۲۵ اسفند ۱۳۹۲
مطبوعات ونقش ملی آنان
بعد از سخنان مهم و قابل توجه دکتر روحانی در اختتامیه جشنواره مطبوعات، از دو سوی جریانات سیاسی داخلی دو برخورد کاملا متفاوت با آن صورت گرفت. حامیان دولت از آن به عنوان سخنان راهگشا و تعیین کننده یادکردند و به تمجید از مواضع رسیس جمهور پرداختند. منتقدان دولت هم یا از موضع عقیدتی به دفاع از بسته شدن روزنامه هایی که در طول این ۶ ماهه تعطیل شده، پرداختند و یا تلاش کردند که اثبات کند که دولت روحانی انتقاد پذیر نیست و این سخنان در جهت بسته شدن راه انتقاد مخالفان بوده است. و نهایتا این سخنان هم در چرخه اختلافات سیاسی و جناحی خنثی شد. این در حالی است که می شد از این سخنان، دو سوی جریانات سیاسی و روزنامه های حامی و مخالف دولت بهره زیادی برای احیای امید و شادابی استفاده کنند. تکیه روی مشترکات متاسفانه رسمی است که فراموش شده است. سخنان دکتر روحانی چند بعد مهم دیگر هم داشت که کمتر مورد توجه قرار گرفت: ‪۱‬- مساله تلاش رسانه برای حل مشکلات کشور که مورد تاکید دکتر روحانی بود، در این هیاهوی جناحی کاملا فراموش شد. کشور کارهای بزرگی برای تحقق حماسه سیاسی و اقتصادی دارد. این کارها بدون همدلی مردم امکان پذیر نیست. . همدلی مردم وقتی شکل می گیرد که رسانه ها بتوانند در امور کلی کشور، به دور از نقطه نطرات جناحی محتوای آن خواست ها و نیاز ها را به مردم منتقل کنند. گمان نمیکنم کسی در سامان دادن به مساله یارانه و یا حفظ عزت ملی و یا حل مشکلات اقتصادی از مسیر سیاست خارجی و یا مبارزه با فقر و فساد و فحشا و اعتیاد و طلاق و دفاع از ارزشهای دینی و ملی تردید داشته باشد. این رسالت رسانه هاست که در کنار مواضع سیاسی وجناحی بتوانند دولت و نظام را یاری دهند که در این امور توفیق یابد. اما با اینکه به اعتقاد من روح سخنان دکتر روحانی این بود که در مسایل ملی رسانه ها به کمک کشورشان بیایند، کمتر مورد توجه قرار گرفت. ۲-تعطیلی روزنامه به خاطر اشتباه یک فرد، مثل تعطیلی هر بنگاه کاری دیگری است که ستم فراوانی بر نیروهای عادی کار در آن روزنامه دارد. این اتفاق اگر چه به دلایلی بعید است که برای بعضی روزنامه های مخالف دولت امروزی و موافقان دولت دیروزی بیفتد، اما نمی شود انکار کرد که مجازات بی گناهان در هر جایی ستمی است که در نظام اسلامی قابل قبول نیست. این موضوع مقابله با ظلم ربطی به جناح بندی و مسایل مطرح شده در آن روزنامه ها را ندارد. می شد بر اصل پرهیز از ستم اشتراک داشت. و از این فرصت برای تعالی اخلاق استفاده کرد. ۳- اعتدال رسانه ای و یا به عبارت بهتر، عدالت رسانه ای که برای اولین بار از زبان آقای جنتی، وزیر محترم ارشاد در همان جلسه مطرح شد و رئیس جمهور هم بر آن پای فشرد نیز میتواند مورد استقبال همه رسانه های منتقد و موافق باشد. این که هر رسانه ای بخواهد با قلدری حق قانونی دیگر رسانه ها را ببلعد، نیز کار ناصحیحی است و از وظایف قانونی دولت نظارت بر عدالت در همه بخش هاست. اگر روزنامه هایی مثل شرق و رسالت و اعتماد و سیاست روز و چند روزنامه دیگر که مثل اطلاعات و کیهان و ایران و شهروند به بودجه و امکانات عمومی وصل هستند، مورد حمایت بیشتر دولت قرار نگیرد، عدالت مورد توقع از دولت اسلامی زیر سوال می رود.جدای از خط و ربط سیاسی روزنامه نیز نیازهای صنفی دارد که دولت باید بر عدالت در آن نظارت نماید

