۳۰ بهمن ۱۳۸۷
سینما باید سینما بماند

 

دیروز در مؤسسه گفت‌و‌گوی ادیان از سری جلسات ماهانه با سخنرانی آقای صدر عاملی، کارگردان معروف سینما با عنوان دین در سینما برگزار شد. همیشه درپای صحبت هنرمندان، لذت ویژه‌ای برده­ام. وقتی برای جلسات ماهانه برنامه­ریزی می­کردیم من روی عنوان دین در سینما تأکید داشتم و با لغت سینمای دینی حال نمی­کردم. اعتقاد داشتم سینما مثل هر هنر دیگری باید قبل از هر چیز همان هنر بماند. سینما سینماست. موضوعات مختلف می­تواند محتوای هر سینمایی باشد اما سینما اگر از قالب هنرمندانه‌ی خودش خارج شود، هیچ موضوعی نمی­تواند آن قالب ناقص را شکل دهد. رادیو و تلویزیون و موسیقی و شعر هم قبل از هر چیز باید خاصیت طبیعی خود را داشته باشد؛ آن­وقت در خدمت هر آرمانی که لازم باشد قرار گیرد. به همین دلیل نه سینما و نه هیچ شاخه هنری دیگری نمی­تواند هم هنر باشد و هم سفارشی. هنرمند اثر خود را واقعیت درون خود می­تواند تراوش دهد. فشار بیرونی نه اثری خلق می­کند و نه هنری می­آفریند. به همین دلیل سینما اگر سینما باشد، می­تواند به دین به عنوان یک موضوع بپردازد. موضوعی که اگر کارگردانی به آن دل بسته باشد، می­تواند اثر بزرگ هنری دینی خود را خلق کند. اتفاقاً محور اصلی صحبت آقای رسول صدرعاملی هم این بود که هنرمندان نمی­توانند اثر دینی سفارشی بسازند. در مورد آثار دینی که خودش آفریده بود و فیلم شب او چندی پیش جایزه بهترین فیلم بلند جشنواره «مذهب امروز» ایتالیا را از آن خود کرده بود هم می­گفت به این دلیل موفق شده که دقیقاً مثل گل­های داوودی­اش به موضوع دین از صمیم قلب پرداخته است. ای کاش در همه دوران­ها مدیران فرهنگی از این حد رشد برخوردار باشند که اصالت را به هنر بدهند و پس از آن از هنر خواستار آرمان باشند. هنر تعهدی به هیچ جا و هیچ­کس ندارد و این هنرمند است که می­تواند تنها به هر آرمانی که به آن پای­بند است متعهد باشد. در هر حال جلسه دین و سینما از جلسات خوبی بود که در این ماه­ها در مؤسسه گفت‌و‌گوی ادیان داشتیم. از آقای صدر عاملی و جمعیت علاقمندی که در این برنامه ما شرکت داشتند ممنونم. گزارش جلسه را هم اینجا بخوانید.

 

۲۹ بهمن ۱۳۸۷
پیام انتخاب آقای عارف برای ستاد آقای خاتمی

 

در این هفته آقای خاتمی در جهت جدی کردن کار انتخابات، دکتر عارف را به ریاست ستاد انتخاباتی‌اش برگزید.به نظر می‌رسد پیام این انتخاب بیشتر حاکی از نگاه آقای خاتمی به شرایط فعلی است. آقای دکتر عارف مدیر اجرایی قدرتمندی است با سابقه‌ی طولانی علمی و دانشگاهی و علاقمند  به طرز تفکر آقای خاتمی و اصلاحات و در عین حال به عنوان یک چهره‌ای که می‌تواند طیف مختلف هواداران آقای خاتمی را پوشش دهد و بتواند با بدنه‌ی نظام مستقیماً ارتباط برقرار کند. تقریباً اکثر مسؤلان ستاد آقای خاتمی هم از همین مجموعه انتخاب شده‌اند که در شرایط عادی می توانست حساسیت های زیادی را کم کند. گرچه شخصا معتقدم جناح رقیب بیش از همه روی شخص آقای خاتمی حساسیت دارد ومی داند که اندیشه اش تا چه حد مزاحم قدرت مداری آنان است. اما باز هم این روش هم برای جامعه وهم در بافت قدرت خیلی مدبرانه است.

