من وآدم برفی و دریا

<ملاقات مهم و تاریخی پاپ و رهبر کلیسای ارتودوکس روس
<خاطرات شفاهی رادیو (17)/ پذیرش قطعنامه
<خاطرات شفاهی رادیو (۱۶)/ روزهای عملیات جنگ و پخش رادیو
<خاطرات شفاهی رادیو (15)/ آژیر قرمز
<خاطرات شفاهي راديو (۱۴)/ راه اندازي راديو جبهه
<خاطرات شفاهی رادیو (۱۳)/ سوتی های سخنرانی
<خاطرات شفاهی رادیو (۱۲) ‪ ‬حذف سخنرانی های قبل نماز جمعه وجنجال های آن ‪ ‬
<خاطرات شفاهی رادیو (۱۱)/ سخنرانیهای سیاسی قسمت اول
<خاطرات شفاهی رادیو (10)/خاطرات موسیقایی(۴)
<پیاده روی اربعین الگوی همزیستی فداکارانه و اخلاقی
<خاطرات شفاهی رادیو (9)/ خاطرات موسیقایی (۳)
<خاطرات شفاهی رادیو (8)/ موسیقی در دهه شصت (۲)
<خاطرات شفاهی رادیو (7)/ موسیقی (۱)
<خاطرات شفاهی رادیو (6)/ میدان ارک
<خاطرات شفاهی رادیو (5)/ پخش رادیو
<خاطرات شفاهی رادیو (4)/ کارمندان طاغوتی و یاقوتی
<خاطرات شفاهی رادیو (3)/ رویارویی سیاسی برای تغییر مدیران پخش و تولید
<خاطرات شفاهی رادیو (2)/ جلسه معارفه
<خاطرات شفاهی رادیو (1)/ از استعفاي روحاني تا حكم مجدد هاشمي
<جنایت کشتار پاریس و ریشه یابی آن

جستجوی
در

۲۶ بهمن ۱۳۹۴

خاطرات شفاهی رادیو (18)/ رادیو قرآن
وقتی آیه الله خامنه ای رئیس جمهور بودند بارها بحث راه اندازی رادیو قرآن را مطرح می کردند ولی تا زمانی که من رییس رادیو شدم عملی نشده بود. از قبل انقلاب آقای خامنه ای مشهور به علاقمندی به قاریان و صدای خوش قرآن بودند. بخشی از دوستان ایشان در مشهد هم قاریان معروف قرآن بودند و مشهد تقریبا قطب قرآنی ایران بود. مرتضی فاطمی و یا آقای محمد زاده و سایر معروفین قرائت، مشهور به نزدیکی با آقای خامنه ای بودند. بعد از انقلاب هم انصافا ایشان تنها کسی بودند که در سطح عالی کشور به مساله قرآن و قاریان اهتمام ورزیدند. یکبار در ماه های اول ریاست جمهوری ایشان که هنوز از نقاهت ترور بیرون نیامده بودند، همراه با آقای طبسی از مشهد به تهران آمدیم. از فرودگاه یک راست رفتیم خدمت رییس جمهور خامنه ای. روی تخت بودند در ساختمان قرمز ریاست جمهوری. در همان اتاق عکس مصطفی اسماعیل، قاری مشهور و مرحوم مصری بالای سرشان به دیوار بود. مصطفی اسماعیل واقعا قاری بزرگی بود. وقتی می خواند تا عمق وجود آدم اثر می کرد. تصمیم من از اول ورودم به رادیو این بود که رادیو قرآن را راه اندازی کنم. تا آن موقع عملی نشده بود. با آقای محمد هاشمی، مدیر عامل صدا و سیما در میان گذاشتم، ایشان هم مشوق بود و می کفت بارها آقای خامنه ای روی این مطلب تذکر داده اند. فنی رادیو تلویزیون می بایست زمینه را فراهم کند. من پیشنهاد دادم روی یک کانالی هم که وجود دارد می شود پخش کرد. روزانه چند ساعت هم باشد، باشد. در رادیو، قرآن دوست فوق العاده ای بود که واقعا زندگیش وقف قرآن و قرائت بود. شبها ساعت ۹ تا 5/9 غیر از برنامه قرآن قبل از اذان ، یک برنامه قرآن مجلسی پخش می شد. مسئول همه اینها آقای صدر زاده بود. تمام کاست های قرآن را خودش در آرشیو شخصی اش جمع آوری کرده بود. یکی از اعضای ریاست جمهوری فردی بود بنام آقای سیدعلی مقدم که هنوز هم در کنار رهبری هستند، او هم علاقه زیادی به قرائت و قرآن داشت و معمولا با آقای صدرزاده هم اختلاف نظر داشت. بالاخره رادیو قرآن را از اول بهمن ۶۲ به صورت تجربی راه اندازی کردیم تا اینکه رسما در ۲۲ بهمن 1362 افتتاح شد. برای افتتاحیه رادیو قرآن از آیه الله خامنه ای که واقعا موسس معنوی رادیو قرآن بودند، پیامی گرفتیم و جالب بود که ایشان برای افتتاح رادیو با صوت قرآن خواندند. نمیدانم چرا الان گاهی تلویزیون آن را پخش نمی کند. از توصیه های مکرر ایشان که چندین بار به من فرمودند این بود که در رادیو قرآن ، صداهای تشویقی پخش نکنید. از قرای ایرانی که قرائت پخش می کنید، قاریانی باشند که واقعا در طراز قرای جهانی باشند. یکی که تازه شروع به قرائت کرده و صدایش توجه جلب نمی کند، آن را از رادیو قرآن پخش نکنید. شنونده شما باید لذت صدای خوش و قرائت زیبا را بچشد. وادی قرائت هم عالم غریبی است و اختلاف نظرها و مکتب های فراوانی وجود دارد. مثلا تا مدت ها بنا به دستور شورای عالی قرآن که همان دوست سخت سلیقه مشهدی ما آقای سید علی مقدم رییس آن بود، سالها اجازه پخش اذان موذن زاده اردبیلی را نمی دادند. می گفتند اولا لحن آن فارسی است و یک جای آن از نظر تجویدی دارای اشکال است. مساله صدق الله العلی العظیم که قاریان شیعه می گفتند و منظورشان هم از علی، صفت خداوند بود و هیچ ربطی به شیعه و سنی نداشت، یکی از معضلات رادیو قرآن بود. تا مدتها برای پایان قرائت ها از همان قاری یا قاری دیگری کلمه صدق الله العلی العظیم ذکر می شد تا شعار شیعی باشد. قاریان غیر شیعه صدق الله العظیم می گفتند. که کم کم از هر قاری ای همان طور که ادا می کرد، صدق الله پخش می شد. افراطیون شیعی البته همیشه یکی از مشکلات رادیو قرآن بودند که صدای قاری سنی را برنمی تابیدند. به عبدالباسط می گفتند عبدالفاسد. یا میگفتند در رادیو قرآن صدای قاری سنی پخش نشود، روح و معنویت ندارد. دردناک بود و هست این نگاه افراطی اما هست. البته این جماعت در آن دوران حداقل در انزوای سیاسی و حکومتی بودند. یکی از پیشنهادات آیه الله خامنه ای این بود که ما از قاریان معروف جهان عرب دعوت کنیم به ایران بیایند تا هم قاریان ما با آن ها آشنا شوند و هم صدای دلکش آنان از نزدیک شنیده شود. معروفترین قاریان زنده، راغب مصطفی غلوش بود که همین چند روز پیش یعنی در بهمن ماه ۹۴ درگذشت. برنامه ریزی برای دعوت از او صورت گرفت. تامین مالی آن از سوی صدا وسیما و همکاری وزارتخارجه انجام شد. رفتم ریاست جمهوری تا خوش خبری بدهم که غلوش در راه ایران است. در همین دفتری که بعدها دفتر خود من شد، آقای میرمحمدی رییس دفتر ریییس جمهور و آقای علی مقدم بودند. آن جا مطلع شدم که شورای عالی تبلیغات که رییس آن آیه الله جنتی بود و گمان میکنم هنوز هم ریاست آن شورا را داشته باشند به آیه الله منتظری قائم مقام رهبری وقت نامه نوشته اند که این کار دعوت از قاریان خارجی کار درستی نیست. زیرا باعث دلسردی قاریان خودمان می شود و البته به نظر می رسید شیعه نبودن غلوش هم عامل اصلی تر بود. در هر حال آن سفر انجام نشد. بعد ها البته غلوش بارها به ایران آمد و در حضور آیه الله خامنه ای که دیگر رهبر نظام بودند، قرائت کرد و انصافا لذتی داشت شنیدن صدای دلنشینش. در یکی از این سفرها که بعدها انجام شد، از او خواسته بودند که اذانی بر اساس شیوه اذان شیعی بگوید که برای ایرانیان آن اذان بسیار مشهور شد. گر چه شخصا نمی پسندم از یک سنی خواسته شود تا اذان شیعی بگوید و یا یک شیعه اذان سنی بگوید.

© Copyright 2003-2016, Webneveshteha.com. All rights reserved.