آرشیو عکس اموات

آرشیو عکس من در کامپیوتر دارای هزاران عکس است که همه آن‌ها را با همین دوربین ناقابل موبایلم گرفته‌ام. ولی گذر زمان دارد آن را بدیُمن می‌کند.

در این یکی‌دو ماه اخیر، یک روز خبر دادند آیت‌الله مروارید به رحمت خداوند رفت. در حال به‌روز کردن وب‌نوشت بودیم که به‌سرعت عکس آیت‌الله مروارید را پیدا کردیم و گذاشتیم. این اولین مرحوم. چند روز بعد خبر دادند آیت‌الله عبایی هم فوت کرده‌اند و عکس ایشان را در سایت گذاشتیم.

بعد از چند روز آقای اوشیدری، موبد موبدان زرتشتیان که از دوستان من بود، درگذشت. همان روز عکس او را از آرشیو عکس‌هایم بیرون آوردم. چند روز بعد شیخ زائد مرد، و عکس او. وقتی که اعلام رسمی فوت عرفات شد، باز دنبال عکس عرفات.

گاهی به دوستانم می‌گویم هی می‌خواهم از شما عکس بگیرم، ببینید در این روزها چقدر به درد می‌خورد!!

و البته یک روزی هم دیر یا زود دیگران دنبال عکس ما می‌گردند.

در هر حال، بعد از این شوخی، عکس گرفتن از دوستان کمی تا قسمتی مشکل‌تر شده است. البته خیلی‌ها که قصد مردن ندارند راحت‌تر اجازه عکس گرفتن می‌دهند! احتمالاً عزرائیل هم راحت‌تر به سراغ آنان می‌رود.

بعد از همه این حرف‌ها خداوند همه را سالم نگه دارد و طول عمر بدهد.


از وقتی اعلام کرده‌ام که وب‌نوشت یک‌ساله شده، خیلی‌ها لطف کردند و تبریک گفتند. بیش از صد و پنجاه ایمیل از دیشب داشته‌ام. پاسخ گفتن به آن‌ها خیلی مشکل است. در همین‌جا از همه‌شان تشکر می‌کنم.


از امروز بخش نظر و پاسخ هم راه افتاد. می‌توانید سؤالات و نظرات خود را مطرح کنید. شاید این بخش خوبی باشد. حرمت نوشته و قلم را هم حتماً پاس می‌داریم.

:اشتراک گذاری بر روی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آرشیو عکس اموات

آرشیو عکس من در کامپیوتر دارای هزاران عکس است که همه آن‌ها را با همین دوربین ناقابل موبایلم گرفته‌ام. ولی گذر زمان دارد آن را بدیُمن می‌کند.

در این یکی‌دو ماه اخیر، یک روز خبر دادند آیت‌الله مروارید به رحمت خداوند رفت. در حال به‌روز کردن وب‌نوشت بودیم که به‌سرعت عکس آیت‌الله مروارید را پیدا کردیم و گذاشتیم. این اولین مرحوم. چند روز بعد خبر دادند آیت‌الله عبایی هم فوت کرده‌اند و عکس ایشان را در سایت گذاشتیم.

بعد از چند روز آقای اوشیدری، موبد موبدان زرتشتیان که از دوستان من بود، درگذشت. همان روز عکس او را از آرشیو عکس‌هایم بیرون آوردم. چند روز بعد شیخ زائد مرد، و عکس او. وقتی که اعلام رسمی فوت عرفات شد، باز دنبال عکس عرفات.

گاهی به دوستانم می‌گویم هی می‌خواهم از شما عکس بگیرم، ببینید در این روزها چقدر به درد می‌خورد!!

و البته یک روزی هم دیر یا زود دیگران دنبال عکس ما می‌گردند.

در هر حال، بعد از این شوخی، عکس گرفتن از دوستان کمی تا قسمتی مشکل‌تر شده است. البته خیلی‌ها که قصد مردن ندارند راحت‌تر اجازه عکس گرفتن می‌دهند! احتمالاً عزرائیل هم راحت‌تر به سراغ آنان می‌رود.

بعد از همه این حرف‌ها خداوند همه را سالم نگه دارد و طول عمر بدهد.


از وقتی اعلام کرده‌ام که وب‌نوشت یک‌ساله شده، خیلی‌ها لطف کردند و تبریک گفتند. بیش از صد و پنجاه ایمیل از دیشب داشته‌ام. پاسخ گفتن به آن‌ها خیلی مشکل است. در همین‌جا از همه‌شان تشکر می‌کنم.


از امروز بخش نظر و پاسخ هم راه افتاد. می‌توانید سؤالات و نظرات خود را مطرح کنید. شاید این بخش خوبی باشد. حرمت نوشته و قلم را هم حتماً پاس می‌داریم.

:اشتراک‌گذاری بر روی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *