۲۹ اسفند ۱۳۸۴
سال نو

 

یا مقلب القلوب و الابصار

یا مدبر اللیل و النهار

یا محول الحول و الاحوال

حول حالنا الی احسن الحال

 

امشب در سالروز اربعین حسینی، سال جدید آغاز می شود.

امیدوارم سالی پر از شادی، نشاط، سربلندی و واقع بینی برای همه ی ایرانیان باشد.  

 

 

۲۸ اسفند ۱۳۸۴
سالروز ملی شدن صنعت نفت

 

در آخرین روز سال شمسی و در سالروز ملی شدن صنعت نفت، معمولا یاد سیاستمدار همیشه محبوب ایرانی، دکتر مصدق گرامی داشته می شود. مصدق واقعا نیاز ملت آسیب دیده ی دوران خودش بود و ملی کردن صنعت نفت، نوعی گسستن وابستگی و چشیدن طعم استقلال برای ملت تحقیر کشیده ی آن زمان بود. قدرتهای استعماری آن روز با استفاده از حس نخوت و حسادت شاه تلاش کردند تا از شخصیت مصدق انتقام بگیرند ولی تاثیر معکوس داشت. پس از انقلاب هم تلاشهایی برای تخریب مصدق و تحریف تاریخ صورت پذیرفت که آنان نیز نتوانست مصدق را در نظر مردم ایران کم ارزش کند.

دلیلش اینکه: خیلی از همان ها که مصدق را مورد حمله قرار می دادند و بی مهری به وی می کردند برای اثبات آنکه انرژی هسته ای حق مسلم ماست تازه فهمیده اند که کار ملی شدن صنعت نفت و قهرمان آن، دکتر مصدق آدم بزرگی بوده و می گویند که مسئله ی هسته ای مثل ماجرای ملی شدن نفت است. حداقل فایده ی این تشبیه این است که مخالفان سنتی مصدق هم فهمیده اند که ماجرای ملی شدن صنعت نفت یک  افتخار همیشگی تاریخ ایران است.

 

۲۷ اسفند ۱۳۸۴
آقای دری نجف آبادی

 

با جمعی از دولتی های سابق نشسته بودیم، داشتیم آمار کابینه اول آقای خاتمی را می گرفتیم. دیدیم هیچ کدامشان پست مهمی ندارند. تنها در میان وزرا، آقای دری نجف آبادی همچنان در مقامات بالای حکومت، دادستان کل کشور است. وزیر اطلاعات آقای خاتمی، که در دوران ایشان قتل های زنجیره ای صورت گرفت و به این دلیل از دولت رفت!

همین جوری!

 

۲۶ اسفند ۱۳۸۴
رابطه شاعران و قدرتمندان

 

آورده اند:

هیچ کس به شعردوستی و شاعر پروری شاهان نمی تواند ایرادی داشته باشد. دست بخشنده ی آنها مایه ی رونق زبان و ادب فارسی است. ولی در نهایت برد با آنهاست که با مدایح شاعر آوازه و شهرتشان به آفاق می رود و اسمشان برای همیشه در جهان ماندگار می شود. اگر سعدی نبود، امروز نام اتابک ابو بکر بن سعد زنگی زیر خروارها خاک گذشت زمان دفن شده بود و کسی به یادش نمی آورد. شیخ اجل درباره ی برد آنها و غبن هنرمند آن می گوید.

صد گنج شایگان به بهای جوی هنر

منت بر آنکه می دهد و حیف بر منست

 

۲۵ اسفند ۱۳۸۴
یعنی ممکن است گنجی آزاد نشود؟

 

آیا می توان باور داشت که گنجی این بار نه به عنوان یک زندانی، که به عنوان یک گروگان دوباره در زندان بماند؟ گاهی بعضی حوادث را با هر امکان عقلانی که مورد توجه قرار می دهیم، دلیلی برای آن نمی یابیم.

