۲۵ مهر ۱۳۹۰
از هر دری سخنی

 با سایت قانون مصاحبه فانی کردم:

1-      جنابعالي از جمله روحانيوني هستيد كه در فضاي مجازي حضور فعالانه داريد و سايت شخصي خود را هر چند روز يكبار آپديت مي‌كنيد. چه شد كه نياز به حضور در اين فضا را احساس كرديد؟

 

من وبلاگنویسی را در سال 1382 شروع کردم. در وبلاگی بنام وبنوشت. 6 سال تمام بدون یک روز تعطیلی هر روز یک پستی گذاشتم. کم کم سایت پر بیننده ای شد که به نوعی سایت مرجع و سخنگوی غیر رسمی جریان اصلاح طلب شده بود. نقد میکردم و راهکارهایی برای اصلاح نشان میدادم. من خیلی سریع احساس کرده بودم که رسانه آینده حوزه مجازی خواهد بود و برای همین به عنوان یک فرد رسانه ای کارم را در این فضا شروع کردم

 

2-      اصطلاحي درباره كاربراني كه وقت زيادي را در فضاي مجازي سپري مي‌كنند مطرح مي‌شود و آن «معتاد اينترنتي» است، آيا شما به اينترنت اعتياد داريد؟ روزانه چند ساعت از وقت خود را در اين فضا مي‌گذرانيد؟

 

فکر میکنم خودم را خارج از این اصطلاح معتاد اینترنتی ندانم. انصافا اگر کسی هر روز چند ساعتی پای اینترنت باشد که من نوعا چنین هستم، میتوان نام معتاد اینترنتی بر آن نهاد . از خیلی اعتیاد های دیگر هم بهتر است. نه به رفیق بد نیاز دارد و نه به ذغال خوب.

 

 

3-      چه استفاده‌هايي از اينترنت مي‌بريد؟

 

استفاده های فراوانی از اینترنت دارم. عمده اطلاعاتم از اینرنت است. مدتها است روزنامه ها و اخبار را از اینترنت دنبال میکنم. به سایتهای مختلف هم سر میزنم. برای کارهای تحقیقاتی و نوشته هایم مشتری روزانه سرچ گوگل هستم. ایمیل هایم را چک میکنم.به دوستانم ایمیل میدهم و از وقتی فیس بوک آمده مشتری روزانه آن هستم که صفحه من تا کنون بیش از 21 هزار نفر عضو دارد.کار بدی هم نمیکنم. یوتیوب هم سر میزنم.

 

 

4-      تا حالا شده فايلي را بدون درنظر گرفتن حق كپي رايت دانلود كنيد؟

 

دروغ چرا. بله.

 

5-      نظرتان پيرامون شبكه‌هاي اجتماعي نظير فيس بوك و ... چيست؟ آيا در اين شبكه‌ها عضويت داريد؟ به نظر شما چگونه بايد با اين پديده‌ها برخورد كرد؟

 

من معتقدم وقتی میلیونها ایرانی عضو یک شبکه ای هستند که از نظر آمار سومین کشور جهان شناخته شده است، آن را باید به عنوان یک واقعیت پذیرفت. نادیده گرفتن آن مثل کبک سر زیر برف کرده میماند.  در این دنیای ارتباطات نمیتوان مردم ایران را تافته جدا بافته تلقی کنیم. من اگر جای مسئولان کشوری بودم، فیس بوک را از فیلتر در می آوردم و این میلیونها عضو ایرانی را برای به دست آوردن امکان دسترسی به فیس بوک که اکثر خدمات و استفاده آن توسط کاربران مفید و یا لااقل غیر مضر است، امکان ورود به سایتهای مضر به وجود نیاوریم. به خصوص واقعیت دیگر هم این است که در فیس بوک ایرانی همه نوع سلیقه وجود دارد و اطلاع از این نظرات متفاوت سیاسی و عقیدتی در فضای رسمی پذیرفته شده توسط حکومت باعث جلوگیری ازافراطیگری های غیر مقبول میشود. من در بسیاری از شبکه های اجتماعی عضوم

 

 

6-      در سينماي ايران تاكنون فيلم‌هايي ساخته شده با مضمون روحانيت، نظير فيلم «مارمولك»، «طلا و مس» و ... نظر شما پيرامون اين فيلم‌ها چيست؟ آيا با مضمون چنين فيلم‌هايي موافقيد؟

 

روحانیت در تاریخ هزار ساله ملت ایران یک واقعیت انکار ناپذیر و قدرتمندی بوده است و غیر قابل حذف. بعد از انقلاب اسلامی این حضور جدی تر شد و تاثیر گزار ترین و قدرتمند ترین مقامات حکومتی در اختیار روحانیون بوده است و به همین دلیل بیشتر از همیشه جزئی از زندگی مردم شدند. اگر سینما را پژواکی از جامعه بدانیم، نمیتوانیم این بخش قدرتمند را نادیده بگیریم. حذف روحانیت از واقعیت های اجتماعی قداست بخشیدن به روحانیت را در پی ندارد و باعث میشود که صحنه تبلیغاتی فقط در اختیار مخالفان این صنف باشد. به این دلیل من در همان ایام که فیلم مارمولک اکران بود، چندین یادداشت در روزنامه ها ووبلاگم در ستایش از آن نوشتم. اکنون نیز از آن دفاع میکنم.

 

7-      روزي اگر به شما پيشنهاد بازيگري در فيلمي را بدهند، قبول مي‌كنيد؟ چرا؟

 

یکی دو باری جلو دوربین فیلم های مستند سینمایی رفته ام. یکبار در نقش دایی شهیدم که شباهت فراوانی از باب حلال زاده بودن که به دایی میرود؛ به ایشان داشتم، بازی کرده ام ولی پیشنهاد دیگری نشده است. اگر فیلم خوبی باشد و من استعداد بازیگری داشته باشم، چرا که نه؟

 

8-      گذري نيز به عرصه سياست بزنيم. شما فردي هستيد كه بيش از سه دهه در عرصه سياست حضور داشته‌ايد. آيا حاضريد از اين عرصه كناره‌گيري كنيد. اصلا امكان كناره‌گيري يك فرد سياسي از اين عرصه وجود دارد؟

 

باورم بر این است وقتی بیش از سه دهه از عمرم را در سیاست گذرانده ام و در موارد زیادی هم تاثیز گزار بوده ام، کار راحتی نیست جدا شدن از این حوزه. شاید هم بشود گفت، امکان پذیر نیست. گاهی که سختی های عالم سیاست را تجربه کرده ام، فکر کرده ام که دیگر بوسه وداع بر حوزه سیاست خواهم زد ولی فکر میکنم عملی نباشد

 

9-      شما از افراد نزديك به آقاي خاتمي، رئيس جمهور پيشين كشورمان هستيد. سابقه آشنايي شما با ايشان از چه زماني آغاز شد؟ ايشان را چگونه انساني مي‌دانيد؟ در حال حاضر هم با ايشان ارتباط داريد؟

 

من بیش از سه دهه است که با آقای خاتمی دوست هستم. از زمانی که من مدیر رادیو ایران بودم و ایشان وزیر ارشاد، ارتباط و آشنایی بیشتر پیدا کردیم و این آشنایی تا کنون ادامه داشته است. مهمترین ویژگی اقای خاتمی را باورهای فکری ایشان میدام. از بن دندان به آزادی، حرمت انسان و احترام به نظر دیگران و نیز انقلاب اسلامی  باور دارد و من خیلی تحت تاثیر این مکتب ایشان بوده ام. هم اکنون اگر چه ارتباط کاری کمتری با ایشان به دلیل بیکاری هردومان داریم، اما ارتباطات شخصی و عاطفی گذشته وجود دارد.

 

10-   رابطه نزديك شما با آقاي خاتمي بگونه‌‌اي بود كه حتي با ايشان خطبه‌هاي عقد را جاري مي‌كنيد. اين كار دقيقا از چه زماني آغاز شد؟ براي چه دسته و افرادي اين خطبه‌ها را جاري مي‌كنيد؟ اگر خاطره‌اي از اين مراسم‌ها داريد بيان بفرمائيد.

 

عقد خواندن دلیل نزدیکی نبود. دو نفری آخوند بودیم و برای کسانی که علاقمند بودند عقدشان توسط آقای خاتمی خوانده شود، صیغه عقد جاری میکردیم.

 

 

11-   سايت شخصي جنابعالي پر است از عكس‌هايي كه با موبايل گرفته‌ايد. از زمان راه‌اندازي وب سايت شخصي‌تان با موبايل عكس مي‌گرفتيد و بر روي سايت‌تان بارگذاري مي‌كرديد. هنوز هم با موبايلتان عكس مي‌گيريد؟ واكنش افرادي كه از آنها عكس مي‌گرفتيد چگونه بود؟

 

اولی که سایتم را راه انداختم مصادف شد با دوربین دار شدن موبایلها با پیکسل بسیار پایین. از همه جا عکس میگرفتم و آرشیو تاریخی ای با هزاران عکس دارم که بسیاری از آنها با موبایل گرفته شده است. در اوایل با مخالفتهایی روبرو میشدم. به خصوص در هیئت دولت. قانون بر این بود که دولتمردان در قالب عکسهای رسمی و فیگورهای معین دیده شوند و از قاب خارج نشوند. من این ساختار شکنی را برای اولین بار کردم. چون باور داشتم، مردم اگر دولتمردان را هم در حالت های مختلف غیر رسمی ببینند ، بیشتر احساس صمیمت با آنها میکنند. پوست کلفتی من از یک سو و باز شدن فضای ارتباطی از سوی دیگر، باعث شد که بتوانم این کار را بکنم.

این هم لینک مصاحبه:

http://www.ghanoononline.ir/NSite/FullStory/News/?Serv=1&Id=4889

 

۰۳ مهر ۱۳۹۰
ایده گفتگوی تمدنها و جغرافیای زمانی
گفتگوی فرهنگ ها و تمدنها که در سال 1998 میلادی ازسوی رییس جمهور فرهیخته ایران آقای محمد خاتمی به جامعه جهانی عرضه شد از نظر جغرافیای زمانی ارائه این طرح کمتر مورد توجه قرار گرفته است. اکنون گذر زمان، فرصت خوبی در اختیار ما گذاشته است که بتوانیم دلیل ارائه این طرح را در آن ایام مورد توجه قرار دهیم. در برابر دو تمدن غربی و شرقی و به عبارت واقعی تر غربی و اسلامی، قدرت برترنظامی، تکنولوژیک وفرهنگی غرب، آنان را به وادی غروری کشانده بود که همه نوع تحقیر و ستم به تمدن این سویی را روا میداشتند و آن را جزیی ازرسالت خود میدانستند. طولانی شدن و خصمانه بودن و حقارت برانگیز بودن این روشهای غربی به خصوص در نقاط زخم های کهنه مثل فلسطین، عامل اوج گیری این کینه و تبدیل شدن ان به حس انتقام گیری و رشد طبیعی رادیکالیسمی شده بود که دین و اعتقادات هم پشتوانه آن بود. درست در شرایطی که راس این دو هرم برای برخورد با یکدیگر نزدیک می شدند و نظریه غیر قابل انکارو برتر در ذهنیت سیاستمداران، جنگ تمدنها بود، نظریه گفتگوی تمدنها از سوی رئیس جمهور پر افتخار کشورمان به سازمان ملل ارائه شد. گویا در هنگامه ارائه این نظریه سالهای بعد دیده می شد که فاجعه برخورد و رویاروئی جهانی در حال شکل گیری است. والبته این پیش بینی نه بر اساس غیب گوئی و رمالی، که بر اساس تحلیل واقعی از شرایط جهانی به دست امده بود. در نظریه گفتگوی تمدنها به بشریت پیشنهاد می شد که دو طرف این فرهنگ و تمدن، حرفی برای گفتن دارند. میتوانند به جای تیز کردن و گرد گیری از شمشیرها، اتاق های گفتگو را تمیز کنند تا امکان شنیدن و شنیده شدن داشته باشند. اهالی فکر و اندیشه و تا حدودی سیاست البته این را درک کردند و علیرغم اینکه این اندیشه از سوی رییس جمهور روحانی ایران مطرح شده بود، آن را جدی گرفتند و در سازمان ملل این ایده را به تصویب رساندند و روز 31 شهریور را در تقویم جهانی به این نام ثبت کردند. اما در عمل افراطیون جهانی در دو سو و در عکس العمل به یکدیگر، و بدون ارزیابی از توان متقابل همچنان به جنگهای تمدنی چشم دوخته بودند. در داخل ایران و در سطح جهانی صدای گفتگو که به مراتب دشوار تر از جنگ است، نا شنیده گرفته شد. طبال ها از یک سو به طبل ستم و حقارت و نادیده گرفتن بیشتر حقوق ملتها میکوبیدند و از سوی دیگر بر حس انتقام و برخورد خشن با قدرتهای جهانی. و هر دو سو سعی میکردند از تمام ظرفیت خود استفاده کنند. آغاز این اتفاقات تلخ در 11 سپتامبرشروع شد و اتفاقا از سمت جریانی که از نظر ظاهری پایین دستی بود، حمله عملی شکل گرفت. متعاقب آن حملات گسترده نیروهای آمریکائی و اروپایی وناتو به افغانستان و عراق را شاهد بودیم و در برابر این حملات مقاومت های مختلف به وجود آمد و دومینوی خشونت و کشتار بشریت آن قدر پیش رفت که اکنون به اجباربعد از13 سال دو باره به نقطه ای بر گشته اند که رییس جمهور ایران آنان را فرا خوانده بود. گفتگو به جای جنگ. در عراق، افغانستان و نقااط خشونت خیز دنیا، دو طرف در به در دنبال گفتگو هستند. اگر این پسینه اتفاقات بعد از اعلام نظریه تاریخی گفتگوی تمدنها نبود، نمی شد اهمیت و ارزش این پیشنهاد را برای جامعه بشری حدس زد. گمان من بر این است که تاریخ این نظریه را با توجه به اتفاقاتی که پیش آمد ارج بسیار خواهد گذاشت و این را متناسب با روح تاریخی صلح طلب ایرانی میداند که از زمان کوروش کبیر به ارث گذاشته شده است.

8 4        ۱      3 7
© Copyright 2003-2017, Webneveshteha.com. All rights reserved.