من وآدم برفی و دریا

<خاطرات شفاهی رادیو(22)/رادیو و حذف شخصیت های سیاسی اول انقلاب
<خاطرات شفاهی رادیو (۲۱)/ تعیین تکلیف القاب روحانیون وائمه جمعه
<خاطرات شفاهی رادیو (20)/ نواهای مذهبی
<خاطرات شفاهی رادیو (19)/ آرشیو رادیو
<خاطرات شفاهی رادیو (18)/ رادیو قرآن
<ملاقات مهم و تاریخی پاپ و رهبر کلیسای ارتودوکس روس
<خاطرات شفاهی رادیو (17)/ پذیرش قطعنامه
<خاطرات شفاهی رادیو (۱۶)/ روزهای عملیات جنگ و پخش رادیو
<خاطرات شفاهی رادیو (15)/ آژیر قرمز
<خاطرات شفاهي راديو (۱۴)/ راه اندازي راديو جبهه
<خاطرات شفاهی رادیو (۱۳)/ سوتی های سخنرانی
<خاطرات شفاهی رادیو (۱۲) ‪ ‬حذف سخنرانی های قبل نماز جمعه وجنجال های آن ‪ ‬
<خاطرات شفاهی رادیو (۱۱)/ سخنرانیهای سیاسی قسمت اول
<خاطرات شفاهی رادیو (10)/خاطرات موسیقایی(۴)
<پیاده روی اربعین الگوی همزیستی فداکارانه و اخلاقی
<خاطرات شفاهی رادیو (9)/ خاطرات موسیقایی (۳)
<خاطرات شفاهی رادیو (8)/ موسیقی در دهه شصت (۲)
<خاطرات شفاهی رادیو (7)/ موسیقی (۱)
<خاطرات شفاهی رادیو (6)/ میدان ارک
<خاطرات شفاهی رادیو (5)/ پخش رادیو

جستجوی
در

۲۰ ارديبهشت ۱۳۹۵

خاطرات شفاهی رادیو (۲۳)/شهرستان ها و افراطی گری های بومی
برای استفاده از توان شهرستانها، در اوایل حضورم در رادیو در دهه ۶۰ دفتر ویژه ای بنام دفتر امور شهرستانها ایجاد کردم. در مورد کارهای ایجابی و استفاده از نیروهای شهرستانی در یادداشت های قبلی نوشته بودم. برای مدیریت این دفتر ازدوست دیرینم آقای عبدالرسول وصال که هم اکنون مدیر مسئول روزنامه شهروند است ودر شیراز همکارمان بود، دعوت نمودم به تهران بیاید. از قبل انقلاب در شیرازبرنامه های خوبی تولید می شد. امکانات فراوانی در آن جا بود. وقتی شیراز مدیر رادیو تلویزیون بودم متاسفانه پیوند خوبی بین نیروهای بعد انقلاب و قبل انقلاب ایجاد نشده بود. تولیدات در اختیار نیروهای بعد انقلابی بود که بیشتر در حوزه مباحث دینی بود. سرود سازی مذهبی در شیراز رواج داشت. تازگی آیه الله سید عبدالحسین دستغیب،‌امام جمعه شیراز شهید شده بود. سرودی برای ایشان درست کرده بودند که جمله معروفش این بود که دستغیب صد پاره شد، دیگر نمی آید. این قدر این سرود با تصاویر دردناک آن مرحوم از تلویزیون استان پخش می شد که فکر کنم مردم استان فریم به فریم آن را حفظ بودند. آیه الله دستغیب محبوب خیلی از مردم شیراز بود اما این تکرار پخش ها آسیب می زد به وجاهت آن شهید. جلو پخش مکرر آن را گرفتم. متاسفانه به دلیل گرفتاریهای مدیران اصلی انقلاب در تهران، گاهی در شهرستانها مشکلات زیادی ایجاد می شد که رادیو تلویزیون های مراکز به دلیل نفوذ مدیران محلی مجبور بودند آتش بیار این معرکه ها شوند. یکی دو خاطره از شیراز در آن سالها دارم. روحانی ای از مشهد به عنوان رییس کمیته انقلاب اسلامی منصوب شده بود و دادستانی از دوستان ایشان همراهش آمده بود که رسالت اصلی شان را در مبارزه با حجاب زنان و جلوگیری از پخش موسیقی به شکل افراطی می دانستند. داشتن امکانات کمیته انقلاب اسلامی به تنهایی اهداف آنان را برآورده نمی کرد. به صدا و سیما خیلی نیازمند بودند. از سوی دیگر توجه به این نکته ضروری بود که مردم شیراز نسبت به سایر شهرستانها از فضای بازتری از زمان قبل انقلاب برخوردار بودند. جشن هنر که در نوع خود بی پروا ترین رفتارها به تناسب آن زمان انجام می شد در خیابان های شیراز اتفاق می افتاد. از قدیم هم که اهل شعر و هنر بودند. بعد انقلاب رفتارهای اجتماعی در چنین شهری می بایست آرام تر باشد. حداقل تریبون عمومی استان که رادیو وتلویزیونش بود می بایست باز تر باشد. اما در مواردی بر عکس بود. در صدا وسیمای شیراز اینها خیلی برنامه داشتند. بعد از رفتنم به شیراز به عنوان مدیر صدا و سیما پخش برنامه های آنان در رادیو تلویزیون استان به حداقل و در حد خبر رسانی تنزل یافت. نمونه ای از افراط آنان که اصرار داشتند آن را در تلویزیون شیراز تشریح کنند، طرح جدا کردن مینی بوسهای شهری زنان ومردان بود. به نحوی که دوتا مینی بوس پشت سر هم راه بروند ویکی زنان در آن باشند و یکی مردان. آن هم در شرایطی که هنوز در تهران در یک اتوبوس زن ومرد، جدا نبودند. یادآوری میکنم که موبایل هم وجود نداشت که بتوانند افراد دو تا ماشین که با یکدیگر بودند، حداقل برای پیاده شدن هماهنگی کنند. کلی توضیح دادم که این ها طرح های ملی است و در یک شهرستان نمی شود این طرح ها اجرا شود. آن روحانی متدین هم اصرار می کرد که وظیفه شرعی ماست و حالا که در یک شهر می توانیم آن را انجام دهیم، چرا کمک نمی کنید. آن سید دادستان هم در برنامه تلویزیونی وقتی می گفت زنان نا محرم، چشمهایش را داخل استودیو می بست و سرش را بر اساس عادتی که بیرون استودیو نسبت به زنان نامحرم داشت، بر می گرداند. خوشبختانه این برنامه در بدو ورود من به شیراز ضبط شده بود و قبل از پخش جلوی آن را گرفتم. از همان سال ها باورم این بود که این افراط هابه دینداری مردم آسیب می زند. واز همان سالها برچسب بی توجهی به ارزشها در پرونده من ثبت شد. این نوع رفتارها در مراکز یکی از دلایل ایجاد دفتر شهرستانها در رادیو تهران بود که علاوه بر استفاده از پتانسیل مثبت شهرستانها جلوی این رفتارهای افراطی گرفته شود.

© Copyright 2003-2016, Webneveshteha.com. All rights reserved.