۱۰ اسفند ۱۳۸۲
شب تاسوعا

 

در جلسه هفته گذشته دولت کتابچه اي را با نام فروغ جاودان توزيع کرده بودند که مجموعه اشعار، مدايح  و مراثي چهارده معصوم بود و سراينده آن آقاي دکتر ابراهيم شيباني، رئيس کل بانک مرکزي ايران است.

 

 

اين يادداشت را هم به من تقديم کردند:

 

بسمه تعالي

حجت الاسلام والمسلمين جناب آقاي ابطحي

معاونت محترم رياست جمهوري

   با احترام به مناسبت شب تاسوعاي حسيني، سروده هاي مربوط به ائمّه معصومين و واقعه جانسوز کربلاء  جهت درج  در وب نوشت تقديم جنابعالي و خوانندگان سايت مزبور مي شود.

اين اشعار در سالهاي گذشته مرور شده و در ناحيه خور و بيابانک بعضاً توسط مداحان اجرا شده است.

هرچند که ناقابل است امّا به آستان بلند امام بزرگوار حضرت الشهداء تقديم مي شود.

ابراهيم شيباني

 

من هم قطعه نوحه اي که بصورت ضربي و در مايه بيات ترک قابل اجراست را به شما تقديم مي کنم:

اي در صف پيکار سپهدار اباالفضل

سردار اباالفضل

اي بر شه مظلوم وفادار اباالفضل         

سردار اباالفضل

 

بودي تو سپهدار و اميد شه مظلوم        

آن خسرو محروم

دلگرم به شمشير تو انصار اباالفضل       

سردار اباالفضل

 

آن دم که تو را ديد نگون از زبر زين           

گرييد شه دين

با مرگ تو شد معرکه دشوار اباالفضل      

سردار اباالفضل

 

طفلان حرم واله و مجذوب تو بودند           

محبوب تو بودند

بودي همه را پشت و نگهدار اباالفضل       

سردار اباالفضل

 

آن دم که شنيدند تنت غرقه به خون شد    

 از اسب سر نگون شد

فرياد کشيد به يک بار اباالفضل                  

سردار اباالفضل

 

آن دم که جدا گشت دو دست تو زپيکر         

 اي ماه منور

زد دست به سر حيدر کرار اباالفضل              

سردار اباالفضل

 

وقتي شکستند دو دست تو به شمشير         

شد مادر تو پير

باريد زخم اشک به رخسار اباالفضل               

سردار اباالفضل

 

شيباني از اين واقعه جانسوز شد از هوش      

 گرديد سيه پوش

تا روز جزا گشت عزادار اباالفضل                    

سردار اباالفضل

۰۹ اسفند ۱۳۸۲
تصميم

 

از پائولوکوئيلو نويسنده معروف برزيلي کتاب کوچکي که به تعبيري مي توان گفت همه آن پند و اندرز است و اين مجموعه در فارسي با نام اولين مکتوب، ترجمه و منتشر شده است را اخيراً خواندم. مطلبي در حوزه اقتصاد نوشته است که به گمانم در حوزه سياست و اداره حکومت نيز به خوبي مي توان آنرا پياده کرد. متن آن نوشته کوتاه را وب وشت امروزم کرده ام:

 

«هنگامي که براي معرفي کتاب خاطرات يک مُغ به ژاپن سفر کردم؛ از ناشر ژاپني ام، ماسائو ماسودا پرسيدم شما ژاپني ها چطور توانستيد بازارهايي را که پيش از اين قلمرو آمريکايي ها بود، مسخر خود کنيد؟ ماسودا پاسخ داد: بسيار ساده، آمريکايي ها ايده اي دارند، خود را با تحقيقات شان در يک اتاق در بسته حبس مي کنند، تصميمي مي گيرند، و انرژي عظيمي را صرف اين مي کنند که ثابت کنند حق با آنها است. ما نمي خواهيم هيچ چيز را به هيچ کس ثابت کنيم: مي گذاريم هر انساني نيازهاي خود را اعلام کند، و سپس سعي مي کنيم آن نياز را بر طرف کنيم. نتيجه عملي اين شيوه، اين است که اين جا، هرکس چيزي را مي خرد که پيش از اين تقاضايش را داشته است.

