۳۰ دی ۱۳۸۲
کارت اجلاس و حمله منافقين

چند سال پيش به اتفاق رئيس جمهور براي شرکت در اجلاس سران اوپک به ونزوئلا رفته بوديم. شب اول مراسم رسمي شامي به افتخار هيأت بود. آقاي خاتمي را از درب مخصوص بردند و اعضاي هيأت را راهنمايي کردند که از درب ديگري بروند. آقايان خرازي، زنگنه، نمازي و من پياده سمت درب کناري مي رفتيم که يادم آمد کارت لازم را همراهم نياورده ام. در فاصله رسيدن به گيت مخصوص داشتيم با دوست خوبم دانيالي رئيس تشريفات صحبت مي کرديم. قرار شد کارت مراسم صبح را نشان بدهيم، اگر اجازه دادند شرکت مي کنيم والا به هتل بر مي گرديم. در همين حال گفت و شنود  بوديم که به گيت رسيديم. ديدم خانم مسني که شبيه همان ونزوئلايي ها بود با سرعت به طرف من مي دود. من هم فوري کارت صبح را نشان دادم، گمان کرده بوديم که به خاطر نداشتن کارت ناراحت است. اما ول کن نبود. به من رسيد يقه ام را گرفت. ما هم هي به کارت اشاره مي کرديم. پليس اصلي دم درب هم گيج شده بود. هيأت هم همينطور. حداکثر آن بود که بر مي گشتيم، دعوا که نداشتيم. همانطور که کارت را نشان مي داديم يک مرتبه ديدم يقه ام را چسبيده! بابا يک کارت که اينقدر عصبانيت ندارد! دانيالي مي گفت اصلاً ما شرکت نمي کنيم، بر مي گرديم. ولي دل غافل، ديدم که داد مي زند و به خاتمي فحش مي دهد. تازه فهميديم که اين خانم از منافقين است و خود را به آنجا رسانده تا به ما حمله کند و ما هي کارت اجلاس را نشان مي دهيم. پليس هم گمان مي کرده اين خانم از هيأت است. در آن نقطه دنيا هم هم گمان نمي کرديم منافقين آمده باشند. وقتي به اينجا رسيد، پليس آمد و آنها را گرفت ولي به جاي اينکه ناراحت شويم از خنده روده بر شده بوديم که ما به چه اصراري به اين سرکار خانم مجاهد خلق!! کارت ورودي را نشان مي داديم. اين خاطره از خاطرات همواره شيرين من در سفرهاي آقاي خاتمي ماند. فردا صبح هم ديديم سازمان عريض و طويل مجاهدين خلق بيانيه بلند بالايي داد که خواهر مجاهد به خاتمي حمله کرد و به او تخم مرغ زد!

۲۹ دی ۱۳۸۲
انتخابات آزاد و فراگير براي عراق!

 

تحصن نمايندگان در مجلس ادامه دارد. صدا و سيما آن را تحريم مطلق کرده است. روزنامه هاي راست آن را به مسخره گرفته اند. ولي نمايندگان آنرا به عنوان يک کار اعتراض آميز مدني و قانوني ادامه مي دهند.

 

از متحصنين پرسيدم تا کجا و با چه هدفي تحصن را ادامه مي دهيد. صادقانه مي گفتند: تضمين انتخابات آزاد براي سراسر کشور. آنها نوعاً تحليل آقاي کروبي را که در جلسه علني مجلس گفته بود، در شهرستانها مهره چيني شده که حتماً، اکثريت و اقليت جاي خود را به هر قيمت عوض کنند را قبول دارند. و اين را با روح انقلاب و اسلام مغاير مي بينند. حق هم دارند.