امروز کسی شک ندارد شرایط کشور ما بسیار شکننده است. چالش هسته ای ما را در برابر همه ی قدرت های اصلی دنیا قرار داده است. سیاست رسمی کشور هم مقاومت در برابر قدرتهای جهانی است. پرونده ی ایران در دستان اعضای شورای امنیت دست به دست می شود. از سوی دیگر ادعای طرفداری از آزادی و اخلاق و سیره ی علوی هم که از همه جا در ایران بلند است. عقل و اخلاق و دین می گویند که با یک نویسنده ی متفاوت اندیش که جز قلم و سخن سلاح دیگری نداشته، چنین کینه توزانه رفتار نشود. هنوز هم باور نیست که گنجی را حتی پس از پایان دوران محکومیتش آزاد نکنند؛ اما از آنجا که انجام خیلی چیزها در این سالها را باور نمی کردیم و انجام شد، جای نگرانی هست.

باز هم اگر حتی هیچیک از ملاحظات فوق الاشاره نبود، عقل سیاسی هم اقتضا می کرد که گنجی را از سوژه ی دائمی برای آنها که دشمن خوانده می شوند و رسانه هایی که مزدور و بیگانه نامگذاری می شوند، بیرون بیاورند. دیدگاههای گنجی در صورتی که آزاد باشد، مثل خیلی از نظرات دیگر است و هرگز بازتابی چنین در دنیا و در داخل ندارد. حتی خیلی ها که با بعضی دیدگاههای او مخالفند و به احترام رنجی که متحمل شده، نامردی می دانند علیه یک زندانی بنویسند نیز می توانند نظرات او را نقد کنند. لا اقل ای کاش در بین تصمیم گیران جمعی از عاقلان باشند که به این دلیل او را آزاد کنند تا بعد از این همه سختی و رنج در ایام عید نوروز، همسر و فرزندان گنجی نیز گرمی حضور سرپرست خانواده را حس کنند.

از روزی که یکی از سایت های جناح راست خبرسازی کرد که عده ای می خواهند برنامه های گسترده ای در روز آزادی گنجی سامان دهند و بلافاصله بعد از این خبرسازی دروغین خبر داد که فعلا آزادی گنجی منتفی است، سخت دلشوره گرفته ام. به هر کس دستم رسیده گفته ام؛ اما آنها که من دستم به دامنشان می رسد، خود دست در بدن ندارند که بتوانند کاری کنند.

باز هم خدا کند که این خبر از اصل دروغ باشد و گنجی به خانواده اش برگردد. تنها کاری که از دست ما بر می آید همین امیدواری هاست. فعلا که انرژی هسته ای حق مسلم ماست، فرصتی برای طرح سایر حقوق در رسانه های رسمی باقی نمانده است.

 

۲۴ اسفند ۱۳۸۴
مراسم مدنی صدمین روز شهادت خبرنگاران

 

دیروز مراسم صدمین روز شهادت خبرنگاران بود.

از وقتی هواپیمای نظامی حامل خبرنگاران در ۱۰۰ روز پیش سقوط کرد، خبرنگاران دوست داشتند یک مجلس اختصاصی برای همکارانشان برگزار نمایند؛ اما همیشه بزرگان پیش قدم بودند  و مراسم رسمی برگزار می شد. در چهلم آنان نیز نوبت به خبرنگاران نرسید. تا این که تصمیم گرفتند صدمین روز را خود خبرنگاران برگزار نمایند.

در این مدت برای پیدا کردن مقصر تلاش های متفاوتی شد. همسر یکی از آنان چند بار تماس گرفته بود که خیلی زیر فشار هستند که در مورد این مسأله و پیگیری آن نباید سخنی بگویند. می خواست این مطلب را به آقای خاتمی انتقال دهد. دیروز هم در مراسم، افشاری، خبرنگار پر تلاش خبرگزاری فارس اعلام کرد که قرار بود فیلم مستندی از دلائل سقوط با صدای خلبان و صداهای داخل هواپیما به نمایش بگذارندکه بعضی از مقامات تماس گرفته اند که نباید آن را نمایش دهند و نمایش ندادند.

