بهخوبی به یاد دارم در عهد نوجوانیام، بحث اعلامیهٔ حقوق بشر خیلی در حوزههای دینی مطرح بود. تازه اعلامیهٔ حقوق بشر تصویب شده بود و اساتید روشنفکرتر ما در مشهد و قم همه به دنبال آن بودند که اثبات کنند ما در اسلام مواردی داریم که از اعلامیهٔ حقوق بشر هم مترقیتر است. همان سالها کتابی تحت عنوان اسلام و اعلامیهٔ حقوق بشر را آقای زینالعابدین قربانی – امامجمعهٔ فعلی رشت – نوشته بود و تکتک موارد اعلامیهٔ حقوق بشر را با منابع اسلامی مقایسه کرده بود.
این گذشت تا اینکه امام خمینی متکی به مکتب اسلام، انقلاب کرد، و این گذشت تا اینکه امروز از آن انقلاب ۲۷ سال میگذرد و زمان کافی برای تحقق اهداف وجود داشته است. ضمن اینکه دشمنیها و کارشکنیها و جنگ را هم باید در نظر گرفت. اکنون در سالگرد تصویب اعلامیهٔ حقوق بشر، مجموعههای حقوق بشری برای رفتار قضایی همواره به ایران اعتراض دارند. طبیعی است حتی اگر بعضی از آنها را هم سیاسی و بیدلیل بدانیم، بخشی از آنها همان است که بسیاری از علاقهمندان به دین و اسلام و کشور هم آن را اعلام میکنند.
در این شرایط، آنها که علاقهمندان واقعی به اسلام هستند، تنها راهی که در پیش دارند این است که همهٔ فشار و تلاش خود را برای تحقق واقعی حقوق بشر انجام دهند. آنها نه بهخاطر سیاست، بلکه بهخاطر دین از حقوق بشر حمایت کنند.
زیرا دینی که ما میشناختیم، توقع داشتیم از همهٔ دنیا برای اجرای حقوق بشر طلبکار باشد، نه برعکس.