۲۱ مهر ۱۳۹۲
خاتمی، سرمایه ملی
در زادروز تولد آقای خاتمی قبل از هر چیز علاقمندم راست ترین حرف عمرم را بگویم: من همه هویت شخصیتی و فکری خودم را از آقای خاتمی می دانم. یک نکته از این معنی گفتیم وهمین باشد. در این مناسبت بی آن که قصد مجامله داشته باشم و مداحی های رایج راپی بگیرم، بر این باورم که آقای خاتمی صداقت و باورهایی دارد که او را در عالم سیاست، متمایز از دیگر هم قطارانش می کند. کسانی که می شناسند، میدانند که آقای خاتمی در حوزه مسائل اخلاقی و به خصوص در حوزه حقوق انسانی، از عمق جان به آن ها باور دارد. شاید در نگاه اول این نکته مهمی تلقی نشود. کمتر کسی را میشود پیدا کرد که این شعارها را ندهد. حتی در مبانی نظری هم معمولا شخصیت های سیاسی بحث حقوق انسان ها و حرمت گذاری به آنان را مورد توجه قرار می دهند. امادر آقای خاتمی قبل از هر باوری، حرمت دیگران و حقوق بشر و احترام به انسانیت و اصول اخلاقی نهادینه شده است. وقتی این باور نهادینه می شود - هم چنان که در آقای خاتمی نهادینه شده است - حفظ قدرت برای چنین فردی در جایگاه دوم قرار می گیرد. شاید صاحب چنین دیدگاهی نباید در سیاست وارد شود و یا اگر شد، نتواند آن را حفظ کند. اما مهم تر از حفظ قدرت، این است که صاحب این اندیشه، در بستر جامعه اش جاری می گردد. و حتی اگر روش سیاسی چنین فردی مقبول نیفتد و یا به آنان نقدهای فراوان و جدی وارد شود، اصل این ایده و صاحب آن مورد احترام باقی می ماند. درست اتفاقی که در مورد آقای خاتمی افتاد. قدرت را نتوانست نگه دارد. مورد نقد فراوان قرار گرفت. انصافا در برابر بداخلاقی های بی محابای مخالفانش کم آورد. اما همه اینها باعث نشد که محبوبیت وی در دل جامعه ایرانی کم شود. به موازات این مساله در داخل، حس حرمت گذاری وی به انسان ها باعث شده که در روابط خارجی نتواند ادبیات ناهمگون با درونش را به کار گیرد. به کار گیری ادبیات فاخر، به معنای نادیده گرفتن حقوق ملی کشور نبود. هم چنان که بکار گیری ادبیات لمپنی هم به معنای دفاع از حقوق ملی در سطح بین المللی نبود و تجربه ۸ ساله گذشته به خوبی این واقعیت را نشان داد. در ولین سفری که آقای خاتمی به اروپا داشت، بعد از پایان مذاکرات خصوصی، مصاحبه ای بین نخست وزیر ایتالیا و آقای خاتمی در جایگاه رئیس جمهور ایران برگزار شد. اولین نکته ای که نحست وزیر ایتالیا در مصاحبه مطبوعاتی گفت، این بود که خاتمی در عین احترام به میزبان، قوی ترین دفاع را از ایران ومردم کشورش انجام داد. همین حس حرمت شناسی بود که ادبیات خاتمی در دنیا به عنوان نقطه عطفی شد که حرمت ایرانیان را در تراز خودشان، در سطح بین المللی به ارمغان آورد و تا زمانی که عوامل داخلی عدم قدرت خاتمی در تحقق نظراتش را به نمایش نگذاشته بود، شوق و اشتیاق جهانی برای گفتگو با ایران را در پی داشت. موفقیت ابتدایی ایده گفتگوی تمدن ها هم مبتنی بر همین باور درونی آقای خاتمی بود. این نوع حرف ها از سوی افراد گوناگونی می توانست مطرح شود. حتی ایده های مشابهی قبل از آقای خاتمی هم مطرح بود. اما تنها ایده گفتگویی که از زبان آقای خاتمی مطرح شد، توانست در جامعه جهانی پژواک پیدا کند و رسما به عنوان یک ایده پذیرفته شده در سازمان ملل مطرح شود و یکروز به این عنوان در تقویم جهانی ثبت گردد. مهم اینکه حتی وقتی مشکلات داخلی آن قدر فزونی گرفت که نشان از عدم تحقق شعارهای خاتمی در داخل داشت، باز هم شخصیت خاتمی در نگاه مردم و سیاستمداران جهانی خدشه دار نشد و در سفرهایی که بعد ها هم به عنوان یک ایرانی انجام می داد ، از بسیاری از مسولان رسمی کشور، مسقبلان رسمی و مردمی بیشتری داشت. طرفه اینکه حتی وقتی در سال های پایانی دوران آقای خاتمی، رئیس جمهور جنگ طلبی مثل آقای بوش عنوان محور شرارت را به دولت آقای خاتمی و ایران می دهد، تا هنوز مورد انتقاد تند سیاست مداران جهانی قرار دارد و وی را به خاطر این جمله اش مورد ملامت قرار می دهند. تا جایی که خود آقای بوش در کتاب خاطراتش چهار صفحه را به توجیه این جمله غلط خود اختصاص داده که با بافتن آسمان و ریسمان بقبولاند که این جمله وی خطای استراتژیک نبوده است. اما هنوز درمحافل سیاسی جهان این جمله را خطای راهبردی او می دانند. برای خیلی از سیاستمداران جهانی که کند فهم تر بودند و آن روزها این خطا را نفهمیدند، اتفاقات ۸ سال گذشته ایران ثابت کرد که آن جمله خطای بزرگی بوده است. اکنون ایران است و این سرمایه بزرگ داخلی وخارجی. در تمام دنیا سرمایه های خود را ارج می نهند. ما سالهاست که گرفتار بزرگترین اختلاس های سرمایه های انسانی در ایران هستیم.قطعا یکی از بهترین تدبیرهای دولت ندبیر و امید، بهر گیری از سرمایه های ملی ایران است که خاتمی در راس این سرمایه ها قرار دارد

۲۵ شهريور ۱۳۹۲
جوانان اصلاح طلب کی بزرگ می شوند؟
