خاتمی در ۱۶ آذر شاهد دستاورد اصلاحات بود

دیروز در مراسم ۱۶ آذر آقای خاتمی نتیجه هفت سال تلاش بی‌وقفه خود را برای آزادی با چشم خود مشاهده کرد. این را نه از سر طعن که از سر واقعیت می‌گویم. جمعی، حتی اگر اندک بودند و از همه دانشجویان نمایندگی نمی‌کردند ولی در حضور شخص دوم کشور و رئیس قوه مجریه بدترین اهانت‌ها و فحاشی‌ها را نثار کردند. این همان گام بزرگی است که فقط در برابر خاتمی ممکن شده است و به قول خاتمی، این در حالی است که کسی نمی‌تواند حتی به رده سه و چهار قوه قضاییه اعتراض کند. برای من به عنوان دوست خاتمی منظره دیروز سخت بود ولی به عنوان یک علاقمند به سرنوشت سیاسی کشور، منظره دیروز نشانه به بار نشستن اصلاحات بود و البته فکر می‌کنم برای آخرین بارها.

سخنان خاتمی در جلسه دیروز دانشگاه را بخوانید. شفاف‌تر و رادیکال‌تر از هر زمان. اما در چهارچوبی که از ابتدا داشت. طبیعی است کسانی از این چهارچوب خارج شده باشند و راه دیگری را برگزیند ولی طبعاً به خاتمی که از ابتدا اعلام کرده بود در چهارچوب قانون اساسی آمده است نمی‌توانند ایراد داشته باشند.

دیروز وقتی شنیدم که فردی به نمایندگی بسیج به خاتمی گفته که ما متهم به مخالفت با شما بودیم ولی امروز آمدیم تا در مقابل این جریانات از شما حمایت کنیم، به چند نکته مهم توجهم جلب شد. اول آن‌که مگر خاتمی را چه کسی بی‌پر و بال کرد که امروز نتواند پاسخ هواداران سابق خودش را بدهد؟ دوم آن‌که تا کی باید ملت ایران قربانی رادیکالیسم کور شود؟

آن‌ها که دیروز خاتمی را «هو» کردند چقدر به تقویت و فراگیر شدن تمامیت‌خواهان کمک کردند؟ و چقدر به رشد دموکراسی؟ پاسخ به این سوال، فضای آرامی می‌طلبد که با توجه به واقعیت‌های موجود در کشور – که حتی اگر آن را نمی‌پسندیم ولی هست – باید مورد بررسی قرار گیرد. برنامه‌ریزی کردن برای واقعیت‌های کشوری که در آن هستیم مهم است. ارائه برنامه ایده‌آلی که شاید بشود آن را در سوئیس پیاده کرد که هنر نیست. آن‌ها که در خارج کشور هستند، و من به همه آن‌ها احترام می‌گذارم نیز نوعاً فارغ از واقعیت‌های کشور مقاله می‌نویسند. شاید هم به این دلیل که اگر نسخه‌های آنان عملی نباشد، آن‌ها آسیبی نمی‌بینند. ولی ما در داخل کشور نمی‌توانیم بی‌توجه به واقعیت‌های عرصه سیاسی کشور فکر کنیم.

باز هم از این‌که خاتمی دیروز به دانشگاه رفت، مثل دیگر مقامی که به دانشگاه می‌روند، جلسه‌اش با آرامش کامل برگزار نشد خوشحالم. علیرغم تحمل این همه سختی‌ها آقای خاتمی هم از مراسم دیروز خوشحال بود.

