۰۶ ارديبهشت ۱۳۹۹
دعا و رمضان پاسخ به نياز بشر
ماه رمضان با تابلوي پر رنگ دعا ومناجات شناخته مي‌شود. اين ماه را ماه خدا نام‌گذاري كرده‌اند. قرآن در اين ماه نازل شده است. دعاهاي طولاني و خوش مضموني براي اين ماه وارد شده است. همه اينها براي رفع نياز بشر است. خدا كه به دعا و راز ونياز ما احتياج ندارد. اين ما هستيم كه به ارتباط با خدا نياز داريم. اساسا هرانساني در زندگي دچار مشكلات مي‌شود. اين مشكلات مي‌تواند فردي يا اجتماعي باشد. گاهي مريضي به سراغ آدمي مي‌آيد. هر چه مسير طبيعي معالجه هست طي مي‌كند.اماهرچه مسير معالجه سخت‌تر مي‌شود، بي آنكه بخواهد يا بي آنكه از قبل اعتقاد روشني داشته باشد، از درون به سمت يك قدرت برتر هدايت مي‌شود. همان كه حقيقت‌ خداست. آن قدرت‌برتر‌ ‌آرام‌بخش‌ترين اتفاق در لحظات نااميدي است. كمتر انساني مي‌تواند ادعا كند چنين لحظات تنهايي و استيصال نداشته است. حتي اگر افرادي از نظر شخصي دچار چنين مشكلاتي نباشند وحس مسووليت اندكي داشته باشند، براي جامعه و مشكلات جامعه دچار همين حالت‌ها مي‌شوند. فشارها را مي‌بينند و رنج‌ها را مشاهده مي‌كنند و كاري نمي‌توانند انجام دهند بازهم تنها راهي كه كورسوي اميد را زنده مي‌كند، ‌همان قدرت نوراني است كه او را به خود مي‌خواند تا شايد براي جامعه راه رهايي پيدا كند، ‌نامش خداست. اين نياز بشر به ارتباط با قدرت قوي‌تر ونامتناهي نعمت بزرگي است كه در اختيار دارد. نعمتي كه خدا به آن احتياج ندارد اما رفع نياز بشر را مي‌كند. اين ارتباط با آن قدرت برتر نامش دعا است. خداوند براي اينكه اين نياز را بشر فراموش نكند به كمك انسان‌ها آمده است و ايامي را مشخص كرده است كه در آن ايام آدم‌ها بيشتر بتوانند رفع نياز كنند. امامان شيعه حتي براي اينكه بدانيم چگونه با خدا راز ونياز كنيم، كمك بيشتري كرده‌اند و دعاهاي خوش مضموني را تعليم كرده‌اند كه حتي طريقه گفت‌وگو با خدا را يادد بگيريم و آرامش بيشتري پيدا كنيم. ماه رمضان فرصت سالانه‌اي است كه خدا ما را دعوت مي‌كند تا نياز ما را تامين كند. اين يعني لطف مضاعف خدا. درهاي رحمت الهي باز است.شرايط مهيا است كه لبخند خدا را ببيني. به اين دليل رمضان شيرين است. رمضان اتوبان‌هاي رسيدن به خدا را باز مي‌كند بدون عوارض. هركسي به اندازه‌اي كه تلاش كند از اين راه باز شده مي‌تواند بهره ببرد. در هر حال و روزگاري كه هستيد. روزه مي‌گيريد يا نمي‌توانيد به هردليلي بگيريد، ارتباط با خدا را در اين ماه تجربه كنيد. امسال بيشتر از هرسال نياز داريم. ويروس كرونا دنيا را فرا گرفته است. مراكز رسمي دعا ونيايش از كعبه تا حرم و از واتيكان تا بيت‌المقدس تعطيل است.همه نياز‌ها و درخواست‌ها به درون قلب‌هامان آمده است. خدا هم دل‌هاي تنها را دوست دارد. قدر رمضان را امسال بيشتر بدانيم. همديگر را دعا كنيم. بشريت را دعا كنيم. آن قدر موج مثبت براي هم بفرستيم تا اين بلا از بشريت دور شود. التماس دعاي ويژه.

