۱۱ شهريور ۱۳۹۷
هدیه هایی از جنس نقد بمناسبت هفته دولت (۳) عباس صالحی
مدتی است وزیر و وزارت ارشاد مفقود الاثر است.  با عباس صالحی وزیر فرهنگ وارشاد اسلامی از دیر زمان آشنایی دارم از سالم ترین و فاضل ترین اعضای کابینه است. اما مدتهاست مفقود الاثر است. هم خودش هم وزارتخانه اش. البته که در حوزه فرهنگ و هنر ، هر چه وزارت خانه  کمتر دخالت کند چرخ فرهنگ و هنر بهتر می چرخد.  فرهنگ و هنر به دستورات ما فوق خیلی احتیاج ندارد. از دل به دل منتقل می شود. اما هنرمندان واهالی فرهنگ به کمک وحمایت  وزارت خانه برای حل مشکلاتشان نیاز دارند. صالحی از قدیم خیلی به کتاب و کتاب خوانی در رشته دینی معروف بود. الان هم در جایگاه وزیر بازهم اولویتش کتاب است.ارشاد وزیر چند بعدی لازم دارد. صالحی و دوستانی که آورده، وقت برای بررسی ومطالعه زیاد می گذارند که تصمیماتشان صد در صد درست باشد. امابعضا چهارسال وزارتشان تمام می شود و آنها هنوز نتوانسته اند برای حل مشکلات  فرهنگی وهنری تصمیم بگیرند. به این دلیل وزارتخانه شان مفقود الاثر می شود ومشکل فرهنگیان و هنرمندان بی پاسخ می ماند. دفاع از هنرمندان و نویسندگان ومطبوعاتی ها و خبرگزاری ها و حوزه موسیقی در مقابل اربابان قدرت مذهبی و سیاسی وظیفه وزارت خانه است. غریب وانهادن آنها در مقابل این موجها دردناک است. در بحرانهای دولت معمولا وزیر ارشاد باید سخنگوی عملی و بسیج کننده مطبوعات و رسانه ها برای دولت باشد. در بحرانهای اخیر ودر حمایت از رییس جمهور و دولت، یکی دوبار از کیهان هم صدای خفیف حمایت در آمد، اما از وزارت ارشاد نه. البته به نظر می رسد  اهالی هنر الان  آزادانه تر فعالیت می کنند. تهران از پر تاتر ترین وپر فعالیت ترین پایتخت های کشورهای مشابه از نظر فرهنگی وهنری است.سینمای قابل افتخاری دارد و کتابهای زیادی مجوز می گیرد و کنسرتهای خوبی اجرا می شود. اما افرادی هم باید مامور شوند درد دل هنرمندان را هم بشنوند برای این کارنامه باید از ارشاد تشکر کرد. آرزوی توفیق برای همه ارشادی ها دارم و تبریک ویژه هفته دولت 

۱۱ شهريور ۱۳۹۷
هدیه هایی از جنس نقد به مناسبت هفته دولت:(۲) آ‌ذری جهرمی
وزیر ارتباطات، سمبل مدیریت جوانان شده است. مهمتر اینکه کارش را بلد است. دنیای پسا ارتباطی را می شناسد. ومواضع شفاف می گیرد و از بس جوان است فساد هم یاد نگرفته است. اما نمیدانم چرا سعی نکرده وزارتخانه را وزارت جوانان کار آشنای دنیای آی تی کند. شیطان وسوسه می کند که فکر کنیم می خواهد تنهایی بدرخشد. توقع می رفت به عنوان نمونه در میان این اقیانوس پیرمردان دولتی،وزارت ارتباطات را به جزیره جوانان تبدیل میکرد. حتی در میان انتصابات خودش هم جوان کمتر دیده می شود. آی تی حوزه ای است که مازاد نیروی کارآمد وکارشناس دارد. آقای آذری جهرمی خودش تنها نیست. نماینده نسل بعد انقلاب در سیستم دولتی است. از جوانان انتظار این همه محافظه کاری در تغییر مدیریت های وزارتخانه نمی رود. هفته دولت به همه اعضای وزارت ارتباطات مبارک باشد.

