۳۰ دی ۱۳۸۳
سه ساعت با سردار قاليباف و پرونده ي وبلاگنويس ها !

 

سردار قاليباف از اولي كه فرمانده ي نيروي انتظامي شد، تلاش داشت تصور مدني تري از پليس به جامعه ارائه كند و در خيلي از موارد هم توفيقاتي به دست آورد. ماجراي اخير وبلاگنويسان و اين كه نيروي انتظامي زير نظر دادستان برخوردهاي وحشتناك معروف را انجام داده است، اين نيرو را در معرض آزمون جدي در افكار عمومي قرار داد. بخصوص كه سه،چهار دستگيري در قم هم براي مسئله ي وبلاگ نويسي صورت گرفته كه آنها هم در اختيار نيروي انتظامي بودند. اين بار قمي ها نامه اي به مصطفي تاج زاده داده بودند كه تظلم خواهي آنان را به گوش سردار قاليباف برساند. قاليباف هم از تاج زاده خواسته بود كه بچه هاي قم و جمعي از بچه هاي پرونده ي معروف وبلاگنويسان تهران كه ادعا دارند در نيروي انتظامي شكنجه شده اند را شخصا ببيند.

پريروز مصطفي تاج زاده و هادي قابل بهمراه آقايان عباس كوشا، مسعود رهبري، حسين عبدالله پور، دستگيرشدگان قم و حنيف مزروعي و قريشي كه كارهاي سايت امروز را مي كردند، با قاليباف ديدار داشته اند. مصطفي تاج زاذه گفته بوده كه من بارها اعلام كردم مسئول سايت امروز هستم، ولي آنها اين بچه هاي فني را دستگير كرده اند. در اين جلسه حنيف مزروعي و قريشي طبعا همه ي مسايل بچه هاي وبلاگنويس تهران، به خصوص خانمها را توضيح داده اند و ديگران پرونده ي آزار و اذيت و شكنجه در قم كه توسط عوامل نيروي انتظامي صورت گرفته بود را مطرح كرده بودند. در مورد زندان ناشناسي كه در تهران مربوط به بخشي از نيروي انتظامي است، و بچه ها آنجا بوده اند نيز صحبت كرده اند. در آن جلسه مشخص مي شود بازجوي بچه هاي تهران نيز به قم سر ميزده و قبول زحمت مي كرده است !  همان بازجوي نيروي انتظامي كه زير نظر دادستان با بر و بچه هاي وبلاگ نويس در تهران آن رفتارها را داشته كه نوشته بودم!

مشاور فرمانده ي نيروي انتظامي كه در جلسه بوده و من قبل از نوشتن اين متن با او صحبت مي كردم مي گفت قاليباف بعد از علني شدن ماجراي وبلاگ نويسان دستور داده بود كه حتي اگر دادستان حكمي داد، بعد از مشورت با او اقدام نمايند. در همان جلسه هم سردار قاليباف پذيرفته كه آن بازجو از پرسنل نيروي انتظامي بوده است و زير نظر دادستان كار ميكرده است. قول داده است پس از كامل شدن تحقيقاتش در مورد او تصميم لازم بگيرد. از بر و بچه ها هم به خاطر رفتاري كه در نيروي انتظامي صورت گرفته، عذر خواهي كرده بود و قول داده بود همان شب به آن زندان سر بزند.

البته ضمن تشكر از آيت الله شاهرودي كه اين حرفها را شنيده اند و پرونده را از دادستاني گرفته اند و نيز ضمن تقدير از سردار قاليباف كه سه ساعت جزئيات اين ماجرا را شنيده است، انتظار اصلي اين است كه نتايج عملي اين تحقيقات زودتر روشن و به استحضار ملت رسانده شود. تا ديگر اطمينان حاصل شود كه از اين اتفاقات صورت نمي پذيرد!

ما هم كه شديم كاتب و در مورد وبلاگ نويسان مي نويسيم! چند بار هم به دوستان گفته ام كه وقتي وبلاگنويسان در طول يك سال و نيم گذشته كه من وبلاگ داشتم، اين قدر به من لطف كردند، خواندند، لينك دادند و ابراز محبت كردند، قطعا در اين روزهاي سخت من بايد حداقل صداي آنان را به ديگران برسانم. اين وظيفه ي وجداني است، هر چند گران و سنگين باشد.

 

۲۹ دی ۱۳۸۳
حاجيان به مكه رسيدند

 

ميليونها حج گزار تا امروز خود را به مكه رسانده اند. از همه جاي دنيا، با يك لباس مشترك: دو حوله. واقعا مراسم حج نمايش بزرگ خود فراموشي و خدا باوري است!

اگر مي شد جهان اسلام، جداي از مسايل موردي، هر سال يك مسئله ي اساسي خود را كه محل توافق همه ي كشورها و مردم و فرقه هاي مسلمان باشد، و مسلمانان آن را در مكه پيگيري كنند، چه تاثيري مي توانست در  آرام بخشي اين جهان پر تلاطم داشته باشد؟

اما متاسفانه اكثر رهبران جهان اسلام خود را رهبران همه ي مسلمانان مي دانند و مشكلات خود را مشكلات همه ي جهان اسلام و مسلمانان مي دانند. و تا اين روش ادامه داشته باشد، جز يك رفت و آمدي به عربستان، تاثير اجتماعي فراگير ديگري نمي تواند حج داشته باشد.

اما جداي  از اين توقع بزرگ، اين كه ميليونها مسلمان كه اكثريت  قاطع آنان از كساني هستند كه از طبقه ي پائين به ميانه مردم كشورشان هستند، با رابطه با خدا، معنويت و صداقت و صفا را با خود به سوغات و ارمغان مي آورند، هديه بزرگي براي تقويت معنويت در جهان است.

خدا همه ي حاجيان را به سلامت نگه دارد و حجشان را مورد قبول.

و نيز خدا به همه ي آرزومندان توفيق زيارت آن ديا مقدس را عنايت فرمايد.

 

 

 

۲۸ دی ۱۳۸۳
بازهم درباره ي پرونده ي زندانيان وبلاگنويس

 

من از اين كه صداي دلخراش وبلاگنويسان به طور مستقيم به گوش همه ي مسئولان عاليرتبه كشور رسيد و نيز دنيا هم فهميد كه جمعي كه خلاف همه ي مقررات ستم مي كنند، نمي توانند پنهان بمانند، خوشحالم.

اما سه نكته را در اين فرصت ضرورت مي دانم كه ياد آوري كنم:

1- هر وقت هر پرونده اي مي رود كه به صورت جدي دادخواهي شود، عده اي كه عمدتا در خارج از كشور زندگي مي كنند و سرنوشت افراد داخل كشور برايشان گويا مهم نيست، آنقدر با شعار برو بالا افراد و شخصيت هاي قدرتمند و يا نهادهاي گوناگون كه در آن پرونده نقش نداشته اند را مطرح مي كنند كه نتيجه ي طبيعي ان مي تواند اين باشد كه آن پرونده به نتيجه نرسيد. اين كارها فقط به سود كساني است كه مي خواهند به جنايات خود در تاريكي ادامه دهند. من در اين ماجراي وبلاگنويسان مقالاتي كه اين روزها مطرح مي شود و در آن همه ي رهبران و كل نظام جمهوري اسلامي را مي خواهند درگير اين ماجرا كنند را در اين چهارچوب ارزيابي مي كنم و صداي قهقهه شادماني عاملان جنايت ها را و در پس اين تحليل هاي ناروا به خوبي مي شنوم. بايد احقاق حقوق افراد را در نظر داشت و نه آن كه از هر موقعيتي از افراد و پرونده ها سوء استفاده جهت تصفيه حساب بهره، گرفت!

2- براي مقابله با اين سوء استفاده ها هم تنها راه حل را در اين مي دانم كه دست اندر كاران قوه ي قضائيه هر چه سريعتر تحقيقات خود را كامل و طبق قولي كه آيت الله شاهرودي دادند، متخلفان به مجازات قانوني برسند. وقتي رياست قوه ي قضائيه، رياست جمهوري از طريق هيئت پيگيري و نظارت بر قانون اساسي، وزير كشور همه ماجراي تلخ و تكان دهنده ي ستم بر اين جوانان بي پناه شنيده اند و افكار عمومي داخل و خارج منتظر شنيدن  خبر مجازات آنها هستند، هرگونه تعلل و تاخيري مي تواند  فضا را براي كساني كه مي خواهند از اين ماجرا، همه ي رهبران كشور را درگير نمايند تنگ و تاريك نمايد.

3- اگر هم اين پرونده كه امروز همه ي جهان آنرا ديده اند، به سرنوشت بعضي از پرونده هاي ملي دچار شود، برگ سنگيني بر پرونده ي كل نظام جمهوري اسلامي خواهد بود، بجاي آنكه برگ زيباي عدالت خواهي و دادخواهي از مظلوم بر پرونده ي اين نظام باشد.

پس انتظار شنيدن اخبار پي گيري هاي جدي و تاثير گذار و اعلام آن حق همه ملت ايران است.

  

۲۷ دی ۱۳۸۳
رابطه ي حوادث طبيعي و خدا !

 

پس از پديده ي وحشتناك زلزله ي دريايي سونامي، يكي از بحث هايي كه در دنيا و در ميان تقريباُ رهبران و متدينان همه ي اديان مطرح شده رابطه ي اين پديده با معنويت و خدا وغضب الهي بود.

همچنانكه نوعاُ پس از هر حادثه ي بزرگ طبيعي اين بحثها هست. در ايران نيز بعضي روحانيون مثل ساير روحانيون اديان از اين مقوله سخن گفتند.

من بر اين باورم كه اگر بين حوادث طبيعي كه جزئي از مسير شناخته شده ي علمي در طبيعت هست و خدا و دين هر نوع پيوندي برقرار شود ، نهايتاُ به ضرر دين و آن خدايي كه در اين حوادث معرفي مي شود خواهد انجاميد، زيرا هيچ حادثه ي طبيعي را نمي توان به گونه اي تصور كرد كه قربانيان آن، همه با هر ملاكي بدترين ها باشند.

و نيز نمي توان پذيرفت  كه خدايي كه مرگ و حيات همه ي انسانها دست اوست و هر لحظه اي مي تواند زندگي بدترين ها را پايان ببخشد مثل يك موجود ضعيف به ناگاه خشم برآورد و تر و خشك را بسوزاند!!

هر كس و هر انديشه اي كه بخواهد بين حوادث طبيعي و غضب الهي رابطه برقرار كند در برابر ده ها سوال منطقي بي پاسخ خواهد ماند.

و تازه آنها كه از اين فرصت مي خواهند بهره ببرند كه جامعه را به معنويت فرا بخوانند غافل از آنند كه اين نوع بهره هاي يك بار مصرف از دين، اگر اندكي ساده انديش را به جبران وادارد، اكثريت زيادتري را از اصل خدا روي گردان ميكند.

۲۶ دی ۱۳۸۳
13 دسته گل در آتش سوختند

 

 ماجراي زنده زنده سوختن 13 دانش آموز در استان چهارمحال و بختياري در به طور طبيعي احساسات ملت ايران و نيز بسياري از مردم جهان را جريحه دار كرد. كودك ترحم برانگيز است و وقتي دانش آموز و دور از خانه و با آتش مستقيم در كلاس مي سوزد وحشتناك دل آزار مي شود.

امروز وقتي يكي از دوستان خوبم زنگ زد و پيشنهاد كرد كه مطلبي به پيشگاه اين گلهاي پرپر شده تقديم كنم، براي اطلاع بيشتر از جزئيات، به آقاي حاجي، وزير آموزش و پرورش زنگ زدم.

مي گفت در فرودگاه است و عازم محل فاجعه. شايد وقتي هر حادثه ي تلخي اتفاق مي افتد، همه به طور طبيعي به دنبال مقصر مي گردند. آقاي حاجي مي گفت: آتش سوزي در كلاسي كه بچه ها بودند، صورت نپذيرفته، در كلاس مجاور  كه خالي بوده و بخاري آتش گرفته است. سرباز معلم دلسوزي هم كه فاقد تجربه بوده، به جاي اينكه بچه ها را از محل دور كند، به طرف  بخاري رفته تا آن را خاموش و يا آن را جا به جا كند. بخاری را به طرف كلاس بچه ها آورده و مخزن نفت هم كنار كلاس و انفجار و ...

اين روايت وزير آموزش و پرورش است. شايد روايات ديگري هم نقل شده باشد، اما آنچه مهم است اين كه 13 نفر از دسته گل هاي نازنين اين كشور پرپر شدند و باز غمي جامعه را فرا گرفت.

و نيز نگراني اينكه تا چه حد به جان انسانها با استانداردهاي قابل قبول توجه مي شود.

من به سهم خود به همه ي خانواده هاي آنان و نيز مردم ايران اين فاجعه تلخ را تسليت مي گويم.

آنها كه رفتند ولي اي كاش در آينده از اين اتفاقات پيش نيايد.

۲۵ دی ۱۳۸۳
سانسور

در هفته گذشته کتابی خواندم با عنوان اولین های مطبوعات ایران. در قسمت اولین مطبوعه مصور ایران، از روزنامه دولت علیه ایران یاد می کند؛ در سال چهارم در عصر ناصرالدین شاه بخشنامه رسمی سانسور منتشر شده است :

« اعلان دولتی[:] نظر به اینکه امر چاپخانه های ممالک محروسه ایران تاکنون در تحت قاعده معینه نبود و در انتظام آن اهتمامی نمی شد اختلالی یافته متدرجاً از محوطه نظم خارج افتاده و هر کس در هر مقام، هر نسخه که می خواست قطع نظر از این که انتشار آن نسخه بجهة دولت و ملت مستحسن و یا مستقبح و یا متداول شدن آن بین الناس از گوشزد اطفال یا اشاعه مضامین آن بین الرجال نافع یا مضر بوده باشد چاپ می نمود و حکایات نامناسب که ذکر آن در این مقام مناسب نیست به طبع می رساندند که به موجب جرأت خوانندگان و شنوندگان در ارتکاب مناهی و ملاهی [...] و متابعت اهوآء می گردید خاصه اطفال که از مبادی احوال به خواندن این حکایات نامربوط می شدند و این روایات منطبعه غیر مستحسنه در جبلت ایشان کالنقش فی الحجر مرکوزوکالطیبعة الثانیه ثابت می گردید و گاه می بود که به علت استمرار در استماع و مذاکره این گونه ترهات در گرداب هوا جس نفسانی و وساوس شیطانی غوطه ور می گشتند از آنجا که رحمت نامتناهی حضرت الهی مقتضی رافت و مرحمت خاطر خورشید مظاهر اعلیحضرت شاهنشاهی ولی نعمت کل ممالک محروسه ایران آمده است و اراده سنیه همایونی اقتضا نمی فرماید که از جزیی و کلی امور ملکی و ملتی عاطل و باطل ماند و مردم از صراط مستقیم که موجب نعیم دینی و فیض عظیم عقبی است منحرف و مایل باشند محض خیرخواهی و عنایت و درباره خلایق که ودایع حضرت خالقند امر و مقرر فرمودند که صنیع الملک رییس و مباشر امر روزنامه و نقاشخانه و کارخانه دولتی در کلیه امر چاپخانه های ممالک محروسه نیز مراقب و مواظب باشد و چنانچه ذکر یافت بعضی از نسخ که موجب انزجار طباع و موذی به خلاف اوامر جهان اتباع شرعیه است و از حلی و حلل منافع ملکی و ملتی عاطل است سمت انطباع نیابد و در عوض کتابهایی که ظاهراً و باطناً قریب المنفعه و عدیم المضره است طبع نمایند تا خوانندگان و شنوندگان را بر مدارج حسن عقاید بیفزاید و منافع و فواید مرضیه حاصل آید.»

روزنامه دولت علیه ایران شماره 522پنجشنبه 12 رجب 1280 قمری

 

و حکایت همچنان باقی است!

 

 

۲۴ دی ۱۳۸۳
عبرتی از الجزایر

الحزایر سال ها تحت اشغال فرانسه بود. میلیون ها کشته دادند تا استقلال الجزایر به دست آمد. در این مدت فرانسوی ها تلاش زیادی برای حمایت اقلیت مسیحی کردند. بعد از استقلال بدترین رویارویی بین مسلمانان و مسیحیان صورت گرفت و بدترین مسئله، مسیحیت بود.اما بعد از انتخابات شهرداری های الجزایر و لغو و ابطال آن توسط حکومت، بدترین نوع خشونت دینی به نام اسلام در الجزایر صورت گرفت، صد هزار نفر بیگناه در اثر رفتار اسلام تندرو و خشن گروهی که اسلام را جز با کلمه کشتار و خونریزی نمی شناختند، کشته شدند.

اخیرا تلویزیون العربیه گزارش مفصلی پخش کرد از خیل مسلمانانی که در حال مسیحی شدن هستند. با بسیاری از آنها مصاحبه کرد. با رهبران دینی مسلمان و مسیحی و نیز با اساتید جامعه شناس و روانشناس. خلاصه نظرات آنها این بود که دلایل مسیحی شدن جوانان الجزایری عبارتست از:

1)                   انتقام از کشتار مردم توسط گروه تندرو مسلمان که حالا دارد اثر خود را بروز می دهد.

2)                   بیکاری و مشکلات اقتصادی که الجزایر را فرا گرفته است.

3)                   نوع ادبیات رهبران فعلی دینی اسلامی که پاسخگوی جوانان نیست.

