۳۰ آبان ۱۳۸۶
مهربونی و صفای امام رضا

 

فردا تولد امام رضاست. همه امامان شیعه بنا به آموزه های دینی، نور واحد هستند. اما نمی توان انکار کرد که امام رضا برای ما ایرانیان جایگاه خاصی دارد. میلیون ها نفر در سال به پابوس امام رضا می روند؛ با او درد و دل می کنند و حاجت می گیرند. من شخصاً در هر جای دنیا که باشم سعی می کنم هر صبح به امام رضا سلام کنم. با این کارم خیلی حال می کنم. لذت بخش ترین کاری است که انجام می دهم. خیلی ها را می شناسم که روزشان را با سلام به امام رضا آغاز می کنند. در حرم امام رضا آدم ها سبک بال می شوند. احساس آرامش و سبکی خاصی دارد حرم امام رضا. وقتی امروز می خواستم وبلاگم را بنویسم، قصدم این بود که خلاصه ای از زندگی امام رضا بنویسم؛ اما دلم رضا نداد که در مورد امام رضا رسمی بنویسم. خوشا به حال آنان که به زیارت امام رضا رفته و می روند و از صمیم قلب آرزو می کنم که این توفیق نصیب همه شما هم بشود. آن هائی هم که در خارج از ایران هستند، می توانند از همان راه دور لبخندی بر لب جاری کنند و شادمانی خود را با یک جمله "السلام علیک یا علی بن موسی الرضا" جشن بگیرند. من هر وقت نام امام رضا را شنیده ام و یا به صحن و حرمش رفته ام، تنها به مهربانی و صفای امام رضای خودمان توجه داشته ام. تولدش را به همه شما تبریک می گویم. کاش همه ایرانیان بتوانند از صفا و مهربانی و لبخند امام رضا بهره مند شوند و غم و غصه هایشان به لبخند تبدیل شود.

                                  *****

دیشب برای سفر به مشهد با آقای خاتمی رفته بودیم فرودگاه که آقای خاتمی گفت وبلاگت خسن و خسین شده است. ظاهراً اردکانی که زلزله آمده بود اردکان فارس بود و نه اردکان یزد. آقای احمدی نژاد هم امروز به مشهد نیامده بود. مردم مشهد ولی از آقای خاتمی خیلی وفادارانه استقبال کردند. از این گاف پست دیروز شرمنده!

                  

۲۹ آبان ۱۳۸۶
زلزله در زادگاه قدرت

 

 دیشب در زادگاه رئیس جمهور فعلی و سابق، زلزله رخ داده؛ هم در اردکان آقای خاتمی و هم در آرادان سمنان، زادگاه آقای احمدی نژاد. چه اتفاق عجیبی! فردا هم هر دو در مشهد سخنرانی دارند؛ آقای احمدی نژاد با تبلیغات رسمی و آقای خاتمی با تبلیغات مردمی. ظاهراً چه تفاهمی است؛ اما فردا در مشهد لابد دو صدای متفاوت شنیده می شود. این راه نجات کشور است که دنیا صدای متفاوت تشنج زدایی و صلح خواهی همراه با عزت مداری را هم از ایران بشنود.

 

۲۸ آبان ۱۳۸۶
یک شنبه آینده: سالگرد وب نوشت

 

یک شنبه ۴ آذر وب نوشت ۴ ساله می شود. حتماً برای آن روز گزارشی از ۴ سال گذشته ارائه خواهم داد.

                                  *****                   

هر چه تلاش می کنم کمتر سیاسی بنویسم، نمی شود. وبلاگ سیاست نامه نیست؛ اما آن قدر تپش حوادث سیاسی در ایران تند است که طنز و اقتصاد و مباحث اجتماعی هم سیاسی می شود.

                                 *****                   

دوستان کامنت نویس خیلی لطف می کنند. اگر شما هم به این مناسبت ارزیابی هایتان را از کارم بنویسید، خیلی خوشحال می شوم. قول می دهم تا حدّ امکان به حرفهایتان گوش بکنم و وبلاگ بهتری ارائه دهم.

                                *****                   

با همه سختی های هر روز نوشتن، ارتباط با شما شیرین ترین کار زندگی من است. سعی می کنم اگر بلائی سر خودم یا وبلاگم نیاید، باز هم بنویسم. ممنونم که می خوانید مرا!

                                *****                   

زودتر نوشتم که اگر خواستید روز شنبه در وبلاگ، روزنامه و یا مجله تان تبریکی، تسلیتی چیزی بنویسید. هدیه و گل و این ها نمی خواهد بیاورید.

 

۲۷ آبان ۱۳۸۶
غرور ملی آمریکائی ها و تحریکات ایرانی

 

مردم آمریکا به شدت دارای غرور ملی هستند. خودشان را محور عالم می دانند. داشتن بیشترین قدرت، ثروت و علم دنیا شاید زمینه ای برای این غرور باشد. دموکرات ها هم که رأی مردم را به دست آوردند، به خاطر مخالفت با جنگ افروزی بوش بود. اما نه به خاطر بد بودن جنگ، به خاطر این که مردم آمریکا می گویند چرا بچه های آمریکائی در عراق و برای ایجاد دموکراسی و یا هر دلیلی در کشور دیگری باید قربانی شوند؟! بدترین آفتی که می تواند تمامی نیروهای ضد جنگ را در عرصه سیاسی داخلی آمریکا خلع سلاح کند، این است که حفظ غرور ملی مردم آمریکا در جنگ با ایران تعریف شود. تأکید هر روزه رئیس جمهور ایران بر این که آمریکا به دلائل مشکلاتی که دارد، نمی تواند با ایران بجنگد، و یا تعبیراتی که نشانه عدم قدرت آمریکا برای جنگ با ایران است، ومرتب در هر مناسبتی تکرار کردن آن، همه باعث تحریک عواطف مردم مغرور آمریکا خواهد شد و بوش می تواند برای اقناع افکار عمومی و کند کردن چاقوی جریانات ضد جنگ از آن استفاده کند. در شرایط حساس و بحرانی فعلی باید همه تلاش کنند سایه شوم جنگ و ضربه نظامی را از ایران دور کنند. مسئولان اگر جنگ را بد می دانند باید در اظهار نظرهایشان که ممکن است به نابودی و آسیب کلی به یک ملت منجر شود،  بیشتر دقت کنند.

 

۲۶ آبان ۱۳۸۶
روابط مدنی ایران و مصر

 

امروز در جلسه ای که مرکز گفت و گوی تمدن ها برپا کرده بود، مسأله ی گفت و گوی ایران و مصر با حضور مسئولان مرکز گفت و گوی تمدن های دانشگاه قاهره و آقای خاتمی و جمعی از علاقه مندان به مباحث سیاسی دنبال می شد. من هم رفته بودم. کار نو و ابتکاری این جلسه، پی گیری سیاسی و دیپلماتیک از طریق روابط مدنی بود. روابط ایران و مصر از ابتدای انقلاب اسلامی دچار مشکل شد. این دو کشور که از بزرگ ترین کشورهای اسلامی هستند اگر با یکدیگر روابط سیاسی داشته باشند، می توانند بسیاری از مشکلات جهان اسلام را حل کنند. سیاست خارجی در دوران آقای خاتمی تا نزدیکی برقراری ارتباط سیاسی پیش رفت اما به دلیل آن که در مصر امنیتی ها به جای دیپلمات ها همه کاره بودند، به نتیجه نرسید. آقای احمدی نژاد هم بدون توجه به این سوابق اعلام آمادگی برای برقراری روابط با مصر کرد؛ ولی طبعاً به نتیجه نرسید. آقای مبارک تکیه سنگینی به سیستم امنیتی در داخل مصر کرده است. معمولاً کسانی که پشتوانه مردمی ندارند، این چنین هستند. آقای خاتمی با سفر سال گذشته اش به مصر و جلسه ای که امروز از طرف مرکز گفت و گوی تمدن ها برگزار کرده بود، در حقیقت خارج از اراده و خواست رهبران سیاسی دو کشور برای زنده کردن روابط ایران و مصر از طریق جامعه مدنی و با استفاده از اساتید دانشگاه ها، محققان و علمای دینی تلاش می کند. این روش اگر پاسخ بدهد، شاید الگویی برای بقیه مشکلات دیپلماسی و روابط دو جانبه با کشورها بشود؛ البته با بی عنایتی دولت به حوزه جامعه مدنی و گروه های غیر دولتی بعید است که خیلی تأثیر عملی فراوانی بر این کارها مترتب شود. در دنیا معمولاً گروه های غیر دولتی بهترین کمک و یار دولت ها هستند. متأسفانه در ایران فعلی اصل بر نفی اجزاء جامعه مدنی و گروه های غیر دولتی است و آن ها در نگاه اولیه دشمنان حکومت تلقی می شوند مگر آن که خلافش ثابت شود که معمولاً هم نمی شود.