برای ایشان و اعضای ستاد آقای خاتمی که در این شرایط سخت و با امکانات کم تن به زیر این بار تاریخی داده‌اند باید آرزوی توفیق  کرد. طبعاً گروه‌ها و افراد هوادار آقای خاتمی ستاد های انتخاباتی مستقل و کارهای تبلیغاتی فراوانی بر عهده دارند که خود باید راساً به آن اقدام کنند. اما در کنار این واقعیت، پذیرش ریاست ستاد توسط آقای عارف که خود کاندیدای ریاست جمهوری بوده است از نظر اخلاقی کار قابل تقدیر فراوانی است.معمولاً کسی که خود کاندیدا است و از این ظرفیت مدیریتی بالایی برخوردار است دون شاْن خود می داند که رئیس ستاد کاندیدای دیگری شود. این ارزش‌های اخلاقی در حوزه‌ی سیاست خیلی کم رنگ شده‌اند. به این دلیل کار آقای عارف رواج اخلاق مداری و توجه بی توقع به اعتقادات و آرمان‌هایی است که باور دارد.

 

۲۸ بهمن ۱۳۸۷
آقای مطهری باید با آقای احمدی نژاد رایزنی کند

 

آقای علی مطهری که اکنون نماینده‌ی مجلس است و از ارکان اصولگرایان شناخته می‌شود شاید به دلیل آنکه نشان از استاد فرزانه مرتضی مطهری دارد از صداقت و شجاعت در خور توجهی برخوردار است. هرچند در مسائل سیاسی سادگی خاصی دارد. ایشان طرحی ارایه کرده است که آقای خاتمی کاندیدا نشود تا امکان اتفاق‌نظر برای حمایت از کاندیدایی غیر از آقای احمدی‌نژاد وجود داشته باشد. ایشان گفته؛ قصد دارد این ایده را با آقای خاتمی هم در میان بگذارد. فکر می‌کنم مشکل اصلی اصولگرایان آقای احمدی‌نژاد است که باید با ایشان رایزنی شود چون اگر آقای احمدی‌نژاد قبول کند که کاندیدا نشود، اصولگرایان می‌توانند به دنبال فرد دیگری بروند و آقای خاتمی هم می‌تواند به این طرح کمک کند. اما وقتی واقعیت این است که نه تنها آقای احمدی‌نژاد آماده کنار رفتن نیست و بر اساس شنیده‌ها، حتی به اصولگرایان پیغام داده است که به حمایت شما هم نیاز ندارم و اصولگرایان هم کس دیگری ندارند که حتی بتواند اکثریت اصولگرایان را به دور خود جمع کند، صحبت از کاندیداتوری یک اصولگرا، غیر احمدی‌نژاد اگر از سوی غیر علی آقای مطهری مطرح شده بود حتما یک بازی مسخره در سیاست تعریف می‌شد. واقعیت این است که اصولگرایان تا وقتی احمدی‌نژاد اعلام انصراف نکرده، چاره‌ای جز حمایت از او ندارند. حتی اگر به قول بعضی از سران اصولگرا، مجبور باشند با چشمان گریان از احمدی‌نژاد حمایت کنند. آنها به همین دلیل می‌خواهند توپی را که در اختیار ندارند، به زمین اصلاح‌طلبان و شخص آقای خاتمی پرتاب کنند. بازی بامزه‌ای است ولی مصنوعی بودن آن خیلی تابلو است. آقای مطهری و دوستانشان اگر موافقت اولیه آقای احمدی‌نژاد را برای کاندیدا نشدن به‌دست آوردند آن وقت دنبال طرح‌های جایگزین باید بروند.

 

۲۷ بهمن ۱۳۸۷
اربعین

 

روز چهلم در فرهنگ ایرانی از اعتبار خاصی برخوردار است. پیامبر در چهل سالگی مبعوث شد. میقات موسی با خدایش در طی چهل روز بود. صوفیان به چله­نشینی معروفند. چهل حدیث عنوان ده­ها کتاب معتبر دینی است. فردا چهلم امام حسین (ع) است. اربعین یعنی چهلمین روز. ایران تعطیل رسمی است. قهرمانان صحنه اربعین کسانی بودند که باید پیام مظلومیت و شهادت امام حسین علیه­السلام را از کربلا به تاریخ منتقل می­کردند. اگر این پیام­رسانان نبودند حادثه کربلا در همان­جا پایان یافته بود؛ و کسی از عظمت آن و عمق جنایت دشمنان امام حسین اطلاع پیدا نمی­کرد؛ و جالب­تر آن­که: قافله­سالار این قافله تاریخی زینب کبری بود که زن بود و به طور کم­نظیری این رسالت را ایفا کرد.

السلام علی الحسین و علی علی بن الحسین و علی اولاد الحسین و علی اصحاب الحسین

 

۲۶ بهمن ۱۳۸۷
مسئله آقایان کروبی و مهندس موسوی

 

امروز، یک هفته پس از اعلام آقای خاتمی به عنوان کاندیدای ریاست جمهوری، مشاور عالی­رتبه آقای مهندس موسوی اعلام کرده‌اند که: آقای میرحسین موسوی نیز از پشتوانه‌ تجربه­ای گران و ظرفیتی شایسته برخوردارند به حضور مستقل و فعالانه‌ی خود در عرصه انتخابات و تحولات دهه چهارم انقلاب اسلامی ادامه خواهند داد و در زمان مناسب به اقتضای شرایط، کیفیت حضور خود را تبیین می‌کنند. آقای کروبی هم به عنوان یکی از ارکان اصلاح­طلبی قبلاً اعلام کاندیداتوری کرده بود. فعال شدن مهندس موسوی به عنوان یکی از سرمایه­های مسلم انقلاب، حتماً خبر نویدبخشی است که به­خصوص نسل انقلاب را که شاهد تلاش­های حیرت­برانگیز آن دورانی مهندس موسوی بوده­اند خوشحال می‌کند. با توجه به این­که سه، چهار ماه وقت تا انتخابات باقی مانده است، این حضور مهندس موسوی در عرصه‌ی سیاسی و اعلام مواضع داخلی و خارجی ایشان در هر صورت و به هر شکل مفید است. این همان باوری بود که قبلاً هم به آن اشاره کرده بودم که نسل فعلی باید مهندس موسوی را بشناسد تا بتواند در مورد ایشان قضاوت نماید. ابهام در مورد این­که حضور ایشان چگونه خواهد بود و آیا ایشان با این­که تاکنون شخصاً‌ اعلام نکرده­اند، کاندیدای ریاست جمهوری خواهند بود و یا از فرصت مطرح بودن برای کاندیداتوری قصد دارند نظرات خود را با پژواک بیشتری مطرح کنند که در نوشته­ی مشاور ایشان هم رفع ابهام نشده بود، از اهمیت این حضور نمی­کاهد. مهم این است که در این فرصت اندک تا انتخابات همه‌ی هم­اندیشان که دغدغه‌ی واحد و نگران آینده و سرنوشت کشور و انقلاب هستند بتوانند در برابر بلندگوی تبلیغاتی یک سویه­ای که در اختیار دیگران است به یکدیگر کمک کنند تا صدای خود را به جامعه برسانند. قطعاً این حضور متکثر در این دوران به دلیل جایگاه والا و نیز مصلحت­شناسی و دل­سوزی آقایان خاتمی، کروبی و موسوی، نمی­تواند برای انتخابات آینده ایجاد نگرانی کند. آن­ها حتماً در نهایت به نقطه مشترکی خواهند رسید که نتیجه­اش پیروزی در انتخابات باشد. این باور من است که برآمده از اطلاعاتم هست.

روزنامه­ها و سایت­های جناح محافظه­کار خیلی تلاشی می­کنند که این حضورهای هم­عرض را پررنگ کنند و اضطراب بیافرینند. موسوی و کروبی و خاتمی نمی­توانند در این شرایط به چیزی جز نجات کشور فکر کنند و نخواهند کرد.

 

۲۵ بهمن ۱۳۸۷
خاتمی و رسانه چلچراغی

 

این متن را به درخواست بچه‌های چلچراغ نوشتم: از چند روز قبل در مجمع روحانیون قرار داشتیم که روز یکشنبه همزمان با جلسه مجمع روحانیون مبارز سایت مجمع را با حضور آقای خاتمی و خبرنگاران رونمایی کنیم. روز یکشنبه بعد از مذاکرات فشرده‌ای که داشت، آقای خاتمی تصمیم نهایی خود را برای اعلام کاندیداتوری گرفته بود و قصد اعلام آن را داشت. بهترین فرصت، حضور در همین جلسه بود. دوستان خبری آقای خاتمی به خبرگزاری‌های داخلی و خارجی اعلام کردند که در این جلسه شرکت کنند. کمتر کسی باور می‌کرد که برای افتتاح سایت این دعوت صورت گرفته باشد. وقتی رفتیم، خبرنگاران داخلی و خارجی سالن را پر کرده بودند. قرار بود نماز مغرب و عشا را بخوانیم و بعد کنفرانس خبری آغاز شود. قبل از نماز پرده را کشیدند تا منظره نماز مغرب و عشا را هم خبرنگاران بگیرند. آقای خاتمی بعد از سخنرانی مجید انصاری پشت تریبون قرار گرفت. همه منتظر اعلام رسمی بودند. بعضی از خبرگزاری‌ها همان موقع اعلام رسمی کردند. حتی قبل از اینکه آقای خاتمی اعلام کند. دنیای خبر است و مسابقه سرعت اعلام خبر. وقتی آقای خاتمی اعلام کرد که با جدیت حضور خودم را به عنوان کاندیدای ریاست جمهوری اعلام می‌کنم، بعد از صلوات و کف حضار، تلفن همراه خبرنگاران به کار افتاد تا سریع از داخل همان جلسه خبرها را اعلام کنند. بلافاصله با اس‌ام‌اس خبر دادند که این خبر به خبر مهم دنیا تبدیل شده است. آقای خاتمی با همه سختی‌هایی که می‌دانست و پیش‌بینی می‌کرد، وارد این کارزار شد. از این پس رسالت ماست که پیروزی را که بسیار آسان است برای این جامعه فراهم آوریم. حضور آقای خاتمی قطعا اتنخابات را دوققطبی جدی می‌کند. رقابت جدی آینده بین آقایان خاتمی و احمدی‌نژاد خواهد بود. این اولین‌بار است که در تاریخ ایران کسی رقابت «جدی» با رییس‌جمهور می‌کند که همه امکانات تبلیغاتی را در اختیار دارد. آن هم در شرایطی که هیچ رسانه مکتوب و رادیو تلویزیونی به طور مستقیم در اختیار آقای خاتمی نیست. وظیفه این اطلاع‌رسانی بر عهده من و شماست و ما می‌توانیم از شبکه قدرتمند شفاهی و مجازی خود بر همه آن همه رسانه که فقط تبلیغ رسمی برای رییس‌جمهور می‌کنند فائق آییم. چیزی که آیندگان و تاریخ ایران در این شرایط حساس از همه ما انتظار دارند. جوانان چلچراغی یکی از شبکه‌های جدی این اطلاع‌رسانی هستند. آنها سمبل رسانه‌ای هستند که می‌تواند این پیام را به داخل خانه‌ها و خانواده‌ها ببرد و به خصوص به کسانی که در دور قبل با تحریم بهترین کادو را به محافظه‌کاران دادند، نسبت به وظیفه سرنوشت‌ساز تاریخی و ایران‌محور خود تذکر دهند. آینده روشنی با اعلام کاندیداتوری خاتمی در انتظار ایران و ایرانی است. نسل جوان امروز می‌تواند این معجزه را بیافریند.

