۲۰ دی ۱۳۸۸
شیرینی لطف خدا و مطالعه صحیفه سجادیه


فردا شهادت امام سجاد علیه السلام است.امام سجاد که چهارمین امام شیعیان است در عوام به عنوان امام زین العابدین بیمار معروف است. این پسوند به دلیل بیماری آن حضرت در روز عاشورا بود که بنا به باورهای شیعی زمین از حجت نباید خالی باشد و آن بزرگوار به دلیل مریضی به عنوان حجت الهی به جنگ نرود و محفوظ بماند تا زمین از حجت معصوم تهی نشود. اصطلاح بی دلیل و تا حدودی اهانت آمیزی است که آن بزرگوار را امام بیمار بنامیم. اما در میان خواص امام سجاد به بلند ترین مصرع دعا و معنویت اشتهار دارد. ما معمولا بعضی دعاهای صحیفه سجادیه را میخوانیم. اما یکبار استاد بزرگوارم آیه الله موسوی نژاد در مشهد توصیه میکرد که کتاب های دعا را مطالعه کنید. معنی این مطلب را نمی فهمیدم. امسال در سلول که بودم، یکبار پس از بازجوئی، وقتی به سلول برمی گشتم، بازجو صحیفه سجادیه ای به من داد. دستش درد نکند که مونس عجیبی برایم شد. یاد حرف استادم افتادم. به جای آن که دعاهای خاصی را از آن انتخاب کنم و بخوانم، مثل یک کتاب آن را از اول تا آخر مطالعه کردم. لذتی بردم که نپرس. وقتی بعد از آزادی این مطلب را به استادم گفتم، خیلی خوشحال شد. اصرار داشت که در دوران آزادی سعی کنم این نوع مطالعات و دستاوردهای معنوی دوران تنهائی را از دست ندهم و به آن ادامه دهم. یک جمله از صحیفه سجادیه آن قدر به دلم نشست که هم حفظ شدم و هم همیشه آن را می خواندم: اللهم اذقنی حلاوه الصنع فبما سالت. یعنی خدایا اگر حاجتم را روا میکنی، آن را همراه با شیرینی ساخت و ساز الهی ات به من بچشان. شیرینی لطف خداوند از برآورده شدن هر حاجتی زیبا تر است. خدا  هم آنقدر بزرگ است که شیرینی لطفش را به همه مخلوقاتش بچشاند. شهادت امام سجاد را به همه خدا دوستان عالم تسلیت میگویم.

 

۱۹ دی ۱۳۸۸
سرزمین گوجه های سبز


در یکی دو ماه آخر زندان، رمان خوانی شروع کرده بودیم. هریک از خانواده ها برای ماها کتاب رمان می آوردند و ما همگی همه آنها را میخواندیم. قبلا خیلی علاقمند به خواندن خاطرات بودم وتقریبا هرچه خاطره به فارسی چاپ شده خوانده ام. اما رمان کمتر می خواندم. حالا فهمیده ام چه چیز بزرگی را از دست داده ام که رمان نمی خواندم. هر وقت رمانی را میخواندم یک یادداشت هم در باره آن می نوشتم که شاید به تناسب آن را روی وبلاگم که احتمالا بیشتر ادبی شود، بگذارم. بعد از زندان هم بهترین سرگرمی من در بیکاری و بی حوصلگی موجود، خواندن رمان هست. چند وقت پیش سری زدم به کتابفروشی های کریمخان. در انتشارات گویا چند نفر از نویسندگان فاضل حاضر بودند. یکی از آنان کتاب سرزمین گوجه های سبز را معرفی کرد. برنده ی جایزه نوبل ادبیات شده است. دیروز آن را تمام کردم. کتاب قشنگی بود. نویسنده آن هرتامولر است که توسط آقای غلامحسین میرزا صالح ترجمه شده است. کتاب مربوط به دوران خفقان کمونیستی چائوشسکو است. یادم آمد که آخرین سفر او به ایران بود که بعد از بازگشت به رومانی اعدام شد و در سیاست خارجی ایران، اقای ولایتی که آن موقع وزیر خارجه بود، توسط مجلس شورای اسلامی خیلی مورد انتقاد و در شرف استیضاح قرار گرفت. قهرمان داستان مرتب با تهدیدات مختلف روبرو می شود و دوستانش یا خودکشی می کنند و یا خیانت. همه هم در آرزوی فرار به آلمان هستند. شیوه نگارش بیشتر ادبیاتی و شاعرانه است تا داستانی. خیلی لذت بردم. کتاب را انتشارات مازیار منتشر کرده است. از زیبائی های کتاب این است که جمله اولیه و جمله آخر کتاب یک جمله است: وقتی لب فرو می بندیم و سخنی نمیگوئیم، غیر قابل تحمل میشویم و آنگاه که زبان می گشائیم از خود دلقکی می سازیم. وقتی رمان میخوانیم و در حس آن فرو میرویم، بهترین شرایطی است که از دنیای اطراف بیرون می آئیم. شاید به این دلیل انسانی است که در همه دنیا، رمان خوانی مرسوم ترین و بیشترین حجم کتاب خوانی را به خود اختصاص داه است. خوشبختانه در ایران نهضت ترجمه رمان به خوبی و به سرعت انجام می شود. دست مترجمان قدرتمند ایران درد نکند که ایرانیان را با ادبیات دنیا آشنا می کنند. بیشتر از آنها دست رمان نویسان ایرانی که رمانهایی در طراز رمان های دست اول دنیا می آفرینند درد نکند.

 

۱۳ دی ۱۳۸۸
اینترنت و گفتگوی ادیان و پیشنمازی


در بین پیشنمازهایی که با هم شوخی دارند مرسوم است که وقتی نزدیک اذان می شود به یکدیگر میگویند پیشانی مان میخارد. من هم از وقتی آزاد شده ام تا فرصت میکنم لب تاپم را باز میکنم و فرصت فراوانی را به خواندن ایمیل ها و مطالب مختلف تولید شده ی صوتی و تصویری در این ایام اختصاص دادم، تا خارش حساسیت اینترنت بازی و دیدن سایت ها و فیس بوک و فرند فید و کامنت ها و دیدن اخبارم التیام پذیرد. کلی خندیدم و کلی گریه کردم. حیف که حال و حوصله ای نمانده است. اما چون فرصتی نشده بود که در این ایام پس از آزادی از همه کسانی که به یادم بودند تشکر کنم. از همه شان ممنونم. ضمنا به اطلاع کسانی هم که از کتابخانه مرکز گفتگوی ادیان که کتابخانه تخصصی دینی بود استفاده میکردند و یا در جلسات ماهانه فرهنگی ادیانی شرکت می نمودند، میرسانم که به دلیل اینکه امکان پرداخت اجاره محل مرکز گفتگوی نبود فعلا کتابخانه تخصصی ادیان و جلسات ماهانه تعطیل شده است ولی کارهای جاری موسسه گفتگوی ادیان را در جای دیگر شروع کرده ام. ادیان در دنیای معاصر در سایه همکاری و پیدا کردن مشترکات می توانند به صلح و امنیت در جهان کمک کنند. فعلا به همین دلیل به جای دلخوشی به سیاست دل به دنبال کردن مباحث دینی بسته ام.

۱۱ دی ۱۳۸۸
حوادث عاشورا و آینده ایران


در پی حوادث تلخ و خشونت بار روز عاشورای سال 88، توجه به چند نکته مهم در شرایط حساس فعلی کشور از نگاه واقع بینی اصلاح طلبانه ضرورت دارد:

1- هر انسان دلسوزی که به ایران و سربلندی آن می اندیشد، می فهمد که تند شدن فضای سیاسی و خشن شدن آن در مرحله اول امنیت را در کشور از بین می برد. اگر امنیت وجود نداشته باشد و هرج و مرج بر کشور حاکم شود، بیش و پیش از همه، دود ناشی از آن مستقیما به چشم مردم ایران خواهد رفت. همچنانکه در دو کشور همسایه ما، عراق و افغانستان با فقدان امنیت، مردم آن کشورها قربانی شدند.

2- روز عاشورا روز مقدسی برای ملت های مسلمان و به خصوص برای ایرانیان است، سنت عزاداری و پاسداشت رنجهای ابی عبدالله علیه السلام واصحاب و خاندانش در عمق وجود هر شیعه ای نفوذ دارد. آنچه که در عاشورای امسال اتفاق افتاد با این سنت تاریخی و دینی مردم ایران منافات داشت و به همین دلیل دلهای عاشقان امام حسین را جریحه دار کرد.

3- ماه ها است که در ایران اختلافات سیاسی در پی انتخابات ریاست جمهوری وجود دارد. اما تقریبا همه کسانی که به هر 4 کاندیدا رای داده اند، در حرمت گذاری به امام حسین (ع) و ارزشهای دینی و مقدسات اسلامی و قانون اساسی کشور مشترکند. مطالبات و رفتارهای ساختار شکنانه و ضد دین و مقدسات دینی که متاسفانه در روز عاشورا صورت پذیرفت، نمی تواند کار کسانی باشد که در چارچوب قانون اساسی و نظام به کاندیداهای مختلف رای دادند. بی شک این رفتارها از سوی دشمنان دین وملت برنامه ریزی میشود تا خواست های منطقی و مدنی جای طرح و حضور نداشته باشند. این نکته مهم را مخالفان دولت باید بیش از دیگران توجه کنند و سریعتر و صریح تر و با شجاعت این رفتارهای ساختار شکنانه را محکوم کنند و از آن تبری بجویند و حساب خود را از اغتشاش و آشوب و حامیان خارجی آنان جدا کنند تا امکان مطالبات معقول ومنطقی و قانونی برای آنان فراهم باشد.