۰۶ ارديبهشت ۱۳۹۹
خاطرات روزهای کرونایی (۵۳)
جمعه ۵ اردیبهشت ۹۹ خدایا ماه رمضان رسید. خودت اجازه دادی در این ماه به در خانه‌ات بیاییم. حالا که آمده‌ایم، زمزمه ما را بشنو و دعاهایمان را مستجاب کن. «دعای افتتاح» ماه رمضان در کشورهای اسلامی یک جشن ملی است. در ایران کمتر حالت جشن دارد. مراسم شادی. خیمه‌های رمضانی و حتی بزن و بکوب و رقابت در دعوت خوانندگان برای رستوران‌ها و افطاری‌ها و چراغانی و نماز جماعت تراویح. شبها تا صبح رمضان به‌خصوص در کشورهای عربی بیدار بود. امسال در غربت رمضان کرونایی، همه این مراسم احتمالا تعطیل است. همه‌اش یک طرف. قلیان‌های بعد افطارش یک طرف. دروغ چرا؟ یادمه هزار سال قبل در روز اول رمضان یک سفر رسمی رفتم شارجه. امیر شارجه همراهیم کرد تا پیشرفت‌هاش رو ببینیم. مرکز نگهداری حیوانات کم‌یابی درست کرده بودند. از آنجا هم دیدن کردیم. موقع بیرون آمدن عکس گرفتند. یک‌جوری شده انگار ما را اون تو نگه می داشتند. والا حیوانات در مورد من و امیر نبود. قبل از آقای ترامپ، در ایران کلی آدم الکل‌های بهداشتی را خوردند و مردند. باورم نمی‌شد حالا تازه آقای ترامپ دستور داده‌اند که مواد ضدعفونی را بخورند. کل پزشکی گرخید.شما هم فقط به آخوندا گیر دادین که در کارهایی که به خودشان مربوط نیست دخالت می‌کنند. به‌قول آقای میرسلیم، ترامپ رو چی می‌گین؟ بالاخره در این گرمی بازار لایو، منم دیشب لایویدم. با آقای امیررضا قویدل روزنامه‌نگار . آخرش قطع شد. چه فضای مهربانی بود. مهمترین حرفم این بود که رسانه‌های رسمی که از پول بیت‌المال هستند، اگر برنامه‌هایی نسازند که مخاطب داشته باشد، نامش اختلاس است. رسانه باید مخاطب داشته باشد. والا به مولا. سیزن چهارم سریال پر جاذبه پول‌های کاغذی را که تازه آمده دیدم. یکی بهترین سریال‌ها بود. دزدی از بانک مرکزی اسپانیا با حمایت مردم. یکی از بهترین کلیپ‌هایی که دیدم، مراسم ازدواجی در کلیسایی بود که روی صندلی‌ها عکس کسانی را که قرار بود دعوت شوند، نصب کرده بودند. فقط عروس و داماد و کشیش بودند. زندگی و لذت را متوقف نکنید. یک بار زندگی می‌کنید. دوستی از لبنان جوک برایم فرستاده که دارالفتوا بیانیه داده که در ایام کرونا برای جدایی، سه طلاقه کردن همسر قبول نیست. هر سی بار طلاق در روز یک طلاق حساب می‌شود. اعصاب ندارن خوب. در رمضان همدیگر را دعا کنیم. تا فردا سید محمد علی ابطحی

۰۵ ارديبهشت ۱۳۹۹
خاطرات روزهای کرونایی (۵۲)
پنجشنبه ۴ اردیبهشت ۹۹ امروز تولد امیر علی صالحی بود. نوه ارشدم. تو فضای باز با کیک مامان پز و رعایت فاصله اجتماعی. فقط دوستانش برایش پیام تبریک با مزه تصویری فرستاده بودند که با دیدن آنها سورپرایز شد. در هشتادمین سالگرد تاسیس رادیو یک مصاحبه زنده و طولانی با رادیو تهران کردم. من از 15 مرداد ۶۲ تا ۱۲ شهریور ۱۳۶۷ در ایام جنگ مدیر رادیو ایران بودم. کلی خاطره تعریف کردیم. از روزی که آقای خاتمی متن پذیرش قطعنامه را نوشت تا راه اندازی سه رادیوی قرآن و جبهه و دریا توسط من و فراگیر بودن آن زمان رادیو. دورانی که ماهواره و اینترنت نبود. دوتا شبکه تلویزیون داشتیم هر کدام چهار پنج ساعت. همه به خاطر اعلام وضعیت قرمز رادیوهاشان روشن بود. و البته تلاش‌هایی که برای حفظ موسیقی انجام دادم. گفتگوی خوبی بود. آخرش پرسید اگر بخواهند فیلم پرماجرای زندگی ‌ات را بسازند چه کسی نقش شما را بازی کند؟ گفتم سازنده‌اش را پیدا کن، خودم نقش خودم را بازی می‌کنم. تا جایی که می‌شد خودم بیب‌هاش را نگفتم. اندک اندک جمع مستان می‌رسند. ماه رمضان ماه عبادت و مهمانی خدا. چه آنها که روزه می‌گیرند. چه آنها که نمی‌گیرند، در بار عام خدا می‌توانند شرکت کنند. با خدا بخندند و لبخند خدا را ببینند. آخرین ساعت‌های ماه شعبان را به استغفار بگذرانیم تا در رمضان، تر وتمیز وارد شویم. التماس دعا از همه‌تان. در مورد خیلی‌ها این داستان را نقل کرده‌اند. روزی شیخ در کشتی نشسته بود، طوفان شد. همه داشتند غرق می‌شدند. ناگهان شیخ برخواست، عمامه به زمین زد و گفت اگر شیخ بر حق است، کشتی آرام بگیرد. آرام شد و نجات پیدا کردند و شیخ هواداران فراوان پیدا کرد و دکان پر رونقی. یک روزی کسی از او پرسید با چه اطمینانی به این محکمی روی کشتی گفتی؟ شیخ گفت حساب کردم اگر غرق می‌شدیم، همه غرق می‌شدیم و به کسی نباید جواب می‌دادم. اگر نجات پیدا می‌کردیم هم همین بساطی می‌شد که می‌بینی. بساط طب اسلامی که درست کرده‌اند از همین مقوله است. فیلم دیپ واتر هوریزان را دیدم. بازسازی بزرگترین فاجعه نفتی و انفجار دیپ واتر هریزون در دریای مکزیک در سال ۲۰۱۰ است. خیلی خوش ساخت بود. محصول سال ۲۰۱۶ با کارگردانی پیتر برگ. یکی نوشته بود زنگ زده‌ام به خریدار که چرا قسط عقب مانده‌ات را نمی‌پردازی؟ گفت کرونا شده. گفتم خوب دو ماهش کرونا. تو ۶ ماهه قسطت را ندادی. پاسخ داده تو چه ساده‌ای. اون موقع هم کرونا بوده، اعلام نمی‌کردند. تا فردا سید محمدعلی ابطحی

۰۳ ارديبهشت ۱۳۹۹
خاطرات روزهای کرونایی (۵۱)
چهارشنبه ۳ اردیبهشت ۹۹ امروز با آقای ملکیان صحبت می‌کردم. فیلسوف کم‌نظیری است. نظریه معروفی دارد که آهستگی در زندگی موجب تراکم لذت می‌شود. در این مورد حرف زدیم. می‌گفت از قدیم این روایت را خیلی دوست داشته‌ام که الطمانینه من الرحمن و العجله من الشیطان. آرامش امر خدایی است. من گفتم کرونا سرعت زندگی را کم کرد. این را از نعمت‌های کرونا می‌دانست و آرزو داشت این آرامش بشری و محیط زیستی بعد کرونا باقی بماند. تا بشر بتواند بفهمد کیست و چه جایگاهی دارد. از استادی دانشگاه بازنشسته‌اش کرده‌اند. می‌گفت من یک همسر باز نشسته دارم و خودمم باز نشانده. گفت شما هم که ده سالی بازنشانده‌اید. گفتم ۱۴ سال. قبل کرونا از خانه بیرون می‌رفتم و بیرون بیکار بودم. حالا توی خانه بیکاریم. این مسئولیت نداشتن را در این شرایط نعمت بزرگی می‌دانست. ما به یاد خودمان در ایام کرونا بیفتیم. بدانیم در سرعت و عجله‌های همیشگی خودمان گم شده بودیم. یکبار یکی استخاره خواست. گفتم مطمئنی جای استخاره است؟