۰۷ فروردين ۱۳۹۹
خاطرات روزهای کرونایی (۲۴)
پنجشنبه ۷ فروردین ۹۹ دکتر شریعتی می گفت قبیله ای در آفریقا یافتند که بسیار پای بند و مقید و اخلاقی و متدین بودند. دلیلش را پی جو شدند. معلوم شد تا حالا پای هیچ مبلغ دینی به آن قبیله نرسیده است. وقتی امروز اعلام کردند که فردا سومین هفته ای است که نماز جمعه خوانده نمی شود،‌ ذهن خراب من یاد این قبیله آفریقایی افتاد. خدایا توبه. بعضی خطبه ها واقعا بر دینداری نمی افزود. توی تاریخ، کرونا با لیس زدن پیوند خواهد خورد. غیر از لیس زنهای قبلی قم، ‌دیروز اعلام شد که یک فروند لیس زن آمریکایی که لوازم آرایشی را لیس می زده و فیلم می گرفته دستگیر شده است. کمبود امکانات لیس چه بلاهایی تحمیل می کند. از دیروز تا امروز ۱۵۴ نفر به خاطر کرونا در ایران فوت کردند. برای ما یک عدد است. برای خانواده هایشان ولی ۱۵۴ مصیبت بزرگ بوده است. در خانه بمانیم. بیل گیتس کلی یاد آوری های کرونایی کرده است. حرفهای مقامات عالیرتبه و پولدارها را با دقت بخوانید. چون خودشان نیستند که می نویسند، کلی پول صرف آنها میشود. یک جا میگوید: "زندگی یک چرخه است، نیازی نیست بترسیم، این نیز می گذرد." در این ایام محدودیت روابط عاطفی، یه جورایی به پیام های مهربانانه وزارت بهداشت علاقه عاطفی پیدا کرده بودیم. مدتی است او هم کات کرده. بی دلیل. فکر کنم سپرده ما را به خدا. یکی از شاهان قدیم از کاروان جدا افتاده بود. از سرما می لرزید. تنها پالانی در آن اطراف پیدا کردند. به شاه بر می خورد که پالان به روی خودش بیندازد. وقتی سرما خیلی فشار آورد،‌ گفت آن را بیاورید. اسمش را ولی نیاورید. دعوای سر اسم قرنطینه در ایران هم بالا گرفته. حالا که جدی شده، میگویند جداسازی اجتماعی. اسم قرنطینه را ولی نمی آورند. نمیدانم چرا؟ یکی کاریکاتوری فرستاده بود که حتی مونالیزا هم چاق شده است. مراقب خورد و خوراک باشید. لاغر کردن بعد کرونا از ایام قرنطینه هم سخت تر است. رژیم گرفتار تر از آن است که مثل من شما را هم بگیرد. شما باید رژیم بگیرید. ضمنا خانه رستوران نیست که دستور بدهید. همکاری کنیم. شب جمعه اول سال و ماه شعبان است. در این ایام ابتلا و شیوع مرض همدیگر را دعا کنیم. تا فردا. سیدمحمدعلی ابطحی

۰۶ فروردين ۱۳۹۹
خاطرات روزهای کرونایی (۲۳)
چهارشنبه ۶ فرورردین ۹۹ رییس جمهور گفته از فردا سخت‌گیری بیشتری برای پیشگیری از انتقال کرونا انجام می‌شود. روزگاری که عطسه حرمت داشت،‌ بعد عطسه می‌گفتند عافیت باشد. حالا هم به حکومت باید گفت عافیت باشد. پرنس چارلز ۶۱ سال است که منتظر پادشاهی انگلیس است. بسوزد پدر کرونا که سراغ ولیعهد هم رفته. خدا کند آرزو به دل باکینگهام را به مقصد آن جهان ترک نکند. کلی روزنامه در انگلیس امیدوارند که شاهزاده ۱۳ روز قبل که کرونایی