در هر حال جلسه امروز به اعتقاد من الگوی خوبی برای تقویت مدنی روابط ایران و مصر بود. آقای خاتمی هم سخنرانی خوبی کرد. خیلی ها تا شب حرف زدند و همه بر اهمیت روابط ایران و مصر تأکید داشتند. دوست خوبم دکتر هادی خانیکی که رئیس مرکز گفت و گوی تمدن هاست خیلی تلاش موفقی برای برگزاری این مراسم انجام داد.

 

۲۵ آبان ۱۳۸۶
گزارش البرادعی و بهانه جوئی های دنیا

 

بعد از انتشار گزارش دیشب آقای البرادعی و مصاحبه ی کاملاً محتاطانه ی دبیر شورای امنیت ایران، در همه ی دنیا، مسئله ی پرونده هسته ای ایران مهمترین مسئله ی رسانه ای و سیاسی روز شده است. بی شک این گزارش در سطح وسیعی از همکاری ایران با آن آژانس حکایت می کند. اگر دنیا قرار همکاری و حل مشکل هسته ای ایران را می داشت و بهانه جوئی هدف اش نبود، می توانست با این گزارش راه حل همکاری و پایان بحران هسته ای ایران را پیدا کند؛ اما به جای این کار،  آمریکا و اروپا از بخش های دوپهلوی گزارش استفاده کرده و از فشار بیشتر و صدور قطعنامه ی جدید حرف میزنند. این نشانه ی آنست که دنیا به دلائل غیر هسته ای و به خاطر فضای تشنج روابط ایران با دنیا قصد بهانه جوئی دارد. متأسفانه ما در دنیایی نیستیم که فقط دنبال حقیقت باشد. همین نکته کافی است تا بفهمیم وضعیت ایران در برابر این مخالفان جهانی حساس و فوق العاده است. نفی کردن این شرایط حساس سر زیر برف بردن است و واقعیات جهانی را از بین نمی برد. رسالت مدیران کشور برنامه ریزی برای دور کردن ایران از این خطرات است .

 

۲۴ آبان ۱۳۸۶
جایزه انتقاد

 

وقتی ریاست جمهوری اعلام کرد که به منتقدان دولت جایزه می دهند، بعضی ها آن را شوخی پنداشتند؛ اما حالا معلوم شده که جدی است. آقایان حسین شریعتمداری و انبارلوئی، سردبیران روزنامه های سراسر مداحی نسبت به دولت و سراسر توهین و اهانت و احیاناً فحاشی به مخالفان دولت، به عنوان مهم ترین منتقدان دولت جایزه گرفتند. اگر موقع اعلام این خبر خود آقایان شریعتمداری و انبارلوئی هم خنده شان گرفته باشد، کار بدی کرده اند. اصلاً شوخی نبوده؛ این کار جدی است! میزان انتقادی که رئیس جمهور قبول دارد در حدّ همان مداحی های این دو روزنامه است.