گردهمایی جوانان اصلاح طلب در شهر کرد، بعد از سالهای سخت گذشته که در ان هرنوع اجتماعی عملا ممنوع و به مثابه یک حرکت ضد امنیتی تلقی می شد، خود به خود یک گام شیرین به سمت جلو است. البته گامی پیشروانه در جهت بازگشت به قبل از انتخابات ‪!‬۸۸ . این ‪واقعیت‬ تلخ یعنی قبل از ۸۸ که آقای احمدی نژاد هم رئیس جمهور بود، وضعیت جریانات و احزاب فکری دگر اندیش و به خصوص اصلاح طلب در شرایط نسبتا مقبولی بود که هرگز گردهمایی عادی جناح های اصلاح طلب، یک پدیده سیاسی ویک اتفاق تلقی نمی شد. اما بعد از ۸۸ با محور قرار گرفتن افراطیون دو جناح، و قدرتمند بودن جناح مخالف اصلاحات و به دست آوردن بهانه های لازم که در بسیاری از موارد پوست خربزه لغزنده از سوی مخالفان اصلاح طلب زیر پای اصلاح طلبان انداخته شده بود، سمت گیری های سیاسی و فشارهای امنیتی آن قدر گسترده شد که علاوه بر انحلال رسانه ای احزاب اصلی اصلاح طلب، هزینه هر گردهمایی کوچک چند نفره، آن قدر سنگین شد که عملا وقتی بعد پیروزی غیر منتظره دکتر روحانی لا اقل از نظر روانی فضا باز تر شد، اصل این گردهمایی خود به خود یک اتفاق بزرگ سیاسی تلقی شد. که واقعا هم یک اتفاق بود. به همین دلیل، حتما باید از مبتکران این جلسه که کارشان جسارت اندکی را به نیروهای جوانتر اصلاح طلب بر میگرداند، باید تشکر کرد. در کنار این نکته مثبت، چند مطلب مهم باید مورد توجه قرار گیرد: ۱- جوانانی که به عنوان اصلاح طلب در این گردهمایی حضور پیدا کرده بودند تا سخنان بزرگان اصلاح طلب را بشنوند، عمدتا همان کسانی بودند که در ۱۵ سال پیش هم با عنوان جوانان اصلاح طلب شناخته می شدند و آن موقع وظیفه حس میکردند تا راه را برای متولیان و بزرگان احزاب اصلاح طلبی فراهم کنند. رهبرانی که در آن سالها عمدتا در سن و سال امروزی جوانان اصلاح طلب بودند. در حقیقت عمده این جوانان در طول ۱۵ سال گذشته تحصیلات خود را تکمیل کردند. در کوران سختی های ۸۸ رنج و درد کشیدند و آسیب دیدند و پخته شدند. به دلیل ارتباط گستره اینترنتی و کار بلدی در این حوزه ها، با تمام دنیا آشنا شدند و بی شک یک سر و گردن علمی و تجربی و سیاسی از متولیان اصحاب اصلاح طلب آن روزها قد بلند تری پیدا نمودند. از سوی دیگر، در این ۱۵ ساله رهبران احزاب اصلاح طلب که آزاد بودند، یا باز نشست اداری شدند و یا در بخشهای غیر مفید دولتی گذران عمر کردند و یا در بخش خصوصی کار میکردند و رشد خارق العاده ای نداشتند. از نظر سنی نیزعمده آنان از مرز ۵۰ سالگی عبور کردند و اکثرشان از دنیای پر غوغا و ویژه دهه شصت وهفتادی ها و نیازهاشان دور بودند و حتی آنها را نمی شناسند.آن هم دهه هفتادی هایی که مسایلشان، چنانکه افتد و دانی خیلی متفاوت با نیازها و باورهای دهه ۳۰ و ۴۰ بود. فاصله ای به اندازه فاصله زمین و آسمان. طبیعی است که شناخت رهبران احزاب دیروز از این نسل هم همین میزان فرق داشته باشد. متاسفانه گردهمایی «جوانان» اصلاح طلب در شهر کرد، همین مشکل را داشت. این نسل بین ۳۰و ۴۰ ساله، دگر باید خودشان فرصت یابند تا رهبران احزاب اصلاح طلب باشند و نسل باز نشسته ما، حداکثر مشوق و یا راهنمایی کننده آنان باشیم. ۱۵ سال پیش اینان در سنینی بودند که برای پوستر چسبانی و یا تبلیغ کاندیداها می بایست در صحنه حاضر باشند. الان نسل های کوچکتر از اینان باید مشاغل یدی سیاسی را عملی کنند و جوانان دیروز رهبران وهادیان اندیشه و تفکر باشند. این آفتی است که به صورت وحشتناکی در بدنه دولت هم در حال اتفاق است. به بهانه اینکه فرصت تجربه و خطا وجود ندارد، پدر بزرگان نسل جوان فعلی را به وزارت و ریاست گماشتند. برای جبران این مساله، وعده دادند که در بدنه وزارتخانه ها را در سطوح مختلف مدیریت، جوانان حضور پیدا می کنند که در عمل این اتفاق نیفتاد. گویامتولدان دهه های ۶۰ و ۷۰ - با برجستگی های بی نظیر علمی و دانشگاهی و شعور بالای سیاسی و ارتباطی - هیچگاه نباید فرصت حضور در مدیریت ها را داشته باشند. چون نسل های قبلی شان قصد باز نشستگی ندارند. این مساله را باید بزرگان قدرت علاج کنند. در ابتدای انقلاب نسل ما و بزرگتر از ما با عمر میانگین سی ساله همه مسولیت های مهم را بر دوش کشیدیم. استدلال میکردیم که انقلاب شده و هر انقلابی به کادر خودش احتیاج دارد. اما شیرینی قدرت به بهانه داشتن تجربه زیر دندان مان ماند و حتی در مقام مشاوره های جدی، ار فهیم ترین نسل های ایرانی جوان که همسن بزرگان ما در ابتدای انقلاب بودند، از وجود آنان استفاده نمی شود. ۲- با گذشت عمر نسبتا طولانی از اغاز اصلاحات و داشتن مدعیان گوناگون و نوشته شدن منشورهای متعدد که بعضا با وقت گزاری های فراوان آقای خاتمی صورت گرفته است، و علیرغم باز شدن نسبی فضا در دوران اقای روحانی، در این اجلاس باز هم با ارایه مجموعه ای از شعار ها و خواسته ها که عمدتا تکراری بود پایان یافت. توقع می رفت که دستورالعمل اجرایی حزبی برای کمک به دولت آقای روحانی و یا کمک به تشکیلات غیر دولتی در کشورها تهیه شود و جریانات اصلاح طلب بتوانند نموداری از مطالبات اولیه، با توجه به واقعیات از دولت ارایه کنند تا در گردهمایی سالانه دیگری بتوانند شاغولی برای اندازه گیری عملکرد دولت داشته باشند. ۳- و نکته آخر این که اصلاحات باید ‪برای نسل های جدیدی که با مفاهیم جدیدی وارد عرصه سیاسی شده اند جا باز کند. ادبیات آنان متفاوت است. باور کنیم که امروز اصلاحات بیش از همیشه به سعه صدر احتیاج دارد و هزاران جوانی که ما نمیشناسیمشان در این عرصه آماده حضور سیاسی و فکری هستند ‬

