۳۰ بهمن ۱۳۸۵
انرژی هسته ای ۱۶ ساله ها

 

این روزها اهالی اینترنت قطعه ی کوتاهی از سخنرانی آقای احمدی نژاد را ایمیل می کنند که در آن گفته است دختر ۱۶ ساله ای با کمک برادرش و با خرید چند وسیله از بازار، انرژی هسته ای درست کرده است. رئیس سازمان انرژی هسته ای هم تحقیق کرده و دیده راست گفته، او را به سازمان انرژی هسته ای برده و الان راننده و محافظ دارد و شده از دانشمندان هسته ای کشور!

در جلسه مجمع روحانیون مبارز این خبر گفته شد. یکی از بزرگان سیاست که کاش می شد اسمش را بگویم، گفت: این سخنرانی بهترین سخنرانی است. اگر ترجمه شود و خارجی ها بخوانند و ما هم به آنها بگوئیم انرژی هسته ای ما این است، خطر حمله و جنگ و تحریم تمام می شود!

راستی با عرض معذرت از دانشمندان واقعی هسته ای کشور!

 

۲۹ بهمن ۱۳۸۵
مخارج سفرهای آقای خاتمی

 

دو سه روز پیش یکی از دوستان sms زد که در سایتی نوشته اند خاتمی به اطرافیانش سپرده که بگویند مخارج سفرهایش توسط رهبری پرداخت می شود! خیلی توجهم را جلب نکرد. نمی دانم چرا فکرکردم از الهامات خانم رجبی است که چون خیلی بیش از حد دروغ و توهین می نویسد و برای همه می نویسد، کسی نیاز به پاسخگوئی به آن نوشته ها را حس نمی کند. در سایت گردی شبانه دیدم خبر در سایت الف آمده که معمولاً آقای احمد توکلی روش و منش خبرسازی و دورغ پردازی ندارد. آنهائی هم که فیلترشکن دارند گفتند بازتابِ نیمه مرحوم هم آن را گذاشته است. تردیدی در دروغ بودن خبر نداشتم؛ ولی به نظر می رسید که به خاطر احترام سایت الف و بازتاب باید به آن پاسخ داد. می دانستم دروغ است چون من سال هاست شاهد آنم که آقای خاتمی هیچ وقت از رهبری مایه نمی گذارد؛ چه در دوران ریاست جمهوری و چه در بعد از آن. مثلاً تا به حال حتی در هیچ جا نگفته که بعد از ریاست جمهوری به صورت مستمر با رهبری دیدار داشته است و در همه ی مسائل گفت و گو می کند. اتفاقاً دیروز ۳ تا جلسه ی متفاوت با آقای خاتمی داشتم. در هر سه جلسه با همکارانش صحبت می کرد که چرا کسی این دروغ بزرگ را تکذیب نمی کند؟ می دانستم که خرج سفر جلساتی که شرکت کرده را میزبانانش می دهند. شخصیت های بزرگ سیاسی دنیا، حتی در اندازه ی کلینتون که رئیس جمهور آمریکا بوده، برای سخنرانی هایشان پول می گیرند. حالا خاتمی که نه پول می گیرد و میزبانانش نیز خرج سفرش را می دهند، چرا باید با این دروغ بزرگ مواجه شود؟ دیروز در جلسه ای که شاهد این بگو مگوها و حرص و جوش خوردن های آقای خاتمی بودم، به ذهنم رسید که خاتمی تنها شخصیت سابقی است که دنیا پس از پایان مسئولیتش بیش از دوران مسئولیتش به او احترام می گذارد و به سخنش گوش می دهد و نیز خاتمی در دوران پس از مسئولیتش شاید بیش از دوران مسئولیتش از منافع ملی کشور حمایت می کند. آیا خرج سفرهای تاریخی او که میزبانانش می دهند، باید مورد سؤال قرار گیرد؟! اگر این سؤال ها در خارج ترجمه شود و اگر فکر کنند کسانی که این سؤالات را طرح می کنند واقعاً نمایندگان ملت ایران هستند، چه تصوری از این ملت پرآوازه و پرتاریخ خواهند داشت؟! اگر خاتمی در سخنانش ادبیاتی به کار می برد که هزینه هایش را ملت ایران می دادند، هزینه ی سفرش از بیت المال پرداخت نمی شد؟!