 

۲۳ آبان ۱۳۸۶
در سنت لوئیس آمریکا

 

هفته گذشته رفته بودم شهر سنت لوئیس در ایالت میزوری آمریکا تا در جلسات کلیسای پرسپترین و دانشکده الهیات آن شهر در مورد مسائل گفتگویی و تجربیات مؤسسه گفت و گوی ادیان صحبت کنم. مسئولان این کلیسا سال گذشته به ایران آمده و امسال از من برای بازدید دعوت کرده بودند. اولین چیزی که از ظاهر آمریکا توجهم را جلب میکرد بزرگی همه چیز بود. خیابانها، منازل، بزرگراه ها، اتومبیل ها و مردم. در سه روز ۶ تا سخنرانی داشتم؛ با اساتید، با دانشجویان، و با مردم یک منطقه ی شهر سنت لوئیس در کلیسای محلی. همه ی آنها مثل بقیه ی مردم آمریکا آدمهای مهربان و باادب بودند و دوست داشتند در مسائل دینی حرف بزنند. البته شاید زیر آن همه تبلیغات رسانه های آمریکائی از این که در دانشگاه یا کلیسا  یک نفر ایرانی با لباس آخوندی می دیدند، تعجب می کردند، اما پرسش و پاسخ ها به خصوص وقتی که به آنها سپرده بودند در حوزه ی سیاست سؤال نکنند و در مسائل همکاری دینی اسلام و مسیحیت حرف بزنند، فضا را کاملاً دوستانه و جدی می کرد. آمادگی این افراد که در میان کلیساهای آمریکا به تعصب و پای بندی به مسیحیت مشهور هستند برای گفت و گوی دینی با مؤسسه ی اسلامی ایرانی گفت و گوی ادیان بسیار پراهمیت بود. تأکید روی امکان همکاری و دوری جستن از خشونت دینی و مقابله با سوء استفاده از نام دین از مهم ترین مباحثی بود که در این جلسات مطرح شد. افراد این دانشکده در آینده رهبران دینی مسیحی می شدند. دروسی که برای خدمت روحانی در کلیسا میخواندند برای حوزه های علمیه اسلامی قابل توجه است. در این چند روزه در وقتهای غیرکاری نیز بیشتر در مورد تجربه های کلیسائی و در مقابل مسائل تبلیغات دینی اسلامی حرف می زدیم. تشابه های زیادی وجود داشت. پای بندی آنها به خواندن چند جمله دعا در قبل و بعد از کلاس و غذا و سخنرانی ها، و توجه ویژه ی مخاطبان به دعا برایم جالب بود. به زودی متن سخنرانی هایم در آنجا را در سایت مؤسسه ادیان و کلیسای پرسپترین خواهند گذاشت. دو سه تا سخنرانی در مراکز اسلامی ایرانی غرب آمریکا  هم که مستقل تر بودند داشتم و از آنجا به ایران برگشتم. تلاش گسترده ای در بین ایرانیان واقع بین و نخبه برای مقابله با جنگ آمریکا علیه ایران در جریان بود. با آن که خدای ناکرده اگر جنگی صورت گیرد، آنان متضرر نمی شدند، اما از نخبگان داخلی برای مقابله با جنگ فعالتر بودند.

 

۲۲ آبان ۱۳۸۶
علم مالی اسلام در دهه های ۴۰ و ۵۰

 

در دهه­های ۴۰ و ۵۰ در ایران معنای روشنفکر دینی این بود که مباحث و مسائل علمی را تعقیب کنند و برای هر یک از آنان از قرآن و مبانی دینی استدلال بیاورند و اثبات کنند که اسلام قبلاً این مسائل علمی را مورد توجه قرار داده­است. مجله­ای بود به نام مکتب اسلام که معاریف نویسندگان دینی در آن می­نوشتند و این مباحث را دنبال می­کردند. مرحوم مهندس بازرگان نیز در این مکتب از پیشتازان بود که به­خاطر آشنائی با علوم جدید و قدیم می­توانست این تلفیق را قوی­تر از دیگران شکل دهد. مرحوم دکتر سحابی نیز در این روش فعال بود. مطهرات در اسلام بازرگان و خلقت انسان سحابی بر اساس این روش نوشته شده است. مثلاً مهندس بازرگان در همین کتاب مطهرات در اسلام می­نویسد: "نجاست چیزی است که وجود آن به خودی خود باعث اختلال محیط زندگانی انسان می­گردد یا سبب تقویت میکرب­های موذی می­شود؛ به طوری که در هر دو حال مضر به سلامتی شخص بوده، در صورت عدم اقدام به رفع آن، حتماً یا احتمالاً ضرری وارد خواهد شد." اما بعدها این سؤال مطرح شد که نظزیات علمی فرضیه است؛ گاهی بعد از اثبات آن از قرآن و منابع دینی، آن نظریه باطل اعلام می­شود و نظریه­ی دیگری جایگزین می­گردد. ضمن آن­که این نظریه در حوزه­ی دین شکل جدی­تر پیدا کرد که اساساً دین و علم را دارای دو حوزه مستقل می­دانستند و با دو عملکرد متفاوت. در حاشیه­ی جلسه­ی دین و مدرنیته در گوشی با آقای مجتهد شبستری داشتیم در این مقوله حرف می­زدیم. آقای شبستری می­گفت در همان زمان­ها آقای سید هادی خسروشاهی مقاله­ای نوشته بود با عنوان ماساژ در اسلام!