مهم است که يک مبارز راه روشنايي، اين استراتژي را در زندگي خود به کار گيرد. هرکس که فقط بخواهد ثابت کند حق با اوست، در گمراهي کامل خواهد ماند.»

۰۸ اسفند ۱۳۸۲
دعوت دشمن به دخالت

 

در خبرها آمدکه يک هيأت آمريکايي از کشورهاي عربي ديدن مي کند و يکي از مواردي که مي خواهد با رهبران آنان بحث کند، مسأله اصلاحات سياسي آن کشورهاست.

مبارک، رئيس جمهور مادام العمر مصر در يک اظهار نظر تند اعلام کرده است که ما به اصلاحات خارج از مرز احتياج نداريم و خود در داخل اصلاحات مي کنيم و علائم سريعي هم نشان داده است. سعود الفيصل وزير خارجه عربستان سعودي نيز در اظهار نظر مشابهي اعلام کرده است که عربستان سعودي نياز به اصلاحات خارجي ندارد. اينکه کشورهايي مثل عربستان و مصر که همواره روابط بسيار خوبي با آمريکا داشته اند چنين بر آشفته اند از دو چيز حکايت دارد: يکي اينکه ظاهراً فشار افکار عمومي جهان، حتي بر دولتمردان آمريکا، آنقدر زياد است که آنها مجبورند بحث اصلاحات سياسي را حتي بر متحدان خود بصورت يک فشار علني طلب کنند. نکته ديگر اينکه معلوم است آمريکا که از آن سوي دنيا در افغانستان و عراق جا پا پيدا کرده است، اين منطقه حساس جهان را نمي خواهد رها کند و براي همه رژيم هاي منطقه برنامه دارد.

با توجه به آنچه در بالا رفت، ما که با انتخابات مردم خود در خرداد 76 تصميم به اصلاحات از داخل داشتيم خطرات فراواني را از سر خود دفع کرديم. يادم هست که در جريان کنفرانس اسلامي در تهران يکي از رهبران معروف کشور هاي اسلامي به آقاي خاتمي گفت که مردم ايرن با اين انتخابات سالم و فراگير خيلي کار مهمي کردند چون نقشه هاي مناطقي که بايد در ايران زده مي شد نيز معين شده بود و وضع شما مي توانست از عراق آن روز بدتر باشد. بعدها آقاي خاتمي اين مطلب را در يک سخنراني علني هم گفت.

من به همين دليل از شيوه هايي که در مقدمات و بعد از آن در خود انتخابات مجلس هفتم اتفاق افتاد که دنيا، و آمريکا اظهار نظر کنند که دستاوردهاي دموکراسي در ايران به عقب بازگشت، خيلي نگران شدم. وقتي براي مصر و عربستان سعودي که دو سه دهه است منافع آمريکا را در منطقه حفاظت مي کنند، چنين برنامه ريزيهايي شده است و رهبران آنها نيز اينگونه ترسيده اند و پرخاش مي کنند، قطعاً براي ايران که 25 سال است صداي مرگ بر آمريکا از آن بلند است طراحي هاي جدي تري دارند.

ما هميشه مي گفتيم که نبايد بهانه به دست دشمن داد و زمينه را براي تجاوز گريهاي او آماده کرد اما لابد کساني که اين بهانه ها را به دشمن دادند، پاسخگو خواهند بود.

امروز هم مهمترين کار آن است که درايت به کار برده شود. به عقيده من مردم در برابر تجاوز خارجي خواهند ايستاد ولي از دعوت از دشمن خارجي استقبال نمي کنند.