۰۳ شهريور ۱۳۹۲
هفته دولت
جناب آقای دکتر روحانی سلام.هفته دولت مبارک باشد. خسته نباشید امسال خیلی ها بارغبت ومیل و از صمیم دل دوست دارند به شما هفته دولت را تبریک بگویند. رئیس جمهوری داریم در طراز مردم ایران و تاریخ پر سابقه آنان و حرفهایی از شما میشنویم از جنس صحبت های سرشار از ادب آقای خاتمی. خیلی راحت و از صمیم دل، هفته دولت بر شما مبارک باشد. قای رئیس جمور دولت شما دولت تدبیر و امید است. تدبیر را عقل وخرد جمعی می آفریند. اینکه شما هوشمندانه خودر اهل زمین معرفی کردید و پیوند های نا مرئی با آسمان را تکذیب کردید، حس جدی بودن تدبیر، برای اهالی زمین در کشوری که شما رئیس آن شده اید نشاط آفرید. ملت و رهبر آنان و صالحان کشور البته برای پیدا کردن تدبیرهای بهتر شما را دعا می کنند ولی همکارانتان باید در دولت اتاق فکر و اندیشه برای ایرانیانی که میخواهند زندگی خوب داشته باشند، به عقل زمینی و تجربه بشری تکیه کنند و بهترین تدبیر را برای این همه کار بزرگ برزمین مانده به شما ارائه نمایندو انتخاب وزیران و جنس آنها هم نشان می دهد که می دانند باید به فکر بهتر زندگی کردن مردم باشند و حس نمی کنند در عالم بالا و آسمانها کسی مامور مستقیم هدایت آنان است . لطفا به آنها بگویید وزیر شده اند تا تدبیر کنند و عقل را محور کار خود قرار دهند. ملت پس از هشت سال گذشته ار ریسمان سیاه وسفید می ترسد. از چند کیلومتری کاخ ریاست جمهوریتان هم رمال و جن گیر و خرافه گو و خرافه پرست رد شود، ویا وزیران شما اگر از حرفهای غریبی که در این سالهای مسابقه اتصال به آسمان بزنند، و مثلا پهنای باندی در فضا کشف کنند که برای دوران امام عصر است که حضرتش بتوانند از آن پهنای باند بی مزاحم استفاده نمایند و دهها نمونه دیگر، نشانه آن خواهد بود که تدبیرتان کم رنگ شده که از خدا و پیغمبر مایه می گذارید. آقای رئیس جمور امید که بخش دوم شعار دولت شما است، بستر اجرای تدابیرتان خواهد بود. امید مهمترین دستاورد شما در انتخابات بود. امید به عوض شدن شرایط گذشته. این امید تحقق پیدا کرد. اصل بازگرداندن این امید که طبعا نشاط و لبخند را در جامعه به دنبال دارد بزرگترین کاری است که کرده اید. اگر جامعه ای به حکومتش نگاه مهربان داشته باشد، خودش متولی حل همه مشکلاتش میشوند. واگر جامعه ای حس کند حاکمانش در طراز آنها نیستند و ارتباط تلخی بین آنان و مردم وجود داشته باشد، کارها و تلاشهای خوبشان هم دیده نمی شود و پایانشان جشن ملی می شود. شما از این شانس برحوردارید که امید را آفریدید. صرف همین آفرینش امید، بنزینی به بدنه اجتماعی واریز می کند که موتور محرکه جامعه بی احتیاج به دولت و با سرعت وصف ناپذیری به سمت حل مشکلاتش پیش میرود. کافی است که دولت مانعی برای آنان ایجاد نکند. البته حفظ این امیدواری و مقابله با کارهایی که جامعه را نا امید می کند مهم است. ولی همین امیدی که تا اینجا آفریده شده است هم کم اهمیت تر از ادامه مسیر نیست. همین امید اعجاز آفرین است که واژه روحانی مچکریم را در ادبیات روزمره نسل باهوش ونکته سنج جوان وارد کرد. و البته تجربه نشان داده که همین هوشمندی در همه شرایط ودر برابر هر دولتی در بین مردم وجود دارد. امید وارم در این آغاز کار دولت که تا پایان همین شعار باقی بماند. آقای روحانی کاش روبروی میزتان یک شعار اساسی تان را که در انتخابات بر آن بار ها تاکید می کردید می نوشتند وهرصبح آن را می دیدید و بر اساس آن برنامه روزتان را تنظیم میکردید. کار هر مجموعه ای از جامعه را به خود آنان می سپاریم و تنها نقش دولت، هدایت ونظارت است.این شعارتان در ایام انتخابات بارها تکرار شد. متاسفانه قدرت، حد ایستایی ندارد. هر وزیری با بروکراسی پیچیده ای که در کشور هست، به سمت این لیز می خورد که دایره قدرت وزارت تحت امرش را گسترش دهد. این خاصیت سیستم وزارت خانه ای است. تک تک وزرا و شخص شما جهاد مستمری باید بکنید تا بتوانید جامعه بزرگ و دولت کوچک درست کنید. این شعار همه بود. اما موفقیت در آن سخت است. آقای رئيس جمهور در سیاست خارجی که از دهه ها پیش دغدغه شیخ دیپلماتمات بوده است، جامعه نگرانی کمتری دارد. وزیر خارجه دوست داشتنی تان هم یک حرف کلیدی زد که باید ادبیاتمان را بادنیا تصحیح کنیم. آقای روحانی برای این گام بزرگ مچکریم! اما باور کنید این نسخه برای مردم خودمان هم خوب جواب می دهد. احترام و ادب و ادبیات در خور آنان. به وزیران بگویید که لا اقل دولتی ها با احترام و با ادبیات فاخر با مردم کشور سخن بگویند. همه اینها بهانه ای بود برای ادای تبریک به مناسبت هفته دولت و یاد آوری از رئیس جمهور و نخست وزیر شهیدمان: رجایی و باهنر.

۳۱ مرداد ۱۳۹۲
وزارت ارشاد
انتخاب وزیر ارشاد، بعد از استعفای تاریخی آقای خاتمی، همیشه برای روسای جمهور یکی از کارهای سخت بوده است. یکی از دلایلش اهمیت فرهنگ در کشور است. البته که فرهنگ در همه دنیا پر اهمیت است ولی در ایران از این جهت فرهنگ پر اهمیت تر بوده و کار وزیر ارشاد سخت تر، که وظیفه دارد مانیفست فرهنگ مقبول حداکثری را بر جامعه تحمیل کند. چه اهالی فرهنگ و مخاطبان فرهنگ بخواهند و چه نخواهند. عملا صحنه فرهنگ و هنر با این اتفاق به صحنه نبرد فرهنگی، به جای خلاقیت فرهنگی تبدیل میشود.این مشکل افرینی موضوعی است که وزرای ارشاد عملا با آن درگیر می شوند. مشکل دوم این است که که در صحنه فرهنگ و هنر همه خود را صاحب سلیقه و رای می دادنند و کمترین حق را در این صحنه کسانی دارند که درس هنر و فرهنگ را خوانده اند و کار افرین این صحنه ها هستند. در اظهار نظرهای فرهنگی و نقد و انتقاد های هنری ، همه افراد به خود حق می دهند که صاحب نظر باشند. علاوه بر این حق، از ابزارهای قدرت خود استفاده می کنند تا نظر خود را اعمال نمایند. در حالی که فرهنگ و به خصوص هنر کاملا تخصصی است. من شاهد کپ کردن بسیاری از هنر مندان بوده ام که مورد انتقادهای علنی قرار گرفته اند، مردم علیه شان تحریک شده اند، در مواردی راهپیمایی صورت گرفته و همه اینها به دلیل این بوده است که هنر را از نگاه تخصصی ندیده اند و زبان آن را نمی شناخته اند و همه این بلا ها بر سر هنرمند بی پناه ریخته شده است. مشکل سوم وزیران ارشاد این است که خیلی ها که باید سهم اصلی در فرهنگ سازی دینی داشته باشند، با همه مبالغ تکان دهنده ای که در این سالها از بودجه کشور دریافت کرده اند، نتوانسته اند فرهنگ سازی دینی کنند. بعضی رفتارهای سیاست زده آنان حتی باعث شده است که جامعه جوان پس رفت شدید دینی داشته باشد و هیچوقت در برابر این کار نکردن ها و یا بی نتیجه ماندن کارهای متولیان فرهنگ سازی دینی، نه تنها پاسخگو نبوده اند که در بسیاری از موارد فرافکنی می کنند و بار بی محصولی کارهای خود را به گردن هنرمندان می اندازند و وزیر ارشاد هم باید تمکین کند تا بماند.این نکته مهمی است که معمولا جای شاکی و متهم عوض می شود. به جای آن که هنرمندان فرصت یابند تا از فرهنگ سازان رسمی دینی بازخواست کنند که چه کرده اند، مورد هجوم قرار میگیرند. اگر وزیر ارشاد بتواند این معادله را تغییر دهد و جای شاکی و متهم را واقعی کند بسیار کار مهم و سختی را انجام داده است. به عقیده من موفق ترین وزیر ارشاد در دولت فعلی کسی میتواند باشد که جدی ترین راهبرد انتخاباتی دکتر روحانی راعملی کند: کار حوزه فرهنگ و هنر را به اهالی فهیم و زحمت کشیده و امتحان داده خود این حوزه وا گذار کند. وزارت ارشاد هر چه کوچک تر شود و جامعه هنری و فرهنگی غیر دولتی هر چه گسترده تر باشد، وزیر ارشاد موفق تری خواهد بود. همه سلایق کار اشنا هم حق دارند با دیدگاه های متفاوت در جامعه غیر دولتی حضور داشته باشند و رقابت بر ارایه جامعه بدهد، ان قدر اهالی هنر نجیبانه رقابت میکنند که قطعا خود به خود کارهای فرهنگی و هنری با انتخاب مردم به سمت بهینه تر شدن و خلاقیت روز افزون پیش می رود.

۳۰ مرداد ۱۳۹۲
ناطق نوری از ۷۶ تا ۹۲
آقای ناطق نوری در سال ۹۲ از نظر عمده جریان اصلاح طلب به عنوان یک سیاستمدار اصولگرایی شناخته می شود که هوشمندانه و منصفانه در صحنه سیاست بازی می کند. به دلیل همین هوشمندی است که آقای ناطق نوری که در مصاف رقابت انتخاباتی با آقای خاتمی، در سال ۷۶ در ذهن اکثریت جوانان و فرهیختگان آن دوران به عنوان سمبل تحجر و افراط دینی و سیاسی و نماد منحصر به فرد حاکمیت و قدرت شناخته می شد و همه نیروهای مردمی برای رای آوری رقیبش به خیابان ها سرازیر شده بودند، در سال ۹۲، در ذهن و دل همان مجموعه ها به عنوان چهره های متعادل و محترم و دلسوز و مترقی شناخته می شود. روزه سکوت خود را در مرقد امام خمینی و در شب قدری می شکند که ۴سال در آن مراسمی برگزار نشده بود. رئیس جمهور منتخب و آقای خاتمی - رقیب سرسخت ۷۶ او - در ابراز دوستی وهمراهی با اقای ناطق هیچ تردیدی به خرج نمی دهند و عملا وبه صورت طبیعی در اردوگاه نیروهای ضد ارتجاعی دینی و مترقی کشور، محبوب و مقبول قرار دارد. مواضع ایشان در چهارساله اخیر و به خصوص در حوزه دفاع از اسلام با قرائت مترقی امام خمینی و هجوم گسترده و بی پروا به برداشت های خرافی و کاسبکارانه رواج یافته از دین که در سالهای اخیر در حوزه قدرت سیاسی جا خوش کرده بود هم یکی دیگر از نمونه های تغییر پایگاه مخاطبان وی بود.راز این تفاوت را نه تنها در رفتار آقای ناطق که علاوه بر آنها در هوشمندی وی در شناخت جامعه خود هم باید جستجو کرد که در ذیل مبانی این رفتار مورد ارزیابی قرار می گیرد: ۱- مطالعه سوابق آقای ناطق نوری که به تفصیل در کتاب خاطرات خود ایشان امده است حکایت از این دارد که از نوجوانی طلبه روشن اندیشی بوده است که در فضای ارتجاعی حاکم بر حوزه های علمیه در قبل از انقلاب او از از اول مسیر و راه امام خمینی را مبنای رفتار و اندیشه خود قرار داده است. مبارزات سیاسی و سخنرانی های آتشین و انقلابی در قبل از انقلاب، به خودی خود به معنای آن است که وی در اردوگاه متحجران و خرافه پرستان نبوده است. و اگر در بعد از انقلاب در مقاطعی در کنار آن جریان خرافه گرا قرار گرفته است، خارج از مبانی اصلی وی بوده است ومنش این سال های او بازگشت به اصل است. ۲- آقای ناطق از جمله کسانی است که به دلیل کثرت منابر خود که از ۴۰ سال پیش تا چهار سال قبل ادامه داشت، به اجبار او را در داخل مردم نگه داشته است. رفت و آمد با مردم و شناخت آنها و گفتگو با نسل های گوناگون از دلایل مهمی است که میتواندسیاستمداران را همزمان با تحولات اجتماعی متحول کند و آنان را به روز نماید. من ارتباط شخصی فراوانی با آقای ناطق ندارم. اما تصورم این نیست که ایشان شخصا با تحولات این سال ها که مهمترینش در حوزه ارتباطات مجازی است، آشنا باشند و یا خود به طور مستقیم در این دنیای مجازی فعالیت داشته باشند. اساسا این نقصان نسل ایشان است که اختصاصی به روحانیون آن نسل ندارد. سرعت تکنولوژی و عادت های آن نسل امکان حضور شخصی به آنها نمی دهد. اما صرف رفت و امد و حضور در میان مردم نکته بسیار مهمی است. جامعه در این دهه اخیر تفاوت توصیف نا پذیری کرده است. نسل جوان ایرانی به برکت ارتباطات، از همه وقایع سیاسی وهنری و فرهنگی جهان مطلع است. ایران یکی از کشورهایی است که با بیشترین سرعت فیلم های معروف جهانی در آن - هر چند غیر قانونی - زیرنویس و تکثیر می شود. صدا و خصوصیات خوانندگان معروف دنیا به موازات نقاط پیشرفته فنی دنیا در ایران و در بین بسیاری از نسل جوان حضور پیدا می کند. سطح علمی جامعه به شکل فزاینده ای رشد کرده است. میزان تحصیلکرده های فارغ التحصیل دانشگاه ها که به درون جامعه و خانواده ها سرازیر شده اند فوق العاده است. این ها همه نشانه های تغییر بنیادی در درون جامعه است. این تغییرات گسترده فکری و فرهنگی حتما جامعه متفاوتی را پدید آورده است.کسی که بتواند این پوسته نازک پنهان کاری رابشکافد و واقعیت جامعه را درک کند، میتواند مسول مفیدی برای کشور باشد. مشکل جدی فعلی بسیاری از تصمیم گیران و تصمیم سازان رسانه ای در این است که یا از زیر این پوسته خبر ندارند و یا خود را به بی خبری می زنند. من البته آقای ناطق را از جمله کسانی نمیدانم که دقیقا این فضای واقعی فرهنگی جامعه را می شناسد و یا تجربه کرده است. اما صرف ارتباط با جامعه نقطه مهم و مثبتی است. وقتی جامعه ای تغییر کند، مسولانی موفق هستند که جامعه را بشناسند. آنهایی که جامعه امروز را نشناسند و با باورهای سی سال پیش خود برای این جامعه برنامه ریزی کنند، حتما ناموفق هستند و اگر هم بر قدرت هستند، فاصه زیادی با جامعه دارند و قدرت است که آنها را بر سر قدرت نگه می دارد. در حقیقت مواضع امروزی آقای ناطق نوری به معنای تغییر ایشان نیست.برآیندی از تغییر در جامعه است. ۳ـ سیاست البته بیشترین تاثیر را در تفاوت آقای ناطق و بسیاری دیگر از هم اندیشان ایشان داشته است. به عبارت بهتر، نقد و مخالفت با سیاستهای جاری ۸ ساله گذشته دولت و رئیس جمهور سابق نقطه مشترکی شد که پیوند بسیاری از سیاسیون اصولگرا را با مردم و فرهیختگان بر قرارکرد. شاید آقای ناطق در ابتدای روی کار آمدن آقای احمدی نژاد به دلیل حمایت جبهه اصولگرایان از ایشان، از رئیس جمهور شدن آقای احمدی نژاد دل نگرانی نداشتند. اما گذر زمان برای مردم و ایشان اثبات کرد که این انتخاب در طراز مردم فهیم ایران نبود. بسیاری از اصولگرایان در این موضوع بااقای ناطق همدل بودند که نظرات داخلی و خارجی رئیس جمهور سابق به پای آنان نوشته میشود. کینه ها و حرمت شکنی ها دیگر محدود به جریان اصلاح طلب رقیب نبود. اما بسیاری از آنان نتوانستند صف خود را از تفکرات و منش آقای احمدی نژاد جدا نمایند. در بسیاری ازموارد، این آقای احمدی نژاد بود که صف خود را جدا می کرد. فرق آقای ناطق با اکثریت اصولگرایان در این بود که شجاعانه خودش تصمیم گرفت که عدم همراهی با اندیشه ها و رفتارهای احمدی نژاد را برگزیند و آن را هم از نظرگاه جامعه مخفی نکرد. پای سخنانش در مجامع رسمی و مهم ننشست.در انتقاد علنی از اندیشه های انحرافی و سوئ استفاده از دین در زیر سایه نام امام زمان کوتاهی نکرد. در حقیقت ناطق، تبدیل شد به همان ناطق آزاده ای که قبل از انقلاب بود. این اصالت شخصیت مهمترین نقطه مثبتی است که ناطق را ناطق امروزی کرده است که بسیاری از اصلاح طلبان که رسما در انتخابات ۷۶ به نفع رقیب ایشان تلاش میکردند را به ذوق وشوق وادارد که سخنانش را بشنوند و خوشحال می شوند وقتی او را در کنار خاتمی در مهمانی آقای عارف می بینند. ۴‫-‬ آخرین نکته مهم که به خصلت های فردی آقای ناطق باز می گردد، خصلت معروف جوانمردی است. ورزشکار و لوتی و جوانمرد خصلت هایی است که باهم همراهند . در میان سیاست مداران آقای ناطق از معدود کسانی است که به این سه خصلت اشتهار فراوان دارد.این خصلت در سیاست باعث شد تا جوانمردانه وقتی بسیاری از بی لطفی ها را نسبت به کسانی که همرزم وهم پیمان هم در رهروی راه امام خمینی بودند را دید، بر اساس رسم مالوف سیاست، نانی به نرخ غیر روز بخورد و جوانمردانه خود را متفاوت نگهدارد. زیباترین رقابت های تاریخی، رقایت انتخاباتی آقای ناطق و خاتمی بود که دو طرف نجیب و محترم و با اصالت بودند. و مهمتر از آن بهترین رابطه دولت و مجلس در وقتی بود که این دو رقیب محترم در راس قوای اجرایی و مقننه قرار گرفتند. هیچکس در آن دوره از دو طرف بوی انتقام کشی حس نکرد. اینها از روح با اصالت و جوانمرد می تاند سر بزند. البته نمیتوان ونباید اختلاف نظرهای جدی جریان اصلاح طلب و آقای ناطق اصولگرا را نادیده گرفت و اهمیت داستان هم در این است که این ظرفیت وجود داشته باشد که با وجود اختلاف نظر، شجاعت حمایت و کمک کردن به حق در دو طرف وجود داشته باشد. سیاست یعنی همین داشتن ظرفیت و بهره وری از آن برای استفاده صحیح از قدرت.