وقتی به مراسم رسیدم آقای شمخانی، وزیر سابق دفاع در حال سخنرانی بود. آقای خاتمی هم آمده بود. از حضور مقامات رسمی هم خبری نبود؛ خود خبرنگاران بودند و خانواده ی شهدای عرصه ی خبر. آقای خاتمی سخنرانی کوتاهی کرد ولی خیلی تند نسبت به این فاجعه و قصد و تقصیرها حرف زد. آقای طلائی نیک، نماینده ی مجلس و عضو یا سرپرست گروه پیگیری کننده ی ماجرا از سوی مجلس هم در جلسه بود. پرسیدم خلاصه ی تحقیقات چه بود؟ می گفت هواپیمایی و نظامی ها هر کدام به سهم خود تقصیرهایی داشتند، ضمن آنکه فرسودگی و نبود قطعات هم تأثیر بسزایی داشته است.

بخش تلخ ماجرا، شهادت این همه نیروی کارآمد بود. حالا مقصر هر که باشد، چه فرقی می کند، آن هم در جائی مثل کشور ما که معمولا این پیگیری ها هیچ وقت به نتیجه ی درستی نمی رسد که بتواند در آینده جلوی تکرار آن را بگیرد؛ همچنانکه بعد از مدت کوتاهی هواپیمای سردار شهید کاظمی سقوط کرد.

وقتی در کلیپ کوتاهی تصاویر شهدا را پخش می کردند، صدای گریه ی بلند خانواده و فرزندان کوچک خبرنگاران همه را به گریه انداخت. اواخر جلسه عبدالله رمضان زاده، سخنگوی دولت سابق و حضرتی، مدیر مسئول دوست داشتنی روزنامه ی اعتماد را دیدم. در مسیر خروج از سالن هم به آقای کروبی برخورد کردم؛ به احترام ایشان دوباره به جلسه برگشتم. البته آقای چمران هم به عنوان رئیس شورای شهر آمده بود؛ از ایشان پرسیدم که شهر امن و امان است؟ گفت نه، انفجار و آتش سوزی است.

مرگ واقعا تلخ است. خدا به خانواده های این شهیدان صبر دهد. این که خبرنگاران خود دست به کار این بزرگداشت بودند نیز تفاوت اصلی جلسه ی دیروز با جلسات رسمی بود. شاید به دلیل اینکه این بر و بچز خبرنگار پرروئی کرده بودند و مراسم غیر رسمی و مدنی برگزار کرده بودند. حتی وزیر ارشاد و رؤسای صدا و سیما و خبرگزاریهای ایسنا و جمهوری اسلامی و روزنامه هایی که خبرنگارانشان در این حادثه شهید شده بودند در جلسه شرکت نکردند... در کار گلاب و گل رسم ازلی این بوده است که شهادت نصیب خبرنگاران شود و رؤسا شاهدان بازاری باشند که تنها در مراسم رسمی شرکت می کنند.

 

۲۳ اسفند ۱۳۸۴
به سنت های چهارشنبه سوری باز گردیم

 

امشب چهارشنبه سوری است. رسم دیرینی که ایرانیان در طول سال ها با آتش بازی و رسومی مثل قاشق زنی و پریدن از روی آتش آن را حفظ کرده اند. چند سالی است که بر این سنت های لطیف ایرانی، انفجار و نارنجک و مواد محترقه هم اضافه شده و آنقدر فراگیر، که لطافت و صمیمیت این سنت تاریخی را تحت الشعاع قرار داده است.

ااین سالها شب چهارشنبه سوری تقریبا از یک ماه قبل آغاز می شود و می رود تا کم کم سنت دیرین ایرانی در هیاهوی انفجار ها از بین برود، مخالفت های بی دلیلی که برگزاری این مراسم را در هر شکل منع می کنند،  بهانه ی افراط در انفجارها است.

بخشی هم از پاسداشت سنت ها منوط به این است که نگذاریم در اثر هیجانات متفاوت اصالت تاریخی آن از بین برود. در حقیقت دو خطر چهار شنبه سوری را تهدید می کند یکی خطرات جانی در اثر انفجار و یکی خطر از بین رفتن این سنت تاریخی.

امشب بر اساس این سنت، شب گرفتن سرخی ها به عنوان سمبل نشاط و شادی است و شب وانهادن زردی های سستی و غم.

هموطنان به این سنت ها اهمیت می دهند. کاش ایرانیان خارج از کشور هم که معمولاً در مناسبت مراسم ایرانی مشکل بیشتری دارند نیز بتوانند حافظ این سنت ها باشند.