۱۱ شهريور ۱۳۹۷
هدیه هایی از جنس نقد به مناسبت هفته دولت (۱) زنگنه
فکر میکنم کسی که بیشترین عمر وزارت را در جمهوری اسلامی داشته، زنگنه وزیر نفت است. تنها در این‌مورد هرچه فکر میکنم، میبینم زنگنه ونفت می تواند تنها استثنای جوانگرایی باشد. جنگ ایران و عراق و منازعه هسته ای و بحران های خاورمیانه و همه اتفاقات بزرگ که ملت ایران را به روز سیاه نشانده ومی نشاند، دلیل اصلی اش نفت است. زنگنه نفت را و کلک های نفتی را و مافیای داخلی و خارجی اش را و معادلات قدرت در سایه پول نفت را وکَل کَل کردنهای اثر بخش بین المللی حوزه نفت را می شناسد. جایی که این همه پول و امکانات هست و این همه چشم وجیب به آنجا دوخته شده، حتی یک مورد هم نتوانسته اند فساد شخصی برایش پیدا کنند، دلیل اصلی موفقیت اوست. این پاکدستی شخصی برای وزیر نفت معجزه است. بیست سال است که رقبایش از پرونده کرسنت نام می برند.همه ارکان قدرت و قضا در اختیارشان بوده و هنوز نتوانسته اند فسادی را حتی در مورد این پرونده برای او اعلام کنند.  البته از خصوصیاتش بداخلاقی، توصیه ناپذیری، غرور، تحویل نگرفتن، از خود راضی و متشکر بودن است. که بیشتر این خصلت ها شاید برای جایگاهش مفید باشد. اما زنگنه می توانست بدنه وزارتخانه اش را جوان کند. نمیدانم کرده یا نه. هفته دولت مبارک کارمندان نفت و گازی باشد.

۱۱ شهريور ۱۳۹۷
رسالت متفاوت ولی فقیه و فقیه
ماجرای زیر زمین فیضیه و سکولار خواندن حوزه و تولید انبوه رساله ها و مسایل فقهیِ مشابه از سوی اقای رحیم پور    به سرعت تبدیل به یک مساله مهم سیاسی شد واز دو نگاه مورد توجه قرار گرفت که هردو فرعی بود. یکی تابلویی که به استخر فرح معروف شد و اشاره به ازبین بردن مرحوم هاشمی و تهدید دکتر روحانی به همان سرنوشت بود و دیگری به بحث دفاع از حوزه که متهم به سکولار بودن شده بود و خشم دوتن از مراجع حامی نظام و حاکمیت را در پی داشت. این دو موضوع باعث شد که متهمان به برگزاری این مراسم که از نظر محتوا کم سابقه در حوزه نبود واین جنس افراطی گری ها دو دهه سابقه داشت، این بارحتی از سوی متهمان به برگزاری مورد تبری قرار گیرد. اما نقد من به این مراسم به این دو دلیل نیست. نقد من به محتوای سخنرانی آقای رحیم پور است که بعضا از ایشان به عنوان تئوریسین نظام و انقلاب یاد می شود. این نقد نه از آن جهت است که چرا حوزه را سکولار نامیده است.گرچه سکولار به معنای فلسفی اش احتمالا مورد نظر نبوده است. چونحوزه به ذاته نمی تواند طرفدار حاکمیت دین نباشد که خود بحث مفصلی می طلبد. گمان میکنم مقصود این بوده است که بسیاری از مراجع، فضلا، و درسها و تحقیقات فقهی ناظر به مسایل اجتماعی نیست وتکرار همان ابواب فقهی است که هزار سال است در حوزه ها تدریس می شود و از حوزه ها مطالبه می شود که بحث های اجتماعی و سیاسی را از زاویه فقهی مورد توجه قرار دهند. همچنان که بزرگانی مثل امام خمینی و مرحوم مطهری و رهبری معظم انقلاب و نحله فقهای انقلابی چنین کرده اند.. مطالبه این مطلب به دو دلیل از حوزه علمیه نادرست است. اول اینکه بدنه حوزه قبل و بعد انقلاب چنین نبوده اند. قبل از انقلاب امام خمینی استثنا بود وشاگردان و همراهانش غریبان حوزه بودند.