۰۷ اسفند ۱۳۸۲
ماه محرم فرا رسيد.
ماه محرم فرا رسیده. مساجد و تکایا و محلات در تهران وشهرستانها به بوی عطر حسینی معطر است. عزاداری ابی عبدالله بزرگترین خصوصیت مشترک مردم ایران است. نه ربطی به سن انها دارد و نه حتی ارتباطی به میزان پایبندی انان به دیگر دستورات دینی دارد. خیلی ها در طول تاریخ سعی کردند که عزاداری امام حسین را برچینند و یا از خود کنند، اما موفق نشدند. امام حسین مال همه مردم باقی ماند و خواهد ماند.
نکته دیگر اینکه: ماه محرم وصفر ماه خطابه و وعظ و سخنرانی است. از سالهای دور افت بزرگ این خطابه ها نوعی تحجر گرایی و واپس اندیشی بود. در نیم قرن اخیر چهره های برجسته ای مثل شهید مطهری و یا مرحوم دکتر شریعتی تلاش فراوانی کردند که این روند را تغییر دهند و ایام عاشورا را متناسب با روح اصلی و اهداف واقعی حادثه کربلا حماسی و شور آفرین نمایند. ثمره مشخص ان در انقلاب اسلامی دیده شد که مردم ایران با الگو گیری از حرکت امام حسین بساط ظلم را برچیدند. خطیبان با شخصیت و باسواد بجای تکیه بر جنبه های صرف سوگواری اهداف حسین را تشریح کردند و مردم را در وعظ و خطابه های خود بیدار و مطلع  نمودند تا نتیجه گرفتند. بزرگترها از منبریهای نامدار و یا خطابه های شریعتی در حسینیه ارشاد خاطرات جالبی دارند.
اما متاسفانه اکنون دوباره شاهد اوج گیری مداحی های غیر واقعی و خطابه های تخدیری فراوانی هستیم که میرود تا همه تلاشهای مصلحان بزرگ دینی مثل مرحوم مطهری نادیده گرفته شود. و خطرناکتر آنکه رسانه ملی در بسیاری از موارد انتقال دهنده همین  نوع خطابه ها و مداحی هاست. چیزی که همه دلسوزان واقعی افکار ابی عبد الله را نگران کرده است.
حسین علیه السلام و مکتب او برای زندگی است. برای عدالت است و برای مبارزه با ظلم. آنجا که زندگی وعدالت نیست، آنجا حسین هم نیست.
باز هم نیاز امروز و همیشه جهان حسینی است که عدالت را برای مردم به ارمغان آورد.

۰۶ اسفند ۱۳۸۲
صندلی شکسته درپخش زنده

شب بعد از انتخابات دوست خوبم غسان بن جدو، نماينده تلويزیون الجزيره قطر از من دعوت کرد، مهمان برنامه گفتگوی آزاد 2 ساعته تلويزون آنان باشم. اول فکر کردم که با وضيعت مقدمات انتخابات، ميزان مشارکت و افرادی که انتخاب شده اند، مصاحبه  را قبول نکنم.  بعد فکر کردم که اتفاقاً بايد حرف زد تحليل کرد و در همين شرايط که جهان آماده شنيدن است توضيحات لازم را در مورد انتخابات داد. محمود شمس الواعظين و محمد صادق حسينی و نيز تعدادی شرکت کننده در مصاحبه بودند. امکانات موجود در استوديوی تلويزیون صدا و سیما که برنامه از آنجا به طور مستقيم پخش می شود خيلی اندک و طبق معمول خراب بود. بعد از کلی تأخير، پخش زنده برنامه آغاز شد. مقدمتاً من صحبت کردم. اين مصاحبه ها در اين روزهای حساس به زبان مادری فارسی هم  خيلی سخت است، تا چه رسد به اينکه به عربی مصاحبه زنده داشته باشيم. بايد خيلی افکارم را جمع کنم تا من که عرب نيستم و عربی را ياد گرفته ام بتوانم معادل عربی حرف سياسی را در اين شرايط سخت، به فارسی پيدا کنم و همزمان در ذهن ترجمه کنم و آنرا ادا نمايم.