 

۲۲ اسفند ۱۳۸۴
جامعه شناسی ایرانیان از نگاه متفاوت

 

معمولا ما عادت داریم که از خوبی ها های تاریخمان یاد می کنیم. اخیرا و با تأخیر کتاب جامعه شناسی خودمانی، نوشته ی حسن نراقی را خواندم. این کتاب با بی پروایی خاصی نکات منفی تاریخی ما ایرانیان را لیست کرده است. عناوین این نکات این هاست: با تاریخ بیگانه ایم، حقیقت گریزی و پنهان کاری، ظاهر سازی، قهرمان پروری و استبداد زدگی، بی برنامگی، ریاکاری و فرصت طلبی، احساساتی بودن و شعار زدگی، ایرانیان و توهم دائمی توطئه، مسئولیت ناپذیری، قانون گریزی و میل به تجاوز، توقع و نارضایی دائم، حسادت و حسدورزی، صداقت، همه چیز دانی ما و نمونه های دیگری از خلقیات ما ایرانیان.

آقای نراقی، در هر فصلی، کلی موارد تاریخی را ذکر کرده است که فکر می کنم برای ما ایرانیان ضروری است، خودمان گاهی نگاه نقادانه به خودمان و تاریخ مان داشته باشیم. این کتاب تا کنون بیش از ۱۳ چاپ داشته است. شاید راه حلی در این کتاب نباشد و همین مسأله خواننده را به یک یأس جدی و تاریخی برای اصلاحات می کشاند. اما دانستن عیب هایمان مقدمه اولیه برای اصلاح است. ضمن آن که معتقدم تغییرات زیادی در این رفتارها در شرف وقوع است. نکته ی مهم دیگری که در این کتاب مرتب به آن اشاره رفته اینکه: دولتی ها هم همیشه از همین مردم بوده اند؛ با همان عقایدی که این سوی میز هستند، در آن سوی میز ریاست هم با همین عقاید می روند و مشکل دولت، ملت را این گونه حل می کند و همه را به یک اندازه مقصر می داند.

اگر حاضریم خود را مخاطب این کتاب بدانیم و خود را استثنا ندانیم، خواندن این کتاب مفید است. کتاب را انتشارات اختران منتشر کرده است.

 

۲۱ اسفند ۱۳۸۴
دست نوشته های من در روز ترور حجاریان

 