۲۰ مرداد ۱۳۹۲
معیار روحانی در چینش کابینه تخصص بوده نه اندیشه سیاسی
محمدعلی ابطحی در گفتگو با خبرآنلاین،در ارزیابی خود از کابینه پیشنهادی یازدهم گفت: با توجه به شرایط فعلی کشور، در بعد امکانات و واقعیتهایی که وجود دارد و فضایی که بر مجلس حاکم است به نظر میرسد کابینه معرفی شده کابینه خوبی است هرچند در عمل باید مورد توجه قرار گیرند. کابینه معرفی شده توان تحقق شعارهای رییس جمهور را دارد وی تصریح کرد: مهم آن است که وزرای معرفی شده عمل کننده به شعارهایی باشند که آقای روحانی در ایام انتخابات دادند و به پشتوانه همان رای قابل توجهی را کسب کردند. براین اساس من در این کابینه این توان را می بینم که اگر مشکلات جانبی پیش نیاید اعضا به شعارهای رییس جمهور جامعه عمل بپوشانند. کابینه پیشنهادی دچار تحول شود از حالت اعتدالی خارج میشود رییس دفتر خاتمی با اشاره به اینکه معیار فراجناحی بودن در کابینه روحانی به خوبی مشهود است، خاطرنشان ساخت: معتقدم معیارهای آقای روحانی در ارتباط با چینش وزرا اندیشههای جناحی نبوده است و فارغ از گرایشات سیاسی به تجربه و تخصص افراد توجه شده است. البته از همه تشکیلات و سلایق در کابینه پیشنهادی حضور دارند و زیبایی کابینه هم این است که کل این مجموعه به کمک مجلس رای بگیرد تا اعتدالی که رییس جمهور وعده آن را دادهاند در اولین گام از طریق کابینه عملیاتی شود و در شکل هیات دولت تبلور پیدا کند اما اگر قرار باشد این مجموعه دچار تحول شود از حالت اعتدالی خارج میشود. ابطحی با بیان اینکه عدهای در مجلس در تلاش هستند همه اعضای کابینه رای اعتماد کسب نکنند، هستند، ابراز عقیده کرد: کسانی که با یک سری شعارها و نگاه سیاسی خاص در انتخابات ظهور و بروز پیدا کردند ولی رای نیاوردند می خواهند تحقق شعارهایشان را از طریق مجلس و در جریان رای دادن به کابینه اعمال کنند که نوعی حرکت ضدمردمسالاری است. وی ادامه داد: طبیعی است زمانی شعار مردم سالاری از سوی مجلس رعایت میشود که بتوانند در چارچوب اندیشهها و شعارهای آقای روحانی به کاندیداها توجه و آنها را مورد بررسی قرار دهد. این فعال سیاسی اصلاح طلب در ادامه با تاکید براینکه فضای کابینه باید متناسب با شعارها و خواست رییس دولت باشد، گفت: در کابینه معرفی شده افرادی با گرایشات سیاسی متفاوت حضور دارند، ولی این به این معنی نیست که رییس جمهور گرایش اصلی این افراد در درون کابینه گرایشات شخصی باشد بلکه باید در مسیر گرایش کلی آقای روحانی و شعارهای ایشان حرکت کنند. ابطحی تصریح کرد: معتقدم بیش از آنکه امروز به دنبال معرفی ویژگیهای وزرای معرفی شده باشیم باید تلاش کرد این افراد و کل کابینه در مسیر رای آوردن قرار گیرند. /27

۱۳ مرداد ۱۳۹۲
روز پایان هم تاریخی شد
آقای احمدی نژاد رفت. این طبیعی ترین کاری بود که در سیر زندگی سیاسی و قانونی باید انجام می شد. پایان ۸ سال ریاست جمهوری بود.اما دیروز و امروز حال و روحیه متفاوت تری بر مردم ایران حاکم است. حس ورق خوردن تاریخ در بدنه جامعه جریان دارد.گویا آحاد جامعه دست به دست هم داده اند تا این ورق سنگین را در تاریخ با کمک یکدیگر جا به جا کنند. این ۸ سال را هر کسی میتواند به نوعی برای خودش تعبیر کند.موافق یا مخالف. اما هیچکس نمی تواند دیروز را یک روز عادی بداند. چهره های مردم، لبخند هاشان، نشاط و شادابی شان همه نشان از یک تحول می داد. گویا از قبل می دانستند که روز بی احمدی نزاد، روز بزرگ تاریخی است. مردم خود را شریک در این ورق زدن تاریخ می دانستند. کمتر کسی بود که شنبه و آغاز هفته و ۱۲ مرداد را یادش نباشد. این اتفاق در گذشته سابقه نداشت که روز پایان ریاست جمهوری روز تاریخی تلقی شود. در گذشته سابقه داشت که روز انتخاب رئیس جمهوری مثل آقای خاتمی و یا همین آقای روحانی مردم جشن گرفتند و شادی کردند و غرور و قدرت خود را نشان دادند و آن را تارخی کردند. اما روز پایان هیچ رئیس جمهوری روز تاریخی نشده بود و مردم از رفتن، احساس تحول نمی کردند. دیروز اما مردم جدای از شادی روزهای پیروزی آقای روحانی، روز پایان آقای احمدی نژاد را تاریخی می دانستند. این لزوما به دلیل مخالفت با آقای احمدی نژاد نیست. اما به این معنا هست که احمدی نژاد پدیده ی غیر مترقبه ای بود که روز پایانش بیشتر از روز ورودش در ذهن مردم ماند و حس به یادماندنی ایجاد کرد. در این میان مردم ایران با پشتوانه بزرگی که دارند دوران جدید را با لبخند و مهربانی نگاه می کنند. به آن چشم دوخته اند و تغییر را منتظرند. اما میدانند که رئیس جمهور آینده اگر چه عقلانی فکر می کند و مشکلات را می شناسد و راه های باز کردن گره ها را میشناسد، ولی بدون کمک مردم دکتر روحانی نمیتواند کارهایش توفیق داشته باشد. از همه تجربه های تلخ و شیرینی که داشتیم، استفاده کنیم و به دولت کمک کنیم. و دولت هم به شعارهایش پای بند باشد. آمدن آقای دکتر روحانی گام مهمی بود که در اوج نا امیدی در داخل و خارج امید ایجاد کرد. انتظار از ایشان هم البته زیاد نیست. بعد از این ۸ سال ، کار و فعالیت دشوار است. اما تا کنون انصافا در سقف انتظاراتی که توقع میرفت سخن گفته است. از آغاز تا در مراسم تنفیذ دیروز بر روی شعارها و تعهد هایی که به مردم داده بود، پای فشرد و خبرهایی هم که از اعضای کابینه اش می رسد، امید را زنده می کند. اما همه اینها بدون پشتوانه حمایتی مردم به نتیجه نمی رسد. اقای روحانی یک بار شاهد خوشحالی و شادمانی یک پارچه مردم بعد از شنیدن خبر پیروزی شان بودند. اما دیروز را هم به یاد بسپارند که جامعه حس تغییر تاریخ ایران را داشت. حس روز تاریخی پایان آقای احمدی نژاد.