 

۲۴ بهمن ۱۳۸۷
چهلم مادرم

 

می‌گویند وجود مادر بهترین بهانه‌ای است که خدا به انسان نظر مهربانی داشته باشد. واقعا راست می‌گویند. امروز چهلم مادرم بود. خانم سید زهرا هاشمی‌نژاد. آمدیم بر سر مزارش در مشهد. بعد از گذشت چهل‌روز سنگینی نبودنش مثل همان روز اول بود. گریه تنها ابزاری است که در سختی فراق مادر می‌تواند آدم را سبک کند. نگاه صبورانه و دلگرم‌کننده‌ی هر مادری بهترین پشتوانه‌ی زندگی است. در شرایط سخت پیش‌رو بیش از همیشه به دعایش نیاز دارم که نیست. یکی از دوستان به هنگام فوت مادرم در پیام تسلیتش نوشته بود که روزی به دوست مادر از دست داده‌اش گفته خوب شد مادرت بعد از آن همه سختی راحت شد و رفت. پاسخ شنیده بود که او رفت ولی از وقتی رفته گویا همه‌ی آن سختی‌ها و ناراحتی‌ها را به دوش من ریخته و رفته است. من بعد از چهل روز به خوبی می‌فهمم که چه سخت است تحمل سختی‌ها و ناراحتی‌های بی‌مادری. خدا مادرتان را نگه دارد. در هر سن و سالی که هستید. از سوی پدربزرگوارم، خواهران و برادران و همه‌ی فامیل از همه‌ی کسانی که در این 40 روز به شکل‌های گوناگون تسلیت گفتند از صمیم قلب ممنونم. واقعا این تسلیت‌ها تسلا بخش مصیبت‌های بزرگ هر انسانی است. اگر دوست داشتید برای شادی رو ح مادرم یک صلوات بفرستید.

 

۲۳ بهمن ۱۳۸۷
اگر در مورد احمدی‌نژاد بود چه تیتری می‌شد!

 

کیهان، رادیو تلویزیون و خیلی از خبرگزاری‌های حامی دولت یک تیتر خیلی بزرگ را این روزها از دست دادند. اگر یک مقام اسرائیلی گفته بود که پیروزی احمدی‌نژاد در انتخابات پیش‌روی ایران می‌تواند سد راه تلاش‌های بین‌الملل برای توقف برنامه هسته‌ای کشور شود، تیتر نصف صفحه‌ای روزنامه‌ها و خبر اول تلویزیون می‌شد و چند تا تحلیل ویژه و برنامه خبری با حضور کارشناسان درست می‌کردند که دیدید اسرائیلی‌ها با احمدی‌نژاد مخالفند و نتیجه می‌گرفتند رئیس‌جمهور فعلی تنها کسی است که دشمنان از او می‌ترسند و حرفهایی که به‌خصوص نزدیکی‌های انتخابات زیاد می‌نویسند و شما شنیده‌اید و خوانده‌اید. اما این بار روزنامه جروزالم پست اسرائیل در گزارشی به نقل از یک مقام ارشد اسرائیلی نوشته:‌ "پیروزی خاتمی در انتخابات پیش روی ایران می‌تواند سد راه تلاش‌های بین‌المللی برای توقف برنامه هسته‌ای این کشور شود. پیروزی خاتمی احتمالاً تلاش‌های بین‌المللی برای بازداشتن ایران از تبدیل شدن به یک قدرت هسته‌ای را از مسیر خود منحرف خواهد کرد. اگر خاتمی پیروز انتخابات باشد وی احتمالا در زمینه کاهش سطح فشارهای بین‌المللی بر ایران در مساله هسته‌ای موفق خواهد شد و از این رو تلاش‌های جهانی برای توقف برنامه اتمی ایران با شکست مواجه می‌شود. نباید فراموش کرد که خاتمی به عنوان رئیس‌جمهور برنامه هسته‌ای ایران را توسعه داد اگر او پیروز شود از آنجا که نسبت به احمدی‌نژاد میانه‌روتر به نظر می‌رسد در نتیجه می‌تواند در موجه جلوه دادن این برنامه نزد جامعه بین‌المللی موفق عمل کند." البته واقعیت این است که اسرائیلی‌ها هم می‌دانند در صورتی‌که خاتمی‌ رئیس‌جمهور شود، می‌تواند با همکاری با دنیا حقوق مردم ایران را احیا کند و به همین دلیل خیلی نگران آمدن خاتمی‌هستند. ولی این‌بار همان خبرگزاری‌های اصولگرا نوشته‌اند مقامات اسرائیل اظهارات مداخله‌جویانه‌ای در مورد مسائل کشور ما کرده‌اند. واقعا هم بیخود می‌کنند که در مورد مسائل ایران حرف می‌زنند ولی همیشه کار غلطی می‌کنند. تازشم، مگر چه اشکال دارد گاهی بام‌ها آن‌قدر وسیع هستند که می‌شود چند تا هوا داشته باشد؟