بوده و مادرش را دیده، یک عطسه کوچولو هم در صورت ملکه ۹۶ ساله کرده باشد بلکه فرجی شود و شاهی به ایشان منتقل گردد. از کرونا برای مودب شدن جهان باید استفاده کرد. قبلا آدم قیافه بعضی‌ها را می‌دید، کلی فحش رکیک به آنها می‌داد. این کار زشتی بود. توصیه می‌شود از این پس فقط آرزو کنید یک عطسه تو صورتشان بکنید. شیک و مجلسی و مودب وکم خطر. اگر تنظیمات کرونا روی پرچم سه رنگ سبز و سفید و قرمز قرار داشته باشد، ایتالیا و ایران را قاطی کرده. عمودی افقی‌اش جزو تنظیمات نبوده. خدا وکیلی لوس بود. خودم بگم بهتر از اینه که شما بگین. جوک ته کشیده. مدت‌هاست هنرمندان مجموعه سوینا برای نابینایان روی فیلم‌های سینمایی نسخه توضیح داری اجرا می‌کنند که بتوانند فیلم را حس کنند. خود نابینایان هم دست اندر کار هستند. روی فیلیمو هم گذاشته‌اند. معنای واقعی همراهی با محنت دیگران. خانم گلاره عباسی فعال این عرصه است. در روزگار کرونا به نابینایان هم کمک کنید فیلم ببینند. توی امریکا، از وقتی قرار شده کسی کلیسا نرود، چندتا کشیش معتقد به بهشت اجباری، بساط اعتراف‌گیری خیابانی راه انداخته‌اند. یکی هم هلیکوپتر سوار شده روی شهر صلیب می‌گرداند. همکاران‌مان هستند. دلشان برای مردم نسوزد برای آینده خودشان که باید نگران باشند. امرروز با مشاور ویدیو کنفرانس کردم. توصیه می‌کرد این قدر اخبار گوش نکنم و موبایل به دست نباشم. والااین موبایل‌ها مثل بچه‌هایی لوس بغلی شده‌اند، مگه می‌شه کنارشون گذاشت. ولی خدا وکیلی راست می‌گفت. یه جوری می‌شه دیگه. شما هم گوش کنید. خدا بخیر کند سونامی مسافران بازگشته از سفر نوروزی را. کاش می‌شد دم دروازه یک قرص بتمرگینوفن به خوردشان می‌دادند. خوب آدم عصبانی می‌شه ازشون. تا فردا سیدمحمدعلی ابطحی

۰۵ فروردين ۱۳۹۹
خاطرات روزهای کرونایی (۲۲)
سه شنبه پنجم فروردین بچه که بودیم تهران را با منزل حاج محمود لولاچیان می‌شناختیم. هرساله با پدرم و داییم و خانواده می‌آمدیم خانه‌شان. دیروز خانم لولاچیان با کرونا رفت. یاد همه مهمان‌داری‌های این خانواده افتادم. با حاج محمود لولاچیان صحبت کردم. پیرمرد خیلی قدر شناس بود. پشت تلفن هی خاطرات می‌گفت و اشک می‌ریخت. یادش بخیر، فردوسی پور وقتی می‌گفت چه می‌کنه این رونالدو. واقعا این ویروس ریز نادیده برآمده از خفاش چه می‌کنه با همه دنیا. یعنی اگر حضرت نوح این جفت خفاش را سوار کشتی نمی‌کرد چه عالی بود. زورمان به کسی نمی‌رسد به حضرت نوح گیر بدیم. دوره قحطی را در سریال خانواده مدیچی دیده بودم. وسط راه آذوقه ونیز را دزدیدند. حالا بعد هزار سال باز هم کشتی حامل مواد بهداشتی تونس را ایتالیایی‌ها دزدیدند و چکی‌ها محموله اهدایی چین به ایتالیا را. اگر سپاه در مورد تشییع سردار اسداللهی با این جمعیت و ماشین بزرگ حمل جنازه می‌گفت دارندگی و برازندگی خیلی بهتر از این بود که بگوید خود جوش بوده. ماشین به این بزرگی برای جنازه سردار سلیمانی هم تو خیابان نبود. حتی تشییع جنازه معاون دفتر رهبری و مادر همسر فرزند رهبری هم کرونایی بود. البته مرگ بر اسراییل. ولی دین‌داری افراطی‌های آنها خیلی شبیه افراطی‌های ماست. صدها نفر از این جوجه طلبه‌ها و خشکه مقدس‌هاشان ریخته‌اند توی خیابان و با پلیس درگیر شده‌اند. توی چاق سلامتی عید نورزو با آقای حمامی لاله زاری، رهبر دینی یهودیان ایران تلفنی حرف می‌زدم، می‌گفت دستورات لازم رعایت بهداشت مراکز دینی ایران را داده و خوب هم رعایت می‌کنند. خیلی نامردیه. بخش‌های جذاب سریال بریکینگ بد از سیزن چهار شرروع می‌شه. وارد سیزن پنجم شدم. فیلم ۲۰۱۹ هاستلر را هم دیدم. بنا به گفته سازمان جهانی بهداشت در ۶۷ روز مبتلایان به صدهزار رسیدند و تنها در ۱۱ روز دو برابر شدند. سر گنده ماجرا زیر لحاف است. در این وانفسا کلی روستا و شهر هم گرفتار سیل شده‌اند. یکی نوشته بود دکتر روحانی داره می‌گه خدایا یه دو دقیقه امتحان الهی نگیر. بفهمیم چه غلطی می‌کنیم. تا فردا

۰۴ فروردين ۱۳۹۹
خاطرات روزهای کرونایی (۲۱)
دوشنبه جهارم فروردین ۹۸ اسم صور اسرافیل را که شنیده‌اید، یکی از ملایک خداست که دو بار در شیپورش می‌دمد. بار اول پایان جهان را اعلام می‌کند، آخر سر همه که رفتند، خودش هم شیپور را می‌اندازد و به لقاءالله می پیوندد. از خیابان‌های خالی دنیا صدای صور اسرافیل می‌آید. با دکتر عارف صحبت می‌کردم. چاق سلامتی عید. من شخصیت خودش را دوست دارم. توصیه کردم که مراقب باشد. توی خانه بماند. با هم موافق بودیم که اگر خیلی از جلسات نباشد، کارها بهتر انجام می‌شود. طنز آقای رشیدپور هم در مورد دکتر عارف جالب بود. دست انداختن سکوت‌های عارف همه سوژه شده. وچه خوب قضیه اینکه جناب عارف جنبه داشت و تشکر کرد و نامه ننوشت و رونوشت به قوه قضاییه نداد. دیدم آقای انتظامی معاون سینمایی اعلام کرده که هنرمندان بزرگی به هنرمندان جهان نامه نوشته‌اند، هم در مورد کرونا و هم در مورد تحریم. دستشان درد نکند. اما به آقای انتظامی گفتم تکلیف هنرمندان را روشن کنید. خیلی نازنین هستند. می‌نویسند، فحش می‌خورند، نمی‌نویسند، باز هم مورد اهانت قرار می گیرند. بی‌دفاع هستند. اما دل از مردم بر نمی‌دارند. یکی از همسایه‌های قدیممان زنگ زد. پدرش سال‌ها در عراق اسیر بود. خواست تبریک بگوید، گریه کرد. گفت یک ماه قرنطینه نابودمان کرد. پدرم ۷ سال اسیر بود. 4 سال سلول. به یاد همه بودیم، به افتخار اسرای جنگ هم کف مرتب. در دهه پنجاه تب احضار ارواح در ایران بالا گرفته بود. توی نوجوانی ما. یکبار با پدرم رفتیم پیش یکی از اینها. گفت تو چون نوجوانی دراز شو،‌ من بوسیله روح تو،احضار ارواح کنم. مثل شصت تیر در رفتم. شر طور بودم از بچگی. ولی الان اگر دکان احضار ارواح باز هست، یکی پیشنهاد بدهد روح محمدبن زکریای رازی را احضار کنند، اولا کمی در مورد احوالات این روزهایش بپرسند. شایعه در موردش زیاد شده. بعد یک پیام ازش بگیرند که الکل صنعتی برای خوردن درست نشده. تلفات خوردن الکل صنعتی پا به پای کرونا دارد پیش می رود. گوش شیطان کر، ما که با هم خوبیم، اما یکی نوشته این روزها همسرم هی به من نگاه میکنه و میگه خدایا این بلا را از سر ما کم کن. نمیدانم منظورش منم یا کرونا تا فردا سید محمدعلی ابطحی

۰۳ فروردين ۱۳۹۹
خاطرات روزهای کرونایی (۲۰)
یکشنبه سوم فروردین ۹۹ آقای وزارت بهداشت. دیروز یک شیخ ناشناسی رفت تو بیمارستانهای کرونایی عطر مالی کرد. با این بی در و پیکری فردا می روند به قصد مالش روغن بنفشه. یا مراقب بیمارستانها باشین یا به مریض ها خبر بدهید از خودشون مراقبت کنند. این کارها جنایت بشری است. دیروز یکی از دوستانم از یک استانی که اسم نمی آورم زنگ زده بود احوالپرسی. می گفت همشهری های ما تو رادیو محلی هی زنگ می زنند میگویند روستای ما را سمپاشی نکردین. نمی کنن بگن ضدعفونی. گفتم حیف نمیشه اسم استانتان را آورد. در این روزهای ویژه،‌ فیلم سینمایی first man را دیدم. ماجرای اولین انسانی که به کره ماه رفت. محصول ۲۰۱۸ با کارگردانی دیمین شیزل. رو کم کنی آمریکا از شوروی و مخارج سرسام آور. پرونده رسیدن به ماه که ادامه پیدا نکرد.چه پولهای سرسام آوری در دنیا و ایران و همه جا برای رو کم کنی خرج می شود. سریال پایتخت مثل همیشه خوش درخشیده. دستشون درد نکنه. یعنی نمیشه تلویزیون باور کنه غیر از ایام نوروز هم مردم به برنامه های طنز احتیاج دارند؟. این همه نیرروهای هنرمند. این همه بودجه. با این تفکری که شادی را گناه می داند، یکی، دوتا، سه تا کانال باشد برای رفتن اجباری به بهشت. یک کانال شاد هم بگذارید برای اینهایی که می خواهند خودشان تصمیم بگیرند. جهنم خالی نماند یک وقت. امروز حوصلم سر رفته بود. یعنی تا این حد که برم بیرون هرکی سرفه می کند را بغل کنم. این جور روزها خطرناک است. از صبح هی آواز حامد همایون را گوش میکنم که: امشب غم دیروز و پریروز و فلان سال و فلان حال وبه خدا حسرت دیروز عذاب است و هرچه دارید و ندارید بپوشید و..بیب.. و بخندید که امشب سر هر کوچه خدا هست. تافردا سید محمد علی ابطحی

۰۲ فروردين ۱۳۹۹
خاطرات روزهای کرونایی (۱۹)