4- افراطیون  همیشه مانع هر نوع اصلاحی در روند امور هستند. متاسفانه در شرایط حساس فعلی صدای افراطی گری بر عقلانیت و دیانت غلبه دارد.  تجربه تاریخی نشان داده که در سایه رفتار افراطیون هیچ کار مفیدی برای سربلندی و پیشرفت کشور صورت نمی پذیرد. همچنانکه همیشه و به خصوص در دهه ی اخیر ضربه هائی که کشور، اصلاحات،و جامعه متحمل شده است در اثر بی توجهی به اصول وارزشهای دینی و سیاسی ای بوده که افراطیون تحمیل کرده اند و مورد قبول اکثریت مردم ایران است و امام حسین و عاشورا همواره یکی از بلند ترین مصرع های مورد احترام ایرانیان بوده است. اصل حضور کم نظیر مردم در مراسم راهپیمائی بنام دفاع از مقدسات حسینی برآمده از عمق اعتفاد آنان به امام حسین نشئت گرفته بود.

5- وحدت و اتحاد در اصول دینی و سیاسی که عامل حفظ نظام است، یک اصل عقلانی برای پیشرفت و سریلندی کشور است. محور این وحدت در نظام ما بنا به باور همه کسانی که به قانون اساسی رای داده اند، مقام رهبری کشور هستند. اگر واقع بین باشیم و دل در گرو نجات و موفقیت ایران داشته باشیم عقلا و شرعا راه دیگری جز پذیرش رهبری واحد و کشاندن سقف اختلافات به زیر چتر رهبری نظام  امکان پذیر نیست. این واقعیت را از زبان همه ی رهبران جنبش فعلی سبز و اصلاحات، بعد از آزادی از زندان به طور مستقیم شنیده ام  که ضرورت دارد از این طریق مطالبات زیر سقف نظام و قانون اساسی را پی گیری کنند. اهانت به رهبری کشور که سمبل وحدت ملی است و هیچ فردی در درون نظام تا کنون ادعا نکرده که فرد بهتری را برای جایگاه ولایت فقیه از مقام معظم رهبری می شناسد، خراب کردن بنیان کشوری است که همه ما در این قایق سواریم. در مورد حوادث روز عاشورا و اهانت های مستقیم به آیه الله خامنه ای جا داشت که همه در این مورد موضعگیری نمایند. افتادن در دام افراطیون و یا نداشتن شجاعت برای ابراز آنچه به آن باور دارند زیبنده نیست.

6-  اگر چه رفتار رسانه رسمی کشور در حوادث عاشورای امسال موفق نبود اما نمی توان سرمایه گذاری غیر قابل تصور رسانه های بیگانه و دخالت های توهین آمیز بعضی رهبران جهان در حمایت از ساختارشکنان و افراطیون را نادیده گرفت. محکوم کردن این دخالت ها و افشای نقش این رسانه ها در بنزین ریختن روی آتش اختلافات درون خانوادگی کشور نیز یک وظیفه ملی است تا راه برای مطالبات قانونی فراهم آید.

7- خشونت، خشونت می افریند. و متاسفانه کشور وارد این مسابقه ی خطرناک شده است. شجاعت و عقلانیت و پذیرش قاعده بازی و منزوی کردن افراطیون و مذاکره عفلای قوم برای پیدا کردن راه های به دست اوردن مطالبات بخش زیادی از مردم در زیر سقف نظام و رهبری و قانون اساسی نیاز به رفتارهای سازنده و جدی دارد. پرهیز از احساسات و برخورد صادقانه و شجاعانه و واقع گرایانه کاری است که در این لحظات حساس از همه ی اطراف این اختلاف درون خانواده انقلاب توقع میرود تا هم مطالبات قانونی مردم برآورده شود و هم زمین بازی از دست هتاکان و مخالفان اصل نظام و دین و اعتقادات دینی و مقدسات ملی خارج شود و نیروهای صادق و انقلابی جایگزین آنان گردند.

8- شاید نوشتن این مطالب مورد پسند جمعی از جامعه نباشد. اما چون همیشه تعهد داشته ام که صادقانه آن چه باور داشته ام را بنویسم، و دل در گرو کشور و نسل جوانی که معمولا قربانی این افراطیگری ها میشوند دارم، نوشتم تا در پیشگاه تاریخ و جامعه مخاطبانم که همیشه به همه آنان ارادت وعرض ادب داشته ام، بی صداقتی نکرده باشم.

9-  به خاطر ایران، اسلام،مردم و تاریخ در شرایط فعلی باید جلوی رادیکالیزه شدن جریانات سیاسی را از دو سوگرفت. 

 

۰۱ دی ۱۳۸۸
سلام بر حسین

السلام علی الحسین و علی علی ابن الحسین و علی اولاد الحسین علیهم السلام

ایام تاسوعا و عاشورا و مصیبت ابی عبدالله تسلیت باد

التماس دعا

8 4        ۱      3 7
© Copyright 2003-2017, Webneveshteha.com. All rights reserved.