۱۹ آذر ۱۳۸۳
اعلاميه حقوق بشر

 

به خوبي به ياد دارم در عهد نوجواني من بحث اعلاميه حقوق بشر خيلي در حوزه هاي ديني مطرح بود. تازه اعلاميه حقوق بشر تصويب شده بود و اساتيد روشن فکر تر ما در مشهد و قم همه به دنبال آن بودند که اثبات کنند ما در اسلام مواردي داريم که از اعلاميه حقوق بشر هم مترقي تر است. همان سالها کتابي تحت عنوان اسلام و اعلاميه حقوق بشر را آقاي زين العابدين قرباني –امام جمعه فعلي رشت- نوشته بود و تک تک موارد اعلاميه حقوق بشر را با منابع اسلامي مقايسه  کرده بود.

اين گذشت تا اينکه امام خميني متکي به مکتب اسلام، انقلاب کرد، و اين گذشت تا اينکه امروز از آن انقلاب 27 سال مي گذرد و زمان کافي براي تحقق اهداف وجود داشته است. ضمن اينکه دشمني ها و کارشکني ها و جنگ را هم بايد در نظر گرفت. اکنون در سالگرد تصويب اعلاميه حقوق بشر، مجموعه هاي حقوق بشري براي رفتار قضايي همواره به ايران اعتراض دارند. طبيعي است حتي اگر بعضي از آنها را هم سياسي و بي دليل بدانيم، بخشي از آنها همانست که بسياري از علاقمندان به دين و اسلام و کشور هم آن را اعلام مي کنند.

در اين شرايط آنها که علاقمندان واقعي به اسلام هستند تنها راهي که در پيش دارند اين است که همه فشار و تلاش خود را براي تحقق واقعي حقوق بشر انجام دهند. آنها نه به خاطر سياست، بلکه به خاطر دين از حقوق بشر حمايت کنند.

زيرا ديني که ما مي شناختيم توقع داشتيم از همه دنيا براي اجراي حقوق بشر طلبکار باشد، نه برعکس.

۱۸ آذر ۱۳۸۳
شهادت امام صادق (ع)

 

شهادت امام صادق عليه السلام را به همه تسليت مي گويم.

مکتب شيعه ما را جعفري مي گويند، يعني مکتب امام صادق. دليل آن هم اينست که آن بزرگوار در ميان امامان دوازده گانه شيعه بيشترين عمر را داشتند. درگيري بين حکومت بني اميه و بني العباس بود. و فرصت خوبي براي امام جعفر صادق عليه السلام و پدر بزرگوارش پيش آمد که بتواننداحکام شيعه و فقه جعفري را رواج دهند. تعداد انبوه و فراوان روايات رسيده از امام صادق  عامل آن بود که امروز فقه شيعه عمدتاً مبني بر روايات نقل شده از امام صادق و پدر بزرگوارش امام باقر عليهما السلام باشد و لذا فقه شيعه، فقه جعفري نام گرفته است.

تمايز اصلي شيعه و پويا بودن اين مکتب در مبداء فقهي آن از نظرات آن امام است که به همين دليل روز شهادت امام ششم در کشور ما تعطيل است.

مجدداً به همه پيروان آن حضرت اين مصيبت را تسليت مي گويم.

۱۷ آذر ۱۳۸۳
خاتمي در 16 آذر شاهد دستاورد اصلاحات بود

 

ديروز در مراسم 16 آذر آقاي خاتمي نتيجه 7 سال تلاش بي وقفه خود را براي آزادي با چشم خود مشاهده کرد. اين را نه از سر طعن که از سر واقعيت مي گويم. جمعي، حتي اگر اندک بودند و از همه دانشجويان نمايندگي نمي کردند ولي در حضور شخص دوم کشور و رئيس قوه مجريه بدترين اهانت ها، فحاشي ها را نثار کردند. اين همان گام بزرگي است که فقط در برابر خاتمي ممکن شده است و به قول خاتمي، اين در حالي است که کسي نمي تواند حتي به رده سه و چهار قوه قضاييه اعتراض کند. براي من به عنوان دوست خاتمي منظره ديروز سخت بود ولي به عنوان يک علاقمند به سرنوشت سياسي کشور، منظره ديروز نشانه به بار نشستن اصلاحات بود و البته فکر مي کنم براي آخرين بارها.

سخنان خاتمي در جلسه ديروز دانشگاه را بخوانيد. شفاف تر و راديکال تر از هر زمان. اما در چهارچوبي که از ابتدا داشت. طبيعي است کساني از اين چهارچوب خارج شده باشند و راه ديگري را برگزيده باشند ولي طبعاً به خاتمي که از ابتدا اعلام کرده بود در چهارچوب قانون اساسي آمده است نمي توانند ايراد داشته باشند.

ديروز وقتي شنيدم که فردي به نمايندگي بسيج به خاتمي گفته که ما متهم به مخالفت با شما بوديم ولي امروز آمديم تا در مقابل اين جريانات از شما حمايت کنيم، به چند نکته مهم توجهم جلب شد. اول آنکه مگر خاتمي را چه کسي بي پر و بال کرد که امروز نتواند پاسخ هواداران سابق خودش را بدهد؟ دوم آنکه تا کي بايد ملت ايران قرباني راديکاليزم کور شود؟

آنها که ديروز خاتمي را «هو» کردند چقدر به تقويت و فراگير شدن تماميت خواهان کمک کردند؟ و چقدر به رشد دموکراسي؟ پاسخ به اين سوال، فضاي آرامي مي طلبد که با توجه به واقعيت هاي موجود در کشور –که حتي اگر آن را نمي پسنديم ولي هست- بايد مورد بررسي قرار گيرد. برنامه ريزي کردن براي واقعيت هاي کشوري که در آن هستيم مهم است. ارائه برنامه ايده آلي که شايد بشود آن را در سويس پياده کرد که هنر نيست. آنها که در خارج کشور هستند، و من به همه آنها احترام مي گذارم نيز نوعاً فارغ از واقعيت هاي کشور مقاله مي نويسند. شايد هم به اين دليل که اگر نسخه هاي آنان عملي نباشد، آنان آسيبي نمي بينند. ولي ما در داخل کشور نمي توانيم بي توجه به واقعيتهاي عرصه سياسي کشور فکر کنيم.

باز هم از اينکه خاتمي ديروز به دانشگاه رفت . مثل ديگر مقاماتي که به دانشگاه مي روند، جلسه اش با آرامش کامل برگزار نشد خوشحالم. عليرغم تحمل اين همه سختي ها آقاي خاتمي هم از مراسم ديروز خوشحال بود.

البته ديروز دانشجويي ايميل زده بود از اين همه هتاکي نسبت به رئيس جمهور ناراحت بود و نوشته بود حالا فهميدم چرا ما در اين سالهاي دراز پيشرفت نمي کنيم. خواستم دلداريش بدهم، گفتم اين جوانان رابطه شان با خاتمي مثل پدر خانواده اي است که از او گله مندند. رابطه خصمانه ندارند. پاسخي داد که برايش پاسخ نداشتم: آيا کسي با پدر خودش هم چنين رفتار مي کند؟

۱۶ آذر ۱۳۸۳
بدترين شکنجه ها

 

وقتي حنيف مزروعي آزاد شده بود، از حرفهاي شيريني که در محافل سياسي نقل مي شد اينکه: به حنيف مزروعي در زندان ورقه اي داده اند که محورهاي مصاحبه و ندامتنامه نويسي وي باشد. حرف توي حرف آمده و تصميم به آزادي حنيف گرفتند و شايد هم به دليل موقعيت پدر، نا اميد از مصاحبه کردن بودند. در هر حال اين ورقه دست حنيف جا مانده و آزاد شده است. در هيات نظارت بر قانون اساسي دکتر مهرپور مي گفت آن را ديده و آقاي مزروعي پدر هم همه جا آن را مي گويد! البته احتمال اينکه گفته شود جعلي هم هست ولي همان محورها در مصاحبه آزادشدگان بعدي هم آمده است.

******

من شخصا وقتي ندامتنامه هاي اين روزهاي وبلاگ نويسان آزاد شده را مي خواندم –که البته براي اطمينان افکار عمومي- بعد از آزادي آنان انتشار يافته و هر يک از نوشته ها که منتشر مي شد فرد ديگري آن را مي گفت و او هم که بيانيه را در کمال آزادي! مي داد نفر بعدي رها مي شد! براي اينها از آنها که ندامتنامه ننوشته اند بيشتر ناراحت مي شدم. اين نوع شکنجه هاي روحي و رواني و حيثيتي که اينها متحمل مي شوند از بدترين نوع شکنجه هاست. درک کردن اين موقعيت سختِ کساني که من هيچکدام از آنان را نديده ام ضروري است. حتماً آنها هم در شرايط عادي و پس از آنکه شمشير محاکمه و وثيقه هاي 50 ميليوني از سرشان برداشته شد توضيح لازم را خواهند داد.

*****

رئيس کميسيون امنيتي دفاعي مجلس هفتم هم مصاحبه کرده اند: اگر قرار باشد نامه هايي که متهمين «در شرايط عادي» نوشته اند، از سوي افکار عمومي مورد ترديد قرار گيرد، ديگر به هيچ چيزي نمي توان اعتماد کرد. وقتي اعترافات اين افراد به صورت آزادانه باشد فکر نمي کنم جاي ترديدي براي باور آن در جامعه وجود داشته باشد!

با اين حساب چون آنان نماينده مردم هستند حتماً بهتر افکار عمومي را مي دانند. لابد من افکارم از برداشت عمومي نادرست است. همه باور کرده اند که اينها به ترتيب به اين نتيجه رسيده اند که آدمهاي خائني بوده اند و همه هم باز فکرشان را جمع کرده اند و فهميده اند م.ت و ب.ن آنها را چگونه تحريک مي کرده اند.

اما يک نکته مهم وجود دارد و آن اينکه: اگر خداي نکرده، افکار عمومي اين اظهارات را مورد ترديد قرار داده اند به قول آقاي بروجردي رئيس کميسيون امنيت مجلس، ديگر به هيچ چيز نمي تواند اعتماد کرد!

۱۵ آذر ۱۳۸۳
دانشگاه صنعتي اصفهان

 

ايام 16 آذر که مي شود، در دانشگاه ها جنب و جوش فراواني ايجاد مي شود. همه گروهها علاقمندند که مراسم 16 آذر را برگزار کنند. آقاي خاتمي هم  که بعد از رياست جمهوري هر ساله 16 آذر به دانشگاه مي رفت به اين فضا رسميت داد. گرچه رفتاري که در 18 تير با دانشجويان شد، روز ديگري غير از 16 آذر هم روز دانشجو و دانشگاه شد.

از وقتي استعفا داده ام، از من براي شرکت در مراسم دانشجويي دعوت مي شود. فرصت بسيار خوبي است. از چندي پيش از دانشگاه صنعتي اصفهان براي 16 آذر دعوت کرده بودند. امروز اصفهان بودم. در مسير رفت، آقاي محمد جواد لاريجاني هم در همان پرواز بود.معلوم شد که از ساعت12 تا 3 انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه صنعتي اصفهان از من دعوت کرده که تحت عنوان نقدي بر عملکرد هفت سال دولت اصلاحات يا انفعال صحبت کنم و از ساعت3 تا 6 آقاي جواد لاريجاني تحت عنوان ايران هسته اي به دعوت جامعه اسلامي دانشجويان بايد سخنراني کند. جمعيت عجيب و فوق العاده اي از جوانان آمده بودند. گرچه در اين جلسات دفاع کردن از دوران اصلاحات سخت است اما جمع دانشجويان آنقدر منطقي بودند که رابطه بسيار خوب مفاهمه آميزي با هم پيدا کنيم. حرف اصلي هم اين بود که در کنار راه هاي نپيموده، راه هاي رفته را هم نگاه کنيم تا امکان طی بقيه راه را هم داشته باشيم.

يکي از دانشجويان پشت تريبون پرسيد که چرا امسال در همه دانشگاه ها بسيج 16 آذر را گرامي مي دارد و يار دبستاني پخش مي کند، گفتم خوب است که همه اين روز را گرامي بدارند. منظور آن دانشجو اين بود که چون مجلس را گرفته اند و مي خواهند رياست جمهوري را تسخير کنند، اينقدر مهربان شده اند. دانشجويي که خود را طرفدار بسيج معرفي مي کرد بلند گفت همه حکومت در دست ماست! من با خودم فکر کردم که بي اراده مردم همه حکومت را در دست داشتن هنري است کم نظير. فردي از دانشجويان پشت تريبون آمد و گفت پدران و مادران ما انقلاب کردند و اين حکومت را درست کردند. آنها اکثريت بودند. امروز هم اکثريت جامعه بايد حکومت خود را برگزيند.

در هر حال فضاي پرشوري بود. در مورد وبلاگ، سياست، اصلاحات، انتخابات و دستگيري ها بحث شد. خيلي هم کف مي زدند. اين شور ماندني است حتي اگر مديريت اصلاحات کشور در دست مخالفان آنها باشد.

خوشحالم که امسال بار ديگر با حضور خاتمي در دانشگاه سياسي بودن فضاي دانشگاه جدي تر مي شود. دانشجو اگر سياسي نباشد، فضاي نفس کشيدن خود را تنگ مي يابد. براي همين است که  خيلي ها دانشجو را سياسي نمي خواهند.

از همه عزيزاني که امروز در برنامه دانشگاه صنعتي اصفهان شرکت بودند، ممنونم. فضاي دانشگاه هم خيلي جالب بود و پرصفا.

******

مصاحبه من با ایسنا را هم در اینجا می توانید بخوانید.

 

۱۴ آذر ۱۳۸۳
حیاط خانه ما تنهاست

 

کسي به فکر گلها نيست

کسي به فکر ماهي ها

کسي نمي خواهد

باور کند که باغچه دارد مي ميرد

که قلب باغچه در زير آفتاب ورم کرده است

که ذهن باغچه دارد آرام آرام

از خاطرات سبز تهي مي شود

و حس باغچه انگار

چيزي مجردست که در انزواي باغچه پوسيده است.

حياط خانۀ ما تنهاست.

 

*****

نظرات من در مورد وبلاگ نويسي را هم مي توانيد اينجا بخوانيد.

 

۱۳ آذر ۱۳۸۳
درباره قسمت پاسخ به پرسشها

 

از روزي که قسمت پاسخ به پرسشها را در سايت گذاشته ام، استقبال فراواني از آن شده است. اگرچه به دليل پاسخگويي به آنها نتوانسته ام به ايميل ها پاسخ بدهم و بايد براي آنها فکري کنم. (ضمن آنکه همه آنها را خوانده ام) مسائلي هم پديدار شد که بايد به آنها اشاره کنم:

1-       قصد من از اين قسمت بيش از آنکه پاسخ دهي به سوالات باشد، آشنايي خوانندگان با نظرات همديگر بوده است. لذا طبيعي است که پاسخ هاي من کوتاه باشد. چون من مطالب مورد نظر خودم را که در روزنوشت مي نويسم.

2-       تنها نوشته هايي را پابليش نمي کنم که به مقدسات يا مسئولان طراز اول کشور اهانت کرده اند. از اول گفته بودم. دليلش هم علاوه بر آنکه مي دانيد اين است که فرصتي براي پاسخگويي به آنها نيست.

3-       آنچه راجع به خودم نوشته اند آورده ام. گرچه اکثر آنها به من لطف داشته اند و شرمنده ام کرده اند. ولي باور کنيد انتقاد ها هم همينقدر بوده که پابليش شده است.

4-       بعضي نوشته هاي شما را آورده ام ولي پاسخ نداده ام. چون احيانا پاسخي لازم نداشته ولي به عنوان اصل احترام به نظر ديگران آن را گذاشته ام تا خوانندگان از نظرات مختلف بهره بگيرند.

5-       هر وقت، هرکسي خداي ناکرده احساس کرد که در اين نوشته ها مورد ظلم يا اهانت قرار گرفته است اگر پاسخي بدهد حتما آن را در سايت خواهم گذاشت.

6-       در قسمت پرسش و پاسخ فقط نوشته هايي مي آيد که در قسمت پاسخ به شما بنويسند. ايميل ها در اين قسمت نمي آيد.

7-       راستي ممنونم از همه شما که اينقدر از سايت و به خصوص پاسخ به پرسشها استقبال کرده ايد. واقعاً شرمنده ام.

۱۲ آذر ۱۳۸۳
چند خبر!

 

بعضي از وبلاگ نويسان دستگير شده آزاد شده اند و بعضي هنوز در زندان هستند. آزاد شده ها نوعاً فشارها و مشکلاتي که بر آنان رفته را بازگو کردند. يکي از آنان هم بعد از آزادي متوجه شده که توسط بهزاد نبوي و تاج زاده عليه مصالح ملي اقدام مي کرده و با خارجي ها در ارتباط بوده است. سابقه اين نوشته ها در زندان فراوان بوده و ميزان قبول افکار عمومي هم معلوم. شايد اين يکي که در خارج از زندان نوشته شده موثر باشد! البته در پايان نامه اين وبلاگ نويس اشاره کرده است که دادگاه در پيش دارد! پس قابل ملامت نيست. ضمن اينکه شايد ايشان اطلاع نداشته اند که مطالب ايشان قبلاً به عنوان پروژه عنکبوت در يکي از روزنامه ها مطرح شده بود.

*****

در خبر ها بود که بعضي از نمايندگان مجلس اعلام کرده اند که دبير و سخنگوي دولت را در جلسه مشترک دولت و مجلس به مجلس راه نمي دهند. جلسه هم بدون حضور عبدالله رمضان زاده تشکيل شد، همه هم شرکت کردند و باز هم قرار شده که تعامل جدي بين دولت و مجلس ادامه يابد.

*****

سمينار اسلام و دموکراسي که مصوبه دولت بوده است و قرار بوده در مشهد برگزار شود و يکي از انصار حزب الله تلفني قبل از جلسه اعلام کرده بود که اگر دکتر سروش در آن شرکت کند با او برخورد مي شود، لغو شد!! باز هم خبر جديد: دکتر سروش اعلام کرده دادستاني مشهد گفته است کساني که مقاله مي دهند بايد ابتدا مقاله آنها توسط دادستاني ديده شود تا مورد تاييد قرار گيرد.

*****

 اصلاً ما که سايت خبري نيستيم. يکي نيست به من بگويد که اين خبرها که در روزنامه ها و سايتهاي خبري آمده است و به شنيدن آنها عادت کرده ايم! پس بي خيال!!

۱۱ آذر ۱۳۸۳
امنيت عراق

 

اين روزها وزراي کشورهاي همسايه عراق به ايران آمده اند. طبعاً مساله اصلي آنها امنيت عراق است. گمان مي برم هيچ ملتي مثل مردم عراق در اين نسلي که زنده اند، از نا امني و وحشت رنج نبرده اند. بيش از 20 سال که حکومت صدام که نامش و رفتارش خلاصه کلمه وحشت و نا امني بود و پس از سقوط صدام نيز، قواي خارجي و مقابله هاي داخلي سراسر عراق را به ميدان پرخطري تبديل کردند که هرلحظه و در هر کجا، عراقي ها نگران انفجاري بودند و آتشي و خوني.

مرز همسايگان عراق هم يکي از عوامل نا امني عراق بود. لجستيک نيروهاي چند مليتي و نيز گروه هاي تروريست در خارج از مرزهاي عراق بود. بعضي به صورت رسمي و بعضي به صورت غير رسمي هر دو دسته را از خارج از مرزها تقويت مي کردند و اين مردم عراق بودند که قرباني مي شدند.

نظارت هاي جدي کشورهاي همسايه عراق بر مرزهاي خود، يکي از اصلي ترين راههاي حفظ امنيت عراق است که وزراي کشورهاي همسايه عراق که مسئول امنيت مرزها هستند نقش پر اهميتي دارند و به همين دليل اين کنفرانس اگر به خوبي و با جديت و با پشتوانه و اراده سياسي تصميم گيري کند، هديه بزرگي براي مردم عراق خواهد بود.

کساني که در کشورهاي همسايه عراق به اين مي انديشند که اگر آمريکا در عراق زمين گير شود راه نفوذ او به ساير کشور ها بسته خواهد شد، نبايد اين کار را به قيمت قرباني شدن مردم عراق انجام دهند. مردم عراق تاريخ پرتمدني دارند و بعد از سالها رنج و مصيبت که از دست جنايتکار بزرگي مثل صدام نجات پيدا کرده اند بايد رنگ و بوي آرامش بيينند.  اين هم از مسائل مهمي است که وزراي کشورهای همسايه عراق بر دوش دارند تا زمينه انتخابات آزاد را سريعتر در عراق به وجود آورند.

از همه مهمتر اينکه عليرغم ظاهر ماجرا، از اين درگيريهاي خونين عراق، بيشترين سود عايد اشغالگران مي شود که توجيه خوبي براي ماندن در عراق پيدا خواهند کرد.

راه نجات عراق از اشغالگري، آرامش عراق است. به اين دليل اين سمينار در اين شرايط براي مردم عراق و همسايگان عراق و مردم جهان مي تواند هديه مبارکي را به همراه آورد.

۰۹ آذر ۱۳۸۳
باز هم کتک مي زنيم!

 

عبوري که اخبار را نگاه مي کردم، دو خبر خيلي توجهم را جلب کرد. يکي آنکه رئيس انصار حزب الله مشهد آنقدر پيش رفت کرده است که قبل از سفر دکتر سروش به مشهد، طي تماس تلفني با خبرگزاري ايسنا اعلام کرده است که سروش اگر به مشهد بيايد با او برخورد مي شود و توي همين مايه ها. باز قبلا مي گفتند که ما قصد کتک کاري نداشتيم خودشان تحريک کردند و از اين حرفها، اين بار که فکر مي کنم براي اولين بار است که قبل از سفر يک شخصيت فکري مثل دکتر سروش و قبل از اينکه هر نوع سخنراني اي داشته باشد هشدار هاي لازم داده شده است!!!

آنهم تقريباً رسماً در گفتگو با خبرگزاري کشور. اين اتفاق با حضور دستگاههاي تصميم گير رسمي و داشتن قوه قضاييه و نيروهاي امنيتي انتظامي صورت مي گيرد! و هيچکدام از آنان هم عکس العملي نشان نداده اند!! لابد اگر دکتر سروش هم رفت و در مشهد هم سخنراني کرده يا نکرده کتکي نوش جان کرد، خواهند گفت که قبلاً هشدارهاي لازم داده شده بود. نمي بايست مي رفت! واقعاً اين معناي کشور مستقل و قدرتمند است؟

اظهار نظر دوم از يکي از وابستگان به نمايندگي ولي فقيه در سپاه پاسداران بود که گفته بود، اگر کانديداي اصلاح طلبان آمريکايي مورد تائيد شوراي نگهبان هم قرار گيرد، ما با آنها برخورد مي کنيم. اولاً فکر مي کنم با وجود شوراي نگهبان جاي نگراني براي اين آقايان نباشد ولي اين منطق، خيلي منطق باحاليه! معناي اصلي آن اين است که ما تصميم گرفته ايم و رئيس جمهورمان هم معلوم است. قضاياي دانشگاه علم و صنعت را هم که همه قبلاً شنيده اند: دو نفر از شخصيت هاي سياسي در دانشگاه راجع به انتخابات سخنراني کرده بودند و منجر به کتک کاري و گروگانگيري رئيس دانشگاه شد.

با اين حساب که با کانديداي اصلاح طلبان در صورت پذيرش شوراي نگهبان برخورد خواهد شد، در دانشگاه ها هم براي براي انتخابات نبايد سخنراني کرد. و از قبل هم هشدارهاي لازم توسط انصار حزب الله داده خواهد شد، چگونه مي شود در انتخابات فعال بود و چگونه نظر رهبر انقلاب که بايد حداکثر مشارکت تحقق پيدا کند عملي خواهد شد؟ من که براي آنها جوابي پيدا نکردم. مگر آنکه يک اراده جدي جلوي اين دولتهاي تاثير گذار را بگيرند.

نکته مهمتر هم آنکه همه جامعه تغيير کرده است و اينها هنوز جز کتک زدن و برخورد کردن را ديگري براي تحقق انديشه هايشان پيدا نکرده اند.

8   4       ۱    ۲   ۳       3  7
© Copyright 2003-2019, Webneveshteha.com. All rights reserved.