من وآدم برفی و دریا

<خاطرات شفاهی رادیو (۲۷)/ پخش اولین نمازها و ترتیل ها در اولین رمضان
<خاطرات شفاهی رادیو (۲۶)/ سلام صبح به خیر به مثابه جامعه مدنی
<خاطرات شفاهی رادیو (25)/ سلام صبح به خیر
<خاطرات شفاهی رادیو (۲۴)/ برنامه فارسی برای ایرانیان خارج کشور
<خاطرات شفاهی رادیو (۲۳)/شهرستان ها و افراطی گری های بومی
<خاطرات شفاهی رادیو(22)/رادیو و حذف شخصیت های سیاسی اول انقلاب
<خاطرات شفاهی رادیو (۲۱)/ تعیین تکلیف القاب روحانیون وائمه جمعه
<خاطرات شفاهی رادیو (20)/ نواهای مذهبی
<خاطرات شفاهی رادیو (19)/ آرشیو رادیو
<خاطرات شفاهی رادیو (18)/ رادیو قرآن
<ملاقات مهم و تاریخی پاپ و رهبر کلیسای ارتودوکس روس
<خاطرات شفاهی رادیو (17)/ پذیرش قطعنامه
<خاطرات شفاهی رادیو (۱۶)/ روزهای عملیات جنگ و پخش رادیو
<خاطرات شفاهی رادیو (15)/ آژیر قرمز
<خاطرات شفاهي راديو (۱۴)/ راه اندازي راديو جبهه
<خاطرات شفاهی رادیو (۱۳)/ سوتی های سخنرانی
<خاطرات شفاهی رادیو (۱۲) ‪ ‬حذف سخنرانی های قبل نماز جمعه وجنجال های آن ‪ ‬
<خاطرات شفاهی رادیو (۱۱)/ سخنرانیهای سیاسی قسمت اول
<خاطرات شفاهی رادیو (10)/خاطرات موسیقایی(۴)
<پیاده روی اربعین الگوی همزیستی فداکارانه و اخلاقی

جستجوی
در

۲۴ خرداد ۱۳۹۵

خاطرات شفاهی رادیو (28)/ رادیو دریا
قبلا در مورد راه اندازی رادیوهای جبهه و قرآن در دوران مدیریتم بر رادیو نوشته بودم. یکی از چالشی ترین موضوعات درمدیریتم، راه اندازی رادیو دریا بود. قبل انقلاب در چالوس فرستنده مستقل با امکانات فنی و مسکونی وجود داشت، بنام رادیو دریا. این رادیو به تناسب دریای قبل انقلاب مراسم تفریحی داشت واز خوانندگان مشهور دعوت می کرد که با آمدن به شمال هم فال خوانندگی در رادیو دریا را داشته باشند و هم تماشای شمال وهم تماشای دیگران مر آن خوانندگان را!. این رادیو در محدوده کنار دریا قابل شنیدن بود. در عرف متدینین و انقلابیون، کلا کنار دریای قبل انقلاب مظهر فساد آشکار بود. به همین دلیل تا سالها بحران سیاستگزاری در استفاده از دریا برای خانم ها وآقایان بود. نه می شد دریا را برداشت. نه می شد اجازه شناهای مختلط قبل انقلاب داده شود. ونه می شد که جلو شناگرانی که بی توجه به مسایل جانبی به دریا می زدند را گرفت. رادیو دریا در این میانه تابلو آن مفاسد تلقی می شد و طبعا تعطیل بود. نظریه ای در ایام جنگ داشتیم که برای پشتیبانی جبهه ها، نباید فضای تبلیغی همه شهر را درگیر جنگ و شهدا کرد و رسانه باید برای کسانی که در شهر ها هستند امید به زندگی درست کند. حتی وقتی سال ۶۰ منافقین تقریبا هر هفته یک ترور بزرگ از شخصیتهای انقلاب داشتند، سیاست بر این شده بود خیلی به عزاداری های تند در مورد شهدای ترور یا حتی شهدای جنگ در آنتن صدا و سیما برداخته نشود. به همین دلیل در رادیو با برنامه صبح جمعه با شما فضای شادتری را آرام آرام تمرین کردیم. تفاوت بین شهرو جبهه برای نگهداری مردم و خسته نشدنشان لازم بود. قبل از تابستان 1364 با دوستانی که برنامه صبح جمعه شاد را تهیه می کردند که بار اصلی آن به عهده احمد شیشه گران بود نشستی داشتیم که بررسی کنیم آیا می شود رادیو دریا را هم راه انداخت؟ سابقه ذهنیت از رادیو دریا مهمترین مشکل ما بود.از آقای محمد هاشمی مدیر عاملمان اجازه گرفتیم.ولی ایشان هم نگران بود. از عوامل فنی هم خواستیم که فرستنده را آتش کنند. ساختمان هم نیاز داشت دستی به سرو رویش بکشند.در مورد رادیو دریا و راه اندازیش عوامل خوش ذوق قدیمی رادیو تلویزیون نه تنها کار شکنی نمی کردند که سرعت هم به کار می دادند.قرار شد در تابستان سال 1364 رادیو دریا بعد از 7 سال تعطیلی در محدوده کنار دریا پخش شود. آقای احمد شیشه گران مدیر برنامه شد و آقای سعید توکل تهیه کننده آن. در مورد گوینده هم بحث شد که نو آوری باشد.آقای صارمی گوینده قدیمی رادیو بود که بعد انقلاب صدایش پخش نشده بود. وی شخصیت معروفی در قبل انقلاب در یک برنامه پلیسی داشت که می گفت ارادتمند جانیدالر. آن موقع که نسل رادیو شنوی قبل انقلاب زیاد بودند این صدا با این جمله مرادف بود.ایشان در رشت زندگی می کرد. برای گویندگی رادیو دریا از وی دعوت شد تا با خانم بهروان و آقای فرزین از رادیو مشهد اجرای این برنامه را به عهده داشته باشند. خبر پخش دوباره رادیو دریا دراستان های مازندران و گیلان خیلی صدا کرد. خیلی سریعتر از اینکه گمان می کردیم موج فشار قطب های قدرت محلی آغاز شد. امام جمعه چالوس بعد از چند بار متوسل شدن به بزرگان کشوری در نماز جمعه اعلام کرد که رادیو دریایی ها را مثل مرغابی می ریزیم توی دریا. همین مطلب را هم از رادیو پخش کردیم. مخالف سرشناس در سطح ملی آقای قراۀتی بود که همه جا مخالفت می کرد ونظرات ایشان در تهران فشار را بر ما بیشتر می کرد.. البته چون فشار مقامات محلی زیاد بود همکاران ما در استانهای مازندران و گیلان شانه خالی می کردند و به دلیل اینکه این برنامه ها از تهران آمده اند بار را بر روی ما می انداختند. کم کم مدعی ما شدند که مگر ما دراستان مازندران چه مان شده که از تهران برای ساخت برنامه رادیو دریا بیایند. با هر پوست کلفتی بود آن سال رادیو دریا را تا اول مهر ادامه دادیم. اما دیگر در سالهای بعد و تا کنون رادیو دریایی نداشتیم. محتوای آن هم بیشتر طنز و موسیقی بود که برای کنار دریا باشد. درست همین اتفاقاتی را که الان بعد از 30 سال عینا در حال تکرار است ما تجربه کردیم. رمز پوست کلفتی ما در مقابل فشارها سابقه ماهاست.

© Copyright 2003-2016, Webneveshteha.com. All rights reserved.