از کوزه فرزند امام آب نمی خوردند چون فرزند خمینی بودو شاگردان و همراهانش مثل آیات الله منتظری و مشکینی وخامنه ای و بقیه در حوزه خون دلها خوردند. نکته دوم هم اینکه فقه حکومتی مصالح زیاد و عناوین ثانویه و اطلاعات همه جانبه ای را می طلبد. به همین دلیل برای شرعی بودن واسلامی بودن حکومت، نظریه ولایت فقیه مطرح شد و در راس حاکمیت،ولی فقیه قرار گرفت که بتواند به تواند به جای شورای فقها تمشیت امور را بر اساس مبانی شرعی انجام دهد. دعوت از مراجع تقلید و یا مدرسان فقهی برای تغییر ریل مباحثات خود به تدریس مسایل اجتماعی مشکلات زیادی برای حاکمیت اسلامی درست می کند. نمی توان به فقیه گفت که نتیجه بحث چه باشد. آنان مبانی فقهی و اصولی خود را دارند.وقتی از رسالت تدریس متد فقهی با ابواب متعارف حوزوی عدول کنند، الزام به نتایجی نمی رسند که در آن حل مشکلات اجتماعی مورد نیاز جامعه امروزی باشد. چه بسا اگر این اتفاق بیفتد و خیل فتاوایی صادر شود که هر کدام صرفا به دلیل نگاه فقهی و نه عناوین ثانویه و یا مصالح اجتماع و یا عدم اطلاع از واقعیت ها و تغییراتی که در دنیا باشد، بحران مشروعیت برای حاکمیت درست شود و نظرات ولی فقیه که علاوه بر فقاهت رسالت اداره کشور را هم بر عهده دارد در برابرآنان قرار گیرد و ضرورت پیدا کند که همه از مدرسان فقه وبزرگان مرجعیت بخواهند که روال گذشته خود را ادامه دهند. کار اساسی حوزه علمیه آشنا کردن طلاب اهل فضل به متد فقه و اصول است. این پایبندی به روش دیرین که در تعابیر امام به فقه جواهری اشتهار دارد، نباید تغییر کند.  در عمل هم بعضی از فقها در بعد انقلاب که از این روش جدا شده اند و بعضا در مسایل اجتماعی نظر فقهی داده اند، مشکلات فوق الاشاره به وجود آمده است و هزینه زیادی برای منزوی کردن آنان صرف شده است. والقاب مختلفی مثل شیعه انگلیسی و آمریکایی مطرح شده است عظمت حوزه در استقلال آن است که روش ومتد مجتهد پروری را بدون دخالت دیگران ادامه دهد و عظمت ولی فقیه هم در این است که با داشتن پشتوان حمایت کلی حوزه های علمیه که تقریبا چنین است، امور کشور و مسایل سیاسی و اجتماعی را با تکیه به فقاهت خود رتق وفتق کند. توصیه های رحیم پور می تواند این نظم مقبول را در هم بریزد        

۲۰ خرداد ۱۳۹۷
ورزش پاک توهم است
جایزه اسکار بهترین فیلم مستند ۲۰۱۸ به فیلم ایکا روس - ICARUS - رسید. فیلمی مستند در یکی از بازیهای کثیف سیاسی در حوزه ورزش است. موضوع فیلم دوپینگ سازمان یافته دولتی است که در روسیه اتفاق افتاده است. چند بار مجبور میشوی وسط فیلم پاوز را بزنی و بگی لعنت به سیاست و بعد بقیه اش را ببینی. یک دوچرخه سواربا یک چت معمولی برای داروی انرژی زا از مسئول فنی دوپینگ روسیه کمک می خواهد. به همین بهانه پنجره ای باز می شود به سیستم دوپینگ سازمان یافته روسیه و راههای پیچیده تقلب در آزمایش ها - در مورد تیم ها و نه افراد- که به یک رسوایی جهانی کشیده می شود. این فیلم خیلی از امیدها، تشویق ها و هیجانات مردمی راکه برای قهرمانان و یا تیمشان نثار کرده اند تباه می کند. ورزش بدون سیاست شعار قشنگی است. اما مهمترین بخش سیاست وبد تر از آن بخشهای امنیتی مثل کل سیسستم امنیتی روسیه که در این فیلم درگیر شده است ورزش را رها نمی کنند. ورزش پاک نادر الوجود شده است. می خواهند پیچیده ترین راههای دوپینگ جمعی - نه دوپینگ شخصیِ یک یا دونفر ـ را انجام دهند.مردم مطالبه گر ازسیاستمداران بیشتر مخاطب این فیلمند تا ورزش دوستان . این فیلم مستند سرو صدا کرد اما اثر نکرد. فیلم انگلیسی است و برایان فوگل کارگردان آن است ومحصول سال ۲۰۱۷ است.