بعد از صحبت من، شمس الواعظين داشت صحبت می کرد و من غرق در افکار خودم بودم که يک مرتبه صندلی چوبی که من روی آن نشسته بودم شکست و من پخش زمين استوديو شدم و پاهام در هوا معلق. وآی چه شانسی آوردم دوربين روی من نبود. شمس هم  با مهارت با يک ثانيه تأمل مطلبش را ادامه داد. ولی صدای شکستن صندلی پخش شده بود. وقتی مطلب شمس تمام شد، غسان به بهانه پخش يک آنونس تبليغاتی چند دقيقه برنامه را قطع کرد تا صندلی را عوض کردند.
اگر آن لحظه دوربين روی من بود و بطور مستقيم اين منظره پخش می شد يکی از پر مشتری ترين صحنه های تلويزیون می شد که حتماً در همه دنيا آنرا پخش می کردند. خيلی خنديدن. حالا خدا وکيلی هم اش هم تقصير صندلی نبود، وزن زياد بنده عامل مؤثرتر در شکستن صندلی بی گناه من بود. اين را خودم بگم بهتر از اينکه شما بگين! مگه نه؟

حالا جالب اين بود که موبايل  معروفم را دم در استوديو به اين آقای مجتبی خدمتگزار دوست خوبی که همراه من بود، سپرده بودم. او هم که در اين مدت فهميده بود اين مناظر بدرد من می خورد در آن شلوغی از صندلی شکسته به عنوان آلت جرم با همان موبايل من چند عکس گرفت که امشب دستمایه من شده که اين خاطره را نقل کنم. اگر همان زمانی که پخش زمين شده بودم می توانست عکس بگيرد که معرکه تر بود.

اما عليرغم همه اين حرفها، بازسازی روحيه کردم و دفاع جانانه ای از افکار و عقايد خودم در مورد انتخابات نمودم. ولی باز هم بگم مصاحبه زنده عربی خيلی سخته! خصوصاً بعد از اين سقوط آزاد!

 

۰۵ اسفند ۱۳۸۲
تصحيحيات!

در ايام دهه فجر مطلبی نوشته بودم تحت عنوان زن پادشاه که به نقل از کتاب خاطرات «دخترم فرح» مطالبی را آورده بودم. بعداً ايميل های زيادی دريافت  کردم که حاکی از آن بود که اين کتاب مجعول است. چيزی که من نمی دانستم. از آنجا که علاقمندم نوشته هايم مستند باشد از نقل مطالب مجعول ناراحت شدم. بدين وسيله علاقمند بودم ديدگاهم را به خوانندگان محترم سايتم انتقال دهم.

*****

يکی از نويسندگان سايت گويا در پاسخ به مطلب «وبلاگ نويسی را حزب نکنيم» مطلبی نوشته بودند که حاکی از اين بود که درشرايط فعلی بايد وبلاگها وظيفه اطلاع رسانی را به عهده بگيرند. من برای توجه آن نويسنده محترم و  ديگر خوانندگان اين توضيح را ضروری ميدانم که مطلب من اصلاً به محتوای وبلاگها اشاره نداشت. طبيعی است که وبلاگ نويسها می توانند هرچه دلشان می خواهد بنويسند و از  محيط آزاد اينترنت بهره ببرند. آنچه من با آن مخالفم اين است که تجمعات و تظاهرات و راهپيمائی هايی بنام وبلاگ نويسان راه اندازی شود. با اين کار اولاً وبلاگ نويسان عامل احزاب مختلف می شوند و ثانياً وبلاگ نويسی فارسي دچار اختلال ميگردد و فردا ممکن است از احزاب و گرايشهاي  گوناگون سياسی يارکشی از وبلاگ نويسان برای شرکت در تجمعات، تظاهرات له يا عليه حکومت، احزاب و جمعيت ها دعوت شود. اين کار را همچنان آفت بزرگ وبلاگ نويسی ميدانم نه اينکه نسبت به اطلاع رسانی وبلاگی اعتراض داشته باشم.

*****

شعر معروف هان ای دل عبرت بين خاقانی، قاآني تايپ شده بود از بينندگان عزيز سايت عذر خواهی می کنم و از تذکر دهندگان دلسوز هم تشکر.

*****

اين سياست لامصب بد آفتی است. هرچه می خواهم دراين سايت خودم باشد و بدور از سياست  نمی شود که نمی شود. مثل اينکه اصلاً وادی سياست ليز است و نا خودآگاه سر می خورم به آن وادی. اصلاً شايد خودم چون سياسی هستم، خارج از سياست که می نويسم خودم نيستم. واالله  من که خيلی در مورد اينکه چه چيزی بايد بنويسم گيجم. از اينکه گاهی بعضی روزها هم، بد جوری بی ربط  به حوادث  مهم آن روزها می نويسم هم ناراحت می شوم. شما به بزرگواری خودتون ببخشيد. آی چه افسوسي می خورم  وقتی می بينم برو بچه های وبلاگ نويس چه راحت هرچه دلشان می خواهند می نويسند اما من هزار تا ملاحظه بايد بکنم.