 

۲۸ بهمن ۱۳۸۵
افراطیون سنی وشیعه

 

مسأله سنی و شیعه متأسفانه ابزار سیاسی سالهای اخیر قدرتهای جهانی شده است. در هر دو مذهب نیروهای افراطی قرار دارند که بهترین مددکاران دشمنان اسلام هستند. قربانیان این تفکر های افراطی انبوه مسلمانانی هستند که به خصوص در عراق در جنگ فرقه ای جان میبازند. در ایران حمایت دولت در سالهای اخیر از افکار و افراد افراطی شیعی و در خارج از ایران حمایت دولتهایی از افکار و افراد افراطی سنی زمینه جنگ های مذهبی را فراهم میکند. تبلیغ برای سنی کردن شیعیان و یا شیعه کردن سنیان و عدم احترام به عقاید یکدیگر در همه جای جهان اسلام عامل تشدید اختلافات است. محوریت رهبران معتدل مثل گفتگوی قرضاوی و رفسنجانی و منزوی شدن افرطیون سنی و شیعه یک نیاز برای بقاء اسلام است و تعارف نیست. حوادث تلخ این روزها در سیستان و بلوچستان زنگ خطری است که نشان میدهد افراطیون آدمکش به نام مذهب در ایران هم میتوانند حضور داشته باشند.

 

۲۷ بهمن ۱۳۸۵
سلیقه ی منبر رفتن

 

منبری ها وقتی در مجلس ترحیم کسی منبر می روند، سعی می کنند مناسب با مجلس حرف بزنند. اگر پیرزنی مرده باشد، در مورد مقام مادر حرف می زنند. اگر جوانی فوت کرده باشد در مورد جوانی صحبت می کنند. از خاطرات جالبی که بین دوستان ما رد و بدل می شود، خاطره ی ترحیم پدر آقای .... است که به خاطر شخصیت فرزندش همه ی سیاسیون آمده بودند. آن مرحوم از علمای باتقوا و بزرگوار جنوب بود. در مسجد ارک فاتحه گرفته بودند. یکی از نمایندگان مجلس آن روز که الان یکی از مدرسین حوزه ی علمیه ی قم است منبر رفته بود. نمی دانم با چه سلیقه ای موضوع سخنرانی اش در فاتحه ی آن روحانی مهم و خداترس، توضیح طبقات جهنم بود که هر یک از علمای دینی، به دلیلی در آن سکونت خواهند داشت. همه به هم نگاه می کردند. منبر هم که تریبون یک طرفه است و کسی نمی تواند حرف بزند. وقتی داستان طبقات جهنم که علمای دینی در آن هستند تعریف شد، گفت خب امروز مجلس به مناسبت درگذشت عالمی بزرگوار است. بنده خدا منبری هم تقصیری نداشت؛ قصد بدی هم نداشت؛ فقط سلیقه ی انتخاب مطلب نداشت.

 

۲۶ بهمن ۱۳۸۵
تعطیلی تأسف آور سایت بازتاب

 

تعطیلی سایت موفق بازتاب از چند جهت تأسف آور و یک حادثه ی مهم سیاسی تلقی میشود:

۱) سایت بازتاب در دوران نسبتاً کوتاه عمر خود از موفقترین رسانه های خبری فارسی شده بود. نه محدودیت سایتها و خبرگزاریهای رسمی را داشت و نه تند و تیزی و عناد خبرگزاریهای اپوزوسیون را. به همین دلیل مرجع خوبی برای دریافت خبر مستقل تلقی میشد. شاید همین موفقیت کم نظیر یکی از دلائل پنهان فشار مستمر جناحهای سیاسی بر بازتاب بود که به تعطیلی اش منجر شد.

۲) سایت بازتاب – جدای از پشتیبانی خاصی که از سوی محسن رضائی داشت – توسط جمعی از نیروهای انقلاب و دین باور اداره میشد. همین خصلت به آنان جرأت طرح مسائلی را میداد که دیگران نمی توانستند در آن حوزه ها وارد شوند. عدالت محوری و بازخواست از مسئولان کشور در آنچه که تخلف می پنداشتند، حتی اگر بخشی از آنها مطابق با واقع نبود، ویژگی انقلابی بازتاب بود. تصحیح خیلی از اشتباهات هم خصلت مردانه ای بود که بازتابی ها داشتند. تعطیلی بازتاب به نوعی تلنگر به نیروهای مخلص و غیر حزبی انقلاب هم به شمار می آید که حضور آنان در صحنه نباید همیشگی باشد و آنان هم در نظام سیاسی تاریخ مصرف دارند. افراد دست اندکار بازتاب نیز آدمهای ناشناخته ای نبودند. لااقل وزیر ارشاد فعلی که با آنها به عنوان مسئولان سایت بازتاب دیدار داشته آنان را میشناسد. چند بار افرادشان به دادگاه رفته اند و پاسخگو بوده اند. وقتی ناشناخته نیستند و مسئولیت پذیرند، نمیتوان آنان را برای طرح ساماندهی تعطیل کرد.