۰۷ اسفند ۱۳۹۲
اقتصاد مقاومتی و مذاکرات هسته ای
پس از ابلاغیه رهبر معظم انقلاب در مورد اقتصاد مقاومتی، این بحث مورد توجه رسانه ملی و روسای قوا و بدنه اجرایی کشور قرار گرفت. امیدوارم که پس از این هیجان اولیه و تبلیغات رسمی کار همچنان به صورت جدی دنبال شود. نگاه اقتصادی و راه حل های اجرای آن البته از سوی اقتصاد دانان و مسولان اجرایی باید بررسی شود. اما من علاقمندم به زمان ابلاغ این سیاست ها از سوی رهبری توجه کنم. به اعتقاد من ابلاغ سیاست های اقتصاد مقاومتی همزمان با اوج مذاکرات ایران و ۵ + ۱و نوع برخوردهای تحقیر آمیز لایه های میانی غربی ها، بهترین زمانی بود که میتوانست به مذاکرات کمک کند . طرف های مذاکره به خوبی محتوای این پیام را گرفتندآن ها در ایران به صورت جدی و عملیاتی طرح جایگزین و عملیاتی در برابر کشور های غیر قابل اعتماد غربی وجود دارد و این یک تاکتیک دیپلماتیک نیست که اگر غربی ها بخواهند فشار بی دلیلی بر بهترین فرزندان این ملت که مسولیت مذاکره را به عهده گرفته اند وارد آورند و یا جملات تحقیر آمیزی در حق ملت ایرلن بگویند، دولت ایران آمادگی لازم را برای اقتصاد مقاومتی دارد و می تواند بر آن اساس کشور را اداره کند. وقتی خاطرات بوش دوم را خواندم حسم این بود که مطبخ سیاست غرب به شدت در دست مجموعه طرفداران اسراییل است و در همان زمان بسیار دقیق برنامه ریزی کردند که در برابر فاخر ترین ادبیاتی که از ایران و از زبان رئیس جمهور خاتمی بلند بود، ایران محور شرارت اعلام گردد و باب گفتگوی تمدنی بسته شود. گرچه به صورت کلی بین شخصیت آقای اوباما و بوش تفاوت جدی هست، اما نباید فراموش کرد که در آمریکا افراطی های دو آتشه و لابی اسراییل کم قدرتمند نیستند و آن ها یک پارچه در برابر حل مناقشه هسته ای ایران ایستاده اند و از هر فرصتی برای انفجار مین در میدان مذاکره استفاده می کنند، و سابقه هم نشان داده که مقاومت رئیس جمهور آمریکا در برابر باند قدرت صهیونیستی، اندک است. در این شرایط مذاکره کنندگان ایرانی، مثل آمریکایی ها که باید به فشار گروه های افراطی پاسخ دهند، باید جور تند روهای افراطی ایرانی را بپذیرند و جهاد بزرگی برای پیشرفت مذاکره نمایند. اما وقتی غربی ها بر این باورند که افراطی های ایرانی در نهایت جدی نیستند و مثلا با یک تشر رهبر انقلاب موضوع فیصله می یابد، ابلاغ سیاستهای اقتصاد مقاومتی در این برهه از زمان، مفهوم وسیع تری دارد و این مهم را جدی می کند که ایران در برابر تحقیر و فشار بی دلیل و بازی برد باخت به نفع غربی ها مقاومت می کند. و برنامه لازم زا هم برای اداره کشور دارد، مذاکره کنندگان هم با قوت قلب بیشتری در برابر طرف های مذاکره می نشینند. من به جد بر این باورم که اعلام سیاست های اقتصاد مقاومتی در این شرایط و در این مقطع زمانی، قوی ترین حمایت عملی رهبری انقلاب از تیم مذاکره کننده است و میتواند آنان را به بازی برد برد یاری رساند.