گفت بله. گرفتم برایش. بد بود. داشت سکته می‌کرد. این قدر تکرار کرد تا خوب آمد. حالا هی از آقای لاریجانی تست کرونا می‌گیرند. هی مثبت میشه. خب تست رو که هر روز نمی‌گیرند. همه کیت‌ها را تمام کرد. در سال‌های ریاست جمهوری، آقای خاتمی سفر رسمی به یزد داشت. من توی ماشین جلویی نشسته بودم . چند نفر در یکی از محلات یزد می‌خواستند جلو ماشین آقای خاتمی شتر قربانی کنند. تا از دور عمامه من را دیدند، جلو ماشینی که من بودم شتر را قربانی کردند. بعد که دیدند من نشستم و رییس تو ماشین نیست، با یک حالت ناراختی به رفیقش گفت: مَمَلک شترمون حروم شد. امروز خاطرات چهل سال گذشته را در تنهایی کرونا مرور می‌کردم . خیلی وقت‌ها شترمون را اشتباهی قربانی کردیم. خیلی چیزها را حروم کردیم. هنوز هم شترهامان را جلوی ماشین‌های اشتباهی نگه داشته‌ایم. فیلم سینمایی انگلیسی، آلمانی تنها عاشقان زنده می‌مانند را دیدم. محصول ۲۰۱۳. عشق تاریخی با چاشنی خشونت و خونخواری. تناقض وحشتناکی بود. خیلی از دیشب اینو با ورژن‌های مختلف برام فرستادند. در مورد روزه و کرونا است: اگر فکر می‌کنید بگیرید می‌گیرید، نگیرید. تا فردا سید محمدعلی ابطحی

۰۲ ارديبهشت ۱۳۹۹
خاطرات روزهای کرونایی (۵۰)
سه‌شنبه ۲ اردیبهشت ۹۹ ‌‎ باورم نمی‌شه. پنجاهمین قسمت کرونانویسی روزانه. شصت تا بشه تمومش کنم. دوماه. کرونا که از رو نرفت. ما از رو بریم. غروبی رفتم با حفظ فاصله اجتماعی بام تهران پیاده‌روی کنم، تعطیل بود. از دیشب نفت آمریکا، مفت گران است. واقعا چه خبره دنیا؟ می‌گویند کل وزن کرونا در دنیا ۵ تا ۶ گرم است. همه‌چیز را به هم زده است. خوابیم؟ بیداریم؟ این همه تحول؟ فعلا نفت مجانی شد. مانده آب و برق!همیشه گفته‌اند پایان نفت، می‌تواند آغاز مردم‌سالاری باشد. نمی‌دانم درست گفته‌اند یا نه. آیا زمان راستی‌آزمایی این نظریه هم رسیده‌ است؟ خدا رحمت کند مرحوم دکتر حبیبی را. معاون اول هاشمی و خاتمی بود. این جمله طلایی را می‌گفت: کشور بر اساس تداعی معانی اداره می‌شود. تصمیمات کرونایی در سطح جهان اینچنین شده. یکی از دوستام کپی‌رایت حرفش را بخشیده به من: «آدم به مگس هم حسودیش می‌شه. چه راحت میره و میاد، ولی اشرف مخلوقات چپیده تو خونه چیز نشه و هی دست می‌شوره.» بشر این قدر با ضعفش چشم در چشم نشده بود. سخنگوی وزارت بهداشت را چشم زدند. آدم بی‌حاشیه‌ای به نظر می‌رسید. قصد بدی نداشته. دیده ملت حرف‌هایش را باور نمی‌کنند. به هیچ‌کدامشان هم نمی‌تواند اعتراض کند. حتی سفیر چین هم از خجالتش در آمد. خوب به انتخابات ۸۸ و اصلاح‌طلب‌ها اعتراض کرده است. چقدر آدم می‌تونه هر روز حرف بزند و ملت قیافه خودتی بگیرند و دوام بیاورد؟ عصبانی میشه خوب در این شلوغی کرونا، بگو مگوی آدم‌های سیاسی یک جناح در مورد ریاست مجلس بامزه است. یک دست شدن مجلس به معنای پایان اختلافات در آن جناح نیست. آغاز تقسیم به دو داخل آن جناح است. تکلیف شرعی خدمت به مردم درست می‌شود مثل ماه. فعلا دو تا کاندیدای ریاست‌جمهوری قبلی قصد گرفتن کرسی ریاست‌مجاس کرده‌اند. میرسلیم با همان لحن «اینو چی میگی؟» به قالیباف تیکه می‌اندازد و برعکس. به فکر کرونای خودمان باشیم بهتر از این حرف‌هاست. یکی برام نوشته بود که رفتم تا وسط شهر. حس کردم مثل سربازهای ژاپنی که خبر پایان جنگ را به آنها نداده بودند و تنهایی مقاومت می‌کردند شدم. همه زده‌اند بیرون. والا کرونا تمام نشده، « #استی_ات_ هوم » اینم خارجیش. در همین رابطه فیلم زیرزمین امیرکاستاریکا و گودبای لنین ولفگانگ بکر هم یادم افتاد. اهل فال اگر هستید، فال قهوه بگیرید،‌ فال کف دست نروید. این قدر که شستیم،‌ کل آینده‌مون از بین رفته‌است. بد هم نیست، در «اینجا و اکنون» زندگی کنیم یک‌چندی. ‌‎تا فردا ‌‎سید محمدعلی ابطحی