۳) تعطیلی بازتاب در زمانی انجام شد که شرایط کشور و مسائل بین المللی و به خصوص پرونده هسته ای در وضع حساسی قرار دارد. نخبگان نظرات متفاوتی دارند و تقریباً همه ی آنان نگرانند. یکی از جاهای مؤثری که میتوانست این دل نگرانی ها را مطرح کند، بازتاب بود.

۴) تعطیلی بازتاب وجهه ی قانونی هم نداشت. در اصل ۲۴ قانون اساسی نشریات و مطبوعات را در بیان مطالب آزاد میشمرد و در موارد استثنا رسماً نوشته که تفصیل آن را "قانون" معین میکند. در میثاق بین المللی حقوق مدنی و سیاسی هم که ایران آن را پذیرفته در مورد محدودیت آزادی بیان نوشته که قانون تفصیل آن را مشخص میکند. قانون نیز به معنای خاص آن است که از مجرای پارلمان به عنوان مرکز قانون گزاری باید عبور کند. مصوبه ی هیأت دولت نمیتواند جای قانون بنشیند. حکم به موارد تخلف نیز وظیفه قوه ی قضائیه است و نه دولت. ضمن آنکه اصلاً در مورد رسانه جدید اینترنت و سایت قانون روشنی تصویب نشده است.

چه آنها که با خط مشی بازتاب موافقند و چه آنها که مخالفند، از کنار تعطیلی سایت بازتاب نباید بی تفاوت بگذرند؛ و نگذشته اند. ای کاش بازتابی ها برای حل مشکلاتشان باعجله نمی نوشتند که تعطیلی بازتاب مورد اسقبال اصلاح طلبان قرار گرفت. امیدوارم بازتاب بتواند بار دیگر در عرصه ی خبر و تحلیل کشور حضور یابد که جامعه ی ایرانی به خبر رسانی فعال از هر جناحی بیش از همیشه نیاز دارد.

 

۲۵ بهمن ۱۳۸۵
اقلیت های دینی

 

دیروز، روز من ادیانی شده بود. اساساً اطلاعات از ادیان متفاوت خیلی جالب است. هر چه بیشتر در مورد ادیان می خوانیم و مشترکات آن ها را بررسی می کنیم، به قدرت خیرخواهانه و صلح جویانه ی ادیان و نیز به سوء استفاده ی وحشتناکی که از آن در طول تاریخ شده می توانیم پی ببریم!

بعد از ظهر جلسه ی ماهانه ی مؤسسه بود. این جلسات در محیط تخصصی، آرام و در نوع خود خیلی مفید است. آقای دکتر مصطفی بروجردی از دوستان قدیمی من بود که دیروز در مورد تاریخچه ی گفت و گوی دینی با واتیکان صحبت کرد. معتقد بود بیشتر گفت و گوهای رسمی مثل گفت و گوی کرها و یا لال ها بوده است. شب هم وزارت ارشاد از رهبران و مسئولان اقلیت های دینی دعوت کرده بود که مثل هر سال به مناسبت پیروزی انقلاب در جشن رسمی شرکت کنند. من هم به عنوان مسئول مؤسسه ی غیر دولتی گفت و گوی ادیان می بایست شرکت کنم. آقای صفارهرندی را هم در کسوت وزیر ارشاد برای اولین بار دیدم. سخنرانی نماینده اقلیت آشوری را گوش دادم. از قول جامعه ی ارمنی اعلام می کرد که همه ی آنان انرژی هسته ای را حق مسلم خود می دانند. شاعر پرشوری هم از جامعه ی کلیمیان شعر خواند. یک بار هم جلوی آقای خاتمی خوانده بود. هر دو بار از مسئولان موجود خیلی تعریف کرد. دیشب می گفت صفارهرندی تو مثل قند و نباتی! این گفته ها یا نشانه ی غیر سیاسی بودن زندگی اقلیت هاست و یا راه زندگی کردن اقلیت ها این شکلی بودن است و یا اصلاً اعتقادشان به نظام آن قدر جدی است که همه را خوب می بینند. آقای صفارهرندی سخنرانی معتدلی کرد. وقتی دید بلندگو مثل همیشه و همه جای کشورمان مشکل دارد و گاهی صدا نمی رسد و گاهی هم سوت می کشد، لطیفه ای از حوزه ی آخوندی را نقل کرد که کسی رفته بود بالای منبر و یادش رفته بود چه بگوید. یکی از پایین داد زد حرف زدن یادت رفته، پایین آمدن که یادت نرفته است. توجه وزارت ارشاد به اقلیت ها که از قدیم پایه ریزی شده خیلی ضروری است. ایران کشوری است که مردم آن اگرچه اکثراً مسلمان بوده اند ولی با اقلیت های دینی روابط بسیار خوبی داشته اند.

 

۲۴ بهمن ۱۳۸۵
روز دوستی

 

فردا را ولنتاین گویند. کشیش مسیحی روز دوستی را بنیان نهاد. مذهب در تاریخ عامل خشونت معرفی شده است. از رهبران مذهبی در خیلی از مقاطع تاریخ، چهره های عبوس و حرف های پرخشونت در اذهان مانده است. نام خدا بر فراز بسیاری از جنگ های خشونت آمیز در دو سوی جبهه ها بر روی پرچم ها – بی آن که خدا راضی باشد – نوشته شده است. امروز بهترین تبلیغ خدا، نشان دادن چهره های مهربان و الهی دین است.

لب های خندان و دل های مهربان و دوست داشتن را همیشه، و نه تنها فردا باید تمرین کنیم. نشانه ی انسان بودن دوست داشتن است. شعر و موسیقی و فیلم و رمان که مظاهر درون انسانی است در هیچ جای دنیا بی دوستی و عشق معنا ندارد. به هر بهانه ای باید دوستی را تبلیغ کنیم تا دنیا را از خشونت نجات دهیم.

 

۲۳ بهمن ۱۳۸۵
دفاعیات گلسرخی و تحقیر مخاطبان در تلویزیون

 

امسال دوبار تلویزیون ایران دادگاه گلسرخی را پخش کرد. گلسرخی مارکسیست لنینیست قهرمانی بود که در ۳ دهه پیش در دادگاه نظامی شاه ضمن آنکه رسماً می گفت مارکسیست است اما از حضرت علی و امام حسین هم یاد کرد و از اینکه اسلام حقیقی دین خود را به ایران ادا کرده است. شجاعت بی نظیری داشت. در طول این سال ها سانسور می شد چون مارکسیست است هم چنان که خیلی از فیلم های دوران انقلاب نیز سال ها در تلویزیون سانسور می شد تا مبادا کسی بفهمد که در میان تظاهر کنندگان افراد بی حجاب یا طرفداران احزاب غیر اسلامی هم بوده اند. امسال خیلی تلویزیون در دهه فجر بهتر شده بود. چیزهای جدیدی پخش میکرد. اما کار توهین آمیز تلویزیون ایران این بود که بعد از هر دو بار که دفاعیات افتخار آفرین گلسرخی را پخش کرد، بالافاصله اقای ازغدی پور که گمان می برد در هر مسئله ای باید حرف بزند و خودش هم فکر میکند عالمانه حرف میزند، بر صفحه تلویزیون ظاهر شد و علیه مارکسیسم حرف زد. هر دوبار می گفت از نظر فلسفی در مارکسیسم هیچ تفاوتی بین انسان و الاغ نیست و ضریب تفاوت در آن ها کمتر است که مبادا با پخش مصاحبه گلسرخی مخاطبان به قول سریال باغ مظفر ییهو، مارکسیست شوند! این توهین بدی به شعور مردم بود و خیلی برای مخاطب دردناک و حقارت آمیز. ضمن آنکه مقاومت مارکسیستها در جهان هم در دوران خودش مثال زدنی بود.

 

۲۲ بهمن ۱۳۸۵
راهپیمایی، پیام هسته ای یا انقلابی؟

 

ایران در دنیا و در داخل کشور روز پر خبری دارد. در همه ی دنیا، و به خصوص در حاشیه ی کنفرانس امنیتی مونیخ مسئله ی هسته ای ایران مطرح است و حداقل پذیرش تعلیق تحریم در برابر تعلیق غنی سازی میتواند مورد گفتگو قرار گیرد. در داخل اما  توجه رسانه ای به راهپیمائی ۲۲ بهمن متمرکز شده است. اصل مشترک جمعیت تظاهر کننده در تهران حمایت از انقلاب بود. به همین دلیل این جمعیت، تنها در سبد انقلاب قابل تحلیل است. خیلی هاشان گلایه مندی های گوناگون و نگرانیهای متفاوت را همراه داشتند اما آن را به معنای نادیده گرفتن انقلابشان نمیدانند. پلاکاردها و اوراق هسته ای هم بود ولی بیشتر از مراکز رسمی منتشر میشد. کاملاً می شد فهمید که مردم عزت، اقتدار و آرامش میخواهند و بنا به طبع بلند ایرانی از قلدری های جهانی و به خصوص آمریکا آزرده هستند. اما پیام یادآوری انقلاب مردم از پیام مقاومت هسته ای بیشتر بود. خیلی از مردمی که امروز در تظاهرات بودند، اگر آمریکا حمله ی نظامی کند، حاضرند مسلسل به دست بگیرند و با اشغالگری بجنگند، اما حتماً همانها هم انتظار دارند مسئولان تدبیری به خرج دهند که آنان هم به جای جنگ، زندگی کنند. کاش مسئولان این تحلیل را بپذیرند و پیام متفاوتی از این راهپیمائی حمایت آمیز نگیرند.

 

۲۱ بهمن ۱۳۸۵
سالگرد انقلاب اسلامی

فردا بیست و هشتمین سالگرد پیروزی انقلاب است. از وقتي نسل و جمعيت در ايران دردو دهه اخير تغيير كرده است و نسل جوان كشور كه اكثريت جامعه را تشكيل مي‌دهد از كساني شده‌اند كه دوران انقلاب را نديده‌اند، تذكر اين نكته هر ساله در ايام پيروزي انقلاب ضروري است كه  بايد بين نگراني و خواست نسل فعلی برای تحقق نیازهای متفاوت با 27 سال پیش آنان با دفاع از انقلاب بزرگ اسلامي تفاوت قائل شد. اگر امروز نيازهاي جامعه جوان پاسخ گفته نمي‌شود و يا كساني در امر مديريت كشور و انقلاب رفتاري دارند كه مورد پسند جامعه نيست، نبايد دفاع نسل ما از اصل انقلاب را كم‌رنگ كند. انقلاب اسلامي يكي از مهمترين اتفاقات تاريخ بشري بود كه براي اولين‌بار معادله گل به جاي گلوله نشست و مسالمت‌آميزترين انقلاب تاريخ را شكل داد. غبارهاي گلايه‌مندي از عملكرد مسئولان از ارزش و اهميت انقلاب اسلامي نمي‌كاهد. وحدت و خواست یکپارچه مردم نیز عامل بزرگی برای پیروزی بود. امروز البته چنين نيست. دلايل گوناگونا دارد. بخشي از آن دلايل به عملكرد متوليان دوره‌هاي مختلف حكومت در طول اين سال‌ها بوده است و بخشي هم در چارچوب دشمني‌هاي غير قابل انكار قدرت‌هاي جهاني ارزیابی میشود  كه تحميل 8 سال جنگ تحميلي يكي از آن نمونه‌هاست. اما اگر هر حادثه ‌اي در ظرف زماني خودش مورد تحليل قرار گيرد هيچ‌يك از اين اتفاقات ناروا نمي‌تواند اصل حركت بزرگ مردمي انقلاب اسلامي را زير سوال ببرد. اگر حركت يك‌پارچه ملتي كه همه اقشار در آن سهيم بودند مورد تخطئه نسل‌هاي بعدي قرار گيرد، آيندگان نيز روش نسل امروز را تخطئه مي‌كنند و هيچ‌گاه چنين ملتي نمي‌تواند در تاريخ حركت مثبتي و ماندگاري داشته باشد. چنان‌چه نسل ما نيز حق ندارد از جامعه امروزدقیقا همان را بخواهد كه ما ديروز میخواستیم.

 

 

8 4        ۱   ۲    ۳    ۴       3  7
© Copyright 2003-2017, Webneveshteha.com. All rights reserved.