4)                   در حاشیه قرار گرفتن الجزایر در معادلات بین المللی.

 

من شخصا این گزارش را که شنیدم بر این باورم که بسیاری از این موارد در ایران نیز می تواند به نفی دین بیانجامد. بخصوص با این تفاوت که جامعه جوان ایران همواره برداشتی به نام دین را در همه جای زندگی خصوصی و عمومی خود مشاهده می کنند.

باز هم نه به خاطر حکومت که به خاطر دیندار ماندن جامعه، باید دست اندرکاران و معتقدان به اندیشه ی کشاندن مردم به زور به بهشت در رفتار و اندیشه ی خود تجدید نظر نمایند.

 

۲۳ دی ۱۳۸۳
دیدار وبلاگ نویسان با رئیس قوه ی قضائیه

 

ديروز مسعود قريشي،‌آرش نادرپور، حنيف مزروعي، روزبه ميرابراهيمي، اميد معماريان ، فرشته قاضي و محبوبه عباسقلي زاده و نيز شهرام رفيع زاده به اتفاق آقاي بيگلو همسر خانم قاضي به ديدار آيت الله هاشمي شاهرودي رفتند و ظلم هايي كه بر آنان رفته را پيش قاضي القضات به شرح نشستند. اين پيگيري برو بچه هاي وبلاگ نويس زنداني بسيار پراهميت است .

شهرام رفيع زاده در مورد عدم امنيت خود و خانواده هايشان حرف زده ، اميد معماريان برخوردهاي فيزيكي و سئوالات مربوط به روابط نامشروع را شرح داده ، فرشته قاضي ضرب و شتم و اصرار بر شكستگي بيني و اجبار به اعتراف به روابط نامشروع با اصلاح طلبان را گفته ، حنيف مزروعي از مخفي بودن بازداشتگاه و ثبت نشدن اسم نها آوآنها در ليست زندان و اينكه يكروز در اتومبيل " هايس " ، بعد از پايان بازجويي و در ماه رمضان با چشمان بسته و دستهاي زنجير شده نشسته بودند كه كسي درب ماشين را باز كرده و گاز فلفل به داخل اتومبيل انداخته. روزبه ميرابراهيمي هم ماجراي تهيه برنامه تلويزيوني و توبه نامه ها را گفته است و محبوبه عباسقلي زاده هم كه توضيح مي داده دو دختر در آستانه ازدواج دارد و از او در مورد روابطش مي پرسيدند.

وبلاگ نويسان 4 خواسته را مطرح كردند : روشن شدن تكليف پرونده. تامين جاني خود و خانواده هايشان. برخورد قانوني با متخلفان. جلوگيري از احضار و برخورد با خانواده هايشان.

آيت الله شاهرودي كه به گفته وبلاگ نويسان خيلي تحت تاثير  قرار گرفته و ناراحت شده بودند، در پاسخ به آنها گفته اند كه حتما اقرار هاي شما در آن وضعيت بي اعتبار است و قول داده اند كه متخلفان را مجازات مي كنند و اضافه كردند كه هركس از اينها زنگ زد از قول من بگوييد كه من گفته ام نرويد .

آيت الله شاهرودي كمي هم وبلاگ نويسان را نسبت به وضع حساس مملكت توجه داده بود و خواسته بود تا مراقب باشند. ايشان در مورد خطرات اينترنت هم صحبت كرده بودند و گفته بودند دادستان عكسهاي مونتاژ شده و مستهجن مسئولان كشوري را از اينترنت به ايشان نشان داده است . برو بچه هاي وبلاگ نويس هم از آيت الله شاهرودي خواسته بودند تا به گزارشهاي يكطرفه از اينترنت توجه نكنند و در مورد مزاياي اينترنت هم گزارش بگيرند كه مورد استقبال ايشان قرار گرفته بود . البته به اين نكته هم اشاره شده بود كه هيچيك از اين دستگيرشدگان از حوزه ي اينترنت خلاف اخلاق نبودند.

طبيعي است آيت الله شاهرودي  بايد حرفهاي طرف مقابل را هم بشنوند و بعد از آن تصميم بگيرند.

من با يك واسطه گفتم كه حاضرم ماجراي اين جلسه را در سايت بنويسم كه ايشان فرموده بودند هرطور خودش صلاح مي داند. امروز هم شنيدم كه ايشان يكسري اقدامات انجام داده اند كه اگر به مصلحت بدانند، خود توضيح خواهند داد. وقت رسمي ملاقات وبلاگ نويسان با رييس قوه قضاييه يكساعت بود ولي آيت الله شاهرودي  دو ساعت حرفهاي بچه ها را شنيده بودند.