۰۱ ارديبهشت ۱۳۹۹
خاطرات روزهای کرونایی (۴۹)
دوشنبه ۱ اردیبهشت ۹۹ روز سعدی است. من همیشه از این شعر سعدی خیلی خوشم می‌آمد که میگه: چی و چی و چی، سعدیا. بیت دومش یادم نیست. مگه چیه؟ خب آقای ولایتی هم یادش نبود. اینها چیزی از ارزش‌های سعدی کم نمی‌کند. یک باری در مشهد با مرحوم پدر رفته بودیم عروسی. پیرمرد محترمی پدربزرگ عروس بود و صاحب مجلس. مهمان‌ها پشت سر هم می‌آمدند، فرصت تجدید وضو پیدا نکرده بود. خیلی از علما به دستشویی، می‌گویند تجدید وضو. یکی سینی چای آورد برای مهمان‌ها، آقا که به شدت تحت فشار بود، با دیدن سینی چای فشارش چند برابر شد و داد زد سینی را برگردان. کسی چای نمی‌خورد. بعد که آقا رفتند دستشویی و دنیا را رنگی دیدند، تا نشستند داد زدند،‌ چرا برای مهمان‌ها چای نمی‌آورید؟ حالا مسوولین گویا رفته‌اند تجدید وضو که اجازه باز شدن پاساژها و سفرها را امروز در اوج کرونا داده‌اند. خبرها که خوب نیست. مردم خودشان مراقب باشند. صدها هنرمند از سراسر جهان دیروز زیر عنوان «یک جهان باهم در خانه» از داخل خانه‌هاشان کنسرت گذاشتند و ۱۲۸ میلیون دلار پول جمع کردند و دادند برای مبارزه با کرونا. خدایی که من می‌شناسم کنار دل‌های شاد و مهربان است. عید پاک مسیحی‌ها و رمضان مسلمانان دو تا از بزرگترین اتفاقات دینی جهانی است. مراسم هر دو تحت تاثیر کرونا قرار گرفته‌اند. سربسته بگویم بعد از کرونا بحران بزرگ دینداری آغاز می‌شود. شاید عمیق‌تر از سایر بحران‌ها و برای همه ادیان. دیروز دوست نازنینی کلیپی برایم فرستاد که یکی از تحفه‌ها از امام صادق روایت می‌کرد که برای درمان کرونا ادرار شتر بخورید. گفتم احتمالا برای رفع کرونای چنین آدم‌هایی هر نوع ادراری مفید است. خوب لامصبا خودتان هر ادراری را می‌خواهید میل کنید به دین و امام صادق چرا تهمت می‌زنید؟ حسین آقای تاجیک از زمان نخست وزیری دوست و همکار دلسوز مهندس موسوی بود. بعد در دوران آقای هاشمی و خاتمی کارش رسیدگی به مشکلات مردم در ریاست جمهوری بود. خانمش را با کرونا از دست داده است. غربت بعد فوت کرونایی خیلی سخت است. فقط توانستیم تلفنی تسلیت بگوییم. دیشب با آقای موسوی خویینی و مجید انصاری گعده تلفنی کردیم. از وقتی مجمع روحانیون تشکیل نمی‌شود می‌فهمیم که دلمان برای دوستان‌مان تنگ می‌شود. البته شماها هم دلتان تنگ می‌شود.اما این کجا و آن کجا. ما حداکثر امکاناتمان آقا مجید انصاریه و آقا مجید هم من. تا فردا سیدمحمدعلی ابطحی

۳۱ فروردين ۱۳۹۹
خاطرات روزهای کرونایی (۴۸)
یکشنبه ۳۱ فروردین ۹۹ توی فامیل نزدیک ما یکی بود که هروقت می‌خواستیم قلیان بکشیم، زمین و زمان را به هم می‌ریخت که ضرر دارد. یا قلیان را کوفتمان می‌کرد یا جلویش را می‌گرفت. تا اینکه این دختر خانم عروس شد و قوم و خویش همسرش قلیانی تیر. هیچی نمی‌گفت. می‌پرسیدیم چی شد؟ می‌گفت: آنها شیک قلیون می‌کشند. حالا برای بعضی‌ها آمریکا شیکه. کاریش نمی‌شه کرد. ترامپ سخنرانی می‌کند. عده‌ای به حمایت از سخنرانی او در جهت شل کردن قرنطینه تظاهرات می‌کنند بدون فاصله‌گذاری اجتماعی، خدا وکیلی این کار اگر اینجاها شده بود چه می‌کردند و چه می‌کردیم. می‌گویند توی ماهواره همسایه‌مان حتی تصاویرشان را نمایش داده که می‌گفتند کرونا توطئه است. امروز از این ماسک جدیدا زدم و گفتم بزنم بیرون. شیطان را لعنت کردم. فقط عکس گرفتم. این روزها غم تنهایی همه دنیا را فرا گرفته. خیلی‌ها در همه جای دنیا در حال تهیه فیلم و عکس و موسیقی و کاریکاتور هستنند تا لبخند و نشاط برای مردم خلق کنند. کارشان جهاد است. به‌خصوص آنها که در ایران دور از چشم مزاحمان در فضای مجازی شادی می‌آفرینند. آدرس ندهم ولی از خیلی‌هاش لذت می‌برم. به خیلی از دوستان کرونا گرفته_چه اونایی که اعلام شد و چه نشد_ تماس می‌گیرم برای احوالپرسی. با آقا فرید حداد عادل برای احوالپرسی از کرونایش هم صحبت کردم. خوب شده بود. به خود آقای حداد عادل و آقای ضرغامی هم زنگ زدم. احوالات کرونایی مملکت را پرسیدم. لابلایش از سیاست هم حرف زدیم. مرزهای انسانی فراتر از سیاست است. دیشب فیلم انگلیسی شهوت، احتیاط را دیدم. مخلوط سیاست و عشق همیشه جاذبه‌دار است. مثل داستان‌های احمد محمود و یا بزرگ علوی. lust caution. توی مایه سندرم استکهلم. آقای نمکی، وزیر بانمک بهداشت فرمودند ما داریم با کرونا شطرنج‌بازی می‌کنیم. از باب اینکه وقتی می‌گویند قربان چشم بادامی‌ات، بادام می‌خواهیم یادم افتاد در سال شصت و هفت امام‌خمینی فتوای حلال بودن شطرنج را دادند. تا قبلش حرام بود. من معاون وزارت ارشاد بودم. فردا توی جلسه مدیرانمان که همه بر اساس معیارهای آن روز حزب‌اللهی بودند دیدم هر کدامشان در مورد موفقیت‌های زیادی که در بازی شطرنج دااشتند، حرف زدند. البته که یک روزه یاد نگرفته بودند. بسوزد پدر ریا که از اول تا حالا در همه جا رسوخ کرده است. روزهای آخر ماه شعبان است. تا می‌توانیم به سمت خدا بازگردیم. آماده ماه رمضان و مناجات با خدا بشویم. چشمک‌های خدا در انتظار ماست. تا فردا سید محمدعلی ابطحی

۳۰ فروردين ۱۳۹۹
خاطرات روزهای کرونایی (۴۷)
شنبه ۳۰ فروردین ۹۹ کتاب نمایشنامه کرگدن را با ترجمه خانم پری صابری خواندم. یکی از قدیمی‌ترین و معروفترین نمایش‌هاست که اوژن یونسکو در سال ۱۹۵۹ نوشته. در سه پرده. ‌اول وجود حمله کرگدن به شهر تکذیب می‌شود. بعد بحث‌های فلسفی که آیا از نسل آسیایی است یا آفریقایی و مرحله سوم همه تبدیل به کرگدن شده‌اند و از کرگدن شدن تعریف می‌کنند و آخرین مقاومت برای انسان‌ماندن، شکست می‌خورد. خیلی خواندنش در این شرایط تداعی‌های عجیبی داشت. تاتریُم بدنم در این بی‌تاتری کمی جبران شد. دیروز آقای مازنی نماینده فرهنگ‌دوست تهران می‌گفت نامه‌ای به وزیر ارشاد نوشته که به فکر زندگی حوزه فرهنگ و هنر باشند. تاتری‌ها از راه هنر و دل‌شان زندگی می‌کنند. خولی یکی از دشمنان امام حسین بود که مامور انتقال سر امام حسین برای یزید بود. همسر خیلی خوبی داشت و علاقمند به امام حسین. یک بار یکی از روضه‌خوان‌ها دستپاچه شد روی منبر گفت: خولی علیه‌السلام. زود فهمید. گفت همچه علیه‌السلامی هم نبود و یک فحش هم به زن خولی داد. یادش آمد که زن خولی خوب بوده. توضیح داد که البته خولی دو تا زن داشته. من آن یکی زنش را فحش دادم. هرکار می‌کرد بدتر می‌شد. خیلی از کارها در این ایام فحش دادن به زن دوم خولی است. مثل جمعیت امروز جلو مخابرات برای سیم‌کارت و هشدار وزیر جوان جان به اپراتورها که کار اشتباهی کردند. اول فکر کنید بعد عمل تا مجبور نشوید هی برای خولی زن دوم بسازید. مینی سریال زندگی «با خودت» محصول ۲۰۱۹ را دیدم. ماجرای جوانی که با دستکاری اشتباهی بیولوژیک یکی بهتر از خودش هم تولید شده است و اینها با هم درگیرند. دلیلش هر چه باشد، منظره معدوم کردن میلیونی جوجه‌ها از دلخراش‌ترین مناظر بود. می‌گویند راه‌حل دیگری نبوده. فروش مرغ کم و دان گران. ولی علیرغم همه اینها وجدان انسانی نمی‌پذیرد. اینها حیات دارند. ما انسان‌ها این قدر در مورد حیوانات قلدری کردیم که یک موجود ناشناخته و ناپیدا دارد دمار از روزگارمان در می‌آورد. شنیده‌ام این روزها کارهای اصلی ادارات و شرکت‌ها با جوان‌هاست و پیرترها رسما سر کار نمی‌روند. جوان‌ترها بهتر از آنان رعایت بهداشت را هم می‌کنند. یک فرصت طلایی است. کاش همین‌جوری جوان‌ها مدیر باشند. قبلا فکر می‌کردیم تنها با کمک عزراییل مدیران پیر، تمام می‌شوند حالا کرونا کمک کرده اما حیف کسانی که باید تصمیم بگیرند خودشان پیر هستند و عاشق خدمت. تا فردا سید محمدعلی ابطحی

۲۹ فروردين ۱۳۹۹
خاطرات روزهای کرونایی (۴۶)
جمعه ۲۹ فروردین ۹۹ در ایالت تامیل هند، دو روز قبل گاو تو گاو عجیبی شده است. یک گاو مقدس بر اثر کهولت سن درگذشته. ۲۰۰ نفر قرنطینه را شکستند و در مراسم تشییع شرکت کردند. ۱۲۴۲ نفر در این استان به کرونا مبتلا هستند. رژه بهداشت ارتش به جای رژه تسلیحاتی خیلی از نظر سمبلیک معنادار است. این همه سلاح در دنیا، اسیر ویروس وروجک نادیده شده‌اند. هیچ موسسه آینده‌پژوهی نتوانسته بود این معادله ویروسی را ببیند. امروز آسمان خیلی غرغر می‌کرد. بیشتر از بارانش، سروصدا کرد. با ما بود. هی به‌قول برادرمان می‌گفت: وای که دلم طاقت دوریت رو هیچ نداره. بغض نبودن تو اشک هامو در میاره. عصر جمعه است دیگه. بنا به اعلام خبری، کشورهایی که رهبرانشان زن هستند، خیلی موفق‌تر با کرونا مبارزه کرده‌اند. شاید برای این است که یک لحظه شک نکرده‌اند جان مردم بر اقتصاد اولویت دارد. مهربانی زنانه خیلی بیشتر به نفع بشر است تا خشونت‌های بنیان‌کن مردانه. سیاست آقای روحانی از بقیه دنیا موفق‌تر بود.این قدر برنامه‌های مختلف اعلام کرد. باز کنید. ببندید. بروید سفر. نروید. اینجا باز باشه. اونجا نباشه که کلا کرونا گیج شده. دنبال یکی می‌گردد که اخبار طلایی از داخل دولت بیرون بدهد تا تکلیفش روشن شود. چند نفر مدت زیادی توی یک‌جا زندان بودند. فرد جدیدی رفت و آمد نداشت. ۲۶ تا جوک بلد بودند. این قدر گفته بودند که به هر جوکی شماره داده بودند. به یکی‌شان هروقت می‌گفتند بین یک تا بیست‌وشش را بگو می‌گفت: شماره ۵۹، توضیح که می دادند بین یک تا بیست وشش. باز می گفت ۹۸.کلیپ همکار ما را در این مورد دیده بودید؟ تا اینکه یکی می‌گفت مثلا ۱۷. همه می‌خندیدند. حالا هم جوکرهای ما آمادگی این همه زمان طولانی نداشتند. جوک ته کشیده. باید عدد بدهند. با آقای دکتر پازوکی صحبت می‌کردم. استاد وارسته‌ای است. با گرایش‌های صوفیانه. می‌گفت احتمالا بشر پس از کرونا به همه این باورهای دینی خودساخته خود کفر خواهد ورزید تا در پس این کفر خدای حقیقی را ببیند. خیلی به دلم نشست. تا فردا سید محمدعلی ابطحی

۲۸ فروردين ۱۳۹۹
خاطرات روزهای کرونایی (۴۵)
پنجشنبه ۲۸ فروردین ۹۹ معاون وزیر بهداشت، علیرغم توصیه وزیر نیرو که آب کم مصرف کنیم، امروز آب پاکی مفصلی ریخت روی دست ما. گفت کرونا تا خرداد ادامه داره و بعد پاییز دوباره با آنفولانزا میاد. یک تابستان این وسط هست.آی ددم دام. هی آدم‌های مختلف و مطلع البته غیر محمود شهریاری در گوشی تلفنی می‌گویند تهران دوباره الو گرفته. نمی‌دانم تشویش ذهن خصوصی من‌ رو کردند یا راست می‌گویند.اما یواشکی این روزها به خصوص در تهران، در خانه بمانید. در اوایل انقلاب توی اخبار صداوسیما یکی با زبان اشاره برای ناشنوایان عزیز ترجمه می‌کرد. نمی‌گم کجا، ولی همان روزها یک جای مهم بود صحبت این بود که این مترجمان والا چطور اسامی را ترجمه می‌کنند. مرحوم آقای اردبیلی نازنین با عمامه بسیار بزرگی رییس قوه قضاییه بود و آقای هاشمی رفسنجانی رییس مجلس. خدا هر دو را رحمت‌کند. آن آقای مهم گفت که وقتی روی سرش عمامه گنده‌ای می‌کشد یعنی آقای اردبیلی و وقتی دست به صورتش میمالد و بعد دستش را به علامت نفی تکان می‌دهد یعنی هاشمی رفسنجانی. بقیه را یادم نیست! یه جاهایی حافظه آدم کار نکند بهتر است. حالا ماجرای کرونا است. کلی کدواژه‌های جدید باید به ما بدهند تا از لابه‌لای اخبار بفهمیم چه خبر است. آقای روحانی تو انتخابات هی می‌گفت هم چرخ سانتریفیوژ بچرخد هم چرخ اقتصاد. یادش به‌خیر. آن دو تا که نشد. ولی امروز رییس‌جمهور علی برکت‌الله کلی طرح‌های جاری کشور را افتتاح کردند. خبر خوبی بود. یعنی هم چرخ کرونا می‌چرخد، هم چرخ مدیریت کشور . همه‌ی اخبار، کرونا شده بود. روز ارتش برای ایران روز مبارکی است. ارتشی‌ها نیروی مسلح بی‌حاشیه‌ای هستند که پرچم ایران را پاسداری می‌کنند و مرزها را. خدا قوت به همه آنها. داروی کرونا، اقتصاد آینده دنیا است. بیخود نیست بیل گیتس رفته سراغ آن. جایزه هم پیشنهاد کرده‌اند. ما فعلا ژلوفن و وایتکس را با هم مخلوط کردیم، شاید جایزه گرفتیم. کارت بانک را با الکل این قدر شستیم که تو عالم مستی و راستی، رمزش را به همه می‌گوید. مراقب باشید. شب جمعه است. شب دعا است. خدایا نگاه مهربانت را به ما بینداز. تا فردا سید محمدعلی ابطحی

8   4       ۱    ۲   ۳    ۴    ۵    ۶    ۷    ۸    ۹    ۱۰       3  7
© Copyright 2003-2020, Webneveshteha.com. All rights reserved.