 

بر عکسِ آنچه تبليغ مي شود، نگاه متحصنان به خارج نيست. کاري که متحصنان کرده اند اين است که نگاه همه دنيا را به خانه ملت جلب کرده اند. مگر نه آنکه مجلس خانه ملت است؟ در اين خانه نمايندگان ملت به يک رفتار غير قانوني اعتراض مي کنند. رفتاري که اگر عملي شود جمهوريت را از نظام اسلامي جدا خواهدکرد. و اسلامي هم که در آن جمهوريت نباشد، اسلامي نيست که مردم ما به آن پاي بند باشند. انتخابات آزاد، تنها راهي است که همه نگاهها به داخل باشد. نگاه مردم به انتخابات خودشان. اصلي ترين محور بحث ديشب جلسه روحانيون مبارز هم همين بود که اين روش، روش امام و اسلامي که ما مي شناسيم نيست.

 

اين روزها بزرگترين مرجع شيعه يعني آيت الله سيستاني بدنبال انتخابات آزاد و فراگير براي عراق است. آمريکايي ها شرط و شروط دارند. حالا واقعاً کساني که انتخابات قانوني و آزاد را در ايران دنبال مي کنند آمريکايي ترند يا کساني که براي قانون، شرط و شروط مي گذارند؟

 

راستي توجه کرده ايد، کيهان و تيم همفکرانش در ايران، از تحصن نمايندگان مجلس با عنوان نمايش تحصن ياد مي کنند و آنرا به مسخره و استهزا گرفته اند. حتماً مطالب سايت هاي بعضي از خارج نشينان بي توجه به ايران را خوانده ايد و يا تلويزيونهاي لس آنجلسي را در اين روزها مشاهده کرده ايد. آنها هم اين تحصن را جنگ زرگري مي دانند و خيمه شب بازي. عجيب در اين دور گردون آنها که بظاهر با هم بايد بيشترين مخالفت را داشته باشند، چه راحت به يکديگر مي رسند!

۲۸ دی ۱۳۸۲
سرعت در عالم ارتباطات

چندي پيش دو تن از دوستان بنده که هر دو آخر کامپوتر بودند، داشتند با هم حرف مي زدند. يکي از آنها 24 سال داشت و ديگري 22 سال. به همين نسبت، دوستي که دو سال زودتر به کار کامپيوتر و اينترنت وارد شده بود داشت خاطره نقل مي کرد. آنقدر از همين دو سال فاصله مطالب عجيب و غريب گفت که دوست ديگرم در پاسخ گفت: عمر ما ديگه به اون مسائل قد نمي ده!

من همانجا توجهم به اين نکته جلب شد که تا قبل از انقلاب ارتباطات، حتماً بايد پنجاه سال بين دو نفر فاصله مي بود و يکي پدر بزرگ و ديگري نوه، تا چنين ادبياتي را به کار برند که عمر ما به آن قد نمي دهد.

گويا تاريخ نقل مي کردند. اين همان معناي سرعت در جهان فعلي است که با يکسال، حتي با شش ماه تاخير در ورود به دنياي ارتباطات، مي توان قضاياي تاريخي شنيد!

با اين سرعت، اتفاق مهمتري که مي افتد اين است که نسلها خيلي زودتر از هم فاصله مي گيرند. شايد اين معما به راحتي قابل حل باشد که چرا نسل امروز حرف يک نسل قبل خود را نمي فهمد، نسل قبل هم نمي تواند حرف نسل امروز را بفهمد! يک بار در مصاحبه با مجله کاپوچينو گفته بودم که فاصله بين دو نسل مثل هميشه 20 سال است اما فاصله واقعي 150 سال. همانطور که نسل قبل حرف 150 سال قبل خود را نمي فهميد، نسل امروز هم حرف نسل قبل خود را نمي فهمد.

مشکلترين عنصر سياسي جوامع فعلي و نيز جامعه ما اين است که با اين فاصله، حرفها شنيده نمي شود و ادارک نمي گردد. برنامه ريزان نسل قبل برنامه مي نويسند ولي در جامعه عمل نمي شود. نسل جوان مطالباتي دارد که نسل قبلي اصلاً معناي آن را نمي فهمد. تقصير هيچکدام هم نيست. فقط بايد عمق و عظمت واقعيت به وجود آمده توسط دنياي ارتباطات درک شود که ممکن است در ادبيات و حرفها و سخنراني ها به خوبي از آن ياد شود ولي گمان مي برم که که هنوز واقعيت آن فهميده نشده است. نمي دانم، شايد من اشتباه مي کنم.

۲۷ دی ۱۳۸۲
اتاق آبي

شعرهاي سهراب سپهري، معنويت ويژه اي دارد. يک جوري با درون انسان ارتباط برقرار مي کند. شعر هم مثل موسيقي است. همه موسيقي ها را نمي شود هميشه گوش داد. بايد بين موسيقي و حالتهاي انسان تناسب وجود داشته باشد. مصاحبه يکي از سنتي ترين خواننده هاي ايراني را مي خواندم که نوشته بود، بعضي وقتها اصلاً حال شنيدن سنتي را ندارم و بايد پاپ گوش کنم. برعکس آن هم صادق است. چون موسيقي بايد متناسب با درون انسان تنظيم شود. شعر هم همين گونه است. اما شعر سهراب سپهري آنقدر روان است که هميشه و در همه حال مي تواند انسان را با خود همراه کند.

در چند روز گذشته فرصتي شد تا کتاب اتاق آبي سهراب سپهري را بخوانم. شامل سه بخش از دستنوشته هاي اوست. خيلي خواندني است. من که لذت بردم. حيف که سرطان خون او را در جواني از ادبيات و فرهنگ کشورمان جدا کرد.

جالب است که در يادداشتهايش نوشته وزن نيمايي چه صيغه اي است، شاعر نيمايي چه جور آدمي است، بايد در کتاب خود جواب بدهم.

در مورد قرينه هم مي نويسد که مناسبت ظاهري ميان دو چيز، مناسبت معني ميان دو امر. اينکه سهراب در کنار مناسبت ظاهري، مناسبت معنوي ميان دو امر را هم اضافه مي کند، همان چيزي است که شعر سهراب سپهري را متمايز کرده است و مي تواند همراه انسان باشد. تعبيرات تازه و زنده و متفاوت وي، شادابي بهار را در همه وقت به ارمغان مي آورد.

يادش بخير. سبک و سياقش پايدار و روحش شاد.

۲۶ دی ۱۳۸۲
خاتمی و دوستانش

متأسفانه حوزه مسائل سیاسی نظام جمهوری اسلامی که باید پرچم دار اخلاق و ایمان باشد، به شدت آلوده به رفتارهای غیر اخلاقی و غیر اسلامی است و رواج تهمت، افترا، دروغ و بد اخلاقی در این حوزه به حدی است که بی اعتمادی عمومی را قطعاٌ در پی خواهد داشت.

آنچه که بنده را بر نوشتن این یادداشت ترغیب کرد بازی اخیر برخی رسانه هاست که در این اواخر و همزمان با نزدیک شدن ایام انتخابات آینده مجلس شورای اسلامی شروع شده است. این بازی ابتدا در پروژه اختلاف افکنی در جبهه دوم خرداد آغاز شد. این طبیعی است که در جبهه بزرگی بنام جبهه دوم خرداد، نظرات متفاوتی وجود داشته باشد، اما همچنانکه نیروهای اصیل جبهه دوم خرداد اعلام کردند، در اصولی که دوم خرداد بر مبنای آن به وجود آمد مشترکند و نخواهند گذاشت که آنها که فرصت تاریخی بعد از دوم خرداد و امیدواری بزرگ جامعه را به یاس تبدیل کردند موفق و سربلند از این بازی بیرون آیند.