 

۲۲ بهمن ۱۳۸۷
راهپیمائی سالگرد انقلاب و حاشیه های انتخاباتی

 

 

امروز رفته بودم راهپیمائی. جمعیت فراوانی آمده بودند. در همان آغاز خبرنگاری را دیدم، به صورت کلیشه ای پرسید: هدف شما از شرکت در راهپیمائی چیست؟ گفتم نسل ما انقلاب کرده و برای بزرگداشت کاری که کرده، طبیعی است که در راهپیمائی شرکت کند. خبرنگار دیگری پرسید که این جمعیت نشان از مقبولیت عملکرد مسئولان نمی کند؟ گفتم نه. چون در این سال ها مسئولان مختلفی با عملکردهای متفاوتی بر سرکار بوده اند و همیشه در راهپیمائی ۲۲ بهمن همین جمعیت بوده اند. دفاع از اصل انقلاب ربطی به عملکرد مسئولان ندارد. خیلی ها علنی و بعضی ها هم درگوشی به آقای خاتمی سلام می رساندند و می گفتند روی حمایت ما از آقای خاتمی در انتخابات ریاست جمهوری خیلی حساب باز کنید. از جنگ های روانی با مزه این روزها، بعد از آمدن آقای خاتمی این است که می گویند آقای خاتمی قصد کنار کشیدن دارد. دیروز یکی از مسئولان امنیتی سابق تلفن زد و این خط جدید جنگ روانی را می گفت. امروز هم یکی از خبرنگاران همین سؤال را پرسید. از این پس باید هر روز منتظر یک خبری از این دست باشیم. صدای آقای احمدی نژاد از بلندگوها پخش می شد. با صداهای مختلفی که در خیابان بود، نمی شد صدای ایشان را شنید. وقتی برمی گشتم، آقای کروبی را دیدم. بغلم کرد و احوال پرسی کردیم. با همان شوخ طبعی در آن شلوغی گفت، امروز در سایتت چه می خواهی بنویسی؟ در تقاطع یادگار امام خبرنگارانی را دیدم که ناراحت بودند چون آقای خاتمی را ندیده بودند. می گفتند شنیده ایم که از این نقطه قرار بوده به راهپیمائی بپیوندد و نیامده. با یکی از همراهان آقای خاتمی صحبت کردم، جلو دانشگاه شریف بودند. به دلیل ترافیک مسیرش را عوض کرده بود. خیلی شلوغ بود و شعارهای وسیع حمایتت می کنیم از پشت تلفن به گوش می رسید. تعجب کردم. پشت تلفن پرسیدم چرا توی تظاهرات مردم دارند با این وسعت شعار حمایت از آقای خاتمی می دهند؟ گفتند چند نفر آن عقبترها علیه آقای خاتمی شعار دادند، مردم فراوانی که دور آقای خاتمی بوده اند، این شعارها را شروع کردند. سایت باران و یاری نیوز گزارش مفصلی داده اند. اینجا هم تصاویرش هست. اینجا در عکس خبرگزاری مهر هم عکس چوبهایی پشت سر آقای خاتمی دیده می شود. بعضی ها خیلی تلاش کرده بودند که راهپیمائی به صحنه ی حمایت از آقای احمدی نژاد تبدیل شود؛ اما این چند نفر که لابد گمان نمی کردند با چنین عکس العملی مواجه شوند، کار سازماندهی شده را به هم ریخته بودند. خبرنگارانی که شاهد این گفتگو بودند، قبل از اینکه من حرفم را تمام کنم به طرف دانشگاه شریف رفتند. وقتی می رفتم چند تا sms گرفتم که تلویزیون به بهانه پوشش راهپیمائی تصویری نشان داده که روی تابلویی نوشته احمدی نژاد می ماند. مسئولان مراسم، برنامه هایی هم در حاشیه مراسم تدارک دیده بودند که در نوع خود جالب بود.