۰۱ اسفند ۱۳۹۲
جشنواره های فرهنگی و هنری و فراز و فرودها
جشنواره های مختلف دهه فجر، یادگار دورانی است که آقای خاتمی وزیر ارشاد بودند. در سال های اولیه انقلاب که هیجانات عمومی در سطح جامعه حاکم بود، تصمیم گیری برای برگزاری جشنواره ها در ایام دهه انقلاب، یک تصمیم عادی و طبیعی بود. اما اکنون بعد از گذشت سه دهه از آغاز انقلاب می توان به این نکته رسید که برای احیای دهه فجر و زنده و مانا بودن خاطره آغاز انقلاب، جشنواره ها مهمترین عنصری است که جامعه امروزی و نسل بعد انقاب را با دهه فجر پیوند می دهد و در کنار خواسته های هنری و فرهنگی شان، انقلابی که با اتحاد همه اقشار به وجود آمد، همچنان حضور دارد و می تواند عاملی باشد برای اندیشه به منشا انقلاب و حال و هوای همه با هم که ندای مداوم امام خمینی بود. جشنواره های دهه فجر در طول سه دهه گذشته، تابعی بود از سیاست های حاکم بر حوزه اجرایی کشور. نمی توان همه آنان را به یک شکل تحلیل کرد. فراز و نشیب ها ی مختلفی به تناسب فراز و نشیب های سیاسی و اجرایی بر جشنواره ها هم حاکم بوده است. اما واقعیت این است که در دهه اخیر در کمتر سالی جشنواره نماینده همه توان عرصه هنری خودش بوده است. یعنی توان بالقوه و یا حتی تولید شده موسیقی و سینما و تاتر به دلیل اینکه باید از دالان تنگ دولتی رد شود تا به جشنواره وارد گردد، فراوان تر از آنی است که در لیست فیلم ها وتاترها و به خصوص موسیقی قرار می گیرد. موسیقی هایی که در سال گذشته تولید شده، و بسیاری از جوانان کشورمان متن آن را حفظ دارند و یا فیلم ها و فیلم نامه هایی که امکان ساخت پیدا نکرده اند، کم نیستند. روزی که جشنواره واقعا بتواند از همه عرصه فرهنگ و هنر وهمه توان موجود در آنها بهره بگیرد، روز مبارک تری خواهد بود. در این میان نکته قابل توجه این است که نسل جوانی که در عرصه سینما، موسیقی و به خصوص تاتر در این سال ها ظهور پیدا کرده اند، بسیار رشد یافته و کار آشنا هستند. رقابت های نسل جدید در تاتر و سینما و موسیقی از نظر فرم و محتوا با پیش کشوتان، به قدری جدی است که هر منصفی می تواند بپذیرد که بازی و هنر نسل جدید کاملا متمایز و قوی تر از گذشتگان است. تنوع در موضوعات و انتقال مفاهیم جدید در فیلم نامه ها و عمق بسیاری از آنان که الزاما به مرحله ساخت نرسیده اند، از خصوصیات فیلم نامه های جدیدی ها است. کاش جشنواره ها در کنار نگاه به حوزه اجراهای هنری، به تولید کنندگان فکر و اثر هم توجه بیشتری می کرد. خالقان محتوایی آثارهنری، مثل نویسندگان فیلم نامه ها و یا نویسندگان عمیق تاترها و یا حتی شاعرانی که شعرشان بر روی موسیقی های مختلف گذاشته می شود، اصلی ترین نقش های فرهنگی را دارند که کمتر مورد توجه قرار می گیرد. اکنونن در آغاز دوره جدید و سیاست های نوین فرهنگی در دولت آقای دکتر روحانی انتظار می رود جشنواره بعدی با تمهیدی که از هم اکنون میشود، در آن قدر هنر و هنرمند شناخته شود و از دسترس نا اشنایان به هنر و فرهنگ مصون بمانند.

8 4        ۱      3 7
© Copyright 2003-2017, Webneveshteha.com. All rights reserved.