اما نکته مهمتر آنکه اخیراً این بازی به پروژه جدید تری تبدیل شده و آن تبلیغ رویارویی اعضای اصلی جبهه دوم خرداد و حتی نزدیکان و حلقه های اول وابستگان حقوقی و حقیقی این جبهه با رئیس جمهور محترم است. رسانه های ضد اصلاحات در این بازی جدید با حمایت از رئیس جمهور، به نحوی تبلیغ می کنند که گویا علاقمندان و اطرافیان آقای خاتمی در برابر ایشان و مواضع رئیس جمهور ایستادگی می کنند. در این مورد به چند نکته مهم اشاره می شود:

1- از اینکه بعد از این همه فشار در طول شش سال گذشته که رسانه های ضد اصلاحات و تریبونهای وابسته به آنها علیه شخص رئیس جمهور بدترین اهانت ها و کارشکنی ها را کرده اند، به این نتیجه مصلحتی رسیده اند که خاتمی قابل دفاع است، جای خوشوقتی است. گرچه هیچ کس در جامعه ایرانی نمی تواند بپذیرد این دفاع ناشیانه جز خراب کردن رئیس جمهور تاثیر دیگری در جامعه داشته باشد.

2- دوستان آقای خاتمی به خوبی به این نکته واقفند که رئیس جمهور از آنان توقع مریدی ندارد. اساساً فرق مکتب خاتمی با بسیاری از مکاتب سیاسی دیگر در این است که وی از عمق جان به آزادی و دموکراسی و رشد افکار سیاسی باور دارد. هیچیک از نزدیکان و یا وابستگان سیاسی رئیس جمهور تا کنون ادعای مکتب مریدی و مرادی را در مورد وی نگفته است، چون از خاتمی یاد گرفته اند که آزاداندیش باشند ونظراتشان را صادقانه مطرح نمایند.

3- عمده کسانی که از نظرات و دیدگاههای آقای خاتمی حمایت می کنند و هویت سیاسی خود را از وی می دانند (که بنده خودم را یکی از آنان می دانم) به یقین از چهارچوب اندیشه های رئیس جمهور که به وجود آورنده مکتبی است که امروز اصلاح طلبان خود را به آن منتسب می کنند خارج نخواهند شد. و طبعاً از رهبری یک جریان بزرگ اصلاح طلبی کشور در این شرایط حساس تاریخساز انتظار دارند که آنان را رهبری نمایند و با زبان آرام یا تند و گزنده مسیر راه را به آنان نشان دهند. استقبال از تندی و پرخاش خاتمی مثل تعریف ها و تمجیدهای خاتمی شیرین است.

4- هرکسی که اندکی انصاف داشته باشد، می فهمد که که خاتمی از مواضعی که در آغاز ریاست جمهوریش اعلام کرده است ذره ای عقب نشینی نکرده است هرچند موفق به اجرای همه آنان نشده باشد. نگاه گذرا به موفقیت عمومی اصلاحات و تغییرات اساسی و زیر بنایی در روند رشد سیاسی کشور که منجر به باز شدن بسیاری از راههای ورود ممنوع و یکطرفه شدن آنها به نحوی که قابل بازگشت نیست، بیانگر این واقعیت است که تاریخ ایران هرگز آنرا فراموش نمی کند.

و نهایتاً اینکه به یقین  با اصالتی که در خاتمی وجود دارد، قطعاً این بازی جدید پا نخواهد گرفت و آنها نمی توانند هرگز خاتمی را در صحنه سیاسی و در میان مردم ایران تنها ببینند. این واقعیتی است که حتی منتقدان و مخالفان رئیس جمهور هم به آن واقفند.