۱۱ مرداد ۱۳۹۲
مصادره دکتر روحانی
محمد علی ابطحی معاون پارلمانی دولت خاتمی طی گفتگویی با سایت خبری "تیک" Tik.ir اظهار داشت: در درون جریان اصلاح طلبی گروهی وجود ندارد که به دنبال مصادره جریان اعتدال باشد. وی افزود: رای روحانی تا حد زیادی تحت تاثیر تلاش جریان اصلاح طلب و نیروهای هوادار اصلاح طلبی بود و شخص ایشان هم همین ادبیات را در انتخابات به کار گرفته بود و براساس همین ادبیات هم رای آورد. مدیر موسسه گفت و گو ادیان با بیان اینکه «هیچ گروهی از اصلاح طلبان را نمی بینم که کمترین مطالبه ای از روحانی داشته باشند» ، تاکید کرد: مصادره به صورت جدی از سوی کسانی انجام می شود که تا لحظات اخر چه به صراحت و چه با کنایه تمام تلاش شان را به کار گرفتند تا روحانی رای نیاورد و البته این را هم می دانستند که کاندیدایشان روحانی نیست. محمد علی ابطحی در واکنش به تحت فشار گذاشتن روحانی از سوی برخی از جریان ها گفت: این فشارها ادامه ی فشارهای قبل از انتخابات است. وی تصریح کرد: تمامی این تلاش ها علیه روحانی پیش از انتخابات شکل گرفت اما علیرغم همه ی این فشارها اتفاق غیرمنتظره ای برای این گروه های فشار اتفاق افتاد و روحانی در دور اول انتخابات پیروز شد. ابطحی در ادامه در پاسخ به سئوال خبرنگار سایت خبری تیک Tik.ir مبنی بر افزایش فشارها به روحانی برای تحمیل برخی از افراد به او گفت: هیچ وقت آراء مردم برای این گروه به خصوص اهمیت نداشته و تغییری هم در ان ها ایجاد نمی کند. خود را حق مطلق می دانند و فکر می کنند مردم باید از آنها تبعیت کنند مدیر موسسه گفت و گو ادیان اضافه کرد: این ها خود را حق مطلق می دانند که مردم باید از انها تبعیت کنند. وی افزود: به همین دلیل این گروه همان روش قبل از انتخابات را اینک، پس از پیروزی دکتر روحانی، با این نوع تهدیدها و این نوع فشارها و این تحمیل هایی که به روحانی برای انتخاب وزرا می کنند، ادامه می دهند. ابطحی در پاسخ به سئوال دیگر خبرنگار تیک Tik.ir در خصوص انتقادات از امنیتی بودن برخی از اطرافیان روحانی بیان داشت: تاکنون از همه طرف نقدهای زیادی به اطرافیان روحانی وارد شده اما معتقدم که نباید بر روی این نقدها و اطرفیان روحانی مانور داد، چراکه قاعدتا تصمیم گیر شخص رئیس جمهور است. مدیر موسسه گفت و گو ادیان افزود: البته این مسئله در فرهنگ سیاسی ما همیشه وجود داشته که وقتی کسی نمی تواند و نمی خواهد با مقامی بحث کند و از آن انتفاد کند، نوک پیکان را به سمت اطرفیان نشانه می روند. ابطحی افزود: امیدوارم کابینه ای تشکیل شود که هر چه بیشتر به آنچه خود روحانی در انتخابات مطرح کرده بود، نزدیک باشد. فضای امید از بین نمی رود ابطحی ، در بخش دیگری از این مصاحبه با اشاره به کاهش فضای احساسی جامعه گفت: این فضای امید نیست که کاهش پیدا کرده بلکه هیجانات ناشی از پیروزی روحانی است. وی ادامه داد: هیجانات اولیه که برآمده از پیروزی روحانی بود، همیشه ماندگار نیست و طبیعتا نمی تواند ادامه داشته باشد. ابطحی تصریح کرد: فضای امید با گذشت 20 روز از رای آوردن روحانی و با وجود اینکه هنوز ریاست جمهوری را تحویل نگرفته از بین نمی رود. وی گفت: با همه ی این اتفاقات، تبلیغات علیه دولت آینده، بی اثر است. مدیر موسسه گفت و گو ادیان در توضیح این ادعا گفت: مهم نوشته ها و مقالات علیه روحانی نیست بلکه برایند انتخاب ایشان و بهبودی روند اوضاع حائز اهمیت است وی افزود: فضای هیجانی همیشه کوتاه مدت است، اما زمان امید به درازا می کشد و طولانی مدت خواهد بود. معاون پارلمانی دولت خاتمی در پاسخ به این سئوال خبرنگار سایت خبری تیک Tik.ir مبنی بر اینکه دعوت از شخصیت ها برای حضور در مراسم تحلیف وظیفه ی مجلس است یا دولت منتخب، بیان داشت: دعوت از اشخاص طی یک همکاری مشترک محلس و دولت آینده صورت می گیرد. وی ادامه داد: در مورد مدعوین مراسم تحلیف، مجلس یا دولت منتخب - به تنهایی - حرف اخر را نمی زنند، بلکه دعوت از اشخاص محصول کاری مشترک و در نهایت توافقی است. به من پیشنهادی برای همکاری با دولت آینده نشده/ آماده ی بازگشت هاشمی به نماز جمعه نیستند ابطحی در پاسخ به سئوال دیگر خبرنگار تیک مبنی بر حضور او در دولت آینده گفت: پیشنهادی از سوی دولت منتخب به من برای حضور در دولت نشده است. معاون پارلمانی دولت خاتمی در واکنش به سئوالی در خصوص کاندیداتوری او در انتخابات آینده مجلس بیان داشت: طبیعتا سخن گفتن در مورد انتخابات مجلس زود است اما به عقیده ی من روند کشور تحت تاثیر جریان اعتدال گرایی قرار خواهد گرفت و در نتیجه جریانات افراطی به حاشیه خواهند رفت. وی در بخش دیگری در خصوص احتمال بازگشت هاشمی به نماز جمعه گفت: خطیب نماز جمعه شدن، سیر متفاوتی دارد و جز مواردی نیست که با نظر مردم و دیگران تعیین شود. ابطحی با بیان اینکه تعیین خطیب نماز جمعه روال مشخصی دارد اظهار داشت: پیش بینی بنده این نیست که مجموعه های مربوطه ، امادگی هاشمی برای حضور مجدد در نماز جمعه را داشته باشند. وی اضافه کرد: به نظر من، این مجموعه ها کمتر به حضور مجدد هاشمی در نمازجمعه فکر می کنند.

۲۹ خرداد ۱۳۹۲
گل پشت گل.