شنبه دوم فروردین ۹۹ عیدنوروز و مبعث تون مبارک. بقول زنده یاد مرتضی احمدی که می خواند ای سال بری برنگردی. سال ۹۸ از اون سالها بود. میشه یعنی؟ سفره‌های هفت سین امسال خیلی غریبانه بود. دور هم نبودیم. غم پنهان و آشکاری فرو می‌ریخت روی شادمانه‌ترین لحظاتمان. تاریخ به یادش باشد در این شرایط هم نوروزمان را پاس داشتیم. بچه‌ها برای عید دیدنی آمدند پایین. با فاصله هم را دیدیم. شب هم با قوم‌ و خویش‌ها ویدیو چت کردیم. به کلی آدم هم زنگ زدیم برا تبریک. اروپا چه وضعی شده. آمریکا هم داره الوی کرونایی می‌گیرد. فوتی‌های ایتالیا چند روزه زد رو دست چین. آمار رسمی فوتی‌ها و مبتلاهای ایران هم همچنان رو به افزایش است. هیچ حادثه تاریخی به وقتش معلوم نمی‌شود که نقطه عطف است. هر یک نفر کمتر در هر جای دنیا کشته کرونایی شوند، بشریت شادمانتر است. قبل انقلاب میگفتند ماهی ازون برون حرام است. بعد معلوم شد فلس دارد و حرام نیست. سالهای اول انقلاب جوک در آورده بودند که ازون برونی ها را از جهنم دارند بر می گردانند بهشت. حالا برای زلزله و سیل نماز آیات برای وحشت واجبه. علما بررسی کنند تکلیف شرعی وحشت از کرونا چیست؟ نماز ندارد؟ ما به تزریق شادی نیازمندیم. حتی دوپینگ شادی. هم چنان که حرم‌ها و مساجد از سر اضطرار بسته شده، معیارهای سختگیرانه شادی هم باید تغییر کند. طنازان از جوک ساختن خسته نشوند. جوانها جوانی کردن را فراموش نکنند. بعد کرونا دنیای دیگری، دین دیگری، رفتار اجتماعی دیگری و اقتصاد دیگری خواهیم داشت. ریل مسیر انسانیت در حال جا به جایی است. تا دلتان بخواهد پیام‌های سند تو آلی برای تبریک نوروز گرفتم. طرفتان می‌فهمد سند تو آله. حتی اگر مثل ولنتاین کارت هم بزنید روی گل که فقط به خاطر تو. بقول مشهدی‌ها چه واجب کرده. تافردا سید محمد علی ابطحی

۲۹ اسفند ۱۳۹۸
شب صفر
آخرین ساعات پایان سال ۱۳۹۸ است. سال کم‌سابقه‌ای بود. از بس غم بارید سِر کرد همه را. سال پر حادثه‌ای که رنج و غم بیش از اندازه تحمل بشر بود. سال ۹۸ درد بود و غم بود. رنج بود و مصیبت و تنهایی و فشار. و همه اینها یک جا مردم ایران را محاصره کرد. تحریم‌های ظالمانه آمریکا و همراهی دنیا، چنان گلوی مردم را فشار داد که نفس به زحمت بیرون می‌آید. بی‌تدبیری دولت و حکومت در تمشیت امور اقتصادی رنج مضاعف بود. بی‌اعتنایی به مردم چون روز روشن بود و فریاد افراطی‌گری دینی از همه بلندگوها بلند. فشارهای امنیتی و دستگیری‌ها هم که بر همان روال که بود و هست. سالی که با سیل شروع شد و سیلی خود را به گوش شهر ها و روستاها از شمال تا جنوب نواخت. بنزین را بزن در رویی گران کردند. مردم اعتراض کردند. همه چیز و همه کس در هم پیچید. روزهای تلخ و خونین آبان رقم خورد و مردم زیادی که هنوز تعدادشان رسما اعلام نشده است در خون غلتیدند. کشته شدند. سردار رشید ایران قاسم سلیمانی را آمریکایی‌ها به شهادت رساندند. در سرتاسر ایران به احترامش به خیابان‌ها آمدند. در کرمان در تشییع جنازه سردار سلیمانی باز ده‌ها نفر کشته شدند. در جریان انتقام از آمریکایی‌ها، نیروهای خودی دو موشک به هواپیمای اوکراینی زدند و ۱۷۹ نفر