يكشنبه ۲۲/اسفند/۷۸

صبح در منزل بودم كه ابراهيم اصغرزاده زنگ زد و خبري تكان‌دهنده داد: سعيد حجاريان را ترور كردند. بدون فوت وقت به بيمارستان سينا رفتم. دكتر ظفرقندي و دكتر شكوري‌راد آنجا بودند. حال سعيد خيلي بد بود. گلوله‌اي به صورتش خورده و رگ خون‌رساني به مغز را آسيب زده؛ نفس هم نمي‌كشد. همه آمده بودند. فضاي سنگين و تلخي حاكم بود. ترتيبي داديم كه خبرنگاران از پزشك معالجش وضعيت او را بپرسند. دکتر ظفرقندی هم میگوید من نمیتوانم اطمینان بدهم. دكتر قاجار هم از آمريكا زنگ زد كه حاضر است سريعاً بيايد و در درمان سعيد مشاركت كند. با آقاي خاتمي تماس گرفتم. در سفر یزد و در راه ميبد بود. خبر را به ایشان دادم. خیلی متاثر شد. از ايشان خواستم كه در سخنراني ميبد حتماً موضع‌گيري كند تا در خبرهاي ظهر موضع‌گيري ايشان را منعكس كنيم. اين كار را كرد و خيلي هم به موقع بود چون در اخبار ظهر فقط مو‌ضع‌گيري ايشان را داشتيم. بعدازظهر مجدداً به بيمارستان رفتم. خبرنگاران هجوم آوردند. اظهار تأسف كردم. بعد شنيدم كه الحمدلله حال سعيد بهتر شده است. محسن ميردامادي را ديدم. مي‌گفت «ديروز به روزنامه ما زنگ زدند كه فردا منتظر خبر مهمي باشيد.» موسوي لاري هم خبر داد كه در هنگام ترور،................. خانمم هم به موبايل زنگ زد و گريه‌كنان گفت «به آقاي خاتمي بگوييد در مورد آقاي حجاريان همان‌طور حرف بزند كه امام درباره مطهري حرف زد... اينها هدفشان كشتن خود خاتمي است»؛ بعد هم به من توصيه كرد مراقب خودم باشم. حالا كه موفق نشده‌اند سعيد را شهيد كنند نگرانيم كه بريزند و در بيمارستان او را دوباره بزنند. با مسئولان امنيت تماس گرفتم و گفتم مراقب باشند. در اين شرايط بايد مراقب خيلي كسان ديگر هم باشند. ترور كساني مثل گنجي، عليرضا نوري، رضا خاتمي و حتي مصباح يزدي و حسين شريعتمداري مي‌تواند خيلي معادلات را بر هم بزند. در شرايط فعلي چرا بايد يك تيم ۱۹ نفره از.....که هیچکاره است، حفاظت كند و اینها محافظ نداشته باشند؟ با روحانيون مبارز هم تماس گرفتم كه بيانيه بدهند. وزارت كشور و وزارت خارجه هم بيانيه داده‌اند. در وزارت اطلاعات هم ستادي تشكيل شده است. از طرف ديگر، منافقين هم اعلام كرده‌اند كه كار ما نبوده است. ساعت ۱۰ و نیم صبح به اتفاق موسوي لاري، نبوي، تاج‌زاده، امين‌زاده و خانيكي جلسه‌اي در دفتر من تشكيل شد. دوستان معتقد بودند كه سبك كار (انتخاب سوژه و عملكرد آماتوري) نشان مي‌دهد كه اين ترور كار منافقين نبوده؛ احتمالاً فضاي اجتماعي سريعاً به اين سمت خواهد رفت كه جناح مقابل كارگردان ماجرا بوده؛ زمان حادثه (بعد از شكست جناح راست در انتخابات) و شخض ترور شده (تئوريسين جناح چپ) مؤيد اين فرضيه‌اند. اگر اين فرضيه درست باشد زمينه‌ها و اهداف مختلفي دارد: ۱. اين عمل محصول خشم و نفرت ناشي از شكست است. ۲. تلاش مي‌شود فضاي كشور از فضاي سياسي به فضاي امنيتي منتقل شود. ۳. ممكن است هدف اصلي ابطال انتخابات باشد. به لحاظ تبليغاتي بايد تلاش كنيم كه همه اين كار را محكوم كنند. قرار شد من يا موسوي لاري ............................. بايد اين كار آنقدر تقبيح شود كه كسي جرأت تكرار آن را پيدا نكند. با روزنامه‌هاي دوم خردادي هم صحبت شود كه روي موضوع با برنامه كار كنند. به لحاظ امنيتي هم برای جلوگیری از تكرار و گسترش اين قبيل اقدامات قرار شد هر چه سريع‌تر شوراي امنيت و شوراي تأمين استان جلسه تشكيل دهند. نبوي تأكيد داشت كه اگر سعيد شهيد شد، مثل ناصرالدين شاه فعلاً او را زنده اعلام كنيم تا بتوانيم اوضاع را به كنترل در آوريم و تصميم بگيريم. در مورد آقاي خاتمي هم انتظار عمومي اين بود كه سفرش را ناتمام بگذارد و به تهران برگردد؛ هم به خاطر شخص سعيد، هم به خاطر اهميت موضوع. حالا هم پيشنهاد مي‌شود رئيس جمهور مستقيماً از فرودگاه به عيادت حجاريان بيايد.

 

۲۰ اسفند ۱۳۸۴
آیات هسته ای

 

دیروز خطیب جمعه ی تهران در مورد بخش های مختلف مسأله ی هسته ای، چه آن قسمت که حق مسلم ماست و چه در مورد مذاکرات، آیه و حدیث خواند. انگاری زیر نظر خود خداوند مذاکرات مربوط این پرونده در حال انجام است.

استفاده ی ابزاری از مقدسات، بیش از هر چیزی توهین به خود مقدسات است و باعث بی اثر شدن قدرت واقعی مقدسات است.

 

8 4        ۱   ۲    ۳       3  7
© Copyright 2003-2017, Webneveshteha.com. All rights reserved.