البته دیروز دانشجویی ایمیل زده بود از این همه هتاکی نسبت به رئیس‌جمهور ناراحت بود و نوشته بود حالا فهمیدم چرا ما در این سال‌های دراز پیشرفت نمی‌کنیم. خواستم دلداریش بدهم، گفتم این جوانان رابطه‌شان با خاتمی مثل پدر خانواده‌ای است که از او گله‌مندند. رابطه خصمانه ندارند. پاسخی داد که برایش پاسخ نداشتم: آیا کسی با پدر خودش هم چنین رفتار می‌کند؟

:اشتراک گذاری بر روی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

خاتمی در ۱۶ آذر شاهد دستاورد اصلاحات بود

دیروز در مراسم ۱۶ آذر آقای خاتمی نتیجه هفت سال تلاش بی‌وقفه خود را برای آزادی با چشم خود مشاهده کرد. این را نه از سر طعن که از سر واقعیت می‌گویم. جمعی، حتی اگر اندک بودند و از همه دانشجویان نمایندگی نمی‌کردند ولی در حضور شخص دوم کشور و رئیس قوه مجریه بدترین اهانت‌ها و فحاشی‌ها را نثار کردند. این همان گام بزرگی است که فقط در برابر خاتمی ممکن شده است و به قول خاتمی، این در حالی است که کسی نمی‌تواند حتی به رده سه و چهار قوه قضاییه اعتراض کند. برای من به عنوان دوست خاتمی منظره دیروز سخت بود ولی به عنوان یک علاقمند به سرنوشت سیاسی کشور، منظره دیروز نشانه به بار نشستن اصلاحات بود و البته فکر می‌کنم برای آخرین بارها.

سخنان خاتمی در جلسه دیروز دانشگاه را بخوانید. شفاف‌تر و رادیکال‌تر از هر زمان. اما در چهارچوبی که از ابتدا داشت. طبیعی است کسانی از این چهارچوب خارج شده باشند و راه دیگری را برگزیند ولی طبعاً به خاتمی که از ابتدا اعلام کرده بود در چهارچوب قانون اساسی آمده است نمی‌توانند ایراد داشته باشند.

دیروز وقتی شنیدم که فردی به نمایندگی بسیج به خاتمی گفته که ما متهم به مخالفت با شما بودیم ولی امروز آمدیم تا در مقابل این جریانات از شما حمایت کنیم، به چند نکته مهم توجهم جلب شد. اول آن‌که مگر خاتمی را چه کسی بی‌پر و بال کرد که امروز نتواند پاسخ هواداران سابق خودش را بدهد؟ دوم آن‌که تا کی باید ملت ایران قربانی رادیکالیسم کور شود؟

آن‌ها که دیروز خاتمی را «هو» کردند چقدر به تقویت و فراگیر شدن تمامیت‌خواهان کمک کردند؟ و چقدر به رشد دموکراسی؟ پاسخ به این سوال، فضای آرامی می‌طلبد که با توجه به واقعیت‌های موجود در کشور – که حتی اگر آن را نمی‌پسندیم ولی هست – باید مورد بررسی قرار گیرد. برنامه‌ریزی کردن برای واقعیت‌های کشوری که در آن هستیم مهم است. ارائه برنامه ایده‌آلی که شاید بشود آن را در سوئیس پیاده کرد که هنر نیست. آن‌ها که در خارج کشور هستند، و من به همه آن‌ها احترام می‌گذارم نیز نوعاً فارغ از واقعیت‌های کشور مقاله می‌نویسند. شاید هم به این دلیل که اگر نسخه‌های آنان عملی نباشد، آن‌ها آسیبی نمی‌بینند. ولی ما در داخل کشور نمی‌توانیم بی‌توجه به واقعیت‌های عرصه سیاسی کشور فکر کنیم.

باز هم از این‌که خاتمی دیروز به دانشگاه رفت، مثل دیگر مقامی که به دانشگاه می‌روند، جلسه‌اش با آرامش کامل برگزار نشد خوشحالم. علیرغم تحمل این همه سختی‌ها آقای خاتمی هم از مراسم دیروز خوشحال بود.

البته دیروز دانشجویی ایمیل زده بود از این همه هتاکی نسبت به رئیس‌جمهور ناراحت بود و نوشته بود حالا فهمیدم چرا ما در این سال‌های دراز پیشرفت نمی‌کنیم. خواستم دلداریش بدهم، گفتم این جوانان رابطه‌شان با خاتمی مثل پدر خانواده‌ای است که از او گله‌مندند. رابطه خصمانه ندارند. پاسخی داد که برایش پاسخ نداشتم: آیا کسی با پدر خودش هم چنین رفتار می‌کند؟

:اشتراک‌گذاری بر روی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *