریم تری.

 

۲۲ مهر ۱۳۸۵
شهادت علی (ع)

 

شب شهادت مولا علی علیه السلام است؛ و یکی از احتمالات شب قدر. علی در عمق زندگی و منش و روش ما ایرانیان جایگاه ویژه ای دارد. عمر آن امام همام ۶۳ سال بود و به طور عمومی میتوان زندگی وی را به ۵ دوره تقسیم کرد. ۱. از ولادت تا بعثت پیامبر (۱۰ سال) ۲. از بعثت تا هجرت پیامبر (۱۳ سال) در این دوران بیشترین آموزش و همراهی علمی با پیامبر صورت گرفته است. ۳. دوران هجرت تا وفات پیامبر (۱۰سال) که دوران فداکاریهای علی در رکاب پیامبر بوده. ۴. از رحلت پیامبر تا زمامداری (۲۵) سال دوران سکوت سنگین و دشوار ۵. از آغاز زمامداری تا شهادت (۵سال) که با سه جنگ داخلی، حضرت سخت ترین ایام زندگی خود را گذراند. راه و رسم علی در شجاعت و عدالت و فداکاری و مهربانی، سرلوحه زندگی آزادگان است. ما در کشور ایران که مرکز علاقمندان به علی است، بیش از همه نیازمند به آن منش هستیم.

 

۲۱ مهر ۱۳۸۵
انتخابات و حق مسلم ما

 

چند ماه پیش وقتی همه جا شعاری دادند که انرژی هسته ای حق مسلم ماست، یک طنز بامزه ای از قول آقایان sms می شد که همسر دوم هم حق مسلم ماست؛ ولی مثل انرژی هسته ای نمی گذارند. حالا هم این دوست خوب من، آقای مصطفی تاج زاده که از صادق ترین و پاک ترین آدم هایی است که دیده ام، فرموده اند که انتخابات آزاد حق مسلم ماست. من با مصطفی خیلی موافقم؛ ولی.... ان شا الله که می گذارند.

 

8 4        ۱   ۲    ۳       3  7
© Copyright 2003-2017, Webneveshteha.com. All rights reserved.