*****

تازشم من که کسی  را مجبور نکردم که سايتم رو بخونن ولی با تمام وجود شرمنده هزاران نفری هستم که هر روز لطف می کنند و مطالب مرا می خوانند. از همه تون ممنونم، چه آنها که با من و نوشته هايم موافقند و چه آنها که مخالفند. مثل هميشه مخلص همه تون هستم.

۰۴ اسفند ۱۳۸۲
بعد از انتخابات

 

چند نکته در اين روزها در حاشيه انتخابات توجهم را جلب کرد. وبلاگ نويسي هم که بداهه نويسي است. همين ها را تصميم گرفتم بنويسم:

 

1- آقاي موسوي لاري، وزير کشور در طول مدت برگزاري انتخابات و روزهاي قبل و بعد از آن، هيچ مصاحبه اي نکرده است. هرکس از اين حرف نزدنش ممکن است چيزي بفهمد. از خودش که وقتي در محافل رسمي و عمومي مي پرسند پاسخ مي دهد که حرفهاي وزارت کشور را در بيانيه ها اعلام مي کنيم. خيلي ها هم گمان مي برند که موسوي لاري در اعتراض به روند انتخابات و تاييد صلاحيت ها و اينکه به دست او بايد اين انتخابات برگزار  شود عکس العمل منفي نشان مي دهد. خيلي ها هم خوشحال خواهند شد که خبر استعفاء او را بشنوند. بخصوص که انتخابات رياست جمهوري هم در پيش است. حالا يکي نيست از من بپرسد که با اين رفاقتي که با موسوي لاري دارم، چرا از خودش نمي پرسم. از شما چه پنهان پرسيدم، فهميد که براي سايت مي خواهم، همين جوابهاي عمومي را داد.

2- وقتي در مجلس مطرح شد اولين فردي که استعفاء خود را مي دهد، خانم حقيقت جو است، شوخي شيريني در مجلس متداول شد. مي گفتند باز هم خانم حقيقت جو از همه «مرد» تر است. حتماً خانم ها از اين اظهار نظر راضي نيستند. حق هم دارند. حالا يک خانمي کار مهمي کرده بايد بگويند «مرد» تر بوده؟ قبل از اعلام استعفاي خانم حقيقت جو، درگيري پيش آمد. آقاي شيخ قدرت عليخاني چيزي شبيه اينکه در اعلام استعفاها، اگر چنين و چنان حرف بزنيد، با من طرف هستيد و ... را گفت. چند تا از خانمهاي مجلس با مردانگي کامل، واي ببخشيد مثل چند تا شير زن آمدند جلو و گفتند که ما از حقيقت جو دفاع مي کنيم. حالا از حق نگذريم، حقيقت جو کار «مردانه اي» کرد! بالاخره قلم دست مرد است!

3- تعبير دکتر حداد عادل که قرار است ايران ژاپن اسلامي شود، اين روزها خيلي جلب توجه کرده است. بخصوص سياست هاي کلي نظام که دولت تعيين مي کند و به مقام رهبري ارائه مي کند و ايشان تائيد مي فرمايند و برنامه پنج ساله چهارم هم که آماده شده و بر اساس سياستهاي کلي تهيه شده است. متأسفانه  در هيچ کدام از آنها بحث ژاپن اسلامي شدن ادعا نشده و از اينکه فقط مشکل اين کشور براي اينکه ژاپن شود مجلس ششم بود، و حالا که با اين وضع انتخابات، آنها حذف شده اند، قرار است ايران ژاپن اسلامي شود، خيلي خوشحالم و اميدوارم زودتر و سريعتر ايران ژاپن اسلامي شود. ضمناً اگر از اول قرار بود ايران ژاپن اسلامي شودکه راهش اين نبود که ما تا حالا انجام مي داديم! انشاءالله از حالا قرار است تغييرات اساسي به وجود آيد. جمع شدن بين کلمه ژاپن و اسلامي هم چه مفهومي دارد، براي من روشن نيست، حتماً با احاطه اي که آقاي حداد عادل بر مسائل فلسفي دارند توضيح بيشتري خواهند داد.

حتماً در آينده دوستان جديد مجلس شوراي اسلامي که در همين جا براي آنان آرزوي توفيق دارم برنامه ريزي کامل براي ژاپن اسلامي شدن ايران انجام داده اند. منتظريم و منتظر مي مانيم.

۰۳ اسفند ۱۳۸۲
محافل دوستانه سياسيون

 

محافل دوستانه سياسيون هميشه براي من لذت بخش تر از جلسات رسمي بوده است. در اين محافل چهره افراد کاملاً متفاوت از شخصيت هاي رسمي آنهاست. اصراري که من هميشه داشته ام اين بوده که اين فاصله ها بايدکم شود. خيلي از دوستان همکارم را هم قانع کرده ام.

مثلاً همين مصطفي تاجزاده خودمان که دوستي پانزده ساله با هم داريم. وقتي آدم مصاحبه هايش را مي خواند، هم استفاده مي کند و هم از جديت و شجاعت وي لذت مي برد. واقعاً هم آدم پاک و شجاعي است.تدين و زندگي شخصي او و رعايت ساده زيستي اش (که اين روزها ديگر تقريباً همه مسئولان بي خيالش شده اند) زبانزد همه، حتي مخالفانش است. اما عليرغم اين ظاهر جدي و اخمويش، هميشه دوستان براي صداي خنده اش دلتنگ مي شوند!

امسال ماه رمضان يک شب دوستان قديمي آقاي خاتمي که از زمان ارشاد با ايشان دوست بوديم، افطار مهمان رئيس جمهور بوديم. ستونهاي محل برگزاري افطار باعث مي شد که نتوانيم همه همديگر را ببينيم. همه مي پرسيدند مصطفي کجاست؟ هر کسي حدس مي زد يک جايي باشد. آخر هم معلوم شد به جلسه دانشجويان رفته است.

اما مهم اين بود که همه چون در جلسه صداي خنده مخصوص و بلند مصطفي تاجزاده را نمي شنيدند تعيين کرده بودند که مصطفي نيست.

اصلاً باور مي کنيد که تاجزاده جدي و شجاع اين گونه باشد؟ شايد فرق محافل دوستانه سياسي همين باشد. من پيشنهاد مي کنم که همه ما سياسيون محفل رسمي و غير رسمي مان را به هم نزديک کنيم.

۰۲ اسفند ۱۳۸۲
پيروزي شعارهاي اصلاحات در اول اسفند

بالاخره انتخابات مجلس هفتم در ايران برگزار شد. ضمن آرزوي توفيق براي کساني که رأي آورده اند، علاقمندم به نکاتي در مورد انتخابات اشاره کنم:

1- اين مطلب که در اين انتخابات، شعار همه گروهها شعارهايي مدني و اصلاح طلبانه بود نشانه از نهادينه شدن اصلاحات در کشور است. هيأت مؤتلفه در خيابانهاي تهران شعار ايران آزاد، آباد، شاد نوشته بود و ديگر شادي گناه نبود! مجموعه جناحهايي که در مقابل اصلاحات شناخته مي شدند، عناوين احزاب و گروههاي خود را کنار گذاشتند و زير عنوان مدني ائتلاف آبادگران در انتخابات شرکت کردند و بار ديگر نام پر اعتلاي ايران محور همه تبليغات شد. صدا و سيما در اين تبليغات بي سابقه، حتي از پخش اشعاري مثل يار دبستاني من و گزارش از اصل انتخابات با همان روايت و تصاوير سال 57 فروگذار نکرد. کانديداهاي آنان صحبت از آزادي ماهواره راندند و در سياست خارجي بر تنش زدايي و حتي به طور ضمني از رابطه با آمريکا سخن گفتند و جوانان را به آزادي بيشتر وعده دادند، ما بايد از همه اينها استقبال کنيم.

جمعه شب در تلويزيون العربيه يکي از سران ائتلاف آبادگران در مناظره اي شرکت کرده بود، مجري چند بار از ايشان به عنوان نماينده  جناح محافظه کار ايران ياد کرد اما وي به شدت آنرا تکذيب کرد و اعلام نمود که ما جزء جناح محافظه کار نيستيم، ما براي آبادي ايران تلاش مي کنيم. اين رفتارها و اين تبري جستن از محافظه کاران به معناي نهادينه شدن اصلاحات است و موفقيت اصلاحات که هيچکس جز شعار اصلاح طلبي در اين انتخابات نداد.

2- انتظار مي رود که از اين مجموعه ها کساني که انتخاب مي شوند تلاش نمايند در عمل به تحقق اين شعارها اقدام نمايند و محور کار در روند آينده جدا از اين شعارها نباشد که اگر چنين نکنند خیانت است جدي به مردم خوبي که به پاي صندوقهاي رأي آمدند و آنها را برگزيدند.

3-  با توجه به اينکه بر اساس آمار اوليه وزارت کشور حداکثر 29% در تهران و حدود 50% در سراسر کشور در انتخابات شرکت کرده اند و اين بر اساس دعوت رهبري، رئيس جمهور و بخشي از جريان اصلاح طلب و تبليغات وسيع تلويزيوني بوده است، بايد نسبت به عدم حضور 70% تهراني ها و 50% مردم در سراسر کشور برنامه ريزي صورت بگيرد که همواره جذب افراد به زير خيمه انقلاب و نظام افزون شود. اين روند نزولي  که در انتخابات مجلس ششم در کل کشور67% مردم و در تهران 58% شرکت کرده بودند، براي کشور مفيد نيست و مي تواند زمينه مشکلات باشد. اين از آسيب هاي سياسي کشور است که به اعتقاد من روش غير مقبولي که شوراي نگهبان در اين انتخابات برگزيد و حوزه هاي زيادي را غير رقابتي گذاشت تا اينکه حتي رئيس جمهور دعوت به حضور در انتخابات را با بث الشکواي عين القضات آغاز کرد، در اين روند نامناسب براي انتخابات مؤثر بود.

4- به طور سربسته علاقمندم به اين نکته اشاره کنم که شايد با توجه به آنچه که در اول اسفند پيش آمد، بيش از هميشه روشهاي خاتمي قابل دفاع باشد. توجه به واقعيتهاي جامعه فعلي ايران، که همواره مورد توجه خاتمي بوده و جريانات افراطي همواره وي را مورد تندترين و غير منصفانه ترين نقد ها قرار مي دادند، ناشي از بي توجهي آنان به واقعيت هاي کشور است. واقعيت هايي که در مجموع دوماه گذشته بر ايران گذشت!

از طولاني شدن مطالب امروز عذر مي خواهم.

 

۰۱ اسفند ۱۳۸۲
کليساهاي مجازي

 

در شماره 5 مجله اخبار اديان که من مدير مسؤل آن هستم و سرکار خانم موسوي نژاد، همسر بنده هم سردبير آن، گزارشي خواندني از کليساهاي مجازي توسط سرکار خانم مژگان اينانلو تهيه شده بود که آنرا در اينجا برايتان مي آورم:

 

« در اوايل سال 2001، کليساي ملي استراليا در راستاي جذب بيشتر مردم براي حضور در مراکز و محافل مذهبي، از ابزار نوظهوري به نام اينترنت بهره برد و افرادي که روزهاي يکشنبه براي شرکت در مراسم کليسا مي رفتند مي توانستند ساعاتي از اينترنت به طور رايگان استفاده کنند. چندي بعد مهندسان و طراحان اينترنتي در کليساهاي پروتستان آمريکا، اقدام به راه اندازي سايتهايي کردند که در آن به شکل هم زمان افراد مي توانستند با استفاده از اينترنت در دعاهاي روز يکشنبه کليسا شرکت کنند بدون آنکه نياز به طي کردن مسافت و حضور در کليسا را داشته باشند.

اين مسأله در موارد بسياري مورد انتقاد اسقف ها و کشيشاني قرار گرفت که معتقد بودند اينترنت مردم را از کليساها دور کرده است.

رويتر با چاپ گزارش مفصلي در تاريخ 28 دسامبر 2001 اعلام کرد که از هر 4 مراجعه کننده امريکايي، يک نفر براي مقاصد ديني به اينترنت رجوع مي کند.

در اين گزارش همچنان ذکر شده که 69 درصد از اين افراد در صدد يافتن منابع مطالعاتي ديني و تحقيق درباره اديان مختلف هستند و تنها 21 درصد در جستجوي متون مقدس ديني و شرکت در اعمال و نيايش هاي آن هستند و مابقي نيز براي امور متفرقه به اين سايتها مراجعه مي کنند.

در گزارش ديگري که در اواخر همان سال توسط مرکز مطالعاتي و تحقيقاتي پيواينترنت به چاپ رسيد، شمار مراجعه کنندگان امور مذهبي بين دو تا سه ميليون نفر در سال تخمين زده شد.

اسقف کن کِلسي، به عنوان يکي از نخستين کشيشان اينترنتي در مصاحبه اي با آسوشيتدپرس در اوايل سال 2003 گفت: کليساي اينترنتي جامعه اي جديد و به عبارتي خلق سرزميني جديد است. ما در کليساي اينترنتي تمام کارهاي جامعه ديني را انجام مي دهيم. به طور مثال عبادتهاي روزانه، خواندن کتاب مقدس، حضور کشيش براي گفت و گو و تسکين و حتي ثبت اعترافات گناهکاران در اين جامعه الکترونيکي تحقق يافته است.

ربکا سامرز، مسئول مرکز شوراي کاتوليکي کانزاس سيتي نيز چند ماه بعد خبر از راه اندازي جامعه اينترنتي اديان داد و گفت که آنها بودجه قابل توجهي براي اين جامعه که به گسترش تعاليم مسيح و حفظ مسيحيان در جهان کمک خواهد کرد، اختصاص داده اند.

براندا براشر که از محققان و مؤلفان گروه تحقيقاتي بارنا است، با انتشار کتابي با عنوان  Give Me that Online Religion با تأکيد بر ضرورت اجتناب نا پذير توسعه جوامع ديني در اينترنت، خبر داد که بيش از نيم ميليون وب سايت ديني روي اينترنت فعال است که اين تعداد هر روز رو به افزايش است. اين مسأله به فرقه هاي ديگري از مسيحيت و همچنين اديان ديگر بويژه بوديسم سرايت کرد و آنها نيز اقدام به راه اندازي چنين مراکزي کردند. اکنون در جهان مسيحيت کليساهاي مجازي وجود دارد که به شکلي گسترده و با مراجعان بسيار، نه تنها تمامي ويژگي هاي يک کليساي واقعي را دارند، بلکه فعاليت و ارائه خدمات آنها از تنوع بيشتري برخوردار است.

دسترسي شبانه روزي به کشيش هايي که ساعتها با مراجعين چت مي کنند. موسيقي هاي مذهبي که در تمام ساعات قابل شنيدن است، استفاده از کتابخانه ها و مقالات و تحقيقات آکادميک  و علمي و همچنين شرکت در دعاهاي دسته جمعي و خواندن کتاب مقدس از جمله متداول ترين امور کليساهاي اينترنتي است. بزرگترين مشکلي که کليساهاي اينترنتي با آن مواجهند تماس افراد بسيار با زبان ها و فرهنگ هاي متفاوت و مليتهاي گوناگون است.

مشکل ديگر کليساهاي اينترنتي انتقاد شديد سنت گرايان است که همچنان معتقدند اينترنت عامل جدايي مؤمنان مسيحي از کليسا و قطع رابطه آنها با سازمان کشيشان است.

کن کِلسي در پاسخ اين انتقادات مي گويد ما بايد تصميم بگيريم يا رابطه را براي هميشه قطع کنيم و هر روز شاهد کاهش مؤمنان باشيم يا بپذيريم اين رابطه وجود داشته باشد حتي به شکل مجازي. »

8   4       ۱    ۲    ۳      3 7
© Copyright 2003-2020, Webneveshteha.com. All rights reserved.