 

۲۱ بهمن ۱۳۸۷
سی سال پیش و پیروزی انقلاب اسلامی

 

فردا سی‌امین سال پیروزی انقلاب است. ما نسلی بودیم که انقلاب کردیم. با اینکه هر نسلی حق دارد خودش سرنوشت خودش را تعیین کند و نسل امروز هم البته چنین حقی دارد و حتی با اینکه خیلی‌ها از آنها که انقلاب کردند و یا بسیاری از نسل امروز خواسته‌های متفاوتی با خواست انقلابیون سی سال پیش دارند اما اینها دلیل بر این نیست که نسل ما از انقلابش در آن مقطع زمانی و با آن خواسته‌هایی که در شعارهای آن روزی‌اش جلوه کرده بود دفاع نکند و یا پشیمان معرفی شود.

1- سی سال پیش انقلاب علیه رژیمی صورت گرفت که رئیس دیکتاتورش اختناق کم‌نظیری بر ایران تحمیل کرده بود. اختناقی که با کشورهای پر اختناق کنونی در جهان هم قابل مقایسه نبود. به این دلیل استشمام نسیم آزادی امید تحرک‌آفرینی بود که به هر کجا می‌رفت، همه را به همراهی با چنین انقلابی فرا می‌خواند. جاذب‌ترین شعار هم به همین دلیل آزادی بود. از سوی دیگر آن روزها اوج جنگ‌سرد در جهان بود. آمریکا و اتحاد جماهیر شوروی در حال سخت‌ترین رویاروئی با یکدیگر بودند. ایران از نظر ژئوپلتیک در حساس‌ترین نقطه‌ی جهان قرار داشت که دیواره‌ی اصلی سدکننده‌ی اتحاد جماهیر شوروی برای دست‌یابی به منطقه‌ی خلیج فارس بود که تامین‌کننده‌ی انرژی دنیا بود. به این دلیل وقتی ایران در اردوگاه آمریکا قرار گرفت، محل تاخت‌وتاز خارجی‌ها شد. رهبر آن روز ایران هم به دلائل شخصی و تاریخی ضعف بیش از اندازه در خود حس می‌کرد و در کوچکترین مسائل داخلی ایران با خارجی‌ها و به‌خصوص آمریکائی‌ها مشورت می‌کرد. هروقت در تاریخ ایران هر جریانی خود را در برابر دینداری مردم قرار داده‌اند و یا دین و فرهنگ دینی عمومی در ایران را نادیده گرفته‌اند، به شکست محکوم بوده‌اند و موفقیتی به دست نیاورده‌اند. این را هم نمی‌توان نادیده گرفت که در جریان انقلاب اسلامی رهبری سیاسی و دینی در فردی شکل گرفت که از شخصیت دینی وسیاسی قدرتمند و خارق‌العاده‌ای برخوردار بود. امام خمینی هم در جایگاه انکارناپذیر مرجعیت تقلید مردم قرار داشت و هم از قدیمی‌ترین کسانی بود که در وادی رهبری مبارزات مردم ایران بود و هم شخصیت آشتی‌ناپذیر و مستحکمی داشت که توانست تا آخر مقاومت کند و رژیم را شکست دهد و هم تشکیلات آماده و پرنفوذی در قالب مساجد و مراکز دینی و روحانیون سراسر کشور داشت که به راحتی می‌توانست از این شبکه‌ی مورد اعتماد مردم رای و نظرش را به درون جامعه شهری و روستائی منتقل کند.