جان باختند. افرادی عمدتا نخبه و جوان با خروارها امید و آرزو. پنهان‌کاری چند روزه مصیبت دیگری بود که اعتماد مردم به حکومت را به صورت جدی مخدوش کرد. و آخرین آنها، کرونا خیلی سریع به داخل ایران جهید. سیر تصاعدی پیدا کرد. کشته‌ها فراوان شدند. بیمارستان‌ها پر شدند. مردم هفته‌هاست به خانه‌ها پناه برده‌اند. این‌ همه مصیبت برای یک ملت در یک سال صفحات تاریخ این سال را از شدت سیاهی متمایز می‌کند. آخرین شب سال ۹۸ شب جمعه و شب شهادت امام کاظم است. باب الحوایج. به همه دستورات پزشکی و بهداشتی احترام می‌گذاریم. دست به دعا هم هستیم. خدایا کمکمان کن. خودت گفتی ان مع العسر یسرا. می‌شود ۹۹ از جنس ۹۸ نباشد؟ آری، ما را به سخت جانی خود این گمان نبود. بوی نوروزمان را می‌جوئیم

۲۸ اسفند ۱۳۹۸
خاطرات روزهای کرونایی (۱۸)
چهارشنبه ۲۸ اسفند کتاب خاطرات پس از مرگ ماشادو د آسیس را سال ۹۱ خواندم. امروز دوباره مرور کردم. نویسنده از وقتی می‌میرد، خاطراتش را شروع می‌کند و برمی‌گردد به عقب تا تولد. این‌بار هر کاری دوست دارد بکند، می‌کند. ما هم می‌توانیم اگر بعد کرونا بودیم زندگی جدیدی را شروع کنیم. آقای دعایی همیشه می گوید ما از خدا زیبایی یوسف خواستیم، صوت داودی به ما داد. منم دیدم امکانات موی میرزا کوچک‌خانی ندارم. تصمیم گرفتم موی زیدان را تقلید کنم. این بار هم سر و ریش‌مان را دادیم دست همسر. از تلویزیون خودمون و از تلویزیون همسایه خیابان‌های اروپا را می‌دیدم. این صحنه‌های خلوت و پلیسی را توی فیلم‌های ترسناک آخرالزمانی هم نمی‌شد دید. آقای رییسی. چه کار خوبی کردید که پیشنهاد عفو هزاران زندانی را دادید.‌ بهترین فرصت قضایی برای استفاده از روزهای کرونایی بود. یک چیز دیگه هم بگم آقای رییسی؟ شما بیایید وسط تلگرام را از فیلتر آزاد کنید. اپلیکیشن‌های داخلی جواب نداد. مردم هم که توی قرنطینه‌اند. موبایل هم از دستشان نمی‌افتد. از امکانات تلگرام برای خبررسانی کرونا استفاده شود. اعصاب به‌هم ریخته مردم هم سر فیلترشکن خورد نمی‌شود. با یکی از دولتی‌ها حال واحوال می کردم. گفت برای خاطرات کرونایی زنگ زدی. گفتم نه بابا. ولی هیچی نگفت. مثل مصاحبه آقای روحانی در پایان دولت امروز باهام حرف زد. از سال پر افتخار نود و هشت تعریف کرد. ما توی خانه با لوازم اولیه سبزه انداختیم. سبز شده ولی کچل‌طوری. فرهنگ ایرانی را پاس داشتیم حتی در عصر کرونا. هم در قم و هم در مشهد دونفری که تظاهرات را سازماندهی کرده بودند کلیپ اعتراف منتشر کرده‌اند. خیلی سریع‌تر از من. یک شبه هدایت شدند. مملکت صاحب دارد. نه که بخواهم بکِشم. ولی مسئولین بررسی کنند توی این ایام تنهایی و دلتنگی واقعا سیگار و قلیان برای امر کرونا بده؟ این از مشکلات مهم است که اگر بگویند بد است، خانواده‌های زیادی از هم پاشیده می‌شوند. نگید نگفتی. مشهدی‌ها پیشنهاد دادند که دم دروازه بپرسید: «آق میرزاتون چیکاره‌ی خوسورتان مره. خوش‌تان کیش مره». اگر بلد بود بذارید بیاد. مشهدی اصیله. اینم برا همشهری‌ها. سید محمدعلی ابطحی