پیروزی، پشت پیروزی. جمعه مردم ایران گل زدند. چه گل زیبا و تعیین کننده ای. گل های کاغذی. رایی دادند که قبل از هر چیز لبخند را بر لب خودشان و همه ایران دوستان جهانی ایران نشاندند. وقتی پیروزی شان را دیدند، به خیابان ها ریختند و شادی کردند و تا دم دمای صبح افسردگی چند ساله را ریختند کف خیابان ها. هنوز این شیرینی پایان نیافته بود که دیروز گل دوم شادی آفرین فوتبالیست ها به دروازه کره نشست و دوباره شادی در خون ملت دور تازه ای گرفت. شیرین تر از گل های زیبای انتخاباتی و فوتبالی، شادی یک ملت است که در پی این گل ها در خون همه ملت، جاری میشود. من نه جامعه شناسم و نه روان شناس. شاید هم فقط تصادف باشد. اما به گمانم وقتی جامعه شاد باشد، می تواند به همه عناصر اجتماعی شادی و روحیه تزریق کند. ماه های اول انتخاب آقای خاتمی و بعد خلق حماسه مردم ایران در دوم خرداد، گل شیرین صعود به جام جهانی به دروازه استرالیا وارد شد. آن شب اولین اجتماع خودجوش فوتبالی بود. عصر همان روز هیئت دولت بود. هریک از وزرا که وارد دولت می شدند، بخشی از شادمانی عمومی را تعریف میکردند. وزیر دفاع وقت با دهان کشیده تری وارد شد. با تاخیر و البته با کمی شرم و حیا گفت، جلو اتومیبل من را گرفته اند و دست می زدند که شم خانی باید برقصد. اساسا این که مردم حس کنند ظرفیت داخلی برای بیرون ریختن شادی دارند، بسیار نعمت آرامش آفرین است. گل دیروز هم که بار دیگر که صعودمان به جام جهانی را هدیه کرد، بعد از پیروزی غیر مترقبه آقای دکتر روحانی بود. در ۲۴ خرداد امسال مردم فقط یک انتخاب نکردند. حماسه آفریدند. بعد از این سالهای کم خنده و پر اخم، یک انتخاب غیر قابل باور انجام دادند. همه را غافلگیر کردمد. دکتر روحانی نماد تغییر، تفاوت، و انتخاب خود مردم شد. و به همین دلیل لبخندی بر دل ها و لب ها جاری کرد که در همه عناصر وجودی جامعه پیش رفت. وقتی پس از این گل ملی، دیروز بازیکنان قهرمان ایرانی گل صعود به جام جهانی را زدند، بار دیگر به خاطر روزهای پر انبساط و شیرینی که داشتند، دوباره جاری شدند کف خیابان ها. این شادی ها اگر چه حق طبیعی هر مردمی است، اما در ایران این روزها فراتر از شادی عادی است، یک دنیا معنا و محتواست. این گل باران برمردم گل آفرین ایران مبارک باشد

۱۲ خرداد ۱۳۹۲
ایه الله طاهری، اندیشه ساز متفاوت
آیه الله سید جلال الدین طاهری از نسل های قدیم و کهن انقلاب اسلامی بود که شاید به دلیل بیماری طولانی و سیاست های انتقادی شان در دهه گذشته، نسل فعلی کمتر ایشان را بشناسد و نام ایشان را شنیده باشد. اما این پیر سر بلند که دیروز به پیشگاه خداوند عروج کرد، برای نسل ما بسیار خاطره انگیز است . در چند عرصه مرحوم طاهری ویژگی ممتازی داشت. یکی از آنان در حوزه دفاع مقدس بود. اصفهان بیشترین نیروهای اعزامی به جبهه ها را داشت و بیشترین شهید را برای دفاع از سرزمین سربلند ایران تقدیم کرد. معمولا شبهای عملیات در اتاق فرماندهی جنگ می نشست و مردم ایران و به خصوص اصفهانی های قهرمان با دیدن چهره ملکوتی او، روحیه و توان می گرفتند. نمازهای پر شور جمعه اش هم یا در تشویق وحماسه افرینی برای رفتن و اعزام نیروها به جبهه بود و یا تشییع خیل شهیدانی بود که حاج آقا جلال پیشاپیش آنها در حرکت بود. در دوران امام و جنگ ۵ امام جمعه سرشناس و پر تاریخ و متفاوت بودند که بی رودربایستی در نوک پیکان دشمنی صدام بودند و منافقین به عنوان پیشقراولان صدام، انان را هدف حملات خود قرار می دادند. حضرات آیات صدوقی، مدنی، اشرفی اصفهانی و دستغیب، امامان جمعه یزد و تبریز و کرمانشاه و شیراز به شهادت رسیدند و از آن تاریخ که به لطف پروردگار ایه الله طاهری جان سالم در برده بود، از او با عنوان بقیه الماضین و یادگار پر افتخار جنگ یاد می شد و همواره مورد لطف ویژه امام بود. خصوصیت برجسته دیگر آیه الله طاهری، لیدری جریان روشنفکری آن ایام بود. در ابتدای فاصله گزاری بین جریانات فکری وسیاسی در بعد انقلاب که در ابتدا با عنوان چپ و راست بود و در حقیقت فاصله بین تحجر و اندیشه مترقی تلقی می شد و بعد این جریان با عنوان تاریخی خط سوم شناخته می شد، آقای طاهری یکی از سرشناس ترین لیدرهای این جریان بود که با نزدیکی به بیت امام و آیه الله منتظری این حرکت را در راصفهان رهبری می کرد و از آن جا که بیشتر تاثیر گزاران سیاسی کشور از بلاد کبیره اصفهانات بودند، تاثیر فکری ایشان در سرتاسر کشور و به خصوص پایتخت گسترده می شد. در اصفهان البته مکتب آیه الله طاهری با سد محکم جریانات سنتی روبرو شد و دو دسته گی های مذهبی به دلیل قوت جریانات سنتی هم اوج گرفت که در مواردی با پا درمیانی مرکزی و به خصوص شخص امام که طرفدار تعادل بودند، اختلافات فرو کش می کرد. تفکری که ایه الله طاهری داشت، در ادامه تاریخی به عنوان بخشی پشتوانه جریان اصلاحات قرار گرفت و به همین دلیل ایه الله طاهری از دوم خرداد تا روز عروجش پیوند عمیقی با جریان اصلاحات داشت. ایشان یک دهه قبل بیانیه تند انتقاد امیزی صادر کرد که پس از آن از عناوین رسمی کنار رفت و به عنوان پیر و مراد نسل انقلابی و اهالی جبهه و جنگ باقی ماند. این مصیبت بزرگ را به ملت ایران ومردم اصفهان وبیت شریف ایشان و فرزندان گرانقدرشان تسلیت میگویم. امیدوارم نسل امروز با نگاه به تاریخ حماسه سازان نسل قبل بتواند راه موفقیت و پیشرفت را طی کند

8   4       ۴    ۵    ۶    ۷    ۸    ۹   ۱۰    ۱۱    ۱۲    ۱۳    ۱۴       3  7
© Copyright 2003-2017, Webneveshteha.com. All rights reserved.