۱۰ خرداد ۱۳۹۷
معنویت دل
می گویند عالمی اهل دقت و وسواس بر سر حوض مسجدی نشسته بود تا وضو بسازد. با دقت تمام لای انگشت ها را آب می رساند.پنج دقیقه ای گذشته بود و هنوز به شستن دست راست مشغول بود. دعاهای مستحب را هم در لابلای وضو می خواند. دراثنای وضوی عالم بزرگ، جوانی از راه رسید . همانجا با سرعت آستین را بالا زد و کمتر از زمانی که عالم وقت برای شستشوی دست چپ گذاشته بود، وضو گرفت و به داخل مسجد رفت و هنوز شیخ کاملا از کنار حوض بلند نشده بودبرگشت و به طرف در مسجد رفت. شیخ او را صدا زد. گفت با این عجله و سرعت چطور وضو گرفتی و نماز به جا آوردی. به احتمال قوی نه وضویت کامل بود ونه نمازت مقبول. جوانک بی اعتنا به سمت در مسجد رفت. گفت من وضو ساختم و نمازی با سرعت خواندم که فقط به خدایم بگویم قبولت دارم و در برابر تو عصیانگر نیستم. و جزو بندگان تو ام. همین من را کافی است. خدایی هم که من میشناسم همین عدم عصیانگری را از بنده اش خواسته است. جواب و عکس العمل آن عالم متقی را نمی دانم. شاید افسوس خورده باشد به این همه معنویت ساده . شاید هم جوانک را از دایره نمازگزاران و دینداران بیرون دانسته باشد.تفسیری که شاهدیم خیلی ها از دین و خدا دارند.  نظر آنان مهم نیست. این  اتفاق داستان هم باشد عارفانه ترین گفتگو است. کسانی می  توانند و خوشا به حالشان که وضو ونماز و عبادات را با همه مستحبات بخوانند. اما جامعه امروز ما مثل همان جوانک است. عاصی شماردن جامعه در برابر خدا بزرگتیرن گناه است. اگر با نگاه آن جوانک مردم را ببینیم، جامعه ما و بسیاری از مردم دنیا در برابر ذات قدرتمندی که به او پناه می برند، عصیانگر نیستند. دوستش دارند. آنهایی که در متر و اندازه شان بر این باورند که خدا آن قدر سخت گیر است که همه گناهکاران را خارج از حیطه دینداران ببیند، بدترین عامل رواج عصیانگری علیه دین و خدا هستند.  در متر خدای مهربان، مهم این است که عصیانگر علیه خدا نباشیم و دل هامان خدا را ببیند.   

۱۰ خرداد ۱۳۹۷
خطر فیلتر شکن بیشتر از تلگرام است
امنیت در سایه فرهنگ شکل می گیرد.فرهنگ هم در ذیل کشوری امن می تواند رشد کند.هرکدام فدای دیگری شوند، هر دو  آسیب می بینند.  اما به دلیل  اینکه مسئولان امنیتی توانایی وقدرت قهریه در اختیار دارند ، و در بسیاری  ازموارد اعتقاد به این توازن ندارند، معمولا فرهنگ قربانی می شود و در نتیجه آن امنیت هم آسیب می بیند. در قربانی شدن فرهنگ و بی توجهی به آن نا خواسته مشکلات امنیتی شدیدی بر جامعه بار می شود. نمونه اش را در همین ماجرای فیلترینگ ها ببینید. گزارش های رسمی میگوید که بعد از فیلتر شدن تلگرام ریزش اساسی در افراد و اعضایش صورت نگرفته است. تنها اتفاقی که در این میان افتاده است، دسترسی پیدا کردن میلیونها ایرانی به فیلتر شکن بوده است. این فیلتر شکن ها برای دسترسی به تلگرامی است که تا به حال کار عادی خودش را می کرد و مخاطبانش کارهای فرهنگی، تجاری، صنفی، وحتی ارتباطات محدود شخصی انجام می دادند. طبعا در صدی از این ارتباطات می تواند مشکلات سیاسی و فرهنگی و اخلاقی داشته باشد. اما وقتی برای کنترل همین ارتباطات نگاه امنیتی وارد می شود، و به دلایل عمدتا سیاسی و مراقبت های امنیتی فیلتر می شود، مردم به فیلترینگ رو می آورند. نگرانی اصلی فرهنگی و اخلاقی من بسته شدن تلگرام نیست. نگرانی ای که همه دلسوزان فرهنگ و اخلاق و دین را آزار می دهد فیلترینگی است که به دلیل دیده نشدن تلگرام صورت گرفته اما به در یک کار مقبول اجتماعی و غیر قابل جلوگیری میلیونها نسل جوان دارای فیلترینگی شده اند که فقط به تلگرام سر نمی زنند. به راحتی اگر بر صفحه کیبورد تلفن و یا لپ تاپ خود هر سایت ضد اخلاقی، ضد دینی، مروجان خشونت، را کلیک کنند، به راحتی می توانندبه آن دسترسی یابند. اینجاست که فرهنگ قربانی سیاست می شود. این جامعه پر فیلتر شکن که جزيی از امکانات همه تلفن ها و لپ تاپ ها شده است، حتما از لحاظ امنیتی و اخلاقی و دینی آسیب بیشتری می خورند و آسیب بیشتری هم می توانند بزنند. فراگیری فیلتر شکن- بنا به حجم گسترده ای  که آمار رسمی ومسئولان رسمی میگویند - از نظر اخلاقی وسیاسی و امنیتی خطر های جبران ناپذیر تر و جدی تری از دسترسی عادی به شبکه های اجتماعی دارد.  

۲۸ ارديبهشت ۱۳۹۷
سید مهدی طباطبایی طراز روحانیت اصیل
شخصیت سید مهدی روحانی طراز روحانیت اصیل بود. در طول تاریخ شیعه همیشه روحانیونی بوده اند که مردم آنها را جزيی از خانواده خود می دانسته اند. آنها در هر سنی که بوده اند، نقش پدر بزرگ دوست داشتنی ومهربان و بی آزاری را داشته اند که اعضای خانواده هروقت مشکلی پیدا می کردند و یا آرامشی می طلبیده اند به سراغ انها می رفتند.پدر مقدس و محترم جامعه. بعد از انقلاب اسلامی اگر چه روحانیون، هم فراوان شدند و هم در معرض دید قرار گرفتند اما چون بخش عمده آنها با قدرت حاکمیتی شان مورد شناخت جامعه بودند، کمتر در جایگاه پدرانه و عضویت خانواده مورد توجه قرار گرفتند. مرحوم حجه الاسلام والمسلمین سید مهدی طباطبایی یکی از نوادری بود که هر کس می شناختش روحانیت  با معنای اصلیش رادر او می دید. همین که مهمترین عنوانش معلمی اخلاق دینی بود، بزرگترین دلیل بود که روحانی مانده بود. حتی اگر این همه آفت سیاسی و اجتماعی و دینی و ریا و دروغ و تهمت هم در جامعه رواج نداشت، باز هم اخلاق باید محور دین داران می بود. چه رسد به جامعه امروزی که بی اخلاقی، هم در سطح مردم و هم در سطح حاکمیت غوغا می کند. کسی که در این دنیا اخلاق را مدرسه خود قرار می دهد،‌یعنی نیاز معنوی و روحی جامعه اش را درک کرده است. باید ، نباید هایش به پاسخ مهربانانه به نیازهای معنوی جامعه اش تبدیل می شود. طباطبایی به عنوان یک روحانی سنتی، در عین حال یک عنصر سیاسی بودو مثل خیلی از روحانیون سنتی انزوا و دوری از جامعه مرامش  نبود.سیاسی بود. سیاسی دوران سختی ها.و انقلابی دوران تنهایی و غربت انقلابیگری. اما سیاست را با معیارهای اخلاقی و دینی می خواست.حرص ها و سوز دل هایی که برای آفت های جامعه سیاست زده می خورد، به خاطر این بود که سیاستش دین نبود، بلکه به دینی اعتقاد داشت که سیاستش باید تابعی از اخلاق ودین می بود. سید مهدی روحانی توانست شان روحانی خودش را بالاتر از جناح بندی ها قرار دهد. به همه نصیحت می کرد. وقتی حق مبنای نظزاتش باشد، افراد و جناح ها مسیر حق را به او نشان نمی دادند. این او بود که همه را با مبانی حق و اخلاقش نوازش می داد.  افراطی گری را با اخلاقی بودن قابل جمع نمی دید.نصیحت هایش را تا می توانست خصوصی با افراد و جناح ها درمیان می گذاشت.گاهی هم دادش در می آمد. اما مخاطب نصیحت و دلسوزی اش یک جناح نبودند. نهیبش به ذات افراطی گری بود. از اصلاح طلبان تا پایداری چی ها و حکومت و مردم.  خودش را طلبکار کسی نمی دانست.ادبیات طلبکاران هم به کار نمی برد.این ادبیات پدرانه را مردم دوست دارند.  به زی طلبگی پایبند ماند. درهمان جا که قبل انقلاب زندگی می کرد و درهمان مسجد که ن سالها اقامه نماز می کرد تا لحظه مرگش باقی ماند. دکتر شریعتی میگففت قبیله ای را در آفریقا یافته بوده اند که بسیار پایبند به دین بودند. علت را جستجو کردند. فهمیدند مُبلغ دینی و روحانی به آن قبیله راه نیافته است. واقعیت این است که در خیلی جاها بنام دین و با عملکردهای غلط بخش عمده ای از روحانیون، جامعه گریزان از دین شده است. سید مهدی طباطبایی از آنهایی بود که اگر مکتبش الگوی روحانیت باشد،  مردم از دین گریزان نمی شوند همه اینها دلیل بر آن است که بیش از همیشه جامعه به روحانیونی این چنینی نیاز دارد و به همین دلیل مرگش چنین تاثر عمیق را برانگیخت و جمعیت کم نظیرمردمی را به تشییع جناز ه اش کشاند. هنوزلذت نشستن پای منبرش را از نوجوانی در مشهد در مسجد پدرم در ذائقه معنوی ام حس میکنم. به خانواده بزرگ و‌اصیل طباطبایی تسلیت میگویم روحش شاد.

۱۰ ارديبهشت ۱۳۹۷
نقش ارتباطات در دیدار رهبران دو کره
خیلی تصادفی بود. کتاب رهبر عظیم را می خواندم. کتاب عجیبی در مورد کره شمالی. صفحه های آخر آن بودم که در یک تحول عظیم تاریخی رهبران کره جنوبی و کره شمالی با یکدیگر ملاقات کردند. در کتاب رهبر عظیم یکی از ماموران عالیرتبه که عضو مزکز تبلیغاتی کره شمالی بوده است، تجربیات عجیبی را بیان می کند وتاثیراتی که این تبلیغات بر مردم داشته است. همه آنهاالبته در سایه تک صدایی حاکم بر کره شمالی بود. در اتاق های در بسته و هزار تو مجلات کره جنوبی وجود داشته که این مامور امنیتی و البته آشنا با فرهنگ آنها را می دیده است. مردم جزبا تلویزیون رسمی اطلاعی از دنیا نداشتند. تصویر رهبر عظیم در همه جا و در اتاق های خواب به خاطر قداست آن جا باید نصب می شده. همه روی کت و لباس رسمی عکسهای رهبر را نصب می کرده اند. در همان اتاق مخصوصی که نویسنده کتاب رهبر عظیم در وسط مرکز امنیتی کره شمالی در ان بوده است، به اسم ناشران ونویسندگان کره جنوبی در فضایل کره شمالی و رهبر آن مطلب جعل می کرده اند و در اختیار کادرهای حزبی قرار می دادند. بزرگترین کنسرت ها و مراسم فرهنگی برپا می کرده اند که هزاران نفر از مردم کره شمالی تصویر های تبلیغاتی و رهبر عظیم را با تغییر شکل در جای ایستادنشان به نمایش می گذاشتند. هنر واقعا پادگانی با استفاده از نیروی انسانی. شاعر بزرگی که نویسنده کتاب است تنها به جرم اینکه چند برگ از مجلات کره جنوبی را از ساختمان امنیتی بیرون آورده است، محکوم به مرگ می شود که با بدبختی دردناکی فرار می کند. در چین زندگی فراریان و پناهندگان کره شمالی را گزارش می کند. این همه دروغ و بزرگنمایی رهبر عظیم در سایه انحصار رسانه ای در کره بوده است.اما به گمان من وقتی سیل اینترنت بالاخره راه خودش را باز کرد، کره شمالی هم زیر فشار قرار گرفت و بالاخره رهبران دو کره هم دیدار کردند اما متاسفانه باز هم مردم قربانی ماندند. قرار شده است که در مورد سلاح اتمی فقط گفتگو کنند و از حقوق بشر حرف نزنند. سابقه لیبی وبرجام ایرانی هم نشان داد که آمریکایی ها فقط تسلیم کردن مخالفان برایشان مهم است ونه همکاری وهمراهی با آنان. مردم بازیچه قدرتها بوده اند وخواهند بود. حرفی که هزار بار از نقاط مختلف دنیا شنیده ایم. نویسنده کتاب رهبر عظیم جنگ جین سون است ومترجم آن مسعودیوسف حصیرچین و ناشرش نشر ققنوس.

۰۱ ارديبهشت ۱۳۹۷
چند پیشنهاد برای پیدا کردن مرتضوی
خبر مفقودی سعید مرتضوی را هنوز نمی توانم جدی بگیرم. دادستانی که دو دهه اسمش مو بر تن اهالی رسانه و فرهنگ و سیاست سیخ می کرد، ودر مجموع به اشاره او ده ها سال زندان برای اهالی اندیشه ایران بریده شده است و حالا فقط به دوسال زندان محکوم شده است و برای اینکه این دو سال زندان نرود فراری شده است. وقتی خبر را شنیدم اولین نکته ای که به ذهنم رسید و می توانست توجیه فراری شدنش باشد، اطلاع منحصر به فردی بود که وی از سوراخ سمبه های زندان داشت. احتمالا گمان برده که نکند او را به یکی از آن نقاطی ببرند که فقط او از آنها اطلاع داشت. کهریزک یکی از آنان بود. برای پیدا شدنش باید اول تضمین بدهند که او را به آنجاها که او دیگران را می برد نمی برند. توجیه دوم فراری شدنش می تواند این باشد که بترسد در اختیار قضاتی قرار بگیرد که او دور وبرش داشت و به طور ویژه بعضی پرونده ها را به آنها می داد. اطرافیانش معروف بودند. یکی از آنها قاضی ای بود که نماینده وی در کهریزک بود و اخیرا به جرم فسادهای گوناگونی دستگیر شد و احتمالا در زندان است. به مرتضوی بگویند که مراحل اجرای حکم گذشته و دوستان مرتضوی حکم جدیدی نمی خواهند به او بدهند شاید پیدا شود.  توجیه سوم فراری شدنش احتمالا همان چیزی است که می تواند حکمت عدم دستگیری رئیسش ، احمدی نژاد باشد. فکر می کند که همان جور که توانست برادر روسای دو قوه را به اتاقش کشاند و از رشوه خواهی فیلم بگیرد، از افراد زیادی از این فیلم ها دارد و می تواند با فرار کردن و خروج از کشور و انتشار آنان حاکمیت را به چالش بکشاند.  در این مورد هم اگر به او گفته شود چیزی نیست که به صورت واقعیت یا شایعه اش بین مردم پخش نشده باشد. دیر رسیده. ضمن اینکه با او در نظام حقوق بین المللی مثل خاوری برخورد نمی کنند.  من وقتی بحث فراری بودن او را شنیدم، فکر کردم از زندان فرار کرده است. به همان دلیل که گفتم. همه جای زندان های تهران را بلد بود. در ماجراهای 88 که خیلی وقت گرانبهایش را شخصا در داخل زندان می گذراند. لذتی که او در صحبت با زندانیان معروف می برد بیشتر از خوردن بستنی در گرمای ظهر کویر بود.  گذشته از این شوخی وجدی ها، قربانیان مرتضوی اکثرا از اهالی فرهیحته کشور بودند.  و از انتقام لذت نمی برند. اما همه شان منتظر دیدن او پشت میله های زندانند. ار بس برایشان این خبر شگفت انگیز است. در تاریخ این موجود کم نظیر است من یک احتمال دیگر را هم بعید نمی دانم. دیده اوضاع کشور خیلی به هم ریخته است. او هم هوس کرده یک مدت فراری باشد و بعد در صحنه دفاع از حقوق مردم ظاهر شود و علیه ظلم سخنرانی کند و فکر کند که منجی عدالت خواهانه مردم ایران خواهد بود. توهم از مرض های مسری است. به خصوص از رییس به مرئوس. و‌توقع داشته باشد قربانیانش تشویقش کنند

8   4       ۱    ۲   ۳    ۴    ۵    ۶    ۷    ۸    ۹    ۱۰       3  7
© Copyright 2003-2019, Webneveshteha.com. All rights reserved.