۲۷ اسفند ۱۳۹۸
خاطرات روزهای کرونایی (۱۷)
سه شنبه ۲۷ اسفند اینها که دیشب در اعتراض به بسته شدن حرم مشهد و قم حمله کردند و فحاشی کردند، ادامه تفکر تندروی دینی است که سال‌هاست میدان‌داری تخریب رقبا به آنها سپرده شده. البته چنان چه می‌گویند حمله‌کنندگان تندروهای مذهبی از جنس خودی نبودند. اینها با تولیت آستان قم که هفته پیش همین موضع را داشت ولی وقتی ابلاغ شد، بیانیه داد و هم نظران دیروزش را هتاکان به حریم حرم خواند، فرق دارند. اینها فقط به همین مداحی‌ها و سخنرانی‌های خیلی از نورچشمی‌ها زیادی اعتقاد یپدا کرده بودند. دستگیر کردنشان به افزایش تندروی‌های دینی می‌انجامد. در عوض سخنان آقای مروی تولیت استان‌ قدس رضوی خیلی به دل می‌نشست. چهارشنبه سوری مبارک. مراسم ملی نباید فراموش شود. فقط جو گیر نشوید. امسال کرونا هست و نباید از خانه‌ها بیرون بروید. سال آینده جبران کنید و از خجالتش در بیایید. آتش بدی‌های درونی‌مان را به یاد بیاوریم و از رویش بپریم. اینم عرفانیش. این روزها وقتی تو فیلم و سریال ها می‌بینم ملت به هم دست می‌دهند، می‌بوسند، بغل می‌کنند. داد می‌زنم احمق نکن. کرونا می‌گیری. درست مثل اینهایی که فوتبال می ‌بینند و داد میزنن و به بازیکن‌ها میگن شوت کن. امروز فیلم من تونیا هستم با کارگردانی گریک گلیسپی را دیدم. ماجرای آسیب زدن فیزیکی به رقیب ورزشی برای پیروزشدن بود. زندگی عادی را داریم فراموش می‌کنیم. توی پاییز که آبان تلخ را داشتیم و بنزین و اعتراض و کشتار، به دوستی گفتم یک پاییز با کلی رنگ و زیبایی رفت و لذت نبردیم. حالا بهار هم دارد در می زند. شکوفه‌ها اینجا و آنجا سروکله‌شان پیدا شده، گل روی ماه همدیگر را فقط می‌بینیم. نرم نرمک می‌رسد اینک بهار، تف به قبر روزگار. این را یکی گفته که عصبانی بوده و هفته سوم قرنطینه را می‌گذرانده و از بس به سقف نگاه کرده تازه فهمیده گل سمت چپ گچبری سقفشان که دهسال پیش درست کرده‌اند، متوازن نبوده. یکی از دوستان دیشب ساعت ۴ صبح از قم زده به جاده و خودش را رسانده شمال. ماشینش را هم برده توی خانه که پلاک قم را کسی نبیند. گفتم سفرش معصیت است و باید نماز را کامل بخواند. ظهر ها موقع اخبار تن آدم می‌لرزد. آمار ابتلا و مرگ کرونایی در ایران تصاعدی است. نوشته که ما آمادگی این حجم زندگی مشترک نداشتیم. قرارمان این بود که صبح برود و شب بیاید. اگر این شرط ضمن عقد باشه تکلیف چی میشه؟ حالا که نمی‌شود رفت سلمونی.موهای میرزا کوچک خان الگوی خوبی برای آقایان و زنان دورران قاجار الگوی خوبی برای خانم‌ها هست. تاریخ را پاس بداریم. این هم دوتا جوک امروز تا فردا.،