البته اگرچه آن نظریه­ها دیگر مطرح نیست؛ اما تلاش هر کس را در ایام و متناسب با دوران خودش باید ارج گذاشت. این نکته­ی مهمی است. ما می­توانیم غیر از پدرانمان فکر کنیم و نظر بدهیم؛ ولی حق نداریم آن­ها را انکار و نفی کنیم.

 

۲۱ آبان ۱۳۸۶
تخریب دوباره خانقاه صوفیان و مردم ایران

 

در شرایط سختی که کشور از نظر سیاسی و اقتصادی و بین المللی قرار دارد، در شهر بروجرد بار دیگر درگیری با صوفیان منجر به خراب شدن خانقاه آنان شد و تشنج هایی در سطح شهر به وجود آمد. از مقامات روحانی محلی نقل شده است که شورای تأمین استان تصمیم به تخریب خانقاه گرفت و بعد هم صوفیان به دفاع از خانقاه درگیر شدند. در این میان هم خانقاه تخریب شد. قبلاً هم شبیه این اتفاق در شهر قم به وجود آمد. بعد از آن ماجرا یک عنوان جدید بین المللی برعلیه ایران در دنیا با عنوان محدودیت بر فرقه های شیعه و مخالفت با رهبران دینی شکل گرفت. این یک فشار سیاسی خارجی است که برای کشور سخت و تلخ است. اما اگر این فشارهای خارجی هم نبود خراب کردن محل عبادت مجموعه ای که معروف به بی آزاری هستند و چه نظریاتشان مورد پسند باشد و چه نباشد جزئی از مردم این مرز و بوم هستند کار زشت و غیر حقوقی و بدی است. باید مراکز عبادی همه ادیان ومذاهب مورد حمایت حکومت باشد واز تعرض مصون باشند و به عنوان شهروند باید مورد حمایت قرار گیرند. برای هیچ حکومتی در دنیا خراب کردن مرکز عبادی یک اقلیت کار دشواری نیست اما اگر در هر حکومتی مرکز عبادی یک گروه بی آزار تخریب شود نشانه ی ضعف آن حکومت است که یا از یک جمع کوچک صوفی می ترسد که خود و یا وابستگانش آن مرکز را خراب می کنند و یا قدرت جلوگیری از تحرک عده ای تندرو را ندارد. اینهایی که در قم و بروجرد خانقاه صوفیان را خراب کرده اند از سرمایه ی تاریخی ملت ایران مایه گذاشته اند که همواره در تاریخ به همزیستی محبت آمیز با همه ی ادیان و فرق معروف بوده اند. کسانی که چنین کارهایی را می کنند و یا با آن موافقند اکنون که این دو حسینیه یا خانقاه خراب شده است با هر تحلیلی کاش می گفتند: چه منفعتی عاید حکومت و یا دین شده است؟ با این کارها نه صوفی گری پایان می یابد و نه اسلام و حکومت سود می کند. این کارها فقط به انسجام بیشتر اهل تصوف و مظلومیت آنها و بدنام شدن شیعه و حکومت منجر خواهد شد.

 

8 4        ۱   ۲    ۳       3  7
© Copyright 2003-2017, Webneveshteha.com. All rights reserved.