2- در آن دوران‌ها انقلابیگری یک ارزش جهانی و معیار روشنفکری برگرفته از قدرت کمونیست بود. در ایران هم گروه‌های کمونیستی فعال بودند. حتی جریانات مذهبی مبارز مثل سازمان مجاهدین خلق آن روزها که مبارزه‌ی مسلحانه علیه رژیم شاه آغاز کرده بودند، در اواخر به این نتیجه رسیدند که باید ایدئولوژی خود را از اسلامی به سمت کمونیستی متمایل کنند. بعد از پیروزی انقلاب هم با اینکه رهبری انقلاب توسط امام خمینی انجام شده بود و کاملا اسلامی بود و تا پیروزی انقلاب هم  اصلا خشونت‌آمیز نبود و با شعار باور نکردنی گل در برابر گلوله پیروز شد، و با انقلاب‌های متعارف دنیا هیچ نسبتی نداشت در بسیاری از موارد در مسابقه‌ای که جریان چپ در شعارهای خشونت‌آمیز و پر توهم توطئه باور داشت وارد شد. بسیاری از رهبران دینی برای عقب نماندن از قافله‌ی روشنفکری و انقلابیگری اسیر جوهر خشونت‌محور چپ شدند و در بسیاری از موارد از آغاز انقلاب راهی به جز آن‌چه در طول مبارزات منجر به پیروزی می‌پیمودند طی کردند. ریشه‌های همان تفکرات هم اکنون نیز در مواردی دیده می‌شود. اما نمی‌توان انکار کرد که در دنیای امروز اساسا با سقوط اتحاد جماهیر شوروی، انقلابیگری در جهان یک ارزش فراگیر نیست. این نکته‌ای است که نسل امروز باید برای تحلیل تاریخ آن روزها به آن توجه کند.

3- خیلی از اتفاقاتی که در سی سال گذشته در اداره‌ی کشور افتاد و می‌افتد، می‌تواند مورد قبول نسل انقلاب نباشد و یا نسل فعلی اساسا به دلائل مختلف و به خصوص به دلیل اینکه از آن تاریخ سی سال گذشته و جهان در این سی ساله به دست آوردهای فوق‌العاده‌ای رسیده و شاهد تحولات فراوانی بوده که ارتباطات مهمترین آنها بوده است، خواست‌های کاملا متفاوتی داشته باشد، اما این را نباید فراموش کرد که هر اتفاقی را باید در ظرف زمانی خودش مورد ارزیابی و بررسی قرار داد. نسل ما به انقلابی که سی سال پیش کردند افتخار می‌کنند و هیچ اتفاق پسینی دلیل بر نفی گذشته نمی‌تواند باشد. اگر نسل امروز گذشتگان خود را نفی کنند، آیندگان نیز اینان را نفی خواهد کرد و این زنجیره برای همه‌ی نسل‌ها ادامه خواهد داشت. ضمن اینکه نسل ما نیز نباید خواسته‌های نسل بعدی‌اش را نادیده بگیرد.

 

8 4        ۱   ۲    ۳       3  7
© Copyright 2003-2017, Webneveshteha.com. All rights reserved.