۲۵ دی ۱۳۸۲
خيلي ممنون

دکتر عارف جلسات دولت را خيلي جدي و خوب اداره مي کند. مبصريِ جمع بزرگي که 21 وزير و چند معاون رئيس جمهور عضو آن هستند،خيلي مشکل است. بخصوص در اين يکي دو هفته که بودجه و سپس برنامه مطرح بود، صبح و عصر و شب جلسه داشتيم. دکتر عارف يک اصطلاح معروف در دولت داشت که مي گفت کميسونهاي جانبي نگذاريد، معنايش اين بود که چند  وزير جداي از بحث دولت با هم حرف نزنند. در اين مدت که بحث بودجه و برنامه بود، وزراء خيلي جوش مي زدند. هرکسي از ديدگاه خودش و دستگاه خودش مي خواست که راههاي بهتر موفقيت را پيدا کند، در اين روزها رأي اعضا خيلي مهم وسرنوشت ساز مي شود،  وزراء بايد با يگديگر حرف  مي زنند، هماهنگ مي کنند و يارگيري  مي نمايند. طبعاً در اين شرايط آقاي عارف که استاد فرهيخته دانشگاه بود و در عرصه سياست و امور اجتماعي و اجرايي هم با همان فيگور استاد دانشگاهي مي خواهد خيلي جدي باشد، خيلي بيشتر حرص مي خورد. اخيراً ديگر نمي گويد که کميسيون جداگانه نداشته باشيد، اصرار مي کند که اين کميسونها کمي آرامتر حرف بزنند که ما بتوانيم به کارمان برسيم. هم دکتر عارف  حق دارد، هم وزراء که خيلي اصرار دارند که کار دستگاهشان پيش برود.

وقتي هم که کسي وقت مي گيرد، اگر خداي ناکرده، يک لحظه مکث کند، فوري آقاي عارف مي گويد خيلي ممنون. اين خيلي ممنون آقاي عارف هم معروف شده، گاهي آنقدر زود مي گويد خيلي ممنون که خودش هم لبخند مي زند. اين هم از تبعات روحيه منظم دانشگاهي اوست که مي خواهد زودتر به نتيجه برسد. من که شخصاً روزي که دکتر عارف به عنوان معاون اول انتخاب شد، اين جديت و نظم را از وي گمان نمي بردم. اما امروز بصورت طبيعي او در دولت حالت شيخوخت و بزرگتري پيدا کرده است.  حالا که برنامه تقديم مجلس شد، با توجه به اين جلسات طولاني برنامه و بودجه که عارف زحمت اصلي آن را مي کشيد، براي خدا قوت اين چند جمله را نوشتم.  تا شما هم به من نگفته ايد خيلي ممنون مطلبم را تمام مي کنم.

۲۴ دی ۱۳۸۲
آق معلم هاي مدرسه!

چند بار با خودم فکر مي کردم که: وبلاگ جاي سياست نيست. بسه، يکي دو بار در مورد رد صلاحيتها نوشته ام. تازه قرار بود که شخصيت حقوقي ام را در اينجا فراموش کنم و خودم باشم. ولي هرچه فکر مي کنم، مي بينم از اينکه اين روزها جمهوريت نظام دارد از آن گرفته مي شود، خيلي رنج مي برم. چون اسلاميت و جمهوريت در عرض يکديگرند. اگر مردم و قدرت انتخابشان از انقلاب گرفته شود، چيزي بنام دين و اسلام باقي نمي ماند.

 

همه دنيا در حال اصلاحات هستند. سرعت تغييران چنان است که اگر کسي يا حکومتي خود را نو نکند، از گردونه رشد و توسعه در اين دنيا فرو خواهد افتاد. کمونيست به آن بزرگي و با آن همه فداکاري که در پشت سرش بود نتوانست خود را از اين قاعده محفوظ نگه دارد. آخرين هايش قذافي است.

امروز صبح در جلسه علني مجلس شرکت کرده بودم. ديدم آقاي کروبي مي گويد گمان مي بردم که از انتخابات مجلس چهارم عبرت مي گيرند، ولي نه، گويا مي خواهند به قبل از آن بر گردند. يادم افتاد که بعضي ها در ايران گويا سرعت تغيرات جهان را فهميده اند ولي با همان سرعت که همه در اين دنيا فکر خود را نو مي کنند، آنها به گذشته بر مي گردند، سرعت همان است که بايد باشد ولي رو به قهقرا. آنهم براي ملتي که خود در درون انقلابش اصلاحات را سامان داده بود.

 

يکي از سرکنسولها مي گفت که آقاي ... از کشوري که ما در آن هستيم عبور مي کرد. از او پرسيده بود اين رفتارهاي تند ضد اصلاحات شما، اگر به خروج از حاکميت اصلاح طلبان منجر شود چه مي کنيد؟ جواب داده بود که اينها اصلاً بيخودي در حکومت آمده اند که حالا مي خواهند خروج کنند. آخر مثل اينکه حکومت ملک مطلق آنان است و مردم چه غلطهاي زيادي مي کنند که بخواهند کسي را که آنها نمي خواهند انتخاب نمايند.

 

آقاي حداد عادل معلم است و در عرصه فرهنگ بوده، حالا هم رهبر اقليت مجلس است. براي دفاع از شوراي نگهبان مثالی مدرسه اي آورده است. گفته هر کس که در کلاس نمره نمي آورد، نمي گويد درس نخوانده ام، مي گويد معلم نمره نداده است. به! از اين بهتر نمي توان ماجراي رد صلاحيت ها را شير فهم کرد. البته ما که نشنيده ايم معلمي براي اينکه شاگرد تنبل هاي کلاس رتبه اول بياورند، همه رتبه اولي ها را نمره ندهد تا نمره بياورد، حتي معلم هاي مدرسه هاي خود آقاي حداد. در قضيه رد صلاحيت ها اينگونه است. اولاً مردم شوراي نگهبان را معلم کلاس نکرده اند. مملکت قانون دارد خداي نکرده. ثانياً چطور خود آقاي حداد که بعد از تغييرات ليست تهران از نفر 33 به 28 ارتقا پيدا کرده اند، و امروز به برکت خيلي چيزها، منجمله رهبري اقليت مجلس، حتماً نمره خوبي خواهند آورد در کنار هشتاد و خردهاي نماينده رد صلاحيت شده قانون تصويب مي کنند؟

 

بابا، مردم سالاري، آزادي، دموکراسي شعارهاي خيلي خوبي هستند. اما فعلاً تا اطلاع ثانوي کاربرد ندارند. فريزر را براي اين روزها ساخته اند. چه عجله؟ حالا همه کسانی که مزاحم کانديداتوري دوستان محافظه کار هستند، بايد حذف شوند. وقت زياد است که بعد از انتخابات تا دلت بخواهد تا نزديکيهاي انتخابات بعدي شعار مردم سالاري بدهند.

 

۲۳ دی ۱۳۸۲
يادشان بخير

 

ببخشيد من سفر بودم و مجبور شدم از مطالبي که قبلاً داشتم استفاده کنم.

 

علماي بزرگ سابق که استوانه هاي علم بودند و فضيلت و نيز به همين دليل صفا، تسامح و تقواي واقعي مورد احترام مردم بودند، خاطرات شيريني دارند.

آيت الله بجنوردي تعريف مي کرد يک روزي جمعي از علماي بزرگ در منزل يکي از دوستان بازاري جمع بوديم. دو سه نفر اقوام صاحب خانه هم بودند. اذان را که گفتند مراجع و علماي بزرگ طبق معمول هر روز، که هيچ وقت هم اين سنت را ترک نمي کنند، بلند شدند تا نماز ظهر بخوانند، بزرگتر آن جمع مرحوم آيت الله سيد رضا صدر بود، فرزند بزرگ آيت الله العظمي سيد صدر الدين صدر و برادر بزرگ تر امام موسي صدر و پدر اين محمد آقاي صدر معاون فعلي وزارتخارجه.

طبق معمول بلند شد تا امامت آن جمع را بر عهده بگيرد. ناگهان آقاي صدر نشست و گفت بعداً نماز مي خوانم، هرکس دلش مي خواهد تنهايي نماز بخواند. هرچه اصرار کردند، قبول نکرد. تعجب بر انگيز بود، خصوصي از وي پرسيده بودند، گفته بود کمتر يادم مي آيد نمازم را اول وقت و به جماعت نخوانده باشم ولي تا بلند شدم ديدم يکي دو نفر از بستگان صاحب خانه در جمع هستند که نمي دانستم نماز مي خوانند يا نه، فکر کردم اکر من در اين جمع به نماز جماعت مي پرداختم، يا آنها مي بايد به اجبار نماز بخوانند که اجبار کردن آنان خلاف است و يا نمي خواستند نماز بخوانند که آبرويشان در اين جمع مي رفت. لذا به احترام آن «بي نماز ها» تصميم گرفتم نمازم را به تاخير بيندازم. واقعاً اين روحيه ها بود که مورد احترام مردم بود. بي هيچ حاشيه و توضيحي. امروز هم آن عالمان که گوشه و کنار هستند،  محترم و مورد اعتمادند.

 

۲۲ دی ۱۳۸۲
خدا کند که آينده تلخ تر نشود

 

ديشب فرصتي شد که عليرغم آنکه روز سخت و پرکاري را گذرانده بودم، وقت زيادي را صرف تورق مجازي در اينترنت و وبلاگها و خبرهاي آنها و تحليل هاشان داشته باشم.

دیروز در ايران روزي بود که من در يادداشت ديروزم آنرا روز سقوط مردم سالاري نام داده بودم. مجلس در تحصن بود. همه اصلاح طلبان که حداکثر، کفِ خواست مردم را مي توانستند طرح کنند نيز مورد قبول هيات هاي نظارت شوراي نگهبان قرار نگرفته بودند. هيات نظارت شوراي نگهبان مجدداً بيانيه داده است که هيچکس حق ندارد غير از اين عمل کند و هرگونه تخلف، قابل پيگرد قانوني است. لابد هماهنگي قوه قضاييه هم کار سختي نيست.

اين مطلب را اضافه کنيد به تحليل هاي بسياري از کاربران دنياي مجازي در خارج از کشور و رسانه هاي لس آنجلس که چگونه بي آنکه دغدغه عملي  آينده نه چندان دور در حوزه قانون گزاري ايران را داشته باشند نوشته اند، جنگها زرگري است، همه به خاطر آنست که مردم را بيشتر به صحنه بياورند، گول نخوريد، ما با تحريم انتخابات سقوط جمهوري اسلامي را نويد مي دهيم! و قصد دارند با اين دعواهاي  زرگري پاي رهبري را به ميان بکشند و براي ايشان محبوبيت کسب کنند.

به عقيده من کساني که فضاي راحتي را در خارج از کشور براي خود کسب کرده اند و به آينده سياسي ملت ايران که اگر نمايندگاني با تفکر طالباني و متحجر پيدا کند، مي تواند هرروز را دشوار تر از گذشته کند، کاري ندارند، براي آنها چه فرق مي کند. عين اين تفکر را جناح راست افراطي داخل هم دارند، معتقدند که بايد کار خودشان را بکنند، چه کار به آينده مردم و مشکل آنها دارند.

اين تشابه نتيجه رفتار ها، چيزي است که که ملت ايران را هدف گرفته است و آينده آنان را. وقتي که سياستها (خداي ناکرده) به عقب بر گردد و روز به روز آنچه که در اين شش ساله در آزاديهاي اجتماعي و سياسي بدست آورده ايم، از دست برود، آنگاه جناح راست افراطي لذت مي برد و جناح بي توجه به سرنوشت ملت ايران در خارج از کشور کنار مي روند. به هيچکدامشان بد نخواهد گذشت. فشارهاي بيشتر را جوانان کشور که هم  اکنون نيز در فشار هستند بايد تحمل کنند.

در اين شرايط سرنوشت ساز ايکاش تحليل ها واقعي تر بود، واقعي فقط به نفع مردم ايران، با توجه به همه واقعيتهاي موجود که حتي بسياري از آنها را نمي پسنديم!

۲۱ دی ۱۳۸۲
روز سقوط مردم سالاري

 

امروز از روزهاي سخت زندگي نسل ما، نسل انقلاب است. گمان نکنيد به اين دليل بودکه تعداد فراواني از نمايندگان فعلي و تعداد بيشتري از چهره هاي سرشناسي که از بيرون مجلس کانديدا بودند توسط شوراي نگهبان رد شدند، نه، اين تلخ بود، ولي تلخ تر اينکه احساس کردم که بناي دموکراسي، رأي مردم و مردم سالاري که اصل آرمان ما در انقلاب اسلامي 57 بود، در هم مي ريزد.

*******

دموکراسي، يا شعار آزادي انقلاب مردم را به مردم سالاري ديني ترجمه کرده ايم. گمان بر اين بود که با پسوند ديني، اين مردم سالاري اخلاقي تر از همه دموکراسي هاي غير ديني است. متاسفانه در بيانيه ديشب، هيأت نظارت بر شوراي نگهبان که بجاي آنکه  صادقانه بگويد: قصد داريم قدرت را از دست جناح اصلاح طلب بهر قيمت بيرون بياوريم، به نحو اجمال از روابط غير اخلاقي،اقتصادي، قاچاقچي گري و.... حرف  مي زنند. اينها اخلاق است؟

*******

چند روز پيش فکر مي کردم، در اين دعواي نفس گير با شوراي نگهبان که دنبال آن بوديم که رد صلاحيت اصلاح طلبان صورت نگيرد، اگر همه هم تاييد شوند، چقدر اکثريت مردم مأيوس آماده شرکت در انتخابات هستند! حالا که با اين رد صلاحيت گسترده که لابد چنان مشارکت وسيع خواهد بود که نگو و نپرس!

*******

صبح در مجلس بودم. اعلام اعتصاب و ابستراکسيون شده بود. بيش از 80 نفر از نمايندگان فعلي مجلس رد صلاحيت شده اند. خوب، اگر اينها صلاحيت نداشتند، پس همه قوانين فعلي و آينده نا مشروع مي شود!!!! يادش بخير وقتي قرار بود که قدرت را براي خدمت به مردم بخواهيم. شوراي نگهبان روحانيون مجلس را رد نکرده است، حتي اگر گرايش اصلاح طلبانه داشته اند. از شما چه پنهان خيلي شرمنده شدم که اينطور صنفي نگاه شود. اواخر خوشحال شدم. خبر رسيد دو روحاني اصلاح طلب هم رد صلاحيت شده اند! نفس راحتي کشيدم! اندکي از دوستان اصلاح طلب را هم مي ديدم که از دور مي آيند، انگشت به پيشاني مي کشند: يعني آقا شرمنده. شوراي نگهبان ما را تاييد کرده است!

******
در دولت هم بحث در مورد رد صلاحيت ها بود. بعضي ها مي گفتند که اصلي ترين بناي انقلاب يعني رأي مردم دارد فرو مي ريزد. براي چه بايد به اين کار ادامه دهيم؟ وزير اقتصاد از بهم ريختن اقتصاد نيمه جان کشور بر اثر اين نوع رفتار را ارزيابي مي کرد. خرازي هم از اينکه بارها به خاطر اينکه نظام ما مردم سالاري است مشکلات و حملات جهاني را از سر راه برداشته ايم. اگر اين خصوصيت نظام، با اين رفتارها از بين برود، برخورد با حکومت غير مردم سالاري خيلي ساده تر است!

******

همه اين حرفها را به گوش شوراي نگهبان رسانده اند. اما چه جوري بايد ثابت کرد که مردم در دوم خرداد اشتباه کردند و چگونه بايد انتقام از مردمي گرفت که اين مجلس را بوجود  آورده اند؟

******

بازي فوتبال، معروفترين بازي است که تقريباً همه قواعد آن را بلدند. دو تيم، دو دروازه دارند که با هم مسابقه مي دهند. داور بازي هم مواظب است کسي خطا نکند. اگر داور افراد يک تيم را اخراج کند و توپ را در اختيار تيم  ديگر قرار دهد که بدون حضور رقيب به دروازه گل بزنند، عجب بازي پر گلي مي شود!!

8 4        ۱   ۲    ۳       3  7
© Copyright 2003-2017, Webneveshteha.com. All rights reserved.