اينكه با پشتكار وبلاگ نويسان اين سخنان رويا روي،  با رييس قوه قضاييه در ميان گذاشته شده ، پيشرفت بزرگي است و طبعا انتظارها را براي پيگيري جدي ماجرا بالا خواهد برد.

آقاي موسوي لاري، وزير كشور هم مي گفت به طور جدي همين پيگيري ها را در مورد نيروي انتظامي دارد انجام مي دهد. حداقل فايده اينكارها مي تواند اين باشد كه ديگر كساني جرأت نكنند به راحتي چنين اعمالي كه وبلاگ نويسان ادعا مي كنند را انجام دهند

 

 

۲۲ دی ۱۳۸۳
انتخابات فلسطین

 

 انتخابات تعیین رئیس دولت خودگردان فلسطین برگزار شد. ابو مازن هم به عنوان رئیس توسط مردم فلسطین انتخاب گردید. من به سهم خودم به ایشان و مردم فلسطین تبریک می گویم.

در این رابطه چند نکته قابل توجه وجود دارد:

1) ابومازن از ابتدا به عنوان مسئول پروژه ی صلح  شناخته می شد. بیش از ده سال است که به این عنوان معروف است، اما معلوم شد تا وقتی انتخاباتی نباشد و اراده ی مردم، نمی تواند کاری پیش ببرد. اساسا هیچ تصمیمی بدون پشتوانه ی مردم در این دنیا عملی نیست، حتی اگر پشتوانه ی قدرتمندی مثل اسرائیل، آمریکا و یا اروپا پشت سر آن باشد.

2) رفتار مخالفان قدرتمند و مسلح مثل حماس و جهاد اسلامی نیز درخور توجه است.آن ها انتخابات را تقریبا تحریم کردند ولی به خاطر مردمشان به افرادشان غیر رسمی دستور شرکت دادند و بعد از آنکه محمود عباس رای آورد به او تبریک گفتند و شرایطشان برای همکاری در چهارچوب نظراتشان را ارائه کردند.

3) این کار انتخابات می تواند آغاز خوبی برای تعیین سرنوشت منطقه ی خاورمیانه باشد. اگر انتخابات عراق هم به موقع انجام شود، نوید خوبی برای این منطقه ی بحران زده ی خاورمیانه خواهد بود. شاید کسانی که جلوی انتخابات در عراق ایستاده اند، نمی خواهند منطقه آرامش پیدا کند.

4) یاد مرحوم عرفات به خیر. مقاومت هوشمندانه ای برای احقاق حقوق مردم فلسطین می کرد.امیدوارم سرمایه و پشتوانه ی مردمی را ابومازن ارزان در اختیار اسرائیلی ها قرار ندهد.

 

۲۱ دی ۱۳۸۳
پيام رساني ديني

 

 پيام رساني، اعم از ديني و غير ديني، اجزاي گوناگوني دارد: 1)فرستنده 2)رسانه 3)زمينه پيام رساني (context) 4) گيرنده

اگر کسي مي خواهد امروزه پيام ديني بفرستد (يعني مي خواهد در مقام فرستنده پيام ديني قرار بگيرد) بايد توجه کند که «رسانه»، «زمينه» و «گيرنده» پيام او نسبت به مثلاً پنج قرن قبل تغيير کرده است. جهان ما، جهان رسانه هاست و انواع و اقسام رسانه هاي جديد پديد آمده است که پيشتر وجود نداشته (سينما، راديو، تلويزيون، کامپيوتر،...) زمينه ارسال پيام نيز، خود جهان جديد و مدرن است که از همه جهت (نهادها، مناسبات، دانش، ارزش، ...) با جهان قديم متفاوت است. گيرنده پيام ديني نيز انسان مدرن است که از همه جهت (جهات روان شناختي، جامعه شناختي،...) با انسان قديم فرق مي کند.

لذا فرستنده پيام ديني (اعم از روحانيون و روشنفکرانِ  علاقمند به دين) بايد در جهاني جديد، با رسانه هايي جديد، به انسانهايي جديد پيام ديني ارسال کند و اين کاري است دشوار، مرد افکن اما عملي.

8 4        ۱   ۲    ۳       3  7
© Copyright 2003-2017, Webneveshteha.com. All rights reserved.