۲۶ اسفند ۱۳۹۸
خاطرات روزهای کرونایی (۱۶)
دوشنبه ۲۶ اسفند بخدا مردم ایران خیلی خوبند. بهترین و متمدن‌ترین مردم جهان در دوران کرونا بودند. بیشترشان اصول بهداشتی را رعایت کردند و می‌کنند، غارت نکردند. به فروشگاه‌ها هجوم نبردند. مذهبی و سکولارشان همدل شدند. مراجع دینی و فرهیختگان فرهنگی یک صدا دعوت به رعایت بهداشت کردند. دولت و نظامی‌ها برای کمک همدل‌تر از گذشته همراه شدند. مسجد و حرم و هیئت و کنسرت و تاتر و سینما را تعطیل کردند. مجالس عزا و عروسی را هم در بیشتر موارد قیدش را زدند و به نفع سلامت جمعی از وداع آخر با عزیزانشان چشم پوشیدند. ای ایران را از بالکن‌های اکباتان هم خوانی کردند. ماسک و لوازم بهداشتی توزیع کردند. برای هم کنسرت و کتاب‌خوانی و منبر مجازی و کلاس‌های ورزش آنلاین ترتیب دادند. خیابان‌ها را ضد عفونی کردند. رقصی چنان میانه میدان به پا کردند. بعضی‌ها تخصص‌شان را در فضای مجازی به رایگان تقدیم مردم کردند. خندیدند. در تنهایی دعا خواندند و اشک ریختند. پزشکان و کادر پرستاری و بیمارستانی در صحنه ماندند و قربانی دادند و مریض‌ها را تنها نگذاشتند. در همه این موارد استثناها هم بودند، اما ظلم به ملت ایران است که عظمت‌شان دیده نشود. امشب خبر دادند حسین آقای کروبی آزاد شده. خوشحال شدم. چه خوبه ما می‌شوریم. تازه آفتابه هم همیشه داشتیم. دیدید چه دزد بازاری سر دستمال توالت در دنیا راه افتاده. قدر بدانیم. ولی حق ملتی که این قدر می‌شست،‌این نبود. دیروز بادمجان از آسمان تهران بارید. جلوه‌های ویژه بود و خلاقیت هنرمندانه. .با مزه بود خب. تشویش اذهان عمومی نکرده بودند که گرفتنشون. بی‌خیال بابا. از مولوی عبدالحمید،‌ بزرگ سنی‌های ایران مصاحبه‌ای شنیدم که می‌گفت نماز جمعه را تعطیل نمی‌کند، چون واجب است. باور کنید سنی‌های ایران برای مردم ایران عزیزند. به اندازه کافی هم آزار دیده‌اند. به خاطر حفظ جان آنها نماز جمعه برگزار نکنید. واجبی که جان مردم را به خطر بیندازد، حرام است. حتی حضرت پاپ هم حوصلشون از انجام عبادت در قرنطینه سرآمد. یکشنبه آمدند توی میدان سنت پیتر، برای مامومینی که نبودند دست تکان دادند تا مبادا در پیش خدا مسئول باشند. تندروهای مذهبی امشب به حرم حضرت معصومه حمله کردند تا نگذارند حرم بسته شود. چالش بزرگی است مقابله با اینهایی که سال‌ها مورد حمایت بوده‌اند. جوکه‌ها. ولی خوب شد کرونا از چین شروع شد و اسمش شد کووید19، اگر از ایران شروع می‌شد و اسمش ذوالفقار 19بود خیلی تلفظش برای چینی‌ها سخت می‌شد. تا فردا

8   4       ۱    ۲    ۳    ۴    ۵   ۶    ۷    ۸    ۹    ۱۰       3  7
© Copyright 2003-2020, Webneveshteha.com. All rights reserved.